سيدعلى محمد سجادى، پژوهشگر و استاد دانشگاه
متولد ۱۳۲۱ استهبانات شيراز
- اخذ مدرك دكتراى زبان و ادبيات فارسى ۱۳۵۸
- استاد نمونه كشور ۱۳۸۱
- معاون تحصيلات تكميلى، پژوهشى و آموزشى دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه شهيد بهشتى از سال ۱۳۷۲
- عضو هيأت علمى گروه زبان و ادبيات فارسى دانشگاه شهيد بهشتى
- شركت در نگارش متون ادب پارسى رشته فرهنگ و ادب دبيرستان
- عضو كميته المپياد دانشجويى سازمان سنجش آموزش كشور
- نگارش و چاپ ده ها مقاله علمى _ پژوهشى
برخى از تأليفات
جامه زهد (خرقه و خرقه پوشى در تصوف اسلامى...)، صائب تبريزى و شاعران بزرگ سبك هندى، مدخلى بر تحول موضوعى غزل در ادب فارسى، حاصل اوقات (مجموعه مقالات استاد دكتر احمد مهدوى دامغانى) و...
- برخى از پژوهش ها:
مثنوى معنوى از نگاهى ديگر، اجتماعيات در ادبيات منثور تا پايان قرن پنجم و...
|
|
|
محمد مفتاحى : ادبيات را نمى توان تنها مجموعه اى از هنرهاى كلامى ناميد. ادبيات مجموعه اى از نمودهاى فرهنگى، سياسى و اجتماعى ملل مختلف است كه با تاريخ مى آميزد و سندى براى سنجش افكار و نحوه زندگى مردمان در دوره هاى مختلف مى شود. ادبيات بويژه آنجا كه با جهان بينى خاصى درمى آميزد، جذابيت بيشترى پيدا مى كند و مخاطبان را به خويش مى خواند. در ادبيات ما صوفيان و عرفا با ديدگاه منحصر به فرد خود دنيايى وسيع و آكنده از معانى را خلق كرده اند. اين انديشه حتى در متون غيرعرفانى هم نفوذ كرده و در نهايت ادبيات ما را به ادبياتى سرشار ازمعنا بدل كرده و سبب شده است كه مردم ديگر كشورهاى دنيا هم به اين نوع از ادبيات مشتاق شوند و براى ارتباط با اين نوع ادبيات بكوشند. شناخت ادبيات عميق ايرانى و كوشش در راستاى آشنا كردن مردم با آن همواره پژوهشگران فراوانى را به سوى خود كشانده است. در اين ميان گروهى از محققان و پژوهشگران ادبى در تحصيلات مقدماتى خود رشته اى غير از ادبيات داشته اند اما جذبه ادبيات آنها را چنان ربوده است كه يكسره روى بدين رشته آورده اند و عمر خود را به تمامى براى تحقيق و مطالعه در اين رشته صرف كرده اند. دكتر سيدعلى محمد سجادى يكى از اين اساتيد فرهيخته است. او كه در رشته علوم طبيعى ديپلم گرفته و با توجه به رتبه اول ديپلم و شرايط آن روزگار مى توانسته رشته پزشكى و امثال آن را برگزيند جذب ادبيات شده و پى برده است كه اشتياق و علاقه وافرى به اين رشته دارد. بنابراين با تحقيق و مطالعه فراوان و با بهره جويى از كلاس هاى درس اساتيد برجسته اى چون دكتر احمد مهدوى دامغانى، دكتر سيدجعفر شهيدى و... توانسته است جايگاه مهمى را در ادبيات پژوهشى به خود اختصاص دهد. تحقيق و پژوهش، تدريس، تأليف مقاله هاى علمى، شركت در تأليف كتب درسى دبيرستان و كتب آموزشى دانشگاه همه حاصل مطالعه و جست وجوى وى در ادبيات كهن و عظيم ايران است.
سيدمحمدعلى سجادى اول آذرماه ۱۳۲۱ در يكى از شهرستان هاى استان فارس به نام استهبانات به دنيا آمد. دوران ابتدايى و دبيرستان را در شهر محل تولدش و در دبستان محقق و دبيرستان اميركبير گذراند و در رشته علوم طبيعى ديپلم گرفت. در آن زمان كنكور سراسرى وجود نداشت. هر دانشگاه كنكور خاصى براى خود برگزار مى كرد. وقتى وى از استهبانات به شيراز آمد تمام كنكورها برگزار شده بود. بنابراين با توجه به امتياز رتبه اول بودنش وارددانشكده ادبيات و علوم انسانى در رشته زبان و ادبيات فارسى دانشگاه شيراز شد و با همت و تلاش با رتبه اول فارغ التحصيل شد و به دانشگاه تربيت دبير تهران آمد. سپس به شهرستان داراب و پس از دوران سربازى به شهرستان فسا منتقل شد. سال ۱۳۵۸ فوق ليسانس گرفت و بالاخره در همان سال وارد دوره دكتراى دانشگاه تهران شد. اين دوره مصادف با انقلاب فرهنگى بود و سبب شد كه وى با تأخير در سال ۱۳۶۵ از دانشگاه تهران با رتبه اول مدرك بگيرد و از همان سال تاكنون در دانشگاه شهيد بهشتى مشغول به كار است. پايان نامه دوره فوق ليسانس او «نقش رمزى حيوان در ديوان ناصر خسرو» نام داشت كه با راهنمايى دكتر محقق انجام گرفت. اما در دوره دكترا سه استاد راهنماى او بودند. «خرقه و خرقه پوشى تا عصر حافظ» را به پيشنهاد دكتر محمدرضا شفيعى كدكنى، راهنمايى دكتر سيدجعفر شهيدى و مشاوره دكتر احمد مهدوى دامغانى نوشت كه با رتبه عالى پذيرفته شد. اين تحقيق سپس در قالب كتاب و با عنوان «خرقه و خرقه پوشى (جامه زهد)» منتشر شد و اينك به چاپ دوم رسيده است. سجادى درباره اين كتاب مى گويد: «تصوف از دو جنبه در زبان و ادبيات فارسى و در فرهنگ ايران نموددارد: يكى جنبه اجتماعى و ديگرى جنبه معنايى. عده اى دنبال تصوف رفته اند چون مى خواسته اند به نامى برسند و چه بسا كه تصوف و عرفان نظرى را هم به پايان رسانده باشند، گروه ديگر هم اهل ظاهر نبوده اند و بيشتر به تزكيه باطن پرداخته اند. در اين كتاب نشان داده ام كه خرقه از كجا پديد آمده، جنبه اسطوره اى و افسانه اى و سرانجام شرايط خاص آن را بيان كرده ام.» وى در اين كتاب اسناد، شرايط، انواع، اشكال، الوان، احكام، اجازات، اشارات و تقدس خرقه را بررسى كرده و به نقد خرقه و خرقه پوشى پرداخته است. سپس مصطلحات خرقه را با توجه به اشعار شاعران مختلف و آنگاه كتابنامه و سپس فهرست هاى متنوعى آورده است. فهرست آيات، احاديث و اخبار و اقوال بزرگان، نام كسان، نام كتاب ها، نام جاى ها، نام پوشيدنى ها (به جز خرقه و انواع آن) و نام حيوانات، فهرست هاى متنوع اين كتاب اند كه اعتبار خاصى به آن بخشيده اند.
«مدخلى بر تحول موضوعى غزل در ادب پارسى» عنوان تحقيق مهم ديگر سجادى است كه در قالب يك كتاب ارزنده به دوستداران ادبيات پارسى هديه شده است. در اين كتاب با بررسى قالب غزل، موضوعات غزل فارسى، كه شايد بتوان گفت مهمترين آن عشق است، مورد توجه قرار گرفته است. موضوع عشق از جنبه هاى روحانى و جسمانى و آنچه مربوط به عشق است از جمله عاشق و معشوق و نگاه هايى كه از نظر ظاهرى و باطنى متوجه اين مقوله ها بوده تا عصر حافظ در اين كتاب بررسى شده است. اين كتاب كه بيش از دو هزار و پانصد صفحه است به گفته دكتر سجادى مدخلى است بر موضوع ياد شده و تنها قسمت كوچكى از آن به چاپ رسيده است و اصل كار به دليل حجم زياد و مشكلات جانبى منتشر نشده است. ديگر كتاب اين محقق ارجمند «صائب تبريزى و شاعران سبك هندى» است. اين كتاب كه ويژه دانشجويان دانشگاه پيام نور به چاپ رسيده منبع خوبى براى آشنايى با سبك هندى و ويژگى هاى شعرى شاعران اين سبك است. ابتدا مقدمه اى مختصر اما دربردارنده ويژگى هاى سبك هندى در اين كتاب آمده است و آنگاه در سه بخش به سه شاعر مهم اين سبك؛ يعنى صائب تبريزى، بيدل دهلوى و كليم كاشانى و ديگران پرداخته شده است. ضمن اينكه در بخش سوم شعر شاعرى چون غنى كشميرى و ناصر على سرهندى هم آورده شده. در هر بخش غزل هايى از شاعران اين سبك با شرح لغات و اصطلاحات ذكر شده و مؤلف كوشيده است تا پيچيدگى هاى شعرى شاعران سبك هندى را براى دانشجويان ساده و قابل فهم كند. در پايان كتاب هم در سه بخش سؤالاتى با عنوان خودآزمايى آمده. اين بخش علاوه بر اينكه براى آزمون دانشجويان مفيد است آنها را از ميزان يادگيرى و فهم مطالب آگاه مى كند.
|
|
|
از مهمترين ويژگى هاى اخلاقى دكتر سجادى نگه داشتن حرمت اساتيد است. وى همواره قدرشناس زحمات اساتيد بزرگوار خويش است و همين امر سبب نگارش كتاب هايى در اين زمينه شده است. وى در انتشار كتاب «حاصل اوقات» كه مجموعه مقالات دكتر احمد مهدوى دامغانى را دربردارد اهتمام ورزيده است. مقاله هاى اين كتاب كه اغلب در نشريات ادبى دهه هاى پيشين مانند مجله يغما به چاپ رسيده اند با تلاش بسيار توسط او جمع آورى و به طور منظمى به علاقه مندان هديه شده است. كتاب ديگر دكتر سجادى در اين زمينه «نامه كريمان» شماره مخصوص پژوهشنامه دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه شهيد بهشتى است. اين كتاب يادمان دكتر حسين كريمان استاد برجسته و مؤلف كتاب هاى مهمى چون «فرهنگ نويسى در ايران وفرهنگ هايى كه تاكنون نوشته شده است»، «طبرسى و مجمع البيان»، «تهران در گذشته و حال» و... مى باشد.
اين كتاب كه حاوى مقاله هاى مهمى از اساتيد بزرگ و برجسته اى چون دكتر احمد مهدوى دامغانى، دكتر سيد جعفر شهيدى، دكتر حسين خالقى راد و... است با همت دكتر سجادى به زيور طبع آراسته شده. از جنبه هاى ديگر تأليفى او بايد به مشاركت در تأليف كتاب هاى درسى اشاره كرد. وى در تأليف متون ادب فارسى سال هاى دوم، سوم و چهارم رشته فرهنگ و ادب نقش بسزايى داشته و بدين گونه با قلم خود نقش مهم ديگرى را در خدمت به جامعه اش برعهده گرفته است. غير از آنچه ذكر شد پژوهش هاى مهمى هم به وسيله او انجام گرفته كه مى توان به «مثنوى معنوى ازنگاهى ديگر» و «اجتماعيات در ادبيات منثور تا پايان قرن پنجم» اشاره كرد ضمن اينكه «اجتماعيات در ادبيات در آثار منثور قرن ششم» هم در دست اجراست. همچنين بيش از سى مقاله علمى - پژوهشى از وى در پژوهشنامه دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه شهيد بهشتى، مجله دانشكده ادبيات دانشگاه تهران، دانشگاه تربيت معلم، مجله ادب و هنر، سيمرغ و... چاپ شده است و از ميان آنها مى توان اين موارد رانام برد: «رستم از ديدگاه فردوسى درغمنامه سهراب»، «بيدل در ديار بيدلان»، «نقشى از مرصادالعباد نجم رازى در ديوان لسان الغيب حافظ شيرازى»، «طنز در مصيبت نامه عطار»، «تأملى بر حواشى مرحوم دكتر قاسم غنى بر ديوان حافظ» و...
سجادى علاوه بر تأليف در زمينه اجرايى هم خدمات مهم و حضور فعالى در عرصه فرهنگ و آموزش عالى از خود نشان داده است. از سال ۱۳۷۲ تاكنون معاون تحصيلات تكميلى، پژوهشى و آموزشى دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه شهيد بهشتى بوده و با عضويت در مراكز زير حضور فعال خود را اعلام كرده است: عضويت در شوراى عالى برنامه ريزى شوراى انقلاب فرهنگى، عضويت در شوراى پژوهشى دانشگاه، عضويت در كميته المپياد دانشجويى سازمان سنجش آموزش كشور و عضويت در شوراهاى مختلف دانشكده علوم انسانى (تحصيلات تكميلى، پژوهشى و...).
وى همچنين براى ارائه مقاله هاى خود و شركت در كنفرانس هاى مختلف به كشورهاى مختلفى سفر كرده است. سال ۱۳۶۸ جهت تبيين مواضع دانشگاهى جمهورى اسلامى ايران و تقويت زبان فارسى به افغانستان سفر كرد. سال ۱۳۷۵ جهت شركت در همايش بزرگداشت خيام و جامى در دانشگاه استراسبورگ فرانسه به اين كشور رفت و مقاله اى با عنوان «جامى فراز يا فرود» ارائه كرد. در كنفرانس «حماسه جان و خرد» نيويورك شركت داشت و مقاله خود را با عنوان «دانش مرد يزدان شناس» بيان كرد. در بزرگداشت كمال خجندى در شهر دوشنبه تاجيكستان با ارائه مقاله اى تحت عنوان «كلمينى يا حميراى كمال» شركت داشت و همچنين سفرهاى متعددى به هندوستان جهت شركت در «سمينار استادان زبان فارسى شبه قاره» داشته است.
سيدعلى محمد سجادى علاوه بر تحقيق و تأليف آثار علمى عشق خاصى به تدريس دارد و پس از چهار دهه تدريس در اين باره مى گويد: «هنوز هم با همان علاقه اى سر كلاس حاضر مى شوم كه چهل سال پيش مى رفتم و كلاس هايم حداقل براى خودم همان اندازه ذوق انگيز است كه چهل سال پيش بوده است.» توصيه وى به جوانان اين مرز و بوم درباره انتخاب رشته چنين است: «هيچ رشته اى مقدم به رشته ديگر نيست. اين اشتباه بزرگى است كه كسى بخواهد از طريق علم به نوايى برسد. نفس علم شريف است. اين علم هر چه كه مى خواهد باشد انسان بايد بداند كه ذوق كدام رشته را دارد. بايد بكوشد كه باتلاش بيشتر رشته اى را كه انتخاب كرده با موفقيت به پايان ببرد.» او خود از گروه ادب دوستانى است كه با عشق و پشتكار در اين رشته گام نهاده و به موفقيت رسيده است و ادبيات اين مرز و بوم همچنان در انتظار آثار ارزنده علمى او خواهد ماند.