سينا قنبر پور
هر گذرگاهى مى تواند قيمتى داشته باشد.هر معبرى مى تواند بهايى داشته باشد.بسته به ميزان تردد درآن نقطه اين مبلغ متفاوت است.اين ماليات و عوارض نيست كه مى گوييم.كافى است خيابانى از خيابانهاى شهر بيشتر مورد توجه عبوركنندگان قرار گيرد.كافى است معبرى از معابر شهر يكطرفه شود يا مسير عبور به سبب تصميمات متوليان ترافيك به سوى خيابانى هدايت شود...آن وقت مى توانيد اين بها و قيمت را لمس كنيد.
بهاى استفاده از خيابان و گذرگاه براى گدايى از مردم.تكدى گرى يا دريوزگى هرچه نامش بگذاريد تغييرى در محتوا نمى كند.
گاهى آنقدر وضع و ظاهرشان رقت انگيز است كه تو مى مانى چه كنى.گاهى تأمل مى كنى كه آيامستحق است يا نه؟
گاهى گمان مى كنى پول صدقه اى را كه مى خواهى به درون صندوق ها بيندازى خب به همين افراد بدهى چرا كه با خود مى گويى اگر پول صندوقها درست توزيع شده بود كه اينها نبودند.
درخبرها مى خوانى كه يك شبكه سوءاستفاده از كودكان براى گدايى متلاشى شد و تو ديگر نمى خواهى به گدايانى كه با بچه كنار خيابان يا در مسير به سراغت مى آيند كمك كنى.گاهى مى گويى آخر چه گناهى كرده ايم كه هر روز از اول صبح تا آخر شب بايد سر هر گذرگاهى صحنه هاى تلخ نقص عضو هموطنان خود را ببينيم ،آخر مگر نهادها و متوليان رسيدگى به اين امور كار خود را انجام نمى دهند كه ناظر آنها باشيم.وقتى هم كه برحسب اتفاق روزنامه اى را ورق مى زنى و بعد مى بينى كه آمار داده اند از هر ۱۰ گداى تهرانى ۶تاى آنها خانه شخصى دارند بعد از خود مى پرسى پس گدا به كه مى گويند .اگر گدا اينها هستند پس ما كه اجاره نشين هستيم كه هستيم.گاهى هم وقتى آنها براى به دست آوردن پولى ازمن و شما سمج مى شوند مى گوييم آخر اين شهر صاحب ندارد بابا يكى بيايد اينها را جمع كند!
حالا گفته اند مى خواهند اينها را جمع كنند.گفته اند اول هشدار مى دهيم، هم كتبى و هم شفاهى و بعد متكديان را جمع مى كنيم.محمد نوريان معاون فرهنگى و اجتماعى شهردارى تهران به چند ماده قانونى استناد كرده است.دو ماده از قانون مجازات اسلامى و يك ماده از قانون شهردارى ها.درواقع يك كار عقب افتاده.هم قانونش بوده هم متولى اش مشخص حالا يك كار عقب افتاده از قبل قرار است عملى شود.ظاهرش كه خوشايند است اما يك جاى كار جاى سؤال دارد .
آيا با اخطار و بعد از آن با جمع آورى، معضل تكدى گرى قابل حل است ؟
< < <
اگر بخواهيم به سراغ تكدى گرى برويم بهتر است پيش از هر چيز معنا و مفهوم آن را يكبار بررسى كنيم بعد به قضاوت بپردازيم .
« محمود حاجيان مطلق » در مقاله اى تحت عنوان « تأملى بر پديده تكدى گرى و ريشه هاى آن در ايران » چهار تعريف را براى اين موضوع ارائه كره است .
« درخواست كمك و اعانه از ديگران بدون هيچ گونه ضابطه اقتصادى، درخواست از مردم درملاءعام به منظور رفع نيازهاى مادى با زيرپا گذاشتن شؤون انسانى و اجتماعى، متكدى به كليه افرادى اتلاق مى شود كه بنا به دلايلى اقدام به دريافت كمك از مردم به طرق مختلف مى كنند و لزوماً جزو نيازمندان نيز نيستند، متكدى فردى است كه معمولاً در ملاء عام از افراد غير آشنا درخواست كمك مالى دارد.به عبارت ديگر، متكدى فردى است كه غالباً پول از مردم درخواست مى كند حال آنكه اعضاى جامعه مسؤوليتى حقوقى در تأمين معاش وى ندارند»، اين چهار تعريفى است كه درباره تكدى گرى حاجيان مطلق به كار برده است .
اما اين همه ماجرا نيست زيرا بايد براى درك بهتر ابعاد مسأله به تعاريف و جرم انگارى اين موضوع در قانون مجازات اسلامى نيز تأملى كنيم .
در ماده ۷۱۲ قانون مجازات اسلامى آمده است : «هركس تكدى يا كلاشى را پيشه خود قرار داده باشد واز اين راه امرار معاش نمايد يا ولگردى نمايد به حبس از يك تا سه ماه محكوم خواهد شد و چنانچه با وجود توان مالى مرتكب عمل فوق شود علاوه بر مجازات مذكور كليه اموالى كه از طريق تكدى وكلاشى بدست آورده است مصادره خواهد شد.»بلافاصله پس از اين ماده در ماده ۷۱۳ همين قانون تصريح شده است : «هركس طفل صغير يا غير رشيدى را وسيله تكدى قرار دهد يا افرادى را به اين امر بگمارد به سه ماه تا دوسال حبس و استرداد كليه اموالى كه از طريق مذكور به دست آورده است محكوم خواهدشد.»
بدين ترتيب مشخص است كه هركس در ملاء عام بدون ساز و كار اقتصادى مشخص از مردم پول بخواهد مستوجب مجازات است و مرتكب جرم شده است .
اما آيا با اين دو ماده قانونى و تعاريفى كه ذكرش رفت مى توان به حل مسأله تكدى گرى پرداخت ؟
< < <
ابعادى بزرگتر از يك جرم را بايد براى اين ماجرا در نظر گرفت.متأسفانه متوليان جامعه بارها و بارها بدون توجه به ابعاد معنايى مفهوم « جمع آورى » از اين واژه براى ساماندهى امور اجتماعى بهره برده اند غافل از اينكه هيچ گاه توجه نكرده اند جمع آورى فقط يك مسكن نه چندان قوى براى كاهش درد است.پيشتر با اقداماتى نظير «جمع آورى كودكان خيابانى»، «جمع آورى زنان خيابانى»، «جمع آورى كارتن خوابها» و ...آشنا شده ايم.مسؤولان شهرى هربار همان واژه اى را به كارگرفته اند كه پيشتر براى جمع آورى ساعت ۹ هر شب به كار گرفته بودند: « جمع آورى زباله ها ».با اين تشابه معنايى بايد گوشزد كرد كه لفظ جمع آورى عملاً از يك طرح غير انسانى و غير مؤثر خبر مى دهد زيرا اگر ما از نگاه جامعه شناسى به موضوع بنگريم خواهيم ديد كه گدايان هم انسانهايى هستند اما به دليل شرايط جامعه ما به اين راه روى آورده اند.
اما جداى اين كار وقتى شهردارى به فكر جمع آورى مى افتد گويا خبر ندارد با چه معضلى مواجه است.كارى كه ميليونها پول درآن جريان دارد و چنين كارى كه اتفاقاً جزو كارهاى سياه هم محسوب مى شود با جمع آورى قابل حل نيست.
ما قصد نداريم مشكل را پيچيده كنيم يا گره اى كه با دست باز مى شود را به دندان بگيريم.نه، اما لازم است با وجوه سخت اين كار هم آشنا شويم.اگر بپذيريم كه گدايى سودايى پر پول است نبايد انتظار داشته باشيم گدايان به راحتى آن را كنار بگذارند و با مجازاتهاى مقرر در قانون مجازات اسلامى از ادامه اين كار بهراسند.
اما معضل اساسى اينجاست كه هنوز ما معضل گدايى را يك معضل ساده مى انگاريم.درواقع ابعاد پنهان آن يعنى سازمان يافتگى و درهم تنيدگى اش را نمى بينيم .
گدايى همان قدر دركشور ما ناشناخته است كه قاچاق انسان اينگونه است.از طرفى ما درايران قانونى نداريم كه به جرايم سازمان يافته و تشكيلاتى بپردازد.شايد در گدايى ما با آن تشكيلات مدرن مواجه نباشيم ولى سيستم كاملاً يكپارچه و پيوسته گدايى را پى مى گيرد و گاه حتى مى شنويم عده اى كولى از كشورهاى همسايه براى گدايى به ايران و به ويژه تهران مى آيند.
با اين وضع شهردارى عملاً مى خواهد كارى كند كه ابعاد آن را نمى شناسد.براى اين كار بايد ابتدا پليس كارى منسجم و اطلاعاتى روى موضوع انجام دهد و بعد وارد عمل شود.درواقع شهردارى به تنهايى نمى تواند وارد اين كارزار شود.
< < <
دكتر «محمود آخوندى » حقوقدان برجسته و متخصص علوم جزا در آيين دادرسى دراين باره مى گويد : « مبارزه با تكدى گرى امرى است فرهنگى و بايد عوامل منجر به بروز آن شناخته و ريشه كن شود.بايد بررسى كرد و ديد آيا گداى مورد نظر ما داراست يا از فرط ناتوانى مالى دست به اين كار مى زند.ببينيم گدا شغل دارد يا نه و بعد او را تحت تعقيب قرار دهيم.»
وى كه سالها در دادگسترى به قضاوت مشغول بوده تأكيد دارد: « در پديده تكدى گرى ما با معضلى مواجهيم كه عده اى ناپيدا افرادى ناتوان و كم بنيه را آلت دست خود قرار داده اند و وقتى ما مى خواهيم در مبارزه با اين پديده دست به جمع آورى بزنيم در واقع نفرات آلت دست را سركوب كرده ايم نه طراحان و گردانندگان اصلى.»
دكتر آخوندى مى افزايد : « شنيده ام متكديان براى خود سازمان و مدير دارند و در مبارزه با تكدى گرى بايد بتوانيم ضمن شناسايى سرشاخه ها به افراد كم توان زير دست آنها كمك كنيم .به عبارت ديگر بايد سازمانهايى را آماده كنيم تا به افراد كم توان خدماتى مناسب ارائه كنند تا سوءاستفاده كنندگان از اين قشر فرصتى براى بهره كشى نيابند.»
|
|
|
تجربه راه اندازى گرمخانه ها براى كارتن خوابها را به ياد بياوريد.حكايت جمع آورى با آن مفهومش در عمل فقط اين نكته را منجر مى شود كه ما حقوق شهروندان محروم و ناتوانمان را نمى توانم محترم بشماريم.آنها را به اجبار به جايى مى كشانيم كه دوست ندارند و به عبارتى آزادى انتخاب محل سكونت و زندگى را از آنها سلب مى كنيم.در مورد گداها نيز وضع به همين منوال سخت تر است زيرا آنها كه دست به گدايى مى زنند يك مشكل عمده نيز دارند.مشكل شكسته شدن عزت نفسشان.بنابراين گدايان صرف جمع آورى نمى توانند ديگر گدايى نكنند .آنها از مرزى گذشته اند و حالا كه مزه پول زير زبانشان مزه كرده كمتر حاضر مى شوند تن به كارى غير از اين بسپارند.بنابراين شهردارى با جمع آورى فقط مى تواند مدتى شهر را از ظاهر گداها خلاص كند ولى تا از نظر روانى مشكل اين عده حل نشود مثل معتادان متحمل آنها و آثار اعمالشان هستيم.
بنابراين وظيفه ساماندهى شهر خوب است كه به اجرا درمى آيد ولى بايد ديگر نهادها هم درآن مشاركت بجويند.آنگاه مى توان اميدوار باشيم كار به سرانجامى برسد.