|
فعاليت هسته اى ايران مطابق با قانون بين الملل است
«توفيق بوعشبه» استاد دانشگاه و كارشناس بين الملل تونس مى گويد: موضع گيريها بر سر پرونده هسته اى ايران موضوع كنترل رقابت تسليحاتى نيست بلكه يك دشمنى مستقيم با پيشرفت ايران است. و تأكيد مى كند كه فعاليتهاى ايران برخلاف قانون بين الملل نيست. مصاحبه با وى را در پى مى خوانيد: *** ايران در هفته هاى اخير ورود خود به باشگاه بين المللى هسته اى اعلام و نتايج اوليه موفقيت غنى سازى اورانيوم را برملا كرد و همه مى دانيم كه نتيجه مستقيم چنين اظهاراتى جز به چالش كشيدن كشورهاى غربى نيست، لذا به نظر شما بازخوردهاى سياسى و امنيتى چنين اقدامى بر منطقه و برخورد كشور ايران چه خواهد بود؟ واقعيت پشت پرده چنين تشنج ها اين است كه ايران جامعه بين المللى را همانطور كه حكومتهاى غربى ترويج مى كنند، به چالش نكشيد، بلكه تنها در برابر ايالات متحده و اتحاديه اروپا ايستاد، چون رفتار ايران تا زمانى كه اين كشور به مرز توليد سلاح هسته اى نرسيده، برخلاف قانون بين الملل نيست و البته خود ايران هميشه اعلام كرده است كه فعاليت هايش صلح آميز است. ايالات متحده به همراه اتحاديه اروپا مى گويند كه ايران دارد به سمت ساخت سلاح هسته اى حركت مى كند و درواقع اينها به جاى اينكه داده هاى سياسى و علمى و ميدانى موجود را تجزيه و تحليل بكنند دارند بر نيتها حكم مى كنند و هر كشورى را به محض انجام تجربه هاى علمى هسته اى موفقيت آميز، در دايره اتهام ساخت سلاح هسته اى قلمداد مى كنند. از جهت ديگر هنگامى كه اظهارات مسؤولان ايران در اين زمينه را بررسى مى كنيم درمى يابيم كه خبر به موفقيت رساندن غنى سازى اورانيوم و ملحق شدن به باشگاه كشورهاى هسته اى هميشه در كنار تأكيد بر صلح آميز بودن فعاليت هاى هسته اى خود وجود دارد، همچنين نبايد از ياد ببريم كه ايران يكى از طرف هاى پيمان بين المللى ممنوعيت گسترش سلاح هسته اى است علاوه بر اين براساس پروتكل هاى الحاقى اين معاهده داوطلبانه عمل كرده و هميشه با سازمان بين المللى انرژى هسته اى همكارى كامل و نزديك داشته است. اما برداشت ها و آثار موفقيت ايران در تجربه غنى سازى اورانيوم، برداشت هاى واقعى است. به ياد داريد لحظه اى كه رئيس جمهورى ايران از موفقيت علمى هسته اى ايران پرده برداشت، بشكه نفت از مرز هفتاد دلار گذشت. از اين رو صاحبنظران بازار نفت را به عنوان تأثيرپذيرترين ميدانى كه درسايه تشنج بين ايران و كشورهاى ايالات متحده و بعضى از كشورهاى غربى واقع است، مى شناسند. از طرفى اكنون اسرائيل به رغم داشتن سلاح هاى هسته اى در حالت نگرانى كامل به سر مى برد چون تا مدتى قبل خود را تنها قدرت هسته اى منطقه مى دانست ولى حال ديگر تنها نيست بلكه ايران هم هست و قانون هاى بازى عوض شد. تا چه سطحى اقدام ايران مى تواند بر هم پيمانهاى موجود در منطقه تأثير بگذارد؟ هم پيمانى هاى استراتژيك در منطقه به آن صورت واضح نيست يا به عبارت ديگر در حال شكل گيرى است. البته هم پيمانى هاى سنتى وجود دارند مانند هم پيمان غربى اسرائيلى يا هم پيمان تازه روسى چينى. چه برداشتى از تقاضاى خانم رايس جهت اعمال بند هفتم قانون اساسى سازمان بين الملل كه استفاده از زور را عليه ايران تجويز مى كند، داريد؟ آيا اين دعوت خودش گواهى بر عدم موفقيت جامعه بين المللى در كنترل رقابت هسته اى محسوب نمى شود؟ خانم رايس به عنوان سخنگوى واقعى دولت آمريكا و با توجه به دستيابى ايالات متحده به مكانيزم تصميم گيرى در شوراى امنيت از مدتى پيش تلاش فوق العاده اى به منظور ارجاع پرونده ايران به اين نهاد داشت به رغم اينكه خوب مى داند كه روسيه و چين در اين پروسه با خواسته هاى آمريكا همراهى مطلوب نخواهند كرد. خانم رايس به دنبال اين است كه نوعى مشروعيت را به استفاده از زور عليه ايران به دست بياورد و زمينه را جهت حمله نظامى مشروع آماده كند. اما موضوع بر سر عدم موفقيت جامعه بين المللى در كنترل رقابت تسليحاتى هسته اى نيست بلكه يك نوع دشمنى مستقيم با برنامه هسته اى ايران وجود دارد. واقعيت همه اين داستان، حمايت از امنيت ملى اسرائيل و اعمال خواسته هاى آن در مقابل كشور ايران است. آيا فكر نمى كنيد كه پيمان منع گسترش سلاح هسته اى ديگر كارآيى ندارد و نيازمند تجديدنظر است؟ ابتدا يادآور مى شوم معنى اين پيمان، كنترل يا منع سلاح هاى هسته اى نيست بلكه تفاهمنامه بين المللى ممنوعيت گسترش سلاح هسته اى است. يعنى اينكه بين منع سلاح هسته اى يا كنترل آن و بين منع گسترش سلاح هسته اى تفاوت بزرگ وجود دارد و اگر دقتى بيشترى به خرج بدهيم به اين نتيجه مى رسيم كه روح اين تفاهمنامه در اين است: آن كشورهايى كه هنگام نوشتن اين تفاهمنامه چنين فعاليتهايى داشتند حق آنها كاملاً محفوظ است. منتهى نبايد دايره حق داشتن فناورى هسته اى وسيع تر شود. اين نتيجه اهميتى فوق العاده دارد، اين تفاهمنامه كه در اول جولاى سال ۱۹۶۸ مورد تأييد واقع و ۵ مارس سال ۱۹۷۵ به اجرا گذاشته شد بر عدل بنا نشده و غيرمنطقى و ناحق است، چطور چند كشور حق داشتن فناورى هسته اى را از آن خود كنند و سلاح هسته اى داشته باشند اما ساير كشورها در محروميت علمى و اقتصادى بمانند، علاوه بر اين كشورهايى هستند كه اين معاهده را امضا نكردند مثل هند و پاكستان و اسرائيل و هيچ كس بر عليه آنها يا فعاليتهاى هسته اى شان حرفى نمى زند ولى وقتى كه به بعضى از كشورها مى رسد فريادها شروع مى شود و بالاتر از آن خود معاهده اين اجازه را به امضاكنندگان داد تا به خاطر حفظ امنيت ملى خود بتوانند از آن خارج شوند. اين پيمان به درد جهان ما نمى خورد ما نيازمند معاهداتى هستيم كه توان آن را داشته باشند كه سلاح هاى هسته اى را منع و از كشورهاى عضو باشگاه هسته اى شروع كند، البته اين آرزو به لحاظ شرايط فعلى ميسر نيست و تا زمانى كه كشورهاى بزرگ نمى خواهند امتيازات خود را در زمينه هسته اى كم كنند مشكل باقى خواهد ماند. كشور ايران قبل از اينكه اعلام ورود خود را به باشگاه كشورهاى هسته اى بكند، خواستار امضاى تفاهمنامه منع تجاوز بين كشورهاى همسايه شده. آيا چنين برخوردى از طرف ايران نمى تواند ضمانت لازم براى كشورهاى عربى و اسلامى محسوب بشود؟ مادامى كه برنامه هسته اى ايران صلح آميز است كشورهاى منطقه با هيچ مشكلى روبرو نيستند گرچه در شرايط فعلى دولتمردان اين كشورها اين نظر را ندارند ولى به نظر مى رسد امضاى چنين تفاهمنامه به نفع همه طرفها خواهد بود و ايران با برداشتن گامهاى ديگر به سمت كشورهاى عربى منطقه مى تواند اين ديوار بى اعتمادى را بشكند و روابط خوب و ثمربخش با مجموع كشورهاى عربى را برقرار كند. بزرگترين خطر آن است كه ايران مورد حمله نظامى واقع شود وفرقى نمى كند كه اين حمله مجوز شوراى امنيت را به دست آورده يا نه، چون در هر صورت اثرات وخيم چنين حمله همه را در برخواهد گرفت، لذا به نظر مى رسد كه همه بايد صبر و شكيبايى را در برخورد با شرايط فعلى نشان بدهند و همه حكمت را مقدم بدارند و گفتار آقاى «مارتين لوتر كينگ» برنده جايزه بين المللى صلح نوبل را سرلوحه كردار خود بدانند. «ما همه بايد ياد بگيريم چطور با هم مثل برادرها زندگى كنيم تا اينكه مثل احمقها از دنيا نرويم.»
|