دوشنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۱۷ ربيع الثانى ۱۴۲۷
Mon, May 15, 2006
مهرگان
۳۴۷۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
درباره رضا قاسمى
نامه هايى بدون تاريخ!
- رضا قاسمى
متولد ،۱۳۲۸ اصفهان
- ليسانس تئاتر دانشكده هنرهاى زيبا
- كارگردان تئاتر
- نمايشنامه نويس و نويسنده به خاطر رمان «همنوايى شبانه اركستر چوب ها»
- برنده جايزه بهترين رمان اول سال ۱۳۸۰ (بنياد گلشيرى)
- رمان تحسين شده سال ۱۳۸۰ (جايزه مهرگان ادب)
- برنده بهترين رمان سال ۱۳۸۰ (منتقدين مطبوعات)
آثار او در زمينه نمايشنامه:
كسوف ،۱۳۴۷ صفيه موعود ،۱۳۵۰ نامه هايى بدون تاريخ از من به خانواده ام و بالعكس ،۱۳۵۳ چو ضحاك شد بر جهان شهريار ،۱۳۵۵ اتاق تمشيت ،۱۳۵۱ خوابگردها ،۱۳۶۱ ماهان كوشيار ،۱۳۶۳ معماى ماهيار معمار ،۱۳۶۴ حركت با شماست مركوشيو ،۱۳۶۹ تمثال ۱۳۷۰.
در زمينه رمان:
هنوايى شبانه اركستر چوب ها ۱۳۷۴ - ،۱۳۷۰ چاه بابل، ديوان و برج مونپارناس
در زمينه كودك:
نارون كوچك، نارون تنها (داستانى براى كودكان ۱۳۴۹)
در زمينه پژوهشى:
تأملاتى درباب موسيقى ايرانى (پژوهش ۱۳۶۹ - ۱۳۵۹)
حلقه گمشده آمار (مقالاتى درباب رمان ۱۳۸۱ - ۱۳۷۵)
در زمينه موسيقى:
نوار گل صدبرگ ،۱۳۶۱ نوار بداهه نوازى اصفهان - راست پنجگاه (پاريس)
نوار سياوش خوانى (پاريس) CD ماهور - دشتى (پاريس) و...

258555.jpg
زهرا طهماسبى: هر يك از انسانها مى كوشند تا در گوشه اى از اين جهان پهناور واژه اى را معنا كنند و در خدمت نوع بشر باشند، البته هر كسى به طريقى.
راز هستى و آفرينش آنقدر عظيم است كه همگى بايد در فهم و درك آن با هم شريك شويم، از اين ميان جهان داستان خود دريچه اى براى آسان فهمى عجايب زندگى است. رمان، نمايشنامه، شعر و هر نوع پژوهشى در جهت دغدغه هاى انسانى راهى است براى درك عظمت خلقت خداوند و جهان آفرينش هايش.
داستان نويسان مى كوشند تا با تصوير كشيدن رنج ها و دغدغه هاى انسانها در اين امر شريك باشند و اين سهم، گرچه اندك اما دريچه اى به دنياى واقعى است.
رضا قاسمى يكى از نويسندگانى است كه دغدغه هاى انسانى اش او را بر آن داشته تا با جامعه ذهنى اش انسان را به سوى آن دركى كه او از هستى دارد، هدايت كند. او از جمله نويسندگان و نمايشنامه نويسانى است كه به روح انسان و هدف والاى هستى احترام مى گذارد و سعى كرده است تا در اين مسير متعهد و خدمتگزار باشد.
رضا قاسمى در اصفهان به دنيا آمده است، در سال ،۱۳۲۸ دوران كودكى و نوجوانى را در بندر ماهشهر گذراند و در سال ۱۳۴۸ براى ادامه تحصيلاتش به تهران آمد و در دانشكده هنرهاى زيبا تئاتر خوانده است. فعاليت هاى تئاترى رضا قاسمى به طور رسمى از سال ۱۳۴۷ با انتشار نمايشنامه «كسوف» در مجله خوشه آغاز شد. در سال ۱۳۴۸ كارگردانى تئاتر را با اجراى دو نمايشنامه «آمد و رفت» اثر ساموئل بكت و «كسوف» نوشته خودش آغاز كرد، قاسمى تا زمانى كه در ايران بود آثار جذابى در زمينه تئاتر از خود به جا گذاشته و در اين راستا جمعاً ۸ نمايشنامه را به صحنه برده است. سال ۱۳۵۱ به كارگاه نمايش رفت و در «گروه تئاتر تجربى» به سرپرستى شهره خردمند و ايرج انور به بازيگرى پرداخت.
سال۱۳۵۳ «گروه بازيگران شهر» به سرپرستى آربى آوانسيان از او دعوت به عمل آورد تا او به عنوان كارگردان ميهمان با آنها همكارى كند.
«نامه هايى بدون تاريخ از من به خانواده ام و بالعكس» عنوان نمايشنامه اى از رضا قاسمى است كه او در ۲۲ سالگى آن را نوشت و در نوع خود از كارهاى مهم و تأثيرگذار او به حساب مى آيد و همين امر سبب شد وقتى اين كار به اجرا رفت «گروه بازيگران شهر» اين كار را بسيار پسنديد و مورد قبول آنها واقع شد، اين اثر در سال ۱۳۵۳ توسط رضا قاسمى كارگردانى شده است. در سال ۱۳۵۵ «چو ضحاك شد بر جهان شهريار» را براساس شاهنامه فردوسى به صورت متنى رئاليست نوشت كه در مسابقه نمايشنامه نويسى جشن توس وابسته به تلويزيون ملى ايران برنده جايزه اول شد.
دغدغه هاى نمايش او را رها نمى كرد، به طورى كه نمايشنامه «چاه» از داود دانشور را به صورت تئاتر آزمايشگاهى و تجربى با نوجوانان شاهرود به صحنه آورد كه تجربه او در اين اجرا تأثير عميقى در روند كارى اش گذاشت. بعد از دوران خدمت در سال ۱۳۵۷ به عنوان مسؤول بخش تئاتر ايرانى فرهنگسراى نياوران مشغول به كار شد. سال ۱۳۵۸ نمايشنامه «اتاق تمشيت» را نوشت و به سال ۱۳۶۰ در تئاتر شهر به روى صحنه آورد.
در سال ۱۳۶۱ به اداره تئاتر رفت. در سال ۱۳۶۳ «ماهان كوشيار» و سال ۱۳۶۴ «معماى ماهيار معمار» را نوشت و در تئاتر شهر به روى صحنه آورد.
«ماهان كوشيار» برداشتى از يكى از افسانه هاى هفت گنبد نظامى است. براى آشنايى با مضمون  نمايشنامه هاى قاسمى نوازنده  اى به نام ماهان كه دستى هم در تجارت دارد در مجلسى با دوستانش به سبب هجوم افكار و طغيانى ناگاه جمع را ترك مى كند تا در تنهايى به فكر بپردازد و پاسخ چراهاى زندگى اش را دريابد.
ماهان در راه به مرد و زن چوپانى برمى خورد كه آرام راه خود را طى مى كنند. آن دو در مسير ماهان راه را براو مى بندند و وقتى ماهان قضايا را براى آنها تعريف مى كند آنها ابوالحق را ديوى فريبكار به نام هائل معرفى مى كنند و مى گويند گيرنده جان انسانهاست. اما در انتها او را در بيابان تنها رها مى كنند. فريب بعدى توسط هانى صورت مى گيرد كه زن و مرد چوپان را ديو مى خوانند و خود ماهان را سوار بر اژدهايى هفت سر در پستى و بلندى ها رها مى سازند.
پس زن زيبا و دلربا به نام چگن ماه كه خود ديوى است در پيكره انسانى او را فريب مى دهد و در پايان خضر كه تصويرى از خود ماهان است وى را از سرگشتگى ها رها مى  كند. در نمايشنامه «معماى ماهيار معمار» طرح زيبا و تعليق فضا باعث مى شود مخاطب با نمايشنامه رابطه خوبى برقرار كند. اين نمايشنامه پيش از آنكه فضاى نمايشى داشته باشد داستانى است كه مى توان نمايش از آن تهيه كرد و روايت نمايشى آن از زبان شخصيت هاى نمايش حكايت مى شود.
از ديگر فعاليتهاى رضا قاسمى همكارى او با گروههاى موسيقى است. رضا قاسمى آموزش سه تار را از سال ۱۳۵۱ آغاز كرد. از استادان او مى توان به جلال ذوالفنون و محمدرضا لطفى اشاره كرد. او مدتها تحت تعليم اساتيد بنام قرار گرفت و در همين راستا نزد استاد عبادى هم آموزش ديد. قاسمى در كنار ديگر فعاليت هايش كار حرفه اى موسيقى را با آهنگسازى، نوازندگى و همكارى در تنظيم قطعات نوار «گل صدبرگ» آغاز كرد و با آهنگسازى براى نمايش هاى خود و ديگران ادامه داد. گروه «مشتاق» را به وجود آورد و همراه با خوانندگانى چون محمدرضا شجريان و شهرام ناظرى، بيژن كامكار و ... به اجراى كنسرت در كشورهاى مختلف اروپا، آمريكا و شوروى سابق پرداخت.
در همين زمينه مى توان به CD دشتى - ماهور در پاريس، نوار بداهه نوازى اصفهان - راست پنجگاه، پاريس ،۱۹۸۷ نوار سياوش خوانى، پاريس ،۱۹۹۰ نوارگل صدبرگ، ،۱۳۶۱ و اجراى دهها كنسرت در كشورهاى مختلف اشاره كرد.
و همانطور كه خودش اظهار مى دارد، طى سالهايى كه خارج از ايران زندگى مى كرده، زندگى را از راه موسيقى گذرانده به موسيقى پرداخته است و بعد از آن فعاليت موسيقى اش را منحصر به يكى، دو روز تدريس در هفته تقليل داده است.
258465.jpg
آشنايى رضا قاسمى با موسيقى، آموزش در ايران نزد اساتيد بنام تدريس و اجراى كنسرت در خارج از ايران باعث تأليف يك كار پژوهشى در همين باب شد و كتابى تحت عنوان «موسيقى در تعزيه» از او منتشر شده است.
اما مهمترين وجه زندگى هنرى قاسمى نويسندگى است.
او درباره داستان پست مدرن، داستان مدرن و سنتى مى گويد:
«حدود چهار قرن است كه رمان نوشته مى شود. تمام اين راهپيمايى عظيم و پرفراز و نشيب رمان را اگر بخواهيم خلاصه كنيم در مدرن و پست مدرن به راستى چه چيزى را بيان كرده ايم؟ ما اگر همان محدوده اواخر قرن نوزده و اوايل قرن بيستم را هم بخواهيم در نظر بگيريم به راستى چه وجه مشتركى هست، ميان كارهاى نويسندگانى مثل جويس، ويرجينيا وولف و پروست با رمان هايى كه در قرن نوزدهم نوشته مى شد؟ تازه تفاوت هاى كار خود اينها با هم مگر كم است؟ مثلاً يكى از مؤلفه هايى كه بعضى از منتقدان براى رمان پست مدرن در نظر مى گيرد حضور نويسنده در رمان است. اين چه چيزى را تعيين مى كند. وقتى ما در «دون كيشوت» كه چهار قرن پيش نوشته شده است حضور نويسنده را مى بينيم. اما مهمترين دغدغه پست مدرنيسم يعنى «واقعيت» را كه از قضا دغدغه دائمى رمان نويسان هم بود در نظر بگيريم باز هم به جايى نخواهيم رسيد. چرا كه به يك معنا تاريخ رمان چيزى نيست مگر تاريخ دغدغه هاى رمان نويسان براى جست وجوى تعريف تازه اى از واقعيت.»
دو سال در دانشگاه «ونسن» در مقطع دكترا تحصيل كرد؛ اما دوره را ناتمام رها كرد. در پاريس دو نمايشنامه «حركت با شماست مركوشيو» و «تمثال» را نوشت و در زمينه نمايشنامه نويسى براى هميشه با عالم تئاتر وداع كرد؛ اما «همنوايى شبانه اركستر چوب ها» نخستين رمان او در سال ۱۳۸۰ در ايران منتشر شد كه توانست توجه بسيارى از منتقدان را به خود جلب كند و مورد توجه جايزه «كتاب سال منتقدان و نويسندگان مطبوعات» و «بنياد گلشيرى» قرار گيرد و از سوى جايزه «مهرگان ادب (پكا)» نيز تحسين شد.
رمان «همنوايى شبانه اركستر چوب ها» از آن جهت كه موضوعى خرد و كوچك است و نويسنده اش آن را با هوشيارى تمام به وضعيت كل بشرى نسبت داده است خاصيت ميكروكوسم (Microcosme) دارد و كمتر نويسنده اى مى تواند از اين ويژگى  بهره بجويد و اين رمان از اين حيث بسيار قابل توجه است.
رضا قاسمى توانسته دو عامل تخيل و دانش را با هم بياميزد و حاصل آن رمانى شود كه توجه بسيارى را در داخل و خارج از كشور به خود جلب كند. او نويسنده اى است كه آثارش از همان ابتدا رئاليست بود ولى دغدغه  شديدى براى ايجاد فرم داشته اما اين دغدغه هيچ گاه او را پايبند فرم نكرده است تا او تفكر و اصالت را زير پا ببرد. او نويسنده اى متعهد از آن دست نويسنده هايى است كه اسطوره ها و نمادها ركن اصلى آثارشان محسوب مى شوند.
او نويسنده اى است كه با آگاهى و پايبندى به اصول از زبان كهن استفاده مى كند و با اين روش نوعى درهم آميختگى زمانى يا بى زمانى پديد مى آورد.
نمايشنامه «معماى ماهيار معمار» در سال ۱۳۴۶ در تهران نوشته شد و در سال ۱۳۸۲ توسط انتشارات نيلوفر به چاپ رسيد. اين نمايشنامه كه از ده صحنه تشكيل شده است نخستين بار در تيرماه ۱۳۶۵ با طراحى، آهنگسازى و كارگردانى رضا قاسمى، به مدت ۲۲ شب، در سالن اصلى تئاتر شهر به صحنه آمد.
«حركت با شماست مركوشيو» نيز عنوان مجموعه اى از نمايشنامه هاى رضا قاسمى است كه نمايشنامه هاى «فرشته اى با پاهاى چوبى، نامه هايى بدون تاريخ از من به خانواده ام و بالعكس و كسوف» را دربرمى گيرد.
مركوشيو در نمايشنامه قاسمى يكى از اشخاص نمايش هاى پينتر است كه با همان حال و هوا گره خورده است اما آنچه در آثار قاسمى نمود و ارزش خاصى دارد استفاده او از اسطوره است و همانطور كه خودش اظهار مى دارد: «در نمايشنامه «صفيه موعود» كه در سال ۱۳۵۰ نوشته ام و روى «منطق الطير» و «گيلگمش» كار كرده ام، يا «چو ضحاك شد بر جهان شهريار» (سال ۱۳۵۱) روى اسطوره ضحاك كار كردم، (هاروت و ماروت رمان «چاه بابل» براى نخستين بار در اين نمايشنامه ظاهر مى شوند.»)
شايان ذكر است نمايشنامه «حركت با شماست مركوشيو» در سال ۱۹۹۶ توسط راديوى فرانس كولتور اجراى نمايش شد.از ديگر آثار رضا قاسمى رمان «چاه بابل» است كه پس از آنكه اجازه چاپ نگرفت به صورت pdf در دوات - وب سايت ادبى و پايگاه اينترنتى رضا قاسمى - منتشر گرديد و اين اثر هم مانند رمان قبلى از محبوبيت و مقبوليت خاصى برخوردار شد، اما در سوئد چاپ و منتشر گرديد.
نويسنده در رمان «چاه بابل» سعى بر آن دارد تا در مسير روايت داستان از افسانه و اسطوره وام گيرد و با نگاهى خاص به پيرامونش مى نگرد؛ نگاهى كه مختص خود اوست و توانسته همين محبوبيت را براى او به ارمغان بياورد.
از نظر خودش «چاه بابل» جست وجويى است براى تكامل تكنيكى كه در «همنوايى شبانه اركستر چوب ها» پيدا شده بود. روايت رمان در چاه بابل در سه سطح پيش رفته است؛ روزمره، تاريخ، اسطوره.
از ديگر آثار او مى توان به «حلقه گمشده آمار» مقالاتى درباب رمان كه بين سال ۲۰۰۱ - ۱۹۹۵ نوشته شده است اشاره كرد.
«ديوانه و برج مونپارناس (۲۰۰۲)» رمان آنلاين است كه در سايت رضا قاسمى مى توان آن را خواند.
ژرا مودال يك منتقد فرانسوى در روزنامه لوموند درباره جهان داستانى رضا قاسمى بخصوص رمان (همنوايى ...) چنين مى گويد: «جهان رضا قاسمى، نويسنده ايرانى حيرت انگيز است. سياره كوچك او مملو است ازشاعران، موسيقيدانان، عشاق، ديوانگان و فرشتگانى كه به نظر مى رسد ريشه در يك افسانه ايرانى دارند.» نقدهايى كه درباره كارهاى رضا قاسمى مى بينيم همگى نشان از حضور نويسنده اى دارد كه كارهاى شايسته و قابل تأملى از خود به جا گذاشته است و اين اميدوارى را به وجود مى آورد كه در سالهاى نه چند دور از او رمان هاى ديگرى نيز بخوانيم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |