سه شنبه ۲ خرداد ۱۳۸۵ - ۲۵ ربيع الثانى ۱۴۲۷
Tue, May 23, 2006
گفت و گو
۳۴۸۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
تبعات و تأثيرات نامه نگارى احمدى نژاد در گفت وگو با
كاووس سيدامامى ، استاد دانشگاه
«زين الدين زيدان» از رئال ، كناره گيرى خود و جام جهانى پيش رو مى گويد
تبعات و تأثيرات نامه نگارى احمدى نژاد در گفت وگو با
كاووس سيدامامى ، استاد دانشگاه
نامه اى به نشانه ديپلماسى مردمى
259683.jpg
گفت وگو از : يوسف ناصرى

محمود احمدى نژاد رئيس جمهورى اسلامى ايران بيستم ارديبهشت ماه، پس از ۲۷ سال، با يك سنت شكنى، نامه اى صريح و رسمى براى رئيس جمهورى آمريكا نوشت. نامه او اما بلافاصله بازتاب هاى مختلفى در داخل و خارج به دنبال داشت. رسانه ها و شخصيت هاى داخلى و خارجى هريك با نگاه متفاوتى به نامه نگريستند. برخى استقبال كردند، بعضى انتقاد. عده اى از تبعات مثبت اين نامه گفتند و در مقابل شمارى از تأثيرات منفى آن.
در گفت وگو با دكتر كاووس سيدامامى استاد دانشگاه، به بررسى تبعات و تأثيرات نامه نگارى احمدى نژاد پرداخته ايم.

نفس نوشتن نامه رئيس جمهورى ايران به رئيس جمهورى آمريكا در وضعيتى كه مناسبات ديپلماتيك دو كشور دچار انقطاع شده است، چه اهميتى دارد؟
نوشتن و ارسال اين نامه غافلگيرانه و شگفت  آور بود و به سرعت درصدر اخبار قرار گرفت. بعد از انتشار خبرها، گمانه زنى هايى به عمل آمد كه شايد ايران مى خواهد فرايند مذاكره و نزديكى با ايالات متحده را دنبال كند. چنين استنباطى در محافل خبرى مطرح شد و در عرض چند روز، مباحثى طرح گرديد. اما مقامات آمريكايى با توجه به مطالب و محتواى نامه، نسبت به آن واكنش سردى نشان دادند و نامه زمينه اى را براى مذاكره بين دو كشور فراهم نكرد.
در شرايطى كه دو كشور با يكديگر همكارى ديپلماتيك و سياسى ندارند، نامه نگارى رئيس دولت ايران به چه دليل مى تواند انجام شده باشد؟
در شرايطى كه دو كشور ارتباط مستقيمى با همديگر ندارند يك نوآورى و فتح باب است و صرفنظر از محتواى نامه مى توان گفت كه يك سنت شكنى صورت گرفته است. ظاهراً هدف و منظور رئيس جمهورى ايران از تدوين و ارسال نامه، پيش از آنكه يك ديپلماسى دو جانبه باشد تلاش براى نوعى ديپلماسى مردمى بوده است. به اين معنا كه اين نامه بتواند روى افكار گروهى از مخاطبان اثر بگذارد.
لحن و محتواى نامه چه اثرگذارى هايى داشت؟
لحن نامه مثل يك جدل سياسى است. در ساليان اخير كه ايالات متحده عمدتاً روابط يكسويه اى با اسرائيل و به ضرر كشورهاى عربى و اسلامى داشته است. در چنين موقعيتى، نامه آقاى احمدى نژاد مى توانست تأثير بسيار مثبتى بر ملت هاى مسلمان برجاى بگذارد. اين اعتقاد وجود دارد كه لحن نامه، جنبه نصيحت گونه داشته و تأثير مثبتى در اروپا و آمريكا نگذاشته است.
در نامه رئيس جمهورى ايران به رئيس جمهورى ايالات متحده، مباحث مذهبى مختلفى مطرح شده است، آيا اين نوع تأكيد بر جامعه شديداً مذهبى آمريكا مى توانست وجه مذهبى آمريكايى ها را حساس كند؟
مذهب، يك فاكتور بسيار مهم در افكار عمومى آمريكايى ها است. اگرچه مذهبى بودن الزاماً به معنى اين نيست كه مى توان روى احساسات مذهبى آمريكايى ها تأثير گذاشت. اگر قرار باشد روى احساسات مذهبى دست گذاشته شود بايد راههاى بسيار ظريف و دقيق را پيدا كرد و از آن طريق درصدد تأثيرگذاشتن برآمد. اگر قصد از نامه نوشتن همان اثرگذارى ها باشد بايد دكترين مذهبى بخش هاى مذهبى جامعه آمريكا را بشناسيم تا بهتر هدف خود را پيگيرى كنيم. به بيان ديگر اگر ما بخواهيم به حساسيت هاى مسيحيان معتقد و مؤمن آمريكايى توجه كنيم بايد به مباحثى فراتر از اعتقاد آنها به مسيح يا خالق يكتا بپردازيم. اما در نامه رئيس جمهورى به حركت ها وسياست هاى غلط آمريكا اشاره شده است.
حتى رايس وزير خارجه ايالات متحده هم مكرراً گفته كه وزارت دفاع ايالات متحده در قضيه عراق، هزاران اشتباه را مرتكب شده است.
بله؛ اما نوع ادعاها فرق مى كند. لحن نامه به گونه اى است كه اقدامات دولت آمريكا را در جهت تأمين منافع ملى نمى داند.
به نظر مى رسد كه ادبيات مذهب گرايانه نامه بايستى بتواند در جامعه ايالات متحده اثر بگذارد.
جامعه مذهبى آمريكا، جور ديگرى توجيه شده است. در آنجا اقدامات دولت آمريكا در چارچوب ناسيوناليست آمريكايى توجيه مى شود. از جمله اينكه آمريكا به عنوان نماينده تمام فضائل انسانى و مسيحى معرفى مى شود.
فرضاً آمريكايى ها در قضيه عراق با اسم خلع سلاح حمله به اين كشور را آغاز كردند ولى وجود سلاح حقيقت نداشت. ميل كنونى آمريكايى ها به مذهب نمى تواند دولتمردان آمريكا را به چالش بگيرد كه نبايد به اطلاعات غلط استناد مى كرد؟
صرفنظر از بحث سلاح، اين بحث مطرح شد كه آمريكا عليه يك نيروى شيطانى كه منافع دنياى مسيحيت و اسرائيل را تهديد كرده وارد عمل شده است. افكار عمومى آمريكا نيز به انحاى مختلف، دفاع از موجوديت اسرائيل را جزو باورهاى مذهبى خود مى داند.
كدام بخش از جامعه آمريكا چنين اعتقادى دارند؟
مسيحيان بنيادگراى آمريكا از موجوديت اسرائيل و حتى توسعه آن حمايت مى كنند.
اما اكثريت كه اينگونه نيست؟
اكثريت حساسيت هاى مسيحى دارند ولى اساساً اگر بنيادگرا هم نباشند به شدت تحت تأثير گفتمان راست مسيحى آمريكا هستند.
منظورم اين است كه همه اعتقادات راست مسيحى ندارند؟
الآن حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد مردم آمريكا تحت تأثير گرايش راست مسيحى هستند و بقيه هم تحت تأثير ارزش هاى عمومى جامعه آمريكا همچون مفاهيم دموكراسى، آزادى و ليبراليسم است.
مگر دولت آمريكا ادعا نمى كند كه از طريق ديپلماتيك مى توان راه حلى براى مسائل ايران از جمله مسأله هسته اى يافت. چگونه است كه نسبت به پاسخ دادن به نامه رغبتى نشان نمى دهد؟
در نامه آقاى احمدى نژاد، يك تعداد اتهام عليه آمريكا مطرح مى شود ولى آمريكايى ها معتقدند كه به يكايك اين اتهامات قبلاً پاسخ داده اند. دولت آمريكا بر اين باور است كه نبايد خود را درگير يك دور فرسايشى با ايران بعد از اين نامه نگارى كند. شايد آمريكايى ها تصور مى كنند با پاسخ دادن به نامه رئيس جمهورى ايران وارد عرصه مشاجره و مجادله خواهند شد و اين كار كمكى به مذاكره دو طرف نمى كند.
اينكه در نظرسنجى ها از آمريكا به عنوان برهم زننده نظم جهانى ياد شده، در صورت عدم پاسخ به نامه، گفته مقامات آمريكايى براى پيگيرى فعاليت ديپلماتيك تحقق پيدا نمى كند؟
آمريكايى ها معتقدند لحن نامه به گونه اى نيست كه به آن پاسخ دهند. اما اگر رئيس جمهورى ايران با هدف تأثيرگذارى بر افكار عمومى جهان اسلام، به نوشتن چنين نامه اى كرده باشد، در اين كار موفق بوده است. چون هر كارى در دنياى سياست با يك منظور خاصى انجام مى شود و نفس نوشتن نامه را هم مى توان يك ابتكار به حساب آورد. اگر هدف آقاى احمدى نژاد جلب نظر ملت هاى مسلمان بوده، او به هدف و مقصود خود نائل شده است.
اگر اين نوع نامه نوشتن به ساير رهبران دنيا تداوم پيدا كند چگونه مى توان سطح اثرگذارى نامه ها را افزايش داد؟
تا حدى بايستى از حالت جدال سياسى دور شود و از يك زبان پرعاطفه تر استفاده كند؛ زبانى كه به اخلاق و كمك به همنوع اشاره دارد.
اين نامه مى تواند بر اين موضوع دلالت كند كه دولت ايران براى حل مشكلات و سوء تفاهم هاى گسترده حاضر به گفت وگو با دشمن ديرينه خود است؟
يك قدم مثبت همين است كه ايران نشان داده كه حاضر است به گفت وگو با ساير كشورها بپردازد. اين ميل به گفت وگو در سخنان آقاى احمدى نژاد مشاهده شد. در همان روزهايى كه در اندونزى حضور داشت، ايشان اعلام كرد، ما حاضر به مذاكره با تمام كشورها به غير از اسرائيل هستيم. درواقع دولت جمهورى اسلامى ايران با اين كار، توپ را به زمين آمريكا انداخت.
اين نوع نامه نگارى باعث نمى شود افكارعمومى آمريكا بر دولت فشار بياورد براى پرهيز از تشديد تنش ها به مذاكره مستقيم با ايران اقدام كند؟
البته برژينسكى از اينكه دولت آمريكا مستقيماً با ايران مذاكره نمى كند انتقاد كرده است.
بعد از نوشتن نامه چطور؟
نوشتن نامه از سوى ايران، آمريكايى ها را تحت فشار قرار داده است كه چرا با ايران مذاكره نمى كنند و از اين طريق مسائل را با يكديگر بازگو كرده و به بحث بگذارند. اما يك موضوع ديگر هم مطرح مى شود و آن اين است كه برخى معتقدند بازى ايران و آمريكا يك بازى با حاصل جمع صفر است و مشاجره دو كشور به نفع طرفين نيست. از سوى ديگر آمريكايى ها نمى خواهند به طور مستقيم با ايران مذاكره كنند. آنها همچنين مى كوشند با اعمال فشار بر كشورهاى ديگر و ايران، يك وفاق بين المللى عليه ايران را به وجود بياورند.
در زمان تشكيل دولت دائمى عراق اين بحث مطرح شد كه ايران و آمريكا در راستاى ايجاد و حفظ امنيت در عراق با هم مذاكره كنند اين نوع اقدامات، نوشتن نامه و كارهايى از اين قبيل مى تواند به حل مسأله پرونده هسته اى كمك كند؟
دولت جديد ايران در راستاى سياست خارجى درصدد است كه در مورد مسائل جهانى، خط مشى فعالى را در پيش بگيرد و نه اينكه در مقابل تحولات منطقه اى و جهانى به رويكرد منفعلانه روى بياورد. همچنان كه گفتم نفس نوشتن نامه مى تواند فتح بابى براى مذاكره با آمريكا باشد كه مشكلات فى مابين از طريق مسالمت آميز حل و فصل شود.
آيا مى توان با نامه هاى جديد از سوى ايران، جامعه مذهبى ايالات متحده را متأثر ساخت؟
جامعه آمريكا يك جامعه پيچيده و توسعه يافته است و براى اثرگذارى بر آن بايد اقدامات بسيار ظريفى انجام داد. آمريكايى ها معتقدند كه كشورشان يك كشور بافضيلت است ودر جهان براساس منافع كور عمل نمى كند. فرد آمريكايى به طور مطلق توذهنش اين رفته كه اگر يك كشور در جهان باشد كه صرفاً براساس معيارهاى مسيحى رفتار مى كند آمريكا است. بنابراين بسيار دشوار است كه از روحيه مذهبى آمريكايى ها استفاده كنيم.
به نظر من مى توان تاريخچه ايران و جمهورى اسلامى را مورد تأكيد قرار داد كه به هيچ كشورى تجاوز نكرده است و مايل است كه بى عدالتى ها و تبعيض هاى بين كشورهاى شمال و جنوب از بين برود.
بسيار مى توان در مورد معيارهاى دوگانه صحبت كرد و در مورد تأمين نظرات كشورهاى فقير و وقتى چنين مباحثى مطرح شود با طرح چنين مباحثى مى توان چهره منفى اى كه رسانه هاى غربى از ايران ساخته اند را تغيير داد.
من معتقدم اگر ايران بتواند در مورد مفاهيم مشترك از جمله در مورد عدالت با ساير كشورها بحث كند موفق تر باشد. يعنى اگر بحث روى اصولى باشد كه همه مردم دنيا مى پذيرند. حتى ايران مى تواند روى همان مفهوم «مهرورزى» با ساير ملل به گفت وگو بپردازد و از مباحث مشترك همه اديان مثل عطوفت و رحمت صحبت به ميان آورد.
احمدى نژاد بازگشت به تعاليم انبياى الهى را علاج رفع بحران ها و مشكلات مى داند. اساساً طرح مقوله مشترك مذهبى مى تواند بر جامعه مسيحى احياناً اثر بگذارد و جوامع شرق آسيا و از جمله بودايى ها وقتى به مقوله وجود خالق و خدا اعتقاد ندارند چگونه مى توان موضوع مشترك فرهنگى پيدا كرد و اثرگذارى لازم را داشت؟
درست است كه ۹۰ درصد آمريكايى ها به خدا اعتقاد دارند و ۸۰ درصد آنها به صورت مرتب به كليسا مى روند ولى وقتى بحث مذهب مطرح مى شود بايد ديد كدام گروه مذهبى را بررسى مى كنيم. شايد ۳۰ درصد مردم اعتقاد به بنيادگرايى مسيحى داشته باشند ولى اكثر مردم از دريچه مذهب به سياست نمى نگرند. آنها دنياى مذهبى را قلمرو خصوصى و سياست را قلمرو عمومى مى دانند. بنابراين به اين تفكيك ها بايد توجه داشت.
همچنين بايد بگويم كه اكثر آمريكايى ها، جهان را از دريچه رسانه ها و شبكه هاى تلويزيونى مى بينند. بنابراين بايد سعى كرد كه به نحو سازنده اى ديد رسانه ها را تغيير دهيم تا افكار عمومى آمريكايى، تصور نكند كه ايران مخل نظم و امنيت بين المللى است.
در مجموع من مى توانم بگويم كه هنر ديپلماسى اين است كه مخرج مشترك افكار عمومى جوامع مختلف را بايد در نظر داشته باشد. با در نظر داشتن اين مخرج مشترك است كه مى توان بر افكار عمومى جهان تأثير گذاشت.
«زين الدين زيدان» از رئال ، كناره گيرى خود و جام جهانى پيش رو مى گويد
زيزو: چاره اى جز بازنشستگى ندارم
259686.jpg
وصال روحانى

زين الدين زيدان فرانسوى و توانا و معروف كه هموطنانش و دوستان او لقب «زيزو» را به وى داده اند، اعلام كرده است كه در پايان جام جهانى ۲۰۰۶ از صحنه بازيگرى در ورزش فوتبال كنار مى رود. او كه از بدون جام و مقام ماندن تيم باشگاهى اش (رئال مادريد اسپانيا) طى ۳ سال اخير دل پرى دارد، اين را پنهان نمى كند كه يكى از دلايل اصلى كناره گيرى اش همين مسأله است و بالارفتن سنش و اين نكته را كه تكرار فتوحات گذشته در حال حاضر بسيار سخت تر از گذشته شده است، ديگر سبب و دليل كناره گيرى اش توصيف و عنوان مى كند. اما هافبك سابق بوردو و يوونتوس كه سه بار صاحب عنوان مرد سال فوتبال دنيا شده و با فرانسه به مقام قهرمانى جام جهانى ۹۸ و جام ملتهاى اروپا ۲۰۰۰ رسيده و جام قهرمانى اروپا را با رئال و ليگ اسپانيا را با همين تيم و «سرىA» را با يوونتوس در ايتاليا فتح كرده، دوران پرشكوهى را در فوتبال طى ۱۰ سال اخير طى كرده است كه در مصاحبه پيش رو به آنها اشاره مى كند و طى آن به وضعيت امروز و آينده هم اشاراتى دارد.

*  چرا حالا را براى كناره گيرى انتخاب كرديد؟
-  سه سال است كه در رئال مادريد هيچ جام و عنوانى را نبرده ايم و در دو سال آخر آن خود من نيز خوب بازى نكرده ام. بديهى است كه پس از اين و با سنى كه من دارم نمى توان انتظار داشت كه دستاوردهاى من در آينده بهتر از چيزى باشد كه پيشتر بوده است. مايل نيستم كه به صرف ماندن و فقط براى حضور در ميدان، به فوتبال حرفه اى ادامه بدهم. هدف من هميشه فقط كسب پيروزى بوده و وقتى اين مسير نمى شود، بايد حقيقت را بپذيريد و كنار برويد. به واقع من چاره و گزينه اى جز اين نداشتم.
*  و مسائلى ديگر؟
-  نه، به طور خاص. براى من هميشه به جز فوتبال، خانواده ام نيز مهم بوده اند. در همين ارتباط وقتى مشكلاتى پيش مى آيد، بايد بنشينيد و تمام جوانب را بسنجيد و اين كارى است كه من در كنار خانواده ام انجام داده ام. من مشكلى با رئال و هواداران آن نداشته و بر عكس از بهترين روابط با آنها برخوردار بوده ام. حالا اين باشگاه وقت دارد كه سر فرصت و به اندازه كافى درباره مسأله رفتن من و انتخاب يك جانشين مناسب براى من بيانديشد و اقدام كند.
*  از روند خداحافظى تان با اين هواداران طى هفته هاى اخير و در بازيهاى واپسين رئال در فصل ۲۰۰۶- ۲۰۰۵ لاليگا راضى بوده ايد يا خير؟
-  بله، دلم مى خواست كه حتماً آنها نيز راضى باشند. آنها هميشه رفتار خوبى با من داشته اند.
*  طبعاً سالهايى فوق العاده و برخى سالهاى متوسط را در فوتبال گذرانده ايد. برآورد خودتان در اين باره چيست؟
-  ترجيح مى دهم روى نقاط مثبت و اتفاقات خوش حساب كنم. ما عناوين زيادى طى اين مدت در برنابئو برديم و فقط سه سال آخر بد بود و مى توانستيم در آن سالها هم به عناوينى برسيم. در مجموع برآورد خوبى از ۵ سال حضورم در مادريد دارم.
*  كل دوران فوتبال تان را گفتيم.
-  از آن هم راضى هستم شرايط هر سال در ورزش فوتبال فرق مى كند و چيزى كه امسال كسب آن آسان است، سال بعد بسيار دشوار مى شود. با احتساب تمام نكات، من بد كار نكرده ام.
*  به رئال باز مى گرديم. وقتى به اين باشگاه مى آمديد، يكى از اهداف تان فتح جام قهرمانان اروپا بود و به آن نيز رسيديد. چه كسى آن گل فوق العاده به باير لوركوزن آلمان در فينال سال ۲۰۰۲ را فراموش مى كند؟
-  خودم نيز فراموش نمى كنم. با آن برد ( با حساب ۱-۲) پرونده افتخارات من كامل شد. رئال بارها اين جام را برده بود و به واقع براى نهمين بار بود كه به مقصود مى رسيد اما براى من نخستين مورد بود، زيرا من تازه از ۲۰۰۱ به بعد به برنابئو كوچ كرده بودم. ارزش و اهميت اين قضيه را براى من احتمالاً از همين نكته متوجه مى شويد.
*  اين همه جام برده ايد ولابد با خاطراتى فراوان.
-  همين طور است. هر فوتباليستى اين گونه رؤياها را دارد، اما عده بسيار معدودى مثل من آن قدر خوش اقبال اند كه به آن مى رسند. اين كه در آستانه خداحافظى و شركت در جام جهانى هر چيز لازم را در زندگى و كارنامه ام دارم، يك نعمت است.
*  حرف تان براى هم تيمى هايتان چيست. هر چه باشد، سالها با رئالى ها زيسته ايد.
-  با آنها شخصاً خداحافظى كرده ام و بنابراين آنها حرف هاى مرا مى دانند! برايشان آرزوى بيشترين موفقيت را در فصول بعدى دارم.
*  گفته ايد در مادريد مى مانيد و به مربيگرى و هدايت بازيكنان تيم هاى نوجوانان رئال خواهيد پرداخت. اين را جدى گفته ايد؟
-  چرا شوخى كنم؟ از اين طريق به باشگاه نزديك خواهم ماند و چيزهاى زيادى را كه آنها به من بخشيده اند، به گونه اى به آنان پس خواهم داد. برنامه هاى زيادى در اين زمينه دارم.
*  آيا خداحافظى از فوتبال پس از اين همه مطرح بودن و افتخار سازى واقعاً سخت نيست؟
-  بديهى است كه دشوار باشد، ولى براى بسيارى از ورزشكاران روى داده است و براى من نيز بايد رخ مى داد. زندگى ادامه مى يابد و جوانترها جانشين ما خواهند شد.
*  صحبت از خانواده خود كرديد. نظر آنها نسبت به فوتبال و پرداخت شما به آن چيست؟
-  همسرم چندان موافق با اين ورزش نبوده و نيست، اما فرزندانم آن را دوست دارند. اين كه بعداً به چه مدارجى در آن مى رسند، غير قابل پيش بينى است.
*  بجز پرورش نوجوانان رئال چه طرح و برنامه ديگرى براى سالهاى بازنشستگى تان داريد؟
-  هنوز هيچ چيز. بعد از اتمام جام جهانى بررسى و اعلام مى كنم. فعلاً تمام حواسم متوجه اين جام است.
*  مى گويند سفير عالى رئال هم خواهيد شد.
-  نمى دانم معناى كامل كلمه سفير در اين مورد خاص چيست؟ پيشتر با فلورنتينو پرز (رئيس سابق رئال مادريد) صحبت كرده بودم. شايد كارهايى از من در اين خصوص برآيد، ولى شرح وظايف من بايد روشن و ترسيم شود. يعنى به گونه اى باشد كه سربار باشگاه نباشم. فقط اين را بدانيد كه تا اطلاع ثانوى از مادريد نمى روم و فعلاً به زندگى در اين شهر ادامه خواهم داد.
*  از بازيهاى آخر تان بگوييد. مثلاً تساوى ۳-۳ با ويارئال كه طى آن گل هم زديد.
-  شرايط خاصى بود. حقيقت آن است كه نهايت تلاشم را كردم تا اين ديدارها با موفقيت قرين باشد، ولى گاه نمى شود. يعنى براى رئال بارها اين گونه شده است!
*  اگر خيلى خوش اقبال باشيد و فرانسه تا بازى پايانى جام جهانى در صحنه بماند و حذف نشويد و قهرمان شويد، فقط ۷ مسابقه رسمى برايتان تا زمان بازنشستگى مانده است. آيا كم نيست؟
-  گله اى ندارم. انتخاب خودم بوده است. ۷ ديدار هم كم نيست و آن هم در ميدانى مثل جام جهانى.
*  آيا فكر مى كنيد كه فرانسه واقعاً بختى براى قهرمانى در جام داشته باشد؟
-  فقط اين را مى دانم كه كار بسيار سخت خواهد بود، اما همان قدر سخت كه براى ساير تيم هاى مدعى فتح جام نيز هست. تيم فعلى فرانسه آن قدر خوب است كه بتواند كارهاى جالبى را در جام صورت دهد.
*  چطور شد كه چندى پيش از تصميم بازنشستگى در سطح ملى پشيمان شديد و پس از ۱۴ ماه به اين رده بازگشتيد.
-  لازم بود. اين چيزى بود كه مردم كشورم نيز از من مى خواستند. احساس كردم كارى از من برمى آيد و مى توانم كمك كنم تا فرانسه به دور پايانى جام جهانى راه يابد و چنين نيز شد.
*  پس امكان دارد كه از تصميم بازنشستگى كلى تان نيز پشيمان شويد و پس از اتمام جام جهانى هم در صحنه بمانيد.
-  نه، امكان ندارد. در مورد اول من مشغول بازى براى رئال بودم و كافى بود به ديدارهاى ملى هم روى خوش نشان مى دادم، اما در شرايط فعلى كل فوتبال را كنار مى گذارم. از اين پس تنها فوتبالى كه به آن مى پردازم، بازى آماتورى در داخل كوچه ها است!
*  خيلى ها مى گويند در ۳۴ سالگى توان حضورى موفقيت آميز در جام جهانى امسال را نداريد.
-  حداقل قضيه اين است كه انگيزه لازم را دارم. جام جهانى يك ميدان ويژه است و هر كسى را به ارائه بيشترين انرژى و تلاش اش وا مى دارد و براى من نيز چنين است. فكر نمى كنم فقط براى يك ماه اضافى حضور در ميدان كم بياورم و مشكل من فقط همين ۷ بازى باشد.
*  از اين پس به هنگام تماشاى مسابقات رئال چه احساسى خواهيد داشت. چه خواهيد كرد؟
-  تماشاى آن پاى تلويزيون سخت خواهد بود، اما اين تنها كارى است كه از من در ارتباط با اين شاخه خاص از فعاليت هاى رئال بر مى آيد.
*  دو سالى است رونالدينيوى برزيلى عنوان مقام مرد برتر فوتبال جهان را از شما گرفته است. ديدگاه تان در باره او چيست؟
-  همه شما بازيهاى او را ديده ايد و مى دانيد كه وى چقدر خوب است. خود من هميشه از بازيهاى او لذت برده ام. وى چيزهاى زياد و با ارزشى را به فوتبال بخشيده است.
*   از دوران حضورتان در ايتاليا راضى تر هستيد يا زمان اقامت تان در اسپانيا؟
-  در مجموع از تمام دوران هاى كارم رضايت دارم. بازى كردن براى يوونتوس طى آن ۵ سال بسيار مهم و شيرين بود و همين طور ايام ۵ ساله حضورم در برنابئو. هر دو جا اهميت ويژه خود را دارند. به واقع من در دو تيم برتر باشگاهى دنيا بازى كرده ام.
كافى است به آمار فتوحات دو باشگاه نگاه كنيد تا متوجه صحت ادعاى من شويد.
*  بهترين و جالب ترين واقعه عمرتان كدام بوده است؟ حتماً فتح جام جهانى ۱۹۹۸
-  بديهى است كه همين رويداد بوده باشد. در جام جهانى بهترين تيم هاى دنيا حضور مى يابند و هيچ چيز با آن برابرى نمى كند. فتح اين پيكار ها واقعاً سخت است و تيم هاى نادرى آن را انجام داده اند. پس از آن بايد به بردن جام قهرمانان باشگاههاى اروپا (۲۰۰۲) اشاره كنم.
*  آيا رئالى ها از شما نخواسته اند كه تغيير عقيده بدهيد و در صحنه بمانيد؟
-  چرا خواسته اند، اما من همان كارى را انجام مى دهم كه بايد صورت دهم. تلخى ماجرا در اين است كه نمى توانم نظر دوستانم را بپذيرم و اجرا كنم.
*  از رونالدينيو تعريف كرديد. بازى كدام نفرات ديگر را در دنياى كنونى فوتبال مى پسنديد؟
-  چند نفر ديگر در بارسلونا هم بسيار خوب اند.
دكو و اتوئو از آن جمله اند. ريكلمه آرژانتينى و فابرگاس اسپانيايى هم امسال بسيار خوب كار كرده اند.
*  ظاهراً هموطن تان تى يرى آنرى در پايان فصل از آرسنال به بارسلونا نقل مكان خواهد كرد، اما اگر قرار باشد او به رئال مادريد بيايد و جاى شما را بگيرد، نظرتان چه خواهد بود؟
-  معلوم است كه از اين قضيه استقبال مى كنم. او از بهترين هاى فوتبال دنيا است. با اين حال هر اقدامى در اين خصوص از دست من خارج و در حيطه اختيار سران باشگاه است.
*  آيا به فكر رفتن به الجزاير، كشور آبا و اجدادى تان نيفتاده ايد؟
-  چرا. اين كار را خواهم كرد، اما فقط براى مطلع شدن از وضعيت آنجا و ديدن آن چه روى داده است.
حتى چندى پيش كه زلزله الجزاير روى داد و خرابى و مرگ و مير زيادى را به بار آورد، ما در مارسى يك بازى دوستانه ترتيب داديم تا براى زلزله زده ها كمك جمع آورى كنيم.
*  بگوييد مهمترين چيزى كه فوتبال نصيب شما كرده چيست؟
-  همه چيز را. من شهرت و ثروتم را از اين ورزش دارم و همچنين سلامتى ام را. بنابراين سعى داشته ام با ارائه بهترين بازيها و راضى ساختن تماشاگران دينم را به اين ورزش ادا نمايم. فوتبال به واقع همه چيز من بوده است.
*  از اين پس «مرد روز» ورزش جهان نخواهيد بود و از يك ديدگاه به سطح و درجه يك شهروند عادى تنزل خواهيد كرد. نظرتان در اين خصوص چيست؟
-  خب ، من قبل از پرداختن به فوتبال حرفه اى و كسب شهرت در آن همين حالت را داشتم و بنابراين خيلى هم برايم غريب و ناآشنا نيست. هيچ وقت روزى را كه براى نخستين بار به يك تماشاگر فوتبال امضاء دادم از ياد نمى برم. واقعاً احساس هيجان و افتخار مى كردم، اما هر چيزى كه شروع مى شود، پايانى هم دارد.
*  از وضعيت و بخت هاى فرانسه در جام جهانى گفتيد، اما واقعاً فكر مى كنيد كدام تيم بخت بيشترى براى قهرمانى دارد؟
-  بديهى است كه برزيل مدعى اصلى باشد. آنها قهرمان دوره قبل هم هستند. بعداً به ايتاليا و انگليس و آلمان مى رسيم و قدرى پايين تر از آنها اسپانيا و همچنين ما (فرانسه). در عين حال جام جهانى هميشه محل شگفتى ها بوده است و اين شامل جام پيش رو نيز مى شود. بهتر است ما هم مراقب اين وجه از قضيه باشيم تا اتفاقى كه سنگال در دوره پيش بر سر ما آورد، اين بار تكرار نشود.
*  و سرانجام بگوييد از نظر خودتان چرا اين قدر مورد احترام مردم هستيد؟
- شايد به اين خاطر كه من نيز به آنها احترام گذاشته و در ميادين فوتبال كمتر قانون شكنى كرده ام. هميشه سعى داشته ام مبادى آداب باشم و خودم را از مردم كنار نكشم. بقيه را هم شما بگوييد!
* منبع: Vefa


|   شناسنامه   |   آرشيو   |