پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۵ - ۱۰ شوال ۱۴۲۷
Thu, Nov 2, 2006
فرهنگ و هنر
۳۴۸۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گردشگرى
مهرگان
ماجرا
گزارشى از وضعيت موسيقى در ۶ ماهه نخست سال ۸۵
پنجشنبه بازار كتاب
موسيقى
خواندن و نوشتن!
260934.jpg
محمدجواد بشارتى
مى گويند درصد كتابخوانى در مردم ايران بسيار پايين است و در تناسب با آن آمار و تيراژ نشر كتاب هم اندك . مى گويند موسيقيدانان ايران علاقه چندانى به خواندن كتاب ندارند و به تبع آن گرايش آنان به نگارش نيز اندك است. اگر در گذشته و پيشينه تاريخى فرهنگ موسيقى اين كشور، ميزان نگارش و نشر كتاب چهره اى سربلند دارد وبزرگان بسيارى در اين شاخه از علوم بشرى صاحب تأليف اند، در دوران معاصر اين روند رو به نقصان گذارده است. با وجود آنكه فرهنگ ايرانى را بيشتر سينه به سينه و شفاهى مى دانند و به خصوص در عرصه موسيقى براين خصيصه صحه مى گذارند، اما نيك مى دانيم تأليفات پرشمارى در حوزه موسيقى از دورانهاى تاريخى و به خصوص از قرن ۴ تا ۹ هجرى باقى مانده است. شايد صحه گذاشتن بر فرهنگ شفاهى و عدم تأليف تنها در قرن ۱۰ تا ۱۳ مصداق يابد. بر هر روى، از صدسال گذشته كه سرزمين ايران به دوران جديد و به نوعى مدرن شدن روى آورده است، ميزان تأليف و نگارش كتابهاى موسيقى در نسبت با ساير علوم انسانى و هنر، آمار پايينى را نشان مى دهد. توجه افزون به كار عملى و اجرايى و نحوه تعامل جامعه با موسيقيدانان در اين شاخه، عدم علاقه به مطالعه، سيستم آموزشى معاصر كه هنرجو و دانشجو را به سمت نانوشتارى و بى نيازى از مطالعه سوق مى دهد و مواردى از اين دست، همه و همه افت كمى و كيفى نشر آثار موسيقى در حوزه نوشتارى را پديد مى آورد. شايد برخى گمان كرده اند نشر موسيقى تنها به آثار صوتى يا تصويرى بسنده مى شود و تدوين يا تأليف چند كتاب آموزشى اين عرصه را كفايت مى كند. موسيقى به عنوان يك دستاورد مهم بشرى در حوزه فرهنگ انسانى، علمى بودن جنبه هاى مختلف آن، ارتباط و تعامل با ساير پديده هاى فرهنگى از قبيل زبان، اسطوره، تاريخ و ...
دامنه وسيعى از مطالعات براى خواندن و نوشتن را فرا روى هنرمند مى گشايد. در چند دهه اخير با رشد و گسترش علوم انسانى و مباحث ميان رشته اى، اين ضرورت و نياز بيشتر احساس مى شود. با اين حال گويى عادت كرده ايم، همواره از قافله عقب بمانيم. دانشكده هاى هنرى به عنوان مهمترين مركز مطالعاتى موسيقى، با برنامه هاى درسى نامعلوم هيچ انگيزه و گرايشى به سمت مطالعه در دانشجويان ايجاد نمى كنند. ضمن آنكه اغلب اساتيد نيز به تدريس چند صفحه جزوه بسنده كرده اند. از سوى ديگر شهرت هاى كاذب و رسانه اى موسيقيدانان در بخش اجرايى، ذهن هنرجو را از ابتداى امر به اين سمت و سو سوق مى دهد.
ضمن آنكه هنرجو چنين مى انديشد كه تنها با ساززدن است كه به اوج شكوفايى خواهد رسيد! مى بينيم جاى مطالعه حتى براى «نوازنده مطرح شدن» هم وجود ندارد. گويى تنها با كار مكانيكى، بدون فكر و مطالعه مى توان رشد كرد. البته سيستم فعلى جامعه موسيقى اين رويكرد را تقويت كرده است. در دورانى كه خلاقيت هاى فردى، بداهه پردازى، شناخت دقيق و عميق موسيقى كلاسيك در ارائه جملات، مزيت چندانى براى صاحبان آن محسوب نمى شود و بلكه نوازنده مكانيكى بودن با سرعتى بالا كه تنها قدرت دشيفر و اجراى استوديويى داشته باشد و قطعات اساتيد معاصر موسيقى را كه به شاگردى شان مى بالد به خوبى اجرا كند، اصل مهم ارزش گذارى است، نبايد انتظارى بيشتر از اين داشت.
موسيقى ايرانى چه در حوزه كلاسيك و چه در حوزه موسيقى مناطق مختلف، گستردگى و عمق و غنايى دارد كه از منظرهاى گوناگون قابل بررسى است. اين بررسى كه حتى در حوزه عمل نيز يك مكانيسم صحيح و راهگشاست، فضا را بر مطالعه مستمر و نگارش مستمر فراهم مى آورد.
گزارشى از وضعيت موسيقى در ۶ ماهه نخست سال ۸۵
از خانه موسيقى تا كاخ نياوران!
260922.jpg
ماه رمضان، همچنان كه براى اهل ايمان فرصتى فراهم مى آورد تا به معنويت و درون بپردازند، براى اهل فرهنگ و هنر وظيفه اى مازاد توليد مى كند تا به بستر فرهنگى خويش نگاهى ديگرباره بيفكنند. همزمانى اين ماه با ماه مهر و تعطيلى موقت اجراهاى موسيقى، براى موسيقيدانان نيز مى تواند تمهيدى ديگر فراهم آورد.
به عبارتى اين مجال، فرصتى بوده تا به شش ماه گذشته و دستاوردها و عملكرد موسيقى بپردازيم. نيمه اول سال فراز و فرودهاى متعددى را درحوزه موسيقى سپرى كرده است.
اين گزارش مبتنى بر مهمترين، شاخص ترين و مشهورترين اتفاقات يا جريانات موسيقى است. بى ترديد در عرصه موسيقى كشور گامهاى بسيارى برداشته مى شود.
عدم دسترسى به يك بانك اطلاعاتى منظم، پراكندگى اطلاع رسانى، عدم دسترسى به هنرمندان و مشكلات ارتباطى با آنان و سرانجام حجم صفحه در روزنامه و محدوديت مكانى - زمانى انتشار، تنها مجال پرداختن به بخشى را فراهم مى آورد كه قابل ارجاع است.
سال جديد براى موسيقى، همانند بسيارى از حوزه هاى فرهنگى روندى را پيش رو داشت تا از فراز آن موسيقيدانان عملكردهاى تغيير مديريت را به نظاره يا قضاوت بنشينند. مجموعه آنچه در نيمه نخست سال قابل عرضه است در چند عنوان كلى قابل گفتار است:
مراكز، ارگانها، نهادها: نخستين اتفاق مهم در اين بخش تغيير مديريت مركز موسيقى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى بود.
مدتى پيش از آن مركز نام خود را به دفتر تغيير داده بود.
دكتر احمدى مديركل سابق مركز گسترش و آموزش هنرى، جايگزين همافر شد.
ضمن آنكه عليرضا قزوه به مديريت شعر اين دفتر منصوب شد تا شعر داراى مركز و دفترى مستقل به عنوان خواهر يا برادر تنى موسيقى باشد .
از اتفاقات ديگر مراكز در نيمه نخست، انتخابات هيأت مديره خانه موسيقى و تغيير مديريت كلان اين نهاد بود.
از هيأت مديره پيشين گنجه اى، ظريف، پير نياكان و سرير در كنار اعضايى شامل كيانى نژاد، نوربخش و جزايرى كه نخستين بار است كه به هيأت مديره مى پيوندند، به نوعى تركيب اين مجموعه را يكدست تر از پيش كرد. مورد ديگر انتخاب حميدرضا نوربخش، خواننده و مدرس آواز در رأس هرم خانه، به عنوان مديرعامل بود.
حضور مديرى جوان و پرانرژى در صنف موسيقى كه ملاك در بسيارى موارد كبر سن و گذر زمان و ايام پيرى است، بسيار جالب توجه به نظرمى رسد.
در ساير مراكز موسيقى نظير مركز موسيقى صدا و سيما، حوزه هنرى، دانشكده هاى موسيقى و... اتفاق خاصى در جريان نبوده و آنان روال مرسوم گذشته را طى مى كنند. مركز موسيقى حوزه در راستاى موسيقى مناسبتى سازى خود نيز قطعاتى با موضوع پيامبر اعظم (ص) و انرژى هسته اى توليد كرده است.
اركستر سمفونيك و اركستر ملى: اين دو اركستر به عنوان بزرگترين و رسمى ترين اركستر، وابسته به دفتر موسيقى وزارت ارشاد فعاليت مى كنند.
در سال جديد نادر مشايخى به عنوان رهبر سكان اركستر سمفونيك را دردست گرفت. سال گذشته و پس از مباحث فراوان پيرامون حضور على رهبرى و رفتن او، اركستر بى رهبر ماند تا امكان تثبيت مشايخى، هرچه بيشتر فراهم آيد.
حضور اركستر سمفونيك تهران در نيمه تابستان با شركت در جشنواره اسنابروك آلمان، مهمترين خبر اين اركستر بوده است؛ جشنواره اى با موضوع موسيقى مشرق زمين كه انواع و اقسام گروهها در آن شركت داشتند. اما تنها اركستر سمفونيك حاضر در اين فستيوال كه در سرزمين و مهد موسيقى كلاسيك غربى، قطعاتى از بتهوون و چايكوفسكى نيز نواخت، اركستر سمفونيك تهران بود!
در مراجعت به وطن، رهبر اركستر ادعا كرده است كه اجراى آنها با استقبال مواجه شده و پنج كشور ديگر از اين اركستر جهت حضور در كشور خود دعوت كرده اند. اين شايد دودى باشد به چشم آنان كه به اركستر و ضعف هاى آن خيره شده و به ديده ترديد يا تحقير مى نگرند!
از اركستر ملى نيز خبر خاصى قابل درج نيست، مگر آنكه روال سابق و ممتد خود را سپرى مى كند.
كنسرت هاى موسيقى: گروههاى منسجم و پايدارى كه با سابقه طولانى بتوانند در محيط موسيقايى ايران فعاليت كنند نادر و حتى شايد غيرممكن باشد.
امروزه با عدم فعاليت گروههاى قديمى نظير شيدا و عارف، گروه دستان و كامكارها از پايدارترين و قديمى ترين ها محسوب مى شوند.
گروه دستان با اعضاى فعلى يعنى حميد متبسم، سعيد فرجپورى، حميد بهروزى نيا، پژمان حدادى و بهنام سامانى، تيرماه در فضاى باز كاخ نياوران، يكى از مشهورترين كنسرت هاى تيرماه بود.
شهرام ناظرى نيز با گروه جوان و ناشناخته كابوكى قطعاتى را در ورزشگاه انقلاب به روى صحنه برد.
خبر اجراى كنسرت محمدرضا لطفى و كيهان كلهر كه در بهار ورد زبان ها بود، تا پايان تابستان اجرانشد تا آن خبر اوليه شايعه باقى بماند. در روزهاى پايانى تابستان نيز خواننده شهير آذربايجان، عاليم قاسم اف به همراه گروه خود در مجموعه فرهنگى نياوران آخرين كنسرت نيمسال اول را رقم زد.
به جز موارد فوق برنامه هاى متعدد ديگرى نيز اجرا شده است.
گروه خنيا به سرپرستى و خوانندگى پرى ملكى، با بيش از يك دهه فعاليت، از گروههايى است كه در عرصه موسيقى زنان فعاليت دارد. كنسرت مشترك اين گروه در تالار وحدت و در ماه آخر تابستان، علاقه مندان را واداشت تا به اين نكته بينديشند كه امسال جشنواره موسيقى ياس ويژه بانوان اجرا نشده است.
اين جشنواره هر سال و همزمان با روززن (ولادت حضرت فاطمه«س») از سوى مركز موسيقى وزارت ارشاد برگزارمى شد. از ديگر گروههاى بانوان مى توان به گروه حاوا به سرپرستى پروين بهمنى اشاره كرد كه در فرهنگسراى هنر، علاقه مندان موسيقى قشقايى را مردادماه گردهم آورد.
برنامه هاى پژوهشى - آموزشى: چهارمين كارگاه، كانون موسيقى دانشگاههاى كشور در شاهرود با حضور محمدرضا درويشى، محمدعلى كيانى نژاد، حميدرضا نوربخش و مجيد درخشانى، از برنامه هاى قابل توجه در نيمسال اول بود.
اين برنامه در چهارروز و از اول شهريورماه در دانشگاه شاهد با حضور اعضاى كانون موسيقى دانشگاههاى كشور و دانشجويان موسيقى دانشگاههاى تهران برگزارشد.
سلسله برنامه هاى بزرگداشت كه ازسوى سازمان فرهنگى هنرى شهردارى تهران و در فرهنگسراى هنر اجرامى شود، نمونه  ديگرى از برنامه هاى اين بخش است.
آخرين برنامه پيش از ماه رمضان و در تابستان، بزرگداشت جليل شهناز بود كه با استقبال فراوانى روبرو شد.
برنامه هاى بزرگداشت درجاى خود بسيار هم مناسب جلوه مى كند؛ اما بزرگداشت واقعى هنرمندان موسيقى، امكان اجرا و كنسرت و براى هنرمندانى نظير جليل شهناز انتشار آثار و حرمت گذاردن به حقوق مادى و معنوى اثر است.
به صرف چند سخنرانى غيرتخصصى و خاطره گويى و اهداى لوح و سكه، هنر هيچ هنرمندى پاس داشته نمى شود.
اى كاش سازمان فرهنگى هنرى در كنار زحمات فراوان براى بزرگداشت ها، تمهيداتى براى اجرا و انتشار آثار هنرمندان فراهم مى كرد تا نسبت به ساير متوليان موسيقى كشور كه دغدغه اين چنينى ندارند، پيشى گيرد!
مجموعه برنامه هاى تكنوازى در كاخ نياوران، نمونه ديگرى از برنامه هاى آموزشى و اجرايى بود. على اكبر شكارچى، اردشير كامكار و پشنگ كامكار هنرمندانى بودند كه هركدام در دو شب به اجراى دونوازى به همراه تنبك پرداختند. اين برنامه كه از سوى انجمن موسيقيدانان نياوران شكل گرفته بود، با دعوت از نوازندگانى از نسل جوان، امكان اجراى تكنوازى را قبل از اجراى هنرمندان مشهور، براى آنان فراهم آورد.
به نقل از حسين عليزاده، نفس چنين برنامه هايى كه منجر به گردهمايى و حس همدلى و نزديكى موسيقيدانان مى شود، بسيار ارزشمند است.
اين قبيل برنامه ها با برنامه ريزى و دقت افزونتر، مى تواند در نسل نوى موسيقى، ايجاد انگيزه و حس حركت را تقويت كند.
مشهورترين برنامه پژوهشى نيمسال اول نيز اختصاص به سخنرانى و اجراى محمدرضا لطفى در تالار رودكى داشت.
در اين برنامه لطفى به بحث تاريخى و تحليل كلى مكاتب موسيقى و اصطلاحات به كاررفته پيرامون نام دوره ها و مكاتب موسيقى نظير دوره قاجار پرداخت ودر ادامه نيز با كمانچه قطعاتى نواخت.
باتوجه به مباحث لطفى پيرامون كمانچه نوازى معاصر كه بحث و جدل هاى فراوان به دنبال داشت، اين برنامه به نوعى عينيت يافتن نظرگاه لطفى بود.
ضمن آنكه بعد از دو دهه ، ايرانيان در كشور خود موفق شدند تا ساز لطفى (هرچند كمانچه) را بشنوند. تأسيس دوباره مكتب خانه ميرزا عبدالله و مؤسسه شيدا زيرنظر اين موسيقيدان در اوايل اين سال و تشكيل كلاسهاى آموزشى وى، خبر مهم ديگرى براى اهالى موسيقى بوده است.
***
آنچه در اين نوشتار ارائه شد، بخشى از اتفاقات موسيقى در نيمسال اول سال هشتاد و پنج بوده است.
بديهى است احتمال عدم ذكر مورد يا مواردى مهم در اين عرصه همواره وجوددارد. از سوى ديگر اخبار مربوط به حوزه نشر و انتشار آثار موسيقى است. كتاب و آلبوم هاى صوتى در اين مدت، همانند گذشته ارائه شده اند.
روند انتشار آثار مكتوب يا صوتى موسيقى اگرچه دستخوش تغيير و تحولاتى شده است اما اين روند همچنان با تداوم خويش، ادامه مسير موسيقى ايران را مى نماياند.
آثارى نظير ۱۸۶ تصنيف استاد دوامى با اجراى محسن كرامتى، اثرى از گروه دستان، موسيقى فيلم بيدمجنون و بوس كوچولو از احمد پژمان و... در اين مدت منتشر شده اند.
ضمن آنكه از اول مهرماه آثار متعدد ديگرى ارائه شده كه در گزارش نيمسال دوم و در پايان سال ذكر آن خواهدرفت.
پنجشنبه بازار كتاب
سلام بر كتابخوانان
260961.jpg
گروه فرهنگ و هنر - ساير محمدى: در فاصله اى كه روزنامه ايران از چاپ و انتشار باز ايستاده بود، آثار ارزشمند فراوانى در حوزه هاى ادبيات، دين و فلسفه و هنر منتشر شدند. امروز نيز چون گذشته سعى بر اين است كه گزارش هفتگى كتاب، بازتابى از تلاش ناشران كوچك و بزرگ و شهرستانى و پايتخت نشين و فعاليت همه اهل قلم و آثار منتشر شده باشد. در همين ارتباط فارغ از هر نوع علايق و موضع گيرى، از همه ناشران و اهل قلم مى خواهيم كه ما را در اطلاع رسانى هر چه بهتر و مطلوب تر يارى كنند و در جريان چاپ و انتشار آثارشان قرار دهند تا ما هم اطلاعات مورد نياز را به مخاطبان ارائه دهيم. گزارش اين هفته به دليل حجم انبوه كتاب هاى منتشر شده به حوزه دين و فلسفه اختصاص دارد و در انتها گزارش آثار ادبى را مى خوانيد:
دين
«تجربه كارآمدى حكومت ولايى» عنوان كتابى به قلم على ذوعلم است كه انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى چاپ و منتشر كرده است.
نويسنده اين كتاب را در سه بخش تدوين كرده كه در بخش نخست به مباحث نظرى در باب نقش و جايگاه رهبرى ولايى و وظايف و اختيارات او در فلسفه سياسى اسلام و قانون اساسى مى پردازد. بخش دوم به بررسى عينى و تجربى مى پردازد. بخش سوم به مشكلات و راهكارها اختصاص داده شده است.» نغمه محمد(ص) عنوان كتابى به قلم محمد اخگرى است كه نگاهى دارد به تأثير گوته شاعر شهير آلمانى از شخصيت والاى حضرت محمد(ص). اين كتاب را پژوهشگاه فرهنگ و معارف منتشر كرده است. «دانايى و ديندارى» مجموعه مقالاتى به قلم على دژاكام است كه در نه بخش به مباحثى چون خردورزى و ديندارى ايمان و آزادى انديشه، روشنفكرى از منظر شهيد مطهرى، آسيب شناسى حكومت اسلامى از ديدگاه نهج البلاغه، اصلاحات و انديشه امام على(ع) و ... مى پردازد. «جايگاه عرف در فقه» به قلم سيدمحمد واسعى چاپ و منتشر شده است. نويسنده سعى دارد با پرداختن به پديده عرف يعنى مهم ترين استنباط، گامى استوار برداشته و پژوهشى جامع و واقع نگر درباره جايگاه آن در دانش فقه بپردازد. ناشر اين كتاب كانون انديشه جوان است. «ميراث كلاسيك اسلام» اثر فرانتز روزنتال پژوهشگر و محقق آلمانى است كه با ترجمه عليرضا پلاسيد از سوى انتشارات طهورى چاپ و منتشر شده است. اين كتاب گزيده متونى منتقدانه از اسلام شناس مجرب فرانتزروزنتال است كه به تأثير كتاب هاى هلنى دوره كلاسيك (پس از اسكندر تا فروپاشى امپراتورى روم) در تمدن اسلامى مى پردازد. در اين كتاب گستره ميراثى كه اسلام از تمدن هلنى برده است از ادبيات و فلسفه تا علوم امروزى بررسى شده است. «دنياى تئو» داستانى درباره تاريخ اديان است كه به قلم كاترين كلمان تحرير شده و دكتر مهدى سمسار آن را به فارسى برگردانده است. انتشارات نقش جهان چاپ سوم اين اثر را روانه بازار كرده است.
فلسفه و جامعه شناسى
«الفباى فلسفه» اثرى از نايجل واربرتون است كه با ترجمه مسعود عليا توسط انتشارات ققنوس منتشر شده است. نويسنده در اين كتاب خواننده را قدم به قدم با فلسفه آشنا مى كند و در هر فصل به يكى از حوزه هاى مهم فلسفه مى پردازد. همين انتشاراتى كتاب «زمينه و زمانه پديدارشناسى» را به قلم سياوش جمادى چاپ و منتشر كرده است. سياوش جمادى در اين كتاب ضمن جستارى در زندگى و انديشه هاى هوسرل و هايدگر به گسترش پديدارشناسى هرمنوتيكى و نقد آن نيز مى پردازد. «فرهنگ جامعه شناسى انتقادى» عنوان فرهنگنامه اى به قلم ريمون بودون و فرانسوا بوريكو با ترجمه عبدالحسين نيك گهر است كه مؤسسه نشر فرهنگ معاصر چاپ و منتشر كرده است. نشر فرهنگ معاصر به عنوان ناشر تخصصى دايرة المعارف ها و فرهنگنامه ها، «فرهنگ جامعه شناسى انتقادى» را نيز به عنوان يك اثر مرجع به جامعه  ما عرضه كرده است. اثرى كه جايش در عرصه كتاب هاى جامعه شناسى خالى بود. «فرهنگ نمادها» عنوان مجموعه اى پنج جلدى است كه تاكنون سه جلد آن منتشر شده بود و اخيراً جلد چهارم آن از سوى نشر جيحون به بازار آمد. اين مجموعه را ژان شواليه و آلن گربران تأليف و تدوين كرده اند و ترجمه و تحقيق به زبان فارسى را سودابه فضايلى به عهده گرفته است. جلد چهارم فرهنگ نمادها از حرف ش تا گ را در بر مى گيرد.
سياست
«روشنفكرى در گذر انديشه ها» عنوان كتابى است كه تحقيق و تدوين آن را عبدالرضا حاجيلرى به عهده داشته و ناشر آن پژوهشگاه فرهنگ معارف و نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها است، نويسنده در چهارفصل مفهوم و تاريخچه روشنفكرى، روشنفكران و تحولات عصر حاضر، اسلام و روشنفكرى، روشنفكرى در تاريخ معاصر ايران را با استفاده از طيف هاى گوناگون فكرى و فلسفى مورد بحث و بررسى قرار مى دهد. «توزيع و مهار قدرت در نظريه ولايت فقيه» عنوان كتابى است تحقيقى كه به قلم شريف لنكرانى از سوى كانون انديشه جوان به بازار آمد. نويسنده در اين كتاب ماهيت و جايگاه تفكيك قوا در نظريه ولايت فقيه را مورد كنكاش قرار مى دهد و به برخى از پرسش ها پاسخ مى دهد. «نفت، قدرت، امپراتورى» عنوان كتابى به قلم لارى اسميت با ترجمه اقبال طالقانى است كه نشر ديگر چاپ و منتشر كرده است. در اين كتاب تاريخ جدال قدرت هاى خارجى براى تسلط بر منطقه خاورميانه و حماسه مقاومت مردمان اين ديار روايت مى شود و نمونه مشخص آن عراق و برنامه جهانى آمريكا براى تسلط بر اين كشور افشا مى شود.
همين انتشاراتى كتاب «سلطه يا بقا» به قلم نوآم چامسكى با ترجمه عليرضا ثقفى خراسانى را منتشر كرد كه عنوان فرعى كتاب طرح سلطه آمريكايى رقم خورده است. چامسكى با استفاده از مستندات سياست هاى زورگويانه و سلطه طلبانه آمريكا را جهت حاكميت بر جهان تبيين مى كند.
«سيرالملوك» اثر ابوعلى حسن بن على طوسى، نظام الملك اثرى كلاسيك از قرون گذشته و به روايتى از سال ۴۷۹ هجرى تا ۴۸۵ هجرى است كه به كشوردارى مى پردازد. بازشناسى، نقد و تحليل و ويرايش و توضيحات متن به قلم دكتر محمد استعلامى صورت گرفته و ناشر آن هم انتشارات زوار است. «خاطرات و خطرات» به قلم حاج مهديقلى هدايت (مخبر السلطنه) كه با عنوان فرعى توشه اى از تاريخ شش پادشاه و گوشه هايى از دوره زندگى من توسط انتشارات زوار منتشر شده است. اين كتاب كه براى علاقمندان به تاريخ بسيار آشناست تاكنون شش بار تجديد چاپ شده است. تصاويرى از دوران گذشته را نيز ضميمه دارد.
«در گير و دار كتاب و نشر» مجموعه مقالات كريم امامى در زمينه صنعت نشر در طول سالهاى گذشته و چاپ شده در مطبوعات است كه به اهتمام عبدالحسين آذرنگ و ايران نازكاشيان گردآورى و از سوى انتشارات نيلوفر چاپ و منتشر شده است. «ارج نامه حبيب يغمايى» عنوان كتابى به اهتمام سيد على آل داوود است كه توسط نشر ميراث مكتوب چاپ و منتشر شده است. حبيب يغمايى شاعر، محقق و متن پژوه برجسته معاصر كشور بود. در اين ارج نامه يك فصل به زندگى او پرداخته مى شود و در فصول بعدى آثار وى به قلم چهره هاى سرشناسى چون محمدجعفر محجوب و غلامحسين يوسفى و مهرى محقق و... مورد بحث و داورى قرار مى گيرد. ضمن اين كه نمونه اى از آثار او را هم مى خوانيم.
* شعر
«رسول مهر» مجموعه شعر شاعران معاصر در مدح و منقبت پيامبر اعظم (ص) به اهتمام كامران شرفشاهى از سوى نشر مديا چاپ و منتشر شده است. اين مجموعه از گنجينه صد سال اخير شعر و ادب فارسى جمع آورى و گلچين شده است. «غريبه هاى آشنا» عنوان كتابى به تأليف دكتر ابراهيم خدايار است كه شعر فارسى ماوراء النهر قرن بيست با تكيه بر محيط هاى ادبى خوقند و خوارزم را در بر مى گيرد. انتشارات تمدن ايرانى اين كتاب را منتشر كرده است. «شعر فرانسه در سده بيستم» با ترجمه و توضيح محمدتقى غياثى توسط انتشارات ناهيد به بازار آمد. دكتر غياثى كه حدود چهل سال است به تدريس تاريخ ادبيات فرانسه و تفسير شاهكارهاى آن در دانشگاههاى تهران مى پردازد، ترجمه زيباترين شعر شاعران فرانسوى را كه شامل صد قطعه از سى شاعر مى شود، همراه با توضيح دشوارى ها و زندگينامه شاعران در اين مجموعه فراهم آورده است. «در سايه ماه و مرگ» گزيده شعرهاى فدريكو گارسيا لوركا شاعر معروف اسپانياست كه به انتخاب و ترجمه خسرو ناقد به صورت دوزبانه از سوى انتشارات كتاب روشن راهى پيشخوان كتابفروشى ها شد.
«خاطرات روزهاى دور» عنوان يادداشت ـ خاطره هاى پابلو نرودا شاعر شيليايى است كه كارن خاچاتورف آن را گردآورى كرده بود. ترجمه اين كتاب به قلم فاطمه امانى توسط انتشارات آزادمهر چاپ و منتشر شده است. «شعر و شناخت» عنوان كتابى به قلم ضياء موحد است كه در سه بخش مقاله هاى فلسفى ـ نظرى، نقد شعر، معرفى دو شاعر زن (اميلى ديكنسون و سيلويا پلات) همراه با گزينه اشعارشان تأليف و تدوين شده و از سوى انتشارات مرواريد تجديد چاپ شده است، چاپ اول اين كتاب در سال ۷۷ به بازار آمده بود.
*رمان، داستان
«باغ تلو» نام رمانى به قلم مجيد قيصرى است كه نشر علم چاپ و منتشر كرده است. قيصرى اين رمان را به شيوه راوى اول شخص روايت مى كند. راوى در اين داستان از زندگى خود و پدر و مادرش و ارتباط با آنها مى گويد.
«خرچنگ هاى بلورى» رمانى از مصطفى دشتى است كه انتشارات روزبهان ناشر آن است. در اين رمان نيز راوى اول شخص به شرح ماجرا مى پردازد.
«بيرون، پشت در» مجموعه چهارده داستان كوتاه به قلم ناصر زراعتى است كه از سوى نشر افق به بازار آمد. نويسنده در اين اثر ضمن مرور تجربه ها و خاطرات دور و نزديك خود، حسرت ها و نگرانى هاى انسان معاصر را روايت مى كند. «سالمرگى» عنوان رمانى به قلم اصغر الهى است كه پس از سالها سكوت منتشر مى شود. محور اصلى اين رمان داستان زندگى مادربزرگ است، مادربزرگى كه سرانجام در تنهايى مى ميرد. ناشر اين رمان نشر چشمه است. «افسانه هاى بختيارى» با پژوهش و نگارش ويكتوريا دقيقيان توسط انتشارات كتاب روشن چاپ و منتشر شده است.
در اين كتاب پژوهشگرى كوشا به ميان قوم خود رفته و داستانها و افسانه ها و ادبيات فولكلوريك را جمع آورى و به چاپ سپرده است. «زنى با چكمه ساق بلند سبز» نام مجموعه اى است از داستانهاى كوتاه مرتضى كربلايى لو كه انتشارات ققنوس راهى كتابفروشى ها كرد. «دويدن در ميدان تاريك مين» به قلم مصطفى مستور نام يك نمايشنامه در چهار پرده است كه نشر چشمه منتشر كرده است. مستور تاكنون آثار موفقى در زمينه داستان كوتاه و رمان منتشر كرده و حالا توانايى اش را در عرصه نمايشنامه نويسى به داورى گذاشته است. نشر چشمه «شبهاى چهارشنبه» به قلم آذردخت بهرامى را كه شامل هشت داستان كوتاه است و «رد پاى حلزون» به قلم مه كامه رحيم زاده را كه شامل همين تعداد داستان است، اخيراً چاپ و منتشر كرده است. «همسفر مرغ عشق» رمانى از امير محمد اعتمادى از سوى انتشارات پيكان به بازار آمد. نويسنده در اين رمان داستان پزشكى را روايت مى كند كه به ييلاق شمال رفته تا شاعر را معالجه كند و...
«زورو» يا ديه گو دلاوگا كه در قرن هجدهم در جنوب كاليفرنيا متولد شد و بعدها چهره اى افسانه اى پيدا كرد، مضمون جديدترين رمان ايزابل آلنده است كه بر اساس زندگينامه زورو رمانى جذاب خلق كرده است. اين رمان با ترجمه محمدعلى مهمان نوازان توسط انتشارات مرواريد به بازار آمد. «رقص گردنبند» و «وسوسه» نام دو رمان گراتزيا دلددا نويسنده ايتاليايى و برنده جايزه نوبل ادبى است كه با ترجمه بهمن فرزانه منتشر شده است. رقص گردنبند را انتشارات كتاب مهناز چاپ كرده و «وسوسه» را انتشارات كتاب خورشيد در سال ۸۰ كه اكنون به چاپ دوم رسيده است.
«وقتى نيچه گريست» رمانى از اروين بالوم با برگردان سپيده حبيب از سوى انتشارات كاروان منتشر شده است. البته اين رمان چند سال قبل با ترجمه مهشيد ميرمعزى توسط نشر نى هم چاپ و منتشر شد. انتشارات كاروان كتاب ديگرى با عنوان «سرگذشت نارنيا خواهرزاده جادوگر» را از سى. اس. لوييس با ترجمه آرش حجازى منتشر كرده كه براى نوجوانان نوشته شده است. «خنده در تاريكى» رمانى از ولاديمير ناباكف نويسنده روسى الاصل آمريكايى است كه با ترجمه اسماعيل فلزى از سوى انتشارات هيرمند به چاپ دوم رسيد. همين ناشر رمان معروف «مادر» به قلم ماكسيم گوركى را با برگردان على اصغر سروش تجديد چاپ كرده است. انتشارات ميراثبان از مجموعه كارنامه دانشوران ايران و اسلام، قصه هاى شاهنامه را در هشت جلد براى نوجوانان چاپ و منتشر كرده است. تلخيص و بازنويسى قصه هاى شاهنامه اثر فردوسى به اهتمام دكتر منصور رستگار فسايى صورت گرفته است.
«از كافكا تا كافكا» اثر موريس بلانشو با ترجمه مهشيد نونهالى توسط نشر نى به بازار آمد. متن هايى از فرماليست هاى روس با عنوان «نظريه ادبيات» كه توسط تزوتان تودوروف گردآورى و به زبان فرانسوى ترجمه شده بود، توسط عاطفه طاهايى به فارسى برگردانده شد و از سوى انتشارات اختران به بازار آمد. «آشنايى با مكتب هاى ادبى» به قلم دكتر منصور ثروت است كه مهم ترين مكتب هاى نقد ادبى را به صورت تفصيلى و تشويقى معرفى مى كند. اين كتاب را انتشارات سخن چاپ كرده است.
تجربه بچه هاى مسجد قابل تكرار است
بچه هاى مسجد نام آشناى مجموعه داستانهايى است كه در ذهن كودكان و نوجوانان كتابخوان ايرانى در دهه ۶۰ و اوايل دهه ۷۰ خاطرات شيرينى را برجاى گذاشته است.
پيشينه جنگ بچه هاى مسجد ـ مجموعه كتابهايى كه نخستين عنوان آن در سال ۱۳۵۹ منتشر شد ـ به پيش از انقلاب اسلامى برمى گردد كه در مسجدى در جنوب غربى تهران به نام حضرت جوادالائمه (ع) يك معلم علاقه مند با همراهى و موافقت امام جماعت آن مسجد به برپايى جلسات قصه خوانى و داستان نويسى اقدام كرد و آن حركت خودجوش، ساده و صميمانه بعدها به انتشار بيش از ۲۰۰ عنوان كتاب انجاميد.
«بچه هاى مسجد» كه آن روزها در حال و هواى نوجوانى از قفسه هاى كتابخانه كوچك مسجد  جوادالائمه كتاب به امانت مى گرفتند و با همراهى اميرحسين فردى دوشنبه شب ها و پس از نماز جماعت مغرب و عشاء به نقد و بررسى آثار مطالعه شده مى پرداختند امروز در عرصه فرهنگ، هنر و ادبيات اين سرزمين به چهره هاى صاحبنامى تبديل شده اند.
نام شهيد حبيب غنى پور كه آثارش در مجموعه كتابهاى بچه هاى مسجد بارها به چاپ رسيده است امروز نماد فعاليت تشكلى است كه به باور دست اندركاران اين مجموعه تنها سازمان مردم نهادى تلقى مى شود كه از دل يك مسجد شكل گرفته و در عرصه ادبيات و هنر مذهبى نقش ماندگارى را برجاى گذاشته است.
روز هشتم آبان و در حاشيه دوازدهمين جشنواره كتاب كودك و نوجوان اميرحسين فردى نويسنده صاحب نام و مدير مسئول نشريه كيهان بچه ها و پايه گذار اصلى جنگ بچه هاى مسجد در كنار دو نويسنده ديگر آن مجموعه محمد ناصرى و ناصر نادرى در نشستى تخصصى به بازگويى خاطرات شيرين آن سالها پرداختند.
در اين نشست جعفر ابراهيمى (شاهد) دبير جشنواره كتاب كه اداره جلسه را برعهده داشت جمع بچه هاى مسجد را جمعى صميمى توصيف كرد كه حضورشان در كنار يكديگر جريانى تأثيرگذار را پايه نهاد كه بعدها انديشه آن به حوزه هنرى و كيهان بچه ها منتقل شد.
وى افزود: كتابخانه هاى مساجد مى تواند به افزايش مطالعه در ميان كودكان و نوجوانان كمك كند و تجربه بچه هاى مسجد تجربه اى است كه آن را براى جذب بيشتر بچه ها به مسجد مى توان به كار گرفت.
اميرحسين فردى نيز با اشاره به فضاى جامعه و جريان ادبى حاكم در پيش از انقلاب گفت: آن زمان فضاى جامعه براى نيروهاى مذهبى آن قدر ناامن بود كه ما مسجد را تنها پناهگاه خود مى دانستيم و از سويى احساس مى كرديم جريان ادبى مذهبى در كشور از جايگاه و منزلت بالايى برخوردار نيست و تعداد نويسندگان مذهبى از شمار انگشتان دست فراتر نمى رفت و اين باعث شد كه ايده برگزارى جلسات قصه خوانى و قصه نويسى در آن مسجد شكل بگيرد كارى كه بعدها با استقبال نوجوانان روبرو شد به نحوى كه در فضاى تنگ و محدود در نظر گرفته شده گاهى ۳۰۰ نوجوان در جلسات شركت مى كردند.
مدير مسئول كيهان بچه ها ادامه داد: در ابتداى كار بحث قصه خوانى مطرح نبود ما همه آرمان، عقيده و انديشه مان را متمركز كرده بوديم در آن پايگاه و به مسجد به واقع مانند يك سنگر نگاه مى كرديم و زيرفشار حكومت منتظر يك اتفاق بزرگ بوديم و خودمان را براى آن جوشش و جنبش مردمى آماده مى كرديم.
وى ادامه داد: دوستى و صميميت جمع نوجوانان آن روز و دل هاى پاك آنها باعث رونق مجموعه شد و پرچم آن حركت، امروز با جشنواره شهيد غنى پور و انتخاب كتاب سال آن همچنان برافراشته است و با همراهى وزارت ارشاد در سالهاى اخير و برخى سازمانها و ارگان ها، جشنواره از جايگاه بهترى برخوردار شده است.
محمد ناصرى نويسنده كتاب «جاى پاى ابراهيم» هم در اين نشست به ويژگى هايى اشاره كرد كه فضاى مسجد جوادالائمه را در آن سالها به فضاى پويا و بالنده تبديل كرد.
وى گفت: ما به عنوان نوجوانانى كه در آن مسجد فعاليت مى كرديم، آموختيم كه على رغم داشتن تضاد فكرى مى توانيم در فضايى باز با يكديگر به بحث و جدل بنشنيم و همديگر را تحمل و تكميل كنيم.
نويسنده زندگينامه علامه محمدتقى جعفرى در ادامه افزود: يادم نمى آيد كه آقاى فردى به ما گفته باشد كتابى را نخوانيد و اصولاً در روبرو شدن با تمامى آثار منتشر شده در حوزه ادبيات و داستان فعال بوديم و هرگز در موضع انفعال قرار نمى گرفتيم و با برنامه و حساب شده تمامى كتابها را حتى آنهايى كه به نظر آدم هاى مذهبى كتابهاى مناسب نيست مطالعه و نقد و بررسى مى كرديم.
همچنين ناصر نادرى نويسنده، ويژگى تشكل بچه هاى مسجد را حاكميت روح فرهنگى و اعتدال و ديندارى برشمرد كه به باور وى امروز به آن بيشتر نياز داريم.
وى خاطرنشان كرد فضاى بى تكلف، ساده و جذاب، امام جماعت با سعه صدر بالا، حضور استاد و آموزگارى شيفته و عاشق به تربيت نوجوانان و بچه هاى علاقه مند به پيدايش و شكل گيرى تشكل كمك كرد.
نادرى افزود: اين تجربه بايد براى متوليان امور مساجد امروز مرور شود تا ببينند كه يك مسجد توانسته است به فضايى فرهنگى و بالنده و خاستگاه چهره هاى صاحبنامى در عرصه هاى روزنامه نگارى، ادبيات، سينما، تصويرگرى و گرافيك تبديل شود.
اين نويسنده تصريح كرد تكريم مسجد جوادالائمه(ع) تكريم آقاى فردى نيست بلكه ارج نهادن به گونه اى از ادبيات مردم گرا، خاص و مذهبى است.
استمرار، مشاركت جمعى، روح لطيف و مهربان حاكم بر فضا، مدارا، توجه به توانايى هاى فردى و ادراكى بچه ها و تشويق جوانان از جمله ويژگى هايى است كه به باور ناصر نادرى به موفقيت مجموعه بچه هاى مسجد در ميان مخاطبين كمك كرد.
گفتنى است دوازدهمين جشنواره كتاب كودك و نوجوان تا روز ۱۳ آبان در مركز آفرينش هاى فرهنگى و هنرى كانون واقع در خيابان حجاب ادامه مى يابد.
اسب در فرهنگ ايرانى
دكتر اردشير صالح پور
260997.jpg
«اسب از ريشه «اس» به معنى دونده و تيزتك است. زيرا اسب تيزتك ترين جانور اهلى است. ريشه واژه سوارى هم در واژه اسب است و در اصل اسب بارى بود كه بر اثر تحولات زبان شناختى به مرور زمان به صورت سوارى درآمد.» (۱)
اسب كه آن را نمادى از نجابت و زيبايى ذكر نموده اند يكى از پرنقش ترين و اصيل ترين حيوانات اهلى در دنياى اساطير ايران باستان به شمار مى آيد.
ايرانيان باستان همان گونه كه براى خود و خانواده خويش از اهورا مزدا طلب نيكى مى كردند، براى اسب خود نيز نيرومندى مى خواستند. در اوستا از اسب به عنوان يكى از برگزيد ه ترين حيوانات نام برده شده و حتى براى معالجه و نيك نگاهدارى از آن نيز دستوراتى آمده است(۲) و اين نشانه اى از پاكى، اصالت و اهميتى است كه در فرهنگ ايرانى براى اين حيوان قائل بودند. اهميت اسب در دنياى اساطير ايران تا به آن اندازه است كه هر ايزد داراى گردونه هاى زرين و اسب هاى تيزتك بود. همچنين در «يشت »ها نيز است به قربانى كردن اسب اين گونه اشاره شده است:
«از براى ناهيد، هوشنگ پيشدادى، در بالاى كوه هرا (البرز) صد اسب و هزار گاو و ده هزار گوسفند فدا كرد و از او خواست كه در همه كشورها بزرگترين پادشاه گرديد.»(۳)
حضور اسب در فرهنگ و تاريخ كهن ايران در جلوه هاى گوناگونى متجلى است. آن گونه كه بيشتر كتيبه ها، سنگ نبشته ها، الواح سيمين و زرين دوره هخامنشى گواه اهميت و توجه خاص به اين حيوان زيباى اساطيرى است و در كتيبه هاى گلى دوره داريوش نيز نام اسبهاى عالى كشور ايران عنوان شده است.
اسب همچنين در فرهنگ اسلامى نيز مقام و جايگاه ويژه اى دارد.
اين توجه و اهميت به اسب، به دامنه موسيقايى اقوام مختلف ايرانى نيز نفوذ كرده است و از آنجايى كه اسب و سواركارى در زندگى و فرهنگ مردمان نواحى مختلف ايران اهميت و كاركرد ويژه داشته و اين حيوان همواره در جنگ ها و سور و سوگ ها بهترين همراه و همدم مردمان بوده است، بخشى از مقام هاى مهم در موسيقى برخى از اقوام ايرانى به جلوه هاى حضور و نقش زيباشناسانه اسب اختصاص يافته است.
آنچه در اين پژوهش مختصر مى آيد نگاهى است گذرا به حضور زيبا و پراهميت اسب در آواها و ترانه هاى اقوام مختلف ايران:
اسب در پهنه ادبيات و فرهنگ قوم تركمن از جايگاه و منزلت خاصى برخوردار است و در زندگى مردمان اين سرزمين نقش مهمى را ايفا مى كند.
مردمان تركمن به اسب عشق و علاقه وافرى دارند. آنان براى اين حيوان زيبا و كارآمد پوشش هاى مخصوصى همراه با زيورآلات كه گاه نيز به آب طلا مزين شده است، تهيه مى كنند كه اين خود نشانگر از عشق و اهميت و توجه خاص مردمان سرزمين تركمن به اسب است. اسب براى مرد تركمن به منزله همسفر و همدم به شمار مى رود، آنان مى گويند:
آت آدمينگ قاناتى دير
(اسب بال و پر انسان است)
در فرهنگ موسيقايى قوم تركمن نيز توجه و اهميت به اسب به زيبايى تمام نمود يافته و جلوه گر است. آن گونه كه يكى از مقام هاى موسيقى پررمز و راز اين سرزمين، مقام «آت چاپان» است كه درباره اسب و چابك سوار سخن مى گويد. در اين مقام موسيقايى صداى سم اسب بر اثر برخورد با پنجه نوازنده بر روى كاسه دو تار به وضوح شنيده مى شود و ناله هاى حزن انگيز كمانچه يا «قيچان» و حركات آرشه صداى وزش باد را در دشت هاى پهناور تركمن براى شنونده تداعى مى كند. (نكته جالب توجه اينكه در گذشته، آرشه كمانچه تركمنى را از موى يال و يا دم اسب مى ساختند و اين نيز يكى از طرق بهره مندى از اين حيوان كارآمد است).
مرد تركمن از تداوم صداى موزون و متنوع سم اسبان بهره برده و از اين طريق بخش موسيقى سازى اين سرزمين به اين امر اختصاص يافته است كه عبارتند از:
ـ مقام جنگه را Jangara يا سوار بازى يا سوار هو:
اين مقام يكى از كهن ترين مقام هاى حماسى در موسيقى لرى است كه همراه با نواى سرنا و دهل اجرا مى شود.
در گذشته اين مقام موسيقايى در هنگام جنگ براى ايجاد روحيه و ترغيب و تشويق جنگاوران نواخته مى شد و سپاهيان جنگاور با نواى مقام «جنگه را» در هم آميخته و نبرد اوج مى گرفت.
اناران مشكنتيوكى ايما انار حريم
سوزكياونه زين كنيتو ايمانيش عروس بريم
Anaran maskanito ky eima anar harim
Soz kiyarane zin konito eimnis aros barim
(انارها را مشكنيد ما كى انارخور هستيم؟ اسب سبزه كبود رنگ را زين كنيد ما مى خواهيم عروس را با خود ببريم)
در لرستان، در مراسم عروسى هنگامى كه عروس را به خانه داماد مى آورند، مقام «جنگه را» نواخته مى شود و در اين بين سواران با انجام حركاتى خاص كه در گويش محلى به «قيقاج بازى» معروف است، شادى و هيجان خاصى را به مراسم مى بخشند.*
حركات سوار و اسب آن در برابر واكنش به نواى تهييج كننده سرنا براى هر تماشاگرى جذاب و ديدنى است. اين مقام بيشتر حالتهاى چهارگاه را تداعى مى كند.
در اين هنگام مادر عروس مقدارى تنقلات محلى را كه شامل كشمش، گندم بو داده و گردو است به جاى شيرينى به سواران، «قيقاج باز» مى دهد. در ادامه اين مراسم عده اى از اسب سواران در فضاى باز جمع شده و به دنبال مرغ، خروس، گوسفند و بز يا در مقابل سنگ و نشانه اى به تيراندازى مى پرداختند. در گذشته هاى پيش تر، «مقام جنگه را» پس از مقام «شاره را»(۶) نواخته مى شد.
آن گونه كه ذكر شد مقام «جنگه را» به مقام «سوار هو» نيز معروف است. علت اين نامگذارى آن است كه اين مقام هنگام بازگشت و فراخواندن سواران از ميان صحنه نبرد و جمع آورى سپاه به دستور بزرگان قوم پس از پايان يافتن جنگ و نبرد ميان سپاهيان نواخته مى شد. در اصطلاح محلى به آن «هو كردن سواران» نيز مى گويند.
ـ مقام پاكتلى: pakotali
اسب كش يال بوريت نواسووارش
تك سوار لرسودنى ديارش
Asbekas yal borit nua sowares
Tak soware loveso de ny dyares
(يال اسبش را ببريد، مبادا كسى برآن سوار شود. چرا كه تك سوار لرستان ديگر پيدايش نيست).
در لرستان هنگام مرگ بزرگان اسب متوفى را سياه پوش كرده گردنش را با پارچه سبزرنگى كه به آن «يال پوش» مى گويند، مى پوشانند و هنگام حركت «كتل» (اسب سياهپوش متوفى) از منزلگاه به سوى غسالخانه مقام «پاكتلى» نواخته مى شود.
درباره وجه تسميه اين مقام نيز مى توان اذعان داشت كه از آنجايى كه اين مقام موسيقايى در پاى «كتل» نواخته مى شود به اين ناميده شده است.
خراسان:
در خراسان اسب مورد توجه خاص مردمان اين سرزمين پهناور است . در منطقه شمال اين استان و تا حدودى سبزوار نمايشى موسيقايى به نام «نمايش اسب چوبى» اجرا مى شود. اين نمايش ريشه هاى قوى حماسى و اسطوره اى در خود نهفته دارد و موسيقى جزو لاينفك آن به شمار مى رود.
در نمايش موسيقايى اسب چوبى، رقصنده يا چوب باز در حالى كه شمشيرى به دست دارد در داخل اسب چوبى قرار مى گيرد و با نواى سرنا و دهل نوازندگان محلى به حركات نمايشى خاصى مى پردازد.
در اين نمايش موسيقايى، اسب چوبى با پارچه هاى رنگارنگ تزئين و پوشيده شده است و رقصندگان يا چوب بازان، گرداگرد اسب چوبى با او به چوب بازى مى پردازند.
نمايش اسب چوبى معمولاً در مراسم عروسى، اجرا مى شود و نحوه اجراى آن بدين صورت است كه عروس سوار بر اسب در يك سو و داماد نيز سوار بر اسبى ديگر در مقابل هم قرار مى گيرند و سيبى را به سوى يكديگر پرتاب مى كنند. سيب به هر سو كه برود، اسب چوبى و رقصندگان نيز به آن سمت حركت مى كنند.
در اين نمايش معمولاً اسب سفيد نماينده خانواده عروس و اسب قرمز نماينده خانواده داماد است. در نمايش نمادين و طنزگونه نزاعى ميان دو خانواده عروس و داماد درمى گيرد كه در نهايت سواران در داخل اسب با يكديگر به نبرد مى پردازند.
كردستان:
مراسم اسبدوانى در سرتاسر روستاها و دشت هاى استان كردستان با آيين و مراسم خاص در اعياد و آيين هاى ملى مردم انجام مى شود. اين مراسم با نواى سواران كه از ريتم تندى برخوردار است همراهى مى شود. در مراسم عروسى، هنگامى كه عروس را با اسب به خانه داماد مى برند، نواى سواران با ريتمى آرام و ملايم اجرا مى شود.
در كردستان همچنين مقام سوار ـ سوار نيز اجرا مى شود كه نحوه اجراى آن بدين صورت مى باشد:
با آغاز فصل پاييز در مناطق عشايرى «گوران» و «قلخانى» و در كوهپايه هاى«دالاهو» مردمان پرتلاش اين مناطق جشن خرمن و برداشت محصول برپا مى كنند.
اين جشن در واقع بزرگترين جشن تقويم زندگى عشايرى مردمان كردستان است كه براى خير و بركت محصول برگزار مى شود.
جشن خرمن، در جوار قدمگاهى روبه دشت برگزار مى شود. در روزهاى برگزارى اين جشن كه در ماه مهر است بر فراز صخره اى پرچم هايى به رنگ سبز، سفيد و سياه افراشته مى شود كه تماشاگران را راهنمايى مى كند.
در اين هنگام نواى ساز و دهل در تمام دشت مى پيچد زنان ديگ هاى غذاى نذرى را روى اجاق مى گذارند و جوانان به داورى و پيران و ريش سفيدان به خط مى ايستند و به اسبدوانى مى پردازند. به همراه تاخت اسبان، نوازندگان محلى مقام سوار - سوار را مى نوازند.
بختيارى:
261027.jpg
حضور اسب در فرهنگ عشاير بختيارى به عنوان عنصرى مفيد و ياريگر به هنگام سور و سوگ نمود عينى بسيارى دارد و به واسطه همين حضور و اهميت است كه اسب هم در موسيقى سازى و هم در موسيقى آوازى بختيارى جلوه اى زيباشناختى و مستمر دارد.
در انواع آوازها و ترانه هاى بختيارى به كرات از اسب ياد شده است آنگونه كه در نغمه هاى عروسى يا «دوالالى» dovalali آمده است:
اسب بور آفلونى بيست و چار ميخ ايخوره
سوار و ابيد آقا دوماد چى شاهين درايخوره
Asbe bore afeloni bist-o-car mix eixore
Sovar vabid aqa domad ci sahen der eixore.
(اسب زرد رنگ آقا فلانى براى نعل كردن بيست و چهار ميخ مى خورد، آقا داماد بر آن سوار شده و همچون شاهين مى چرخد).
اسب در سوگچامه هاى بختيارى نمود بيشترى دارد. بسيارى از ادبيات سوگوارى به اسب متوفى اشاره اى مستقيم گونه دارد. براى مثال:
اى ددوم سى خاطرم بگو زدنگم
يكى زاسبم بگو يكى زتفنگم
Ay dado si xaterom bego ze dagom
Ayki ze asbom bego ayki ze tofangom
(اى خواهرم، به خاطر من، يكى از ويژگى هاى اسبم را بگو يكى از ويژگى هاى تفنگم)
در بخش آيين هاى سوگوارى ايل بختيارى نيز اسب حضورى چشمگير دارد. در آيين «كتل» kotal اسب شخص متوفى را سياه پوش كرده و تفنگ و فشنگ و حمايل او را به اسب آذين مى بندند. در اين هنگام يكى از مردان ايل افسار اسب را در درست گرفته و با نواى «ساز چپى»* آرام حركت مى كند و سوگواران نيز با خواندن مرثيه يا در اصطلاح لرى «گاگريو» gageriv او را همراهى مى كنند. در بختيارى گاه به هنگام سوگ، يال اسب متوفى را به نشانه عزا مى برند(۷).
در بخش موسيقى سازى بختيارى، مقام «سواربازى» از جمله مقامات حماسى است كه توسط «توشمال»(۸)ها نواخته مى شود و اسب ها با نواى ساز و دهل بر سرعت گام هاى خود مى افزايند و واكنش هاى ريتميك زيبا و متناسبى را از خود نشان مى دهند.
در بختيارى گاه «سواربازى» جنبه تفريح و سرگرمى نيز به خود مى گيرد و مردان ايل، در مراسم شاديانه ها به ويژه عروسى ها، به اين امر مى پردازند. در گذشته هاى نه چندان دور در بختيارى، سواركارى همراه با نيزه بازى صورت مى پذيرفت و سواركار به همراه اسب هاى تنومند خويش در حالى كه هر يك نيزه اى در دست داشتند به نيزه بازى مى پرداختند.
مردان ايل تعدادى تخته خيس شده را به يك اندازه در صفوف حركت سواركاران قرار مى دهند به طورى كه هر سوار بتواند با نيزه به آن تخته ها ضربه بزند و چنانچه بيشترين نيزه را به همراه خود ببرد، به عنوان بهترين سواركار ايل معرفى خواهد شد.
قبل از اجراى مراسم سواربازى با نيزه، ابتدا هركدام از سواران به حركات نمايشى انفرادى پرداخته و از اين طريق هنر سواركارى خويش را به نمايش مى گذارند، سپس «توشمال»ها با ساز و دهل مقام «سواربازى» را مى نوازند و اسب ها نيز با شنيدن صداى شادى بخش ساز و دهل، همراه با رقص پاهايى ريتميك كه بسيار ديدنى و جذاب است، به وجد و تهييج مى آيند.
گيلان:
در غرب گيلان در منطقه تالش مراسم اسبدوانى همراه با دف يا «دپ»نوازى برگزار مى گردد. در اين مراسم اسب ها با ريتم دف به شدت تهييج شده و حركات بسيار ديدنى و جالب توجهى از خود نشان مى دهند.
سواحل خليج فارس و درياى عمان:
در جزيره قشم نمايش هاى موسيقايى ، كه همگى ريشه كهن ايرانى دارند، به اجرا درمى آيد. در اين گونه نمايش ها بازيگران با استفاده از لباس هايى با ماسك حيوانات به ويژه اسب با همراهى سازهاى رايج در حوزه جنوب ايران و با به كارگيرى متناسب از ريتم موسيقى حركاتى را به صورت گروهى ارائه مى دهند و از اين طريق مفاهيمى را به تماشاگران القا مى كنند.
در يكى از اين نمايش هاى موسيقايى كه با همراهى سازهاى نى جفتى، دهل، كسر و پيپه اجرا مى شود، يك نفر ماسكى شبيه سر اسب مى پوشد و چند نفر ديگر به همراه او خم شده و شمايل يك اسب را مى سازند و از خود حركاتى طنزآميز به نمايش مى گذارند.
نمايش ديگرى كه در جزيره قشم به اجرا درمى آ يد، نمايش «پيرمچكى»(۹) است كه معمولاً با همراهى اسب اجرا مى شود. در اين نمايش يك نفر نقش «پير» را ايفا مى كند.
در نمايش «پيرمچكى» كه با وجود حروف پ و چ در نامش ريشه اى ايرانى دارد، نيز از سازهاى منطقه استفاده مى شود.
۱ـ اوشيدرى، جهانگير، دانشنامه مزديسنا: واژه نامه توضيحى آيين زرتشت، ذيل«اسب».
۲ ـ پورداود، فرهنگ ايران باستان
۳ ـ مجله هنر و مردم، شماره بيستم، دوره جديد، خرداد ۱۳۴۲.
۴ ـ ترجمه قسمتى از شعر مخدومقلى فراغى شاعر تركمن (۱۱۱۳ـ۱۱۶۳ هـ . ش)
* - شايد به همين علت نيز نام ديگر اين مقام «سوارانه» مى باشد.
۵ ـ مقام شاره را مى توان كلمه «شاره» به معنى شهر دانست و مجموع تركيب «شاره را» را به مفهوم راه شهر تعبير كرد، زيرا در گذشته به هنگام نبرد با غارت شهرها با نواختن اين مقام حمله به شهرها آغاز مى شد.
* - نواى سوگوارى كه در دستگاه چپ نواخته مى شود.
۶ ـ در شاهنامه حكيم فردوسى نيز به اين رسم اشاره شده است.
پشوتن همى رفت پيش سپاه
بريده فش و دم اسب سپاه
كه اشاره است به بريدن دم و فش اسب قيرگون اسفنديار در سوگ وى
۷- توشمال Tosmal نوازندگان محلى بختيارى
۸- Pir-moceki

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   زنان   |   اجتماعى   | 
|   بين الملل   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   تاريخ   |   فرهنگ و هنر   |   گفت و گو   |   ايران زمين   | 
|   اقتصادى   |   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   گردشگرى   |   مهرگان   | 
|   ماجرا   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |