دكتر اردشير صالح پور
«اسب از ريشه «اس» به معنى دونده و تيزتك است. زيرا اسب تيزتك ترين جانور اهلى است. ريشه واژه سوارى هم در واژه اسب است و در اصل اسب بارى بود كه بر اثر تحولات زبان شناختى به مرور زمان به صورت سوارى درآمد.» (۱)
اسب كه آن را نمادى از نجابت و زيبايى ذكر نموده اند يكى از پرنقش ترين و اصيل ترين حيوانات اهلى در دنياى اساطير ايران باستان به شمار مى آيد.
ايرانيان باستان همان گونه كه براى خود و خانواده خويش از اهورا مزدا طلب نيكى مى كردند، براى اسب خود نيز نيرومندى مى خواستند. در اوستا از اسب به عنوان يكى از برگزيد ه ترين حيوانات نام برده شده و حتى براى معالجه و نيك نگاهدارى از آن نيز دستوراتى آمده است(۲) و اين نشانه اى از پاكى، اصالت و اهميتى است كه در فرهنگ ايرانى براى اين حيوان قائل بودند. اهميت اسب در دنياى اساطير ايران تا به آن اندازه است كه هر ايزد داراى گردونه هاى زرين و اسب هاى تيزتك بود. همچنين در «يشت »ها نيز است به قربانى كردن اسب اين گونه اشاره شده است:
«از براى ناهيد، هوشنگ پيشدادى، در بالاى كوه هرا (البرز) صد اسب و هزار گاو و ده هزار گوسفند فدا كرد و از او خواست كه در همه كشورها بزرگترين پادشاه گرديد.»(۳)
حضور اسب در فرهنگ و تاريخ كهن ايران در جلوه هاى گوناگونى متجلى است. آن گونه كه بيشتر كتيبه ها، سنگ نبشته ها، الواح سيمين و زرين دوره هخامنشى گواه اهميت و توجه خاص به اين حيوان زيباى اساطيرى است و در كتيبه هاى گلى دوره داريوش نيز نام اسبهاى عالى كشور ايران عنوان شده است.
اسب همچنين در فرهنگ اسلامى نيز مقام و جايگاه ويژه اى دارد.
اين توجه و اهميت به اسب، به دامنه موسيقايى اقوام مختلف ايرانى نيز نفوذ كرده است و از آنجايى كه اسب و سواركارى در زندگى و فرهنگ مردمان نواحى مختلف ايران اهميت و كاركرد ويژه داشته و اين حيوان همواره در جنگ ها و سور و سوگ ها بهترين همراه و همدم مردمان بوده است، بخشى از مقام هاى مهم در موسيقى برخى از اقوام ايرانى به جلوه هاى حضور و نقش زيباشناسانه اسب اختصاص يافته است.
آنچه در اين پژوهش مختصر مى آيد نگاهى است گذرا به حضور زيبا و پراهميت اسب در آواها و ترانه هاى اقوام مختلف ايران:
اسب در پهنه ادبيات و فرهنگ قوم تركمن از جايگاه و منزلت خاصى برخوردار است و در زندگى مردمان اين سرزمين نقش مهمى را ايفا مى كند.
مردمان تركمن به اسب عشق و علاقه وافرى دارند. آنان براى اين حيوان زيبا و كارآمد پوشش هاى مخصوصى همراه با زيورآلات كه گاه نيز به آب طلا مزين شده است، تهيه مى كنند كه اين خود نشانگر از عشق و اهميت و توجه خاص مردمان سرزمين تركمن به اسب است. اسب براى مرد تركمن به منزله همسفر و همدم به شمار مى رود، آنان مى گويند:
آت آدمينگ قاناتى دير
(اسب بال و پر انسان است)
در فرهنگ موسيقايى قوم تركمن نيز توجه و اهميت به اسب به زيبايى تمام نمود يافته و جلوه گر است. آن گونه كه يكى از مقام هاى موسيقى پررمز و راز اين سرزمين، مقام «آت چاپان» است كه درباره اسب و چابك سوار سخن مى گويد. در اين مقام موسيقايى صداى سم اسب بر اثر برخورد با پنجه نوازنده بر روى كاسه دو تار به وضوح شنيده مى شود و ناله هاى حزن انگيز كمانچه يا «قيچان» و حركات آرشه صداى وزش باد را در دشت هاى پهناور تركمن براى شنونده تداعى مى كند. (نكته جالب توجه اينكه در گذشته، آرشه كمانچه تركمنى را از موى يال و يا دم اسب مى ساختند و اين نيز يكى از طرق بهره مندى از اين حيوان كارآمد است).
مرد تركمن از تداوم صداى موزون و متنوع سم اسبان بهره برده و از اين طريق بخش موسيقى سازى اين سرزمين به اين امر اختصاص يافته است كه عبارتند از:
ـ مقام جنگه را Jangara يا سوار بازى يا سوار هو:
اين مقام يكى از كهن ترين مقام هاى حماسى در موسيقى لرى است كه همراه با نواى سرنا و دهل اجرا مى شود.
در گذشته اين مقام موسيقايى در هنگام جنگ براى ايجاد روحيه و ترغيب و تشويق جنگاوران نواخته مى شد و سپاهيان جنگاور با نواى مقام «جنگه را» در هم آميخته و نبرد اوج مى گرفت.
اناران مشكنتيوكى ايما انار حريم
سوزكياونه زين كنيتو ايمانيش عروس بريم
Anaran maskanito ky eima anar harim
Soz kiyarane zin konito eimnis aros barim
(انارها را مشكنيد ما كى انارخور هستيم؟ اسب سبزه كبود رنگ را زين كنيد ما مى خواهيم عروس را با خود ببريم)
در لرستان، در مراسم عروسى هنگامى كه عروس را به خانه داماد مى آورند، مقام «جنگه را» نواخته مى شود و در اين بين سواران با انجام حركاتى خاص كه در گويش محلى به «قيقاج بازى» معروف است، شادى و هيجان خاصى را به مراسم مى بخشند.*
حركات سوار و اسب آن در برابر واكنش به نواى تهييج كننده سرنا براى هر تماشاگرى جذاب و ديدنى است. اين مقام بيشتر حالتهاى چهارگاه را تداعى مى كند.
در اين هنگام مادر عروس مقدارى تنقلات محلى را كه شامل كشمش، گندم بو داده و گردو است به جاى شيرينى به سواران، «قيقاج باز» مى دهد. در ادامه اين مراسم عده اى از اسب سواران در فضاى باز جمع شده و به دنبال مرغ، خروس، گوسفند و بز يا در مقابل سنگ و نشانه اى به تيراندازى مى پرداختند. در گذشته هاى پيش تر، «مقام جنگه را» پس از مقام «شاره را»(۶) نواخته مى شد.
آن گونه كه ذكر شد مقام «جنگه را» به مقام «سوار هو» نيز معروف است. علت اين نامگذارى آن است كه اين مقام هنگام بازگشت و فراخواندن سواران از ميان صحنه نبرد و جمع آورى سپاه به دستور بزرگان قوم پس از پايان يافتن جنگ و نبرد ميان سپاهيان نواخته مى شد. در اصطلاح محلى به آن «هو كردن سواران» نيز مى گويند.
ـ مقام پاكتلى: pakotali
اسب كش يال بوريت نواسووارش
تك سوار لرسودنى ديارش
Asbekas yal borit nua sowares
Tak soware loveso de ny dyares
(يال اسبش را ببريد، مبادا كسى برآن سوار شود. چرا كه تك سوار لرستان ديگر پيدايش نيست).
در لرستان هنگام مرگ بزرگان اسب متوفى را سياه پوش كرده گردنش را با پارچه سبزرنگى كه به آن «يال پوش» مى گويند، مى پوشانند و هنگام حركت «كتل» (اسب سياهپوش متوفى) از منزلگاه به سوى غسالخانه مقام «پاكتلى» نواخته مى شود.
درباره وجه تسميه اين مقام نيز مى توان اذعان داشت كه از آنجايى كه اين مقام موسيقايى در پاى «كتل» نواخته مى شود به اين ناميده شده است.
خراسان:
در خراسان اسب مورد توجه خاص مردمان اين سرزمين پهناور است . در منطقه شمال اين استان و تا حدودى سبزوار نمايشى موسيقايى به نام «نمايش اسب چوبى» اجرا مى شود. اين نمايش ريشه هاى قوى حماسى و اسطوره اى در خود نهفته دارد و موسيقى جزو لاينفك آن به شمار مى رود.
در نمايش موسيقايى اسب چوبى، رقصنده يا چوب باز در حالى كه شمشيرى به دست دارد در داخل اسب چوبى قرار مى گيرد و با نواى سرنا و دهل نوازندگان محلى به حركات نمايشى خاصى مى پردازد.
در اين نمايش موسيقايى، اسب چوبى با پارچه هاى رنگارنگ تزئين و پوشيده شده است و رقصندگان يا چوب بازان، گرداگرد اسب چوبى با او به چوب بازى مى پردازند.
نمايش اسب چوبى معمولاً در مراسم عروسى، اجرا مى شود و نحوه اجراى آن بدين صورت است كه عروس سوار بر اسب در يك سو و داماد نيز سوار بر اسبى ديگر در مقابل هم قرار مى گيرند و سيبى را به سوى يكديگر پرتاب مى كنند. سيب به هر سو كه برود، اسب چوبى و رقصندگان نيز به آن سمت حركت مى كنند.
در اين نمايش معمولاً اسب سفيد نماينده خانواده عروس و اسب قرمز نماينده خانواده داماد است. در نمايش نمادين و طنزگونه نزاعى ميان دو خانواده عروس و داماد درمى گيرد كه در نهايت سواران در داخل اسب با يكديگر به نبرد مى پردازند.
كردستان:
مراسم اسبدوانى در سرتاسر روستاها و دشت هاى استان كردستان با آيين و مراسم خاص در اعياد و آيين هاى ملى مردم انجام مى شود. اين مراسم با نواى سواران كه از ريتم تندى برخوردار است همراهى مى شود. در مراسم عروسى، هنگامى كه عروس را با اسب به خانه داماد مى برند، نواى سواران با ريتمى آرام و ملايم اجرا مى شود.
در كردستان همچنين مقام سوار ـ سوار نيز اجرا مى شود كه نحوه اجراى آن بدين صورت مى باشد:
با آغاز فصل پاييز در مناطق عشايرى «گوران» و «قلخانى» و در كوهپايه هاى«دالاهو» مردمان پرتلاش اين مناطق جشن خرمن و برداشت محصول برپا مى كنند.
اين جشن در واقع بزرگترين جشن تقويم زندگى عشايرى مردمان كردستان است كه براى خير و بركت محصول برگزار مى شود.
جشن خرمن، در جوار قدمگاهى روبه دشت برگزار مى شود. در روزهاى برگزارى اين جشن كه در ماه مهر است بر فراز صخره اى پرچم هايى به رنگ سبز، سفيد و سياه افراشته مى شود كه تماشاگران را راهنمايى مى كند.
در اين هنگام نواى ساز و دهل در تمام دشت مى پيچد زنان ديگ هاى غذاى نذرى را روى اجاق مى گذارند و جوانان به داورى و پيران و ريش سفيدان به خط مى ايستند و به اسبدوانى مى پردازند. به همراه تاخت اسبان، نوازندگان محلى مقام سوار - سوار را مى نوازند.
بختيارى:
حضور اسب در فرهنگ عشاير بختيارى به عنوان عنصرى مفيد و ياريگر به هنگام سور و سوگ نمود عينى بسيارى دارد و به واسطه همين حضور و اهميت است كه اسب هم در موسيقى سازى و هم در موسيقى آوازى بختيارى جلوه اى زيباشناختى و مستمر دارد.
در انواع آوازها و ترانه هاى بختيارى به كرات از اسب ياد شده است آنگونه كه در نغمه هاى عروسى يا «دوالالى» dovalali آمده است:
اسب بور آفلونى بيست و چار ميخ ايخوره
سوار و ابيد آقا دوماد چى شاهين درايخوره
Asbe bore afeloni bist-o-car mix eixore
Sovar vabid aqa domad ci sahen der eixore.
(اسب زرد رنگ آقا فلانى براى نعل كردن بيست و چهار ميخ مى خورد، آقا داماد بر آن سوار شده و همچون شاهين مى چرخد).
اسب در سوگچامه هاى بختيارى نمود بيشترى دارد. بسيارى از ادبيات سوگوارى به اسب متوفى اشاره اى مستقيم گونه دارد. براى مثال:
اى ددوم سى خاطرم بگو زدنگم
يكى زاسبم بگو يكى زتفنگم
Ay dado si xaterom bego ze dagom
Ayki ze asbom bego ayki ze tofangom
(اى خواهرم، به خاطر من، يكى از ويژگى هاى اسبم را بگو يكى از ويژگى هاى تفنگم)
در بخش آيين هاى سوگوارى ايل بختيارى نيز اسب حضورى چشمگير دارد. در آيين «كتل» kotal اسب شخص متوفى را سياه پوش كرده و تفنگ و فشنگ و حمايل او را به اسب آذين مى بندند. در اين هنگام يكى از مردان ايل افسار اسب را در درست گرفته و با نواى «ساز چپى»* آرام حركت مى كند و سوگواران نيز با خواندن مرثيه يا در اصطلاح لرى «گاگريو» gageriv او را همراهى مى كنند. در بختيارى گاه به هنگام سوگ، يال اسب متوفى را به نشانه عزا مى برند(۷).
در بخش موسيقى سازى بختيارى، مقام «سواربازى» از جمله مقامات حماسى است كه توسط «توشمال»(۸)ها نواخته مى شود و اسب ها با نواى ساز و دهل بر سرعت گام هاى خود مى افزايند و واكنش هاى ريتميك زيبا و متناسبى را از خود نشان مى دهند.
در بختيارى گاه «سواربازى» جنبه تفريح و سرگرمى نيز به خود مى گيرد و مردان ايل، در مراسم شاديانه ها به ويژه عروسى ها، به اين امر مى پردازند. در گذشته هاى نه چندان دور در بختيارى، سواركارى همراه با نيزه بازى صورت مى پذيرفت و سواركار به همراه اسب هاى تنومند خويش در حالى كه هر يك نيزه اى در دست داشتند به نيزه بازى مى پرداختند.
مردان ايل تعدادى تخته خيس شده را به يك اندازه در صفوف حركت سواركاران قرار مى دهند به طورى كه هر سوار بتواند با نيزه به آن تخته ها ضربه بزند و چنانچه بيشترين نيزه را به همراه خود ببرد، به عنوان بهترين سواركار ايل معرفى خواهد شد.
قبل از اجراى مراسم سواربازى با نيزه، ابتدا هركدام از سواران به حركات نمايشى انفرادى پرداخته و از اين طريق هنر سواركارى خويش را به نمايش مى گذارند، سپس «توشمال»ها با ساز و دهل مقام «سواربازى» را مى نوازند و اسب ها نيز با شنيدن صداى شادى بخش ساز و دهل، همراه با رقص پاهايى ريتميك كه بسيار ديدنى و جذاب است، به وجد و تهييج مى آيند.
گيلان:
در غرب گيلان در منطقه تالش مراسم اسبدوانى همراه با دف يا «دپ»نوازى برگزار مى گردد. در اين مراسم اسب ها با ريتم دف به شدت تهييج شده و حركات بسيار ديدنى و جالب توجهى از خود نشان مى دهند.
سواحل خليج فارس و درياى عمان:
در جزيره قشم نمايش هاى موسيقايى ، كه همگى ريشه كهن ايرانى دارند، به اجرا درمى آيد. در اين گونه نمايش ها بازيگران با استفاده از لباس هايى با ماسك حيوانات به ويژه اسب با همراهى سازهاى رايج در حوزه جنوب ايران و با به كارگيرى متناسب از ريتم موسيقى حركاتى را به صورت گروهى ارائه مى دهند و از اين طريق مفاهيمى را به تماشاگران القا مى كنند.
در يكى از اين نمايش هاى موسيقايى كه با همراهى سازهاى نى جفتى، دهل، كسر و پيپه اجرا مى شود، يك نفر ماسكى شبيه سر اسب مى پوشد و چند نفر ديگر به همراه او خم شده و شمايل يك اسب را مى سازند و از خود حركاتى طنزآميز به نمايش مى گذارند.
نمايش ديگرى كه در جزيره قشم به اجرا درمى آ يد، نمايش «پيرمچكى»(۹) است كه معمولاً با همراهى اسب اجرا مى شود. در اين نمايش يك نفر نقش «پير» را ايفا مى كند.
در نمايش «پيرمچكى» كه با وجود حروف پ و چ در نامش ريشه اى ايرانى دارد، نيز از سازهاى منطقه استفاده مى شود.
۱ـ اوشيدرى، جهانگير، دانشنامه مزديسنا: واژه نامه توضيحى آيين زرتشت، ذيل«اسب».
۲ ـ پورداود، فرهنگ ايران باستان
۳ ـ مجله هنر و مردم، شماره بيستم، دوره جديد، خرداد ۱۳۴۲.
۴ ـ ترجمه قسمتى از شعر مخدومقلى فراغى شاعر تركمن (۱۱۱۳ـ۱۱۶۳ هـ . ش)
* - شايد به همين علت نيز نام ديگر اين مقام «سوارانه» مى باشد.
۵ ـ مقام شاره را مى توان كلمه «شاره» به معنى شهر دانست و مجموع تركيب «شاره را» را به مفهوم راه شهر تعبير كرد، زيرا در گذشته به هنگام نبرد با غارت شهرها با نواختن اين مقام حمله به شهرها آغاز مى شد.
* - نواى سوگوارى كه در دستگاه چپ نواخته مى شود.
۶ ـ در شاهنامه حكيم فردوسى نيز به اين رسم اشاره شده است.
پشوتن همى رفت پيش سپاه
بريده فش و دم اسب سپاه
كه اشاره است به بريدن دم و فش اسب قيرگون اسفنديار در سوگ وى
۷- توشمال Tosmal نوازندگان محلى بختيارى
۸- Pir-moceki