توميسم
(درآمدى برفلسفه قديس توماس آكوئينى )
اتين ژيلسون
ترجمه سيدضياء الدين دهشيرى
انتشارات حكمت
«توميسم» به فلسفه وفادار به انديشه هاى قديس توماس آكوئينى اطلاق مى شود. قديس توماس آكوئينى، نامدارترين حكيم دوران اواخر قرون وسطاى مسيحى است كه در سنت فلسفى غرب همطراز ابن سينا محسوب مى شود. اين اثر كه به منظور آشنايى با فلسفه او نگاشته شده به قلم اتين ژيلسون است كه خود از نام آورترين محققان و فيلسوفان صاحب نظر در فلسفه قرون وسطى است و اين كتاب يكى از برجسته ترين آثار او به شمار مى رود.
از آنجايى كه قديس توماس، داراى ساحت فكرى ذوابعادى است و بررسى و شرح احوال قديس بودنش، متكلم و عارف و فيلسوف بودنش بسيار فراخ و گسترده خواهد شد، مؤلف قصد مى كند كه در اين اثر تنها تفكر فلسفى او كه در خدمت علم كلام نهاده است را به خواننده عرضه كند و بر اين مبنا كتاب را در سه بخش اصلى خدا، طبيعت و اخلاق سامان مى دهد و روح فلسفه قديس توماس آكوئينى را دراين مباحث مى جويد.
اين كتاب ۶۹۵ صفحه اى حدود ده سال پيش توسط مترجم آن شادروان دكتر سيدضياءالدين دهشيرى به انتشارات حكمت سپرده شد و سرانجام پس از ده سال ويرايش و تطبيق متن در سال ۱۳۸۴ در حالى روانه بازار شد كه مترجمش نمى توانست شاهد چاپ اثرش باشد.
جامعه شناسى
(كليات، مفاهيم، پيشينه)
مجتبى صداقتى فرد
نشر ارسباران
گفته مى شود كه جامعه شناسى، تاريخى كوتاه و ماقبل تاريخى بس طولانى دارد. در واقع، تاريخ شروع و سرآغاز مشخصى ندارد. اما از آن زمان كه براى نخستين بار توسط بنيانگذار اين علم كه فيلسوفى فرانسوى به نام آگوست كنت بود، معرفى شد تاكنون هر روز با شكل و ماهيتى عينى تر و علمى تر نسبت به قرون گذشته تكامل بيشترى يافته است.
دانش جامعه شناسى ضمن آنكه در پرتو شناخت علمى به حل مشكلات اجتماعى كمك مى كند، ديدى گسترده مى دهد تا بتوان مسائل را از حد مسأله اى شخصى فراتر برد و آن را به عنوان امرى عمومى و اجتماعى مشاهده كرد. به تعبير كنت، جامعه شناسى يعنى علم به پديده هاى اجتماعى و رابطه علت و معلولى بين آنها. اميل دوركيم از ديگر اركان اين علم، جامعه شناسى را علم به نهادهاى اجتماعى مى دانست. ماكس وبر ديگر متفكرى كه جامعه شناسى بسيار به وى مديون است، جامعه شناسى را علم مطالعه روابط و كنش هاى اجتماعى بين انسان ها تعريف مى كرد. جرج زيمل جامعه شناسى را علم به روابط انسانى و رابرت پارك، برجسته ترين عضو مكتب جامعه شناسى شيكاگو، جامعه شناسى را به عنوان علم رفتار جمعى تعريف نمود.
اما در ميان اين تعريف هاى متنوع، نمى توان منكر اين واقعيت شد كه دانش جامعه شناسى به درستى مى تواند بر بسيارى از تصورات ناصواب ما در باب فرهنگ جامعه خود و ساير ملل قلم خطاپوش بكشد و كاركردهايى بس مفيد در عرصه شناخت اجتماعى داشته باشد.
كتاب حاضر مشتمل بر سه بخش و دوازده فصل است.
بخش اول، شامل كليات و مفاهيم اوليه مهمى چون جامعه شناسى و اهداف آن، جامعه و انواع آن، پديده هاى اجتماعى و اشكال آن و... است. در بخش دوم، مهمترين مفاهيم و اصطلاحات جامعه شناسى چون جامعه، فرهنگ ارزش ها و هنجارهاى اجتماعى، نقش و پايگاه و تحرك اجتماعى و ساير واژگان مهم به طور مفصل مورد بحث قرارگرفته است. بخش سوم حاوى تاريخچه مختصرى از پيدايش دانش جامعه شناسى بوده و ضمن بحث كوتاهى پيرامون تفاوت هاى علم و فلسفه را ناظر است. مؤلف اين اثر سعى كرده با نگارشى كم حاشيه و در عين حال دقيق و صريح كتابى به جامعه دانشگاهى عرضه كند كه در عين حال براى خواننده غيردانشگاهى هم رهگشا و گره گشا باشد.