سه شنبه ۲ خرداد ۱۳۸۵ - ۲۵ ربيع الثانى ۱۴۲۷
Tue, May 23, 2006
گزارش
۳۴۸۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
سيرى در جزيره كوچك هرمز در آب هاى نيلگون خليج فارس
كوچ بهارى و جشن هاى ييلاق در ميان كردان
كردها همانند ديگر اقوام ايرانى به مناسبت هاى مختلف جشن هايى دارند كه بيشتر آنها در ييلاق و زمان كوچ برگزار مى شود. برخى از اين جشن ها مانند «كورو كاژان » و «هورانمان » كه اولى در ارديبهشت ماه و دومى آبانماه برگزار مى شود، با جشن هاى گاهنبارى ايرانيان باستان مطابقت دارد. اين جشن ها در ايران باستان با هدف تقديس اهورا مزدا، «امشاسپندان » (ارواح پاك) آب و خاك، گياه و طبيعت برگزار مى شد كه پس از گرايش اقوام ايرانى به دين مبين اسلام بيشتر جنبه دينى و مذهبى به خود گرفته اند. كردان به اين جشن ها «سورانه » مى گويند و معتقدند شركت در اين جشن ها موجب فراخى روزى، نشاط اجتماعى و سلامتى دامها و فراوانى محصول مى شود. به رغم آنكه بسيارى از جشن هاى ملى كردها منسوخ و يا به اختصار گراييده هنوز هم كردان داراى بيشترين تعداد سورانه در ميان اقوام ايرانى هستند. اواخر ارديبشهت ماه و همزمان با آغاز كوچ بهاره به سوى ييلاقات سورانه «بانه مرى » برگزار مى شود كه اين جشن را بيشتر عشاير و ايلات كرد برگزار مى كنند. آغاز اين جشن با به صدا درآمدن «طبل و سورنا » توسط نوازندگان ايل در سحرگاه اعلام مى شود. با بلند شدن صداى طبل و سورنا جوانان و كودكان به دور نوازندگان جمع شده و رقص و پايكوبى مى كنند، در اين روز در اكثر خانه ها و سياه چادرها بساط مهمانى پهن مى شود و شادى مردم تا شب ادامه مى يابد.
در اين روز دامداران براى سلامتى گله هاى خود، قربانى مى كنند كه گوشت آن بين افراد قبيله تقسيم مى شود. سورانه «كوروكاژان» نيز از جشن هايى است كه در ارديبهشت ماه برگزار مى شود، اين جشن مطابق با جشن گاهنبارى ايرانيان باستان است كه در اين روز مردم به باغها و بوستانها رفته و شادى مى كنند. اين جشن در تقويم ايرانيان باستان به جشن «همسپتدم» يا بازگشت ارواح پاك شهرت داشته كه در آن مردم نسبت به مردگان خود اداى احترام مى كردند. زنان و مردان كرد نيز در اين روز با حضور در قبرستانها براى شادى ارواح نياكان خود فاتحه مى خوانند. جشن «برينگ برينه وى» نيز از سورانه هاى كردى است كه زمانى بصورت گسترده در روستاها و مناطق عشايرى برگزار مى شد. اين سورانه به مناسبت فصل چيدن پشم گوسفندان است كه اهالى روستا و افراد قبيله بصورت دسته جمعى اقدام به چيدن پشم گوسفندان مى كردند. در اين سورانه كه همراه با شادى و پايكوبى است زنان قبيله هركدام به فراخور وضع اقتصادى و سليقه خود غذاهايى را براى پشم چينان درست مى كنند كه بيشتر از گوشت تهيه مى شود. در كنار غذاى اصلى انواع حلوا، شيرينى، لبنيات نيز گذاشته مى شود. در پايان جشن هدايايى براى پشم چينان در نظر گرفته مى شود كه شامل، پيراهن، جوراب، كلاه، دستمال، سجاده پشمى و يا مقدارى پشم مرغوب گوسفند است.
همزمان با كار پشم چينى خوانندگان و نوازندگان دوره گرد نيز انواع موسيقى و ترانه هاى كردى مى نوازند تا هديه اى نيز نصيب آنها شود. سورانه «خرمن جو» نيز از جشن هاى دسته جمعى كردهاست كه در آغاز تير ماه و زمان رسيدن محصول جو برگزار مى شود. در اين جشن زنان و مردان روستايى در حالى كه هر كدام داسى در دست دارند به سوى مزارع جو رهسپار مى شوند و بصورت دسته جمعى تمام محصول جو روستا را برداشت مى كنند. در اين جشن كه نشان از هميارى و مشاركت صميمانه مردم كرد نسبت به همديگر دارد، اكثر مردم روستا شركت مى كنند، اگر چه تعدادى نيز محصول جو نداشته باشند. در اين جشن نيز خوانندگان دوره گرد حضور دارند و با نواختن ساز، نى، كمانچه و دف دروگران را به شور و وجد مى آورند.
خانواده هايى كه محصول جو دارند براى ناشتايى، ناهار و عصرانه دروگران انواع غذاها، شيرينى، چاى، دوغ به صحرا مى برند كه در اوقات معينى از طول روز خورده مى شود.
سورانه «كاوروكوران » جشنى است كه در پايان مرداد ماه برگزارمى شود، اين جشن شكرانه پايان مرگ و مير گوسفندان در اثر گرماست، در اين جشن هر كدام از گله داران به تناسب تعداد دام، گوسفندى را قربانى و گوشت آن را در بين اهالى روستا و يا افراد قبيله تقسيم مى كنند. اين جشن نيز كه در ييلاق برگزار مى شود همراه با شادى و پايكوبى است. سورانه ديگرى كه هنوز در برخى از نقاط كردنشين برگزار مى شود، سورانه «گل هينان و قورشيلانى» است. در اين جشن پسران و دختران با رقص و پايكوبى به محلى كه گل رس مرغوب دارد مى روند و انواع ظروف، تنور و پيكره هاى حيوانى و يا انسانى مى سازند. اين جشن نوعى مسابقه براى نمايش ابتكار و خلاقيت جوانان است بطوريكه هر جوانى اعم از دختر و يا پسر در اين جشنواره درخشش خوبى داشته باشد طالبان زيادى را هم پيدا خواهد كرد.
جشن ديگرى كه كردها در ييلاق برگزار مى كنند سورانه «بران تى بردانى» است، كه معنى لغوى آن در زبان كرد آزادسازى قوچها است. اين جشن در روزهاى پايانى حضور در ييلاق برگزار مى شود و آن در زمانى است كه گوسفندان نر با گوسفندان ماده براى بارورى آميخته مى شوند. در اين جشن در حالى كه قوچ ها ( گوسفندان نر مولد ) را شست وشو با حنا و يا ديگر رنگهاى گياهى و پارچه هاى الوان تزئين كرده اند، طى مراسمى همراه با ساز و آواز وارد گله گوسفندان ماده مى كنند. از آنجايى كه زندگى عشاير كرد وابسته به دام است، اين جشن هنوز با شور و نشاط زيادى برگزار مى شود. جشن بازگشت از ييلاق در ميان كردها به سورانه «هورانمان » مشهور است كه اين جشن نيز مطابق با جشن گاهنبارى «اياسرم » ايرانيان باستان است. معنى كردى اين واژه بازگشت به خانه است كه معمولاً در قشلاق و يا حين كوچ به سوى قشلاق برگزار مى شود. در تقويم محلى كردان به جشن هاى زياد ديگرى نيز اشاره شده است كه به دليل رواج زندگى شهرى و ماشينى فراموش شده و يا در حال فراموشى است. توجه به مبدأ هستى، شكرگزارى به درگاه احديت، قدرشناسى، احسان و نيكو كارى، هميارى و مشاركت، دوستى و صميمت و مهمان نوازى، از ويژگيهاى بارز سورانه هاى كردى است كه هنوز هم آثار آن را مى توان در محيط اجتماعى كردها مشاهده كرد.
معرفى كتاب
259698.jpg
دوگانهاى زبان ارمنى و مترادفات آن در زبان فارسى

اين كتاب پيرامون دوگان ها (Reduplicating Compourds) در زبان ارمنى و درباره ساختمان، انواع دستورى و معانى هركدام همراه با مترادف هاى آن در زبان فارسى است.
ماريا آيوازيان (ترزيان) در مقدمه عنوان كرده است: پايه نگارش اين مجموعه فراهم آوردن بخش ارمنى به انگليسى فرهنگى است كه در آينده نزديك چاپ و منتشر خواهدشد و در آن تأليف همراه با درگان هاى موجود در زبان فارسى و گويش هاى گوناگون آن، دوگان هاى موجود در زبان غيرايرانى كه درحال حاضر در ايران بدان گفت وگو مى شود مانند ارمنى، سريانى (آشورى) عربى، ماندائى (گويش مذهبى تعداد محدودى درخوزستان) تركى (آذرى، اسلامبولى، غزى) نيز گنجانيده شده است.
در اين كتاب با بخشى تحت عنوان روش كار هم درنظر گرفته شده كه مى توانند راهنماى افراد در استفاده از مباحث كتاب باشد.
پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى ناشر اين كتاب است.
بهاى كتاب ۲۱۰۰ تومان است.

سه اثر از نجم الدوله

نجم الدوله كيست؟ چهاردهم جمادى الاولى سال قمرى ۱۴۲۶ مصادف بود با يكصدمين سال درگذشت منجم بزرگ، رياضيدان سترگ، نويسنده توانا و پژوهشگر دقيق اجتماعى ميرزا عبدالغفار خان نجم الدوله كه به مناسبت منزلت والا و جامعيت كم نظيرش درعرصه هاى گوناگون علمى، تذكره نويسان عصر ناصرى او را به عناوينى نظير «فحل فاضل و عالم اوحد» و «نيوتن عصر و ارشميدس عهد» ملقب كرده اند.
توضيحاتى كه خوانديد نوشتارى بود از مهدى گلشنى كه در پيشگفتار اين كتاب كه توسط احمد كتابى تنظيم و گردآورى شده، آمده است.
كتاب شامل دو بخش شناخت احوال و آثار نجم الدوله و سه اثر ازنجم الدوله است. در بخش اول كتاب مطالبى چون زندگى نامه نجم الدوله اثر ابوالحسن خان فروغى، نجم الدوله دانشمندى جامع علوم و فنون قديم جديد نوشته دكتر سيدمحمد دبير سياقى و... و در بخش دوم مباحثى چون رساله تطبيقيه، مقدمه الساله، متن الساله به صورت چاپ سنگى و... گنجانده شده است.
بهاى اين كتاب ۱۵۰۰ تومان و ناشر آن پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى است.

واژگان انگليسى كنكور در جمله

اين كتاب در برگيرنده كليه لغات سال سوم دبيرستان و پيش دانشگاهى ۱ و۲ به همراه مترادف هاى آن است كه در قالب جمله هاى كتاب براى هركدام مثالى عنوان شده است.
عباس فرزام مؤلف اين كتاب در مقدمه آورده است: يكى از مهمترين عامل موفقيت داوطلبان كنكور آگاهى كامل از واژگانى است كه در كنكور سراسرى و دانشگاه آزاد طراحى مى شوند.
در اين كتاب با روش ابتكارى مترادف ۸۰ درصد واژگان در مقابل آنهاداده شده و سپس براى هر واژه يك جمله با ترجمه فارسى آورده شده است براى تمرين و آمادگى بيشتر خوانندگان اين كتاب كه شامل كنكورى ها مى شود حدود ۱۰۰ تست از كتاب سوم دبيرستان و حدود ۱۵۰ تست جامع و استاندارد از كتاب پيش دانشگاهى طراحى شده است.
انتشارات باستان ناشر اين كتاب است كه با قيمت ۱۵۰۰ تومان اين كتاب را عرضه كرده است.

روزنه

اين كتاب مجموعه پنج داستان با عناوين بى بى نقره، كوثر، روزنه ، به بچه ها فكر مى كنم و استحاله است كه نوشته شمسى خسروى است.
نشر شاهد اين كتاب را با بهاى ۷۰۰ تومان عرضه كرده است.
براى آشنايى بيشتر شما با اين مجموعه قسمتى از اولين داستان اين مجموعه به نام «بى بى نقره» را مى خوانيم:
ماه بانو را براى يوسف پسنديده و حرفش را زده بود. اما يوسف به محض شنيدن اين حرف، موقع رفتن حتى توى چشم هايش نگاه نكرده بود و همان طور كه بند پوتين هايش را مى بست گفته بود: من از يك ساعت بعد خبر ندارم بى بى. دستم را تو حنا نگذار. ماه بانو بعد از رفتن يوسف چهار سال چشم به راه ماند اما بعد با اصرار خانواده اش تن در داد و زن رضا كوهپايه اى شد و...

ماهى ها در آب زنده اند

اين كتاب از مجموعه كتابهايى است كه توسط نشر شاهد براى گروه كودك و نوجوان منتشر شده است.
نويسنده اين كتاب محمود جوانبخت است و داستان او را تصاوير ناهيد لشگرى فرهادى همراهى مى كند.
اين كتاب گوشه اى از وقايع جنگ را از زبان و چشمان پسركى به نام مرتضى روايت مى كند كه با اصرار اجازه شركت در حمله اى به سوى نيروهاى عراقى داده مى شود.
اين كتاب زبان رسا و شيوايى دارد براى آشنايى بيشتر مى توانيد چند خطى از اين داستان را مرور كنيد:
نفسش به شماره افتاده بود و به سختى پاهايش را به حركت در مى آورد. بايد هر طور بود خودش را به بهدارى مى رساند. خونريزى آرام آرام توان او را مى گرفت. اما سعى مى كرد با سرعت به راه خود ادامه دهد. هنوز راه به نيمه نرسيده بود كه احساس تشنگى كرد و... قيمت اين كتاب ۴۰۰ تومان است.

زندگى بسته پستى است كه مى رسد

اگر فراغتى پيش آمد‎/روزهايم راجدا مى كنم‎/ سفيد، سرخ، سياه‎/ اين شاخه ها وقتى در هم فرو مى روند‎/ انسان مى ماند‎/ ميان سلامت و بيمارى ‎/ خواب و بيدارى‎/ رضايت و دلتنگى‎/ بايد براى هر كدام‎/ وقتى جداگانه بگذارم و...
شعرى كه خوانديد بخشى بود كه از دفتر اشعار رضا حامى پور كه توسط انتشارات معتبر وابسته به مؤسسه فرهنگى هنرى آداب به چاپ رسيده است.
سيدعبدالمجيد علوى شوشترى درباره شعرهاى اين شاعر در مقدمه ناشر عنوان كرده است: شعر «حامى پور» استخوان دار، محكم و بسيار روان است.
شعر او را كه مى خوانى احساس مى كنى خودت مى خواستى اين حرف ها را بزنى ولى او پيش دستى كرده است. مسائل روز، دردها، آرزوها، راه ها، راهنمايى ها و همه و همه را درشعر او مى بينى و ازتركيب بندى واژه هاى لطيف و بديع لذت مى بردى.
اين مجموعه بيش از ۵۰ شعر نو را در بر مى گيرد. بهاى كتاب ۱۲۰۰ تومان است.

هزار روز سبز

«هزار روز سبز» مجموعه خاطرات شهيد محمدحسن رضايى است كه توسط سيدمحمدحسين حسينى گردآورى و تدوين شده است.
حسينى در مقدمه درباره اين كتاب آورده است: قلم نويسنده روان و ابتدايى است و به قصد گزارش صادقانه وقايع به حركت درآمده و كاملاً مشخص است كه منظور وى نگارش ادبى و جمله پردازى نبوده است.
اين خاطرات محدوده زبانى اول فروردين ۱۳۶۲ تا آخرين روزهاى فروردين ۱۳۶۶ يعنى يك روز قبل از شهادت اين شهيد را در بر مى گيرد.
همچنين در اين كتاب عكس هايى از اين شهيد به همراه همسنگرانش به چاپ رسيده است.
اين كتاب توسط انتشارات شاهد در ۴۶۶ صفحه به قيمت ۲۵۰۰ تومان عرضه گرديده است.
سيرى در جزيره كوچك هرمز در آب هاى نيلگون خليج فارس
با مردمانى
مهربان تر از دريا و آفتاب
259689.jpg
داريوش عباسى

هرمز نام جزيره اى كوچك در آب هاى جنوبى ايران است. جزيره اى زيبا در نقطه اى استراتژيك كه نامش بر تنگه هرمز و استان پهناور هرمزگان نيز نشسته است.
هرمز را به خاك سرخش مى شناسند. خاكى مرغوب كه در صنايع كاشى، سراميك و رنگ سازى مصرف دارد و آوازه اش به ينگه دنيا هم رسيده است. اما اين همه داستان نيست. وقتى بر خاك هرمز پاى مى گذارى، جادوى رنگ ها رهايت نمى كنند. خاك جزيره در هر گوشه به رنگى است. يك گوشه زرد، يك گوشه سرخ، يك گوشه سبز و يك گوشه سفيد. از اين روست كه هرمز را «بهشت زمين شناسان» لقب داده اند.
هرمز زيباست. زيباتر از آنچه در كلمات بگنجد. كنار ساحل، آنجا كه هنوز كمتر نشانى از آلودگى هاى زيست محيطى است، هزاران هزار صدف و مرجان و ساير جانداران ريز دريايى را به راحتى مى بينى و مى توانى هر چقدر خواستى به رسم سوغات به شهر و ديارت ببرى.
وقتى امواج آبى نيلگون خليج فارس بر صخره هاى جزيره مى كوبد و صداى مرغان دريايى پياپى به گوش مى رسد، بكر بودن جزيره را بيش از پيش احساس مى كنى. نواى مرغكان دريايى به جاى بوق ناهنجار ماشين ها، آخر شمار ماشين هاى جزيره به عدد انگشتان دو دست هم نمى رسد.
آن روز كه به همراه جمعى خبرنگار به هرمز رفتيم، كنار دريا جسد نهنگ عظيم الجثه اى را ديديم كه در ساحل به گل نشسته و جان سپرده بود. شايد هم به قول آن شاعر خودكشى كرده بود!
فرصتى دست داد كه وجب به وجب جزيره را ببينيم. پشت يك وانت جاى گرفتيم تا جزيره را سياحت كنيم. از معادن خاك سرخ ديدن كرديم. معادنى كه اكنون محل مناقشه پيمانكار با مردم و مسؤولان شهر شده است. قلعه هاى پرتغالى ها را هم ديديم كه يادگار استيلاى اروپايى ها بر اين تنگه استراتژيك بود. با بومى ها ديدار كرديم و از آنها شنيديم. نگاهشان پر از رنج بود و صميميت. مسؤولان شورا در ديدار كوتاهمان از حقايق تلخى پرده برداشتند؛ مرگ ۵ بومى بر اثر گرسنگى در چند ماه گذشته. باورمان نمى شد ولى همه اذعان مى كردند كه اگر اينجا زيادتر بمانيد باورتان مى شود.
آخر هنوز هم شمارى از بومى هاى هرمز از نانوايى ها نان قرض مى كنند تا چوب خط شان پر شود و سر ماه و يا با تأخير آن را تسويه كنند.
با جوانان نشستيم. آنها كه شباهنگام در سكوت شب و نور ماه به دريا مى زنند تا صبح با چند ماهى كه قوت شان است به جزيره برگردند. دريا مثل گذشته سخاوتمند نيست. اين را يكى از آنها گفت. وقتى پرسيديم چرا. با لبخندى تلخ به صيد بى رويه شناورهاى غول پيكر و فقر دريا اشاره كرد. در هرمز كار نيست. از اين رو عده اى به شهرهاى بزرگ تر مثل قشم و بندرعباس مى روند و عده اى هم كه مى مانند، روزها را در تكرارى بى حاصل سپرى مى كنند. نبود مراكز تفريحى و ساير زمينه هاى گذران سالم اوقات فراغت، موجب رواج اعتياد در جزيره ۷ هزار نفرى شده است.
بلاى خانمانسوزى كه ذره ذره جوان ها را به كام خويش مى گيرد و متأسفانه در بسيارى از خانواده ها پذيرفته شده است.
با شهردار جوان هرمز دقايقى هم صحبت شديم. از او پرسيديم در هرمز چه كارهايى كرده ايد و چه كارهايى بايد انجام شود. او كه مهندسى عمران خود را از دانشگاه آزاد يزد اخذ كرده است، گفت: مردم اينجا فقيرتر از آنند كه تصور كنى. براى همين شهردارى از مردم نمى تواند عوارض بگيرد. فقط سالى ۲۱۰ ميليون تومان براى تجميع عوارض از وزارت كشور مى گيريم كه صرف هزينه هاى جارى مى شود. از محل تبصره ۶ براى امور عمرانى نيز از استان بودجه اى مى رسد كه دقيقاً صرف همان بخش مى شود. براى همين نمى شود به طور ضربتى تحولى خاص را ايجاد كرد. نواب ناصرى رئيس شوراى شهر و قنبر زرنگارى نايب رئيس شورا نيز هر كدام به فراخور حال از مشكلات گفتند. به بضاعت هاى بى نظير جزيره در صادرات خاك سرخش و توان بالقوه جذب توريست اشاره نمودند و دست آخر اين پرسش را از ما مطرح نمودند كه با اين وصف چرا بايد ۴۰۰ خانوار از ۱۲۰۰ خانوار هرمز تحت پوشش كميته امداد و بهزيستى باشند؟ آنها هرمز را به باغ گردويى تشبيه كردند كه مغزش را مى برند و به ساكنان جزيره پوستش را مى دهند تا در زمستان خود را گرم كنند.
اما جدا از غناى معدنى جزيره كه در صورت برنامه ريزى دقيق و مدون مى تواند روزگار تلخ هرمزنشينان را بهتر از امروز كند، گردشگرى نيز حوزه فراموش شده اى است كه مى تواند كام زندگى را بر مردم اين ديار شيرين تر كند.
آنها كه در حال حاضر مى خواهند به هرمز بروند، بايد از طريق لنج و قايق هاى شناور كه بسيارى از آنها هم استاندارد نيستند، اقدام كنند. در جزيره هم هيچ خبرى از واحد اقامتى، رستوران و سرويس هاى عمومى و بهداشتى نيست. گردشگر خارجى كه هيچ، گردشگر داخلى هم اگر به هرمز بيايد، چاره اى جز نگاه سريع به جاذبه هاى جزيره و ترك آن پيش از غروب آفتاب ندارد. وگرنه شب را بايد در فضاى باز سپرى كند و يا ميهمان مردم شود كه در هر ۲ صورت پسنديده نيست.
به نظر مى رسد استاندارى هرمزگان و مديران ميراث فرهنگى و گردشگرى مى  توانند با جذب سرمايه گذارانى از گوشه و كنار كشور، هرمز را به مردم كشور بهتر بشناسانند و دروضع مردم جزيره نيز تغيير ايجاد نمايند.
الحاق هر چه سريعتر هرمز به منطقه آزاد قشم نيز مى تواند تجارت در منطقه را رونق داده و در زندگى مردم نجيب آنجا اعم از شيعه و سنى كه در همزيستى كامل زندگى مى كنند گشايشى ايجاد كند.
از هرمز برگشتيم در حالى كه از ثروت و زيبايى بى نظيرى كه خداوند به اين مردم عطا فرمود، خرسند و از فقر فزاينده آنجا غمگين بوديم. اميد كه مسؤولان بخوانند و با اتخاذ تدابير ويژه، كارى كنند كه فرداى هرمز مثل امروزش نباشد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |