پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۵ - ۱۰ شوال ۱۴۲۷
Thu, Nov 2, 2006
گردشگرى
۳۴۸۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گردشگرى
مهرگان
ماجرا
بررسى راهكارهاى توسعه صنعت گردشگرى
بررسى راهكارهاى توسعه صنعت گردشگرى
گردشگرى ايران نيازمند اصلاح نگرش
260916.jpg
رضا شعبانى
گردشگرى هم اكنون در جهان به عنوان صنعتى كارآفرين ودرآمدزا جاى خود را باز كرده و در برخى از كشورها كه از مواهب طبيعى و معادن و ذخاير مناسبى برخوردار نيستند به عنوان اصلى ترين منبع درآمد كشور مورد توجه قرار گرفته و مهمترين و در دسترس ترين عامل توليد فرصت هاى شغلى به شمار مى رود.
در كشور ما چگونگى و ماهيت گردشگرى از جمله كليدى ترين مسائلى است كه به نظر مى رسد هنوز بسيارى از مسئولان مربوطه درك درستى از آن پيدا نكرده و لذا گردشگرى در ايران را در بن بست مى انگارند و شرايط را براى گسترش واقعى آن مساعد نمى دانند. اين كه گره هاى گردشگرى در كشور ما چيست و چگونه مى توان آن را مرتفع نمود دغدغه مشترك همه دلسوزان و مسئولان مربوطه است اگرچه امكان دارد همگى آنها تحليل و راهكار يكسانى نداشته باشند.
ظرفيت و تنوع شاخه هاى گردشگرى در ايران
ايران داراى ظرفيت هاى متفاوت و متنوعى در امر گردشگرى بوده و با توجه به شرايط اقليمى و جغرافيايى خاص و چهارفصل خود ظرفيت بالايى در انواع گردشگرى دارد. براى نمونه مى توان به گردشگرى فرهنگى و مذهبى، جغرافيايى، طبيعى و طبيعت گردى، قومى و منطقه اى، اقتصادى و... اشاره كرد. ايران از نادر كشورهايى است كه زمينه ها و ظرفيت هاى بالايى در انواع و اقسام گردشگرى داشته و يكايك شاخه هاى آن قابل توسعه و گسترش است. چگونگى اعتلاى اين صنعت در كشور و نيز علت عدم توسعه آن موضوع اختلاف بين صاحبنظران و مديران اين بخش است.
علل افت صنعت گردشگرى در كشور
براى يافتن علل افت اين صنعت علاوه بر مواردى كه منتقدان سياست هاى اجرايى كشور در اين زمينه ابراز مى كنند بايد موارد پيشرفت و تعالى كشورهاى موفق در امر گردشگرى را نيز بررسى و از اين طريق به راهكارهاى مناسب رسيد. اگرچه نسخه هاى يكسانى نمى توان براى كشورهاى مختلف با فرهنگ ها و شرايط گوناگون پيچيد، اما مى توان از نكات مشترك بهره جست و استفاده كرد.
اگر بتوان گردشگرى را به عنوان يك صنعت يا علم پذيرفت، به وضوح مى توان وارداتى بودن آن را در اكثر كشورهاى جهان مشاهده كرد و همين صفت وارداتى بودن و كپى بردارى، علاوه بر آنكه بخش قابل ملاحظه اى از قدرت مانور اين صنعت را در كشورهاى واردكننده مى كاهد، مى تواند اين صنعت را از اهداف اصلى خود از جمله انتقال فرهنگ خودى و گسترش آن در جهان، شناسايى مناطق گردشگرى به جهان و... دور كند و از طرفى خود به عنوان عاملى مخرب و فرساينده در امر فرهنگ هاى بومى و سياسى و... بدل شود. در واقع دغدغه هاى مديران و دلسوزانى كه نگران به يغما رفتن سنت ها و فرهنگ جامعه توسط توريسم هستند بيراه نبوده و حكايت از همين نكته دارد. بديهى است جامعه اى كه از جهت زيرساخت هاى فرهنگى هنوز آمادگى لازم را براى هر امر مهم از جمله توسعه گردشگرى نداشته باشد، اين توسعه نه تنها براى آن جامعه مفيد نخواهد بود كه مخل اوضاع فعلى و عامل تخريب كننده آن نيز مى شود.
اين نگرانى در مقابل تفكر گروهى ديگر از مديران است كه بيشتر دغدغه هاى اقتصادى اين موضوع را داشته و به گردشگرى به عنوان لقمه اى چرب براى جوامع مى نگرند و كوتاهى نسبت به آن را خسران بزرگ اقتصادى مى دانند. اين جماعت تأثيرات منفى فرهنگى و سياسى را تلويحاً پذيرفته و بخشى از اين صنعت و بلكه هزينه آن مى دانند. تفاوت اين دو تفكر هرچه هست اما شباهتشان قطعاً در تلاش و تدبير براى پيشبرد مملكت و بهبود وضعيت موجود و استفاده از ظرفيت هاى گوناگون آن مى باشد. اينكه كدام تفكر، گزينه درست مى باشد خود موضوع اصلى اين متن خواهد بود كه بالاخره در كشورى همچون ايران با ويژگى ها و مختصات خاص اقليمى، فرهنگى، سياسى، اجتماعى و اقتصادى، چه راهكارى براى توسعه پايدار و متعادل و در عين حال همه جانبه صنعت گردشگرى وجود دارد؟
واقعيت آن است كه دو انديشه فوق به لحاظ عدم جامعيت، نه در ايران كه در اكثر ممالك گزينه هاى قابل قبول و جامعى نخواهند بود چرا كه بخشيدن عطاى اقتصادى اين صنعت به لقاى فرهنگى آن همان اندازه كشور را متضرر خواهد كرد كه هزينه كردن از فرهنگ و اعتقادات جامعه و قربانى كردن آن جلو پاى اقتصاد اين صنعت، پس چاره چيست؟
نگرشى نيز بر آزادى بى حد و حصر گردشگران در همه يا اكثر امور است و دليل اين مطلب آن است كه هرجا صحبت از ناكامى صنعت گردشگرى در ايران مى شود، برخى علت را عدم آزادى گردشگران در نقاط مختلف توريستى كشور دانسته از جمله عدم آزادى حجاب و پوشش زنان و مردان در تفرجگاه ها و دريا و...، عدم امكان استفاده از مشروبات الكلى به صورت آزاد براى آنان، عدم امكان اجراى مراسم شاد و با نشاط و از جمله نوازندگى هاى دلخواه گردشگران و...
على رغم اين سطور سعى كرده است علل مختلف اين مشكل را از ابعاد گوناگون اجتماعى، فرهنگى، سياسى و... بررسى نمايد.
اگر بپذيريم كه:
۱- نبايد از درآمد و اشتغالزايى حاصل از گردشگرى صرف نظر كرد
۲- نبايد فرهنگ را قربانى صنعت گردشگرى و درآمد حاصل از آن كرد
۳- اگر حتى تمام آزادى هاى بى حد و حصر هم در امر گردشگرى به گردشگران داده شود معضل اصلى اين صنعت حل نخواهد شد.
۴ ـ اگر صنعت توريسم را به صورت وارداتى و مشابه نسخه كشورهاى با فرهنگ متفاوت با ما، اجرا كنيم حتى در بعد اقتصادى هم سود آنچنان عايد ما نخواهد كرد.
۵ ـ خودباورى و اعتماد به نفس اصلى ترين راه برون رفتن همه جوامع از همه مشكلات پيش رو مى باشد.
۶ ـ گردشگران، گردشگرى را فقط به خاطر خوشگذرانى ها نمى خواهند ، بلكه موارد ديگرى هم مدنظر آنان است . چرا كه اگر چنين بود كسى از قبايل بدوى آفريقا بازديد نمى كرد و همه گردشگران به جنوب فرانسه و يا آنتاليا و ... مسافرت مى كردند.
در اين صورت بايد قبول كرد راهى كه تاكنون در امر گردشگرى پيموده ايم راهى انحرافى و بيهوده بوده و بعضاً مضر ، از آن جهت كه هر كدام از مسيرهاى انتخابى تاكنون بخشى از منافع كشور در ارتباط با گردشگرى را تأمين و در عين حال هزينه هاى آشكار و پنهان فراوانى را هم دنبال داشته اند اما راه حل منطقى كه همزمان بيشترين راندمان و بالاترين رضايت و كمترين هزينه را شامل مى شود همان راهى است كه الزاماً بايد برآيند تمام خواسته هاى مطرح شده بوده باشد. اين راهكار قطعاً هر چه باشد راهكار متداول جهانى و وارداتى نخواهد بود.
واقعيت هايى كه بايد پذيرفت:
به نظر مى رسد راه حل اين مسأله را مى توان در بسته اى از عوامل تعريف نمود كه عبارتند از:
۱ ـ بپذيريم كه جاذبه هاى گردشگرى مى تواند شامل هر پديده نادر يا منحصر به فرد در هر جامعه و كشور شود كه اين پديده مى تواند اجتماعى، طبيعى، فرهنگى و ... باشد و الزاماً گردشگرى مترادف با عياشى هاى بى حد و حصر و همراه با ولنگارى و ... نيست.
۲ ـ اگر كسى به خاطر فضاى زيبا و جنگل و دريا و ... بخواهد به ايران سفر كند، قطعاً نقاط بهتر و حداقل همسانى را در نقاط ديگر دنيا خواهد يافت كه چنين ويژگى را داشته باشند.
۳ـ جمهورى اسلامى در عرصه سياست اجتماعى حرفى نو زده است و البته هر طرح نو پيامد ها و هزينه هايى دارد كه بخشى از هزينه هاى مذكور طبيعتاً به صنعت گردشگرى اثر كرده است و هنر مديران آن است كه اين هزينه و محدوديت در امر گردشگرى را با طرح هاى نو و ابتكارات تركيبى به فرصت تبديل كرده و نوع نوينى از اين صنعت را خلق نمايند.
۴ ـ اهداف گردشگران از گردشگرى متفاوت مى باشد براى مثال گردشگر طبيعى و جغرافيايى گردشگرانى هستند كه عمدتاً به خاطر جاذبه هاى طبيعى به منطقه خاص سفر مى كنند مانند ديدن منظره اى خاص در كوير، جنگل، عوارض طبيعى مانند رودخانه، آبشار، غار و ...
نتيجه:
از اين رو ما بايد گردشگرى را انسان محور و فرهنگ محور كنيم نه طبيعت محور. اگرچه استفاده از طبيعت بايد در كنار محورهاى نامبرده مورد استفاده قرار گيرد و آنها را تكميل نمايد. در اين صورت به خاطر تمدن و فرهنگ ديرينه خود خواهيم توانست حرفى نو در عرصه گردشگرى زده و گفتمان جديدى در اين عرصه تعريف نماييم و نيز در اين صورت محدوديت هاى جزيى و رعايت چارچوب هاى اخلاقى مورد قبول جامعه، نه تنها دافعه محسوب نمى شوند كه خود جاذبه اى قوى خواهند بود. براى رسيدن به اين جايگاه بايد ابتدا اين حقيقت را باور كرد و سپس توانايى هاى خويش را شناخت. بعد همه ظرفيت ها در اين زمينه را شناسايى نمود و نهايتاً براى تك تك آنها برنامه ريزى كرد.
لذا اگرچه ايران داراى مناطق گوناگون و متفاوتى است اما چون اين مناظر و عوامل طبيعى معمولاً به صورت يكجا يا پراكنده قابل دسترسى در ساير نقاط جهان مى باشند مى توان گفت كه در گردشگرى طبيعى و اقليمى داراى رقباى فراوان بوده و در كوتاه مدت حرفى جدى براى گفتن نخواهيم داشت. همچنين است براى اكثر سوژه هاى اصلى گردشگرى مانند گردشگرى اقتصادى و ...
تنها موردى كه تقريباً با قاطعيت مى توان گفت كه بدون رقيب بوده و انحصارى مى باشد، همان جاذبه هاى فرهنگى، اجتماعى، اعتقادى هستند كه در همه كشورها تا حدودى وجود دارد اما در ايران اسلامى، اين جلوه ها بسيار زياد و جذاب بوده و محيط طبيعى و تنوع جغرافيايى و آب وهوايى منحصر به فرد آن و ... در كشور نيز مى توانند در خدمت اين جلوه ها قرار گرفته و جاذبه آنها را بيشتر نمايند و درواقع طبيعت زيبا و وضعيت اقليمى و جغرافيايى منحصر به فرد ايران بايد بستر اصلى براى معرفى و ترويج فرهنگ غنى ايرانى اسلامى قرار گيرد تا جايى كه حتى طراحى، بهره بردارى و نگاه به اين مواهب طبيعى، رنگ و بوى ايران ـ اسلامى به خود بگيرد، كه اگر چنين شود، طبيعت ايران نيز به علت نوع ارتباط خاص با فرهنگ بومى، منحصر به فرد خواهد شد و وابستگى آن به باورها و اعتقادات مردم، خود مى تواند به يكى از جاذبه هاى انحصارى و مهم گردشگرى تبديل شود.
در جهانى كه پرتاب دهها تن گوجه فرنگى به سوى همديگر در يك شهر به عنوان جاذبه گردشگرى شناخته شده و گردشگران زيادى هم به خود جلب مى كند قطعاً رفتارها و آداب و رسوم اعتقادى و ملى مانند مراسم عزادارى سالار شهيدان، جشن هاى دينى مانند نيمه شعبان، عروسى هاى بومى در مناطق مختلف، افطارهاى عمومى در ماه مبارك رمضان و ... كه منشأ عميق اقتصادى و ملى دارند مى توانند گردشگران بيشتر و علاقه مندترى را به خود جلب كرده و در عين حال عاملى مهم براى انتقال و ترويج فرهنگ ايران اسلامى باشند كه موفقيت در اين امر مشروط به موارد ذيل است :
۱ ـ شناخت و تبيين نقاط قوت قابل ارائه به گردشگران و جامعه جهانى با استفاده از انديشمندان و خبرگان اين امر در هر منطقه
۲ ـ تعيين اهداف و برنامه ريزى دقيق و منطقى متناسب با وضعيت جامعه در ارتباط با هر يك از موارد توسط نهادى كه همه مسئوليتهاى گردشگرى را پذيرفته و اختيارات لازم را هم داشته باشد.
۳ ـ استفاده از نيروهاى متخصص، علاقه مند و دلسوز در امر گردشگرى.
مرگ قنات نگين برجسته كوير خراسان
260946.jpg
زهره الوندى
بشر در تلاش مداوم خود براى ادامه بقا دست به ابداعات، ابتكارات و اختراعات بى شمارى زده است. آب مايه حيات بشرى و سرمنشأ بسيارى از اين تلاش ها و بعضاً منازعات و بحران ها بوده است. بشر با دستيابى به تكنولوژى حفر قنات اوج توانايى خود را در مبارزه با طبيعت و سازگارى با آن را به نمايش گذاشته است. اگر اين تكنولوژى ابداع نمى شد، بخش زيادى از آبادى ها و شهرهايى كه در مناطق خشك زمين واقع شده اند به وجود نمى آمدند. از اين منظر قنات ها نقشى اساسى در ايجاد تمدن ها و رشد فرهنگ ها داشته اند.
حيات اقتصادى و اجتماعى هزاران خانواده در مناطقى كه آب آنها توسط قنات تأمين مى شود وابسته به اين منابع و شريانات حياتى است. علاوه بر اينها با توجه به دانش و تكنولوژى به كار رفته در احداث قنوات اين سازه ها امروز به عنوان سازه هايى كه يادگار گذشتگان و نياكان ما هستند آثار جالب توجه و شگفت انگيزى براى مشاهده و مطالعه به شمار مى روند. به اين دليل وجود قنات ها در كشور ما نماد، دانش، فرهنگ و تمدن ما هستند و وجود آنها در هر شهر و منطقه باعث افزايش اهميت و مشخص شدن آن شهر و منطقه با آن آثار بزرگ و خارق العاده خواهد بود.
در اين ميان شهرستان گناباد با بيش از يكهزار و ۱۱۵ رشته قنات كه كهن ترين و طولانى ترين و عميق ترين آنها قنات قصبه است موقعيتى متمايز از اين لحاظ را در كشور داراست.
رجبعلى لباف خانيكى معاون اسبق پژوهشى ميراث فرهنگى استان هاى خراسان در اين خصوص اظهار مى دارد: قنات قصبه گناباد كه آب هاى سفره زيرزمينى بخش وسيعى از بيابان جنوب گناباد را به سطح زمين هدايت مى كرده، داراى يك رشته اصلى به نام قصبه و شش رشته فرعى بوده كه از رشته هاى دولاب كهنه و دولاب نو منشعب شده اند.
وى مى افزايد: در حال حاضر فقط از رشته اصلى قنات قصبه يكصد و پنجاه ليتر آب در ثانيه حاصل مى شود و شش رشته فرعى آن مسدود است و اين انسداد ممكن است بر اثر ريزش سيلاب ها در يكى از چاه ها ايجاد شده باشد.
وى با بيان اينكه قنات قصبه در زمان هخامنشى (۲۵۰۰ سال گذشته) حفر گرديده مى افزايد: بخش عمده كانال هاى زيرزمينى قنات هاى بيابان گناباد در لايه هاى بسيار متراكم و محكم كنگلومرا حفر شده و غيرقابل ريزش و انهدام است. دليل بارز اين امر اين است كه در همان قنات آب بندى به صورت سد ايجاد شده تا آب مازاد را با بستن آن بتوانند درون كانال و در نهايت در درون سفره آب زيرزمينى ذخيره نمايند بدون اينكه از انهدام ديوارهاى كانال نگران باشند.
وى با بيان اينكه بسيارى از قنات هاى ديگر گناباد هم چنين وضعيتى دارند و تاكنون جهت لايروبى و آزادسازى آب هاى انباشته اقدام همه جانبه اى صورت نگرفته و چاره جويى عملى و اساسى نشده است مى گويد: امروزه بايد با كمك سيستم هاى هوشمند امكان گشايش كانال هاى مسدود و لايروبى قنوات را به وجود آورد.
وى با اشاره به اينكه قنات براى خيلى ها و به خصوص نسل امروز يك واژه ناشناخته است در حالى كه اين واژه به معنى فرهنگ، تبلور و تجلى گاه علم «فن» تمدن و نوآورى است مى گويد: مشكلات و مسايل حادى كه پيرامون قنات وجود دارد نيازمند چاره جويى انديشمندان و فرهيختگان مى باشد.
وى اضافه مى كند: اين مشكلات بسيار گسترده و در ابعاد فرهنگى و اجتماعى و فنى قابل طرح است به طورى كه احداث يك قنات در گذشته هاى دور و نزديك مظهر ياريگرى و تعاون جمعى و راه و روش هاى قراردادهاى اجتماعى تجربه شده و ضامن نگهدارى و بهره بردارى از آن بوده اما امروزه با وجود اينكه هنوز عمده آب مصرفى شهرها و آبادى ها از قنات تأمين مى شود، چندان تعهد و تمايل جمعى نسبت به احداث و حتى لايروبى و حفاظت آن احساس نمى شود و اگر جهت رفع نياز و دسترسى به آب «لايروبى قنات لازم و ضرورى مى باشد، نيروى كارآمدى نيست كه اين نياز را برآورده كند. لباف خانيكى تصريح مى كند: چنانچه تخريبى در قنات صورت گيرد، كسى را يارا و توان و صلاحيت ترميم آن نيست.
غلامرضا نبى پور سرمقنى و عضو هيأت امنا قنات قصبه نيز در ادامه در خصوص مدت زمان عمليات حفر قنات قصبه مى گويد: عمليات حفر چاه ها از مظهر تا چاه راهنما چيزى حدود ۵ تا ۷ سال طول كشيده و بعد از آن هر چاه يك سال يا بيشتر به طول مى انجامد و حداقل زمانى را كه مى توان براى تكميل رشته اصلى قصبه متصور بود ۲۰۰ سال مى باشد.
وى رسيدگى به قنات ها و انجام لايروبى را از مهمترين نيازهاى اين ميراث كهن مى داند و معتقد است: اگر قنات قصبه به طور كامل لايروبى شود بالغ بر ۶۰۰ ليتر در ثانيه دبى آب آن خواهد بود. در حالى كه اكنون ميزان خروج آب از قنات قصبه فقط ۱۵۰ ليتر در ثانيه است.
او مى گويد: قنات هايى داريم كه پس از حفر هنوز هيچ كس به سراغ آنها نرفته و وضعيت آنها مبهم و نامشخص است. وى حفر چاه هاى عميق در محدوده قنات ها را نيز از ديگر مشكلات كاريزها مى داند و مى گويد: حفر چاه عميق در اطراف قنات ها باعث برداشت بى رويه آب مى گردد در حالى كه آب موردنياز بايد از مظهر قنات برداشت و مصرف شود.
بزرگترين و مهمترين پوششى كه پيرامون قنات قابل طرح است اين است كه امروزه با قنات و آسيب هايى كه موجوديت آن را تهديد مى كند چه بايد كرد و اگر مى پذيريم كه قنات در گناباد مهمترين عامل حيات و بقا محسوب مى شود براى تداوم بقاى آن چگونه مى توان تكنولوژى را به كار گرفت؟
مهندس حسين زاده، مديريت جهاد كشاورزى شهرستان گناباد در خصوص پرسش فوق مى گويد: تاكنون از فناورى هاى نوين در جهت بازگشايى كانال هاى مسدود قنوات استفاده نشده و پيشنهاد مى گردد افراد متخصص در اين زمينه اقدامات مناسب را انجام دهند.
وى با بيان اينكه كارشناسان ميراث فرهنگى در شهرستان گناباد هيچ گونه نظارتى بر عمليات لايروبى و مرمت قنوات ندارند مى گويد: در حال حاضر ۱۰۰ رشته از قنوات شهرستان مسدود است كه دليل آن حوادث غيرمترقبه مثل سيل و توجه نكردن مالكين و مسئولان در گذشته نسبت به نگهدارى و مرمت قنوات است.
وى اظهار مى دارد: در سال گذشته از محل تبصره هاى ۳ و ۱۲ و صندوق خسارت ديدگان مبلغ ۳ ميليارد ريال بابت ۶۲ قنات شهرستان اختصاص يافته كه هم اكنون كار اجرايى پروژه ها در حال انجام است.
همچنين وزير جهاد كشاورزى نيز در سفرى كه به شهرستان داشته اند قول تخصيص مبالغى جهت لايروبى و مرمت قنوات به شهرستان داده اند كه تخصيص ۷۵۰ ميليون ريال آن به شهرستان اعلام شده و از اين مبلغ يكصد ميليون ريال بابت مرمت و بازسازى قنات قصبه اختصاص يافته است.
وى اضافه مى كند: اين مبلغ كافى نبوده و ساليانه بايد از محل اعتبارات ملى و استانى جهت قنوات شهرستان اعتبار تخصيص يابد. وى با بيان اينكه مشكل اساسى قنوات شهرستان خشكسالى هاى پياپى چند سال اخير است، مى گويد: مشكل ديگر نيز خرده مالكى بودن قنوات است كه باعث شده در اراضى كوچك، جهت كشت و كار نتوان از مكانيزاسيون استفاده كرد. وى تصريح مى كند: قنات يكى از منابع درآمدى روستاييان و عده اى از شهرنشينان است و نگرش مثبت مسئولان به قنوات مى تواند مالكين آن را دلگرم داشته و مانع مهاجرت افراد به شهرهاى بزرگ شود.
در سال هاى اخير حوادث طبيعى از جمله خشكسالى و سيل و از طرفى عدم توجه مسئولان ميراث فرهنگى به اين آثار تاريخى فرهنگى خسارات جبران ناپذيرى وارد ساخته است.
با توجه به وجود بيش از هزار رشته قنات در گناباد و هزاران رشته قنات در سطح كشور آيا وقت آن نرسيده است كه تكنولوژى جايگزين عزم و اراده و حميت پيشينيان شود و با ساماندهى و حفاظت قنات هاى كهن و حفر قنات هاى جديد كام تشنه نسل هايى را كه بسيارى از ارزش ها و سنت ها و حرفه ها را از ياد برده اند سيراب كند؟

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   زنان   |   اجتماعى   | 
|   بين الملل   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   تاريخ   |   فرهنگ و هنر   |   گفت و گو   |   ايران زمين   | 
|   اقتصادى   |   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   گردشگرى   |   مهرگان   | 
|   ماجرا   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |