|
مربى برزيل از اميدها وترس هايش مى گويد
پرى يرا: برزيل شكست ناپذير نيست
|
|
|
وصال روحانى
اشاره «كارلوس آلبرتو پرى يرا» در ۶۴ سالگى با آسان ترين و در عين حال سخت ترين مسؤوليت به جام جهانى فوتبال ۲۰۰۶ پا مى گذارد. آسان ترين كار، به اين سبب كه او سر مربى تيم ملى مشهور و زرد و آبى پوش برزيل، پرمهره ترين و مستعدترين تيم حاضر در جام است و دشوار به اين سبب كه همگان از چنين تيمى فقط قهرمانى را مى طلبند و همان طور كه خود پرى يرا هم معترف است، اين مسأله بار مسؤوليت ها را بر دوش او و شاگردانش طاقت فرسا ساخته و به سطحى نگران كننده رسانده است، بخصوص كه در تاريخ برپايى اين رقابتها تعداد مدعيان بزرگ و تيم هاى برترى كه در صحنه اين جام ناكام شده اند، كم نبوده است. پرى يرا مربى كوچكى نيست و همه مى دانند كه جام جهانى ۱۹۹۴ را با ادغام مهارت هاى سنتى برزيل با توانايى هاى گروهى و تشكيلاتى اروپايى فتح و سيماى تازه اى از فوتبال كشورش خلق كرد. با اين حال حرف هاى او در آستانه جام جهانى هجدهم و به رغم در اختيار داشتن ستاره هايى مثل رونالدينيو، رونالدو، روبرتو كارلوس، روبى نيو، امرسون، كافو، سى سينيو و آدريانو سرشار از اميدهاى روشن و ترس هاى بديهى است...
سال پيش جام كنفدراسيونها را قاطعانه در خاك آلمان برديد. تيم فعلى برزيل تا چه حد به آن «قهرمان قاطع» نزديك است و تا چه ميزان با آن برابرى مى كند؟ پايه ها و بنيادهاى هر دو تيم يكى است و نفرات آنها نيز همين طور. آن جام و فتح آن براى ما بسيار مهم بود، زيرا پايه هاى كار ما را براى حركتى قوى در صحنه جام جهانى مى گذاشت و به سوى فتح آن نيز به پيش مى راند. اضافه بر آن طى آن رقابتها، فلسفه و روند كارى ما نيز شكل گرفت و مرور شد و فهميديم كه چه بايد بكنيم و حالا مى دانيم كه در زمان برگزارى جام جهانى نيز چگونه ظاهر شويم، بخصوص كه اين پيكارها نيز مثل جام كنفدراسيونها درخاك آلمان برگزار مى شود و فضا و شرايط ، يكسان است. شكل و روشى كه مى گوييد ، چيست و چگونه است؟ بديهى است ، تهاجمى و كاملاً مبتنى بر بازيهاى هجومى و رو به جلو است. اين نقطه قوت و حسن ما است و در نتيجه بايد از آن استفاده كنيم و آن را بى بهره نگذاريم. ما را در جريان مسابقات جام نيز همچنان تهاجمى و در جست وجوى گلزنى و پيروزى خواهيد ديد و چيز ديگرى هم به كارمان نخواهد آمد. در عين حال اگر شرايط يارى نكرد و مشكلات پيش آمد، وقت براى تغيير روند و عوض كردن نگرش خود و استفاده از سيستم هاى ديگر نيز خواهيم داشت. تعداد قابل توجهى از مهره هاى شاخص تيم تان عضو رئال مادريد هستند كه چون اين تيم در سالهاى اخير هيچ جامى نبرده و باخت هاى بدى داده ، لطمات روحى سنگينى خورده اند. براى اين قضيه چه فكرى كرده ايد؟ نمى توان به قضيه اين طورى نگاه و يك حكم كلى صادر كرد. ريوالدو در شرايطى به جام جهانى ۲۰۰۲ آمد كه در يك سال قبلى مصدوميت هاى زيادى داشت و ظاهراً آماده نبود، ولى حتماً ديديد كه در شرق آسيا چطورى بازى كرد. در مورد رونالدو هم دقيقاً همان اتفاق افتاده بود. او سه چهارسالى مصدوم بود و به شدت هم مصدوم بود وهمه فكر مى كردند كه به كلى بازنشسته خواهد شد. اما از دو سه ماه مانده به شروع جام ۲۰۰۲ دوباره خوب و سالم شد و نه تنها به مقام آقاى گلى رسيد، بلكه دليل اصلى قهرمانى ما نيز درآن رقابتها شد. درست است كه دوست داريم تمام نفرات منتخب در بهترين شرايط و با پربارترين مقدمه به جام جهانى بيايند ولى گاهى هم نمى شود. همين حالا هم كه مدت اندكى تا شروع جام مانده نمى توان با اطمينان چيزى را گفت ولى چه بسيار آماده هايى كه در ماههاى قبل از شروع جام جهانى خوش درخشيده اند اما در ميدان گاه اصلى كم آورده اند. «رئالى هاى تيم ملى برزيل هم مشكل حادى ندارند. «ديدا»ى ميلانى چطور؟ او در فصل جارى اشتباهات بد و بزرگ و متعددى را داشته است. به هر حال او هنوز دروازه بان ثابت ميلان است وبا اين تيم تا نيمه نهايى جام قهرمانان باشگاه هاى اروپا پيش تاخته و اگر در بعضى روزها اشتباهاتى داشته در برخى روزهاى ديگر به جبران آن بسيار خوب كار كرده است. من از هر جهت به او اطمينان دارم و باورم اين است كه در زمان برگزارى جام جهانى در بهترين فرمش ظاهر خواهد شد. اكثر مربيان معتقدند وقتى ستاره هاى بيش از حد داشته باشند اين به جاى مفيد بودن مضر خواهد بود، زيرا باعث ايجاد مشكل براى نشاندن عده اى بر روى نيمكت مى شود. شما چطور؟ نه، من به چشم يك كار مثبت و اتفاق رؤيايى به آن نگاه مى كنم. هيچ چيز بهتر از اين نيست كه تعدادى از بهترين بازيكنان دنيا را در اختيار داشته باشيد، زيرا مى توانيد به حاصل كار مثبت تيم تان در اكثر روزها اعتماد و اطمينان داشته باشيد. در عين حال در اختيار داشتن چنين بازيكنانى لزوماً به اين معنا نيست كه حتماً در هر ديدارى پيروزيد وجام جهانى را فتح مى كنيد، زيرا هميشه «تيم» اهميت و نقش بيشترى در قياس با «نفرات» دارد. شما بايد هم به لحاظ تيمى خوب بازى كنيد و هم نفراتى را داشته باشيد كه وقتى تيم رو به راه نيست، مشكلات را حل كنند و آرزوى من اين است كه ما در برزيل هر دو فاكتور را داشته باشيم و وقتى به جام جهانى نيز مى رويم، اين خصلت ها را حفظ كنيم. آيا واقعاً وقت داشته و مايل بوده ايد كه سه همگروهى تان در جام جهانى ۲۰۰۶ را به طور اساسى بررسى كنيد؟ چند نفر را فرستادم بروند و تيم كرواسى را از نزديك ببينند و همان طور كه حدس مى زدم گزارش دادند كه تيم بسيار خوبى است. آنها بخصوص در برابر آرژانتين در ديدارى تداركاتى بسيار خوب كار كردند و برنده هم شدند. از ژاپن و استراليا هم غافل نمانده ام. كلاً بايد بگويم كه برخلاف باور بسيارى از مردم گروه ما در آلمان آن قدرها هم كه مى گويند آسان نيست و كافى است قضيه را آسان و شوخى بگيريم و مطمئن باشيد كه در آن صورت سرنگون خواهيم شد. ما بايد بسيار جدى و قوى در برابر اين سه حريف بايستيم. كشور شما (برزيل) ركورددار كار مربيگرى در جام جهانى ۲۰۰۶ است و بجز شما، زيكو، ماركوس پاكه تا، لوئيز فيليپه اسكولارى و الكساندر گيمارش نيز در رأس ۴ تيم ديگر به آلمان مى آيند. چطور شده كه برزيل اين طور در اين زمينه به موفقيت رسيده است؟ ما محسنات زيادى داريم كه مى تواند يك عيب هم باشد. بگذاريد به شما توضيح بدهم. چون ستاره هاى زيادى را در خدمت داريم، عده اى مى گويند مربيان برزيلى كارى نمى كنند زيرا تيم هاى آنان به خودى خود خوب كار مى كنند، اما شما بايد در يك جمع سرشار از ستاره، وحدت رويه و روالى هماهنگ ايجاد كنيد، حال آن كه هر كدامشان ساز خود را مى زنند و مرد سرنوشت ساز يك تيم باشگاهى اند. بخشيدن يك روال هماهنگ به آنها كار سختى است و هر چه اين بازيكنان مهارت هاى بيشترى داشته باشند، چيزى كه به شما گفتم، دشوارتر مى شود. اين كه يك مشت ستاره در خدمت شما باشند، مستقيماً و لزوماً به اين معنا نيست كه حتماً تيم تان خوب بازى مى كند و بايد هنر داشته باشيد كه به چنين چيزى برسيد و وقتى اين طور از ما مربيان برزيلى استقبال مى شود، لابد به اين معنا است كه ما اين كار را بهتر و بيشتر از هركسى بلديم. ما مربيان برزيلى كارمان را واقعاً جدى مى گيريم و اين ورزش و روش هاى آن را هم به خوبى مى شناسيم. شما در سال ۱۹۹۴ يك بار جام جهانى را برده ايد. اگر يك مرتبه ديگر هم ببريد، چه خواهيد كرد؟! به همان اندازه مرتبه اول و شايد هم بيشتر از آن برايم جالب خواهد بود، زيرا گذشت ۱۲ سال و مدرن تر و پيچيده تر شدن سيستم هاى بازى تيم ها طبعاً فتح مجدد جام رانيز دشوارتر مى سازد و اگر آن كار را دوباره انجام بدهيد، معلوم مى شود كه چقدر بر كارتان تسلط داشته و بر تمام تغييرات روى داده اشراف داشته ايد. در عين حال مايلم زندگى خوبى هم در بيرون از دنياى فوتبال داشته باشم و در كنار خانواده ام اوقات راحتى را بگذرانم. اين از هر چيزى مهمتر است، زيرا به هر حال دوران فوتبال زمانى تمام مى شود. برزيل از ديد هر كسى اميددار اصلى و اول فتح جام است اما درگذشته هرگاه باچنين ارزش گذارى و هيبتى به جام جهانى رفته، كم آورده و شكست خورده است. از تكرار تاريخ نمى ترسيد؟ چرا، حقيقت اش را بخواهيد باعث نگرانى من شده است زيرا هر جا مى روم و بخصوص در برزيل هيچ چيز بجز قهرمانى را از ما نمى خواهند و كمتر از آن را نمى پذيرند و توقعات موجود كشنده و تبديل به يك بار وحشتناك بر روى دوش بازيكنان شده است. اين مسأله باعث مى شود حريفان ما نيز مصمم تر و جدى تر شوند و عزم شان براى مغلوب كردن ما بيشتر گردد و اين هم براى خودش مشكلى است.در جام جهانى تفاوت سطح بين تيم ها كمتر مى شود و اكثر بازيها نزديك است و سطح كار تيم ها تفاوت شگرفى ندارد و به همين سبب است كه مردم بايد از رؤيا و تصورات غلط خارج شوند و گمان نكنند كه قهرمانى ما قطعى است، زيرا قطعاً چنين نيست و برزيل را هم مى توان شكست داد. بهتر است به هر حريفى احترام بگذاريم و آن را قوى بدانيم و با تمام وجود با آن بجنگيم و اصلاً با تصور يك تيم «از پيش برنده» به ميدان نياييم و هرچه داريم رو كنيم و در آن صورت شانس بيشترى خواهيم داشت. پس از بالغ بر ۲۵ سال كار مربيگرى چه اهداف و رؤياهايى براى شما مانده است؟ براى يك مربى هميشه ايده آل ها و مقاصد و انگيزه هايى باقى مى ماند، زيرا بايد پيوسته سطح و كلاس كار تيمش را بالاتر ببرد و آن را به كارايى بيشترى نايل كند و صاحب بازيهايى زيباتر سازد و با فوتبال مدرن و روز دنيا همسو شود و اين يك روند پايان ناپذير است و هيچكس مستثنى از قاعده نيست و طبعاً شامل من نيز مى شود. در عين حال بارها با خود انديشيده ام كه پس از اتمام جام جهانى ۲۰۰۶ برنده يا بازنده چه كنم و آيا نبايد بعد از آن بازنشسته شوم و هنوز به نتيجه نهايى نرسيده ام، نه اين كه قادر به ادامه كار نباشم اما گاهى احساس خستگى مى كنم و دلم مى خواهد ساعات بيكارى ام زياد باشد و به ماهيگيرى بروم! بالاخره زمان بازنشستگى و استراحت ما نيز مى رسد. آيا زمان من نرسيده است؟ منبع: guardian
|