• «م. الف» مديرعامل سابق مؤسسه فرهنگ و توسعه در هنگام مطرح كردن شكايت در ديوان عدالت ادارى تعمداً فقط به بخشى از اموال اشاره كرده است، لذا احتمال مى رود سرمايه اصلى مؤسسه، تبديل شده و يا از كشور خارج شده باشد
• رئيس جمهورى: سال گذشته در جريان انتخابات اين مؤسسه را به نام چند نفر از اشخاص واگذار كردند، ولى دولت امروز تأكيد دارد كه اين مؤسسه بايد به بيت المال بازگردد و متوليان آن از اينكه فرزند و يا پدر هر كسى كه باشد باكى ندارند و بايد اين مؤسسه به بيت المال بازگردد
• آيت الله هاشمى شاهرودى: اين اموال مستقيماً مربوط به دولت و وزارت ارشاد بوده و دستور توقيف عمليات غير از اضرار به دولت هيچ اثرى ندارد
گروه اجتماعى ـ با شكايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى از قاضى پرونده مؤسسه فرهنگ و توسعه، مسائل پشت پرده بيشترى در اين پرونده مطرح شده و رسيدگى به آن ابعاد تازه اى پيدا كرده است.
به گزارش خبرنگار «ايران»، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى در تازه ترين اقدام درباره پرونده مؤسسه فرهنگ و توسعه كه گفته مى شود ارزشى بالغ بر ۷۰۰ ميليارد تومان دارد، عليه قاضى آن به اتهام ورود غيرقانونى به پرونده و صدور حكم خلاف قانون و جانبدارى از شكات پرونده، دادخواستى به دادسراى انتظامى قضات ارائه كرده است.
بنابراين گزارش در شكايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى ضمن اعتراض به بى توجهى ديوان عدالت ادارى درباره دستور رئيس قوه قضاييه، عملكرد اين ديوان نيز به عنوان يك تخلف قابل رسيدگى، مورد توجه قرار گرفته است.
اين اقدام وزارت ارشاد در پى سخنان رئيس جمهور در جمع مردم پاكدشت صورت مى گيرد كه در اين باره گفت: در اجراى عدالت با دوستان انقلاب مواجه مى شويم.
دكتر احمدى نژاد پيش از اين تهديد كرده بود كه اگر اين اموال مؤسسه فرهنگ و توسعه به محل خود بازنگردد، غارتگران را نزد مردم رسوا خواهد كرد.
رئيس جمهور با اشاره به اينكه ۲۰ سال پيش يكى از وزارتخانه ها يك مؤسسه فرهنگى از جيب دولت با ۶۰۰ تا ۷۰۰ ميليارد ريال تأسيس و اين مؤسسه امتيازات مختلفى را مانند زمين و غيره دريافت كرده است امروز ثروت آن به سه هزار ميليارد ريال بالغ مى شود، گفت: سال گذشته در جريان انتخابات اين مؤسسه را به نام چند نفر از اشخاص واگذار كردند، ولى دولت امروز تأكيد دارد كه اين مؤسسه بايد به بيت المال بازگردد و متوليان آن از اينكه فرزند و يا پدر هر كسى كه باشد باكى ندارد و بايد اين مؤسسه به بيت المال بازگردد.
رئيس جمهورى افزود: در مقابل چنين اقدامات ما، ادعا مى كنند كه اين دولت مخالف فعاليت هاى فرهنگى است، ولى ما مى گوييم فعاليت فرهنگى ترويج نماز و راستگويى است و مشخص نيست اين افراد با دست اندازى به بيت المال براى چه اهدافى تلاش مى كنند؟
> ماجراى مؤسسه فرهنگ و توسعه چيست؟
پس از مطرح شدن پيگيرى هاى وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى دولت دكتراحمدى نژاد از سرنوشت مؤسسه فرهنگ و توسعه، سابقه دستكارى شده اين مؤسسه كه تا آن زمان مردم و رسانه ها از آن بى اطلاع بودند، منتشر شد.
براساس اين اطلاعات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى در سال ۶۸ با هدف پيشبرد امور فرهنگى و سينمايى، مؤسسه اى را با نام «فرهنگ و توسعه» تأسيس مى كند و در همان زمان «م.هـ» كه سال ۶۴ ذيحساب وزارتخانه و سال ۷۲ مشاور ادارى - مالى وزير وقت بوده، در مؤسسه گمارده مى شود اما پس از آن كه گزارش هايى از تخلفات مالى و اخلاقى وى به اطلاعات و دادسراى انقلاب اسلامى مى رسد، دادسرا در تيرماه ،۷۳ وى را به اتهام انواع مفاسد اخلاقى و مالى دستگير مى كند و درنهايت با اعترافات متهم، دادگاه حكم واگذارى اموال مؤسسه فرهنگ و توسعه را كه بعضى به اسم مؤسسه و بعضى به اسم متهم و خانواده اش بوده است، صادر مى كند.
برخى از اين اموال شامل ۷۰۰ مترمربع زمين در حال ساخت در خيابان دروس، دو آپارتمان در تقاطع كوى نصر (گيشا)، ۴۰۰ متر مربع زمين در حال ساخت در شميران، ۹ آپارتمان در ميدان شهدا، ۶ آپارتمان در سهروردى كوچه بيجار و يك آپارتمان در خيابان شهيد بهشتى بوده است كه با حكم قاضى در انحلال مؤسسه فرهنگ و توسعه، اين اموال بايد به وزارتخانه برگردانده مى شد اما پس از صدور حكم، «م.هـ» در اعتراض به حكم دادگاه درباره چگونگى اجراى حكم، خواستار رفع ابهام مى شود و دادگاه تجديدنظر نيز از دادگاه اوليه مى خواهد تا دوباره رسيدگى كند و قاضى دادگاه اوليه به اين شكل رفع ابهام مى كند كه مؤسسه منحل نشود و در اختيار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى قرار گيرد.
به اين ترتيب مؤسسه باقى مى ماند و به فعاليت خود كه بيشتر اقتصادى و تجارى و اغلب شامل ساختمان سازى و سرمايه گذارى در تهران، شهرستان ها و قشم و چه بسا خارج كشور بوده است، ادامه مى دهد، تا اين كه در سال هاى ۷۹ و ۸۰ هيأت امنا دوبار بدون اطلاع وزارتخانه در اساسنامه مؤسسه، تغييراتى مى دهند و نقش وزارت را در اساسنامه كاملاً كمرنگ مى كنند. هيچيك از اين تغييرات به تأييد وزير وقت نمى رسد و ثبت شركت ها نيز برخلاف صراحت اساسنامه كه انحلال مؤسسه و تغييرات اساسنامه را منوط به تأييد وزير كرده، اساسنامه هاى جديد را ثبت مى كند. از جمله تغييرات اساسنامه دوم كه در سال ۷۹ به ثبت مى رسد، حذف «نظارت و تأييد وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى» از بندهاى مختلف آن است و از جمله تغييرات اساسنامه سوم كه در سال ۸۰ ثبت مى شود آن است كه حذف هيأت امنا را در فوت يا استعفا خلاصه مى كنند تا موضوع بركنارى آنها در كار نباشد و نيز اين كه تغيير اساسنامه و انحلال مؤسسه را در صورت تأييد سه نفر از اعضاى هيأت امنا قرار مى دهند و نقش وزير و وزارتخانه حذف مى شود.
هيأت امنا يك بار ديگر در سال ۸۴ و در اواخر عمر دولت گذشته، اساسنامه را به نحوى تغيير مى دهد كه كارشناسان آن را به شخم زدن توصيف مى كنند و اين تصميم به گونه اى بوده كه هرگونه عنوان و مالكيت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى از آن حذف مى شود.
با اين تغييرات، مؤسسه اى كه در اساسنامه اوليه آن، مؤسسه اى عام المنفعه، غيرانتفاعى و داراى شخصيت حقوقى مستقل تحت نظارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، معرفى شده بود، تبديل به يك بنگاه اقتصادى مى شود كه فقط هيأت امناى آن از سرمايه هايش مطلع هستند.
> عناصر پشت پرده
پس از روى كار آمدن دولت نهم، ۳عضو هيأت امنا استعفا مى دهند و وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى، هيأت امناى جديد را انتخاب مى كند و اساسنامه ديگرى را به ثبت مى رساند. در واقع حقوقى را كه در اساسنامه اوليه پيش بينى شده بود، به وزارتخانه باز مى گرداند. اما به محض اين واقعه، «م.الف» يكى از اعضاى هيأت امنا و مديرعامل مستعفى مؤسسه كه سال ۶۸ معاون سينمايى وقت وزارت بوده ظاهراً به تحريك افرادى كه از اين مؤسسه بهره مى برده اند، شكايتى را در ديوان عدالت ادارى مطرح و اعلام مى كند كه مؤسسه فرهنگ و توسعه، مؤسسه اى خصوصى بوده است. توضيحات شفاهى او براى قاضى ديوان كافى مى نمايد تا حكم توقيف اموال مؤسسه را صادر كند، بى آنكه مشخص شود چرا اگر بر اساس اظهارات شاكى، مؤسسه فرهنگ و توسعه، خصوصى بوده است، ديوان عدالت ادارى كه وظيفه رسيدگى به مسائل ادارى نهادهاى دولتى را دارد، وارد اين پرونده شده است.
همين موضوع رئيس قوه قضاييه را وامى دارد كه در خردادماه امسال پس از نامه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى به وى، وارد عمل شود و در نامه اى خطاب به رازينى، رئيس ديوان عدالت ادارى بنويسد: «اصل ورود شاكى و ديوان عدالت در اين پرونده پس از استعفاى اعضاى مربوطه مبهم و ظاهراً غير قانونى بوده، علاوه بر اين كه اين اموال مستقيماً مربوط به دولت و وزارت بوده و دستور توقيف عمليات غير از اضرار به دولت هيچ اثرى ندارد. سريعاً اين دستور موقت لغو شود و قاضى مربوطه مورد سؤال قرار گيرد. چگونه اين شكايت را از شخصى كه در زمان شكايت هيچ سمتى نداشته، قبول كرده است. نتيجه را به اينجانب گزارش دهيد.»
اما دادگاه به اين دستور توجهى نمى كند و سرانجام در مهر ۸۵ ديوان عدالت ادارى حكمى صادر مى كند كه به شدت با مخالفت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى مواجه مى شود.
در اين باره يك مقام آگاه به خبرنگار «ايران» گفت: اين پرونده به اعتبار افرادى كه پشت پرده اين قضايا هستند، به چنين سرنوشتى دچار شده است و در واقع از آنجا كه دو نفر از آقازاده هاى يك وزير دولت سابق در اين مؤسسه نقشى و بهره اى داشته اند، از دوستى پدر خود با برخى مسئولان ديوان عدالت ادارى بهره گرفته اند تا مؤسسه فرهنگ و توسعه را به نفع خود مصادره كنند. وى ادامه داد: رئيس ديوان عدالت ادارى صراحتاً اعلام كرده است كه ورود ديوان به اين پرونده غير قانونى است و مؤسسه فرهنگ و توسعه متعلق به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى است، اما همزمان برخى مسئولان اين ديوان به مسئولان وزارتخانه پيام داده اندكه اگر آنها از برخى ادعاهاى خود دست بردارند، مى توان اين پرونده را حل و فصل كرد (!)
اين مقام آگاه تصريح كرد: اين درحالى است كه برخى افراد ذى نفع نيز به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى پيغام داده اند كه حاضرند پرونده را حل و فصل كنند، مشروط به اين كه وزارت پس از به دست گرفتن مجدد اين مؤسسه، به گذشته هاى آن كارى نداشته باشد (!؟)
وى گفت: از شواهد اين گونه به نظر مى رسد كه ديوان عدالت ادارى علاوه بر ورود غير قانونى به اين پرونده تخلفات ديگرى نيز در اين باره داشته كه خسارت فراوانى به دولت وارد كرده است، از جمله اين كه ديوان بايد پس از دستور توقيف موقت در دى ماه ۸۴ بلافاصله به اصل موضوع رسيدگى و حكم صادر مى كرد، اما در اين باره سستى كرده و پس از گذشت هشت ماه در مهرماه ۸۵ حكمى صادر كرده كه اشكالات حقوقى زيادى به آن وارد است و در اين مدت باعث شده فعاليتهاى مؤسسه متوقف شود و خسارت زيادى بر جاى بماند. همچنين ديوان در اقدام ديگرى رسيدگى به پرونده را به همان كسى داده كه دستور توقيف موقت را صادر كرده بود كه اين خلاف قانون است، علاوه بر اين كه قاضى اول صرفاً بر اساس يك نوشته انشاء گونه و اظهارات شفاهى شاكى كه در زمان شكايت هيچ مسئوليتى نداشته، حكم صادر كرده بود.
اين مقام آگاه گفت: حق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى است كه عليه اين اتهامات و قاضى پرونده كه با مسئولان ديوان عدالت ادارى، وابستگى فاميلى دارد، به دادسراى انتظامى قضات شكايت كند.
وى همچنين گفت: مى توان احتمال داد كه تأخير در رسيدگى به اين پرونده با انگيزه حذف سرنخ هاى اموال مؤسسه فرهنگ و توسعه است، زيرا پيش بينى مى شود كه بسيارى از اين اموال تبديل شده باشد و چون فعاليت مؤسسه به خارج كشور نيز كشيده شده، در حال حاضر نمى توان حدس دقيقى از ميزان ثروت اين مؤسسه داشت.
وى ادامه داد: با توجه به اين كه «م. الف»، مديرعامل سابق مؤسسه فرهنگ و توسعه در هنگام مطرح كردن شكايت در ديوان عدالت ادارى تعمداً فقط به بخشى از اموال اشاره كرده است، احتمال مى رود سرمايه اصلى مؤسسه، تبديل شده و يا از كشور خارج شده باشد.
آن بخش از اموال كه «م. الف» به آن اشاره كرده، شامل ۳ هزار مترمربع زمين اراضى اوين، حدود ۶ هزار مترمربع زمين در بلوار دانشجو، پروژه هتل بهرود كه اداره كل زمين شهرى براى ساخت هتل ۳۰۰ اتاقى پنج ستاره واگذار كرده، پروژه اصفهان در زمينى به مساحت ۷۸۶۰ مترمربع و ۱۴ هزار متر اعيانى اهدايى خليفه گرى ارامنه اصفهان و پروژه قشم در زمينى به مساحت ۲۴۰ هزار متر مربع از منطقه آزاد قشم در حال ساخت ۱۱۰ واحد مجموعه اقامتى است.
در حال حاضر وزارت فرهنگ وارشاد اسلامى شكايت از قاضى ديوان عدالت ادارى را به جريان انداخته است. در اين شكايت ضمن تأكيد بر اين كه قاضى ديوان به اصل مهم رعايت بى طرفى در رسيدگى به موضوع توجه نكرده و عملاً از شاكى طرفدارى كرده، آمده است: به رغم آن كه رياست محترم قوه قضاييه، قاضى ديوان را به لحاظ عملكرد غير قانونى مورد سؤال قرار داده و صريحاً دستور داده اند دستور موقت لغو شود، با اين حال نه تنها خود را مكلف به رعايت دستور رياست قوه قضاييه ندانسته اند، بلكه در مقام تصدى شعبه نهم ديوان عدالت ادارى اسباب رسيدگى به پرونده موجود در شعبه اول را در شعبه مورد تصدى خود فراهم كرده و نهايتاً مبادرت به صدور دادنامه كرده است كه البته تمهيدات صورت گرفته در مقدمات ارجاع پرونده به شعبه نهم مى تواند به عنوان يك تخلف قابل رسيدگى باشد.
تأكيد ۳ وزير سابق بر مالكيت وزارتخانه بر مؤسسه
احمد مسجدجامعى وزير پيشين در ۱۳ مرداد ۸۴ در دستورى به معاون پشتيبانى خود بر مالكيت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى نسبت به مؤسسه فرهنگ و توسعه تأكيد كرده و آورده است: «شايسته است با اتخاذ تدابير لازم نسبت به اصلاح اساسنامه و حفظ و تثبيت حقوق مالكانه اين وزارتخانه نسبت به مؤسسه فرهنگ و توسعه و ساير مؤسسات و شركتهاى وابسته كه به حكم مرجع محترم قضايى به اين وزارتخانه واگذار گرديده است، اقدام لازم را مبذول داريد.»
على لاريجانى و ميرسليم دو وزير اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامى نيز در پاسخ به نامه هاى حسين صفار هرندى، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى بر مالكيت وزارت نسبت به مؤسسه فرهنگ و توسعه تأكيد كرده اند. لاريجانى در اين باره پاسخ داده است: «اين مؤسسه در زمان آقاى خاتمى كه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى بودند، تأسيس گرديد و در زمان اينجانب ادامه حيات داد. تا آنجا كه بنده اطلاع دارم، تمامى دارايى آن متعلق به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى است. هرچند صورت ظاهر اين مؤسسه به صورت مستقل است، ولى در واقع همه دارايى آن مربوط به وزارت است.»