يكشنبه ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۱۶ ربيع الثانى ۱۴۲۷
Sun, May 14, 2006
حوادث
۳۴۷۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
پس ازدستگيرى
مردجوان درامارات صورت گرفت
• متهم در كشور امارات متحده عربى به دفتر يكى از سفارتخانه ها مراجعه و با معرفى خود به عنوان عامل ترور قاضى مقدس، تقاضاى پناهندگى سياسى كرد. مأمور سفارتخانه پس از شنيدن اظهارات اين مرد ايرانى او را بازداشت و براى انجام تحقيقات به پليس ابوظبى تحويل داد
دعوت عام جويندگان عاطفه «ايران» براى درمان بيماران بى بضاعت
عاملان قتل زن ۷۴ ساله بازداشت شدند
پس ازدستگيرى
مردجوان درامارات صورت گرفت
اعتراف هاى عامل ترور قاضى مقدس
• متهم در كشور امارات متحده عربى به دفتر يكى از سفارتخانه ها مراجعه و با معرفى خود به عنوان عامل ترور قاضى مقدس، تقاضاى پناهندگى سياسى كرد. مأمور سفارتخانه پس از شنيدن اظهارات اين مرد ايرانى او را بازداشت و براى انجام تحقيقات به پليس ابوظبى تحويل داد
258417.jpg
گروه حوادث _ عامل شهادت سرپرست دادسراى ارشاد تهران پس از ۸ ماه فرار از سوى پليس ابوظبى كشور امارات دستگير و تحويل پليس ايران شد.
دستگيرى اين متهم در حالى صورت گرفت كه هيچ نامى از وى در ميان مظنونان پرونده ترور قاضى مقدس ديده نمى شد.
ماجراى تيراندازى مرگبار به قاضى مقدس عصر روز ۱۱ مرداد ماه سال ۸۴ هنگامى رخ داد كه اين مقام قضايى پس از ترك محل كارش سوار بر پژوى خود به سمت خانه اش در حركت بود.

قاضى «فخرالدين جعفرزاده» سرپرست دادسراى جنايى تهران در تشريح ماجراى بازداشت اين متهم خطرناك به خبرنگار ما گفت: آذر ماه سال ۸۴ از طرف وزارت امور خارجه كشور با دادسراى جنايى تهران تماس گرفته و عنوان كردند كه پسر جوانى در كشور امارات متحده عربى به دفتر يكى از سفارتخانه ها مراجعه و با معرفى خود به عنوان عامل ترور قاضى مقدس، تقاضاى پناهندگى سياسى كرده است. مأمور سفارتخانه پس از شنيدن اظهارات اين مرد ايرانى او را بازداشت و براى انجام تحقيقات به پليس ابوظبى تحويل داد. مأموران از آنجايى كه نسبت به صحت اظهارات اين جوان ايرانى مشكوك بودند او را براى انجام آزمايش هاى روحى و روانى به متخصصين خود معرفى كردند. آنان نيز پس از بررسى ها و معاينات تخصصى اعلام كردند اين مرد از هر نظر در سلامت كامل بسر مى برد. با توجه به اين اطلاعات در حالى كه چندين متهم در اين پرونده تحت نظر پليس جنايى تهران قرار داشتند، بازپرس «هنرمند» - مسؤول قضايى رسيدگى به پرونده _ با ارائه دستورى پليس اينترپل ايران را مأمور تحقيق و پيگيرى ماجرا كرد.
در حالى كه ۶ ماه از آغاز بررسى هاى برون مرزى پليس بين الملل در اين باره مى گذشت، سرانجام با هماهنگى هاى انجام گرفته قرار شد ساعت ۱۹ و ۴۵ دقيقه روز جمعه ۲۳ ارديبهشت ماه متهم ايرانى با پرواز ساعت ۲۰ به تهران منتقل و تحويل پليس ايران گردد. بر اساس اطلاعات به دست آمده، اين متهم وقتى پس از سوار شدن به هواپيماى مورد نظر پى برد مقصدش ايران است، با ايجاد سر و صدا و به وجود آوردن شرايطى خلبان هواپيما را مجبور به پياده كردن او كرد، ولى سرانجام مأموران پليس امارات ساعت ۲۳ او را در فرودگاه امام خمينى تحويل پليس جنايى تهران كردند. بلافاصله پس از انتقال متهم به آگاهى تهران، بازپرس هنرمند به همراه افسر پرونده بازجويى از او را آغاز كردند. اين مرد ۲۶ ساله كه «مجيد» نام دارد، در اعترافات خود گفت: مدتى قبل از وقوع حادثه هنگامى كه به همراه تعدادى از دوستانم با يك زن در خانه مجردى مان بوديم، از سوى پليس بازداشت شديم. رسيدگى به پرونده ما در شعبه ۱۰۹۰ دادگاه عمومى مستقر در مجتمع ارشاد صورت گرفت و قاضى پرونده ما را به پرداخت ۶۵۰ هزارتومان جزاى نقدى محكوم كرد.
از آن زمان كينه قاضى را به دل گرفتم. به همين دليل با اسلحه اى كه در اختيار داشتم، نقشه قتل او را طراحى كردم. ولى بعداً به اين نتيجه رسيدم كه در صورت ترور او به سرعت به عنوان مظنون مورد شناسايى قرار مى گيرم. به همين دليل تصميم به ترور سرپرست مجتمع گرفتم. از دو هفته قبل هر روز ساعت هاى ورود و خروج قاضى مقدس را تحت نظر قرار دادم. روز حادثه به همراه برادرزاده ام سوار بر يك موتوسيكلت به كوچه پشتى محل حادثه آمديم. او در آنجا منتظر ماند و من پس از مسلح كردن تپانچه ام در مقابل دادسرا انتظار بيرون آمدن او را كشيدم. وقتى قاضى مقدس سوار بر خودروى پژوى خود از در پاركينگ بيرون آمد و در خيابان احمد قصير به سمت شمال به راه افتاد، به آرامى به او نزديك شدم. او پشت چراغ قرمز توقف كرد، من هم در همان لحظه از سمت راننده به كنارش آمدم و دو گلوله پياپى به سمت چپ سرش شليك كردم. سپس به طرف محلى كه برادرزاده ام انتظارم را مى كشيد دويدم و سوار بر موتور آنجا را ترك كرديم.
258393.jpg
گروه حوادث روزنامه ايران بلافاصله پس از دستگيرى عامل شهادت قاضى مقدس در جريان اين ماجرا قرار گرفته بود، ولى به دليل آنكه متهم هنوز به ايران انتقال داده نشده و اعتراف نكرده بود، از چاپ آن خوددارى كرد تا خللى در روند پرونده ايجاد نشود.
يك ماه بعد از اين حادثه به صورت قانونى از كشور خارج شده و به كشور امارات متحده عربى رفتم. وقتى پس از مدتى پولم تمام شد، به دفتر سفارت آمريكا رفتم. مأمورى كه جلوى در سفارت نگهبانى مى داد را مخاطب قرار داده و ماجرا را برايش تعريف كردم، او هم مرا به پليس تحويل داد.
اسلحه «رولور»ى كه در اين اقدام مورد استفاده قرار دادم را مدتى قبل در جريان سرقت مسلحانه از يك بانك به دست آورده بودم. بر اساس تحقيقات پليس اين متهم در ۵ مورد سرقت مسلحانه از بانك هاى مختلف تهران، ۳ مأمور پليس را مجروح و يك نفر را به شهادت رسانده و تعدادى از اسلحه هاى آنان را با خود برده بود. با اعتراف «مجيد» به اينكه هم اكنون ۴ قبضه اسلحه جنگى از نوع كمرى و كلاشينكف را در گاوصندوق خانه مادرى اش نگهدارى مى كند، پليس نيمه شب خانه را به محاصره خود درآورد، ولى هنگامى كه پس از شكستن در ورودى وارد آنجا شد، هيچ سلاحى در داخل گاوصندوق نبود. پليس در ادامه بررسى هاى خود دريافت كه «مجيد» پس از بازداشت از سوى پليس امارات از طريق يكى از هم سلولى هايش خانواده خود در ايران را در جريان ماجراى دستگيرى خود قرار داده و آنها هم اسلحه ها را به جاى ديگرى انتقال داده اند. به گزارش خبرنگار ما، تجسس  هاى پليسى براى رديابى همدست فرارى اين متهم آغاز شده است. همچنين مردى كه اسلحه مورد استفاده را پنهان كرده بود، ولى در ماجراى ترور دخالتى نداشت ظهر روز گذشته دستگير شد.
اين در حالى است كه به گفته سرپرست دادسراى جنايى تهران، انگيزه اعلام شده از سوى اين متهم قابل تأمل بوده و بررسى هاى پليسى و قضايى براى شناسايى انگيزه و علت واقعى ارتكاب به جنايت اين متهم ادامه دارد.
دعوت عام جويندگان عاطفه «ايران» براى درمان بيماران بى بضاعت
زنى بيمار و تنها از قزوين
۵۲ساله است. از سالها قبل وقتى ازدواج كرده فشارهاى بودن در كنار مردى معتاد آسايش را از او گرفته است. در اين سالهاى سخت صاحب شش فرزند شده است.
خودش مى گويد: شوهرم ۲۷سال در كارخانه سرنخ قزوين كاركرد ولى بعد از آن به موادمخدر روى آورد و زندگى مان به هم ريخت به خاطر حفظ آبرو و اينكه چند بچه قد و نيم قد داشتم خودم دست به كار شدم و در يك هتل شروع به خدمت كردم بعد از مدتى هم در يك مدرسه به عنوان فراش كار كردم ولى در طول چندسال به علت فشارهاى زيادى كه روى شانه هايم بود، فرسوده شدم و اين فرسودگى باعث شد كه نتوانم روى پاهايم بايستم و زندگى ام را سر و سامان بدهم. ولى چه مى توانستم بكنم. دخترانم دم بخت بودند و من در برابر نگاه فرزندانم خرد مى شدم. آنها جز من پناهى نداشتند. مرد زندگى ام با اينكه در شرايطى نبودكه حمايتم كند ولى انگار متوجه شده بود كه با من چه كرده است اين بود كه خودش خرج و مخارج اعتياد و زندگى اش را با كارهاى متفرقه اى كه مى كرد به دست آورد.
براى اينكه يك پسر سرباز دارم و يك بچه نوجوان كه مدرسه مى رود بايد هرطور شده در اين شرايط باز هم كار كنم براى همين در خانه براى مردم سبزى پاك مى كنم.
از مدتها قبل با وجود درد شديد در پاى چپ و راست نمى توانستم به پزشك بروم تا اينكه يكى از زنانى كه براى او كار مى كردم مرا نزد پزشك برد. دكتر گفت بايد استراحت كنى و ديسك كمر دارى، ولى چندماه استراحت بى فايده بود. آن زن نيكوكار مرا نزد دكتر ديگرى برد و بعد از گرفتن عكس دكتر به من گفت مفصل لگن دچار مشكل شده است و بايد جراحى شوى. ولى هزينه جراحى چندميليون تومان مى شود و امكان اين جراحى ميليونى براى زنى تنها مثل من كه تنها كارى كه از دستش برمى آيد سبزى پاك كردن در گوشه اى از خانه اش براى مردم است، وجود ندارد. حالا روز و شب من با درد سپرى مى شود، دردى جانكاه كه در كنار غصه ها و فشارهاى زندگى كه از جوانى بر دوش من گذاشته شده و دارد مرا از پاى درمى آورد. خبرنگارمان عكسهاى زن را فرستاده است، ولى دلمان نمى آيد كه با چاپ عكس چهره اش غبارى از غم بر دل پريشان اش بنشانيم.
زن اين بار با هدايايى كه در حساب جويندگان عاطفه ريخته شده و بيشتر از نياز چند بيمارى است كه درمانشان پايان گرفته درمان خواهد شد. اين زن تنها نيازى به هداياى شما ندارد تا درمان شود، زن انگار وقتى در اين جريان قرار گرفته، همه چيز از قبل برايش مهيا شده است.
عاملان قتل زن ۷۴ ساله بازداشت شدند
۳ ميهمان جنايتكار
258396.jpg
گروه حوادث: عاملان قتل پيرزن تنها در منطقه بومهن ميهمانان ناخوانده بودند.
جسد اين زن ۷۴ ساله كه «شهبانو يوسفى» نام داشت در حالى كه با اصابت ضربات كارد به سر و گردنش از پاى درآمده بود در آپارتمانش پيدا شد. راز اين جنايت به دنبال تماس تلفنى داماد ۴۰ ساله قربانى حادثه فاش شد.
وى در تماس با مأموران كلانترى ۲۰۶ بومهن ادعا كرد كه وقتى به خانه مادرزنش مراجعه كرده با جسد او مواجه شده است.

با توجه به اين اطلاعات پليس در قتلگاه زن تنها حضور يافته و به بررسى آثار نشانه هاى برجاى مانده درمحل جنايت پرداخت. از سوى ديگر بازپرس اصغرزاده از شعبه دوم دادسراى جنايى تهران به همراه اكيپى از مأموران پليس آگاهى خود را به محل قتل رسانده و تحقيق در اين باره را آغاز كرد. بر اساس يافته هاى پليسى قربانى حادثه پس از يك غافلگيرى از سوى مهاجمان ناشناس ابتدا با ضربات جسم سخت به سرش بى هوش و سپس با كارد به قتل رسيده بود. بررسى هاى نخستين مأموران نشان مى داد كه انگيزه اصلى مهاجمان سرقت طلاهاى زن تنها بوده است.
به دليل وجود چند رختخواب پهن شده در خانه و مقدارى ميوه در روى ميز پذيرايى اين فرضيه پليس قوت گرفت كه مهاجمان از آشنايان قربانى حادثه بوده اند.
بدين ترتيب تحقيق از افرادى كه به آن خانه رفت و آمد داشتند آغاز شد تا اينكه داماد اين زن و يك زن و شوهر كه شب حادثه در خانه پيرزن ديده شده بودند شناسايى و بازداشت شدند. زن جوان در بازجويى هاى پليسى ادعا كرد: شب قبل از حادثه هنگامى كه به خاطر جر و بحث با شوهرم در پارك نشسته بودم، با اين زن آشنا شدم. به او گفتم مسافر هستم و جايى را براى ماندن ندارم. او هم مرا به خانه اش برد. صبح روز بعد وقتى به خانه برگشتم شوهرم عصبانى بود. ماجرا را برايش شرح دادم. او ابتدا نپذيرفت. تا اينكه مرد جوانى نزدش آمده و شروع به صحبت با او كرد.
بعد از آن شوهرم گفت: بايد به اتفاق هم به خانه آن زن برويم. پذيرفتم. وقتى وارد آنجا شديم. آن زن مشغول پذيرايى ازما شد، شوهرم از من خواست براى كارى به آشپزخانه بروم وقتى برگشتم با صداى داد و فرياد پيرزن در حالى روبرو شدم كه آن مرد و شوهرم در حال وارد آوردن ضربات كارد به او بودند.
اين اظهارات در حالى مطرح مى شود كه داماد پيرزن اتهام قتل را نپذيرفته و ادعا مى كند اين زن با همدستى شوهرش با طراحى نقشه قبلى به خانه مادرزنش رفته و او را با انگيزه سرقت طلاهايش از پاى درآورده اند.
به گزارش خبرنگار ما به دستور بازپرس اصغرزاده هر سه متهم پرونده تا انجام تحقيقات تكميلى و روشن شدن واقعيت ماجرا در اختيار پليس آگاهى قرار گرفتند.
دخترها و مادرشان دزدان محله هاى شلوغ
مادر و دو دختر جوانش كه مرتكب ۴۰ فقره كيف زنى و كشوزنى مغازه ها در تهران شده بودند، دستگير شدند.
با اعلام گزارشى به كلانترى ۱۳۰ «نازى آباد»مبنى بر اين كه سه زن وارد مغازه اى در «نازى  آباد»شده و كت صاحب مغازه را به سرقت برده اند، تحقيقات پليس جهت دستگيرى عاملان سرقت آغاز شد.
بر اساس اين گزارش در ادامه تحقيقات پليسى جهت شناسايى عاملان اين سرقت كه در ۲۴ اسفند ماه سال گذشته رخ داد، سرانجام متهمان روز ۲۰ فروردين ماه سال جارى در بازار «ياخچى آباد»شناسايى شدند.
بدين ترتيب با بررسى هاى بيشتر و شناسايى منزل متهمان، مأموران زن پس از اخذ دستور قضايى با ورود به منزل متهمان موفق به دستگيرى هر سه به نامهاى «مهرى»، «نسرين» و «سهيلا» شدند.
به گزارش ايسنا، در بازرسى از منزل اين زن و دو دخترش، ۷ دستگاه گوشى تلفن، تعدادى مدارك، تعداد زيادى كيف زنانه و دسته چك كشف و ضبط شد.
خودكشى يكى از دانش آموزان محرز شده است
بازپرس شعبه هفتم دادسراى امور جنايى تهران گفت: تاكنون فقط خودكشى يكى از دانش آموزان كه پس از مصرف قرص برنج جان باخته اند محرز شده است.
به گزارش ايسنا، حسينى در اين رابطه با بيان اينكه هنوز تحقيقات براى شناسايى علت حقيقى اين حادثه در حال انجام است، اظهار داشت: جوانان و نوجوانان نبايد بدون اطلاع قبلى از داروها به ويژه داروهاى نيروزا يا توهم زا استفاده كنند كه هنوز بررسى ها براى شناسايى عامل اصلى فروش اين قرص ها كه تاكنون فردى به نام (زهره) است ادامه دارد.
وى افزود: تاكنون فقط نامه يك دختر كه در آن اعلام كرده قصد خودكشى دارد، كشف شده و امكان دارد اين نامه خود سرآغاز روند جديدى در تحقيقات باشد.
به گزارش ايسنا، صبح ديروز پدر يكى از جان باختگان با حضور در اين شعبه به آخرين جمله فرزندش پيش از فوت اشاره كرد و افزود: دخترم در آخرين دقايق گفت يكى از بچه ها گفته است كه بلايى با خوردن اين قرص ها به سرمان نمى آيد اما نمى دانم كه چرا اينطور شد.
پسركشى به جرم شرارت
پدرى با همدستى فرزند كوچكترش، پسر خود را به اتهام شرارت با وارد كردن ضربات چوب و سنگ به قتل رساند.
سرگرد اسماعيل اسماعيلى، رئيس مركز فوريت هاى پليسى ۱۱۰ زنجان در تشريح اين حادثه به ايسنا گفت: در پى دريافت گزارشى مبنى بر به قتل رساندن پسر جوانى در روستاى «سايان»، مأموران آگاهى زنجان به محل اعزام شده و بدين ترتيب بررسى حادثه در دستور كار پليس قرار گرفت.
وى افزود: با آغاز تحقيقات جنايى، احتمال ارتكاب قتل توسط اعضاى خانواده مورد پيگيرى مأموران قرار گرفت، به طورى كه در ادامه تحقيقات پليسى، پدر خانواده به عنوان مظنون اصلى ارتكاب جنايت دستگير شد.بدين ترتيب در ادامه بازجويى هاى فنى پليس از متهم به قتل، وى به ارتكاب جنايت با همدستى فرزند كوچكتر، اعتراف كرد.
با اظهارات پدر فرزندكش، پسر كوچكتر نيز به اتهام همدستى در كشتن برادر، دستگير شد و به جرم ارتكابى اعتراف كرد.
سرگرد اسماعيلى تصريح كرد: متهمان پس از به قتل رساندن مقتول، جسد وى را در حياط منزل مسكونى خود دفن كرده و پس از مدتى نيز مخفيانه به يكى از روستاهاى شهرستان مراغه نقل مكان كرده بودند.
سارق جنايتكار در يك قدمى چوبه دار
گروه حوادث: سارق جنايتكارى كه در دستبرد شبانه به خانه اى در شهرك نفت، پسرى را به قتل رسانده است در يك قدمى چوبه دار قرار گرفت.
اين مرد كه احمد نام دارد ساعت ۳ و ۴۰ دقيقه بامداد ۷ اسفندماه سال ۸۲ به همراه يكى از دوستانش به پاركينگ آپارتمانى در شهرك نفت وارد شد تا به سرقت از انبارى دست بزند و در رويارويى با پسر ۲۲ ساله صاحبخانه به نام مهدى او را با ضربه چاقو به قتل رساند.
قاضى عزيزمحمدى و چهار قاضى مستشار شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران اين سارق جنايتكار را به قصاص نفس - اعدام - محكوم كردند كه اين حكم با تأييد در ديوانعالى كشور قابل اجرا دانسته شد.
بى گناهى در مرگ خيابانى يك پسر
گروه حوادث: بى گناهى يك مرد در مرگ خيابانى پسرى مورد تأييد قضات ديوانعالى كشور قرار گرفت.
روز ۱۷ فروردين ماه سال ۸۲ در جريان نزاع خونينى، پسرى با نام «على» با ضربات مردى نيمه جان به بيمارستان انتقال داده شد و يكسال بعد، روز ۳۱ فروردين ماه سال ۸۳ درحاليكه قطع نخاع نيز شده بود روى تخت بيمارستان از پاى درآمد.
قاضى عزيزمحمدى و چهار قاضى مستشار از شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران در بررسى ماجراى اين مرگ، رابطه عليت مرگ مقتول را بيانگر آن ندانستند كه «رسول» عامل مرگ وى شده باشد و وى را از اتهام قتل عمد تبرئه كرده و بى گناه دانستند. اين رأى با اعتراض اولياى دم در دستور كار قضات شعبه ۳۳ ديوانعالى كشور قرار داده شد و آنان نيز بى گناهى متهم را تأييد كردند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |