شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۵ - ۱۲ شوال ۱۴۲۷
Sat, Nov 4, 2006
حوادث
۳۴۸۸
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
پرونده دردادسراى فرودگاه مهرآبادتشكيل شد
• فيلم كوتاهى كه دريك گوشى تلفن همراه ضبط شده بود، راز۳ شىء عتيقه بيش از۲ هزارساله رافاش كرد
• تقاضاى عجيب يك زن:
قبرشوهرم راتوقيف كنيد
در خواست جويندگان عاطفه «ايران» براى پيدا كردن مادر كودك ۲۲ ماهه
استمداد دزد از پليس
يك سارق در لهستان براى فرار از خشم نگهبان كه با ساتور مانع سرقت وى شده بود، مجبور به كمك خواهى از پليس شد. به گزارش خبرگزارى فرانسه، پليس شهر «گلفيشى» در جنوب لهستان اعلام كرد: جوان ۲۵ساله اى كه با كاميون كوچك خود براى سرقت وارد يك ساختمان ويلايى شده بود، با مقاومت سرسخت نگهبان مواجه شد. برپايه اين گزارش، نگهبان پس از اينكه متوجه حضور سارق شد با چند ضربه كارى ساتور، دزد ناكام را مجروح كرد. دزد زخمى با فرار از دست نگهبان خشمگين براى نجات جان خود، مجبور شد با تلفن از مركز پليس كمك بخواهد. مأموران پس از حضور در محل، علاوه بر بازداشت سارق، نگهبان را نيز به اتهام تجاوز از اختيارات دفاع از خود، به دادگاه فرستادند.
پرونده دردادسراى فرودگاه مهرآبادتشكيل شد
دردسرتلفن همراه
براى قاچاقچى عتيقه
• فيلم كوتاهى كه دريك گوشى تلفن همراه ضبط شده بود، راز۳ شىء عتيقه بيش از۲ هزارساله رافاش كرد
• تقاضاى عجيب يك زن:
قبرشوهرم راتوقيف كنيد
گروه حوادث - فيلم كوتاهى كه در يك گوشى تلفن همراه ضبط شده بود، راز
۳ شىء عتيقه بيش از۲ هزار سال را فاش ساخت.هفته گذشته مأموران پليس فرودگاه مهرآباد در حال گشت زنى در يكى از ترمينال هاى فرودگاه مهرآباد به پسرى جوان كه در حال قدم زدن بود، مشكوك شدند و او را تحت بازرسى بدنى قرار دادند.
مأموران با توجه به اينكه هيچ گونه ماده مخدرى همراه پسر جوان نبود، متوجه شدند كه وى شديداً مضطرب است و سعى در پنهان كردن گوشى تلفن همراه خود دارد.زمانى كه مأموران گشت با بررسى تلفن همراه وى متوجه فيلم كوتاهى شدند كه از چند شىء عتيقه گرفته شده بود، وى را در اختيار اداره آگاهى قرار دادند.
261195.jpg
پس از تشكيل پرونده اى در شعبه اول دادسراى فرودگاه، بازپرس عطايى دستور داد تا تحقيقات پليسى در اين خصوص صورت گيرد.
متهم جوان تحت بازجويى هاى فنى - پليسى ستوان غلامى قرار گرفت و در بازجويى ها اعتراف كرد كه چندى پيش از سوى سه تن از آشنايان خود در جريان اين محموله با ارزش قرار گرفته و جز فيلم كوتاهى كه با تلفن همراه خود از اشياى عتيقه تهيه كرده است، هيچ اطلاعات ديگرى در اين زمينه ندارد.
به گزارش خبرنگار ما با نشانى هايى كه اين فرد در اختيار پليس فرودگاه قرار داد، مأموران با دستور قضايى اقدام به شناسايى سه مرد كه در اين زمينه فعاليت داشتند، كردند.
دو تن از متهمان پس از دستگيرى توسط پليس اظهار كردند: اين اشيا به يكى از دوستان ما تعلق دارد و ما تنها در جريان خريدارى اين اشياى عتيقه توسط او بوديم.
مأموران موفق شدند در كمتر از چند ساعت متهم را كه ۴۵ سال داشت دستگير و اشياى عتيقه را كشف كنند.اين مرد ۴۵ ساله پس از دستگيرى در برابر بازپرس عطايى گفت: سه، چهار سال است كه اقدام به خريد و فروش اشياى عتيقه مى كنم و اين آخرين معامله من بود كه بر سر آن ۱۳۵ ميليون تومان پول كه تمام دارايى ام بود را هزينه كردم.
وى گفت: قرار بود اين اشيا را پس از خريدارى با قيمتى بالاتر به شخص ديگرى بفروشم.
وى در مورد قدمت اين اشيا گفت: اشيا به ۲۵۰۰ سال قبل تعلق دارد و اين سه شىء عتيقه كه گوزن است از ارزش بسيار بالايى برخوردار است.
به گزارش خبرنگار ما، به دستور بازپرس عطايى سه شىء عتيقه براى تعيين قدمت و ارزش واقعى در اختيار كارشناسان ميراث فرهنگى قرار گرفت و تحقيقات در اين زمينه ادامه دارد.
تقاضاى عجيب يك زن قبر شوهرم را توقيف كنيد
وى چون مى دانست كه شوهرش از سال ها قبل قبرى را براى خودش پيش خريد كرده است، خواستار توقيف آن براى فروش و پرداخت مهريه خود شد.
زن ميانسال براى اين منظور به دفترخانه اى كه سالها قبل سند ازدواج او را صادر كرده بود، رفت و مهريه اش را به اجرا گذاشت.شوهر اين زن پس از دريافت ابلاغيه ادعا كرد هيچ مال و اموالى براى دادن مهريه همسرش ندارد. از سوى ديگر زن او نيز على رغم مراجعه به اداره پنجم اجراى اسناد رسمى تهران دريافت هيچ ملك و اموالى كه به نام شوهرش به ثبت رسيده باشد موجود نيست.او كه دست خود را از همه جا كوتاه مى ديد، تقاضاى عجيبى را مطرح كرد و خواستار توقيف قبرى شد كه مدت ها قبل شوهرش در گورستانى پيش خريد كرده بود.
با طرح اين تقاضاى منحصربفرد، كارشناسان اداره ثبت به بررسى آن پرداختند تا اينكه سرانجام با اعلام نظر خود اين زن را نااميد از دريافت مهريه اش كردند.آنان در نظريه خود اعلام كردند، با توجه به آنكه قبر و گورستان ها جزو اموال غيرمنقول محسوب مى شود و از طرفى هيچ سند رسمى و شخصى و همچنين پلاك ثبتى ندارد، نمى توان آن را جزو اموال و دارايى افراد به حساب آورد و دستور به توقيف آن داد.به گزارش خبرنگار ما، با توجه به اين اعلام نظر، شوهر اين زن همچنان مالك قبر خود به حساب مى  آيد و تقاضاى توقيف قبرش رد شد.
در خواست جويندگان عاطفه «ايران» براى پيدا كردن مادر كودك ۲۲ ماهه
چرا آريا كوچولو؟
261198.jpg
گروه حوادث: صدها نفر در نقطه نقطه ايران قلبشان مى تپد تا بلكه آريا را دوباره درآغوش مادرش ببينند و با اشك شوق هديه هايشان را به آنها بدهند.
خيلى ها با صدايى بغض آلود اعلام آمادگى كردند كه در صورت بازگشت «آريا» در كنار خانواده اش حاضر هستند تمام هزينه هاى زندگى و درمان او را تا پايان دوره نوجوانى اش متقبل شوند.
مدير يك كارخانه در حالى كه اشك مى ريخت، گفت: من مى توانم تمام هزينه هاى اين كودك را براى درمان او بپذيرم به شرطى كه مادرش بازگردد و كودك اش را با خود ببرد.
پزشكى در تماس با بخش جويندگان عاطفه گفت: من متخصص علوم حركتى هستم و حاضرم تمام اقدامات مربوط به حركت دادن آريا و فيزيوتراپى او را رايگان انجام دهم.
جانبازى كه از شدت احساسات گريه مى كرد، گفت: چيزى در توان ندارم تا بتوانم به آريا كمك كنم ولى حاضرم هر ماه يك سوم از حقوقم را اگر مادرش او را نزد خود نگه دارد به آريا ببخشم.
پدرى با صداى لرزان گفت: خدا به من چهار فرزند عنايت كرده كه يكى از آنها نابينا است ولى من حاضرم آريا را نيز در كنار فرزندانم نگه دارم حتى از آنها بيشتر دوستش داشته باشم. وقتى نامه مادر آريا را خواندم و در انتهاى نامه نام حضرت زهرا(س) را خواندم بى اختيار تحت تأثير قرار گرفته ام.
يك راننده كاميون در تماسى گفت: من حاضرم هزينه هاى درمان آريا را بپردازم و از مادر آريا مى خواهم محبت مادرى را از آريا دريغ نكند.
زنى از شهرستان نشتارود تماس گرفت و با گريه گفت: من سرايدار مدرسه هستم و دو بچه دارم كه عقب مانده ذهنى هستند ولى هيچ گاه حاضر نيستم مهرمادرى را از آنها دريغ كنم. آنها را به سختى بزرگ كرده ام و حالا ۲۵ و ۲۰ ساله شده اند هنوز به آنها رسيدگى مى كنم. پسر بزرگترم نمى توانست حرف بزند ولى آنقدر با او تمرين كرده ام كه حرف مى زند. من در يكى از اتاقهاى خانه مادرشوهرم زندگى مى كنم ولى هيچ وقت در اوج سختى ها به اين فكر نيفتادم كه بچه هايم را سر راه بگذارم چون من مادر هستم. از مادر آريا مى پرسم چطور نتوانست آن دو فرزند ديگرش را سر راه بگذارد؟ چون آنها سالم بودند و او مى خواست در آينده خوشبختى شان را ببيند؟ مگر او نمى دانست اين كودك بيمار بيشتر از آن دو تا فرزند سالم به محبت نياز دارد؟
مردى از كيش تماس گرفت و گفت: از خواندن اين خبر به شدت ناراحت شدم و اگر مادرش برگردد هزينه ها را مى پردازم. افراد ديگرى نيز در تماسى اعلام كردند كه حاضرند كار، حقوق، مسكن و... را به خاطر بازگشت آريا به خانه، در اختيار خانواده اش قرار دهند.
>>>
امروز پنجمين روزى است كه چشمان نگران پسرك به در دوخته شده است خيلى ها اميدوارند كه امشب آخرين شب تنهايى آريا باشد، خيلى ها آرزو دارند كه دوباره لبخندى بر لب هاى اين كودك تنها، بيمار و خسته ببينند و از شادى اشك شوق بريزند.
گروه جويندگان عاطفه روزنامه ايران از كسانى كه اطلاعى از خانواده آريا - كودك ۲۲ ماهه رها شده - دارند درخواست مى كند تا با تلفن ۸۸۷۶۱۶۲۱ هرچه سريعتر تماس حاصل نمايند.
مرگ رئيس دادگسترى رامهرمزدر حادثه رانندگى
در برخورد دو دستگاه خودرو سوارى در جاده رامهرمزـ اهواز چهار نفر از جمله رئيس دادگسترى رامهرمز كشته و يك نفر زخمى شدند. به گزارش ايرنا ساعت ۷‎/۲۰دقيقه صبح پنجشنبه گذشته يك دستگاه پژو ۴۰۵ متعلق به دادگسترى رامهرمز كه عازم اهواز بود با يك دستگاه سمند در كيلومتر ۱۵جاده رامهرمز به اهواز برخورد نمود كه براثر اين تصادف خودرو پژو دچار آتش سوزى شد. در اين حادثه سرنشين پژو بنام «نعمت الله اميرى پويا» رئيس دادگسترى رامهرمز و سه سرنشين سمند كشته شدند و سرنشين ديگر آن آسيب ديد.
اعدام قاتل در زابل
يك قاتل پنجشنبه گذشته در شهرستان زابل به دار مجازات آويخته شد. «محبعلى غلاميان مقدم» فرزند «محمد» به موجب حكم صادره از سوى شعبه اول دادسراى زابل به جرم سرقت و قتل عمد «جمعه پهلوان» اعدام شد. اين حكم پس از تأييد مراجع عالى قضايى در ملأ عام در شهر «دوست محمد» بخش «ميانكنگى» شهرستان زابل به اجرا درآمد.
بازسازى شليك خطا
261183.jpg
گروه حوادث - بازسازى صحنه شليك اتفاقى يك گلوله از تپانچه مأمور پليس كه به مرگ پسربچه ۱۲ ساله و مجروح شدن كودك ۵ ساله اى انجاميد، در محل حادثه برگزار شد.اين حادثه تلخ ساعت ۱۶ سه شنبه ۱۸ مهر ماه سال جارى در خيابان اسكندرى تهران رخ داده بود.بنابراين گزارش، يك مأمور يگان انتظامى دادگسترى استان تهران در حالى كه قصد انتقال دو مجرم را به زندان هاى كرج و شهريار داشت، ناگهان در حوالى كوچه صفى خانى، واقع در اسكندرى جنوبى با فرار يكى از آنان روبرو شد.

در تعقيب و گريز براى دستگيرى اين مجرم، مأمور پليس اقدام به تيراندازى كرد كه يكى از گلوله ها با اصابت به ديوار مغازه اى، پسربچه ۵ ساله اى را مجروح كرد و گلوله ديگر، پسر ۱۲ ساله اى به نام «سيدسجاد حسينى» را كشت.
بازپرس «حسين اصغرزاده» از شعبه دوم دادسراى جنايى تهران پس از بازداشت مأمور سهل انگار و انتقال او به دادسرا، وى را تحت بازجويى قرار داد. همچنين بازپرس پرونده با صدور قرار بازداشت، متهم را در اختيار مأموران قرار داد تا با حضور كارشناسان اسلحه شناسى لحظه به لحظه اين اتفاق مرگبار در محل وقوع حادثه بازسازى شود.
سحرگاه روز پنجشنبه يازدهم آبان ماه جارى مأمور سهل انگار به همراه كارشناسان اسلحه شناسى به محل وقوع حادثه انتقال داده شدند.
در جريان اين اقدام پليسى دو مرد كه شاهدان عينى حادثه بودند، به جاى متهمان همراه مأمور پليس نقش بازى مى كردند.
مأمور سهل انگار ابتدا محل دقيق فرار متهم همراهش را در فاصله ۵۰ مترى محل تيراندازى به كارشناسان نشان داد. سپس متهم فرضى با پياده شدن از خودرو پيكان پا به فرار گذاشت. در همين لحظه مأمور پليس پس از تعقيب او تا سر نبش كوچه صفى خانى چند بار با صداى بلند دستور ايست داده و سپس اقدام به مسلح كردن تپانچه خود كه از نوع «زيگزاو» بود، كرد.
مأمور ۴۵ ساله وقتى به سر كوچه رسيد، صحنه مسلح كردن و شليك يك تير هوايى را به كارشناسان نشان داد و سپس ادامه تعقيب و گريز تا حدود ۲۰ مترى داخل كوچه بازسازى شد.
به گفته اين مأمور پليس، متهم فرارى وقتى ديد راه فرار ندارد، توقف و خود را تسليم كرد.
وى ادامه داد: من در اين لحظه با دست چپم يقه پيراهن او را گرفته و به طرف خيابان اسكندرى حركت كرديم. وقتى به سر كوچه صفى خانى رسيديم، متهم را چهارزانو روى زمين نشاندم. نمى دانم چطور شد كه با قنداق اسلحه به كتف راست او ضربه زدم. در همين هنگام گلوله اى شليك شد. دور و برم را نگاه كردم، متوجه نشدم كه كسى زخمى شده باشد. متهم را از زمين بلند كردم، به طرف خيابان در حركت بوديم كه مردم دورم را گرفتند. فكر كردم مى خواهند متهم را فرارى بدهند، با صداى بلند خودم را معرفى كرده و گفتم اگر كسى جلو بيايد، با تير مى زنمش.
بعد از آن بود كه فهميدم گلوله شليك شده به ديوار سوپرماركت برخورد كرده و بعد از كمانه كردن به دو پسربچه اصابت كرده است.
با پايان بازسازى صحنه اين حادثه كه در حضور اولياى دم قربانى حادثه و پدر كودك مجروح انجام گرفت، قرار است به زودى كارشناسان اسلحه شناسى نظر خود را درباره اين اتفاق به بازپرس رسيدگى كننده به پرونده اعلام كنند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |