|
تأثير فرايندهاى روان ـ زبان شناختى بر ترجمه
مترجم به تفسير متن مى نشيند
|
|
|
مژگان صبرى
مطالعاتى كه تاكنون در زمينه ترجمه انجام شده است، به مسائلى حول محور تعريف ترجمه، مشكلات معادل يابى واژگان، درنظر گرفتن سبك و يا انتقال پيام اثر و مباحثى از اين دست پرداخته است. گرچه اين مطالعات به نوبه خود و با توجه به موارد بكارگيرى آنها ارزشمند است اما عمدتاً به فرايندهاى روان_ زبان شناختى و ذهنى كه موجب درك و فهم معنى، تشخيص انسجام معنايى و شناخت پيام اثر در ذهن مترجم مى شود، كمتر توجه شده است. انديشمندان و نظريه پردازانى كه از ديدگاه هاى مختلف به فرايند ترجمه پرداخته اند، غالباً به جنبه هاى بيرونى و ساختارى ترجمه توجه داشته اند و خود اثر ترجمه شده را مورد بررسى قرار داده اند، از اين رو مطالبى مانند انتخاب معادل هاى مناسب براى كلمات، ساختارهاى زبانى، دستيابى به معنى، تحليل معنايى كلمات، طبقه بندى نحوى ـ معنايى، بررسى عوامل متنى، انتقال پيام و ... مورد بررسى قرار گرفته و به آنچه كه در حين ترجمه در ذهن مترجم اتفاق مى افتد و وى را به فهم و درك اثر رهنمون مى سازد كمتر پرداخته شده است. انديشه عدم قطعيت معنى يكى از مسائلى است كه همواره با ترجمه همراه بوده است. مترجم قبل از هر چيز به بررسى معانى در متن مى پردازد و مى كوشد كه متن و روش هاى ممكن تفسير متن را تحليل كند. در تحليل ياد شده بررسى دنياى متن، تكثر واقعيتها و چندگانگى معنايى، مترجم را به دامنه تحليل گفتمان مى كشاند و در اين راستا وى به جست وجو و بررسى ارتباط منطقى و انسجام معنايى در متن و تعبير و تفسير آن مى پردازد. تعبير و تفسير، درك و فهم، معنى، علاوه بر قلمرو ساختارهاى گفتمانى، به قلمرو ذهن نيز تعلق دارند. برقرارى انسجام بين جمله ها، تفسير موضوع يك متن و رسيدن به درك و فهم مستلزم آن است كه كاربران زبان گنجينه اى گسترده و مشترك از باورهاى اجتماعى و فرهنگى را دارا باشند. روان ـ زبان شناختى از جمله دانشهايى است كه بر ابعاد ذهنى كاربرد زبان، مانند فرايندها و بازنمودهاى ذهنى گوناگون كه معمولاً در حافظه كاربران زبان جاى دارند تأكيد دارد. بازنمودهاى ذهنى كه در نتيجه خواندن يك متن حاصل مى گردند صرفاً رونوشتهاى ساده اى از متن يا معناى آن نيستند، بلكه حاصل فرايندهاى ساخت يا معنايى هستند كه ممكن است عناصرى از متن، عناصرى از آنچه كاربران زبان درباره زمينه مى دانند و عناصرى از باورهايى كه آنان پيش از شروع ارتباط دارند را به كار گيرند. با بررسى عملكرد ذهن مى توان گفت كه ترجمه حاصل فرايندهاى روان ـ زبان شناختى است كه يك اثر را از زبانى به زبانى ديگر مى برد. در اين فرايند فعاليت هاى ذهنى اتفاق افتاده در ذهن مترجم، موجب مى شود وى به فهمى خاص از موضوع اثر برسد و آن را در ذهن بسازد و در زبان شكل دهد. مى توان ترجمه را شكلى از ارتباط زبانى دانست كه تابع فرايندهاى ذهنى ـ زبانى است و براساس آن متنى در يك زبان به متنى معادل آن به زبانى ديگر، دوباره خلق مى شود. بنابراين ترجمه فعاليتى ذهنى است كه در پيوندگاه «تفكر» و «زبان» و «واقعيت» قرار گرفته است. بررسى اين فرايند ذهنى، روشن مى كند كه ترجمه متضمن مهارت در چارچوب حوزه وسيع و گسترده اى است و برخورد مترجم با متن بايد برخوردى تفسيرگرانه باشد. مترجم در واقع بايد مهارت زبانى را با دانش جامع و كاملى از واقعيت ها كه شامل دنياى متن است درآميزد و دانش فرا زبانى خود را به منظور فهم و درك و تدوين مجدد پيام در كنترل متن درآورد. از اين رو انسجام عاملى است كه فهم هاى متعدد از يك متن را محدود مى سازد. از اين ديدگاه، لازم است به دنبال الگويى باشيم كه بتواند تبيين جامعى از تمامى ابعاد ساختارى و معنايى و كاربردى متن را ارائه دهد. توجه به ترجمه از اين رويكرد، ما را تا حدى به جنبه هاى پيچيده اين فرايند رهنمون مى سازد و مى تواند در رسيدن به يك نظريه جامع در ترجمه برساند. يك نظريه ترجمه بايد آنچنان جامع باشد كه بتواند هم فرايند ترجمه را و هم حاصل ترجمه را شرح دهد. در حال حاضر نظريه هاى ترجمه اگرچه متحول شده اند، اما غالباً به سطح روساختى و عوامل بيرون از ذهن گرايش دارند. شناخت عملكرد ذهن در فرايند ترجمه مى تواند به روش هاى مدون و كارآمدترى در آموزش ترجمه و تربيت مترجمان منجر شود. از سوى ديگر، يافته هاى علمى پيرامون فرايند تعبير و تفسير مى تواند در هر رشته علمى به كار گرفته شود، زيرا هميشه بشر درگير تفسير پيچيدگى هاى معنايى است. تفسير شايد اصلى ترين فعل تفكر انسان است. به نظر «پالمر»، فهم و تفسير جهات بنيادى هستى انسان هستند و فهم، اساس هر تفسير است و تفسير يعنى صراحت بخشيدن به فهم، بنابراين بررسى فرايند تفسير مى تواند در حوزه هاى هنر و زيبايى شناسى، مطالعات تاريخى و تحقيقات مربوط به زبان و زبان شناسى و هر مبحثى كه در آن نياز به فعال كردن ذهن و نياز به فهم باشد، به كار رود. منابع: نگاهى تازه به معنى شناسى، فرانك پالمر، ترجمه كوروش صفوى، تهران، نشر مركز۱۳۷۴، . زبان و ذهن نوام چامسكى ، ترجمه كوروش صفوى، تهران، انتشارات هرمس۱۳۷۶، . تحليل كلام روشى براى ترجمه: نظريه و كاربرد. ژان دليل، ترجمه اسماعيل فقيه، تهران، انتشارات رهنما، ۱۳۸۱ .
|