يكشنبه ۷ آبان ۱۳۸۵ - ۶ شوال ۱۴۲۷
Sun, Oct 29, 2006
زنان
۳۴۸۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
تاريخ
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
نگاه
نگاه
دختران جوان و پيروى ازمد
260238.jpg
توجه نوجوانان و جوانان، بويژه دختران، نسبت به ظاهر و لباس و آرايش خويش، بيش از هر گروه ديگر است و بسيارى از دختران و زنان جوان تمايل دارند از مد روز پيروى كنند.
صرفنظر از اينكه اين امر خوب يا بد است ضرورت دارد به دلايل اين موضوع بپردازيم. به نظر مى رسد گاهى منافع اقتصادى توليد كنندگان بزرگ پارچه و پوشاك، بويژه در كشورهاى صنعتى غرب ، باعث رواج مدهاى نوين توسط عاملان آنان مى شود. آنان براى كسب سود بيشتر، مى خواهند توليدات خود را به فروش برسانند و به همين منظور بايد پوشاك قبلى را كه مردم خريده اند و كهنه هم نشده است از بازار خارج كنند. بنابراين با عرضه مدهاى جديد پارچه و لباس و كيف و كفش و تعيين يك رنگ متفاوت به عنوان رنگ سال، مصرف كاذب به وجود مى آورند.
اين توليد كنندگان بزرگ و عوامل تبليغاتى آنان به صورتى اقدام مى كنند كه عدم پيروى از مد به معناى نداشتن سليقه و فهم و آگاهى و شخصيت تلقى شود. در نتيجه مى بينيم كه خرد و كلان و پير و جوان و فقير و غنى هر سال به رنگ و هيأت نوينى درآورده مى شوند.
البته اين تنها عامل رواج مدهاى جديد نيست. ديده شده است كه حتى در قبايل بدوى نيز كه بحثى از سرمايه و سودطلبى نيست هم مدهاى جديد آرايش و زينت آلات و پوشاك هرچندگاه رواج مى يابد. بنابراين عوامل روانشناختى و فردى هم مى تواند در پيروى از مدهاى نو دخيل باشد.
آورده شد كه نوجوانان و جوانان بيش از گروه هاى سنى ديگر تابع مد هستند. دليل اين امر ، جست وجوى هويت در اين دوران است. نوجوان با بحران شناخت هويت روبروست. او مى خواهد دريابد كيست؟ در كجاى جهان پهناور جاى دارد؟ چه نوع فردى بايد باشد؟ چه دوستانى را برگزيند؟ و به چه شغلى مشغول شود؟
فرايند كسب هويت بايد از محيط صميمى خانه آغاز شود كه در آن پدر، سرمشق پسر، و مادر سرمشق دختر قرار مى گيرد. اين روند سپس از طريق آموزگاران و دبيران شايسته و بزرگان جامعه بايد ادامه يابد. اگردر هريك از اين مراحل نقصى باشد ، يعنى پدر، مادر ، آموزگار و ... نتوانند سرمشق كودك و نوجوان براى همانندسازى قرار گيرند، آنگاه نوجوان دچار احساس بى هويتى مى شود و براى حل اين بحران مى كوشد با تقليد از ظاهر افراد و گروههاخود را با آنان همانند و به اين نحو كسب هويت نمايد.
با اين هويت قالبى، او به ظاهر بحران هويت را براى خود حل مى كند.
پس براى برخى نوجوانان ، پيروى از مد خاص چه از نظر پوشاك، چه از نظر رفتار و چه از نظر گفتار به معنى تلاش براى كسب هويتى است كه نتوانسته اند آن را به طور بهنجار در خانه، مدرسه، يا اجتماع به دست بياورند. از اين روست مى بينيم كه شيوه ويژه رفتار يا گفتار يا آرايش موى سر، يا پوشاك بين گروهى از نوجوانان باب مى شود. آنان مى خواهند به اين نحو ويژگيهاى يك گروه خاص را تقليد كنند تا جزو آنان محسوب شوند و خود را تنها و بى هويت احساس نكنند.
گاهى تقليد از مدهاى غريب و نابهنجار كه مورد مخالفت والدين و ديگر بزرگترها قرار مى گيرد ، نماينده تمايل نوجوانان ـ چه پسر و چه دختر ـ براى لجاج با والدين است. او مى خواهد اعتراض و سركشى خود را عليه والدين به صورتى غيرمستقيم نشان دهد و به اين ترتيب ارزشهاى مورد احترام آنان را با ظاهر و رفتار خود نقض مى كند. در اين موارد بدون دست زدن به خشونت يا اقدام به نصيحت ، پدر و مادر بايد علت طغيان فرزند را عليه خويش كشف كنند. عموماً در اين موارد در نحوه پرورش كودك و در رفتار پدر و مادر نقصى وجود داشته است. بدين معنى كه نتوانسته اند با ابراز توجه و محبت واقعى كودك را به سوى خود و ارزشهاى مورد احترام خودجلب كنند بلكه احياناً با بى توجهى يا سختگيرى يا توقع بيش از توان كودك و نوحوان، يا تحقير و توهين به او روحيه عناد و دشمنى را در فرزند پرورده اند.
گاهى بدآموزى از سوى خود والدين ممكن است عامل پيروى نوجوانان از مدهاى نامناسب باشد. اگر مادر شخصاً به طور مرتب از مدهاى نامناسب تقليد كند و به عذر اينكه من بزرگ هستم و برايم عيبى ندارد، كار خويش را توجيه كند بايد مطمئن باشد دخترش هم چون او رفتار خواهد كرد.
گاهى رسانه هاى تصويرى از جمله سينما و تلويزيون هم نقش مهمى در ترويج مدهاى جديد و گاهى نامناسب دارند و عموماً اين كار به صورت غيرمستقيم و نه تبليغ مستقيم انجام مى گيرد.
ديدگاه جامعه درباره دختران جوان نيز نقش مهمى در سوق دادن آنان به سوى مدهاى جديد ايفا مى كند. اگر جامعه مهمترين نقش يك دختر جوان را يافتن شوهر بداند،در آن صورت دختران جوان براى يافتن شوهر با يكديگر به رقابت مى پردازند و هر يك مى كوشند با ظاهر آراسته تر و پرزرق و برق تر نظر خواستاران بالقوه را جلب كند. در واقع اين دختران به صورت كالايى جلوه گر مى شوند كه براى جلب خريدار بايد بسته بندى جالبى هم داشته باشند و اين البته برخلاف شأن انسانى زنان است.
در هر حال تمايل طبيعى نوجوانان وجوانان براى تازه جويى نيز بايد مورد احترام قرار گيرد. مخالفت قاطع با اين نياز سبب شكستن روحيه نوجوان يا رشد عصيانگرى در او خواهد شد.حتى در صورتى كه نوجوان به دنبال مدهاى نابهنجار و نامناسب باشد، خشونت چاره كار نيست.
زيرا نوجوان تا زمانى كه ترس از تنبيه باشد عملى را انجام نمى دهد اما اگر زور به كنار رود آنگاه نوجوان هم كه در اصل براى ترك آن عمل مجاب نشده بود ديگر بار به سوى آن كار خواهد رفت.
راه چاره اين است كه با ملايمت از او بخواهيم روش نابهنجار را كنار بگذارد و در همان حال روش درست و مد مناسب را هم به وى آموزش دهيم و دلايل خود را هم براى او توضيح دهيم. نوجوانى كه حس كند نه به دليل فشار، بلكه به خواست خود اين كار را انجام داده است حتى اگر فشارى هم در كار نباشد شيوه درست را رها نخواهد كرد.

دكتر فربد فدايى ـ روانپزشك
مى خواهم دوباره زندگى كنم
260235.jpg
حميرا تازه به كلاس اول دبيرستان رفته بود. تمام هوش و حواسش به درس و مدرسه بود. آنقدر از درس خواندن لذت مى برد كه برعكس بيشتر دخترهاى همسن و سالش به هيچ چيز و هيچ كس توجه نداشت.
آن روز حميرا كتاب در دست در حياط خانه قديمى شان در حال درس خواندن بود كه زنگ در حياط به صدا درآمد.
- كيه؟
هيچ صدايى به گوشش نرسيد.
- كيه؟
كسى جواب نداد. روسرى اش را از روى بند لباس برداشت و در را باز كرد. پشت در حياط پسر جوانى ايستاده بود.
- بفرماييد؟
پسر جوان به او خيره شده بود.
- حميد خان هست؟
حميد در خانه نبود.
- بهش بگين سيروس كارش داره.
حميرا تا وقتى حميد به خانه برگردد به سيروس فكر كرده بود. از آن روز تا چند هفته سيروس به بهانه هاى مختلفى به در خانه شان مى آمد و هر از گاهى حميرا او را مى ديد. ذهن حميرا متوجه سيروس و رفتارهايش شده بود، بى آنكه دليلش را متوجه شود، احساس مى كرد احساس مبهمى در وجودش نسبت به سيروس پيدا كرده است.
چند ماهى گذشته بود. آن روز تازه از مدرسه به خانه برگشته بود كه صداى مادرش را از پشت تلفن شنيده بود.
- راستش حميرا بچه سال تر از آن است كه بخواهد ازدواج كند. او درس مى خواند.
پشت در اتاق گوش ايستاده بود.
- پس اجازه بدهيد تا با پدرش مشورت كنم.
بگو مگوى پدر و برادرش را كه شنيد، فهميد سيروس به او علاقه مند شده و مى خواهد تا با حميرا ازدواج كند. سربه هوايى و حواس پرتى اش آنقدر ادامه پيدا كرده بود كه پدرش رضايت داده بود تا خانواده سيروس به خواستگارى بيايند.
حميرا ديگر به درس و مدرسه فكر نمى كرد. همان سال در چند درس تجديد شد و پدر به اين فكر افتاد كه دست حميرا را در دست سيروس بگذارد و از يك آبروريزى خودش را نجات دهد. حميرا با اينكه ۱۶ سال بيشتر نداشت، مسؤوليت زندگى مشترك را بردوش گرفته بود. سيروس برخلاف اخلاق شوخ و طبع مهربانى كه در مدت آشنايى اش نشان داده بود، مردى عصبى و تند بود.
- براى چى بدون اينكه از من بپرسى ميهمان دعوت كرده اى؟ براى چى بدون اجازه خانه پدرت رفته اى و...
حميرا هر روز بيشتر متوجه اشتباهى كه كرده بود، مى شد. سيروس شب ها ديروقت به خانه مى آمد و گاهى بر اثر كوچكترين اختلاف او را زير مشت و لگد مى گرفت.
حميرا وقتى به فكر جدايى افتاده بود كه خيلى دير شده بود. او تا چند ماه ديگر مادر مى شود، هرطور بود بايد مى ماند و به خاطر بچه اش زندگى مى كرد.
وقتى سعيد به دنيا آمده بود، حميرا بيشتر احساس دلتنگى كرده بود. آن روز در جيب شلوار سيروس يك بسته هروئين پيدا كرده بود. باورش نمى شد شوهرش فردى معتاد بود.
گريه كنان به برادرش تلفن زده بود و حميد بعد از چند روز به تلخى گفته بود:
- نه تنها سيروس، بلكه برادرش سيامك هم معتاد است.
حميرا تا چند سال بعد كه دومين بچه شان به دنيا آمده بود، براى نجات شوهرش هر كارى كرده بود. به هزار سختى راضى اش كرده بود كه اعتياد را ترك كند، ولى سيروس هر بار به مصرف مواد مخدر روى آورده بود.
حميرا در طول ۱۲ سال زندگى مشترك با سيروس از تغيير كردن شوهرش نااميد شده بود.
دختر و پسرش هر دو در سن نوجوانى بودند كه دردهاى عصبى در وجود حميرا هر بار در بخشى از بدنش پديدار مى شد. هر دكترى كه مى رفت، دارويى برايش تجويز مى كرد، ولى حميرا با هيچ يك از اين داروها درمان نمى شد.
- به جاى مصرف اين همه دارو، اين يك عدس ترياك را بخور مى بينى كه چطور درمانت مى كند.
حميرا مخالفت كرده بود، ولى يك شب با خودش فكر كرده بود كه براى يك بار هم كه شده بايد به شوهرش اعتماد كند.
***
حميرا جلوى آينه ايستاده بود، به چهره خسته اش نگاه كرده بود. چقدر احساس بدى داشت. سعيد و سمانه به او توجهى نداشتند. سعيد بيشتر وقتش را با دوستانش مى گذراند و سمانه هم در برابر حرف هاى او بى اعتنايى مى كرد.
حميرا اشك هايش را پاك كرد. هشت سال بود كه ترياك مى كشيد. شوهرش وضعيت بسيار خطرناكترى از او داشت. خوب مى دانست كه دختر و پسرش چقدر احساس تنهايى مى كنند. هر وقت كه قدرت فكر كردن پيدا مى كرد، به بچه هايش و آينده آنها فكر مى كرد. چه سرنوشتى در انتظار آنها بود، با پدرى كه هروئين تزريق مى كرد و مادرى كه اگر ترياك به او نمى رسيد، حاضر بود همه چيز زندگى اش را فدا كند.
سمانه دختر بزرگى شده بود. به خاطر آينده او بايد خودش را تغيير مى داد. هرچه بود او يك مادر بود، با قلبى كه از محبت بچه هايش لبريز بود.
پاسخ كارشناسى
260241.jpg
اعتياد يكى از مهمترين مشكلات و آسيب هاى روانى قرن حاضر در كشورهاى جهان است. با آن كه در مورد اين بيمارى يا آسيب روانى مطالب و دانسته هاى زيادى وجود دارد و بسيارى از جنبه هاى مختلف آن به صورت دقيق شناخته شده است، ولى هنوز عده اى از مردم همچنان باورهاى اشتباهى در مورد اعتياد، مواد و همچنين نحوه درمان آن دارند.
گاهى اوقات به غلط اين گونه صحبت مى شود كه مصرف مواد، درمان كننده يا پيشگيرى كننده از بعضى بيمارى هاست. در بعضى موارد به غلط گفته مى شود كه فلان پزشك مصرف مواد بويژه ترياك را براى درمان بيمارى خاصى تجويز كرده است. بخصوص عده اى از مردم به غلط فكر مى كنند مصرف ترياك براى قلب خوب است و يا بيمارى هاى قلبى را درمان مى كند. تمام اين باورها اشتباه است در بسيارى از موارد فردى كه در حال مصرف ترياك است سكته قلبى كرده ولى به علت از كار افتادن گيرنده هاى درد اصلاً متوجه نشده تا زمانى كه پزشك دستور آزمايش هاى جانبى را داده است. به اين ترتيب على رغم مصرف ترياك نه تنها از بيمارى او كاسته نشده و قلبش سالم تر نشده بلكه دچار سكته نيز شده و خطرناك است كه فرد اصلاً متوجه سكته نشده تا بتواند اقدامات درمانى مناسب را انجام دهد. حداقل در صدساله اخير كه مطالعات وسيعى در مورد مواد مختلف و اثرات آنها در جهان انجام شده، هيچ مطالعه اى نشان نداده كه مصرف مواد و بخصوص ترياك جنبه درمانى داشته است. هر آن چه جنبه درمانى و دارويى دارد به صورت قرص يا شربت يا ساير داروها درآمده است. توصيه مصرف مواد از سوى پزشك يا كاركنان بهداشتى امرى كاملاً غلط و غيرمسؤولانه است.
در بعضى از مواقع گفته مى شود كه مواد مى تواند به رشد تفكراتشان كمك كند و با مصرف آن فرد مى تواند از نيروى تفكر بهتر استفاده كند. اين باور بخصوص در ميان مصرف كننده سيگار نيز بسيار شايع است كه هنگام روبرو شدن با يك مسأله ابتدا به خود فرصت مى دهند يك سيگار مى كشند و سپس به سراغ آن مسأله مى روند و معتقدند مصرف سيگار تفكر آنها را بهتر مى كند. اين باور به صورت هاى مختلف در مورد ساير مواد نيز وجود دارد و مثلاً يك نويسنده معتقد است با مصرف ترياك بهتر مى تواند بنويسد و مواردى از اين قبيل. حقيقت آن است كه اين باور نيز كاملاً اشتباه است. زمانى كه صرف تهيه، جست وجو و آماده سازى مواد مى شود و همچنين زمانى كه صرف عوارض جسمانى و روانى مواد و گرفتارى هاى ناشى از مصرف مواد مى شود اگر صرف تفكر شود به مراتب اثربخشى بالاترى دارد. از سوى ديگر، در هيچ مؤسسه تعليم و تربيتى توصيه نشده كه براى تفكر، مواد مصرف شود در حالى كه توصيه مى شود فرد خوب بخوابد، تغذيه خوبى داشته باشد و استراتژى هاى مختلفى به او آموخته مى شود. اين حقايق كاملاً متضاد با اين باور رايج است كه مصرف مواد مى تواند فكر انسان را باز كند. امروز جهان به ذهن هاى سالم و قوى براى پيشبرد علم و دانش نياز دارد نه ذهنى كه در اثر مصرف مواد دچار بيمارى و مشكلات شديد شده باشد و روز به روز فرد را به طرف ناتوانى، نيازمندى و بيمارى پيش برد. تجربه نشان داده حتى قوى ترين و موفق ترين افرادى كه به مصرف مواد پرداخته اند، به تدريج ناتوان و ناتوان تر شده و در استفاده از توانايى هاى خود با مشكلات سنگينى روبرو و نهايتاً به حاشيه جامعه رانده شده اند. كما اينكه در اين ماجرا، همسرى كه در زمانى تلاش مى كرد تا شوهر معتاد خود را نجات دهد، امروز خود نيز با مصرف مواد به دنبال راهكارى براى رهايى است.
اصولاً يكى از شيوه هاى معتادين جهت فرار از سرزنش ديگران يا تلاش اطرافيان براى ترك دادن آنها، همسو كردن اطرافيان با خود يا به عبارتى معتاد نمودن آنان است زيرا بدين وسيله همدردى پيدا مى كند كه ديگر او را مورد سرزنش قرار نمى دهد و خود اسير جريانى شده است كه ديگر به غير از تأمين نيازهاى فردى خود به هيچ كس و هيچ چيز فكر نمى كند. در اين ماجرا خانم كه مصرف مواد را تجربه كرده ديگر توجهى به ترك اعتياد شوهر خود ندارد و در حال حاضر بيشتر درگير مشكلات خود و فرزندان خود است و مرد از محوريت توجه خارج شده و به راحتى و بدون دردسر فرآيند اعتياد را به شكل غامض تر ادامه مى دهد. خانم هايى كه داراى همسران معتاد هستند بشدت در معرض انواع آسيب هاى روانى و اجتماعى از جمله اعتياد، بيمارى هاى خونى مانند هپاتيت، ايدز و... بيمارى هاى مقاربتى و بيمارى هاى روحى و... هستند.
اعتياد پديده پيچيده اى است كه علل و عوامل مختلفى دارد. عوامل فرهنگى و تاريخى نيز يكى از عوامل مؤثر بر اين پديده هستند كه بر نگرش و افكار مردم در مورد ترياك هنوز هم تأثيرگذارند. در گذشته براى درمان بيمارى هاى مختلف از ترياك استفاده فراوانى مى شده است و هميشه در منازل قديم مقدارى ترياك نگهدارى مى شد تا در مواقع ضرورى از آن استفاده شود. با توجه به اين سابقه تاريخى هنوز هم عده اى از مردم باور دارند كه ترياك قدرت درمانى و شفابخشى زيادى دارد و نوشدارويى است كه هر بيمارى را درمان مى كند. هنوز هم در ميان مردم شنيده مى شود كه اثرات درمانى عجيبى را به ترياك نسبت مى دهند. حقيقت اين است كه به دنبال تحقيقات و پژوهش هاى بالينى و آزمايشگاهى، اثبات گرديده كه مصرف ترياك به شكلى كه در ميان معتادان ديده مى شود نه تنها مشكل اوليه را حل نمى كند، بلكه مشكلى به مشكلات قبلى فرد مى افزايد. مشكلاتى كه به مراتب از مشكل اوليه سخت تر و سنگين تر هستند.
كانون اصلى تأثيرات مخرب اعتياد، خانواده است. خانواده را مى توان پايه و اساس ساخت اجتماعى به حساب آورد، به گونه اى كه سلامت جامعه همواره در گرو سلامت خانواده است. در واقع ريشه و اساس بسيارى از كج رفتارى ها و انحرافات اجتماعى در درون اين نظام كوچك اجتماعى جاى دارد.
از نظر ايفاى نقش و كاركردهاى خانواده، با وجودى كه بعضى از وظايف و نقش ها به مؤسسات ديگر اجتماعى سپرده شده است، اما هنوز خانواده هاى زن و شوهر ايرانى در مقايسه با خانواده هاى غربى، بسيارى از وظايف كهن خويش را حفظ كرده اند. در جوامع غربى در بهترين شرايط، خانواده كانون محبت و زندگى زناشويى است، پرورش و رشد كودكان را برعهده دارد، و بالاخره فرهنگ را به نسل آينده منتقل مى سازد و آنان را به سمت زندگى اجتماعى رهبرى مى كند؛ اما در خانواده هاى ايرانى هنوز پدر نقش حمايتى و نان آورى خويش را حفظ كرده و بر امور منزل نظارت دارد و به گونه اى مظهر قدرت و كنترل فرزندان است و مادر مظهر عطوفت، همدلى و حمايت روانى و اجتماعى است. در چنين فضايى از پدر و مادر انتظار مى رود كه تلاش و انديشه خود را صرف انجام وظايف و ايفاى نقش هايى كند كه جامعه برايشان ترسيم كرده است. مسلماً پدر و مادر معتاد قادر به ايفاى نقش اصلى خود در خانواده نيستند. اعتياد پدر آثارى برجاى مى گذارد كه نتايج آن را براساس حوادث و اتفاقات روزمره جامعه مى توان به خوبى لمس كرد و در اين شرايط اعتياد مادر به عنوان نقطه اتكاى عاطفى و روانى فرزندان، ابعاد مشكلات را بسيار وسيع تر كرده و صدماتى كه بر فرزندان اين خانواده وارد مى گردد به مراتب عميق تر و وسيع تر از زمانى است كه پدر به تنهايى معتاد باشد.
مشاهده دقيق وضعيت اخلاقى و كنش هاى متقابل معتادان حاكى از اين واقعيت است كه فردى كه قبل از اعتياد داراى عزت نفس و ارزش هاى اجتماعى بوده، پس از اعتياد چنان تغيير مى كند كه به بى ارزش ترين كارها تن مى دهد. اهميت مسأله در اين است كه اعتياد در بسيارى از شرايط عاملى براى كج رفتارى هاى اجتماعى است.
فرزندان اين قبيل خانواده ها از نظر دريافت مهر و عطوفت و كنترل و نظارت و بالاخره حمايت پدر و مادر در شرايط گيج كننده و سردرگم به سر مى برند، زيرا پدر يا مادر معتاد هنگام مصرف و نشئگى بسيار خوش خلق و باعطوفت مى شود و نقش نوازشگرى بيش از حد او آنچنان است كه فرزندان را به خود وابسته مى سازد و هنگام خمارى چنان لبريز از خشم و درنده خويى مى شود كه كمترين احساس و واكنشى به نيازهاى اساسى فرزندان خود نشان نمى دهد.
در نتيجه كودكانى كه در چنين شرايط و ساختار آسيب زايى قرار دارند، در تفكر كودكانه خويش به تجربه درمى يابند بين مهرورزى و عطوفت و همچنين مصرف مواد مخدر نوعى رابطه لازم و ملزوم وجود دارد و ماده مخدر را روزنه اى به سوى محبت و صفات خوب انسانى مى پندارند و احتمالاً چنين است كه احساس خوشبينى نسبت به مصرف مواد مخدر در اين قبيل كودكان شكوفا مى شود.
لذا شما خانم محترم كه اين چنين نسبت به وضعيت فرزندان خود نگران هستيد، هيچ راهى به جز رهايى از اعتياد نداريد. بايد بدانيد كه ترك فيزيكى يكى از گام هاى اوليه ترك است، اما آنچه كه بيش از ترك فيزيكى در اعتياد مهم است، ترك روانى است. امروزه ترك فيزيكى با شيوه هاى مختلف و به راحتى انجام مى شود، اما چگونه است كه در ۹۰ درصد از اين افراد احتمال عود مجدد وجود دارد؟ پاسخ اين سؤال عدم توجه به ترك روانى است. سعى بفرماييد كه بعد از ترك فيزيكى با كمك فرزندان خود از طريق گسترش فعاليت هاى اجتماعى، ورزش، كسب و اجراى مهارت هاى ضرورى زندگى همانند جرأتمندى، خودآگاهى به نقاط ضعف و قوت، كنترل خشم و استرس و... ترك روانى را نيز دنبال كنيد و بگذاريد فرزندانتان بدانند شما از وضعيتى كه وجود دارد رضايت نداريد و خود نيز تلاش مى كنيد اين شرايط در جهت مثبت و تحكيم روابط خانوادگى، تغيير يابد.

مريم رامشت - روانشناس
اخبار زنانه
افزايش نمايندگان زن در پارلمان ها
در سال ۲۰۰۵ در ۳۹ كشور انتخابات مجلس برگزار شد، درصد زنان منتخب در ۲۸ كشور افزايش پيدا كرد. براساس گزارشى كه در ۲۷ فوريه منتشر شد، ۱۶‎/۳ درصد از نمايندگان شورا و مجلس سنا زن هستند و اين در حالى است كه تعداد نمايندگان زن در سال ،۱۹۹۵ ۱۱‎/۳ درصد كل نمايندگان بود.در حال حاضر در بسيارى از كشورهاى آفريقايى نزديك به يك سوم نمايندگان مجلس زن هستند. در كشور رواندا ۴۹ درصد از اعضاى مجلس زن هستند. كه از اين نظر مقام اول را در جهان دارد. در ساير كشورهاى آفريقايى تعداد نمايندگان زن بيش از ۳۰ درصد است. اين درصد در موزامبيك ۳۴ درصد، آفريقاى جنوبى ۳۲ درصد، بروندى۳۰‎/۵ درصد و تانزانيا ۳۰‎/۴ درصد است. مارگارت  ينا ويليامز، سخنگوى نمايندگان مجلس سناى ناميبيا معتقد است با افزايش تعداد نمايندگان زن مجالس، هنگام ارائه و تصويب قوانين مربوط به آموزش وپرورش و توارث، شرايط زنان نيز لحاظ مى شود، گرچه هنوز هم زنان نماينده با آزار همكاران مرد خود مواجه هستند. او چنين ادامه مى دهد كه بنا به اظهارات سخنگوى سوتو، در حال حاضر نمايندگان زن احساس مى كنند كه نمى توانند صحبت كنند زيرا مردان نماينده با طعنه و تمسخر سخن مى گويند و اغلب از كلماتى چون، ساكت باش تو فقط يك زنى و الفاظى مشابه آن استفاده مى كنند.
زنان و خطر مرگ  هنگام زايمان
براساس اطلاعيه دانشگاه كاليفرنيا، نوع لباس سبك ويژه زايمان، مى  تواند زندگى زنان را كه با خطر مرگ ناشى از خونريزى مواجه اند، نجات دهد. اين لباس براى كمك به زنانى طراحى شده است كه در كشورهاى در حال توسعه زندگى مى كنند. زنان در اين مناطق اغلب در خانه وضع حمل مى كنند. اين لباس طورى طراحى شده است كه در قسمت پايين مشابه با لباس غواصى است و سبب مى شود كه خون رگهاى زن باردار با فشار به طرف قلب، مغز و ساير اعضاى حياتى بدن هدايت شود و بيمار را تا رسيدن به بيمارستان زنده نگه دارد. هر سال بيش از ۵۰۰ هزار نفر زن هنگام زايمان جان خود را از دست مى دهند كه يك سوم آن به دليل خونريزى هاى ناشى از زايمان است.براساس گزارش منتشره در روزنامه ديلى تايم پاكستان، در ۲۳ فوريه در شهر كراچى سمينارى از طرف صندوق جمعيت سازمان ملل متحد برگزار گرديد. در اين سمينار متخصصان بيمارى هاى زنان اعلام كردند كه از هر ۳۰ زن باردار پاكستانى، تنها يك زن به مراقبت هاى ضرورى پس از زايمان دسترسى دارد. بالاترين درصد مرگ و مير ناشى از زايمان در پاكستان اتفاق مى  افتد و از هر صد هزار زنى كه وضع حمل مى كنند، ۵۰۰ نفر جان خود را از دست مى دهند. بسيارى از اين مرگ و ميرها در مناطق روستايى رخ مى دهد زيرا در اين مناطق دسترسى به مراقبت هاى بهداشتى بسيار مشكل است.
صحراى آفريقا، بدترين مكان براى مادر شدن
در سراسر دنيا، صحراى آفريقا بدترين مكان براى مادرشدن است. در آنگولا از هر ۷ زن يك نفر هنگام باردارى يا وضع حمل ( زايمان) جان خود را از دست مى دهد. در سومالى از هر ۱۰ زن باردار يك زن مى ميرد. اين گزارش در نهم ماه مه از طرف بنياد حفظ كودكان و درگزارش سالانه (شرايط مادران جهان) منتشر گرديد. خطر مرگ و مير ناشى از زايمان در زندگى يك زن آفريقايى يك از ۱۶ زايمان و خطر از دست دادن نوزاد يك از ۵ نوزاد است.با در نظر گرفتن شاخص هاى متعددى، مانند شاخص خطرمرگ و مير ناشى از زايمان، شاخص درصد تعداد زنان باردار كه دچار فقر يا كمبود آهن اند، شاخص در صد زنان باسواد و فعال سياسى، بنياد حفظ كودكان، دو كشور جمهورى دموكراتيك كنگو و ليبريا، در كشورى كه از جنگ هاى اخير آسيب فراوان ديده اند، كمترين ميزان مرگ و مير ناشى از زايمان را دارند. در جهان هر ساله، به طور تخمين و تقريبى، ۵۲۹۰۰۰ زن هنگام زايمان جان خود را از دست مى دهند. آن تينكر، رئيس بخش پيشگام در حفظ نوزادان بنياد حفظ كودكان مى گويد: بسيار غم انگيز است آن شرايطى كه مى توان و مى بايد زيباترين لحظه زندگى يا مادر، يعنى تولد نوزادش، باشد به تراژدى از دست دادن طفل تبديل مى شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |