جمعه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۲۱ ربيع الثانى ۱۴۲۷
Fri, May 19, 2006
هنر (گزارش اصلى)
۳۴۷۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
از نگاهى ديگر
گفت و گو با دنيل هندلر
از نگاهى ديگر
گفت و گو با دنيل هندلر
گردش در
سن فرانسيسكو با لمونى اسنيكت
259116.jpg
ترجمه زويا محمدعليزاده
لمونى اسنيكت در بادخيزترين منطقه سن فرانسيسكو زندگى مى كند. اين نويسنده مرموز مشكلى با باد دايمى ندارد. به خلاقيتش كمك مى كند. اما با طرفدارانى كه سرزده مراجعه مى كنند مشكل دارد. به همين خاطر آدرس محل زندگيش را طورى چپ اندر قيچى مى دهد كه كسى نتواند پيدايش كند.
لمونى اسنيكت نام روى جلد «مجموعه اى از وقايع ناگوار» است كه يتيم ها را آزار مى دهد. اما اسم روى چك حق التحرير كتاب هايى كه تا به حال (سال ۲۰۰۳) بيش از ۷ ميليون نسخه فروش داشته اند، دنيل هَندلر است. او و همسرش ليسا براون، از اين طريق توانسته اند از يك آپارتمان اجاره اى در ريچموند به يك خانه ويكتوريايى ساخت ۱۹۰۷ در بالاى تپه برسند.
«ديگر برنامه ندارم از اين بالاتر بروم». اين را هندلر مى گويد كه يك سال پيش به اين خانه نقل مكان كرده و اين اتفاق را با نوشتن كتاب دهم از مجموعه سيزده كتابى به نام «جاده خطرناك» جشن گرفته است. از ساعت ۸‎/۳۰ صبح تبديل مكرر بين اسنيكت خجالتى كه براى كودكان فاجعه ايجاد مى كند و هندلر دوست داشتنى ۳۳ ساله كه براى بزرگترها رمان و فيلمنامه مى نويسد آغاز مى شود. ساعت ۳ بعد از ظهر هر دو شخصيت لباس گرم مى پوشند و مى روند قدم بزنند.
او روى پله هاى جلوى منزلش ايستاده و باد به برگ درختان نخل مى كوبد، اما نمى تواند موهاى كوتاه و سيخ سيخ او را به هم بزند. مى گويد: «من در خانه تلويزيون كابلى ندارم، ولى از ويديو زياد استفاده مى كنم. من و همسرم هر دو در خانه كار مى كنيم [در نتيجه در طول روز زياد همديگر را مى بينيم و حرف مى زنيم]. به همين خاطر سر شب ديگر حرفى براى گفتن نداريم. پس يا بايد نمايش عروسكى اجرا كنيم و يا فيلم ببينيم.»
يكى از صحنه هاى مهم فيلم «سرگيجه» هيچكاك نزديك خانه او فيلمبردارى شده و به آن علاقه زيادى دارد.
نزديك تقاطع بوئنا ويستا و پارك هيلز، آپارتمانى است كه هندلر بعد از بازگشت از كالج وسليان در كانكتيكات اجاره كرده بود. او از اينجا شروع به نوشتن نامه هاى انتقادآميز به سردبيران روزنامه هاى محلى نمود كه پاى آنها امضا مى كرد «لمونى اسنيكت». آن موقع نمى دانست نامى خلق كرده كه از نظر محبوبيت، بين كتاب هاى مدرن كودكان بعد از هرى پاتر در مقام دوم قرار مى گيرد.
او وقتى براى ورود به موزه راندال بايد اسمش را در دفتر امضا كند، كلمه «اسنيكت» را مى نويسد. بعضى ها به موزه راندال «موزه مارها» مى گويند؛ جانورى كه اسنيكت در كتاب «اتاق خزندگان» با آنها مشكل داشت. مى گويد «در كتاب يك قتل در اتاق خزندگان اتفاق مى افتد.» بعد نگاهى به مارهايى كه آرام و بى حركت در قفس هاى شيشه ايشان به ما خيره شده اند مى اندازد و مى گويد «ولى امروز به نظر روز آرامى در اتاق خزندگان مى آيد».
اين را مى گويد و در باد شديد به سوى خانه اش باز مى گردد.
مجموعه اى از كتاب هاى جذاب لمونى اسنيكت
259083.jpg
افشين ابراهيمى

مجموعه كتاب هاى «مجموعه اى از وقايع ناگوارِ لمونى اسنيكت» به چنان محبوبيت و موفقيتى دست يافتند كه در كمتر از پنج سال از انتشار اولين جلد آنها، مبناى فيلمى سينمايى به كارگردانى براد سيلبرلينگ و با بازى جيم كرى، مريل استريپ و جودلا قرار گرفتند. از سال ۱۹۹۹ كه اولين كتاب «مجموعه اى از وقايع ناگوار» به نام «شروع بد» منتشر شد تا اين زمان كه دوازده داستان به بازار آمده و فقط كتاب آخر باقى مانده است، استقبال تجارى و هنرى قابل توجهى از آنها شده است.
هر چند كه داستانهاى لمونى اسنيكت به ظاهر براى كودكان نوشته شده اند و حتى با نقاشى هاى كودكانه همراه هستند، اما روايات فرعى، تلخى موضوعات و برخى پيچيدگى ها باعث مى شود كه بيشتر براى مخاطب بزرگسال (يا حداقل بزرگتر از ۱۵ سال) مناسب به نظر بيايند.
لمونى اسنيكت - كه نامش نه فقط به عنوان نويسنده داستان ها، بلكه جزيى از عنوان مجموعه مى آيد - اسم مستعار نويسنده اى ۳۴ ساله به نام دنيل هندلر است. او دو رمان بزرگسالانه طنزآميز به نام هاى The Basic Eight و «مواظب حرف زدنت باش» نوشته و دو فيلمنامه اقتباسى «ريك» و «فقرا را بكش» هم به قلم او است ضمن اينكه توانايى آكورديون نواختن او هم در حدى است كه در آلبوم هاى حرفه اى به عنوان نوازنده حضور داشته است.
هندلر چند سال قبل كه براى يكى از رمان هايش نياز به تحقيق درباره ديدگاه هاى سياسى راستگرايان ايالات متحده داشت، مشترك خبرنامه اينترنتى چند سايت آنها شد تا اطلاعات مورد نيازش را به دست بياورد. او از آنجا كه تمايل نداشت با اسم واقعى خودش اين خبرنامه ها را مشترك شود، از اسم مستعار لمونى اسنيكت استفاده كرد. اين اسم بعدها تبديل به يك شوخى بين او و دوستانش شد و مثلاً وقتى مى خواستند تلفنى پيتزا سفارش بدهند، از اين نام استفاده مى كردند. وقتى هندلر شروع به نوشتن مجموعه «وقايع ناگوار» كرد هم اين اسم مستعار به جاى نام نويسنده قرار گرفت. اما به تدريج و با پيشرفت داستان ها، خود لمونى اسنيكت جايگاهى فراتر از راوى پيدا كرد و تبديل به يكى از شخصيت هاى داستان ها شد. حتى در مجموعه كتاب هاى «وقايع ناگوار» يك كتاب جنبى به نام «زندگى نامه بدون اجازه لمونى اسنيكت» هم منتشر شده است!
«مجموعه اى از وقايع ناگوار لمونى اسنيكت» روايت او از زندگى ناگوار سه كودك يتيم به نام هاى وايولت، كلاوس و سانى بودلر است كه بعد از مرگ پدر و مادرشان در تلاش هستند از دست كنت اُلاف فرار كنند. اُلاف شخصيتى خبيث است كه نسبت دورى هم با بودلرها دارد. او كه بسيار زيرك بوده و توانايى زيادى در بازيگرى و تغيير قيافه دارد، سعى مى كند به كمك همدستانش ثروت زيادى كه بودلرهاى يتيم به ارث برده اند را بالا بكشد. در اين ميان آقاى پو، مباشر دست و پا چلفتى اجراى وصيت پدر و مادر بودلرها هم خنگتر و بى خيال تر از آن است كه بتواند از يتيم ها در برابر توطئه هاى اُلاف محافظت كند.
الاف در داستان اول قيم بودلرهاى يتيم مى شود و سعى مى كند صاحب ثروت آنها بشود. هر چند كه توطئه او خنثى مى شود، اما نمى توانند او را دستگير كنند و فرار مى كند. در چند داستان بعدى كه افراد ديگرى قيم بچه ها مى شوند، الاف سعى مى كند با تغيير قيافه به آنها نزديك شود. از كتاب هفت به بعد هم ديگر يتيم ها در حال فرار هستند و اصلاً قيمى در كار نيست و از طرفى همه فكر مى كنند يتيم ها الاف را كشته اند؛ در نتيجه كنت الاف هم ديگر نيازى به تغيير قيافه و فرو رفتن در قالب شخصيت هاى ديگر ندارد.
آنچه داستان هاى لمونى اسنيكت را تا اين حد محبوب و موفق كرده، ماجراى بودلرهاى يتيم نيست. هر چند كه اين دو خواهر و يك برادر با توانايى هاى خاص خودشان (اختراع، مطالعه و گاز زدن) شخصيت هاى جذابى هستند و الاف و ساير شخصيت ها هم به خوبى پرداخت شده اند، اما وقايع و شخصيت ها هيچ كدام در حد اين موفقيت بزرگ نيستند. آنچه «مجموعه اى از وقايع ناگوار لمونى اسنيكت» را متفاوت و درخشان مى كند، حواشى داستان ها و نحوه روايت آنها است. همانطور كه گفته شد لمونى اسنيكت خود به عنوان يكى از شخصيت ها (هر چند فرعى و بى اهميت) از داستان اول حاضر است و به ظاهر اين داستان ها نتيجه تحقيقات او درباره بدشانسى هاى بودلرهاى يتيم است. هر كتاب در ابتدا با متنى كوتاه اما بامزه به زنى به نام بئاتريس تقديم شده كه معلوم مى شود مرده و قبلاً مورد علاقه اسنيكت بوده است. در پايان هر كتاب هم اسنيكت طى يادداشتى به ناشرش اطلاع مى دهد كه با دشوارى و خطر زياد در حال تحقيق درباره ادامه وقايع و نوشتن كتاب بعدى است و آن را به روشى عجيب به دست آنها خواهد رساند. زندگى نامه اى بسيار كوتاه هم درباره او چاپ شده كه در عين بامزه بودن، عملاً هيچ اطلاعات مفيدى راجع به نويسنده ارائه نمى كند. پشت جلد كتاب هم توضيحى درباره غم انگيز بودن داستان است و به خواننده توصيه مى شود كه اين كتاب را كنار گذاشته و به جايش يك داستان مفرح بخواند!
با پيش رفتن ماجراها به تدريج اسنيكت نقش مهمترى پيدا مى كند. او ديگر صرفاً كسى كه ردپاى بودلرها را تعقيب مى كند و وقايع گذشته را از شواهد استخراج مى نمايد نيست و حتى معلوم مى شود او و بئاتريس با كنت الاف آشنايى داشته اند. حضور كوتاه يك شخصيت فرعى به نام ژاك اسنيكت _ كه معلوم نيست چه نسبتى با لمونى دارد و در ترجمه فارسى به اشتباه جك اسنيكت نوشته شده است _ و مطرح شدن «پرونده اسنيكت» در كتاب هشتم هم به مرموز بودن حضور او مى افزايد. در واقع مى توان گفت از كتاب ۶ و ۷ به بعد، اطلاع از هويت لمونى اسنيكت براى خواننده اهميتى هم پا و حتى بيشتر از سرنوشت بودلرهاى يتيم پيدا مى كند.
لمونى اسنيكت نثر بسيار جذابى دارد. بخصوص بازى هاى كلامى و جناس هاى او بسيار زيبا و دلچسب است. اسم تمام كتاب ها از دو كلمه تشكيل شده (يك تركيب اضافى يا وصفى) كه هميشه دو كلمه كه شبيه هم هستند با يك حرف شروع مى شوند: Ville Village، The Hostile Hospital، The Carnivorous Carnival، ....تعريف و توضيح هاى او از معنى كلمات دشوار، ضمن اينكه به داستان حالتى كودكانه مى دهد، ايده هاى بامزه اى دارد. در اين ميان سانى (كوچكترين بچه كه هنوز حرف زدن بلد نيست) منظورش را با كلماتى عجيب و غريب بيان مى كند كه فقط خواهر و برادرش معنى آنها را مى فهمند. اما جالب اينكه گاهى اين كلمات بسيار پيچيده و داراى بار ادبى يا علمى خيلى سنگين هستند؛ مثلاً سانى كه نمى تواند بگويد «همان كسى كه از ظاهرش معلوم نيست مرد است يا زن»، به جايش مى گويد «اورلاندو» و به كتاب ويرجينيا ولف اشاره مى كند! اسنيكت همچنين به انحاى مختلف پيام هايى در بين داستان ها گنجانده كه مثلاً براى دوستان، همدستان و خواهرش است. هر جا كه داستان به جاى دلچسبى مى رسد هم اسنيكت به خوانندگان التماس مى كند كه همينجا خواندن كتاب را متوقف كنند تا _ حداقل در ذهن آنها _ داستان پايانى خوش داشته باشد. از كتاب پنجم هم سه حرف VFD مطرح مى شوند و ذهن خلاق اسنيكت در طول داستان هاى بعدى تعداد بسيار زيادى جمله و عبارت خلق مى كند كه مخفف همه آنها اين سه حرف است.
ترجمه فارسى كتاب هاى «مجموعه اى از وقايع ناگوارِ لمونى اسنيكت» از نظر چاپ، ترجمه و تصاوير كيفيت قابل قبولى دارند. تصاوير روى جلد، پشت جلد، يادداشت هاى پايانى اسنيكت به ناشر و نقاشى هاى جالب كتاب به خوبى و به درستى مشابه نسخه هاى اصلى هستند. على رغم غير قابل ترجمه بودن بعضى جزئيات كلامى نثر اسنيكت (مثل مشابهت كلمات اسم كتاب ها يا قرار گرفتن VFD به عنوان مخفف عبارات مختلف)، تلاش شده كه تا حد امكان بيشتر عناصر نثر او به ترجمه فارسى هم منتقل گردد. هر چند كه مترجمان ِ كتاب هاى اين مجموعه افراد مختلفى هستند، اما _ احتمالاً به خاطر اشتراك ويراستار مجموعه _ نثر كتاب ها از كيفيت و يكدستى قابل قبولى برخوردار است.
مجموعه ترجمه شده لمونى اسنيكت هنوز كامل نيست و چند كتاب آخر هنوز چاپ نشده اند. البته از مجموعه اصلى به زبان انگليسى هم هنوز يك كتاب باقى مانده است. مجموعه كامل از ۱۳ كتاب ۱۳ فصلى تشكيل مى شود كه تا به حال دوازده جلد آن چاپ شده و جلد سيزدهم هم روز ۱۳ اكتبر امسال به بازار مى آيد. كتاب هاى لمونى اسنيكت را مى توان با در نظر گرفتن مجموع شرايط (از جذابيت داستان اصلى گرفته تا كيفيت ترجمه و چاپ) يكى از مجموعه هاى جذابى دانست كه قطعاً وقتى خواندنشان شروع شود، ديگر به سختى مى توان آنها را زمين گذاشت.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |