جمعه ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۱۴ ربيع الثانى ۱۴۲۷
Fri, May 12, 2006
خانواده (گزارش اصلى)
۳۴۶۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
در خانه
اوقات شرعى
ارتباطات
ماجرا
بررسى طرح مقابله با متكديان سازماندهى شده
ورود
تحول ادامه دارد
بگذاريد اين هفته هم در حال و هواى انقلاب باشيم. انقلاب ما گرچه از هفته پيش انجام شده، اما هنوز به ثبات نرسيده. به هر حال روزهاى ابتداى پس از انقلاب است و اگر مشكلى هست از بدقولى هاى دوستان است. حالا زياد ماجرا را پيچيده نكنيم. از هفته گذشته تغييرات بخش خانواده شروع شد، اما در ظاهر صفحه ها انقلاب چندانى انجام نشد كه حامل بدقولى هاى مدير هنرى مجموعه بود. از اين هفته در چند صفحه بخش خانواده، تغييرات گرافيكى را مشاهده مى كنيد. گرچه انقلاب ما براى رسيدن به ثبات هنوز به چند هفته زمان نياز دارد. انقلاب ادامه دارد، چه در محتوا، چه در ظاهر.
تحولى ديگر
يك خبر داخلى داريم كه نمى دانيم خوب است يا بد. خبر اينكه تلاش مى كنيم تا در صورت امكان، مجموعه ايران جمعه را از قالب فعلى خارج كنيم و هر هفته به صورت مجله به دستتان برسانيم. در اين صورت حجم صفحه هاى ايران جمعه افزايش مى يابد و مى توانيم بخشهاى تازه اى به مجموعه اضافه كنيم. البته موضوع فعلاً در حد حرف است و مى دانيد كه فاصله حرف تا عمل بسيار است. با اين حال خوشحال مى شويم اگر در اين باره با ما صحبت كنيد. به هر حال ما فكر مى كنيم اين حرف از آن حرفهاى جدى است.
روى موج كتاب
سعى مى كنيم با اتفاقات دور و برمان هماهنگ باشيم. اين روزها بحث، بحث كتاب و نمايشگاه كتاب و البته موضوع كتابخوانى است. سعى كرديم در اين شماره هم در اين مسير روز حركت كنيم. مطالب مختلف و متنوعى با موضوع كتاب را در اين شماره ايران جمعه هم مى خوانيد. اميدواريم اين همه كاغذ سياه كردن در باب كتاب، يكصدم در افزايش آمار كتابخوانى ايران تأثير داشته باشد.
پرونده اى براى سيگار
همين حالا يكى از دوستان سيگارش را روشن كرد و گفت: «اين هفته پرونده سيگار داريد؟ موضوع خوبى است، اما يك صفحه كم است.» اين را نوشتيم تا برسيم به جريان صفحه پرونده. اين صفحه هر هفته به يكى از مناسبتهاى پيش رو اختصاص دارد. مثلاً هفته گذشته به مناسبت هفته معلم، پرونده اى براى معلمان باز كرديم، اما اين صفحه در هفته هايى كه مناسبتى ندارند، با انتخاب موضوع از طرف خودمان بسته مى شود. فكر كرديم سيگار موضوع جالبى است و صفحه پرونده را اين هفته به سيگار اختصاص داديم. راستى چرا همه مى دانند سيگار براى سلامتى مضر است و باز هم تركش نمى كنند؟ شايد به اين دليل كه از زندگى خسته اند و يا شايد اين تنها همراهى است كه تا تركش نكنى، تو را ترك نمى كند. اما به قول دوستان ماجرا به اين سادگى ها نيست كه در يك صفحه بگنجند. با اين حال ماييم و همين يك صفحه براى پرونده. اميدواريم راضى باشيد.
گفت و گويى تازه
حالا كه قرار است در حال و هواى انقلاب باقى بمانيم، بگذاريد كمى هم از تغييراتى كه در برنامه قرار داده ايم، صحبت كنيم. اگر از خواننده هاى ثابت ما باشيد، حتماً متوجه شده ايد كه ميان ۸ صفحه خانواده، صفحه گفت و گو تنها صفحه اى است كه دچار هيچ تحولى نشده. دليل اين است كه ايجاد تغيير در اين صفحه نياز به بررسى و دقت بيشترى دارد. البته ما قصد داريم در اين صفحه هم تغييراتى ايجاد كنيم. فعلاً مشغول كار روى پرداختى تازه در مقوله گفت و گو هستيم. گرچه سعى داريم در دايره چهره هاى اين صفحه هم تنوع بيشترى ايجاد كنيم. هدف اين است كه چهره هاى سرشناس ورزش، سياست، هنر و غيره، به تناوب در اين صفحه به چشم بيايند. اگر كمى حوصله به خرج بدهيد، مى بينيد كه دامنه انقلاب به صفحه گفت و گو هم كشيده مى شود. منتظر باشيد.
فكر نان باشيد
بسيارى از دوستان تماس مى گيرند و امكان ورورد به مطبوعات از طريق نشريه ايران جمعه را بررسى مى كنند. راستش ما خيلى دوست داريم اينجا با استقبال از افراد مستعد در زمينه روزنامه نگارى دست به توليد نيروهاى تازه بزنيم، اما متأسفانه فعلاً امكان اين كار را نداريم. با اين حال شما اگر فكر مى كنيد استعدادتان سرخورده مى شود، مطالبتان را برايمان پست كنيد تا در صورت امكان زمينه همكارى شما با مجموعه را فراهم كنيم. در شرايط فعلى با توجه به محدوديت ها اين تنها كارى است كه از دستمان بر مى آيد. البته يك توصيه: اگر امكان فعاليت در زمينه ديگرى را داريد، عشق روزنامه نگار شدن را از ذهن بيرون كنيد. مى دانيد كه عشق براى آدم نان و آب نمى شود.
حرف آخر
حرف آخر، پيروى نكته قبلى و البته درد و دل هاى خودمان. اين نكته را از قول پل والرى، شاعر و منتقد فرانسوى بخوانيد: «روزى كه جز فاجعه يا جنايتى را در روزنامه نخوانيم، با خود غر مى زنيم: «حيف پول! حتى يك خبر حسابى هم نداشت!»
بررسى طرح مقابله با متكديان سازماندهى شده
جمع آورى؛ مُسكّن يا درمان؟
سينا قنبر پور
258153.jpg
هر گذرگاهى مى تواند قيمتى داشته باشد.هر معبرى مى تواند بهايى داشته باشد.بسته به ميزان تردد درآن نقطه اين مبلغ متفاوت است.اين ماليات و عوارض نيست كه مى گوييم.كافى است خيابانى از خيابانهاى شهر بيشتر مورد توجه عبوركنندگان قرار گيرد.كافى است معبرى از معابر شهر يكطرفه شود يا مسير عبور به سبب تصميمات متوليان ترافيك به سوى خيابانى هدايت شود...آن وقت مى توانيد اين بها و قيمت را لمس كنيد.
بهاى استفاده از خيابان و گذرگاه براى گدايى از مردم.تكدى گرى يا دريوزگى هرچه نامش بگذاريد تغييرى در محتوا نمى  كند.
گاهى آنقدر وضع و ظاهرشان رقت انگيز است كه تو مى مانى چه كنى.گاهى تأمل مى كنى كه آيامستحق است يا نه؟
گاهى گمان مى كنى پول صدقه اى را كه مى خواهى به درون صندوق ها بيندازى خب به همين افراد بدهى چرا كه با خود مى گويى اگر پول صندوقها درست توزيع شده بود كه اينها نبودند.
درخبرها مى خوانى كه يك شبكه سوءاستفاده از كودكان براى گدايى متلاشى شد و تو ديگر نمى خواهى به گدايانى كه با بچه كنار خيابان يا در مسير به سراغت مى آيند كمك كنى.گاهى مى گويى آخر چه گناهى كرده ايم كه هر روز از اول صبح تا آخر شب بايد سر هر گذرگاهى صحنه هاى تلخ نقص عضو هموطنان خود را ببينيم ،آخر مگر نهادها و متوليان رسيدگى به اين امور كار خود را انجام نمى دهند كه ناظر آنها باشيم.وقتى هم كه برحسب اتفاق روزنامه اى را ورق مى زنى و بعد مى بينى كه آمار داده اند از هر ۱۰ گداى تهرانى ۶تاى آنها خانه شخصى دارند بعد از خود مى پرسى پس گدا به كه مى گويند .اگر گدا اينها هستند پس ما كه اجاره نشين هستيم كه هستيم.گاهى هم وقتى آنها براى به دست آوردن پولى ازمن و شما سمج مى شوند مى گوييم آخر اين شهر صاحب ندارد بابا يكى بيايد اينها را جمع كند!
حالا گفته اند مى خواهند اينها را جمع كنند.گفته اند اول هشدار مى دهيم، هم كتبى و هم شفاهى و بعد متكديان را جمع مى كنيم.محمد نوريان معاون فرهنگى و اجتماعى شهردارى تهران به چند ماده قانونى استناد كرده است.دو ماده از قانون مجازات اسلامى و يك ماده از قانون شهردارى ها.درواقع يك كار عقب افتاده.هم قانونش بوده هم متولى اش مشخص حالا يك كار عقب افتاده از قبل قرار است عملى شود.ظاهرش كه خوشايند است اما يك جاى كار جاى سؤال دارد .
آيا با اخطار و بعد از آن با جمع آورى، معضل تكدى گرى قابل حل است ؟
< < <
اگر بخواهيم به سراغ تكدى گرى برويم بهتر است پيش از هر چيز معنا و مفهوم آن را يكبار بررسى كنيم بعد به قضاوت بپردازيم .
« محمود حاجيان مطلق » در مقاله اى تحت عنوان « تأملى بر پديده تكدى گرى و ريشه هاى آن در ايران » چهار تعريف را براى اين موضوع ارائه كره است .
« درخواست كمك و اعانه از ديگران بدون هيچ گونه ضابطه اقتصادى، درخواست از مردم درملاءعام به منظور رفع نيازهاى مادى با زيرپا گذاشتن شؤون انسانى و اجتماعى، متكدى به كليه افرادى اتلاق مى شود كه بنا به دلايلى اقدام به دريافت كمك از مردم به طرق مختلف مى كنند و لزوماً جزو نيازمندان نيز نيستند، متكدى فردى است كه معمولاً در ملاء عام از افراد غير آشنا درخواست كمك مالى دارد.به عبارت ديگر، متكدى فردى است كه غالباً پول از مردم درخواست مى كند حال آنكه اعضاى جامعه مسؤوليتى حقوقى در تأمين معاش وى ندارند»، اين چهار تعريفى است كه درباره تكدى گرى حاجيان مطلق به كار برده است .
اما اين همه ماجرا نيست زيرا بايد براى درك بهتر ابعاد مسأله به تعاريف و جرم انگارى اين موضوع در قانون مجازات اسلامى نيز تأملى كنيم .
در ماده ۷۱۲ قانون مجازات اسلامى آمده است : «هركس تكدى يا كلاشى را پيشه خود قرار داده باشد واز اين راه امرار معاش نمايد يا ولگردى نمايد به حبس از يك تا سه ماه محكوم خواهد شد و چنانچه با وجود توان مالى مرتكب عمل فوق شود علاوه بر مجازات مذكور كليه اموالى كه از طريق تكدى وكلاشى بدست آورده است مصادره خواهد شد.»بلافاصله پس از اين ماده در ماده ۷۱۳ همين قانون تصريح شده است : «هركس طفل صغير يا غير رشيدى را وسيله تكدى قرار دهد يا افرادى را به اين امر بگمارد به سه ماه تا دوسال حبس و استرداد كليه اموالى كه از طريق مذكور به دست آورده است محكوم خواهدشد.»
بدين ترتيب مشخص است كه هركس در ملاء عام بدون ساز و كار اقتصادى مشخص از مردم پول بخواهد مستوجب مجازات است و مرتكب جرم شده است .
اما آيا با اين دو ماده قانونى و تعاريفى كه ذكرش رفت مى توان به حل مسأله تكدى گرى پرداخت ؟
< < <
ابعادى بزرگتر از يك جرم را بايد براى اين ماجرا در نظر گرفت.متأسفانه متوليان جامعه بارها و بارها بدون توجه به ابعاد معنايى مفهوم « جمع آورى » از اين واژه براى ساماندهى امور اجتماعى بهره برده اند غافل از اينكه هيچ گاه توجه نكرده اند جمع آورى فقط يك مسكن نه چندان قوى براى كاهش درد است.پيشتر با اقداماتى نظير «جمع آورى كودكان خيابانى»، «جمع آورى زنان خيابانى»، «جمع آورى كارتن خوابها» و ...آشنا شده ايم.مسؤولان شهرى هربار همان واژه اى را به كارگرفته اند كه پيشتر براى جمع آورى ساعت ۹ هر شب به كار گرفته بودند: « جمع آورى زباله ها ».با اين تشابه معنايى بايد گوشزد كرد كه لفظ جمع آورى عملاً از يك طرح غير انسانى و غير مؤثر خبر مى دهد زيرا اگر ما از نگاه جامعه شناسى به موضوع بنگريم خواهيم ديد كه گدايان هم انسانهايى هستند اما به دليل شرايط جامعه ما به اين راه روى آورده اند.
اما جداى اين كار وقتى شهردارى به فكر جمع آورى مى افتد گويا خبر ندارد با چه معضلى مواجه است.كارى كه ميليونها پول درآن جريان دارد و چنين كارى كه اتفاقاً جزو كارهاى سياه هم محسوب مى شود با جمع آورى قابل حل نيست.
ما قصد نداريم مشكل را پيچيده كنيم يا گره اى كه با دست باز مى شود را به دندان بگيريم.نه، اما لازم است با وجوه سخت اين كار هم آشنا شويم.اگر بپذيريم كه گدايى سودايى پر پول است نبايد انتظار داشته باشيم گدايان به راحتى آن را كنار بگذارند و با مجازاتهاى مقرر در قانون مجازات اسلامى از ادامه اين كار بهراسند.
اما معضل اساسى اينجاست كه هنوز ما معضل گدايى را يك معضل ساده مى انگاريم.درواقع ابعاد پنهان آن يعنى سازمان يافتگى و درهم تنيدگى اش را نمى بينيم .
گدايى همان قدر دركشور ما ناشناخته است كه قاچاق انسان اينگونه است.از طرفى ما درايران قانونى نداريم كه به جرايم سازمان يافته و تشكيلاتى بپردازد.شايد در گدايى ما با آن تشكيلات مدرن مواجه نباشيم ولى سيستم كاملاً يكپارچه و پيوسته گدايى را پى مى گيرد و گاه حتى مى شنويم عده اى كولى از كشورهاى همسايه براى گدايى به ايران و به ويژه تهران مى آيند.
با اين وضع شهردارى عملاً مى خواهد كارى كند كه ابعاد آن را نمى شناسد.براى اين كار بايد ابتدا پليس كارى منسجم و اطلاعاتى روى موضوع انجام دهد و بعد وارد عمل شود.درواقع شهردارى به تنهايى نمى تواند وارد اين كارزار شود.
< < <
دكتر «محمود آخوندى » حقوقدان برجسته و متخصص علوم جزا در آيين دادرسى دراين باره مى گويد : « مبارزه با تكدى گرى امرى است فرهنگى و بايد عوامل منجر به بروز آن شناخته و ريشه كن شود.بايد بررسى كرد و ديد آيا گداى مورد نظر ما داراست يا از فرط ناتوانى مالى دست به اين كار مى زند.ببينيم گدا شغل دارد يا نه و بعد او را تحت تعقيب قرار دهيم.»
وى كه سالها در دادگسترى به قضاوت مشغول بوده تأكيد دارد: « در پديده تكدى گرى ما با معضلى مواجهيم كه عده اى ناپيدا افرادى ناتوان و كم بنيه را آلت دست خود قرار داده اند و وقتى ما مى خواهيم در مبارزه با اين پديده دست به جمع آورى بزنيم در واقع نفرات آلت دست را سركوب كرده ايم نه طراحان و گردانندگان اصلى.»
دكتر آخوندى مى افزايد : « شنيده ام متكديان براى خود سازمان و مدير دارند و در مبارزه با تكدى گرى بايد بتوانيم ضمن شناسايى سرشاخه ها به افراد كم توان زير دست آنها كمك كنيم .به عبارت ديگر بايد سازمانهايى را آماده كنيم تا به افراد كم توان خدماتى مناسب ارائه كنند تا سوءاستفاده كنندگان از اين قشر فرصتى براى بهره كشى نيابند.»
258081.jpg
تجربه  راه اندازى گرمخانه ها براى كارتن خوابها را به ياد بياوريد.حكايت جمع آورى با آن مفهومش در عمل فقط اين نكته را منجر مى شود كه ما حقوق شهروندان محروم و ناتوانمان را نمى توانم محترم بشماريم.آنها را به اجبار به جايى مى كشانيم كه دوست ندارند و به عبارتى آزادى انتخاب محل سكونت و زندگى را از آنها سلب مى كنيم.در مورد گداها نيز وضع به همين منوال سخت تر است زيرا آنها كه دست به گدايى مى زنند يك مشكل عمده نيز دارند.مشكل شكسته شدن عزت نفسشان.بنابراين گدايان صرف جمع آورى نمى توانند ديگر گدايى نكنند .آنها از مرزى گذشته اند و حالا كه مزه پول زير زبانشان مزه كرده كمتر حاضر مى شوند تن به كارى غير از اين بسپارند.بنابراين شهردارى با جمع آورى فقط مى تواند مدتى شهر را از ظاهر گداها خلاص كند ولى تا از نظر روانى مشكل اين عده حل نشود مثل معتادان متحمل آنها و آثار اعمالشان هستيم.
بنابراين وظيفه ساماندهى شهر خوب است كه به اجرا درمى آيد ولى بايد ديگر نهادها هم درآن مشاركت بجويند.آنگاه مى توان اميدوار باشيم كار به سرانجامى برسد.
براى گذرى كوتاه
حسين كوچكيان فرد
تكدى گرى به همراه بسيارى از معضلات اجتماعى ديگر برونداد عواملى است كه به منزله علت شناسايى، بررسى و محو يا تعديل شوند تا سلسله معلولهاى آنها، از جمله تكدى  محدود شود.اين عوامل به سه دسته « عوامل و حوادث طبيعى » ، « عوامل محيطى و اجتماعى مثل فقر، فقدان حمايت از سالمندان و ...»و « عوامل فردى نظير معلوليتها و ...».
انواع متكدى را مى توان به آواره، فقير، مسكين، معلول جسمى، بيمار روانى، تنبل بى قيد، معاون در تكدى گرى، متكدى اجير، متكدى به اجبار، صغير متكدى، كولى متكدى، تبعه بيگانه متكدى، تكدى به منزله پوشش تقسيم كرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |