شنبه ۶ آبان ۱۳۸۵ - ۵ شوال ۱۴۲۷
Sat, Oct 28, 2006
زنان
۳۴۸۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
راهنما
زنان
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گوناگون
مهرگان
ماجرا
گفت وگو باآرزو شيخ اكبرى دارنده مدال طلاى مسابقات بوداپست
گفت وگو باآرزو شيخ اكبرى دارنده مدال طلاى مسابقات بوداپست
جوان ايرانى، نخبه ترين مخترع زن جهان
259932.jpg
يوسف صبا
اين دختر بر بلنداى سكويى در دنيا قرار گرفته است كه خيلى از زنان در جهان آرزوى دست يافتن به آن را دارند. ۱۹ سال بيشتر ندارد و در كرمان زندگى مى كند. اما آنچه او را از هم سن و سالانش متمايز مى كند، آنچه باعث شده كه در اين سن و سال موفق باشد و نام «ايران» را زنده نگه دارد صبر و شكيبايى در سختى ها و تلاش فراوان و توكل به خدا بوده است. آرزو شيخ اكبرى از سوى سازمان جهانى مالكيت فكرى و معنوى در مسابقات بوداپست مجارستان نخبه ترين زن مخترع سال ۲۰۰۶ معرفى شده است. با او كه بر بلنداى دنيا با چهره اى متين، قلبى پر از ايمان و روحى مالامال از عشق به ايران ايستاده است، مصاحبه كرديم و در لحظه هاى شاد و شيرين، لحظه هاى شكست و صبر و گله و آرزوهايش شريك شديم.
از خودت و خانواده ات بگو؟
۱۹ ساله ام و فرزند اول هستم. شغل پدرم آزاد و مادرم خانه دار است. حالا هم خودم را براى رفتن به دانشگاه آماده مى كنم.
فكر اختراع و كنجكاوى و تلاش آن ازكجا شروع شد؟
سال اول دبيرستان وقتى براى ثبت نام در كتابخانه پژوهشكده تعليم و تربيت مراجعه كردم متوجه آزمايشگاه طبقه پايين كتابخانه شدم. دانش آموزان كارهاى تحقيقاتى شان را در اين آزمايشگاه انجام مى دادند. براى همين بود كه به همراه يكى از دوستانم به آزمايشگاه رفتيم. همانجا از طريق يكى از اساتيد براى ما توضيح داده شد كه دانش آموزان در اين محل ابتكارات و طرح هاى خودشان را از مرحله تئورى به مرحله عملى تبديل مى كنند.
چطور به ذهنتان رسيد كه در مورد ترميم زخم سوختگى ها كارى بكنى؟
در روستاى بى بى حيات متوجه شدم كه براى درمان و ترميم زخم سوختگى ها از پودر مايع پنير خرگوش استفاده مى كنند. برايم مهم بود كه بتوانم اين مسأله را از نظر علمى ثابت كنم. براى همين از همان زمان شروع به جست وجو در اينترنت و مطالعه كتب و مجلات تخصصى كردم تا متوجه شوم قبلاً در اين مورد كارى علمى شده است يا خير. بررسى هاى من نشان مى داد كه در دنيا روى اين طرح هيچ كارى نشده است و از مايع پنير فقط براى درست كردن پنير استفاده مى شود.
براى به انجام رساندن اين فكر چه اقداماتى كرديد؟
وقتى متوجه شدم روى اين طرح كار علمى نشده است، سه ماه در پژوهشكده شروع به كار و آزمايش كردم و آزمايش هايم را روى خوكچه هاى هندى انجام مى دادم.
از حيوانات آزمايشگاهى نمى ترسيدى؟
هيچ وقت. نخستين بارى كه موش هاى آزمايشگاهى را در دست گرفتم فراموش نمى كنم. از ترس جيغ مى زدم ولى كم كم اين مسأله براى من عادى شد. بعد از انجام آزمايش و تلاش زياد موفق به ساختن پماد ترميم سوختگى شدم.
كار شما در همين مرحله پايان گرفت؟
بعد از ساخت پماد بايد ارزيابى زخم ناشى از سوختگى (بيومكانيك) مى شد به همين دليل بايد از دستگاه سنجش و مقاومت براى اندازه گيرى رشته هاى كلاژن پوست استفاده مى كرديم ولى اين دستگاه دردسترس من نبود و اين دستگاه در ابعاد بزرگ براى اندازه گيرى كشش لاستيك، نخ و فلزات به كار مى رود و مصارف صنعتى دارد. به همين علت به فكر افتادم تا خودم اين دستگاه را طراحى كنم.
چقدر برايت هزينه برداشت؟
در حدود صد هزار تومان براى طراحى اين دستگاه هزينه شد و من در سال ۸۲ با ارائه طرح پماد ترميم سوختگى و دستگاه سنجش و مقاومت در جشنواره خوارزمى موفق به كسب رتبه اول شدم. بعد از ثبت اختراعاتم در مسابقات سال ۲۰۰۵ سوئيس شركت كردم و موفق به كسب مدال نقره شدم در شهريور ماه سال جارى هم در مسابقات بوداپست مجارستان با سه اختراع شركت كردم.
اختراع ديگرت چه بود؟
سيستم جديد ضد واژگونى خودرو در تصادفات يا انحراف از جاده ها اختراع ديگرم بود كه علاوه بر كسب مدال طلاى WIPO به عنوان نخبه ترين زن مخترع سال ۲۰۰۶ از سوى سازمان جهانى مالكيت فكرى و معنوى كه برگزاركننده اين مسابقات است، معرفى شدم. البته جايزه ويژه بيوتكنولوژى مالزى در سال ۲۰۰۶ نيز به من اهدا شد.
هيچوقت قبل از توليد پماد و آزمايش و كارهاى مربوط به اختراع، از مايع پنير براى ترميم سوختگى استفاده كردى؟
تابستان سال ۸۱ بود با خانواده ام به روستاى بى بى حيات رفته بوديم. پاى برادرم به علت حرارت اگزوز موتوسيكلت سوخت و بشدت عفونى شد. از داروهاى مختلف كه پزشك تجويز كرد، هر چه استفاده كرديم بى فايده بود. اهالى روستا كه متوجه مشكل شده بودند كمى از مايع پنير خرگوش را به مادرم دادند تا پس از آرد كردن روى زخم قرار دهد. پس از اين كار زخم و عفونت خوب شد و من در آنجا شنيدم كه قبلاً يكى از اقوام كه به علت اصابت تركش در جبهه دچار عفونت شده بوده پس از مصرف مايع پنير خرگوش بهبودى پيدا كرده است.
فكر مى كنى اين اختراع تو تا چه ميزان مفيد است؟
در كشور ما مشكل عفونت هاى بيمارستانى و عفونت ناشى از سوختگى ها شيوع زيادى دارد و طول درمان نيز در اين بيماران خيلى طولانى است ولى با اختراع من و استفاده از اين پماد هم طول درمان كاهش پيدا مى كند و هم ديگر نيازى به استفاده از آنتى بيوتيك نيست.
شما يك دختر جوان ايرانى هستيد كه بر سكوى برترين زن مخترع جهان در سال ۲۰۰۶ ايستادى، چه احساسى داشتى؟
در آن لحظه خيلى هيجان زده شده بودم و شوك بزرگى به من وارد شد آن شب هم در سالن مسابقات مشغول فيلمبردارى بودم. اصلاً متوجه اسم و عكس ام نشدم كه روى ويدئو پروژكتور به نمايش درآمده بود. در همين لحظه دوستانم بلافاصله به طرفم دويدند و صدايم كردند. لحظه باشكوهى بود. وقتى جايزه ويژه برترين زن مخترع را در حضور سفير كشورمان از نماينده WIPO گرفتم بزرگترين افتخارم ايرانى بودنم بود. از اين كه انوشه انصارى نيز نخستين زن بود كه به فضا مى رود، خيلى خوشحالم و احساس غرور مى كنم. شايد در خارج از ايران تصور كنند زنان در ايران تنها كارى كه مى توانند بكنند خانه دارى و آشپزى است و هيچ نبوغى ندارند ولى زنان و دختران ما با تلاش و كوشش در تمام مسابقات علمى با كسب نتايج درخشان نشان داده اند زنان ايرانى در تمام عرصه ها حرف اول را مى زنند. بايد به انوشه انصارى افتخار كرد نخست به خاطر اين كه يك زن است و دوم به خاطر اين كه ايرانى است.
حامى شما در اين اختراعات كه بود؟
به جز سال هايى كه در دوران تحصيل در پژوهشكده تعليم و تربيت استان كرمان روى طرح هايم كار مى كردم و امكانات دراختيار داشتم، ديگر هيچ حامى نداشته ام .
اين موفقيت ها را مديون چه كسى هستى؟
مديون پدر و مادرم و دكتر شالچيان كه با حمايت هايى بى دريغ مرا به ادامه كار اميدوار كردند.
از شكست ها و تلاش هايى كه در اين مسير تا رسيدن به نتيجه داشتى، بگو.
هميشه از مادرم در طول زندگى آموخته بودم كه صبور باشم و از شكست ها درس بگيرم.
در راه رسيدن به موفقيت در اختراعاتم بارها شكست خوردم، ولى هيچ وقت به عنوان شكست به آن نگاه نكردم بلكه از آنها تجربه گرفتم. من اعتقاد دارم كه شكست مقدمه پيروزى است و انسان تا وقتى شكست نخورد، پيروز نخواهد شد.
براى توليد اختراعات در كشورمان پيشنهادى به شما شده است؟ در خارج از كشور چه؟
در داخل كشورمان تاكنون پيشنهادى نداشته ام ولى زمانى كه در مسابقات حضور داشتم از كشورهاى اروپايى چند پيشنهاد داشتم. در مسابقات و نمايشگاه ژنو يك شركت انگليسى پيشنهاد داد كه مراحل علمى اين پماد را در شركت آنها انجام داده و توليد كنم و در عوض امكان تحصيل و زندگى و كار در اين كشور به من داده مى شد. از آمريكا و سوئيس هم به من پيشنهاد شد ولى من چون مى خواستم اختراعاتم را در كشورم به مرحله توليد برسانم اين پيشنهادها را رد كردم.
براى شركت در مسابقات چه تسهيلاتى در اختيار شما گذاشته شد؟
در همه مسابقات با هزينه شخصى خودمان شركت كرديم. در سال ۲۰۰۵ در مسابقات سوئيس موفق به كسب مقام اول در بين ۳۷ كشور جهان شديم. امسال هم در مسابقات بوداپست مجارستان در كنفرانس خبرى رئيس سازمان اختراعات اعلام كرد كه از شركت كردن تيم ايران در اين مسابقات مفتخر است.
مسئولان اين نمايشگاه و مسابقات احترام زيادى براى ماقائل بودند و دائماً ما را مورد تشويق قرار مى دادند ولى وقتى به ايران برگشتيم هيچكس از ما استقبال نكرد. تا حالا هم استقبالى از ما نشده است در حالى كه در كشور ما اگر ورزشكارى را براى مسابقه به خارج بفرستيم حتى مقامى هم كسب نكند، مورد استقبال قرار مى گيرد، ولى از تيم ملى علمى ما استقبال نمى شود در حالى كه مخترعان و نخبگان تا سال ها مى توانند براى كشور افتخارآفرين باشند.
روزى چقدر روى اختراعاتت كار مى كردى؟
بيشترين فشار كارى روى اختراع پماد بود. وقتى مدرسه مى رفتم و كلاس هايم تمام مى شد از ساعت يك ظهر تا ۸ شب روى اين اختراع متمركز مى شدم وقتى به نتيجه رسيدم خوشحال شدم.
براى رسيدن به خودباورى چه فاكتورى لازم است؟
بايد به خود اعتماد داشته باشيم. نبايد گفت نمى توانم. ما مسلمان هستيم و معتقديم خدا از روح خودش به ما دميده است. خدا قدرت مطلق است و ما نيز به عنوان بندگان او مى توانيم هر كارى را كه اراده كرديم انجام دهيم و نبايد مأيوس شويم.
روزى چند ساعت مطالعه مى كنيد؟
به طور متوسط روزى ۸ ساعت.
آخرين هدف در زندگى؟
هميشه اهداف را بزرگتر از آن چيزى كه هست، مى دانم و هدف واقعى ام هميشه بزرگتر از واقعيت است. آخرين هدف من در زندگى اين است كه در علم آموزى بهترين باشم.
خواسته ات از خدا؟
از خدا مى خواهم وقتى درجه و مقامى را به ما اعطا مى كند، اول ظرفيتش را به ما بدهد.
زنان در جامعه براى رسيدن به ارزش واقعى شان چه تلاشى بايد كنند؟
زنان ايرانى توانايى رسيدن به مدارج بالاى علمى دنيا را دارند.
ركورد اهداى خون در دست يك زن
259935.jpg
مينو كيا

اين زن ركورددار اهداى خون در ايران است . او هرچند وقت يك بار با هدف كمك به همنوعان و آرزوى نجات جان انسانها پاى به پايگاههاى انتقال خون مى گذارد.
خديجه ترك تتارى در سال ۵۱ به دنيا آمده و ۳۴ سال دارد. او ديپلمه وخانه دار و مادر دو فرزند است.
***
* از چندسالگى خون اهدا كرديد؟
- از سال اول دبيرستان زمانى كه ۱۵ ساله بودم خون اهدا مى كردم. نخستين بار از طرف مدرسه براى اهداى خون رفتيم و بعد از آن به صورت مستمر خون اهداكرده ام.
* سالى چند بار خون اهدا مى كنيد؟
- من سالى شش، هفت بار خون اهدا مى كنم و به هر شهرستانى مسافرت كرده ام و متوجه شده ام كه به خون نياز دارند خون اهدا كرده ام.
* با توجه به اينكه زنان بايد سالى ۳ بار خون اهدا كنند و شما بيشتر از دوبرابر ميزان تعيين شده خون اهدا مى كنيد دچار مشكل نمى شويد؟
- به هيچ عنوان تاكنون دچار مشكل نشده ام.
* چه هدفى از اين كار داريد؟
- كمك به همنوعان.
* همسرتان هم خون اهدا مى كند؟
- بله . بعد از ازدواج با من ايشان هم سالى دو سه بار خون اهدا مى كند.
* چندبار تاكنون خون اهدا كرده ايد؟
- ۱۳۰ بار تاكنون خون اهدا كرده ام و گاهى هم با نام مستعارخون داده ام.
* چرا زنان در ايران كمتر گرايش به اهداى خون دارند؟
- به گمانم به خاطر ترس از مواجه شدن با
كم خونى باشد در صورتى كه من بعد از اهداى خون بارها به پزشك مراجعه كرده ام و هيچ مشكلى هم نداشته ام وفكر مى كنم اين ترس خانمها بى دليل باشد.
* در خانواده تان هم خون اهدا مى كنند؟
- بله من خواهرانم را هم تشويق به اهداى خون كرده ام ولى من بيشتر از آنها اين كار را مى كنم.
* فكر مى كنيد ابعاد فرهنگى اهداى خون چه مسائلى است؟
- به نظر من زمانى كه خون اهدا مى كنيم هيچ احساسى بهتر از اينكه به ديگران مى توانيم كمك كنيم و نجات بخش باشيم در اهداكننده بوجود نمى آيد همين احساس باعث ايجاد آرامش در انسان مى شود. باور كنيد بارها زمانى كه درگير مشكلات شده ام، نذر كرده ام كه اگر مشكلم حل شود خون اهدا كنم محال بوده است كه مشكل من به سرعت برطرف نشود.
* تا حالا شده كه با يكى از كسانى كه خون شما به آنها داده شده روبرو شويد؟
- نه.
* در احساس تان آيا تمايل داريد خون تان به كودكان يا بزرگسالان اهدا شود.
- براى من اين مسأله مهم نيست. همين كه يك همنوع از مرگ نجات پيدا كند برايم اهميت دارد.
* گروه خونى تان چيست؟
- گروه خونى من A+ است.
* ركورددار بودن در زمينه اهداى خون چه احساسى به شما مى دهد؟
- احساس خوبى دارم از اينكه به كسانى كه نياز به خون داشته اند كمك كرده ام از اين كه شايد نتوانم به ديگران كمك مالى كنم ولى مى توانم با اهداى خون ياريگر ديگران باشم احساس رضايت دارم.
* بهترين هديه اى كه مى شود داد؟
- به نظر من بهترين هديه به يك بيمار اهداى خون است.
* در آن سالهاى نوجوانى كه خون اهدا مى كرديد آيا همكلاسى هايتان هم خون اهدا مى كردند؟
- در دوران مدرسه با خيلى از دوستانم دسته جمعى براى اهداى خون در ميدان انقلاب مى رفتيم و اين بهترين خاطره من است. الان هم با آن دوستانم هنوز در ارتباط هستم به من مى گويند تو باعث شدى كه ما وارد اين كار شويم و يادآورى خاطرات آن زمان براى من اكنون بسيار باارزش است.
* از اهداى خون آيا خاطره تلخى داريد؟
- نه هيچ خاطره تلخى ندارم.
* كيسه هاى خون چه حجمى دارد؟
- قبلاً كيسه ها بزرگتر بود و من يادم هست وقتى خون مى دادم سرگيجه مى گرفتم ولى الان اين طور نيست.
* مشوق چه كسانى در اهداى خون هستيد؟
- من حتى به دختران نوجوان دوست و فاميل توصيه مى كنم خون اهدا كنند. خيلى ها مى ترسند و از من مى خواهند كه براى اهداى اول همراه شان باشم همه بار اول مى ترسند ولى بعد از اهداى خون متوجه مى شوند كه ترسى ندارد.
* فكر مى كنيد كار تبليغى براى اين كار به ميزان موردنياز مى شود؟
- نه كار تبليغى نمى شود اگر مشكلاتى مانند زلزله بوجود آيد تبليغات گسترده مى شود درحالى كه اگر اين تبليغات مداوم باشد و همه به خاطر بيماران تالاسمى خون اهدا كنند ديگر نيازى نيست بعضى از افراد مانند من در سال چند بار خون اهدا كنند.
* در زلزله بم خون اهدا كرديد؟
- بله! چون نياز به خون زياد بود يادم هست در يك ماه ۲ بار خون اهدا كردم.
* با بيماران تالاسمى تا حالا برخوردى داشته ايد؟
- بله برنامه اى گذاشته بودند و از من هم دعوت كرده بودند در آن برنامه وقتى بيماران تالاسمى به پاى من بلند شدند مى خواستم گريه كنم. اگر براى مردم در جامعه جا بيفتد كه بيمار تالاسمى نياز به خون دارد من اطمينان دارم كه مردم اين كار را مى كنند اگر آگاهى ها بيشتر شود و سالى يكبار نگويند امروز روز اهداى خون است يا در ايام محرم مردم مى گويند اهداى خون ثواب بيشترى دارد بعيد مى دانم كسى از دادن خون دريغ كند.
* تا چند سال ديگر دوست داريد خون اهدا كنيد؟
- تا زمانى كه زنده باشم دوست دارم خون اهدا كنم.
* آيا تمام كسانى كه تشويق شان كرديد تا خون اهدا كنند مانند شما دائماً اين كار را مى كنند؟
- نه آنها به ميزان من خون اهدا نكرده اند. در دبيرستان كلاس ما ۳۴ نفره بود ولى ۱۵ نفر از ما براى اهداى خون مى رفتيم. بعد از ازدواج دوستان نزديك و خانواده ام را براى اين كار تشويق كردم.
* بهترين هديه اى كه به خاطر اين كار انسانى به شما بدهند چيست؟
- دعاى خير گيرندگان خون براى من بهترين هديه است.
* چه تصورى از مرگ داريد؟
- مرگ براى همه انسانها پيش مى آيد و بايد در زمان زنده بودن تنها به فكر خوبى هايى باشيم كه از ما برجاى مى ماند.
* تعريف تان از قطره خون؟
- هر قطره خون كمك مى كند به مادرى كه در تلاطم است براى سلامت فرزند بيمارش و چه چيزى بيشتر از يك قطره خون مى تواند وسعت شادى را به يك مادر تنها و در تلاطم بدهد.
* چه آرزويى داريد؟
- شفاى تمامى بيماران تالاسمى.
* بعد از اهداى خون چه رژيم غذايى بايد داشت؟
- بايد نوشيدنى ها و مواد غذايى شيرين بيشتر استفاده كرد.
* شما اين توصيه ها را رعايت مى كنيد؟
- من بعد از اهداى خون از غذاى خاصى استفاده نمى كنم ولى توصيه پزشكى به استفاده از اسفناج و غذاهاى خون ساز است.
* چه رنگى را دوست داريد؟
- سبز.
* بهترين ويژگى يك زن؟
- نجابت و انسانيت.
* بهترين يادگارى؟
- خوبى و محبت.
* اگر پرنده بوديد؟
- سر مى زدم به آنهايى كه خون اهدا كرده ام و مى ديدم چه اندازه خوشحال هستند.

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   راهنما   |   زنان   | 
|   اجتماعى   |   بين الملل   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   گفت و گو   |   ويژه ۱   | 
|   ويژه ۲   |   ويژه ۳   |   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ايران زمين   |   اقتصادى   | 
|   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   گوناگون   |   مهرگان   |   ماجرا   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |