محمد نورى
|
|
|
مبارزه با مفاسد اقتصادى هنوز موضوعى تازه از صحنه اقتصادى و عرصه رسانه اى ايران است. هر روز و هر هفته مى توان انتظار داشت كه با نطق يك نماينده يا گشودن يك پرونده، مسأله ديرپاى مبارزه با مفاسد در فضاى ايران زنده شود. اما موضوعى به اين اندازه خبرساز و پردامنه در صحنه عمل، مسيرى پر از ابهام طى مى كند و اين فصلى تراژيك از قصه مبارزه با فساد اقتصادى است و معمايى عجيب براى آنها كه پرسش از آينده بحث مبارزه با مفاسد دارند. پرونده مبارزه با مفاسد اقتصادى از اين نظر با زوج ديگر خود يعنى مبارزه با مفاسد اجتماعى هم سرنوشت است كه او نيز راهى پر از ابهام و مسيرى معماگونه طى مى كند. اما سرچشمه و سرمنشأ اين ابهام از نگاه دولت و دولتمردان نيست كه رئيس جمهور موضعى صريح در مواجهه با اين پديده دارد بلكه كانون ابهام جايى است كه رشته تدوين و اجراى قانون فسادزدايى را بر دوش دارد. يعنى اختلاف ميان مجلسيان و اهل قضا كه نقش دو بال اصلى را بايد در ميدان مبارزه با فساد ايفا كنند. مجلسى كه بايد قواعد و حدود و ثغور مبارزه با فساد را روشن كند و نهاد قضا كه ضمانت اجرايى اين قوانين را در اختيار دارند. به اين ترتيب، سرنوشت مبارزه با فساد در دوره جديد موكول به اجماعى تازه در سطح سران دو قوه قضا و تقنين مانده است اما هنوز پس از قريب يك سال از علنى شدن اين اختلاف، نشانه اى از تفاهم آشكار نشده است. اكنون پرسش بسيارى از ناظران اقتصادى اين است كه آيا براستى قانونگذاران و قضات سرانجام بر سر فرمول جديد مبارزه با فساد به توافق خواهند رسيد؟
آنچه پيداست پديده مفاسد اقتصادى در سومين دهه از حيات جمهورى اسلامى اشكالى پيچيده پيدا كرده است و شهروندان و دولتمردان به يكسان نگران تداوم مناسبات فساد آلود در شبكه هاى اقتصادى و مالى كشور هستند و نخبگان اقتصادى نيز انكار نمى كنند كه پيمودن راه اصلاح و توسعه بدون جراحى اين ساختارهاى آفت زده امكان پذير نيست. در اين ميان، دولت نهم كه با شعار عدالت و مبارزه با تبعيض شكل گرفته است تكليف مضاعفى را بر دوش خود حس مى كند. احمدى نژاد به همه هواداران خود اطمينان داده است كه مقابله با مظاهر فساد و تبعيض را وجهه همت خويش خواهد ساخت.
تجربه طى شده مبارزه با فساد
ماجراى مبارزه با فساد اقتصادى در ايران چون ملل ديگر تاريخى طولانى و پرآموزه دارد. اما آنچه از مفاسد اقتصادى نصيب ايرانيان شده سنخ و ماهيتى متفاوت از ديگر ملتها است. گو اينكه فساد اقتصادى است كه امروز مظاهر آن پيش چشم ما است آغشته به آن طلاى سياه است و طبق گفته اهل پژوهش، حتى سابقه و سرگذشتى همپاى سرگذشت نفت دارد. از آنچه در آرشيو اقتصادى ايران ضبط است پيداست كه محور ومركز فساد اقتصادى در اين مرز و بوم رانت و رانت جويى است يعنى همان واژه اى كه ناخواسته و ناخودآگاه دلارهاى نفتى را در اذهان تداعى مى كند البته معناى اين سخن كه پمپاژ دلارهاى نفتى، خوان فساد و رانت خوارى را همواره رونق بخشيده است آن نيست كه اكنون همه رانت خواران و سودجويان بر گرد چاههاى نفت اردو زده اند و يا نشانى و آدرس مفاسد اقتصادى را تنها بايد در وزارت نفت جست وجو كرد بلكه از ديد اهل نظر، ميراث فسادانگيز اين طلاى سياه آنجا پديدار شده كه « اقتصاد نفتى» به ايران و ايرانى ارمغان آورده است و در درون شبكه اين اقتصاد متكى بر رانت هاى نفتى است كه انواع مناسبات ناسالم و تبانى ها و داد و ستدها شكل مى گيرد.
و عجيب اينجاست كه پس از قريب صدسال از كشف اولين لايه طلاى سياه توسط برادران دارسى و فوران درآمدهاى نفتى، هنوز نظامات حقوقى روشن و ساز و كار نظارتى كارآمد براى توزيع و مصرف آن ثروت سرشار محقق نشده است. مجلس شوراى اسلامى، در نظام مند كردن درآمدها و ثروتهاى نفت با همان مسائل و معماهايى دست به گريبان است كه مجلس و مجالس عصر دوران ملى شدن صنعت نفت و ايام مبارزات دهه هاى۲۰ و ۳۰.
به هر تقدير، اگر گونه هاى ديگرى از مفاسد نيز چون زمين خوارى، رشوه گيرى، قاچاق كالا و پورسانت ها و اختلاس هاى پولى و بانكى نيز در زمين اقتصاد ايران روئيده است، تابع و زيرمجموعه اى از فساد بزرگى هستند كه از رانت هاى نفتى برمى خيزد. اكنون كمتر كسى در اين واقعيت ترديد داردكه راه اقتصاد ايران به سوى اصلاح و ايمنى از توزيع و مصرف ثروت هنگفت نفتى مى گذرد، ثروتى كه هر سال در قالب بودجه و اعتبارات ميان نهادها و دستگاههاى مختلف توزيع مى شود.
سهم غالب از اين خوان درآمد نفت را بخش دولتى و درصدى ناچيز را بخش خصوصى مى برد و اين اتفاق اولين علامت سؤال در چشم كارشناسان امر فساد اقتصادى است. سؤالى كه در نهايت به اين فرضيه منتهى مى شودكه اقتصاد دولتى و دولتى بودن اقتصاد خود يكى از سرچشمه هاى اصلى رانت خوارى و فساد است.
به هرحال پرونده مبارزه با فساد در دوره اصولگرايان درحالى گشوده شده كه نمودار و نقشه اى رسا از منحنى بروز و ظهور پديده فساد در اقتصاد ايران پيش رو است. برروى اين نمودار مى توان سرچشمه هاى بروز فساد را كه آسيب شناسان اقتصاد ايران درمراكز دانشگاهى و مديريتى استخراج كرده اند مشاهده كرد. همينطور مى توان، تجربه ها و الگوهاى ناتمام و ناكام مبارزه با فساد در گذشته را ازنگاه گذراند. تجربه هايى كه حاوى نكاتى قابل تأمل در باب ديد و نگرش دست اندركاران مبارزه بافساد، شيوه ها و تكنيكهاى اصلاح سيستم اقتصادى و حتى اراده و عزم مأموران و مسؤولان پروژه هاى فسادزدايى است.
در مرور تجربه هاى پيشين، شايد به تعداد دولتهاى ايران بتوان طرح و فرمولهاى مبارزه با فساد را فهرست كرد. همه دولت هاى عصر جمهورى اسلامى در مانيفست اقتصادى خود، بندى را براى به امر اصلاح معايب نظام ادارى و مالى كشور اختصاص داده اند.
اما چنانكه از اسناد پيداست، طرح و تدابير هيچيك از دولتها در مواجهه با پديده فساد كارگر نيفتاد. به دنبال ناكامى اين طرح و تلاشها بود كه رهبر معظم انقلاب شخصاً وارد اين قضيه شد. پروژه مبارزه با فساد از حيطه دولت وقوه مجريه خارج گرديد و به مجموعه اى از قواى حكومتى سپرده شد.
در راستاى فرمان ۸ ماده اى كه از سوى مقام رهبرى صادر شد ستادى مركب از سران سه قوه مسؤوليت پيشبرد طرح مبارزه بافساد را دردست گرفت. اين ستاد مجموعه نهادهاى نظارتى، اطلاعاتى، اقتصادى و مديريتى را پيگير امر مبارزه با فساد كرد. حاصل كار اين ستاد به ايجاد نهادى به نام اتاق سلامت ادارى انجاميد كه با مديريت مشاور وقت رئيس جمهورى (على ربيعى) برآن شد تا رويه ها و اسلوب مبارزه با فساد اقتصادى و ادارى را تدوين كند. اما اين اتاق در مرحله آغازين فعاليت خويش بود كه ستاد مركزى سه قوه براى مبارزه با فساد روبه تعطيلى نهاد. زمستان ۸۳ را بايدفصل افول يك مرحله از روند مبارزه با فساد به خاطر سپرد. مرحله اى كه استارت آن در دوره دولت اصلاح طلبان زده شد. ستاد سران سه قوه براى مبارزه بافساد در پايان فعاليت خود بسيارى از پرسشها و راز و رمزها درباره چند و چون پروژه مبارزه بافساد را بى پاسخ گذاشت.
سخنگويان اين مجموعه از غلامرضا ايزدپناه كه كرسى سخنگويى اين نهاد را در اختيار داشت تا على ربيعى كه رياست اتاق اصلى مبارزه با فساد را عهده دار بود تا به امروز سكوت اختيار كردند.
و اين در حالى بود كه در پايان آخرين زمستان فعاليت اين ستاد، كثيرى از شهروندان ايرانى گوش به سخنان فردى سپرده بودند كه از انداختن طرحى تازه براى مبارزه با فساد سخن مى گفت. محمود احمدى نژاد كه به فاصله اندكى از تعطيلى محفل مبارزه با فساد، بر كرسى رياست جمهورى نشست سرلوحه برنامه خود را زدودن فساد و تبعيض و رانت خوارى قرار داد.
> مشى دولت نهم
دولت نهم خود را به صفت عدالت آراست واژه اى كه در نگاه ايرانيان شيعه پيامى جز مبارزه با تبعيض و فساد ندارد. سخنان رئيس جمهورى در باب مبارزه با فساد حاوى انتقادهاى صريحى از عملكرد دولت ها و دولتمردان پيشين در مواجهه با ناهنجارى ها و رانت خوارى ها بود و اينكه رشد غول آساى پديده رانت خوارى ريشه در اغماض ها و اهمال هاى مسؤولان امر دارد. به اين ترتيب دولت نهم با نگاهى متفاوت با دفتر مبارزه با فساد را گشود. نگاهى كه در آن برخورد با ناهنجارى هاى نظام اقتصادى و ادارى تابع تشريفات و سلسله مراتب گذشته نيست، بلكه رسالتى بر دوش شخص رئيس جمهورى و ياران او است. احمدى نژاد با صراحت اعلام كرد كه دولت نهم فرايند اصلاح و فسادزدايى را از خانه دولت آغاز خواهد كرد و هر وزير و مدير او در عين حال سربازى در نبرد با بى عدالتى است. وجه ديگر تفاوت نگاه دولت نهم به فرايند مبارزه با فساد آنجا نمايان شد كه رئيس جمهورى بر تعريف سنتى از نظارت بر رفتار و عملكرد اصحاب قدرت خط ابطال كشيد و مفهومى جديد تحت عنوان « نظارت مردمى » ارائه كرد. از نگاه رئيس جمهورى، مردم ناظران اصلى و چشم و گوش دولت در مسير تحقق عدالت و مقابله با ناهنجارى ها هستند. در همين راستا او اقشار مختلف و خيل حاميان خود را به انجام تكليف نظارت بر رفتار مديران فراخواند و اين موضوع را محور اصلى گفت و شنود خود با توده مردم در سفرهاى استانى قرار داد و از آحاد شهروندان ايرانى خواست كه رفتار و كاركرد مديران و مسؤولان را در عرصه هاى مختلف زير نگاه بگيرند. بدين صورت در دوره جديد نگاه ها در مبارزه با فساد بار ديگر به حوزه دولت متمركز شده است. رسالت پرچمدارى در مبارزه با فساد از دست بسيارى از نهادها خارج شده و بر دوش رئيس جمهورى قرار گرفته است. نه تنها نخبگان و اقشار مردم كه حتى احزاب اصولگرا نيز نگاه خود در عبور از گرداب فساد را به سكوتى دولت معطوف كرده اند.
به اين صورت دولت احمدى نژاد برنامه ها و شعارهاى خود در مبارزه با فساد را در مسيرى متفاوت از نهادها و ارگان هاى ديگر پى گرفت.
احمدى نژاد و همكارانش از ورود در كشمكشى آن سوى دولت بر سر چند و چون محاكمه و مجازات مفسدان اقتصادى جريان داشت پرهيز كردند. رئيس جمهورى در برابر انبوه پرسش خبرنگارانى كه نگاه درباره ماجراى ستاد سه قوه جويا شدند يك پاسخ داشت و آن اينكه دولت نهم بركنار از منازعات ديگران، برنامه مبارزه با فساد را دنبال خواهدكرد.
اما احمدى نژاد دومين سؤال اهل رسانه را كه در واقع شبهه گريبانگير دولت نهم بود پاسخ گفت اين شبهه ريشه در پارادوكسى داشت كه مبارزه همه جانبه با رانت خوارى را با امنيت اقتصاد و آرامش مديران در تقابل مى بيند پاسخ صريح رئيس جمهورى به اين شبهه اين بود كه دولت نهم حافظ امنيت سرمايه گذاران و حامى فعالان اقتصادى است و بر آن است كه غايت مبارزه با ناهنجارى ها و فساد چيزى جز امنيت اقتصادى نيست و اصولاً راه تأمين امنيت سرمايه گذارى از ايستگاه مبارزه با رانت خوارى مى گذرد.
كشمكش در آن سوى ديوار دولت
همان اندازه كه فرايند مبارزه با رانت خوارى و فساد اقتصادى در دولت مختصاتى جديد و روشن پيدا كرده است در دو قوه ديگر يعنى مجلس و قوه قضاييه با ابهام و تنش روبرو شده است. دو قوه اى كه يكى پرونده هاى مفاسد اقتصادى را در دست دارد وديگرى پوشه هاى شكايات و گزارشات فساد و رانت خوارى را. اختلاف اهل قضا و اصحاب قانون در نحوه برخورد با پديده فساد اقتصادى كه از ميانه فعاليت مجلس هفتم آغاز و آشكار شد در ماه هاى اخير به سوژه اى ثابت در محافل خبرى تبديل شده است.
در دو سوى اين اختلاف چهره هاى سرشناس دو نهاد مجلس و قوه قضاييه قرار دارند كه از دو ديدگاه متضاد پديده فساد اقتصادى و راه هاى علاج آن را مى نگرند. دعاوى طرفين اين ماجرا تاكنون به چندين ميزگرد و مناظره در رسانه ها و پارلمان كشيده شده است اما عاقبت هر كدام بر انديشه پيشين پاى فشرده و راه خويش رفته اند.
شايد آخرين نماى اين مواجهه، ميزگرد و مناظره اى بود كه احمد توكلى در مقام سخنگوى طيف مجلسيان با عضو شاخص مجموعه آيت الله شاهرودى - على نيازى، رئيس سازمان بازرسى - برگزار كرد. و آخرين خبر اين بود كه حكميت نهايى در اين ماجرا به طرحى سپرده شد كه مى بايست نمايندگان درباره چگونگى اعلام و افشاى پرونده هاى مفاسد قضاوت كنند.
اگرچه اداره اين بحث در مجلس در اختيار مركز پژوهش ها و شخص رئيس آن است و حتى توكلى و مجموعه تحت امر او براى متقاعد كردن طرف هاى خود به جست وجو در آرشيوهاى مبارزه با فساد كشورهاى ديگر و انتشار جزوات آنها رفته اند اما توكلى و يارانش توانسته اند حمايت چهره هاى مؤثر مجلس و كثيرى از نمايندگان را جلب كنند.
خوشبختانه هم مجلسيان و هم اهل قضا تاكنون هيچ چيزى را درباره اختلاف نگاه خود نسبت به مقوله مبارزه با فساد ناگفته نگذاشته اند. يعنى مجلس هفتم با اين استدلال كه مبارزه با تبعيض و فساد جزو شعارهاى اصلى اش بوده بر آن است كه نهادهاى نظارتى كارايى خود را از دست داده اند. اين مطلب را سران مجلس از حداد عادل تا احمد توكلى بارها بويژه در اجلاسى بزرگ اعلام كردند.
و بر همين مبنا خواهان يك خانه تكانى در نهادهاى نظارتى نظير ديوان محاسبات سازمان بازرسى، سازمان حسابرسى و كميسيون هاى مسؤول در پيگيرى امر رانت خوارى فساد هستند.
اما رئيس مركز پژوهش نگاهى فراتر از همتايان خود دارد او سرچشمه ركود در روند مبارزه با فساد را در دهها پرونده اى مى بيند كه به تعبير خويش نزد محاكم يا سرگردان هستند يا آنكه مشمول اغماض قضات واقع شده اند.
راهكار اعلامى توكلى و دوستانش براى خروج از اين وضعيت، قاطعيت قوه قضاييه در برخورد با پرونده هاى فساد و متهمان به رانت خوارى است.
آنها چاشنى پيروزى در اين ميدان را در انتشار و افشاى نام و هويت متهمان به فساد اقتصادى مى بينند و براين باورند كه تاكنون روش ها و الگوهاى حقوقى و مديريتى در مهار انگيزه هاى ارتكاب فساد ناكام مانده و تنها راه علاج همانا نماياندن چهره متخلفان و تنگ كردن عرصه بر اين افراد است.
در نقطه مقابل اين نگاه، انديشه هاى اهل قضا و شخص رئيس آن قرار دارد كه توصيه ها و تجويزهاى طرف مقابل خويش را مترادف پليسى كردن پرونده مبارزه با فساد مى داند و مى خواند.
شاهرودى كه خود يك ضلع اصلى در ستاد مبارزه با مفاسد بود ديدگاه خود را با همان صراحت لحن توكلى اعلام مى كند. او بر آن است كه ريشه هاى مفاسد اقتصادى را بايد در ساختارهاى معيوب نظام اقتصادى كشور جست وجو كرد و ساختار رانتى و بنياد دولتى اين اقتصاد سرچشمه همه سوى استفاده ها است و تا زمانى كه اين ساختارهاى معيوب اصلاح نشده، امر مبارزه با مفاسد بلاموضوع خواهد بود.
محور ديگر در سخن رئيس قوه قضاييه كه نقطه اوج تقابل او با مجلسيان است، آنجا است كه مى گويد، قانون، اخلاق و عقلانيت اجازه افشاگرى را در پرونده هاى اقتصادى نمى دهد و بر اين عقيده خويش پاى مى فشارد كه ورود قوه قضاييه به افشاگرى در پرونده هاى فساد اقتصادى سه پيامد مفسده انگيز به همراه دارد: حريم خصوصى افراد را نقض مى كند، امنيت سرمايه و سرمايه گذارى را به تزلزل مى اندازد و بالاخره پا را از حدود قوانين فراتر مى گذارد. به هر حال شايد بزرگترين پرسش سال ۸۵ اين باشد كه در اين كشاكش كه بر سر مبارزه با فساد ميان دو قوه مهم و ريش سفيدان دو نهاد درگرفته است عاقبت سخن كدام يك بر كرسى خواهد نشست. بدون ترديد نتيجه نهايى اين دعوا، هرچه باشد مسير و مبدأ آينده تاريخ مبارزه با فساد اقتصادى را رقم خواهد زد.