|
طلاى زرد براى روزهاى خاكسترى
انتخاب داور براى تعيين مهر
|
|
|
دكتر حسن حميديان مديركل امور استانهاى قوه قضاييه
زن و شوهر مى توانند اختيار تعيين مهر را به يكى از زوجين يا ديگرى واگذار كنند، در اين صورت، آن زن را «مفوضه المهر» مى گويند؛ شخص ثالثى را كه اختيار تعيين مهر به وى سپرده شده است «داور» مى نامند. داور يك يا چند نفر ممكن است باشد و زن و شوهر مى توانند داور اختصاصى تعيين نمايند؛ يا آن كه داورها مى توانند يك نفر ديگر را انتخاب كنند تا مهر را تعيين نمايد. اگر داور انتخاب شده، شوهر يا شخص ديگرى باشد، مختار است به هر اندازه كه بخواهد مهر را تعيين نمايد و اگر داور در تعيين مهر، زن باشد، نمى تواند بيش از مهرالمثل مهريه تعيين كند. اين محدوديت را قانونگذار به نفع شوهر و براى جلوگيرى از سوءاستفاده زن از اختيار خويش در نظر گرفته است. داور مى تواند حتى پس از آنكه مرد همسر خود را طلاق داد يانكاح به علتى فسخ شد، مهر تعيين كند زيرا سمت داور با طلاق و فسخ از بين نمى رود و هيچ منعى براى تعيين مهر بعد از طلاق و فسخ وجود ندارد. در صورت فوت داور پيش از تعيين مهر، اگر فوت وى پس از زناشويى باشد زن مستحق مهرالمثل است. بنابراين زناشويى شرط استحقاق تعيين مهرالمثل براى زن به شمار مى رود. استقلال مالى زن در نكاح دين اسلام استقلال مالى زن را در زندگى مشترك به رسميت شناخته است و زن در روابط مالى و اقتصادى خود تابع شوهر نيست و در انجام معاملات، استقلال دارد. زن و مرد پس از ازدواج مى توانند دارايى هاى جداگانه داشته باشند و به طور مستقل در دارايى هاى خود دخل و تصرف كنند. اسلام به زن حق داده مالك شود و تحصيل ثروت كند و به مرد حق نداده در ثروتى كه به او تعلق دارد تصرف كند. ماده ۱۱۱۸ قانون مدنى مقرر مى دارد: «زن مستقلاً مى تواند در دارايى خود هر تصرفى را كه مى خواهد بكند.» مالكيت زن بر مهر و آثار آن ماده ۱۰۸۲ قانون مدنى مى گويد: «به مجرد عقد زن مالك مهر مى شود و مى تواند هر نوع تصرفى كه بخواهد در آن بنمايد.» مطابق اين ماده اگر مهريه عين معين باشد مثلاً خانه باشد، زن با وقوع عقد مى تواند آن را بفروشد يا اجاره دهد يا هبه نمايد. اگر مهر عين كلى باشد، مانند پول يا طلا، مرد با تحقق عقد، به زن بدهكار مى شود و زن حق مطالبه آن را از شوهر دارد. هرگاه مهر، منفعت يا هر حق ديگرى باشد، زن به محض وقوع عقد مى تواند تصرفات مالكانه بنمايد يعنى هر نوع تصرفى كه مالك مى تواند در مال خود اعمال كند او هم اعمال نمايد. مالكيت زن بر مهريه خويش به حدى محكم است كه در صورت فوت زن مهريه وى، جزو ماترك او به حساب آمده و به بازماندگانش به ارث مى رسد، زيرا به محض وقوع عقد، زن مالك مهر مى شود و مهر جزو اموال و دارايى ها و يا طلب زن محسوب مى گردد؛ بنابراين پس از فوت زن، مهر جزو ماترك او خواهد بود. همچنين در صورت فوت شوهر، مهريه زن قبل از تقسيم اموال از دارايى او كسر و به زن پرداخت مى شود، زيرا مهريه دين متوفى است كه پيش از تقسيم تركه از اموال ودارايى هاى متوفى بايد كسر و پرداخت شود. حتى اگر مهريه حال نباشد و در آن شرط مدت يا اقساط شده باشد. زيرا مهريه دين است و بعد فوت مديون، دين مؤجل «مدت دار» به حال تبديل مى شود. در واقع بايد گفت مهريه، بخشى از بدهى هاى مقدم و واجبه و جزو ديون ممتاز بوده و حتى جايز نيست كه مردى در قلب خود نيز نيت عدم پرداخت آن را كند. مالى كه به عنوان مهريه زن قرار داده مى شود، ممكن است عين يا دين يا منافع چيزى و يا انجام كارى باشد. در صورتى كه مهريه عين معين باشد، مانند خانه، باغ، زمين، وسيله نقليه و غيره. از همان لحظه عقد، در چارچوب ملكيت زن درآمده و زن مالك كليه منافع آن از لحظه وقوع عقد نكاح مى شود و شوهر بايد مال را به او تسليم نمايد؛ در صورتى كه مال قبل از تسليم تلف گردد يا عيب و نقصى در آن حادث شود، شوهر ضامن عيب و تلف آن است و بايد آن را جبران نمايد. اگر مهريه بر ذمه شوهر باشد چنانچه مهلتى و يا اقساطى براى آن تعيين نشده باشد، زن مى تواند هر زمانى آن را مطالبه كند، در غير اين صورت بايد آن مال در موعد تعيين شده به زن داده شود. حق امتناع زن از ايفاى وظايف زوجيت (حق حبس) در صورتى كه مهر عندالمطالبه باشد (حال باشد) و اجل و مدتى براى آن معلوم نشده باشد، زن به مجرد عقد، مالك مهر مى شود و مى تواند آن را از همسر خود مطالبه كند در صورت امتناع شوهر از پرداخت مهريه ، زن مى تواند از حق حبس استفاده نمايد. ماده ۱۰۸۵ قانون مدنى مقرر مى دارد: «زن مى تواند تا مهر به او تسليم نشده باشد از ايفاى وظايفى كه در مقابل شوهر دارد امتناع كند مشروط بر اينكه مهر او حال باشد و اين امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود.» حق امتناع يا حق حبس عبارت از اين است كه زن مى تواند تا زمانى كه مهر خود را از شوهر دريافت نكرده است از تمكين و انجام وظايف زوجيت در مقابل شوهر خوددارى نمايد و مادام كه زن از حق حبس استفاده مى كند شوهر بايد نفقه زن را پرداخت نمايد و در اين حالت مرد نمى تواند الزام زن به تمكين را از دادگاه درخواست نمايد. اگر مهريه حال نباشد و مؤجل (مدت دار) باشد. بنابراين شرط به وجود آمدن حق حبس اين است كه مهريه از نوع مهرالمسمى و ضمناً عندالمطالبه باشد در غير اين صورت زن حق امتناع ندارد. زوال حق حبس اگر زن پيش از دريافت مهر به اراده خود، از شوهر خود تمكين نمايد، حق حبس از او سلب مى شود. طبق ماده ۱۰۸۶ قانون مدنى: «اگر زن قبل از اخذ مهر، به اختيار خود به ايفاى وظايفى كه در مقابل شوهر دارد قيام نمود، ديگر نمى توانداز حكم ماده قبل استفاده كند. مع ذالك حقى كه براى مطالبه مهر دارد ساقط نخواهد شد.» در اين صورت زن فقط مى تواند مهر خود را از شوهر خود مطالبه نمايد ولى نمى تواند از حق حبس استفاده نمايد و از تمكين خوددارى كند. اقسام مهريه مهريه بر سه قسم است: ۱- مهر المسمى ۲- مهرالمثل ۳- مهرالمتعه ۱- مهر المسمى اگر در حين عقد ازدواج مهريه با توافق طرفين (زن و شوهر) تعيين شود، در اصطلاح فقه به آن مهرالمسمى گويند، مهرالمسمى مال معينى است كه با توافق دو طرف عقد (زن و مرد) يا شخصى كه زن و مرد به عنوان داور انتخاب كرده اند، به عنوان مهريه تعيين مى شود. اين مال مى تواند شامل عين معين باشد: مانند وسيله نقليه، منزل، زمين، باغ و مانند آن؛ همچنين مى تواند منفعت باشد: مانند اينكه زن بتواند اجاره بهاى منزلى كه متعلق به شوهرش مى باشد را مثلاً مدت يك سال دريافت كند. به همان نسبت مى تواند عمل معينى باشد، البته عمل بايد ارزش اقتصادى داشته باشد: مانند تعليم قرآن يا تعليم هنر نقاشى يافن خياطى، يا ساختن بنايى براى زن در مدت معينى و مى تواند حق باشد كه حق دينى و يا حق عينى است براى مثال مرد متعهد مى شود مبلغ يكصد هزار تومان بابت مهر به زن بدهد و نيز مرد مى تواند طلبى كه از شخص ديگرى دارد را مهر زن قرار دهد و حق عينى، حقى كه مرد در مال ديگرى دارد، مانند حق ارتفاق (حق عبور از منزل ديگرى) و حق انتفاع: مانند استفاده از منزلى كه در اجاره مرد است. شرايط مهر المسمى الف: ماليت داشته باشد داراى ارزش اقتصادى و قابل خريد و فروش باشد. براى نمونه نمى توان آب دريا يا هوا را مهر قرار داد. ب: قابل تملك باشد قابل نقل و انتقال باشد و زن بتواند به محض وقوع عقد آن را به ملكيت خود درآورد و يا مرد آن را در اختنيار زن و تحت تملك او قرار بدهد. براى مثال مشتركات عمومى مانند بوستان هاى عمومى يا فضاى سبز يا جاده و خيابان و ياموقوفات كه قابل تملك به وسيله افراد واشخاص نمى باشند را نمى توان به عنوان مهر تعيين كرد و يا به عنوان مثال مالى كه متعلق به غير يا ديگرى است، يا مالى كه به دليل بدهى به ديگرى در توقيف است (از طريق مراجع قانونى) نمى توان مهر قرار داد مگر اينكه با اجازه غير يا با رضايت طلبكار باشد. بنابراين مالى كه مهر قرار داده مى شود بايد مالك آن شوهر باشد ولى ملك ديگرى را هم با اجازه و اذن مالك مى توان مورد مهر قرار داد اگر مالك ملك و صاحب مال اجازه ندهد شوهر بايد مثل يا قيمت آن را بدهد. ج : معلوم باشد معلوم بودن مهر اين است كه مقدار و جنس و وصف آن مشخص باشد به وسيله وزن كردن يا كيل (پيمانه) يا به عدد يا مشاهده و با توصيف رفع ابهام شود مانند ده متر پارچه يا سى كيلو گندم و در بعضى موارد نيز وصف شىء از طريق حواس حاصل مى شود: مانند بوى عطر يا زعفران يا گلاب يا طعم ترشى و از اينگونه اشيا. هرگاه مهر، عين معين باشد مى بايستى هنگام عقد موجود باشد والا تعيين مهر، باطل خواهد بود. (مستنبط از ماده ۳۶۱ قانون مدنى). د: معين باشد مهر بايد طورى معين شود كه مردد نباشد، به عنوان مثال يكى از دو خانه يا يكى از دو اتومبيل نباشد، بايد كاملاً معين شود كه چه چيزى به عنوان مهر تعيين مى شود. ه: داراى منفعت عقلايى و مشروع باشد مهر بايد منفعت عقلايى و مشروع داشته باشد، چيزى كه قانون، فروش يا استعمالش را منع كرده است مانند مشروبات الكلى يا موادمخدر، نمى توان مهر قرار داد. مهريه بايدحلال باشد. گوشت خوك، مردار، شراب يا چيزهايى كه مالكيت آن براى مسلمانان مشروع نيست را نمى توان مهر قرار داد و در صورتى كه مهر قرار داده شود چنين مهرى باطل است ليكن عقد صحيح است و بنابر شرايط موجود، بايد مهرالمثل يا مهرالمتعه تعيين نمايد. و: قابل تسليم باشد شوهر بايد قدرت تسليم مهر را به زن داشته باشد، مالى را كه در دريا غرق شده يا در جاى نامعينى پنهان است و قابل دسترسى نيست، نمى توان به عنوان مهر تعيين كرد، مگر اينكه زن به تنهايى، يا با كمك ديگران بتواندآن را تحصيل كند وبه دست آورد. ۲- مهرالمثل مهرى است كه در ضمن عقد، بر آن توافق نشده، يا توافق بر مهر شده، اما به جهتى مهر تعيين شده باطل شد يا فاقد ماليت باشد يا عدم مهر در عقد شرط شده باشد، يا اينكه نكاح به جهتى باطل باشد و زن، به بطلان نكاح جاهل بوده باشد. در هر صورت، زمانى مهرالمثل به زن تعلق مى گيرد كه بعد از عقد و پس از زناشويى باشد، نزديكى شرط استقرار مهرالمثل است برحسب عرف و عادت و با توجه به وضع زن از لحاظ سن، زيبايى، تحصيلات، موقعيت خانوادگى و با در نظر گرفتن مكان و شرايط و اوضاع و احوال و امثال اينها معين مى شود. ۳- مهرالمتعه در صورتى كه مرد اقدام به طلاق زن قبل از زناشويى و قبل ازتعيين مهر نمايد، زن مستحق مهر نيست وليكن بر عهده مرد است كه مهرالمتعه را به زن پرداخت كند. مهرالمتعه هديه اى است كه مرد برحسب وضعيت و امكانات مالى خود (اگر ثروتمند باشد بيشتر و اگر فقير باشد نيز به اندازه دارايى خود) به زن پرداخت مى نمايد. اين مرد است كه مهرالمتعه را تعيين مى كند و برخلاف مهرالمسمى است كه با توافق طرفين تعيين مى شود، در صورت اختلاف بر مقدار مهرالمتعه، حاكم مقدار آن را تعيين مى كند. شرايط مهرالمتعه براى تعيين مهرالمتعه به آيه شريفه ۲۳۶ سوره مباركه بقره استناد شده است. پس براى استحقاق زن براى مهرالمتعه سه شرط لازم است: ۱- در عقد نكاح مهرى ذكر نشده باشد و بعداً نيز زوجين آن را تعيين نكرده باشند. ۲- زناشويى واقع نشده باشد. ۳- زوجين با طلاق از هم جدا شده باشند، نه با فوت يا بذل مدت يا فسخ نكاح. تفاوت مهرالمثل و مهرالمتعه نخست آنكه: مهرالمثل و مهرالمتعه زمانى معين مى شود كه ذكرى از مهر در عقد نشده باشد، يا مهرالمسمى باطل باشد و تفاوت اين دو مورد در اين است كه: ۱- در تعيين مهرالمثل، صفات و خصوصيات زن ملاك است، ولى مهرالمتعه به ميزان دارايى مرد بستگى دارد. ۲- استحقاق زن در مهرالمثل بعد از زناشويى است، ولى مهرالمتعه پيش از زناشويى و با وقوع طلاق محقق مى شود.
|