پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۵ - ۱۰ شوال ۱۴۲۷
Thu, Nov 2, 2006
زنان
۳۴۸۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گردشگرى
مهرگان
ماجرا
طلاى زرد  براى روزهاى خاكسترى
طلاى زرد  براى روزهاى خاكسترى
انتخاب داور براى تعيين مهر
260964.jpg
دكتر حسن حميديان
مديركل امور استانهاى قوه قضاييه

زن و شوهر مى توانند اختيار تعيين مهر را به يكى از زوجين يا ديگرى واگذار كنند، در اين صورت، آن زن را «مفوضه المهر» مى گويند؛ شخص ثالثى را كه اختيار تعيين مهر به وى سپرده شده است «داور» مى نامند. داور يك يا چند نفر ممكن است باشد و زن و شوهر مى توانند داور اختصاصى تعيين نمايند؛ يا آن كه داورها مى توانند يك نفر ديگر را انتخاب كنند تا مهر را تعيين نمايد.
اگر داور انتخاب شده، شوهر يا شخص ديگرى باشد، مختار است به هر اندازه كه بخواهد مهر را تعيين نمايد و اگر داور در تعيين مهر، زن باشد، نمى تواند بيش از مهرالمثل مهريه تعيين كند. اين محدوديت را قانونگذار به نفع شوهر و براى جلوگيرى از سوءاستفاده زن از اختيار خويش در نظر گرفته است.
داور مى تواند حتى پس از آنكه مرد همسر خود را طلاق داد يانكاح به علتى فسخ شد، مهر تعيين كند زيرا سمت داور با طلاق و فسخ از بين نمى رود و هيچ منعى براى تعيين مهر بعد از طلاق و فسخ وجود ندارد. در صورت فوت داور پيش از تعيين مهر، اگر فوت وى پس از زناشويى باشد زن مستحق مهرالمثل است.
بنابراين زناشويى شرط استحقاق تعيين مهرالمثل براى زن به شمار مى رود.
استقلال مالى زن در نكاح
دين اسلام استقلال مالى زن را در زندگى مشترك به رسميت شناخته است و زن در روابط مالى و اقتصادى خود تابع شوهر نيست و در انجام معاملات، استقلال دارد. زن و مرد پس از ازدواج مى توانند دارايى هاى جداگانه داشته باشند و به طور مستقل در دارايى هاى خود دخل و تصرف كنند.
اسلام به زن حق داده مالك شود و تحصيل ثروت كند و به مرد حق نداده در ثروتى كه به او تعلق دارد تصرف كند. ماده ۱۱۱۸ قانون مدنى مقرر مى دارد: «زن مستقلاً مى تواند در دارايى خود هر تصرفى را كه مى خواهد بكند.»
مالكيت زن بر مهر و آثار آن
ماده ۱۰۸۲ قانون مدنى مى گويد: «به مجرد عقد زن مالك مهر مى شود و مى تواند هر نوع تصرفى كه بخواهد در آن بنمايد.» مطابق اين ماده اگر مهريه عين معين باشد مثلاً خانه باشد، زن با وقوع عقد مى تواند آن را بفروشد يا اجاره دهد يا هبه نمايد. اگر مهر عين كلى باشد، مانند پول يا طلا، مرد با تحقق عقد، به زن بدهكار مى شود و زن حق مطالبه آن را از شوهر دارد. هرگاه مهر، منفعت يا هر حق ديگرى باشد، زن به محض وقوع عقد مى تواند تصرفات مالكانه بنمايد يعنى هر نوع تصرفى كه مالك مى تواند در مال خود اعمال كند او هم اعمال نمايد.
مالكيت زن بر مهريه خويش به حدى محكم است كه در صورت فوت زن مهريه وى، جزو ماترك او به حساب آمده و به بازماندگانش به ارث مى رسد، زيرا به محض وقوع عقد، زن مالك مهر مى شود و مهر جزو اموال و دارايى ها و يا طلب زن محسوب مى گردد؛ بنابراين پس از فوت زن، مهر جزو ماترك او خواهد بود. همچنين در صورت فوت شوهر، مهريه زن قبل از تقسيم اموال از دارايى او كسر و به زن پرداخت مى شود، زيرا مهريه دين متوفى است كه پيش از تقسيم تركه از اموال ودارايى هاى متوفى بايد كسر و پرداخت شود. حتى اگر مهريه حال نباشد و در آن شرط مدت يا اقساط شده باشد. زيرا مهريه دين است و بعد فوت مديون، دين مؤجل «مدت دار» به حال تبديل مى شود. در واقع بايد گفت مهريه، بخشى از بدهى هاى مقدم و واجبه و جزو ديون ممتاز بوده و حتى جايز نيست كه مردى در قلب خود نيز نيت عدم پرداخت آن را كند.
مالى كه به عنوان مهريه زن قرار داده مى شود، ممكن است عين يا دين يا منافع چيزى و يا انجام كارى باشد. در صورتى كه مهريه عين معين باشد، مانند خانه، باغ، زمين، وسيله نقليه و غيره. از همان لحظه عقد، در چارچوب ملكيت زن درآمده و زن مالك كليه منافع آن از لحظه وقوع عقد نكاح مى شود و شوهر بايد مال را به او تسليم نمايد؛ در صورتى كه مال قبل از تسليم تلف گردد يا عيب و نقصى در آن حادث شود، شوهر ضامن عيب و تلف آن است و بايد آن را جبران نمايد.
اگر مهريه بر ذمه شوهر باشد چنانچه مهلتى و يا اقساطى براى آن تعيين نشده باشد، زن مى تواند هر زمانى آن را مطالبه كند، در غير اين صورت بايد آن مال در موعد تعيين شده به زن داده شود.
حق امتناع زن از ايفاى وظايف زوجيت (حق حبس)
در صورتى كه مهر عندالمطالبه باشد (حال باشد) و اجل و مدتى براى آن معلوم نشده باشد، زن به مجرد عقد، مالك مهر مى شود و مى تواند آن را از همسر خود مطالبه كند در صورت امتناع شوهر از پرداخت مهريه ، زن مى تواند از حق حبس استفاده نمايد. ماده ۱۰۸۵ قانون مدنى مقرر مى دارد: «زن مى تواند تا مهر به او تسليم نشده باشد از ايفاى وظايفى كه در مقابل شوهر دارد امتناع كند مشروط بر اينكه مهر او حال باشد و اين امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود.» حق امتناع يا حق حبس عبارت از اين است كه زن مى تواند تا زمانى كه مهر خود را از شوهر دريافت نكرده است از تمكين و انجام وظايف زوجيت در مقابل شوهر خوددارى نمايد و مادام كه زن از حق حبس استفاده مى كند شوهر بايد نفقه زن را پرداخت نمايد و در اين حالت مرد نمى تواند الزام زن به تمكين را از دادگاه درخواست نمايد. اگر مهريه حال نباشد و مؤجل (مدت دار) باشد. بنابراين شرط به وجود آمدن حق حبس اين است كه مهريه از نوع مهرالمسمى و ضمناً عندالمطالبه باشد در غير اين صورت زن حق امتناع ندارد.
زوال حق حبس
اگر زن پيش از دريافت مهر به اراده خود، از شوهر خود تمكين نمايد، حق حبس از او سلب مى شود. طبق ماده ۱۰۸۶ قانون مدنى: «اگر زن قبل از اخذ مهر، به اختيار خود به ايفاى وظايفى كه در مقابل شوهر دارد قيام نمود، ديگر نمى توانداز حكم ماده قبل استفاده كند. مع ذالك حقى كه براى مطالبه مهر دارد ساقط نخواهد شد.» در اين صورت زن فقط مى تواند مهر خود را از شوهر خود مطالبه نمايد ولى نمى تواند از حق حبس استفاده نمايد و از تمكين خوددارى كند.
اقسام مهريه
مهريه بر سه قسم است: ۱- مهر المسمى ۲- مهرالمثل ۳- مهرالمتعه
۱- مهر المسمى
اگر در حين عقد ازدواج مهريه با توافق طرفين (زن و شوهر) تعيين شود، در اصطلاح فقه به آن مهرالمسمى گويند، مهرالمسمى مال معينى است كه با توافق دو طرف عقد (زن و مرد) يا شخصى كه زن و مرد به عنوان داور انتخاب كرده اند، به عنوان مهريه تعيين مى شود. اين مال مى تواند شامل عين معين باشد: مانند وسيله نقليه، منزل، زمين، باغ و مانند آن؛ همچنين مى تواند منفعت باشد: مانند اينكه زن بتواند اجاره بهاى منزلى كه متعلق به شوهرش مى باشد را مثلاً مدت يك سال دريافت كند. به همان نسبت مى تواند عمل معينى باشد، البته عمل بايد ارزش اقتصادى داشته باشد: مانند تعليم قرآن يا تعليم هنر نقاشى يافن خياطى، يا ساختن بنايى براى زن در مدت معينى و مى تواند حق باشد كه حق دينى و يا حق عينى است براى مثال مرد متعهد مى شود مبلغ يكصد هزار تومان بابت مهر به زن بدهد و نيز مرد مى تواند طلبى كه از شخص ديگرى دارد را مهر زن قرار دهد و حق عينى، حقى كه مرد در مال ديگرى دارد، مانند حق ارتفاق (حق عبور از منزل ديگرى) و حق انتفاع: مانند استفاده از منزلى كه در اجاره مرد است.
شرايط مهر المسمى
الف: ماليت داشته باشد
داراى ارزش اقتصادى و قابل خريد و فروش باشد. براى نمونه نمى توان آب دريا يا هوا را مهر قرار داد.
ب: قابل تملك باشد
قابل نقل و انتقال باشد و زن بتواند به محض وقوع عقد آن را به ملكيت خود درآورد و يا مرد آن را در اختنيار زن و تحت تملك او قرار بدهد. براى مثال مشتركات عمومى مانند بوستان هاى عمومى يا فضاى سبز يا جاده و خيابان و ياموقوفات كه قابل تملك به وسيله افراد واشخاص نمى باشند را نمى توان به عنوان مهر تعيين كرد و يا به عنوان مثال مالى كه متعلق به غير يا ديگرى است، يا مالى كه به دليل بدهى به ديگرى در توقيف است (از طريق مراجع قانونى) نمى توان مهر قرار داد مگر اينكه با اجازه غير يا با رضايت طلبكار باشد. بنابراين مالى كه مهر قرار داده مى شود بايد مالك آن شوهر باشد ولى ملك ديگرى را هم با اجازه و اذن مالك مى توان مورد مهر قرار داد اگر مالك ملك و صاحب مال اجازه ندهد شوهر بايد مثل يا قيمت آن را بدهد.
ج : معلوم باشد
معلوم بودن مهر اين است كه مقدار و جنس و وصف آن مشخص باشد به وسيله وزن كردن يا كيل (پيمانه) يا به عدد يا مشاهده و با توصيف رفع ابهام شود مانند ده متر پارچه يا سى كيلو گندم و در بعضى موارد نيز وصف شىء از طريق حواس حاصل مى شود: مانند بوى عطر يا زعفران يا گلاب يا طعم ترشى و از اينگونه اشيا. هرگاه مهر، عين معين باشد مى بايستى هنگام عقد موجود باشد والا تعيين مهر، باطل خواهد بود. (مستنبط از ماده ۳۶۱ قانون مدنى).
د: معين باشد
مهر بايد طورى معين شود كه مردد نباشد، به عنوان مثال يكى از دو خانه يا يكى از دو اتومبيل نباشد، بايد كاملاً معين شود كه چه چيزى به عنوان مهر تعيين مى شود.
ه: داراى منفعت عقلايى و مشروع باشد
مهر بايد منفعت عقلايى و مشروع داشته باشد، چيزى كه قانون، فروش يا استعمالش را منع كرده است مانند مشروبات الكلى يا موادمخدر، نمى توان مهر قرار داد. مهريه بايدحلال باشد. گوشت خوك، مردار، شراب يا چيزهايى كه مالكيت آن براى مسلمانان مشروع نيست را نمى توان مهر قرار داد و در صورتى كه مهر قرار داده شود چنين مهرى باطل است ليكن عقد صحيح است و بنابر شرايط موجود، بايد مهرالمثل يا مهرالمتعه تعيين نمايد.
و: قابل تسليم باشد
شوهر بايد قدرت تسليم مهر را به زن داشته باشد، مالى را كه در دريا غرق شده يا در جاى نامعينى پنهان است و قابل دسترسى نيست، نمى توان به عنوان مهر تعيين كرد، مگر اينكه زن به تنهايى، يا با كمك ديگران بتواندآن را تحصيل كند وبه دست آورد.
۲- مهرالمثل
مهرى است كه در ضمن عقد، بر آن توافق نشده، يا توافق بر مهر شده، اما به جهتى مهر تعيين شده باطل شد يا فاقد ماليت باشد يا عدم مهر در عقد شرط شده باشد، يا اينكه نكاح به جهتى باطل باشد و زن، به بطلان نكاح جاهل بوده باشد. در هر صورت، زمانى مهرالمثل به زن تعلق مى گيرد كه بعد از عقد و پس از زناشويى باشد، نزديكى شرط استقرار مهرالمثل است برحسب عرف و عادت و با توجه به وضع زن از لحاظ سن، زيبايى، تحصيلات، موقعيت خانوادگى و با در نظر گرفتن مكان و شرايط و اوضاع و احوال و امثال اينها معين مى شود.
۳- مهرالمتعه
در صورتى كه مرد اقدام به طلاق زن قبل از زناشويى و قبل ازتعيين مهر نمايد، زن مستحق مهر نيست وليكن بر عهده مرد است كه مهرالمتعه را به زن پرداخت كند. مهرالمتعه هديه اى است كه مرد برحسب وضعيت و امكانات مالى خود (اگر ثروتمند باشد بيشتر و اگر فقير باشد نيز به اندازه دارايى خود) به زن پرداخت مى نمايد.
اين مرد است كه مهرالمتعه را تعيين مى كند و برخلاف مهرالمسمى است كه با توافق طرفين تعيين مى شود، در صورت اختلاف بر مقدار مهرالمتعه، حاكم مقدار آن را تعيين مى كند.
شرايط مهرالمتعه
براى تعيين مهرالمتعه به آيه شريفه ۲۳۶ سوره مباركه بقره استناد شده است. پس براى استحقاق زن براى مهرالمتعه سه شرط لازم است:
۱- در عقد نكاح مهرى ذكر نشده باشد و بعداً نيز زوجين آن را تعيين نكرده باشند.
۲- زناشويى واقع نشده باشد.
۳- زوجين با طلاق از هم جدا شده باشند، نه با فوت يا بذل مدت يا فسخ نكاح.
تفاوت مهرالمثل و مهرالمتعه
نخست آنكه: مهرالمثل و مهرالمتعه زمانى معين مى شود كه ذكرى از مهر در عقد نشده باشد، يا مهرالمسمى باطل باشد و تفاوت اين دو مورد در اين است كه:
۱- در تعيين مهرالمثل، صفات و خصوصيات زن ملاك است، ولى مهرالمتعه به ميزان دارايى مرد بستگى دارد.
۲- استحقاق زن در مهرالمثل بعد از زناشويى است، ولى مهرالمتعه پيش از زناشويى و با وقوع طلاق محقق مى شود.
رسانه هاى خبرى زنان را ناديده مى گيرند
معصومه پيروز بخت
در حال حاضر در آمريكا زنان به عنوان منبعى براى خبر ناديده گرفته شده اند، اما آنچه تاكنون مشخص نشده اين است كه اين مشكل در رسانه هاى خبرى تا چه حد ماندگار است.
براساس گزارشى تحت عنوان تفاوت جنسيتى در رسانه ها، زنان هنوز نتوانسته اند موجوديت خود را به عنوان منبع خبرى اثبات كنند و در تمام رسانه هاى خبرى دورنماى فكرى زنان ناديده گرفته شده است.
اگر گزارشى كه تهيه شده، اجتماعى باشد، زنان به حساب آورده مى شوند و در گزارش هاى اقتصادى و ورزشى نامى از زنان برده نمى شود.
در تلويزيون، در بيشتر برنامه هاى صبحگاهى كه معمولاً برنامه هاى سرگرم كننده هستند، زنان به عنوان مصاحبه گر فعاليت مى كنند.
اگر برنامه خبرى در شبكه كابلى پخش شود يا گزارشى درباره ورزش تهيه شود، احتمال معرفى زنان به عنوان منبع خبرى به حداقل مى رسد.
براساس تحقيقات يك مؤسسه پژوهشى وابسته به مدرسه خبرنگارى دانشگاه كلمبيا در نيويورك، هنگامى كه گزارشى در ارتباط با روابط خارجى كشورهاست، از زنان كمتر نقل قول مى شود.
در ارتباط با سياست خارجى و جنگ هاى افغانستان و عراق، به سادگى مى توان ديد كه عدم پذيرش زنان به عنوان يك منبع تهيه اخبار جنگى سبب كاهش حضور آنان و سد راه آنان به عنوان صاحب نظر و كارشناس مسائل جنگى گشته است.
در يك پژوهش، ۱۶ روزنامه، ۴ شبكه خبرى شبانه، سه شبكه خبرى صبحگاهى، ۹ برنامه مختلف تلويزيونى و ۹ شبكه اينترنتى در ۴ زمان مختلف را به مدت ۹ ماه مورد بررسى و مطالعه قرار دادند. مشخص شد كه در سه چهارم (۷۶ درصد) از تمام گزارش ها حداقل يك منبع موثق مرد وجود داشت، در حاليكه فقط يك سوم (۳۳ درصد) اين گزارش ها از زنان استفاده كرده بودند.
اين مشكل، هنگامى كه از منابع خبرى متعدد استفاده مى شود، حادتر مى شود. در تهيه يك گزارش خبرى كه تعداد گزارشگران آن بيش از دو نفرند، اغلب از گزارشگران مرد استفاده مى شود و تعداد گزارشگران زن در يك گروه خبرى تقريباً دو نفر مى شود (۵۵ درصد مردان و ۱۵ درصد زنان).
شبكه هاى كابلى كه ترجيح مى دهند از نيروى مردان استفاده كنند، توجه بينندگان شبكه هاى بازرگانى را كه از نيروى زنان استفاده مى كنند، بيشتر به خود جلب كرده اند.
اخبار و گزارش راجع به روابط خارجى، يعنى جايى كه زنان حضور ناپيدايى دارند، كماكان در سال هاى آينده بااهميت خواهد بود و اهميت آنان افزوده خواهد شد. با اين وصف تعداد زنانى كه به عنوان منبع خبر نام برده مى شوند، هنوز افزايش نيافته است و نه اينكه به خبرنگاران زن، همانند مردان، به عنوان نيروى ماهر توجه شده است.
آنچه نوميدكننده يا حتى مى توان گفت ظالمانه تلقى مى شود، اين است كه تا چه زمانى اين مشكل حل نشده باقى مى ماند.
آثار يا بهتر است گفته شود علائم هشداردهنده عدم برابرى زنان و مردان در طى سال هاى متمادى مشاهده شده است. در سال ۱۹۸۹ در گزارشى تحت عنوان زنان، مردان، رسانه ها كه توسط بتى فريدن و نانسى وودهال انجام گرفت، نتايج چندين پژوهش انجام گرفته درباره زنان و پوشش رسانه اى منتشر گرديد. اين گزارش مشخص كرد كه تعداد زنان در گزارش ها و اخبار صفحه اول كمتر از يك چهارم است و اغلب نسبت به مردان، موقعيت اجتماعى و اقتصادى ضعيف ترى دارند. در تحقيقى كه در سال ۲۰۰۰ درباره پوشش خبرى مربوط به ارتش، زنان، مردان و رسانه ها انجام گرفت، مشخص شد كه در بين كارشناسان غيرنظامى و سياستمدارانى كه اخبار ارتش را تفسير مى كنند، تقريباً هيچ زنى وجود ندارد.
در سال ۱۹۸۹ بنياد ورزشى آماتور لس آنجلس، درباره پوشش خبرى تلويزيونى زنان در بخش ورزشى تحقيقى انجام داد و چنين نتيجه گرفت كه ۹۲ درصد از اخبار ورزشى مربوط به ورزش مردان است.
در يكى از پژوهش هاى انجام شده كه پوشش خبرى زنان و مردان درباره مسائل سياسى را با هم مقايسه كرد، مشخص شد كه نفوذ زنان به عنوان رئيس برنامه، به دليل وجود نابرابرى جنسيتى بسيار اندك است و اين شرايط درباره زنانى هم كه مصاحبه گر برنامه هاى سياسى اند، صدق مى كند.
در سال هاى متمادى جلسات بحثى درباره اين مشكل تشكيل شده است، اغلب سخنرانان درباره اين مشكل براى حاضران وعظ كرده اند، اما هنگامى كه حضور آنان به عنوان مديران ارشد مرد، ضرورى بود عمدتاً به جاى حضور فعال، كارشناسان خود را به اين سمينارها و جلسات روانه مى كردند. به نظر مى رسد كه همه كسانى كه درباره مشكل نابرابرى جنسيتى در رسانه هاى خبرى سخن سرايى كرده اند، باور نمى كنند كه اين مسأله واقعاً يك مشكل يا معضل است. آنان اعتقاد دارند كه نيروها بر مبناى توانايى و تبحرشان انتخاب مى شوند و يك گزارشگر بدون توجه به جنسيتش به عنوان يك نيروى توانا و معتبر به كار گرفته مى شود.
اگر چنين زمينه يا ادعايى واقعيت داشته باشد، اعتقاد اين است كه حتى با چنين تعبيرى هم تعداد بيشترى از زنان بايد به عنوان نيرو يا منبع خبرى در نظر گرفته شوند.
لحظه لحظه زندگى ام در اميد به خدا
260967.jpg
مينو كيا
دلم مى خواست تنها نباشم و طعم تنهايى را هرگز نچشم. تنها فرزند بودم و پدرم را در كودكى از دست داده بودم. ۱۶ سال بيشتر نداشتم كه با زمزمه اطرافيان متوجه شدم كه بزودى بايد زندگى مستقلى را آغاز كنم.
در آرزوهايم به فكر ازدواج با مردى جوان، پولدار و خوش تيپ بودم و دلم مى خواست تمام كمبودهايم را كه از نبودن سايه پدر بالاى سرم احساس كرده بودم، يكجا در اين ازدواج جبران كنم و زندگى سراسر عشق و آرامى را آغاز كنم، اما خيلى زود متوجه اشتباهم شدم.
آن روز سينى چاى در دست به طرف اتاق رفتم، فكر كردم پدر و مادر خواستگار من، براى خواستگارى آمده اند، باورم نمى شد شخصى كه در اتاق نشسته مى خواهد با من ازدواج كند او در سن و سال پدرم بود. مردى ۴۵ ساله كه زنش نازابود.
گريه ها و التماس هايم بى فايده بود. مادرم مى خواست مرا به عقد مردى درآورد كه وضع مالى اش خوب باشد و بتواند هزينه هاى زندگى و سرپرستى اش را از دامادش بخواهد. هر طور بود مى خواستم در برابر مادرم مقاومت كنم. هر طور بود بايد جلوى اين كار را كه به نظرم ظالمانه بود مى گرفتم، بارها هنگامى كه قرار بود محضر برويم شناسنامه ام را پنهان مى كردم اين پنهان كارى ها و مقاومت ها سرانجام بى نتيجه ماند و من به زور به عقد آن مرد ۴۵ ساله درآمدم در حاليكه اقوام پدرى ام و همسر اول آن مرد شديداً مخالفت مى كردند، مادرم از اين ميدان پيروز بيرون آمد.
خيلى زود شوهرم تسليم مقاومت هاى زنش شد و به جاى وعده هايى كه داده بود اتاقى براى زندگى با من اجاره كرد.
زندگى ام با او در تنهايى مى گذشت. همسر اولش براى او فشارهايى را ايجاد كرده بود و او هم بر حسب عادت در زندگى با او به من بى توجهى مى كرد و تنها گاهى به ديدن من مى آمد براى اينكه بتوانم زندگى ام را بگذرانم شروع به كار كردم زيرا نمى خواستم تا جايى زير تسلط و نفوذ او باشم كه بتواند بيشتر از آنچه مرا محروم كرده بود، بيشتر از آن كه در فشار تنهايى قرارم داده بود، بر من تسلط پيدا كند. بعد از اين كه فرزند اولم كه دختر بود به دنيا آمد برخوردهاى شوهرم با من تغيير كرد از اينكه صاحب فرزند شده بود خوشحالى مى كرد ولى دلش انگار پسر مى خواست. در مدت كوتاهى پسرم به دنيا آمد و در آن زمان بود كه تحريكات هووى من اوج بيشترى پيدا كرد. شوهرم مى خواست مرا طلاق بدهد و بچه هايم را از من جدا كند، ولى من در هيچ شرايطى راضى به انجام اين كار نبودم. بهترين سال هاى زندگى من بر سر اين كشمكش گذشت، در هر دادگاهى در برابر او و همسرش مقاومت مى كردم و در اين زمان بود كه شوهرم به خاطر آرامش بچه هايش و بودن در كنار آنها ما را به خانه بزرگى برد كه مادرم مرا به اميد زندگى در آنجا شوهر داده بود. وقتى صاحب دو فرزند ديگر شدم تقريباً توانستم ثبات زندگى ام را پيدا كنم. به خاطر اين مقاومت ها، شوهرم كم كم به من هم توجه مى كرد ولى اين خوشبختى زياد دوام نياورد و او وقتى آخرين فرزندم ۱۸ ماهه بود بيمار شده و جان سپرد.
شوهرم كه جان سپرد، متوجه عمق تنهايى و بى كسى ام شدم. دراين زمان اقوام همسر اولش و اقوام خودش به اندازه تمام سال هاى زندگى مشترك مرا زير فشار قرار دادند، هيچكس را نداشتم كه از من دفاع كند، هيچ كس را نداشتم كه به او پناه ببرم قلب من پر از اندوه شده بود، به خاطر فرزندانم بايد زندگى مى كردم. بايد مبارزه مى كردم تا بتوانم آنها را حفظ كنم. اقوام شوهرم پس از اين كه كمى از وسايل زندگى مان رابه من دادند از من خواستند تا بچه ها را به آنها بسپارم ولى من حاضر بودم به هر قيمتى كه شده آنها را نزد خودم نگه دارم، مى خواستم هر طورى شده آنها را مقاوم و مستقل تربيت كنم.
بچه هايم را به گونه اى تربيت كردم كه نبودن پدر را احساس نكنند. آنها را از هر لحاظ تأمين مى كردم، نمى خواستم در برابر اقوام پدرى شان، دوستان و آشنايان احساس كمبود كنند.
در اين سال ها هيچ كس به بچه هايم محبت نكرد. هيچ كس دست پدرانه اى به سرشان نكشيد و من نقش پدر، مادر و همه كس را به تنهايى برايشان ايفا مى كردم. كارى در يك اداره پيدا كرده بودم و هرچه بچه ها بزرگتر مى شدند ، بيشتر ناچار بودم كه كاركنم. چند جا كار مى كردم تا آنها از پيشرفت و آرامش بهره بيشترى ببرند.
حالا از آن زمان سال ها مى گذرد. از سال هاى ۳۲ سالگى من، از سال هاى تنهايى، از سال هاى درماندگى، از سال هاى خستگى، از سال هاى...، حالا وقتى به بچه هايم نگاه مى كنم احساس افتخار وجودم را پر مى كند. حالا وقتى مى بينم كه همه حسرت مى خورند بچه هايى مثل آنهاداشته باشند، غرور در چشمانم موج مى زند.
در زندگى هيچ وقت گله نكردم، هيچ وقت به زانو در نيامدم و هيچ وقت نگذاشتم فرزندانم به عمق درماندگى وتنهايى ام پى ببرند. گاهى سرخاك شوهرم مى رفتم و از او به خاطر اين كه به خاطر خودش مرا اين قدردر فشار قرار داد گله وشكايت مى كردم. اكنون كه برايتان نامه مى نويسم ديگر توان حركت برايم نمانده است. حالا تنها دلخوشى  ام مرور خاطرات زندگى ام است. خودم را مى بينم كه با اراده و پشتكار هرچند سخت، اما سر بلند زندگى كرده ام چون در تمام لحظات زندگى به خدا و حضرت زهرا(س) اميد داشته ام.

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   زنان   |   اجتماعى   | 
|   بين الملل   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   تاريخ   |   فرهنگ و هنر   |   گفت و گو   |   ايران زمين   | 
|   اقتصادى   |   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   گردشگرى   |   مهرگان   | 
|   ماجرا   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |