دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۸۵ - ۲۴ ربيع الثانى ۱۴۲۷
Mon, May 22, 2006
گفت و گو
۳۴۷۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
گفت و گو با دكتر بهروز بهروزى راد
پژوهشگر برجسته تالاب هاى ايران
حفاظت از تالاب ها
درآمد ارزى فراوان به دنبال دارد
259542.jpg
مهرداد ناظرى _ روزبه زعفرانى
اگر بگوييم تالاب ها قلب تپنده زيستگاههاى محيط زيست ايران است، سخنى به گزاف نگفته ايم. تالاب ها حيات و بقاى محيط زيست ايران را تضمين مى كند. اگر چه امروز در بسيارى از مواقع اين تالاب ها ناديده گرفته مى شوند، اما كنوانسيون رامسر كه در سال ۱۹۷۱ ميلادى با حضور بسيارى از كشورهاى جهان در ايران تشكيل شد آغاز حركتى بين المللى و نقطه عطفى به منظور حفاظت و بهره بردارى بهتر از اين شاهكار خلقت شد. دكتر بهروز بهروزى راد استاد دانشگاه و پژوهشگر برجسته كه از عدم توجه به اين زيستگاههاى حياتى گله مى كند، مى گويد: متأسفانه عموماً ما شاهد هستيم در برخى مناطق بدون توجه به اكوسيستم منطقه اقدام به خشك كردن تالاب ها مى كنند. به گفته وى، اين اقدام نه تنها لطمات جبران ناپذيرى به سيستم هاى طبيعى كشور مى زند، بلكه در نهايت ما را از دستيابى به درآمد ارزى هنگفتى محروم مى سازد. بهروزى راد معتقد است هرگونه فعاليت هاى انسانى كه در راستاى تغيير كاربرى تالاب ها صورت گيرد. يك بحران و خطر جدى براى كل برنامه هاى توسعه كشور است. وقتى در كشورهاى پيشرفته با سرمايه گذارى در اكوتوريسم سالانه ميليون ها دلار از تالاب ها درآمد عايدشان مى شود، عدم توجه ما به تالاب ها گناهى نابخشودنى است. دكتر بهروزى با تأكيد بر اين كه وقت آن رسيده است كه در مورد مديريت تالاب ها تجديد نظر كنيم مى گويد : امروز كشورهاى پيشرفته تلاش مى كنند با ثبت تالاب هاى جديد در فهرست كنوانسيون رامسر نگاه جهانيان را به خود معطوف كنند. ما نبايد از ياد ببريم كه معيشت پايدار زمانى حاصل مى شود كه چتر حمايتى ما طبيعت و شاهكارهاى آن را در برگيرد. گفت و گوى ما با وى را در ادامه بخوانيد:

اصولاً به چه مكانى تالاب مى گويند و چه فرقى با ديگر محيط هاى آبى دارد؟
در دنيا تعريف هاى زياد و متنوعى از تالاب شده است. در دهه ۱۹۶۰ توسط بسيارى از كشورها تعاريفى در اين خصوص ارائه شد. اما پس از تشكيل كنوانسيون رامسر در سال ۱۹۷۱ تعريفى كه اين كنوانسيون از تالاب ارائه داد در تمام كشورها پذيرفته شد. براساس اين تعريف تالاب عبارت است از : زمين هاى خيس آبدار كه داراى آب دائمى ياموقت يا ساكن با مزه شور، لب شور و شيرين است كه به طور طبيعى يا مصنوعى بوجود آمده باشد و عمق آنها بيشتر از ۶ متر نباشد.
فكر مى كنم اين تعريف بعد تكميل و قلمرو بيشترى را تحت پوشش قرار داد؟
بله در سال ۱۹۸۵ گفتند: اگر سواحل دريا در زمان جزر عمقش كمتر از ۶ متر باشد نيز تالاب است. با اين تعريف اكثر آبهاى داخلى ما تالاب هستند و سواحل آب هاى ايران نيز داراى يك محيط تالابى هستند.
براساس اين تعريف مى توان گفت كه به درياچه اروميه به اشتباه درياچه اروميه گفته مى شود و در اصل يك تالاب است ؟
درياچه اروميه جزو تالاب ها محسوب مى شود براى اين كه شرايط يك تالاب را دارد به همين دليل در كنوانسيون رامسر به عنوان تالاب بين المللى ثبت شده است. ولى چون وسعت آن زياد است در گويش مردم به آن درياچه گفته مى شود.
آقاى دكتر! وقتى اسم تالاب مى آيد حتماً نامى هم از كنوانسيون رامسر برده مى شود، شما هم به آن اشاره داشتيد، داستان اين كنوانسيون از چه قرار است؟
در سال ۱۳۴۹ ايران از پرنده شناسان كشورهاى مختلف براى شركت در كنفرانس پرندگان مهاجر آبزى دعوت كرد. پس از اين دعوت، نمايندگان ۲۵ كشور به ايران آمدند كه اين كنفرانس در هتل رامسر شهر رامسر برگزار شد. اين كنفرانس با «نام تالاب ها، زيستگاه پرندگان مهاجر آبزى» به كار خود پايان داد و به همين دليل و در اثر فعاليت هايى كه ايران براى حفظ تالاب ها انجام داد اين كنفرانس به نام كنوانسيون رامسر معروف شد. اگر چه بعد از طريق كشورهايى كه با ايران روابط خوبى ندارند سعى شد كه نام اين كنوانسيون تغيير داده شود ولى در اثر فعاليت هاى ايران اين نام تغيير نكرد و در حال حاضر ۱۵۲ كشور عضو دارد و ۱۶۰۱ تالاب بين المللى در اين كنوانسيون به ثبت رسيده كه مساحتى تقريباً معادل ۱۳۴ ميليون هكتار دارند.
چند تالاب از ايران در كنوانسيون رامسر به ثبت رسيده است ؟
در ابتداى شروع كار كنوانسيون رامسر، ايران با ثبت ۱۸ تالاب در رتبه سوم قرار داشت. ولى در حال حاضر با ۲۲ تالاب در رتبه هجدهم قرار دارد.
آقاى دكتر چرا ايران پيشگام برگزارى كنفرانس درباره تالاب ها شد؟
كشور ايران داراى تالاب هاى زيادى است. ما در كشورمان داراى ۲۵۰ تالاب به مساحت ۲‎/۵ ميليون تا ۳ ميليون هكتار هستيم. به همين دليل اين تالاب ها نقش پررنگى در زندگى اقتصادى و اجتماعى ما دارند. ضمن اين كه ايران از ابتدا يك كشور فعال در زمينه حفظ تالاب ها بوده است. از سوى ديگر در زمانى كه كنوانسيون رامسر برگزار شد، سالانه حدود ۸ تا ۱۰ ميليون پرنده به ايران مهاجرت مى كردند به همين دليل ايران يك مركز تحقيقاتى در مورد پرندگان تالابى بود. امروز هم از جمله كشورهايى هستيم كه داراى تالاب هاى فراوانى است كه اگر اين منابع به صورت بهينه مديريت و برنامه ريزى شوند مى توانند سود دهى بالاى اقتصادى داشته باشند.
با توجه به اين كه ايران از لحاظ موقعيت طبيعى در منطقه گرم و نيمه خشك واقع شده، آيا وجود اين تعداد تالاب، يكى از شگفتى هاى جغرافيايى ايران محسوب نمى شود؟
ايران نه تنها در منطقه گرم و نيمه خشك قرار گرفته، بلكه مساحت زيادى از آن كويرى و كوهستانى است. ما در كوهستان ها و كويرهايمان داراى تالاب هاى زيادى هستيم كه اين يكى از موهبت ها و ثروت هاى خدادادى ايران است. تالاب هاى ايران داراى تنوع فراوانى است بر اساس كنوانسيون رامسر تالاب ها به پنج گروه تالاب هاى ساحلى، تالاب هاى رودخانه اى، تالاب هاى بركه اى، تالاب هاى درياچه اى و تالاب هاى انسان ساخت طبقه بندى مى شوند كه ما هر پنج نوع تالاب را در ايران داريم. اين يكى از ويژگى هاى طبيعى خاص ايران است كه با بهره گيرى از آنها مى توانيم مشكلاتى نظير اشتغال، درآمد و. . . را حل كنيم. كه البته اين بهره گيرى نبايد تخريبى باشد. زيرا ما بايد ابتدا ثروت را حفظ كنيم و به تبع آن بايد افزايش درآمد داشته باشيم كه اين عمل جز با مطالعه و برنامه ريزى هاى دقيق امكان پذير نيست.
به نظر مى رسد تالاب ها در دنياى امروز اهميت خاص و ويژه اى يافته اند. اگر بگوييم تالاب ها جز نظام هاى حياتى هستند كه جايگزين ندارند سخنى گزاف نگفته ايم، به نظر شما تالاب ها داراى چه كاركردهايى هستند كه از نظر جهانى براى آنها اهميت خاصى قائل شده اند؟
ارزش هاى تالاب ها بسيار گسترده و فراوان است، اما بطور خلاصه مى توان به چند مورد اشاره كرد.
اول آن كه تالاب از لحاظ اقتصادى، اجتماعى بسيار با ارزش است چون از طريق فروش ماهى و پرندگان يك تالاب مى توان كسب درآمد كرد، امروز در بسيارى از كشورها درآمد ارزى هنگفتى از اين راه به دست آمده است. دوم اين كه تالاب ها زيستگاه جانوران و گياهان آبزى هستند، بالغ بر يك سوم گونه هاى جانورى يا در تالاب ها زندگى مى كنند يا به تالاب ها وابسته هستند. به عنوان مثال در ايران ۵۱۴ گونه پرنده وجود دارد كه ۱۴۰ گونه از اين پرندگان در تالاب ها زندگى مى كنند. هم اكنون نادرترين خزنده اى كه در ايران داريم كروكديل پوزه كوتاه است كه در تالاب هاى بركه اى كنار رودخانه سرباز در استان سيستان و بلوچستان زندگى مى كند. از سوى ديگر بدون وجود تالاب ها و بركه ها امكان زيست دوزيستان وجود ندارد. بين يك سوم تا دو سوم صيد جهانى ماهيان به تالاب هاى ساحلى وابسته است. در اين تالاب ها پرورش ماهى نيز صورت مى گيرد كه بخش اعظمى از درآمد مردمى كه در كنار تالاب ها زندگى مى كنند از اين راه تأمين مى شود. حيات بسيارى از گياهان آبزى نيز به تالاب ها وابسته است كه از نظر ژنتيكى، دارويى، غذايى و علوفه اى داراى ارزش هاى فراوان و سود اقتصادى هستند.
آيا تالاب ها در بهبود كيفيت محيط زيست هم مؤثر هستند ؟
بله، اتفاقاً يكى از ارزش هايى كه كمتر به آن پرداخته شده است، ارزش تالاب ها در بهبود كيفيت محيط زيست اطراف آنها است. تالاب ها به صورت طبيعى آلودگى هاى رودخانه هايى را كه به آنها وارد مى شوند تصفيه مى كند يعنى آب آلوده را دريافت مى كنند و به جاى آن آب پاكيزه تحويل مى دهند، كه اين آب سالم در بهبود زندگى مردم نقش زيادى دارد و از اين آب به عنوان آب شرب، آب كشاورزى و. . . استفاده مى شود. از سوى ديگر آب و هواى منطقه را تعديل مى كند كه باعث ايجاد يك منطقه مناسب براى زيست موجودات مى شود. در نهايت تالاب يك موزه طبيعى زنده و مكان مناسبى براى تفرج و گردش است كه باعث شادى و روح و روان انسان مى شود. كه نمى توان براى آن بهايى قائل شد. پس وقتى تالاب باعث شادى انسان مى شود، مخلوقات آفريدگار را حفظ مى كند، تأمين كننده معاش انسان است، بايد به چنين محيطى احترام گذاشت و براى حفظ آن كوشيد و بايد در مديريت كلان كشور توجه ويژه اى به محيط هاى تالابى صورت گيرد. كه متأسفانه اين امر تاكنون صورت نگرفته است و تعدادى از تالاب هاى ما در ليست مونترال قرار گرفته اند. تالاب هايى در ليست مونترال قرار مى گيرند كه از نظر اكولوژيكى دچار دگرگونى شديد شده اند و ارزش هاى خود را از دست داده اند كه هفت تالاب از ايران در ليست مونترال قرار گرفته است.
با وجود فوايدى كه تالاب ها دارند و شما هم به آن اشاره كرديد،مشاهده مى شود در برخى مناطق براى گسترش كشاورزى اقدام به خشك كردن تالاب ها مى كنند ؟
خشك كردن تالاب ها به هر دليلى كه صورت بگيرد، كار درستى نيست، زيرا ساختار زمينى آن منطقه براى ايجاد يك محيط تالابى مناسب بوده است. تبديل كردن تالاب به مرتع و زمين كشاورزى به اين معنى است كه ما ارزش هاى زياد تالاب ها را از آنها مى گيريم و فقط منافع اقتصادى كوتاه مدت را در نظر مى گيريم و جالب اين كه اگر تالاب با مديريتى صحيح مورد بهره بردارى قرار گيرد سود اقتصادى آن مى تواند بسيار بيشتر از سود يك زمين كشاورزى باشد.
فكر نمى كنيد كه يك دليل آن است كه دانش مديريت تالاب در كشور ما در سطح پايينى قرار دارد و تعداد متخصصين مادر زمينه مديريت تالاب ها بسيار كم هستند؟
كمبود متخصص و كمبود اطلاعات از مشكلات اساسى ما در مديريت تالاب ها است. ما در مورد هركدام از اين ۲۵۰ تالاب ايران به اندازه ۲۵۰ كلمه علمى هم اطلاعات درست در اختيار نداريم. مطالعاتى كه هم صورت مى گيرد معمولاً جمع آورى اطلاعات گذشته است و كمتر چيز جديدى به آن افزوده مى شود، وقتى اطلاعات نباشد طبيعتاً ارزش هاى تالاب ها نيز مغفول مى ماند. وقتى فكر كرديم كه تالاب ارزشى ندارد، آسانترين راه اين است كه آن را خشك كنيم و به زمين كشاورزى تبديل كنيم. حتى در بسيارى مواقع، تالاب تبديل به ساختمان مى شود كه صدمات زيادى به محيط زيست ايران وارد مى سازد، صدمه آن در وهله اول متوجه مردم و در نهايت منجر به كوچ آنها از اين مناطق به مكان هاى بهتر مى شود، زيرا ديگر شغلى در آن منطقه وجود ندارد. ما چندين شغل مانند شكار، پرورش ماهى، صنايع دستى و. . . را از بين مى بريم و يك شغل مانند كشاورزى را به وجود مى آوريم. هر نوع دخل و تصرف در تالاب بايد با مطالعه علمى صورت گيرد. به نظر من ما چون ارزش هاى يك تالاب را نمى شناسيم، آن را خشك مى كنيم.
براساس بررسى جهانى كه در حوزه اقتصاد زيست محيطى انجام گرفت نتايج جالبى به دست آمد، در اين گزارش آمده كه براى هر هكتار تالاب ارزش افزوده اى معادل ۲۰ هزار دلار در نظر گرفتند، در حالى كه ارزش افزوده هر هكتار جنگل ۱۵۰۰ دلار و هر هكتار زمين كشاورزى تنها ۱۲۰ دلار تعيين شده است. فكر مى كنم اگر اين آگاهى ها به مردم داده شود، زمينه حفظ و احياى تالاب ها فراهم مى شود.
قطعاً همين طور است. در همين مورد من به همراه عده اى از دانشجويان در يكى از مناطق تالابى شمال تحقيقاتى انجام داده ايم كه نتايج آن نشان مى داد يك تالاب با ۵۰۰ هكتار مساحت، سالانه ۲۰۰ ميليون تومان بهره مى دهد و هيچ زمين ديگرى وجود ندارد كه ۵۰۰ هكتار آن، بدون هيچ هزينه اى ۲۰۰ ميليون تومان سوددهى داشته باشد. يا درياچه نئور با مساحت ۲۰۰ هكتار سالانه ۱۰۰ ميليون تومان فقط سود ماهى قزل آلاى آن است. يا درياچه اروميه يك منبع كامل آرتميا است. كه ارزش آرتمياى آن در حدود ۱ ميليارد دلار برآورد شده است. معنى اين حرف اين نيست كه ما با كشاورزى مخالفيم، بلكه مى گوييم زمين هاى كشاورزى براى اين كار مناسب نيستند و تالاب ها ارزش هاى بيشترى از آن دارند.
بخشى از اين قضيه هم به بيگانگى انسان با طبيعت برمى گردد. انسان عصر مدرن (آن هم از نوع جهان سومى اش) رابطه اش با طبيعت قطع شده است. آدم ها ترجيح مى دهند در كلان شهرها در كندوها زندگى كنند و در اتوبان هاى مارپيچى پيچ تاب بخورند؟
اين ها ريشه در افول اخلاق و نظام ارزش هاى انسانى دارد. ما متأسفانه فراموش كرده ايم كه مسؤوليت اخلاقى و اجتماعى داريم كه بايد محيط زيست را حفظ كنيم. اصلى كه حتى در مذهب ما هم بر آن تأكيد شده است. اگر خودمان را دوست داريم بايد محيط زيستمان را حفظ كنيم. زيرا حيات انسان وابسته به محيط زيست است. به عنوان مثال براساس تحقيقات صورت گرفته زندگى ۱۲ هزار نفر مستقيماً وابسته به تالاب شادگان است. كه اگر تالاب شادگان از بين برود زندگى ۱۲ هزار نفر تحت مخاطره قرار مى گيرد. در جايى كه تالاب است انسان حفاظت مى شود زيرا تالاب مانع سيل مى شود، غذا تأمين مى كند و درآمد به دنبال دارد. اگر به اين تالاب ها از اين زاويه نگاه كنيم، در اين صورت هم توسعه را ايجاد كرده ايم و هم تالاب ها را حفظ كرده ايم. توسعه همسو با حفظ تالاب ها دست يافتنى است مشروط بر اين كه ما اطلاعات كافى از تالاب ها داشته باشيم.
همان طور كه گفتيد بعضى از تالاب هاى ايران وارد فهرست سياه مونترال شده اند، چه خطراتى تالاب هاى ما را تهديد مى كنند ؟
چندين خطر به صورت بالقوه تالاب هاى ما را تهديد مى كنند كه باعث دگرگونى اكولوژيك آنها مى شود. طبق كنوانسيون رامسر وقتى دگرگونى اكولوژيك در يك تالاب بوجود آمد، آن تالاب بايد در فهرست مونترال ثبت شود تا مورد مطالعه قرار گيرد و مجدداً آن را احيا كنند.
آيا اين تهديدات به كل اكو سيستم منطقه آسيب خواهد زد يا صرفاً به گونه هاى جانورى يا گياهى صدمه مى زند؟
تهديدات كل اكوسيستم يك منطقه را با خطر مواجه مى كند تهديدات چند نوع هستند : تهديدات طبيعى مثل سيلاب يا توفان و يا خشكسالى مانند خشك شدن تالاب هامون، نوع ديگر تهديدات ورود آلودگى ها، تغيير كاربرى تالاب، ورود فاضلاب هاى شهرى، چاههاى كشاورزى و صنعتى است كه اين موارد باعث برهم خوردن محيط زيست و كاركردهاى تالاب ها مى شود. مثلاً ورود آزولا به تالاب بندر انزلى تعداد زيادى از گياهان و آبزيان را از بين برده است و تغييرات اكولوژيكى بوجود آورده كه پرندگان را مجبور به تغيير مسير مهاجرت كرده است.
ناگفته نماند بعضى از تالاب هاى ما هنوز هم در دنيا منحصربه فرد هستند. مانند تالاب هاى جنوبى كشور در سواحل خليج فارس و در سواحل قشم كه محل رشد جنگل هاى حرا هستند و به عنوان ميراث طبيعى نيز در يونسكو ثبت شده اند. اين همه بى مهرى نسبت به محيط زيست و تالاب ها نابخشودنى است. ما نبايد اجازه دهيم از تالاب ها به عنوان محل دفع فاضلاب استفاده شود. مثلاً بخشى از فاضلاب هاى تهران وارد تالاب بند على خان مى شود كه در ورامين قرار دارد و هم اينك به گندابى تبديل شده است. وقتى تالابى آلوده مى شود پرندگان تالاب هم آلوده مى شوند و هنگامى كه پرندگان پرواز مى كنند آلودگى را در همه جا پخش مى كنند. در همين مورد مى توان به آنفلوانزاى پرندگان اشاره كرد كه شاهد گسترش اين بيمارى ها از طريق پرندگان بوديم.
اين تالاب ها نيازمند مديريت هستند، به نظر شما در ساختار مديريت ما چه اشكالى وجود دارد كه تالاب ها به اين روز افتاده اند؟ نحوه مديريت بهينه اين تالاب ها بايد چگونه باشد؟
ارگان مسؤول حفظ تالاب ها به طور رسمى سازمان حفاظت از محيط زيست است، كه فعاليت هايى را در اين تالاب ها انجام مى دهد و در اكثر تالاب ها مأمور حفاظت از تالاب را دارد كه مأمورانى سختكوش هستند. ولى بحث درباره مديريت تالاب ها فقط به محافظت از آن ختم نمى شود. زيرا حفاظت با مديريت كردن تفاوت دارد. به نظر من در بحث تالاب ها، ابتدا بايد اولويت مديريتى تالاب ها مشخص شود. ما با امكانات فعلى نمى توانيم همه تالاب ها را مديريت كنيم. به همين دليل بهتر است تالاب هايى را كه بايد در اولويت مديريت قرار گيرند مشخص كنيم. به عنوان مثال تالاب هايى كه در فهرست كنوانسيون رامسر قرار گرفته اند حتماً يك ويژگى هايى نسبت به تالاب هاى ديگر داشته اند. در مرحله بعد بايد شاخص هاى مديريتى را مشخص كنيم ما در اين زمينه داراى ضعف هستيم. كه اين دو مقوله به دست نمى آيد مگر با دانستن ارزش هاى تك، تك تالاب ها. به عنوان مثال در يك تالاب صدها گونه گياهى و جانورى زندگى مى كنند. آيا بايد برتمام اين گونه ها مديريت صورت گيرد؟ يا بهتر است بعضى از گونه هاى شاخص را مديريت كنيم كه زمان و هزينه كمترى مى خواهد. در مديريت تالاب بايد اين موارد را در نظر بگيريم.
آيا تعدد مديريت تالاب ها و عدم هماهنگى لازم ميان سازمان هاى مختلف و نهادهاى آكادميك عامل ضعف مديريتى در اين حوزه تلقى نمى شود؟
بله، در كشورهاى پيشرفته عموماً تلاش مى كنند مديريتى يكپارچه و هماهنگ براى حفظ و احياى محيط زيست اتخاذ كنند. شما هيچ سازمان و يا نهادى را در غرب نمى بينيد كه بدون توجه به عملكرد ديگر سازمان ها كار خود را پيش ببرد. از سوى ديگر همان طور كه شما هم اشاره كرديد رابطه بين سازمان هاى متولى و نهادهاى علمى در اين مورد اجتناب ناپذير است. اين اطلاعات علمى ساختار يافته و منسجم است كه مطالعه تالاب ها را ميسر مى سازد. تالابى كه در كنوانسيون رامسر ثبت مى شود، ارزش جهانى دارد و براى تالابى كه ارزش جهانى دارد، بايد ارزش حفاظتى و مديريتى نيز قائل شويم. بسيارى از تالاب هاى ما بين المللى هستند ولى تحت حفاظت سازمان محيط زيست نيستند و حداكثر به عنوان محدوده شكار ممنوع هستند. ما فقط دو منطقه پارك ملى تالابى داريم يكى پارك ملى بختگان و ديگرى پارك ملى ناى بند. از يك ميليون و چهارصد هزار هكتار مساحت تالاب هاى ايران كه در كنوانسيون جهانى رامسر ثبت شده اند فقط ۴۰ درصد اين مساحت تحت حفاظت قرار دارد. به همين دليل دخل و تصرف در تالاب هاى ما زياد است.
مردم و تشكل هاى غيردولتى چه نقشى بايد در مديريت تالاب ها داشته باشند؟
در بحث مديريت تالاب ها دو بخش وجود دارد يكى ارگان هاى دولتى و ديگرى مردم. تجربه حفاظت از تالاب ها در چند دهه گذشته نشان داده است على رغم تلاش هاى انجام گرفته توسط ارگان هاى دولتى، حفاظت از تالاب ها موفق نبوده است و ارگان هاى دولتى در اين مورد ناكارآمدى هايى داشته اند. از بين رفتن تالاب ها، كاهش آمار چند ميليونى پرندگان مهاجر به تالاب هاى ايران از ۸ ميليون به ۴ ميليون آشكارا نشان دهنده اين امر است. دليل اين موضوع اين است كه مردم محلى كه در اطراف تالاب ها زندگى مى كنند، نقشى در مديريت تالاب ها ندارند و تشكل هاى غير دولتى (NGO) جديد التأسيس هستند و چندان تخصص علمى در مورد مديريت تالاب ها ندارند. اما بايد ساختار مديريت تالاب ها برعكس باشد. يعنى بيشترين نقش را در مديريت و حفظ تالاب ها مردم محلى داشته باشند.
آيا تنوع نقش پذيرى و مسؤوليت توسط دولت و نهادهاى مردمى و مدنى چالش و تناقض ايجاد نمى كند؟
نقش و وظيفه هر يك از اين دو كاملاً مشخص، متمايز و تفكيك شده است. مردم محلى كه مستقيماً از تالاب ها استفاده مى كنند وظيفه دارند در حفظ تالاب ها بكوشند و ارگان هاى دولتى بايد نقش نظارتى داشته باشند. وقتى مأمور حفاظت از يك تالاب فردى است كه بومى آن منطقه نيست و مشكلات آن منطقه را نيز نمى داند، فقط قوانين را در حد توانش اجرا مى كند، در اين صورت چالش و تنش هميشه بين مردم محلى و مأموران دولتى وجود دارد و چون سازمان محيط زيست نمى تواند به اندازه مردم محلى، محافظ براى تالاب ها قرار دهد هميشه اين چالش وجود دارد. در صورتى كه تالاب بايد براى مردم محلى حفظ شود. اگر تالاب را براى مردم محلى حفظ كرديم و اگر مردم در سوددهى تالاب ها سهيم شوند و اگر آموزش درست براى بهره بردارى از تالاب ببينند در اين صورتِ تالاب حفظ مى شود به عنوان مثال در دهه گذشته مردم محلى از تالاب فريدون كنار بدون دخالت سازمان حفاظت محيط زيست حفاظت كرده اند و هيچ مشكلى هم بوجود نيامده است. مردم محلى در فريدون كنار در شش ماه پاييز و زمستان از پرندگان محافظت و مراقبت مى كنند و سپس برداشت مى كنند و هميشه هم صدها هزار پرنده در تالاب زندگى مى كنند. در برابر آن تالاب ميانكاله است كه تحت مديريت سازمان حفاظت محيط زيست است و مأموران بسيار فعاليت مى كنند ولى چون اين تالاب با ۶۸ هزار هكتار مساحت فقط ده مأمور براى حفاظت دارد، حفاظت از آن چندان موفق نبوده است. اصولاً حفظ تالاب بايد براى توسعه باشد. وقتى مردم در منافع سهيم باشند، خودشان راه حفظ اين منافع را در طولانى مدت پيدا مى كنند. مشروط به اين كه آگاهى هاى كامل هم به آنها داده شود. حفظ محيط زيست بدون اولويت بخشى به فرهنگ حفظ محيط زيست در ميان مردم ميسر نخواهد بود.
به نظر مى آيد نقش رسانه ها در حفظ محيط زيست بسيار چشمگير است.
رسانه ها بايد در روند فرهنگ سازى نقش پررنگى داشته باشند. الآن دنيا به اين سمت مى رود كه كمتر از نيروى اجرايى و دولتى براى حفظ منابع طبيعى استفاده كنند و بيشتر از نيروهاى مردمى استفاده كنند.
اميدوارم روزى به جاى تخريب تالاب ها، شاهد مديريت بهينه آنها همراه با حفظ محيط زيست و همگام با توسعه باشيم و هنگامى كه به تالاب هايمان مى نگريم، بگوييم كه تالاب ها نه تنها براى ما بلكه براى نسل آينده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |