|
بررسى راهكارهاى توسعه صنعت گردشگرى
گردشگرى ايران نيازمند اصلاح نگرش
|
|
|
رضا شعبانى گردشگرى هم اكنون در جهان به عنوان صنعتى كارآفرين ودرآمدزا جاى خود را باز كرده و در برخى از كشورها كه از مواهب طبيعى و معادن و ذخاير مناسبى برخوردار نيستند به عنوان اصلى ترين منبع درآمد كشور مورد توجه قرار گرفته و مهمترين و در دسترس ترين عامل توليد فرصت هاى شغلى به شمار مى رود. در كشور ما چگونگى و ماهيت گردشگرى از جمله كليدى ترين مسائلى است كه به نظر مى رسد هنوز بسيارى از مسئولان مربوطه درك درستى از آن پيدا نكرده و لذا گردشگرى در ايران را در بن بست مى انگارند و شرايط را براى گسترش واقعى آن مساعد نمى دانند. اين كه گره هاى گردشگرى در كشور ما چيست و چگونه مى توان آن را مرتفع نمود دغدغه مشترك همه دلسوزان و مسئولان مربوطه است اگرچه امكان دارد همگى آنها تحليل و راهكار يكسانى نداشته باشند. ظرفيت و تنوع شاخه هاى گردشگرى در ايران ايران داراى ظرفيت هاى متفاوت و متنوعى در امر گردشگرى بوده و با توجه به شرايط اقليمى و جغرافيايى خاص و چهارفصل خود ظرفيت بالايى در انواع گردشگرى دارد. براى نمونه مى توان به گردشگرى فرهنگى و مذهبى، جغرافيايى، طبيعى و طبيعت گردى، قومى و منطقه اى، اقتصادى و... اشاره كرد. ايران از نادر كشورهايى است كه زمينه ها و ظرفيت هاى بالايى در انواع و اقسام گردشگرى داشته و يكايك شاخه هاى آن قابل توسعه و گسترش است. چگونگى اعتلاى اين صنعت در كشور و نيز علت عدم توسعه آن موضوع اختلاف بين صاحبنظران و مديران اين بخش است. علل افت صنعت گردشگرى در كشور براى يافتن علل افت اين صنعت علاوه بر مواردى كه منتقدان سياست هاى اجرايى كشور در اين زمينه ابراز مى كنند بايد موارد پيشرفت و تعالى كشورهاى موفق در امر گردشگرى را نيز بررسى و از اين طريق به راهكارهاى مناسب رسيد. اگرچه نسخه هاى يكسانى نمى توان براى كشورهاى مختلف با فرهنگ ها و شرايط گوناگون پيچيد، اما مى توان از نكات مشترك بهره جست و استفاده كرد. اگر بتوان گردشگرى را به عنوان يك صنعت يا علم پذيرفت، به وضوح مى توان وارداتى بودن آن را در اكثر كشورهاى جهان مشاهده كرد و همين صفت وارداتى بودن و كپى بردارى، علاوه بر آنكه بخش قابل ملاحظه اى از قدرت مانور اين صنعت را در كشورهاى واردكننده مى كاهد، مى تواند اين صنعت را از اهداف اصلى خود از جمله انتقال فرهنگ خودى و گسترش آن در جهان، شناسايى مناطق گردشگرى به جهان و... دور كند و از طرفى خود به عنوان عاملى مخرب و فرساينده در امر فرهنگ هاى بومى و سياسى و... بدل شود. در واقع دغدغه هاى مديران و دلسوزانى كه نگران به يغما رفتن سنت ها و فرهنگ جامعه توسط توريسم هستند بيراه نبوده و حكايت از همين نكته دارد. بديهى است جامعه اى كه از جهت زيرساخت هاى فرهنگى هنوز آمادگى لازم را براى هر امر مهم از جمله توسعه گردشگرى نداشته باشد، اين توسعه نه تنها براى آن جامعه مفيد نخواهد بود كه مخل اوضاع فعلى و عامل تخريب كننده آن نيز مى شود. اين نگرانى در مقابل تفكر گروهى ديگر از مديران است كه بيشتر دغدغه هاى اقتصادى اين موضوع را داشته و به گردشگرى به عنوان لقمه اى چرب براى جوامع مى نگرند و كوتاهى نسبت به آن را خسران بزرگ اقتصادى مى دانند. اين جماعت تأثيرات منفى فرهنگى و سياسى را تلويحاً پذيرفته و بخشى از اين صنعت و بلكه هزينه آن مى دانند. تفاوت اين دو تفكر هرچه هست اما شباهتشان قطعاً در تلاش و تدبير براى پيشبرد مملكت و بهبود وضعيت موجود و استفاده از ظرفيت هاى گوناگون آن مى باشد. اينكه كدام تفكر، گزينه درست مى باشد خود موضوع اصلى اين متن خواهد بود كه بالاخره در كشورى همچون ايران با ويژگى ها و مختصات خاص اقليمى، فرهنگى، سياسى، اجتماعى و اقتصادى، چه راهكارى براى توسعه پايدار و متعادل و در عين حال همه جانبه صنعت گردشگرى وجود دارد؟ واقعيت آن است كه دو انديشه فوق به لحاظ عدم جامعيت، نه در ايران كه در اكثر ممالك گزينه هاى قابل قبول و جامعى نخواهند بود چرا كه بخشيدن عطاى اقتصادى اين صنعت به لقاى فرهنگى آن همان اندازه كشور را متضرر خواهد كرد كه هزينه كردن از فرهنگ و اعتقادات جامعه و قربانى كردن آن جلو پاى اقتصاد اين صنعت، پس چاره چيست؟ نگرشى نيز بر آزادى بى حد و حصر گردشگران در همه يا اكثر امور است و دليل اين مطلب آن است كه هرجا صحبت از ناكامى صنعت گردشگرى در ايران مى شود، برخى علت را عدم آزادى گردشگران در نقاط مختلف توريستى كشور دانسته از جمله عدم آزادى حجاب و پوشش زنان و مردان در تفرجگاه ها و دريا و...، عدم امكان استفاده از مشروبات الكلى به صورت آزاد براى آنان، عدم امكان اجراى مراسم شاد و با نشاط و از جمله نوازندگى هاى دلخواه گردشگران و... على رغم اين سطور سعى كرده است علل مختلف اين مشكل را از ابعاد گوناگون اجتماعى، فرهنگى، سياسى و... بررسى نمايد. اگر بپذيريم كه: ۱- نبايد از درآمد و اشتغالزايى حاصل از گردشگرى صرف نظر كرد ۲- نبايد فرهنگ را قربانى صنعت گردشگرى و درآمد حاصل از آن كرد ۳- اگر حتى تمام آزادى هاى بى حد و حصر هم در امر گردشگرى به گردشگران داده شود معضل اصلى اين صنعت حل نخواهد شد. ۴ ـ اگر صنعت توريسم را به صورت وارداتى و مشابه نسخه كشورهاى با فرهنگ متفاوت با ما، اجرا كنيم حتى در بعد اقتصادى هم سود آنچنان عايد ما نخواهد كرد. ۵ ـ خودباورى و اعتماد به نفس اصلى ترين راه برون رفتن همه جوامع از همه مشكلات پيش رو مى باشد. ۶ ـ گردشگران، گردشگرى را فقط به خاطر خوشگذرانى ها نمى خواهند ، بلكه موارد ديگرى هم مدنظر آنان است . چرا كه اگر چنين بود كسى از قبايل بدوى آفريقا بازديد نمى كرد و همه گردشگران به جنوب فرانسه و يا آنتاليا و ... مسافرت مى كردند. در اين صورت بايد قبول كرد راهى كه تاكنون در امر گردشگرى پيموده ايم راهى انحرافى و بيهوده بوده و بعضاً مضر ، از آن جهت كه هر كدام از مسيرهاى انتخابى تاكنون بخشى از منافع كشور در ارتباط با گردشگرى را تأمين و در عين حال هزينه هاى آشكار و پنهان فراوانى را هم دنبال داشته اند اما راه حل منطقى كه همزمان بيشترين راندمان و بالاترين رضايت و كمترين هزينه را شامل مى شود همان راهى است كه الزاماً بايد برآيند تمام خواسته هاى مطرح شده بوده باشد. اين راهكار قطعاً هر چه باشد راهكار متداول جهانى و وارداتى نخواهد بود. واقعيت هايى كه بايد پذيرفت: به نظر مى رسد راه حل اين مسأله را مى توان در بسته اى از عوامل تعريف نمود كه عبارتند از: ۱ ـ بپذيريم كه جاذبه هاى گردشگرى مى تواند شامل هر پديده نادر يا منحصر به فرد در هر جامعه و كشور شود كه اين پديده مى تواند اجتماعى، طبيعى، فرهنگى و ... باشد و الزاماً گردشگرى مترادف با عياشى هاى بى حد و حصر و همراه با ولنگارى و ... نيست. ۲ ـ اگر كسى به خاطر فضاى زيبا و جنگل و دريا و ... بخواهد به ايران سفر كند، قطعاً نقاط بهتر و حداقل همسانى را در نقاط ديگر دنيا خواهد يافت كه چنين ويژگى را داشته باشند. ۳ـ جمهورى اسلامى در عرصه سياست اجتماعى حرفى نو زده است و البته هر طرح نو پيامد ها و هزينه هايى دارد كه بخشى از هزينه هاى مذكور طبيعتاً به صنعت گردشگرى اثر كرده است و هنر مديران آن است كه اين هزينه و محدوديت در امر گردشگرى را با طرح هاى نو و ابتكارات تركيبى به فرصت تبديل كرده و نوع نوينى از اين صنعت را خلق نمايند. ۴ ـ اهداف گردشگران از گردشگرى متفاوت مى باشد براى مثال گردشگر طبيعى و جغرافيايى گردشگرانى هستند كه عمدتاً به خاطر جاذبه هاى طبيعى به منطقه خاص سفر مى كنند مانند ديدن منظره اى خاص در كوير، جنگل، عوارض طبيعى مانند رودخانه، آبشار، غار و ... نتيجه: از اين رو ما بايد گردشگرى را انسان محور و فرهنگ محور كنيم نه طبيعت محور. اگرچه استفاده از طبيعت بايد در كنار محورهاى نامبرده مورد استفاده قرار گيرد و آنها را تكميل نمايد. در اين صورت به خاطر تمدن و فرهنگ ديرينه خود خواهيم توانست حرفى نو در عرصه گردشگرى زده و گفتمان جديدى در اين عرصه تعريف نماييم و نيز در اين صورت محدوديت هاى جزيى و رعايت چارچوب هاى اخلاقى مورد قبول جامعه، نه تنها دافعه محسوب نمى شوند كه خود جاذبه اى قوى خواهند بود. براى رسيدن به اين جايگاه بايد ابتدا اين حقيقت را باور كرد و سپس توانايى هاى خويش را شناخت. بعد همه ظرفيت ها در اين زمينه را شناسايى نمود و نهايتاً براى تك تك آنها برنامه ريزى كرد. لذا اگرچه ايران داراى مناطق گوناگون و متفاوتى است اما چون اين مناظر و عوامل طبيعى معمولاً به صورت يكجا يا پراكنده قابل دسترسى در ساير نقاط جهان مى باشند مى توان گفت كه در گردشگرى طبيعى و اقليمى داراى رقباى فراوان بوده و در كوتاه مدت حرفى جدى براى گفتن نخواهيم داشت. همچنين است براى اكثر سوژه هاى اصلى گردشگرى مانند گردشگرى اقتصادى و ... تنها موردى كه تقريباً با قاطعيت مى توان گفت كه بدون رقيب بوده و انحصارى مى باشد، همان جاذبه هاى فرهنگى، اجتماعى، اعتقادى هستند كه در همه كشورها تا حدودى وجود دارد اما در ايران اسلامى، اين جلوه ها بسيار زياد و جذاب بوده و محيط طبيعى و تنوع جغرافيايى و آب وهوايى منحصر به فرد آن و ... در كشور نيز مى توانند در خدمت اين جلوه ها قرار گرفته و جاذبه آنها را بيشتر نمايند و درواقع طبيعت زيبا و وضعيت اقليمى و جغرافيايى منحصر به فرد ايران بايد بستر اصلى براى معرفى و ترويج فرهنگ غنى ايرانى اسلامى قرار گيرد تا جايى كه حتى طراحى، بهره بردارى و نگاه به اين مواهب طبيعى، رنگ و بوى ايران ـ اسلامى به خود بگيرد، كه اگر چنين شود، طبيعت ايران نيز به علت نوع ارتباط خاص با فرهنگ بومى، منحصر به فرد خواهد شد و وابستگى آن به باورها و اعتقادات مردم، خود مى تواند به يكى از جاذبه هاى انحصارى و مهم گردشگرى تبديل شود. در جهانى كه پرتاب دهها تن گوجه فرنگى به سوى همديگر در يك شهر به عنوان جاذبه گردشگرى شناخته شده و گردشگران زيادى هم به خود جلب مى كند قطعاً رفتارها و آداب و رسوم اعتقادى و ملى مانند مراسم عزادارى سالار شهيدان، جشن هاى دينى مانند نيمه شعبان، عروسى هاى بومى در مناطق مختلف، افطارهاى عمومى در ماه مبارك رمضان و ... كه منشأ عميق اقتصادى و ملى دارند مى توانند گردشگران بيشتر و علاقه مندترى را به خود جلب كرده و در عين حال عاملى مهم براى انتقال و ترويج فرهنگ ايران اسلامى باشند كه موفقيت در اين امر مشروط به موارد ذيل است : ۱ ـ شناخت و تبيين نقاط قوت قابل ارائه به گردشگران و جامعه جهانى با استفاده از انديشمندان و خبرگان اين امر در هر منطقه ۲ ـ تعيين اهداف و برنامه ريزى دقيق و منطقى متناسب با وضعيت جامعه در ارتباط با هر يك از موارد توسط نهادى كه همه مسئوليتهاى گردشگرى را پذيرفته و اختيارات لازم را هم داشته باشد. ۳ ـ استفاده از نيروهاى متخصص، علاقه مند و دلسوز در امر گردشگرى.
|