دوشنبه ۸ آبان ۱۳۸۵ - ۷ شوال ۱۴۲۷
Mon, Oct 30, 2006
ماجرا
۳۴۸۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
رئيس كل دادگسترى خوزستان
• مرد جوان محكوم شد تا ۹ سال ديگر مهريه همسر فوت شده اش را به خانواده او بدهد
رئيس كل دادگسترى خوزستان
قانون محكوميت مالى اثر مخربى بر خانواده ها مى گذارد
حبس يكى از مجازات ها است كه به تنهايى پاسخگو نيست.
دكتر جعفرى دولت آبادى، رئيس كل دادگسترى خوزستان، اظهارداشت: در شيوه قانونگذارى پيش بينى مى شود مجازات ها منحصر به حبس نباشند يعنى براى مجازات شيوه هاى مختلفى داشته باشيم؛ هدف اصلى اصلاح مجرم باشد اما به شيوه هاى متفاوت. وى تصريح كرد: قوانينى داريم كه بازداشت ها را به حداقل برسانيم براى نمونه قانون محكوميت  مالى اثر مخربى بر خانواده ها مى گذارد. بازداشت شوهران، مردان و بدهكاران علاوه بر تأثير سوء بر خانواده ها هزينه گزافى را نيز براى دولت ايجاد مى كند. وى اظهار داشت:در بعد قوانين سيستم قضايى ما مى توانيم خيلى كارها را انجام دهيم كه ديگر قانونگذار نقش ندارد، شيوه هاى نظام حقوقى مثل منش قاضى، تدابير دستگاه قضايى و شيوه هاى نگهدارى زندانيان پاسخگو و اصل بر پيشگيرى است.
رئيس كل دادگسترى خوزستان خاطرنشان كرد: اگر بنا بر پيشگيرى باشد ديگر به حبس نمى رسيم. اصل اين است كه ما تدابيرى بينديشيم كه مردم كمتر به زندان بيفتند. حبس نه تنها زندانى را از بين مى برد بلكه خانواده را نيز درگير مى كند.
جعفرى دولت آبادى يادآور شد: ما بايد زندان ها را به سوى اجتماعى كردن سوق دهيم و از فردى كردن آنها به اين معنا كه فقط زندان باشند جلوگيرى كنيم.
وى در پايان گفت: در حوزه فرهنگ نياز داريم كه تبليغاتمان غيرمستقيم باشد؛ فضاسازى در حوزه فرهنگى خيلى اثرگذار است خوزستان سرزمين حاصلخيزى است من معتقدم كه بحث فرهنگى آن كمى ناتمام مانده كه اميدواريم در اين زمينه نيز كار شود.
توضيح پيرامون يك خبر
گروه حوادث : در پى چاپ خبرى با عنوان «۵ سال ترك اجبارى خانه و ۹ ماه زندان به خاطر يك گربه» خبرنگار ما با اعزام به محل به تحقيق پيرامون اين موضوع پرداخت. به دليل آنكه اين پرستار زن در خانه اش نبود و با قفل زدن در ورودى به پشت بام امكان بازديد از آنجا وجود نداشت با تجمع همسايگان در اين كوچه بن بست و بسيار باريك به گفت وگو با آنان پرداخت.
يك دندانپزشك ۴۵ ساله كه محل كار و زندگى اش در آپارتمان مجاور بود گفت: از ۳ سال پيش اين زن شروع به جمع آورى گربه به صورت علنى كرد كه با اعتراض همسايگانش و طرح شكايت از سوى آنان اين مشكل از داخل مجتمع به كوچه كشيده شد و به خاطر آلودگى شديد ناشى از تغذيه گربه  ها و ترسيدن بيماران و مراجعين به مطب من و اثر منفى آن در تعداد مراجعه كنندگان به اينجا باعث شد تا من هم به جمع شكات بپيوندم.
مرد ۶۲ساله اى كه استاد دانشگاه و مدرس اقتصاد است نيز گفت: رفتار غيرعادى و غيربهداشتى اين زن باعث شد تا من براى نخستين بار به كلانترى و دادسرا مراجعه كرده و طرح شكايت كنم. چرا كه گربه ها و سروصداى آنان باعث بى خوابى همسايگان شده و پس مانده هاى مواد غذايى و گوشتى در كوچه پخش است و بوى تعفن آنها با وزش باد به منزل وارد مى  شود. صداى شيون تعداد زياد گربه در نيمه شب مثل ناله هاى شغال است و باعث رعب و وحشت مى شود.
يك زن ۷۵ ساله مسيحى كه در طبقه پايين اين مجتمع ساكن است گفت: به خاطر رفت و آمد گربه ها دركانال كولر و حمايت اين زن از آنان امكان استفاده از كولر را ندارم و پس از طرح شكايت از اين زن او يكى از گربه ها را به نام من نامگذارى كرده و به خاطر انتشار بوى تعفن گوشت گنديده و مدفوع اين حيوانات صبرم تمام شده است.
به گزارش خبرنگار ما با طرح شكايت از سوى ۶ همسايه اين زن، قاضى شعبه ۱۰۴۰ با استناد به ماده قانون مجازات اسلامى و براى ايجاد آرامش و محيط سالم براى شاكيان پرونده اين زن را به تحمل ۹ ماه حبس و منع اقامت اجبارى در اين كوچه به مدت ۵ سال محكوم كرد كه قضات دادگاه تجديدنظر با تخفيف در مجازات اين زن وى را به ۵۰ هزارتومان جزاى نقدى محكوم كردند.
شايان ذكر است، قاضى بدوى اين پرونده دليل صدور اين حكم را عدم سازش و توجه به اخطار بازپرس، كلانترى و شاكيان اعلام كرده است.
دستگيرى دزد خانه پدربزرگ
گروه حوادث: نوه ۱۹ ساله به اتهام سرقت ميليونى از پدر بزرگش از سوى پليس بازداشت شد.
اقدامات پليس براى رديابى اين متهم هنگامى آغاز شد كه مرد سالخورده اى با مراجعه به شعبه ۵ بازپرسى خواستار شناسايى دزد خانه اش شد.
وى در تحقيقات مأموران ادعا كرد: هنگامى كه در خانه حضور نداشتم دزدان با وارد شدن به داخل خانه ام نزديك به ۲ ميليون تومان پول نقد و يك فقره چك ضمانت ۴ ميليون تومانى را به سرقت برده اند.
با توجه به اين شكايت مأموران به بررسى محل حادثه پرداخته و از آثار و نشانه هاى برجاى مانده دزد را آشناى خانگى تشخيص دادند.
وقتى در ادامه تحقيقات پليس پى برد كه نوه ۱۹ ساله اين مرد تنها كسى است كه كليد خانه پدربزرگ را دراختيار داشته، او را به عنوان متهم بازداشت و تحت بازجويى قرار دادند.
وى با اعتراف به سرقت گفت: چون به راحتى به خانه بابابزرگم رفت و آمد مى كردم مى دانستم او مقدار زيادى پول نقد در خانه نگهدارى مى كند. يك روز وقتى او از خانه خارج شد، با كليدى كه همراه داشتم وارد شده و پول ها را دزديدم. مى خواستم تمامى وسايلى كه نياز دارم را با آن بخرم.
با توجه به اين اظهارات، به دستور بازپرس «فلاح» تحقيقات تكميلى درباره اين پرونده آغاز شده است.
مردى خود را از ساختمان ۴ طبقه به پايين پرتاب كرد
مرد كرمانى كه توان پرداخت مهريه همسرش را نداشت، در پى شكايت او و صدور حكم بازداشت، در حضور مأموران پليس كه براى اجراى حكم قضايى مراجعه كرده بودند، خود را از ساختمان ۴ طبقه به پايين پرت كرد.
در پى اعلام شكايت زنى عليه همسرش در خصوص پرداخت مهريه و صدور حكم بازداشت او، مأموران پليس براى اجراى حكم قضايى به در منزل اين مرد مراجعه كردند. اين مرد بلافاصله پس از اقدام به خودكشى به بيمارستان انتقال يافته و از مرگ حتمى نجات يافته است.
پرداخت مهريه پس از مرگ همسر
• مرد جوان محكوم شد تا ۹ سال ديگر مهريه همسر فوت شده اش را به خانواده او بدهد
260385.jpg
گروه حوادث: در خواست اعسار مرد جوانى كه پس از مرگ همسرش محكوم به پرداخت مهريه به پدر و مادر زنش شده بود، پذيرفته نشد.
اين مرد بايد تا ۹ سال بعد از مرگ همسرش يك سوم مهريه را به خانواده وى بپردازد.
يك مرد ۳۶ ساله با مراجعه به شعبه ۲۴۲ دادگاه خانواده تهران و ارائه دادخواست اعسار تقاضاى تقسيط مهريه همسر سابق خود را كرد و گفت: سه سال پيش در منطقه شهررى با همسرم كه كارمند يكى از ادارات دولتى بود ازدواج كردم و پس از تولد دخترم پى به بيمارى لاعلاج همسرم بردم.او دچار بيمارى سرطان سينه بود و دوسال تحت معالجه و درمان قرار گرفت.در وضعيت بدى قرار گرفتم چون خانه مشتركى را با همسرم خريده بوديم كه سه نوع وام داشت و با همسرم قرار گذاشته بوديم تا با اضافه كارى و پرهيز از خرجهاى غير ضرورى اقساط وام هار ا بپردازيم اما همسرم درد مى كشيد و من تصميم گرفتم به هر قيمتى جان او را نجات بدهم.پس از آنكه تمام پولهاى نقد و پس اندازهايمان براى درمان همسرم استفاده شد مبلغ ۵ ميليون تومان پول از همكاران و دوستانم قرض كردم اما معالجات مؤثر نشد و همسرم در گذشت.مرگ همسرم ضربه سنگينى بود و من هزينه هاى زيادى را متحمل شده بودم. پس از برگزارى مراسم خاكسپارى تصميم به نگهدارى از تنها يادگار زنم گرفتم و سعى كردم جاى خالى مادر بيمارش را براى او پر كنم. با مرگ همسرم روشنايى خانه مان به تاريكى رفت و توان مالى ام هم بد شد.بدهى هاى زيادى داشتيم، وام هاى مسكن، جعاله، استعلاجى همسرم، هزينه هاى خاكسپارى و منت كسانى كه براى درمان زنم به من پول قرض داده بودند مرا كلافه كرده بود.در حاليكه مدت كوتاهى از مرگ همسرم مى گذشت متوجه شدم پدر و مادر او تحت تأثير القائات دخترانشان با گرفتن گواهى حصر وراثت تقاضاى دريافت سهم الارث خود را دارند.آنها از سوى دادگاه مالك يك سوم از كل مهريه همسرم شناخته شدند و پس از آن دادگاه خانواده مرا محكوم به پرداخت سهم الارث آنها كرد ولى من توان پرداخت ۱۱۱ سكه مهريه همسرم را ندارم.
قاضى دادگاه خانواده پس از بررسى شرايط زندگى اين مرد دستور معرفى ۴ شاهد در دادگاه را كه حاضر به گواهى در مورد تنگدستى مرد با شند صادر كرد.
شهود همگى با اداى سوگند در دادگاه گواهى دادند كه اين مرد فاقد ملك و املاك است و حقوق ماهيانه او در سال جديد معادل ۲۵۰ هزار تومان است و او براى جبران قرض ها هر روز مجبور به اضافه كارى در محل كار خود است.
قاضى دادگاه پس از تكميل تحقيقات قضايى حكم به تقسيط مهريه اين زن به مقدار ۱۰ سكه به صورت نقد و مابقى هر دو ماه يك سكه صادر كرد.
پس از صدور اين حكم، داماد جوان و پدر و مادر زن سابق او با معرفى وكيل به دادگاه در مهلت قانونى نسبت به آن اعتراض و تقاضاى رسيدگى مجدد پرونده در دادگاه تجديد نظر استان تهران را كردند.
قاضى بهروز كرباسچى- رئيس شعبه ۲۶- و عارفه مدنى و محمد حسن زرگرى- مستشاران دادگاه پس از بررسى لايحه اعتراضيه و استعلام از محل كار اين زن كه نشان مى داد اين مرد پس از مرگ همسرش يك فقره چك به مبلغ ۴۶ ميليون ريال از محل كار او در ازاى بازخريدى همسرش دريافت كرده و ۵۰ درصد از بدهى هاى زن از سوى محل كار او بخشيده شده است اعتراض اين مرد را وارد ندانسته و حكم صادره را موافق موازين قانون دانسته و عيناً تأييد كردند.
فرامرز به خانه بازگرد
260388.jpg
همه چيز از وقتى شروع شد كه فرامرز و دختر عمويش از كودكى براى ازدواج با هم توسط بزرگترها انتخاب شدند. همين مسأله باعث شد كه آنها هر سال بيشتر به هم علاقه مند شوند. سال ۶۲ در حاليكه ازدواج آنها جدى شده بود و فرامرز به دنبال تهيه مقدمات ازدواج بود با جواب منفى دختر عمويش روبرو شد. فرامرز كه از اين مسأله به شدت ناراحت شده بود، احساس كرد كاخ تمام رؤياهايش ويران شده است براى همين بود كه اول تيرماه همان سال به بهانه اينكه براى انجام كارى بايد به تهران برود خانواده اش را ترك كرد و ديگر بازنگشت. انتظار مادر و خواهران او كه جز او برادر و فرزند پسر ديگرى نداشتند، طولانى شد ولى آنها به اميد اينكه او روزى برخواهد گشت ثانيه شمارى مى كردند. فرامرز قبل از رفتن به آنها گفته بود خوشا به حال كسى كه هفت سال از اين شهر دور شود.
مادر فرامرز فكر مى كرد پسرش پس از هفت سال باز خواهد گشت اما اين انتظار طولانى و طولانى تر شد. مادر در اين سالها از بس اشك ريخته است، ديگر براى چشمانش سويى نمانده است. در اين سالها هيچ يك از خواهران فرامرز نتوانسته اند يك روز را در آرامش و بدون فكر كردن به نام او بگذرانند. در اين سالها زندگى روى خوش به آنها نشان نداده است. فرامرز انگار با رفتن ا ش آرام و قرار آنها را هم با خود برده است. حالا مادر چشم انتظار نگاه خسته اش را به در دوخته است. خودش مى گويد ديگر فرصتى نمانده است اى كاش پسرم، نور ديده ام و اميدم در بيست و سومين سال رفتن اش به خانه بر مى گشت و انتظار را پايان مى بخشيد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |