|
|
|
جوانان شغل هاى جديد و واكنش هاى افراد خانواده
|
|
|
|
جوانان و يادگيرى زبان جديد
|
|
|
|
|
|
يك پيشنهاد
|
|
|
|
|
دنبال چه مى گردى؟
دنبال كسى هستم كه اهل تحقيق باشد و تسلط به موتورهاى جست وجوى مهندسى. شخصى كه بتواند به كتابخانه هاى online ايران و جهان دسترسى داشته باشد. براى پروژه اى تحقيقاتى به او نياز دارم. لطفاً با من تماس بگيرد. Ali_22129@yahoo.com دنبال چند دوست براى تمرين زبان انگليسى مى گردم. كسانى كه علاقه دارند گروهى تمرين مكالمه زبان انجام بدهيم، به من mail بزنند. Jam11jun@yahoo.com سال ۱۳۷۱ در دانشگاه تبريز با خانم بهناز سمنانى هم اتاق بودم و بعد از پايان تحصيلات ديگر از او خبرى ندارم. خواهش مى كنم اگر اين نوشته را مى خواند به من mail بزند. ايشان دانشجوى علوم اجتماعى بودند. m.a123@yahoo.com دنبال يكى از دوستان قديمى ام فيروزه بحردهان كه اهل كرمانشاه است مى گردم. فرشته ناصرى Fereshteh_gq@yahoo.com دنبال كسى مى گردم كه در سارى زندگى كند و به مسائل كامپيوتر آشنا باشد. مى خواهم با او درباره مسائل اينترنت و كامپيوتر مشورت كنم. d-s-c2006@yahoo.com دنبال يكى از دوستانم، آقاى مجيد عبادى مى گردم كه در دبستان شهيد اصغرى با هم همكلاس بوديم. Mehdi_vahed_61@yahoo.com از همه دوستانم كه در دبيرستان شهيد مولايى شاهين شهر رشته فيزيك درس خوانديم مى خواهم كه به من mail بزنند. على كيان پور Ali.kianpour@ gmail.com دنبال دوستم فرزاد پاشازاده مى گردم كه در شهرستان سراب ساكن است. اگر او را مى شناسيد لطفاً به من خبر بدهيد. محمد نصراللهى Mohammadnasr216@ yahoo.com دنبال دوست دوران سربازى ام، دكتر محمدرضا مشرقى متخصص چشم مى گردم كه ساكن مشهد است. هادى غلامى Hady 251@ yahoo.com براى پيدا كردن عكس هاى روز، به چه سايت هايى مى توانم مراجعه كنم؟ شيدا زمانى sheidazamani@ yahoo.com سايتى براى معرفى تازه هاى نشر وجوددارد؟ آيا مى توان از طريق اينترنت به طور رايگان به كتاب ها دسترسى پيداكرد؟ جواد معظمى Javadmoazzami.24@ gmail.com دنبال دوستان دوران دانشگاهم در سال هاى هفتاد تا هفتاد و پنج، رشته مديريت دانشگاه علوم پزشكى ايران مى گردم. اگر اين نوشته را مى خوانند به من mail بزنند. Skianooshi @ yahoo.com
|
|
|
|
|
جوانان شغل هاى جديد و واكنش هاى افراد خانواده
تو هنوز بيكارى!
|
|
|
بهزاد نويدپور اين كه در خانه كارهايش را انجام مى داد براى پدر و مادرش بى معنى بود. هميشه در حرف هاى خانوادگى او را جزو جمع بيكارها به حساب مى آوردند و اصلاً نمى پذيرفتند كه او مى تواند با كامپيوترش و طرح ها و نوشته هايش درآمد داشته باشد و زندگى كند. وقتى مى خوابيد انواع و اقسام طعنه ها را به او مى زدند. ديگر خودش هم به نسبتش با فرهاد كوه كن و سختى كار او مشكوك شده بود. چطور مى توانست به خانواده اش بقبولاند كه او هم كار دارد و هم درآمد؟ كسى به اين حرف ها گوش نمى داد. چون او هيچوقت ساعت هفت صبح بيرون نمى رفت و بعد از ظهر هم به خانه برنمى گشت. شغل هاى جديد تا چند دهه پيش فعاليت بيشتر مردم محدود به كارهاى بدنى بود و براى همين داشتن حرفه اى كه توانايى هاى فردى در آن پررنگ بود و بيشتر با ساخت و ساز همراه بود طرفدار بيشترى داشت. بسيارى از شغل ها هنوز موردنظر مردم نبودند و يا اصلاً شكل نگرفته بودند. (مثلاً برنامه نويس براى كامپيوتر!). آن وقت ها اگر كسى از زير كار شانه خالى مى كرد، خيلى زود مورد عتاب ديگران قرارمى گرفت. به مرور زمان با تغيير جايگاه مشاغل، كارهاى نيمه وقت و فكرى موردتوجه نسل جديد قرارگرفتند. حبيب عباسى كارمند مخابرات است. او دو فرزند هجده ساله و بيست و دو ساله دارد كه گهگاه كار هم مى كنند: «آنها دانشجو هستند و با همديگر درخانه كار نقشه كشى و طراحى انجام مى دهند. اما به نظرم اينها كار جدى نيست. آدم تا سه ماه حقوق نگيرد كه كارنكرده!» اما امين، دانشجوى رشته اقتصاد مى گويد: «والدين ما فكر مى كنند بايد صبح تا عصر سركار رفت و در اداره به سر برد و حقوق ماهيانه داشت تا كارت جدى باشد. خيلى شغل ها هستند كه اصلاً نيازى به حضور در اداره ها نيست. مثل كارهاى كامپيوترى، نوشتن و... همين طرز فكر باعث شده كه آنها گمان كنند جوانها تنبل و بى حوصله هستند و هرروز به آنها زخم زبان بزنند. شيرين وجدانى گرافيست است. او هم از اين حرف ها و طعنه ها ناراحت است: «دفتر كار من، همان اتاق كوچكم در خانه است. اما همه فاميل فكر مى كنند كه من هنوز با خرج پدر و مادرم زندگى مى كنم. اتفاقاً كار زيادى هم انجام مى دهم. اما چون ازخانه خارج نمى شوم، به نظر آنها اهميتى ندارند. شايد اين طرزفكر به اين مسأله برگردد كه پدرها و مادرها هنوز با اين شغل ها، خستگى ها و سختى هايش آشنا نيستند. على.م طنز نويس مطبوعات است و بيشتر اوقات درخانه مشغول كار است: «من هروقت كه خسته مى شوم، قدرى درازمى كشم. واى به حالم اگر آن وقت يكى از افراد خانواده مرا ببيند. آن وقت بايد هزار جور توضيح بدهم كه كار من، فكرى است و بيشتر از قواى جسمى، ذهنم خسته مى شود. اما كو گوش شنوا!؟!» ذهن هاى خطرناك زندگى با حقوق كارمندى، درآمد ماهيانه، بيمه، مرخصى و... بخشى از زندگى همه كاركنان اداره ها و سازمان هاست. اما در ده سال اخير شغل هايى ايجاد شده اند كه هيچكدام از ويژگى هاى بالا را ندارند. خانواده ها نگرانند فرزندانشان جزو درصد بيكاران سالانه محسوب شوند و آلوده ناهنجارى هاى اجتماعى شوند. آنها شغل هاى تمام وقت فرزندانشان را قبول ندارند و تلاش مى كنند با كم اهميت دانستن آن، كار بچه ها را به عنوان شغل دوم بپذيرند. زيبا نهرينى، جامعه شناس، مى گويد: «اين حرف بسيارى از والدين است. آنها از نداشتن امنيت شغلى فرزندان نگرانند و شغل دولتى و حقوق را نشانه ثبات مى دانند. درحالى كه در تمام دنيا شغل هايى كه مزاياى دولتى ندارند مورد استقبال قرارگرفته اند و رقابت براى به دست آوردن آنها بالا گرفته است. اكثر كارفرماها هم آن را مى پسندند. چون كيفيت كار بالا مى رود. اما در ايران هنوز بسيارى از اين شغل ها براى مراكز رسمى مانند بيمه پذيرفتنى نيست و اداره هاى دولتى آنها را قبول ندارند وفعالان اين شغل ها را بيكار به حساب مى آورند. همين تفاوت هاست كه باعث شده روزنامه نگاران، نويسنده ها، نقاشان، سينماگران و... در ارتباط با مسائل مختلف درگير باشند.» او از كشورهاى اروپايى و آسياى شرقى مثال مى آورد كه: «در ژاپن حدود هشت درصد مهندسين كامپيوتر در خانه به برنامه نويسى و ساخت نرم افزار مشغولند. در ايتاليا طراحى مدل هاى جديد اتومبيل و وسايل نقليه به عهده گروههاى جوانى است كه كارهايشان را در شركت هاى خصوصى كوچك انجام مى دهند و هيچ نسبتى با دولت ندارند.» دست از نگرانى بردار! شش سالى از قرن بيست و يك گذشته و ديگر هيچ چيز مثل سابق نيست. حرفه ها و نيازها تغييركرده، حالا فرديت افراد و كارهاى گروهى جوان ها براى شركت هاى بزرگ بيشتر ازهرچيز موردتوجه است. البته اگر اين حريم ها موردقبول والدين قرار بگيرند و دست از نگرانى ها بردارند. ممكن است روزى اين اتفاق بيفتد؟
|
|
|
|
|
جوانان و يادگيرى زبان جديد
پس انداز روزانه
|
|
|
Minoozabetian83@yahoo.com مينو ضابطيان هفته گذشته مطلبى درباره آموزش زبان انگليسى خوانديد. امروز درباره شيوه هاى يادگيرى اين زبان و تمرين آن را مى خوانيد. هر روز چند ساعت است؟ هر ساعت چند دقيقه است؟ و هر دقيقه چند ثانيه؟ به نظر تو ۸۶۴۰۰ عدد كوچكى است؟ اگر هر روز ۸۶۴۰۰ ريال به تو هديه كنند در پايان يك ماه ۳۰ روزه ۲۵۹۲۰۰۰ ريال خواهى داشت. آيا ارزش ثانيه هاى عمر از يك ريال هم كمتر است؟اگر فكر كنيم كه بسيارى از اتفاقات ناخوشايند و خوشايند در يك ثانيه غفلت يا توجه انجام مى شود ارزش زمان را بهتر متوجه مى شويم. بچه ها در صورتى كه تمايل به انجام كارى نداشته باشند. هزار و يك دليل مى تراشند: يا خوابشان مى آيد يا گرسنه مى شوند و يا درس دارند! اما براى ديدن و تماشاى كارتون تمام مشكلات حل مى شود! بزرگترها هم همينطور هستند!! فقط دليل تراشى هايشان به پختگى و بلوغ بيشترى رسيده است!!! آنها نمى توانند كارى را انجام دهند چون شرايط اقتصادى مناسب ندارند، وقت كافى نيست و ... تاكنون از فردى كه براى كار كردن به كشورى ديگر رفته پرسيده ايد، چه شرايطى داشته است و در لحظات سخت و طولانى كار چگونه با شرايط غربت جنگيده است و براى آموختن زبان، فرهنگ، تكنيك و ساير ابزارهاى مورد نياز در آن كشور بيگانه چگونه تلاش كرده است؟! در يك روز چند ثانيه از ۸۶۴۰۰ ثانيه سهميه روزانه خود را دور مى ريزيد و به آن توجه نداريد؟! اگر قرار بود هر ثانيه را يك ريال، يك ريال ناچيز، بخريد چه ميزان از آن را دور مى ريختيد؟! در طول يك ترم تحصيلى با اين ثانيه هاى با ارزش چه مى كنيد؟ شب امتحان چقدر ارزش آن را درك مى كنيد؟ و ۱۰ دقيقه پيش از ورود به جلسه يك امتحان حساس و سرنوشت ساز يك ثانيه را چگونه تعريف مى كنيد! يك ثانيه هميشه و در تمام عمر ما همان يك ثانيه است! گاهى اوقات ارزش آن را بهتر درك مى كنيم و از آن استفاده بيشتر مى بريم و برخى مواقع آن را دور مى ريزيم! خيلى از جوانان به يادگيرى زبان جديد خصوصاً انگليسى علاقه نشان مى دهند اما هر روز به بهانه نداشتن وقت و فرصت كافى از ثانيه هاى توجيبى! روزانه با بى دقتى خرج مى كنند و در حسرت آموختن مى مانند. اما اگر همين جوان قرار شود به يك كشور ديگر سفر كند، از لحظه لحظه وقت خود براى مطالعه استفاده مى كند و وقتى از او سؤال شود كه چگونه مى خواهى در آنجا ارتباط برقرار كنى با شجاعت مى گويد كارى ندارد سعى مى كنم در فرصت باقيمانده تلاش بيشترى كنم! راستى بهتر نيست هميشه تا اين حد احساس نياز كنيم؟ اگر قصد يادگيرى زبان جديدى را داريد، پيش از شروع هر كار و مطالعه اين مقاله در مورد انجام آن از خود سؤال كنيد و اگر باز هم متوجه شديد كه نسبت به شروع اين كار علاقه و انگيزه لازم را داريد، به خود بگوييد من مى خواهم پس مى توانم، چون بارها و بارها در زندگى به آنچه خواسته ام، رسيده ام و خواستن توانستن است. فقط بايد در انتخاب آن چه مى خواهيم دقت كنيم و از توان و نيروى اراده براى رسيدن به خواسته هاى با ارزش استفاده كرد. نخستين گام در يادگيرى زبان جديد آموختن زبان جديد در شروع به نظر كمى ترسناك و دور از دسترس مى آيد. اما نااميد نشويد و با توجه به ۲ اصل مهم در يادگيرى زبان كار خود را آغاز كنيد. ۱- صبر: انتظار آموختن زبان در عرض يك يا دوهفته انتظارى بيهوده و باطل است و بايد با صبر و حوصله مراحل يادگيرى را پشت سر گذاشت و مهمتر از همه از آن لذت برد. ۲- استمرار در كار: سعى كنيد هر روز خود را در معرض يادگيرى قرار دهيد. تماس و ارتباط دائم با كتاب، نوار، دوستانى كه مشغول يادگيرى زبان هستند و ... به طور آرام و يكنواخت باعث پيشرفت شما مى شود. اگر هر روز، درست مانند كارهاى تكرارى روزانه، هر چند بسيار كوتاه مدت خود را در معرض آموختن زبان جديد قرار دهيد بسيار بهتر از آن است كه يك يا دو روز در هفته اما در ساعات طولانى اين كار را انجام دهيد و پس از مدتى كار را قطع كنيد و شش ماه يا يك سال بعد مجدداً شروع كنيد. پس از آنكه انگيزه لازم براى يادگيرى را در خود ديديد و به ۲ اصل صبر و استمرار در كار به عنوان اصول بنيادى توجه لازم را كرديد از روشهاى زير استفاده كنيد: ۱- بدون داشتن ترس و واهمه صحبت كنيد همه ما در دوران تحصيل بسته به ميزان توجه، تلاش و آموزش با زبان انگليسى آشنا شده ايم و حتى اگر به قول معروف آموخته هاى ما در حد am a blackboard I هم باشد! باز هم چند نكته را ياد گرفته ايم! پس سعى كنيد در صحبت كردن ترس نداشته باشيد. بزرگترين مشكل افراد در يادگيرى يك زبان بيگانه ترسى است كه در خود احساس مى كنند. نگرانى از اينكه ديگران به آنها بخندند و ... سريع ترين راه يادگيرى هر كارى انجام دادن و درگير شدن با آن است! ۲- از تمام منابع موجود استفاده كنيد. براى يادگيرى زبان راههاى مختلفى وجود دارد خود را محدود به يك روش نكنيد و منتظر نمانيد تا ديگران روشى خاص را براى شما تجويز كنند. ۳- خود را در محاصره زبان انگليسى قرار دهيد. در فضاى اين كار قرار گيريد. نكته ها، دست نوشته ها و كتاب هاى انگليسى را در خانه و همراه خود داشته باشيد. هر كدام از ما لحظات و ساعات بسيارى را در طى روز در ترافيك خيابان و داخل اتومبيل خود، در انتظار رسيدن وسايل نقليه عمومى، در مطب دكتر و ... مى گذرانيم و از آن غافل هستيم. اين روزها يكى از عادات جوانان استفاده از گوشى تلفن همراه و ارسال پيام كوتاه يا SMS براى گذراندن اين لحظات انتظار است! چرا براى دوست خود يك نكته يا كلمه جديد SMS نزنيم. چرا به عوض درآوردن گوشى تلفن يادداشت هايمان را نگاه نكنيم. (فهرستى از كلمات جديد با معناى آنها، عبارات مفيد و مناسب). فرض كنيد اين لحظات انتظار را در كشورى مى گذرانيد كه مردم آن انگليسى صحبت مى كنند چگونه سؤالات عادى و مورد نياز خود را از آنها مى پرسيد به اين سؤالات فكر كنيد و به دنبال جواب آنها در كتابهايتان باشيد. روزهاى بعد در صورت قرارگيرى در همان شرايط به يادداشت هايتان مراجعه كنيد و آنها را با خود تكراركنيد. ۴- به صحبت مردمى كه انگليسى صحبت مى كنند تا حد ممكن گوش كنيد. فيلم ها را فقط براى سرگرمى تماشا نكنيد به كلمات و اصطلاحات آنها دقيق تر گوش كنيد! اخبار به زبان انگليسى را به طور دائم گوش دهيد و آنها را با خبرهاى معادل آن به زبان فارسى مقايسه كنيد تا در اثر تكرار اين كار به تسلط كافى برسيد. يكى ديگر از راههاى مؤثر در يادگيرى زبان گوش دادن به موسيقى است اگر علاقه مند به شنيدن و گوش دادن موسيقى هاى خارجى هستيد، سعى كنيد متن و كلام آن را از طريق اينترنت تهيه كنيد (سايت هاى مختص اين كار موجود است) و با اين كار نخست متوجه مى شويد كه به چه چيزى گوش مى دهيد و سپس مى توانيد با ديدن كلمات از روى نوشته آنها را با خواننده تكرار كنيد. اين كار توانايى شما را در مهارت خواندن و فهميدن و گوش كردن صحيح بالا مى برد و در ضمن مى توانيد تلفظ مناسب را هم تمرين كنيد. ۵- دانسته هاى فعلى خود را ثبت و ضبط كنيد. هيچكس دوست ندارد صداى ضبط شده خود را بارها و بارها بشنود! اما اين كار كمك مى كند شما درخانه و بدون داشتن معلم ميزان يادگيرى خود را نسبت به چند ماه قبل و بعد ارزيابى و مقايسه كنيد. ۶ - اگر مى توانيد يادگيرى را با يك دوست آغاز كنيد. او در منزل و محل كار خود و شما نيز در محل كار و منزل خود از روشهاى ذكر شده استفاده كنيد و در مورد آنچه آموخته ايد، روشها و مشكلات احتمالى با هم بحث و تبادل نظر داشته باشيد. اين كار به شما كمك مؤثرى مى كند چون شخصى را در كنار خود داريد كه مى توانيد با او انگليسى صحبت كنيد، مشكلات احتمالى را به كمك او حل كنيد و با نوعى رقابت سالم سعى كنيد از او موفق تر باشيد. ۷ - براى آموختن زبان پول خرج كنيد. ما عادت كرده ايم وقتى بابت چيزى پول مى پردازيم، از آن بيشتر وبهتر استفاده كنيم و به همين خاطر در ابتداى اين مقاله سؤال كردم اگر قرار بود بابت ثانيه ثانيه هديه شده در زندگى پولى پرداخت كنيم به زندگى چگونه نگاه مى كرديم؟! اين قانون براى يادگيرى انگليسى هم صادق است. اگر مى خواهيد آرزو، اشتياق و انگيزه يادگيرى را در خود تقويت كنيد، ديكشنرى خوب، كتابهاى جالب انگليسى و ... تهيه كنيد و از آنها استفاده كنيد. ديدن آنچه بابت آن پول پرداخت كرده ايد، انگيزه استفاده را بالا مى برد! ۸ - از اينترنت استفاده كنيد در صورت دسترسى به اينترنت از اين سرمايه با ارزش استفاده كنيد. براى يادگيرى از سايت هاى آموزشى فراوانى كه موجود است كمك بگيريد و دوستانى پيدا كنيد كه زبان مادرى آنها انگليسى است و از طريق Email با آنها ارتباط برقرار كنيد و بخواهيد اشتباهات موجود شما را تذكر داده و حل كنند. و سرانجام اينكه براى رسيدن به مقصد بايد راه درست را انتخاب كرد و مسير را با هوشيارى و حوصله ادامه داد. نشستن در خانه (بدون حركت) و يا انتخاب مسير نادرست هرگز ما را به مقصد مورد نظرمان نمى رساند!
|
|
|
|
|
چيزى براى امروز
|
|
|
برنامه «برادر بزرگ» در انگليس يكى از پربيننده ترين برنامه هاى تلويزيونى به حساب مى آيد. در اين برنامه چند جوان در خانه اى حبس مى شوند و رفتار آنها به طور ۲۴ ساعته با دوربين هاى مدار بسته زير نظر قرار مى گيردو گزيده كارهاى اين جوانها همان شب از تلويزيون، براى ميليونها تماشاچى پخش مى شود. هر كدام از شركت كنندگان كه بتوانند بيشتر از بقيه در اين خانه شوم دوام بياورد و نگاه سنگين دوربين را بر حريم خصوصى خود تحمل كند، برنده جايزه اى ميليونى خواهد شد. چند سال پيش مديران برنامه «برادر بزرگ» در به در دنبال كسانى مى گشتند كه حاضر باشند در اين نمايش بى پرده حضور يابند، اما امروز تعداد داوطلب ها آنقدر زياد شده كه براى انتخاب بايد دست به اقدام ديگرى زد. ظاهراً مدير برنامه بعد از تماشاى فيلم «چارلى و كارخانه شكلات» تيم برتون اين ايده به ذهن اش رسيده كه مى تواند بليت طلايى را داخل شكلات هاى كيت كت بگذارد. اين همان مثل مشهور يك تير و دو نشان است. آنها با اين كار هم از افزايش فروش شكلات هاى كيت كت سود مى برند، هم افراد منتظر را قانع مى كنند به جاى صف كشيدن جلوى دفتر برنامه، به كار مفيدترى نظير خوردن شكلات روى آورند! ضمن اينكه هيجان بازكردن شكلات ها و پيداشدن يا نشدن بليت طلايى نيز مى تواند موضوع فيلم ديگرى باشد كه شايد از فيلم تيم برتون جذاب تر شود. در اين تصوير (از فيلم چارلى و كارخانه شكلات) چارلى باكت از هيجان پيدا كردن بليت طلايى در شكلات اش شگفت زده شده است. اما هيجان او در مقايسه با هيجان آنها كه بليت برادربزرگ را در كيت كت پيدا خواهند كرد، هيچ است!
|
|
|
|
|
يك پيشنهاد
نامه به يك گروگان
«مشغول تهيه گزارشى در مورد جنگ داخلى اسپانيا بودم. حدود ساعت سه صبح، هنگام بارگيرى اجناسى محرمانه در يك ايستگاه قطاربارى، در كمال بى احتياطى و بدون اجازه حضور پيدا كردم. به نظر مى آمد كه تاريكى تا اندازه اى نامحرم بودن مرا در آنجا مى پوشاند، ولى از ديد چريكهاى آنارشيست مظنون به نظر آمدم. خيلى ساده اتفاق افتاد. هنوز به نزديك شدن آرام و بى صداى آنها شك نبرده بودم كه به آهستگى مرا مانند انگشتان دست دربرگرفتند. بالاخره دستهايم را بالا بردم.»اين بخشى از كتاب «نامه به يك گروگان» نوشته آنتوان دوسنت اگزوپرى است؛ نويسنده اى كه بيشتر شهرتش در ايران به خاطر داستان شازده كوچولوست. اگزوپرى در اواخر دهه بيست ميلادى به عنوان خلبان در ارتش فرانسه مشغول كار شد و تحت تأثير اتفاقات و خاطرات پروازى داستانهاى متعددى نوشت. نوشته هاى او در كمتر از ده سال جهانى شد و كمپانى هاى فيلمسازى براى ساخت فيلم براساس داستانهاى او صف كشيدند. «نامه به يك گروگان» نوشته اى از او در زمان جنگ جهانى دوم است كه اگزوپرى به عنوان خلبان هواپيماى جاسوسى ارتش متفقين فعاليت مى كرد. اين داستان براى نخستين بار در ايران منتشر شده. كاوه نقوى آن را ترجمه كرده و نشر كتاب روشن با قيمت ششصدتومان آن را به بازار عرضه كرده است.
|
|
|
|