|
|
|
كوچه W با وبلاگ هاى شما
|
|
|
|
|
|
يكى به شكل خود ما
|
|
|
|
يك پيشنهاد
|
|
|
|
|
دنبال چه مى گردى؟
براى آموزش ويلن، از كجا مى توانم اطلاعات پيدا كنم؟ كسى مى تواند به من اين ساز را بياموزد؟ Mina_melodi1361@yahoo.com دنبال كسى مى گردم كه مجموعه صفحه هاى موسيقى سنتى ايرانى چهل و پنج دور را داشته باشد تا آرشيو خودم را رايگان به او بدهم. لطفاً به من خبر بدهيد. Amirata1234@yahoo.com درباره ورزش هاى هاكى و بيسبال دنبال اطلاعات مى گردم. درواقع شيوه بازى و قوانين آن را مى خواهم. لطفاً سايت هايى كه بتوان در آنها چنين نكته هايى پيدا كرد را به من معرفى كنيد. حسن اسلامى Hassaneslami29@yahoo.com دنبال مراكز آموزش چتربازى مى گردم. لطفاً آدرس اين مراكز را برايم mail بزنيد. مجتبى طاهرى mojtaher@yahoo.com مى خواهم اطلاعاتى درباره پرورش گياهان گلخانه اى داشته باشم. كسى مى تواند كمكم كند؟ شبنم سعادت Shabnam_saadatsh@hotmail.com علاقه مند به طراحى لباس هستم. آيا الگوهاى خاصى براى آموزش وجود دارد؟ ارسلان اسدى Arsalanasadi1430@yahoo.com دنبال دوستانم مرتضى مرادى و شجاع مصطفوى مى گردم كه در شيراز با هم همكلاس بوديم. اگر كسى آنها را مى شناسد به من mail بزند. پويان كشاورز Poyankeshavarz444@yahoo.com من دنبال كسى مى گردم كه درباره انيميشن و ساخت آن اطلاعاتى داشته باشد. Nasty_girl456@ yahoo.com
|
|
|
|
|
كوچه W با وبلاگ هاى شما
Inbox شما پير شده است!
|
|
|
كوچه W بخشى از صفحه جوان است كه به معرفى وبلاگ هاى شما مى پردازد. اگر مى خواهيد وبلاگتان را در اين بخش معرفى شود، آن را به نشانى Koocheyew@yaho o.comبفرستيد. وبلاگ امروز اطلاعاتى درباره اينترنت و كامپيوتر در اختيار شما قرار مى دهد.در اين وبلاگ مى توانيد، اطلاعات به روزى درباره پيشرفت ها و ابزارها و نرم افزاهاى جديد پيدا كنيد.كافى است روى نشانى rezasalmanzade.persianblog.com كليك كنيد.
اعلام ورود ايميل جديد توسط اصوات مختلف امروزه پست الكترونيك را نمى توان چيزى جدا از اينترنت دانست، فرقى نمى كند كه استفاده از آن در محل كار باشد يا در خانه. استفاده از ايميل، ارتباط برقرار كردن با ديگران را بسيار آسان كرده است. معمولاً هنگام ورود ايميل جديد، نماد پاكت نامه در نوار پايين صفحه مانيتور و در كنار نمايشگر ساعت، به شما نشان مى دهد كه ايميل جديدى وارد شده است. علاوه بر اين ويندوز هنگام ورود هر ايميل جديد ورود آن را توسط پخش صداى استانداردى اعلام مى كند. با اين حال شما مى توانيد اين اعلان صوت را تغيير داده و براى هر يك ايميل هاى كه از جانب اشخاص متفاوت ارسال مى شوند، صوتى خاص در نظر بگيريد. در اين مقاله به شما نشان مى دهيم كه از پست الكترونيك به همراه پخش صداى مورد علاقه خود بيشتر لذت ببريد. (Inbox صندوق پست الكترونيك) خود را بر اساس مشخصات خود تعريف كنيد. براى كسى كه صداى استاندارد ويندوز هنگام ورود ايميل هاى جديد بسيار خسته كننده باشد تعداد معتنابهى از اين صداها در اينترنت وجود دارد كه مى توان از آن ها به منظور اعلان صوتى ايميل ها استفاده كرد. قابليت تعريف صداى زنگى خاص براى اشخاص متفاوتى كه با شما تماس مى گيرند، فقط خاص تلفن هاى موبايل نيست. اگر دوست يا فاميل شما بخواهد از طريق ايميل با شما ارتباط برقرار كند، توسط پخش صدايى كه شما براى فرد مورد نظر خود انتخاب كرده ايد، متوجه خواهيد شد كه از طرف آن شخص براى شما ايميل ارسال شده است. امكانات انتخاب اين صداها بسيار گوناگون است. مسلماً شما قادر خواهيد بود چندين صدا را به محض اينكه ايميل هاى جديد و خوانده نشده از جانب افراد مختلف در inbox شما وارد شوند، ضبط كنيد كه پخش اين صداها بعداً حاكى از ورود ايميل جديد از جانب فرد مورد نظر خواهد بود. سيستم صوتى ويندوز به صورت استاندارد در دايركتورى Window/media قرار دارد.همه صداها بايد به فرمت wave باشند.به همين خاطر وقتى صداى جديد را انتخاب كرديد، دقت كنيد كه فايل انتخابى شما بايد شاخص wave را داشته باشد. براى اينكه Inbox خود را به صورت دلخواهتان مجهز كنيد.كافى است كه مراحل زير را انجام دهيد: ۱.يكى از صداهاى مورد علاقه خود را download كنيد وآنها را در يك دايركتورى مشخص بر روى هارد خود ذخيره كنيد. ۲.از طريق start/settings/controlpanel، قسمت sound and multimedia را انتخاب كنيد.اين قسمت در ويندوزهاى xp با نام sound and audio system مشخص شده است. ۳.پس از كليك بر روى قسمت sound and multimedia پنجره اى باز مى شود كه بايد در آنجا sounds را انتخاب كنيد. در اين جا شما فهرستى از همه قسمت هاى ويندوز كه مى توانيد براى آنها صوت تعريف كنيد، مشاهده مى كنيد.بر روى اين ليست حركت كنيد.تا به قسمت mailbeep برسيد.اگر بر روى اين قسمت مارك بزنيد، در قسمت پايين آن (Name) مشاهده مى كنيد كه چه صدايى براى آن انتخاب شده است. اكنون از فهرست باز شده، صوت مورد نظر خود را انتخاب كنيد.اگر اين صوت دلخواه شما در دايركتورى ديگرى غير از Window/media قرار داشته باشد، مى توانيد از قسمت browse فايل هاى با فرمت wave را از دايركتورى هاى ديگرى بر روى هارد خود ذخيره كرده ايد، انتخاب كنيد.به واسطه كليك بر روى دكمه play مى توانيد كنترل كنيد آيا اين صدا همان صداى مورد نظر شماست يا نه.سپس اين جدول را از طريق فشار بر روى دكمه ok ببنديد.
|
|
|
|
|
گشتم نبود، نگرد نيست!
|
|
|
سحر طلوعى الف) بوى كتاب مى آيد و روزنامه! بوى نمايشگاه مى آيد و در كنارش بوى سيب زمينى سرخ كرده و سوسيس و كالباس و البته انواع و اقسام بستنى! و چه غوغايى است در اثر تركيب اين بوها! جايتان خالى يك سر رفتيم نمايشگاه و اهالى فرهنگ را ديديم چه شاعرانه به ساندويچهايشان گازمى زدند و چه هنرمندانه بطرى هاى نوشابه و آبشان را روى چمن پرتاب مى نمودند و چه كولاكى بود صف سيب زمينى سرخ كرده! و كتاب هم كه البته سس ماجرا بود! ب) باز هم بو مى آيد (اين بو اين هفته دست از سر ما برنمى دارد!) منتها اين بار بوى گازوئيل و بنزين مى آيد، كه چه زيبا به حلق ما وارد مى شود و احتياج به دعوت هم ندارد، غمى نيست كه دود به حلق مان مى رود چرا كه همه اش به خاطر رفتن به نمايشگاه است. بخاطر حضور خودروهاى ون در ميدانهاى تهران. اى كاش تعدادش كمى بيشتر بود. چون اين «ون»ها به شدت يك جورى هستند كه آدم دلش مى خواهد امتحانش كند چه كار كنيم نديدبديديم ديگر! ج) آقا! چه الطاف كريمانه اى دارند اين رانندگان مينى بوس نمايشگاه كتاب! چه استاد راهنمايى هستند آنها! بابا آدم تو رو دربايستى شان مى ماند از بس كه نوعدوست و مهربانند، چه زيبا مانند يك شهروند مهم با هموطنانشان برخورد مى كنند. بخصوص زمانى كه از آنها آدرس خطى غير از خط مخصوص رفت و آمدنشان را مى پرسى! آنقدر زيبا، راهنمايى مى كنند و آنقدر جادار به تو راه را نشان مى دهند و آنقدر مطمئن تو را به هدف مى رسانند كه تو مى مانى آنها راننده اند يا... ما از يكى شان كه داد مى زد هفت تير، پرسيديم خط تجريش كجاست؟ به همين راحتى گفت: «نمى گويم»! چ) يك هواپيماى مسافربرى ارمنستانى سقوط كرد! اين مسأله را نوشتم كه نگوييد تو چرا درباره سقوط هواپيماها، منفجرشدن ترنها و غرق شدن كشتى هاى خارجى نمى نويسى! مى بينيد كه امر سقوط كاملاً عادى و متعلق به همه كشورهاست! و اينك اهم اخبار: فوتبال در كوير لوت؟ ما مثل يك تماشاگر فهيم فوتبال نشسته ايم پاى تلويزيون تا بازى نيمه نهايى جام حذفى را نگاه كنيم. (اتفاقاً بعضى بازيكنان هم به اين خاطر وارد زمين شده اند كه كلاً توپ را نگاه كنند، اين مسأله را بعداً متوجه مى شويم!) چشممان كه به زمين مى افتد، از بى چمنى ياد انسانهاى خاكى، بامرام و معرفت مى افتيم. نگاهمان هم كه به بعضى بازيكنان مى افتد، متوجه مى شويم آنها مى توانند چه حركات محيرالعقولى ازخود به اجرا بگذارند! بخصوص وقتى كه پرسپوليس گل مى خورد. (اينجا بود كه متوجه شديم بعضى بازيكنان آمده اند كه فقط توپ را نگاه كنند! و اصلاً برايشان مهم نيست كه اين توپ چگونه وارد دروازه شان مى شود!) همينطور كه هى مى گذشت ما با ديدن زمين مسابقه نيمه نهايى جام حذفى، بيشتر ياد انسانهاى خاكى مى افتاديم و چه بسا فيلمهايى كه در آن اسبها به تاخت مى روند و پشتشان گرد و خاك برپامى شود! توجه داريد كه فيلمهاى وسترن را مى گويم، گفتم كه يادآورى كرده باشم! وگرنه منظورم آن اسبى نيست كه به صورت كاملاً بى خود به خودى در جشن قهرمانى تيم استقلال شركت كرده بود. راستى آيا چطور ممكن است در استان مازندران كه از ترك ديوار هم گل و سبزه بيرون مى زند، زمين فوتبالش آدم را ياد كويرلوت بيندازد؟ من بعد از حل معادله هاى nمجهولى، حتماً اين معضل بزرگ را ريشه يابى مى كنم و نتيجه تحقيقاتم را دراختيار شما مى گذارم! اين برنجهاى نامرد! بدانيد و آگاه باشيد كه قرص برنج در راه است. نه اشتباه نكنيد اين قرصها نيامده اند كه جوجوهاى برنج موجود در آشپزخانه را قلع و قمع كنند بلكه آمده اند تا يك سرى اتفاقات ديگر را برنامه ريزى كنند و درنتيجه مقدارى كنترل جمعيت انسانى بنمايند! به اين ترتيب كه شما با خوردن فقط يك چهارم از اين قرصهاى برنج، مقدارى مسموم شده و مقدار بيشترى مى ميرند و بدين ترتيب مقدار خيلى زيادى از جمعيت كره زمين كاهش مى يابد. بعد از قرصهاى X، مليزجك، شيشه و انواع و اقسام ديگر، حالا نوبت برنج است تا مدتى توجهات را به سوى خود جلب كند. راستش را بخواهيد امتحانش هم اصلاً مجانى نيست. حداقل يك چند ميليون پول قبر و مراسم و آمبولانس و غيره خرج روى دست بستگان مى گذارد. ازمن گفتن! هلال احمر آستين بالا مى زند! اين روز و اين ساعتى كه دارم اين مطالب را مى نويسم. روز جهانى صليب سرخ يا همان هلال احمر خودمان است و لازم به ذكر است كه سازمان هلال احمر ايران توانسته به دليل خدمات ارزنده، نامش را ميان سازمانهاى صليب سرخ جهانى مطرح سازد. ما ضمن تبريك بخاطر كسب اين موفقيت اعلام مى داريم سازمان مذكور طى يك حركت محيرالعقول و به عنوان شيرينى كسب موفقيت وام ازدواج اعطا مى نمايد! (اصلاً و ابداً شوخى ندارم، باورتان نمى شود، زنگ بزنيد به سازمان مربوطه بپرسيد!) بعد از شهردارى كه مسؤوليت خطير سروسامان دادن به جوانان را به عهده گرفت، حالا هلال احمرى ها هم خوش ديده اند براى جوانان آستين بالا بزنيد. ما همچنان كه در كف اين حركت محيرالعقول، شگفت انگيز، واتو واتونما مانده ايم،پيشنهاد مى دهيم دوستان هلال احمرى يك گوشه اى از اين سازمان را به رفع معضل ترافيك، گوشه اى را به پاسخگويى به سؤالات چهارگزينه اى كنكورى هاى عزيز، گوشه اى را به فروش كوپن هاى اعلام شده و نشده كالاهاى اساسى، گوشه اى را به پمپ بنزين و درآخر هم اگر گوشه اى ماند آن را به سروسامان دادن مشكلات ناشى از حوادث غيرمترقبه اختصاص بدهند! خدايى اين وام ازكجا مى آيد كه همينطور مى تواند داده شود؟ گشتم نبود، نگرد نيست! همينطور كه به كار بزرگ تورق روزنامه ها مشغول مى باشيم، يك تيتر توجهمان را جلب مى كند. «ديگر چهارباغ تاريخى نخواهيم داشت!» بعد از خواندن اين تيتر در بحر تفكر مستغرق مى گرديم. (خدايى در اين هفته دوز ادبيات مطالب به طور خوفناكى بالا رفته و من از اين بابت بسيار نگرانم. دوستان اما دلدارى مى دهند. نگرانى من بى مورد است چرا كه آنها معتقدند اينجانب در درك مسأله ادبيات دچار توهم هستم!) كه آيا چرا در اصفهان كه به تازگى پايتخت فرهنگى جهان اسلام شده است، اين اتفاقات مى افتد؟ آيا چرا اول برج جهان نما مى سازيم بعد يادمان مى افتد ميدان نقش جهان كمى بيشتر سن و سال دارد و بايد رعايت سن وسالش بشود؟ آيا چرا اول درختان اول زاينده رود را قطع مى كنيم، بعد يادمان مى افتد آخ آن وقت اگر چهار باغ نداشته باشيم، ديگر توريست نداريم! پس برويم چسب بياوريم درختان را به جاى اولشان بچسبانيم و يا مقدارى از بلندى برج جهان را قيچى كنيم يا به قول خياطها بگذاريم تو تا ميدان نقش جهان را ضايع نكنيم! من بارها و بارها گفته بودم كه ما در عرصه حفظ محيط زيست و ميراث فرهنگى اعجوبه هايى هستيم كه لنگه نداريم! (گشتم نبود، نگرد نيست!) من بارها و بارها اذعان كرده ام (اين ادبيات غنى را داريد يا نه؟) كه ما مى توانيم در سلسله مراحل تخريب آثار تاريخى، سرعت را به صدم ثانيه و چه بسا كمتر افزايش دهيم! ما مى خواستيم نيم ساعت زودتر به شمال برسيم و آزادراه تهران _ شمال راه انداختيم. اما متوجه شديم چه كن فيكونى راه انداختيم! حالا نوبت چهارباغ است، حالا چهار تا نباشد سه تا نباشد سه تا باشد مگر توفيرى دارد؟ اى بابا حالا كه پايتخت فرهنگى شديم رفت، كى مى آيد تعداد باغها را بشمارد! فعلاً مترو را عشق است كه مى خواهد براى اين چهارباغ مادرمرده زيرآبى برود. همانطور كه مى دانيد مترو ارزش بيشترى نسبت به ميراث فرهنگى دارد و در جذب توريست، حمل و نقل توريست و كلاً توريست تأثيرات شگفت انگيزى مى گذارد! كور شوم اگر دروغ بگويم!
|
|
|
|
|
يكى به شكل خود ما
جوانان موفق تئاترى كوبا
|
|
|
ريما وزين دل مركز هنرهاى نمايشى ملى كوبا، اعلام كرد اعضاى جوان اجراكننده نمايش «ناحيه ما» براى اجراى اين نمايش در آمريكاى شمالى و كانادا به اين كشورها اعزام خواهند شد. خورخه پليندائو، مدير مركز هنرهاى نمايشى كوبا در مورد نمايش «ناحيه ما» كه توسط فرناندز سانتانا بيست و شش ساله، به عنوان پروژه فارغ التحصيلى از دانشگاه هاوانا در رشته نمايش اجرا شده است، مى گويد: اين نمايش مخاطبان بسيارى در سرتاسر كوبا يافت و با توجه به مضمون جهانى آن، در اجرايى كه به صورت ويژه براى مسؤولان فرهنگى كشورهاى ديگر اجرا شد هم با استقبال روبرو شد، درواقع از اين نمايش دعوت شده كه در چند شهر در ايالات متحده و كانادا اجرا داشته باشد. تمام عوامل نمايش«ناحيه ما» دانشجويان يا فارغ التحصيلان رشته نمايش دانشگاه هاوانا هستند. داستان نمايش را ايزابل ويلا كلارا نوشته است و بازيگر نقش اصلى آن دلوراس لاس توناس تنها نوزده سال سن دارد. فرناندز سانتانا در مورد نمايش مى گويد: اين نمايش اش براى اجرا در سطح دانشگاه طراحى شده بود، در دو پرده و با شش شخصيت، اما پس از آنكه با استقبال روبرو شد و اين امكان از سوى مركز هنرهاى نمايشى به آن داده شد كه براى عموم اجرا شود، به شكل كاملتر، در سه پرده، و با تعداد شخصيت هاى بيشتر تغيير يافت، البته مضمون اصلى داستان فرقى نكرده است، خوشحالم كه اين اجرا تا اين حد مورد استقبال قرارگرفته است، روى صحنه بودن يك نمايش در كشورى بيگانه كارى مشكل اما بسيار جذاب و پرهيجان است، من منتظر واكنش هاى تماشاگران خارجى به اين نمايش هستم.
|
|
|
|
|
يك پيشنهاد
كلاغ
شهرت ادگار آلن پو در دنيا، به دليل قصه هاى پليسى است كه از او منتشر شده. او نخستين كسى بود كه روانشناسى را وارد داستان هاى پليسى كرد و با فضاسازى هاى غريب، خواننده را در تعليق و ترس فرو برد. او جامعه آمريكا را تيره و تار نشان داد. آنقدر كه در هرگوشه اش جنايتى اتفاق مى افتد و همه اينها يعنى تحولى در ادبيات پليسى كه هميشه كارآگاهان، باهوش ترين افراد بودند و مجرمين برهم زننده زيبايى ها و آرامش دنيا. اما آلن پو، به عنوان شاعر هم شهرت دارد. شعرهاى او همانند آثار داستانى اش، تلخ و سياه، اما پر ازاحساس هستند. شعر او براى بسيارى از شاعران معاصر دنيا، سرمشق خوبى بوده چون تصويرسازى هاى او از اجتماعى كه درآن به سرمى برد، آنقدر واقعى، جذاب و البته تلخ و دهشتناكند كه هر خواننده اى را تحت تأثير قرارمى دهد. با اين همه اشعار او در ايران چندان موردتوجه قرارنگرفته. بعد ازمدت ها، مجموعه اى از شعرهاى آلن پو دركتابى به نام «كلاغ» منتشر شده. اين كتاب در قطع جيبى و با قيمت هزار و پانصد تومان توسط نشر ماهريز چاپ شده است. اگر خواهان خواندن اشعار عجيب و تلخ و البته تصويرى از يك نويسنده بزرگ هستيد، فرصت را ازدست ندهيد.
|
|
|
|