شنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۲۲ ربيع الثانى ۱۴۲۷
Sat, May 20, 2006
گزارش
۳۴۷۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آموزشى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
تلاش جهانى براى نجات يوزپلنگ آسيايى
يوز ايرانى در پنجه فراموشى
بخش اول
259227.jpg
سام خسروى فرد

اينجا بيابان توران است، حدود ۶۰۰كيلومترى تهران دود آلود. براى رسيدن به اين نقطه سوزان بايد شاهرود را به سمت شرق طى كرد،از ميامى گذشت و مسيرى را ادامه داد كه پيكانى سفيدرنگ بر تابلويى سبز، جنوب را نشانه رفته و روى آن نوشته شده: «بيارجمند». مجموعه حفاظت شده توران پس از پشت سر گذاشتن روستاهاى كم جمعيت خانخودى و قلعه بالا پديدار مى شود. در طول مسير واحه هايى سبز رنگ، كم شمار و پرطراوت در زمينه خاكى رنگ دشت و دامنه اى دوردست خودنمايى مى كنند. سمت راست جاده اى كه در افق ناپديد مى شود تابلويى زردرنگ، سرمحيط بانى دلبر را معرفى مى كند. جاده اى خاكى با اندكى پيچ و خم به دو ساختمان ساده و بى پيرايه مى رسد. جاده خاكى را گويى پايانى نيست، همچنان پيش مى رود و در دل بيابان محو مى شود. ساختمان قديمى تر پاسگاه اصلى محيط بانى منطقه است طبقه دوم ساختمان ديگر، مكانى براى استراحت ميهمان اين بيابان است و طبقه پايين آن سالنى است كه اجتماعات و جلسات كوچك مى تواند در آن برگزار شود.
اينجا بيابان توران است، گرم، سوزان و دلپذير، روزهاى اواسط ارديبهشت همچون تابستان پايتخت، نفس را در سينه حبس مى كند. علفهاى بيابانى اين عرصه، گله هاى پرشمار دامهاى اهلى را به سوى خود مى كشاند. رمه داران گاهى با شكار غيرمجاز بر دل طبيعت شكننده توران زخمى عميق وارد مى كنند. خروج دام و دامداران از مناطق امن اين عرصه، معضلى است كه محيط بانان همواره با آن دست وپنجه نرم مى كنند.
پيش از غروب، دسته هاى پرتعداد پرندگانى سبز رنگ و دم دراز، آوازخوان از راه مى رسند با زنبورخورها شناكنان در هوا حشرات بزرگ را با منقارهاى كشيده خود صيد مى كنند و پيش از تاريكى لابه لاى شاخه هاى درختان نزديكترين واحد - كه كلاته دلبر نام گرفته - ناپديد مى شوند. توران در فصل مهاجرت، پذيراى پرندگانى است كه شايد كمتر بتوان در نقاطى ديگر آنها را مشاهده كرد. پرى شاهرخ زردرنگ و نوك سرخ در توران به ندرت با چنين تعدادى مشاهده مى شود، پرنده اى خجالتى كه بيش از ديده شدن صدايش شنيده مى شود. گله اى سارصورتى، ناگهان چون جوهرى سياهرنگ بر پارچه آبى آسمان لكه اى تيره مى اندازند و مدتى بعد اثرى از آنها ديده نمى شود.
اينجا بيابان توران است، عده اى دور هم جمع شده اند تا يوزپلنگ آسيايى را نجات دهند. گربه اى زيبا كه عده اى مصرانه قصد دارند آن را يوزايرانى بنامند، همانگونه كه هنديها دوست دارند شير ايرانى را هندى خطاب كنند. بيش از ۴۰نفر از تهران آلوده راهى اين بيابان شده اند تا سخنان يكى از زبده ترين متخصصان حيات وحش جهان رابشنوند. ديدن وگوش سپردن به سخنان دكتر جرج شلر براى دوستداران طبيعت موهبتى بى مانند است. تلاشهاى او سبب شده پاندا در چين، ببر در هندوستان، شير در تانزانيا، گوريل در كنگو از خطر حتمى انقراض رهايى يابند. شلر كه سالهاست با انجمن جهانى حفاظت (WCS) همكارى دارد، اين روزها در پى نجات قوچ ماركوپولو، پلنگ برفى و آهوى تبتى است. چهارسال پيش نيز به ايران آمد، گشتى در بيابانهاى ايران زد و گفت كه در اين كشور يوزپلنگ وجود دارد اما تعداد طعمه هاى آن به شدت كاهش يافته، زيستگاهش تخريب شده است و بايد به حفاظت زيستگاه آن پرداخت. دكتر شلر ۷۵ساله، بى دريغ دانش و تجاربش را در اختيار پرسشگران قرار مى دهد، بى آنكه خستگى سفر طولانى روزهاى گذشته در جنگل هاى گلستان و بيابانهاى سمنان در چهره او نمايان باشد. با گشاده رويى هر سؤال را پاسخ مى دهد و با شكيبايى سعى مى كند منظور پرسشگران را - كه چندان بر زبان انگليسى مسلط نيستند - دريابد.
غروب روزهاى جمعه همه جا را با رنگهاى دلتنگى نقاشى كرده اند، در توران اما از غم غروب هيچ نشانى نيست. همه در جنب و جوشند. در يك سو محيط بانان تمامى تلاش خود را به كار گرفته اند تا اين خيل عظيم، تنها در فكر اهداف خود باشند و در سوى ديگر علاقه مندان به بحث و تبادل نظر نشسته اند. در گوشه اى ديگر مرد جوانى كه همكار پيرمرد طبيعت است، ايستاده و عده اى دورش حلقه زده اند. پياپى به پرسشها پاسخ مى دهد و با حوصله به تمامى حرفها گوش مى دهد، صدايش طنين عجيبى دارد و مدام اطلاعاتش را به جوانان ايرانى انتقال مى دهد. «لوك هانتر» از تجربه هايش در آفريقا مى گويد و فنون نوينى كه براى حفاظت از حيات وحش اين روزها مورد استفاده قرار مى گيرد، او خاطراتش را از عكاسى از يوزپلنگ در آفريقا با حرارت بر زبان جارى مى كند و پرسشى را بى پاسخ نمى گذارد.
«هوشنگ ضيايى»، مدير ملى پروژه حفاظت از يوز آسيايى نيز سخت در تكاپوست تا تمامى برنامه هاى از پيش تعيين شده به درستى اجرا شود. بيش از يك هفته را در طبيعت گذرانده اما در چهره اش از خستگى، چندان خبرى نيست. «احمد عجمى»، رئيس منطقه توران مرتب بر همه جا سركشى مى كند تا ميهمانان آسوده باشند.
شب به آهستگى قباى سياه خود را بر اين بيابان مى گسترد، نور خودرويى از دور نمايان مى شود. اندكى بعد «ذبيح الله اكرمى» مدير كل حفاظت محيط زيست سمنان نيز به گروه مى پيوندد، با ميهمانان احوالپرسى مى كند و با همكارانش به گفت وگو مى نشيند. دقايقى قبل نيز «بهمن نجفى» رئيس اداره حفاظت محيط زيست طبس به جمع ملحق مى شود و پس از چندساعت گروه را ترك مى كند و دوستداران طبيعت را با عزيمتش ناشاد مى كند، چرا كه تجربه هاى او مى توانست كوله بارى سودمند براى جوانان امروز باشد. دقايقى مى گذرد، بار ديگر نور خودرويى ديگر از دور دست به چشم مى خورد. «حميد امينى» مدير كل دفتر حيات وحش و آبزيان سازمان محيط زيست نيز با همكارانش از راه مى رسد.
ميهمانان به شام دعوت مى شوند كه با حداقل امكانات به بهترين نحو توسط محيط بانان تدارك ديده شده، ساعتى بعد برنامه شنبه صبح اعلام مى شود: «ساعت۸ صبح كارگاه آموزشى، كار خودرا شروع مى كند، تاساعت،۱۲ بعد از يك ساعت ناهار و نماز و پس از آن تا ۴بعدازظهر گزارش تشكلهايى كه در مناطق مختلف امكان وجود يوز را بررسى كرده اند، ارائه مى شود.»
«جرج شلر» در گفت وگويى دوستانه و دونفره از سفرش در ايران مى گويد: «پارك ملى گلستان بى نظير بود؛ با علفهاى بلند و حيات وحش غنى. بدون دام اهلى. اما در توران دام بيش از حد زياد است. على رغم تلاش محيط بانها اين معضل حل نشده است بايد مسؤولان به تصميمى واحد دست يابند تا بتوان ورود دام به مناطق حساس را كنترل كرد.»
او به حفاظت و بقاى يوز در ايران بسيار خوش بين است: «با وجود تشكلهاى مردمى و افراد جوان و علاقه مند حتماً مى توان مسأله حفاظت را پيش برد اما بايد مردم را آموزش داد. قرآن درسهاى فراوانى درباره محيط زيست دارد ودستورهايى براى حفاظت آن، بايد از اين كتاب مقدس پند گرفت و به دستورات آن عمل كرد.»
شلر عقيده دارد كه يوزپلنگ مى تواند سمبل طبيعت و فرهنگ ايران باشد، همانگونه كه چينى ها پاندا را نماد كشورشان معرفى كرده اند اين عمل مى تواند يوز آسيايى را كه امروز فقط در ايران باقى مانده به همگان معرفى كند.
گروه به تدريج انسجام خود را از دست مى دهد. هر كسى گوشه اى را براى خوابيدن انتخاب مى كند و دو متخصص آمريكايى زودتر از همه آماده مى شود كه بخوابند و در طبقه دوم ساختمانى مى روند كه پنجره هايش هنگام غروب، آفتاب را ملاقات مى كند.
سكوت شب را باد، تازيانه به دست مى شكند و تاريكى آن را ستارگانى كم فروغ و ماه ناتمام نورانى مى كنند.
پيش از سپيده دم، غوغاى غريبى درمى گيرد؛ پرندگان با هياهو روز را آغاز مى كنند، به تدريج همسفران يكى پس از ديگرى بيدار مى شوند، آنان كه سحرخيزترند به كلاته سبزى مى روند كه حدود ۷۰۰مترى پاسگاه است، سركى مى زنند و زود برمى گردند. در اينجا جنب و جوش پرندگان دوچندان است؛ مدام از شاخه اى به شاخه اى ديگر مى پرند، گاهى لابه لاى گندم زار چندصدمترى مخفى مى شوند و هراز گاهى در نهرى روان، تن به آب مى زنند. دل كندن از كلاته دلبر با دلگيرى توأم است اما شنيدن سخنان پير دير طبيعت، تجربه اى تكرارناشدنى است. سبك، سكوت دشت را در هم مى شكند، چندبار از زمين بلند مى شود در هوا گشت مى زند و مى نشيند جلسه با حضور تمامى افراد حاضر در منطقه توران آغاز مى شود. ذبيح الله اكرمى، مدير كل حفاظت محيط زيست سمنان، شرحى مختصر از وضعيت منطقه ارائه مى كند: «مجموعه حفاظت شده توران بيش از يك ميليون و ۴۰۰هزار هكتار مساحت دارد، منطقه اى گرم و خشك است كه در سال۱۳۵۱ تحت حفاظت قرار مى گيرد و در سال۱۳۸۰ بخشى از پناهگاه با يكصدهزار هكتار در قلب منطقه عنوان پارك ملى را به خود اختصاص مى دهد. براساس سرشمارى و مشاهدات سال۸۴ تعداد ۳۰۰رأس گورخر ايرانى، ۴۰۰رأس جبير، ۲۲۰۰رأس قوچ و ميش و ۱۸۰۰رأس كل و بز در اين منطقه وجود دارد. دام بزرگترين عامل تهديد اينجاست، ۱۲۰ هزار رأس دام غيربومى و ۹۰هزار دام بومى در اين منطقه وجود دارد. شكارچيان متخلف نيز كه تعدادشان بسيار اندك است و بيشتر از حوالى كاشمر به اينجا مى آيند گاهى به حيات وحش منطقه دست درازى مى كنند.» او به مطالعات طرح جامع مديريت مجموعه حفاظت شده توران اشاره مى كند و اينكه قرار است طرح تفضيلى اين مطالعات نيز انجام شود. پس از اكرمى، امينى مدير كل دفتر حيات وحش و آبزيان بسيار كوتاه سخن مى گويد تا شنوندگان بيشتر از تجربيات متخصصان دعوت شده به ايران استفاده كنند.
در ادامه اين جلسه هوشنگ ضيايى، مدير ملى پروژه حفاظت از يوز آسيايى از فعاليت هاى انجام شده، توضيحاتى مى دهد: «بهترين افرادى كه مى توانند يوز را نجات دهند، محيط بانها هستند. اين افراد زحمتكش علاوه بر آنكه به طور مستقيم مى توانند در اين ارتباط مؤثر باشند، با آموزش جوامع محلى به دليل آشنايى با مردم بيشترين و مفيدترين نقش را دارند. از اين رو آموزش محيط بانها را به عنوان آموزشگران طبيعت مدتى است آغاز كرده ايم. همچنين تعدادى معلم در منطقه بافق وتوران انتخاب شده اند تا پس از گذراندن دوره هاى لازم بتوانند در جوامع محلى تأثيرگذار باشند.»
او ادامه مى دهد:«براى محيط بانها برنامه اى روزانه تهيه شده تا از مسيرهاى مشخص طى روز عبور كنند و مشاهداتشان را بنويسند. اين مشاهدات شامل تعداد و نوع جانورانى است كه مى بينند، تخلف هايى كه صورت مى گيرد و تعداد دامهاى اهلى كه ممكن است در منطقه وجود داشته باشد، اين اطلاعات به نرم افزارى داده مى شود تا رئيس منطقه و مديران مرتبط به صورت online بتوانند از آنها باخبر باشند.»
ضيايى به آموزش كودكان در خرانق يزد و برگزارى كارگاهى آموزشى در تهران براى معلمان چندمنطقه كه زيستگاه يوز است اشاره مى كند: «به علاوه آماربرداريهاى طعمه هاى يوز به دو روش سرشمارى نقطه اى و استفاده از هواپيماى فوق سبك انجام مى شود.»
زمان شنيدن سخنان شلر فرا مى رسد، او با مهربانى سخن مى گويد:« امروز هيجان انگيزترين روز زندگى من در ايران است كه در ميان جمعى مشتاق و جوان هستم، جمعى كه به طبيعت و حيات وحش علاقه مندند.» او از ميهمان نوازى سازمان محيط زيست ،مديران آن تشكر مى كند و با فروتنى هوشنگ ضيايى را استاد خود مى نامد كه درسهايى در طبيعت به او آموخته است. سپس تاريخچه اى مختصر از فعاليتهاى انجمن جهانى حفاظت (WCS) ارائه مى كند:«اين مؤسسه كه مقر آن در نيويورك است از سال ۱۸۷۹ كار خود را آغاز كرده است و تاكنون با پروژه هاى متعددى در سراسر جهان ازقطب تا استوا همكارى داشته است. اين انجمن مجله اى تخصصى منتشر مى كند تا علاقه مندان و كارشناسان را از تلاشهاى انجام شده براى حفاظت جانوران در سراسر جهان با خبر كند.
«شلر » انقراض شير و ببر ايرانى را تأسف بار مى داند و عقيده دارد كه نبايد اين سرنوشت گريبان يوزپلنگ آسيايى را بگيرد:«حفاظت وظيفه تك تك افراد است و بايد با آموزش آن را توسعه داد. نمى توان از يك پروژه يا يك سازمان انتظار داشت زيستگاهها را حفاظت كند اين كار يك وظيفه عمومى است. اولين گام نيز آموزش نسل جديد است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |