سه شنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۱۸ ربيع الثانى ۱۴۲۷
Tue, May 16, 2006
جوان
۳۴۷۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
جسارت داريد جواب منفى بدهيد؟
همه آنچه جوانها بايد درباره جام جهانى بدانند
يكى به شكل خود ما
جسارت داريد جواب منفى بدهيد؟
من هرگز به تو
نه نگفتم هرگز!
258603.jpg
بهزاد نويدپور
«نه» اين كلمه گنجى است كه كمتركسى به ارزشش پى مى برد. شايد در بسيارى از روابط اين تك كلمه بتواند، انسان را از سختى ها و مشكلات دوركند، البته اگر جسارت گفتن آن در اشخاص وجودداشته باشد!
وقتى كسى به شما پيشنهاد كارى يا مالى خوبى مى دهد، بسيارى از جنبه هاى ديگر ماجرا چشم مى پوشند و يا براى احترام طرف مقابل چشم بسته شرايط را مى پذيرند.
بعد ازمدتى از انجام آن كار پشيمان مى شوند و دنبال كلمه جادويى «نه» مى گردند. شما به اين موضوع برنخورده ايد؟
حس و حساسيت
زهره دانشجوى رشته كشاورزى است. اما اصلاً آن را دوست ندارد و بعد از سه سال درس خواندن احساس بيهودگى مى كند: «بزرگترين اشتباه زندگى ام را با انتخاب اين رشته انجام دادم. اما بدتر از آن ادامه درس خواندن در اين رشته بود. چون واقعاً هيچ احساسى به آن ندارم. شايد جرأتش را نداشتم كه انصراف بدهم و با خودم روراست باشم و رشته اى را كه دوست دارم را شروع كنم. راستش هنوز هم چنين جسارتى ندارم.
او هنوز با حسرت به دوستانش نگاه مى كند كه با شور و اشتياق فراوان در كلاس هاى درس دانشگاه حاضر مى شوند و با علاقه از درس ها حرف مى زنند. على پوريا در مغازه پدرش كارمى كند.
پدر و برادرش بيش ازدوازده سال است كه كارگاه توليد كفش دارند و او هم بعد از پايان سربازى به جمع آنها اضافه شده، درحالى كه در هنرستان رشته برق خوانده بوده: «وقتى پدرم گفت بايد مغازه بيايى، جرأت نكردم جواب رد بدهم. آن وقت ها از بيكارى خيلى مى ترسيدم و فكر مى كردم كه اگر پيش آنها نروم، دچار مشكل مى شوم. اما الآن خودم را بيشتر از همه اذيت مى كنم. من مى توانستم رشته برق را ادامه بدهم و كاركنم. شايد اوضاع درآمدم از اين هم بهتر بود.» نداشتن جسارت گفتن جواب منفى، به پيشنهادها، تنها مربوط به جوان ها نيست. گروه زيادى هستند كه براى درآمد بيشتر كارهاى مختلفى را مى پذيرند و درطى روز، وقت زيادى صرف مى كنند. اما نتيجه اش، نه رغبتى براى كارفرما ايجاد مى كند و نه خود آنها را هيجانزده مى كند. روزنامه نگارى يكى از اين شغل هاست.
هستند خبرنگارانى كه براى نشريات مختلف مطلب و يادداشت مى نويسند و وقت سرخاراندن ندارند. اما كيفيت مطالبشان روزبه روز كم مى شود و بعد از مدتى خودآنها هم حوصله شان سرمى رود. مجتبى يكى از اين روزنامه نگاران است.
«راستش من دوست ندارم به هر پيشنهادى جواب مثبت بدهم. اما به خاطر مشكلات مالى مجبورم. با اين همه، هرازچندگاهى به اين فكر مى افتم كه تمام پيشنهادها را ردكنم. نمى دانم. شايد ترس از واقعيت باعث مى شود كه نتوانم نه بگويم.»
اما اينها تنهابه مسائل كارى مربوط نمى شود. خيلى ازما به خاطر دوستى هاى قديمى و سابقه طولانى كه درارتباط با هم داريم، از اين كه دور از هم به سرببريم ناراحت مى شويم. اما نزديكى به همديگر هم باعث هيچ خوشى نمى شود.
از اخلاق هم بدمان مى آيد، از اين كه با هم ديده شويم بيزاريم، اما هنوز هم با همديگر به كافى شاپ و دانشگاه و محل كار مى رويم. فكرمى كنيم قطع ارتباط يعنى بى ادبى. يعنى كنارگذاشتن دوستى ها و بى معرفتى. اما هرروز زجر مى كشيم و در قلبمان به خودمان لعنت مى فرستيم! و مى پرسيم، واقعاً نه گفتن اين قدر سخت است؟!
شايد زمان درست يا اشتباه بودن انتخاب ما را مشخص كند.
ترس از قطع رابطه
ما مى  ترسيم كه با دادن جوابى، همه پل ها را خراب كنيم. هيچوقت نمى خواهيم دوستى ها، رابطه ها و كارهايمان با جواب منفى از بين برود. براى همين دكتر حسن كشاورز، روانشناس مى گويد: «ما بايد ياد بگيريم كه انتخاب كنيم. حتى در سخت ترين شرايط بايد هميشه با درنظرگرفتن شرايط خودمان، تصميم منطقى بگيريم. شايد جواب منفى در ابتدا ناراحت كننده باشد، اما اگر به درستى گفته شود، از بسيارى از سختى ها و مشكلات آينده جلوگيرى مى كند.»
بسيارى از ما دركودكى و نوجوانى حق انتخاب نداشته ايم. اما آيا جوانى هم بايد به همين شيوه ادامه پيداكند؟
اين حرف كه «هيچوقت براى دوباره شروع كردن دير نيست. » شعار نيست. مى شود هميشه اشتباه هاى گذشته را جبران كرد. مى شود در برابر همه چيز كوتاه نيامد و زيربار هر سختى نرفت.
تنها به يك چيز بستگى دارد. ما در وقت مناسب به بعضى از درخواست ها بلند بگوييم: نه!
همه آنچه جوانها بايد درباره جام جهانى بدانند
پابرهنه ها بيرون!
258600.jpg
Patient-paradise@yahoo.com - پرديس شكيبا
يك هفته ديگر به مسابقات جام جهانى نزديكتر شديم و جوانان فوتبالدوست شمارش معكوس را آغاز كرده اند! و كمتر از يك ماه ديگر شاهد ديدار نخستين بازى تيم ملى فوتبال كشورمان هستيم.
جام جهانى فوتبال
تا به امروز هيچ رويداد ورزشى ديگرى نتوانسته است مانند مسابقات جام جهانى فوتبال اذهان عمومى جهان را به سمت خود بكشد. از نخستين زمان شروع اين مسابقات يعنى سال ۱۹۳۰ در اروگوئه تا به امروز همواره شهرت و اعتبار اين مسابقات روبه افزايش بوده است.
بين سالهاى ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ بود كه نخستين جرقه برگزارى بازى هاى فوتبال در سطح وسيع و جهانى زده شد. با شروع جنگ جهانى دوم يك وقفه ۱۲ ساله در اين رقابتها ايجاد شد (۱۹۵۰ - ۱۹۳۸) و زمانى كه اين بازى ها از سر گرفته شد، شهرت و اعتبار خاص خود را پيدا كرد و بدون هيچ بحث و مخالفتى در حال حاضر مى توان آن را به عنوان بزرگترين رويداد ورزشى منفرد در دنياى نوين ورزش دانست. از سال ۱۹۵۸ كه به طور متناوب بازى ها در اروپا و آمريكا انجام شده است تنها يك مورد تفاوت عمده ديده مى شود و آن تصميمى بود كه در ماه مه سال ۱۹۹۶ براى انتخاب دو كشور كره و ژاپن براى ميزبانى مشترك بازى ها در سال ۲۰۰۲ گرفته شد.
ركوردهاى تيمى
بالاترين آمار قهرمانى اين مسابقات متعلق به برزيل است كه ۵ دوره عنوان قهرمانى را به خود اختصاص داده است و پس از آن ايتاليا و آلمان هر كدام با ۳ عنوان قهرمانى جايگاه دوم را كسب كرد ه اند.
مجارستان با زدن ۲۷ گل در سال ۱۹۵۴ به عنوان زننده بالاترين تعداد گلها در يك جام جهانى تا به امروز معرفى شده است.
آمار جالب ديگر مربوط به بازى هاى همين سال (۱۹۵۴) و تعداد گلهاى رد و بدل شده بين دو تيم اتريش و سوئيس است كه با نتيجه ۵-۷ و واردشدن مجموعاً ۱۲ گل به دروازه ها تاكنون مقام نخست را كسب كرده است.
همچنين در سال ،۱۹۸۲ مجارستان توانست السالوادور رابا نتيجه ۱-۱۰ شكست دهد!
ركوردهاى شخصى
«Gerard Muller» آقاى گل مسابقات جام جهانى با ۱۴ گل است.
«Salenko» از روسيه در سال ۱۹۹۴ در يك مسابقه ۵ گل زد.
«Hakan Sukur» از تركيه در سال ۲۰۰۲ مقابل تيم كره جنوبى به عنوان زننده سريع ترين گل جام جهانى شناخته شد (۱۱ ثانيه).
Norman whiteside از ايرلند شمالى به عنوان جوانترين بازيكن تا به امروز با ۱۷ سال سن با حضور در جام جهانى سال ۱۹۸۲ شناخته شده است.
«pele» بازيكن مشهور برزيلى نيز در سال ۱۹۵۸ جوانترين بازيكن جام بوده و همچنين جوانترين بازيكنى كه توانسته است تاكنون همراه تيمش قهرمان جام جهانى بشود. در سال ۱۹۵۸ برزيل قهرمان جهان شد.
«Roger Milla» از كامرون نيز با ۴۲ سال و ۳۹ روز مسن ترين بازيكن اين مسابقات تا به امروز شناخته شده است. (در سال ۱۹۹۴) كه در اين سال توانست يك گل به روسيه هم بزند.
ركوردهاى جام جهانى
درسال ۱۹۹۴ و مسابقاتى كه در آمريكا برگزار شد به طور متوسط در هر بازى بيش از ۶۸‎/۹۹۰ نفر حضور داشتند.
در بازى فينال بين اروگوئه و برزيل در سال ۱۹۵۰ بالاترين آمار تماشاچيان در فينال (۱۷۴۰۰۰) بوده است.
در جام جهانى ۱۹۵۴ كه در سوئيس برگزار شد بالاترين تعداد متوسط گل براى هر بازى ثبت شده كه اين رقم ۵‎/۳۸ گل در هر بازى است و مجموعاً ۱۴۰ گل در ۲۶ بازى بين دروازه ها رد و بدل شده است.
ميزبان هاى جام جهانى
از شروع اين رقابتها يعنى سال ۱۹۳۰ تا آخرين دوره اين مسابقات يعنى سال ۲۰۰۲ مجموعاً ۱۷ دوره اين مسابقات برگزار شده است و تنها بين سالهاى ۱۹۳۸ تا ۱۹۵۰ يك وقفه ۱۲ ساله ديده مى شود.
اروگوئه به عنوان نخستين ميزبان و پس از آن كشورهاى ايتاليا، فرانسه، برزيل، سوئيس، سوئد، شيلى، انگلستان، مكزيك، آلمان غربى، آرژانتين، اسپانيا، مكزيك، ايتاليا، آمريكا، فرانسه و (كره و ژاپن مشتركاً) قرار دارند.
ميزبان و قهرمان!
در سال ۱۹۳۰ اروگوئه به عنوان ميزبان و قهرمان اين بازيها و در سال ۱۹۳۴ايتاليا دو عنوان ميزبانى و قهرمانى را داشت.
اين تكرار عناوين تا سال ۱۹۶۶ به وجود نيامد تا اينكه در اين سال مجدداً ميزبان عنوان قهرمانى را كسب كرد (انگلستان).
در سالهاى ۱۹۷۴ و ۱۹۷۸ مجدداً اين مورد درباره دو كشور آلمان و آرژانتين ديده مى شود و براى آخرين بار در اين مسابقات درسال ۱۹۹۸ و جام جهانى فرانسه، تيم اين كشور توانست هم در جايگاه ميزبان و هم قهرمان مسابقات شركت داشته باشد.
مشكل ميزبانى
همانطور كه گفته شد به دليل وقوع جنگ جهانى دوم پس از سال ۱۹۳۸ مسابقات جام جهانى برگزار نشد و در سالهاى ۱۹۴۲ و ۱۹۴۶ هر دو مسابقه لغو شد. «FIFA» كه مشتاق بود هر چه زودتر مسابقات را از سر گيرد شروع به برنامه ريزى كرد و مسؤولين آن سعى داشتند اين مسابقات را در سال ۱۹۴۹ از سر گيرند. اما پس از جنگ، بسيارى از كشورهاى اروپايى با ويرانى و خرابى شهرها و خانه ها مواجه بودند و برگزارى مسابقات و پذيرفتن ميزبانى آن را چندان حياتى و مفيد نمى دانستند. از آنجايى  كه مسأله پذيرش ميزبانى به مشكل بزرگى مبدل شده بود، بيم آن مى رفت كه اين مسابقات به دليل عدم وجود علاقه و تمايل كشورها در برنامه ريزى و سازماندهى به نابودى كشيده شود تا اينكه سرانجام برزيل اين ميزبانى را به شرط آنكه در سال ۱۹۵۰ برگزار شود، پذيرفت!
برزيل و آلمان پيش از وقوع جنگ هر دو از پيشنهاد دهندگان ميزبانى بازيهاى سال ۱۹۴۲ بودند. از آنجايى كه هر دو بازى سالهاى ۱۹۳۴ و ۱۹۳۸ در اروپا برگزار شده بود، ترجيح داده مى شد مسابقات سال ۱۹۴۲ در يك كشور از آمريكاى جنوبى برگزار شود. به همين خاطر پذيرفتن ميزبانى بازيهاى سال ۱۹۵۰ از جانب برزيل ازچند جهت حائز اهميت بود و به سرعت پذيرفته شد.
پس از اطمينان از يافتن كشور ميزبان مشكل بعدى FIFA براى متقاعد كردن كشورها جهت فرستادن تيم هاى ملى خود به اين رقابتها بود و تمايل داشتند بيش از هر كشورى ايتاليا را راغب به اين امر كنند چرا كه ايتاليايى ها در سالهاى قبل برنده اين مسابقه بودند. اما كشور ايشان در پايان جنگ جهانى دوم با ويرانى و مشكلات عمده اى روبرو بود و تمايل چندانى براى شركت در اين بازيها نداشتند ولى سرانجام راضى به حضور در اين بازيها شدند. گرچه شايعاتى ايجاد شد و درخواست كردند كه FIFA هزينه سفر تيم ملى ايتاليا به برزيل را تقبل كند.
عجايبى ديگر از جام جهانى ۱۹۵۰
شكل گروههاى شركت كننده در بازيهاى اين سال غيرعادى و عجيب بود. بعضى گروهها شامل ۲ ، ۳ يا ۴ تيم بودند؛ چرا كه بعضى كشورها شرايط لازم براى شركت در اين مسابقات را نداشتند، براى مثال هندى ها نتوانستند در اين مسابقات شركت كنند چون FIFA به آنها اجازه نداد با پاى برهنه بازى كنند! همچنين به علت بحران هاى پس از جنگ به آلمان و ژاپن اجازه شركت در اين مسابقات داده نشد.
سرانجام نيز از ميان تيم هاى شركت كننده ۴ تيم برزيل، اسپانيا، سوئد و اروگوئه بعد از اين وقفه ۱۲ ساله به مرحله پايانى رسيدند و سرانجام فاتح اين مسابقات براى دومين بار اروگوئه شد.
فاتحين مسابقات جام جهانى از آغاز تا به امروز
از شروع اين مسابقات در سال ۱۹۳۰ تا به امروز تنها ۷ كشور:
اروگوئه، ايتاليا، آلمان، برزيل، انگلستان، آرژانتين و فرانسه توانستند فاتح جام باشند. از ميان تمام ۲۰۷ تيم رقابت كننده در بازى هاى جام جهانى ۷۸ تيم تنها يك بار اين شانس را به دست آورده اند. از ميان اينها فقط ۱۱ تيم به بازيهاى نهايى راه يافته اند و از اين ميان همانطور كه ذكر شد تنها ۷ تيم توانسته اند در اين ۱۷ دوره فاتح جام باشند و با ۷ بار حضور و ۵ بار پيروزى در مسابقات نهايى برزيل مقام نخست را در ميان اين ۱۱ تيم دارد و نكته جالب تر اينكه برزيل تنها تيمى است كه در مسابقات پايانى تمام دوره هاى جام جهانى تا به امروز شركت داشته است.
در مسابقات سال ۱۹۷۰ و ۱۹۹۴ در هر دو مورد برزيل رودرروى ايتاليا قرار گرفت و هر دو بازى را برد. از ميان هفت برنده جام تا به امروز شش كشور حداقل يك بار در خانه خودشان فاتح جام شده اند. غير از برزيل كه در سال ۱۹۵۰ على رغم ميزبان بودن شكست خورد و نتوانست جام را در كشور خود به دست آورد. بايد منتظر باشيم تا ببينيم آلمان چه خواهد كرد!
چيزى براى امروز
258609.jpg
در روزهاى باقى مانده به جام جهانى، انگليسى ها به آب و آتش مى زنند تا رونى را به جام جهانى برساند. مهاجم ۲۰ ساله انگليس كه از ترك استخوان پا رنج مى برد، چشم هاى بسيارى از مردم كشورش را نگران سرنوشت تيم ملى در جام جهانى كرده است. الكس فرگوسن قول داده بودكه هر كارى خواهد كرد تا اين بازيكن را به جام جهانى برساند اما هنوز بهبودى خاصى در اين بازيكن ديده نشده است. رونى در يك اتاق اكسيژن همانند عكس حبس شده است تا بهبودى پايش تسريع شود. هنوز هيچ كس نمى داند اتاق اكسيژن چقدر در درمان دردها تأثير دارد، اما اين آخرين تير هوداران فوتبال است. پزشك تيم مى گويد: «در اين مرحله هر چيزى ارزش امتحان كردن دارد.»
دنبال چه مى گردى؟
دنبال دوستم ، محمدامين رحمتى مى گردم. اگر كسى از او خبرى دارد به من mail بزند.
منوچهر صادقيان
manoochehrsdzo@yahoo.com
دنبال شخصى به نام سامان خادمى مى گردم كه تا يك سال پيش در اهواز زندگى مى كردند ولى الآن از او خبرى ندارم. اگر كسى او را مى شناسد، لطفاً به من اطلاع بدهد.
Miki_kiki62@yahoo.com
دنبال كسى مى گردم كه جزوات MBA را با هم مبادله كنيم و در اين زمينه با هم مكاتبه داشته باشيم.
بابك على نسب
Mbamanage2006@yahoo.com
دنبال كسى مى گردم كه درباره استوديوهاى ضبط موسيقى اطلاع داشته باشد. مى خواهم بدانم مى توانم براى كارآموزى با آنها همكارى كنم يا نه؟
Blackmin6@yahoo.com
اگر كسى از مكان هاى ديدنى همدان اطلاعات دارد به من mail بزند.
Lady_narcis@yahoo.com
دنبال كسى مى گردم كه در دوره هاى قبلى آزمون كارشناسى ارشد پيام نور شركت كرده باشد تا اطلاعاتى درباره اين آزمون به دست آورم.
Marzieh_fn@yahoo.com
دنبال دوست دوران دانشگاهم خانم شيما سادات بدرى مى گردم.
Sokot_3ta_77@yahoo.com
بچه هاى دبستان پاسداران آسمان در مهرآباد، كجاييد؟! كسرا، فرشاد، رضا اگر اين يادداشت را مى خوانيد به من mail بزنيد.
كامى كشاورز
pkeshavarz@yahoo.com
دنبال مراكز آموزش چتربازى مى گردم. لطفاً آدرس اين مراكز را برايم mail بزنيد.
مجتبى طاهرى
mojtaher@yahoo.com
مى خواهم اطلاعاتى درباره پرورش گياهان گلخانه اى داشته باشم. كسى مى تواند كمكم كند؟
شبنم سعادت
Shabnam_saadatsh@hotmail.com
علاقه مند به طراحى لباس هستم. آيا الگوهاى خاصى براى آموزش وجود دارد؟
ارسلان اسدى
Arsalanasadi1430@yahoo.com
دنبال دوستانم مرتضى مرادى و شجاع مصطفوى مى گردم كه در شيراز با هم همكلاس بوديم. اگر كسى آنها را مى شناسد به من mail بزند.
پويان كشاورز
Poyankeshavarz444@yahoo.com
يكى به شكل خود ما
آرزوهاى بزرگ يك شناگر
258606.jpg
ريما وزين دل
«فيپو لايتى» جوان برگزيده تايلندى براى شركت در مسابقات جهانى شناست. او در سن بيست سالگى عضو تيم ملى شناى تايلند شده. البته به عقيده بسيارى سن او براى اين ورزش و انتخاب در تيم ملى بالاست. اما او آن قدر از خودش توانايى نشان داد كه توانست تمام مخالفان را ساكت كند. او از دوازده سالگى ورزش شنا را آغاز كرد: «آن وقت ها من در رودخانه نزديك روستايمان شنا مى كردم. راستش مثل همه فقط دست و پا مى زدم و هيچ كدام از اصول شنا را بلد نبودم. وقتى در مسابقات شناى مدرسه توانست نفر سوم بشود، تشويق شد كه اين ورزش را ادامه بدهد. اما يك حادثه او را از شنا دور كرد: «تازه در باشگاهى براى آموزش ثبت نام كرده بودم كه در يك تصادف پايم به شدت آسيب ديد. آن قدر كه مدتها نمى توانستم به خوبى از آن استفاده كنم.» همين موضوع باعث مى شود كه فيپو چهارسال از شنا دور بماند. او هجده ساله بود كه در كارگاه دوخت لباس مشغول به كار شد و آخر هفته ها با بقيه كارگرها به استخر كوچكى در نزديكى خانه شان مى رفت. همان وقت بودكه تشويق شد ، شنا را دوباره شروع كند: « يك سال طول كشيد تا مثل قبل شنا كنم. اما تازه بايد آموزش هاى حرفه اى مى ديدم.» زير نظر يك مربى قديمى او به طور حرفه اى به اين ورزش مشغول شد. يك سال بعد درمسابقات منطقه اى او موفق شد نفر دوم بشود و مجوز حضور در مسابقات كشورى را به دست بياورد: «شش ماه تلاش كردم تا ركورد جديدى به دست بياورم. سرانجام هم موفق شدم.» او هر روز چهار ساعت تمرين مى كرد تا بدنش آماده بشود. مسابقات كشورى، نقطه اوج او شد. فيپو توانست نفر اول بشود و به فهرست تيم ملى شنا اضافه گردد. موضوعى كه خودش را هم غافلگير كرده بود. او هنوز هم روزى سه تا چهار ساعت تمرين مى كند تا آمادگى بدنى اش حفظ شود: «الآن شرايط سخت تر است. چون رقابتها به هم نزديك است و كوچك ترين تنبلى باعث حذف مى شود. دوست دارم در المپيك پكن مدال بياورم.» يعنى اولين مدال براى ورزش شنا در تايلند. او صبح ها كار مى كند و بعدازظهر در همان استخر كوچك نزديك خانه اش تمرين. و هر شب با آرزوى مدالى از رقابتهاى جهانى مى خوابد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |