|
نگاهى به زندگى وآثارآلبرت كبير
|
|
|
ياسر خوشنويس
آلبرت كبير از متكلمان و فلاسفه قرن سيزدهم ميلادى است. در اين نوشته سعى شده است كه برخى از زمينه هاى مطالعه و پژوهش آلبرت و آثار وى معرفى و بررسى گردد. بايد به اين نكته اشاره كرد كه آلبرت در زمينه هاى مختلف دانش زمانه خود مطلع و داراى اثر بوده و گستردگى دانش او در دروه زندگيش نيز زبانزد بوده است. از اين رو نمى توان در نوشته اى كوتاه اين زمينه هاى مختلف را بررسى كرد. زندگى در مورد سال تولد آلبرت اختلاف وجود دارد. تولد وى بين سالهاى ۱۱۹۳ تا ۱۲۰۶ ميلادى در شهر لاوينگن در منطقه باواريا در آلمان ذكر شده است. وى تحصيلاتش را در دانشگاه پادوا در ايتاليا آغاز كرد. در پادوا آلبرت دوره كاملى از ترجمه لاتينى آثار ارسطو را كه از عربى ترجمه شده بود، مطالعه كرد. در سالهاى ۱۲۴۲ تا ۱۲۴۹ علاوه بر تدريس آثار متعددى را نگاشت. شرح كتاب «احكام» پير لومبار و تفسيرش بر تلمود متعلق به اين دوره هستند كه موجب شناخته شدن و مقبوليت وى شد. در سال ۱۲۴۸ تصميم گرفته شد كه مدارس و برنامه هاى درسى جديدى در انگلستان، آلمان و لومبارى تأسيس و طراحى شود. آلبرت براى انجام اين كار در آلمان مأمور شد و به كلن رفت. آلبرت در سال ۱۶۲۲ آمرزيده دانسته شد. پاپ پيوس يازدهم او را در سال ۱۹۳۱ تقديس كرد و لقب «استاد كليسا» را به وى اعطا نمود. آثار مجموعه آثار آلبرت در دو ويرايش منتشر شده است. ابتدا در سال ۱۶۵۱ مجموعه آثار وى در ۲۱ جلد در ليون انتشار يافت و بار ديگر در سال ۱۸۹۹ در ۳۸ جلد در پاريس به چاپ رسيد. وى تأليفات متنوعى در رشته هاى منطق، كلام، فلسفه، علوم فيزيكى شامل جغرافيا، اخترشناسى، كانى شناسى و كتابى درباره كون و فساد، علوم زيستى شامل گياهشناسى، جانورشناسى، فيزيولوژى و جمجمه شناسى، شيمى و كيميا، از خود به جاى گذارده است. در كلام و فلسفه آلبرت آثار متعددى در رشته هاى اخلاق و سياست، مابعدالطبيعه، خداشناسى، تفسير متون مقدس و وعظ و خطابه نگاشته است. تنوع اين آثار دانش گسترده آلبرت را بخوبى نشان مى دهد. آثار وى در علوم تجربى كه مبتنى بر مشاهدات گسترده وى بود، از دقيق ترين و معتبرترين آثار قرون وسطى در علوم تجربى شناخته مى شود. بخش بزرگى از آثار وى در زمينه فلسفه و كلام است. او دوره آثار ارسطو را به همراه تعليقات فلاسفه مسلمان، خلاصه و تنظيم نمود و آن را بر اساس تعاليم كليسا بيان كرد. در زمينه كلام، وى يادداشتهاى مفصلى بر كتاب «احكام» پير لومبار نوشت كه در سه جلد به چاپ رسيده است. اثر ديگر وى در اين زمينه كتاب «مجموعه كلام» است. اين كتاب تنظيم مجدد آراى كلامى نگاشته شده در شرح كتاب احكام لومبار است كه به منظور تنظيم يك متن آموزشى تاليف شده است. وى همچنين كتابهايى در تفسير متون مقدس دارد. در اين كتابها او به الهيأت عرفانى متمايل است و در برخى موارد مكاشفات خود را ذكر مى كند. آگاهى او در رشته هاى مختلف دانش و نيز اطلاعش از آراى مختلف و متنوع پيشينيان در اين رشته ها، موجب تحير هم عصران و نيز متاخران بوده است. چنانكه از او حتى در زمان زندگيش با لقب «استاد كل» ياد مى شده و در سال ،۱۹۳۱ پاپ لقب «استاد كليسا» را به وى اعطا نمود كه تاكنون تنها به ۳۳ نفر تعلق يافته است. مطالعات آلبرت در علوم تجربى در قرون وسطى علوم تجربى نسبت به الهيأت توسعه كمترى داشت . بعد از تشكيل دانشگاهها در ابتداى قرن سيزدهم نيز بيشتر توجه دانشگاهها خصوصاً در دانشگاه پاريس به منطق و الهيات بود. اما در قرن سيزدهم به دو دانشمند بر مى خوريم كه توجه ويژه اى به علوم تجربى از خود نشان دادند. يكى از ايشان آلبرت و ديگرى راجر بيكن (۹۴-۱۲۱۴) است. راجر بيكن در دانشگاه آكسفورد راه استادش گروتست را ادامه داد و در تقويت جريان توجه به تجربه در انگلستان مؤثر بود. در مقابل، آلبرت بيشتر در دانشگاه پاريس و سپس در آلمان به تدريس پرداخت. بايد گفت كه آثار تجربى او تحت تأثير آثار وى در كلام كمتر مورد توجه قرار گرفته است، چنانكه آلبرت بيشتر به عنوان يك متكلم و فيلسوف شناخته مى شود تا يك طبيعيدان. در زمينه علوم تجربى جملاتى از آلبرت نقل شده است كه بخوبى جهت گيرى وى را در اين علوم نشان مى دهد. وى در كتاب «درباره كانى ها» مى نويسد: «وظيفه علوم تجربى تنها اين نيست كه گزارشهاى مربوط به طبيعت را ثبت كنند، بلكه بايد عللى كه موجب اين اتفاقات مى شوند را جست و جو كنند. » و در كتاب «درباره گياهان» مى نويسد: «تنها آزمايش است كه راهنماى مطمئنى در علوم طبيعى است. » مشاهدات و آزمونهاى گسترده آلبرت در علوم فيزيكى، زيستى و فيزيولوژى جزو دقيق ترين آثار قرون وسطى در اين زمينه دانسته مى شود. او مطالعاتى درباره علم شيمى و كيميا نيز انجام داد. در مورد اينكه آيا او به وجود سنگ فلاسفه معتقد بوده است يا خير، اختلاف وجود دارد. اما احتمالاً وى نخستين كسى است كه ارسنيك را به طور خالص تهيه كرده است. وى همچنين نوشته هايى درباره كروى بودن زمين و وجود احتمالى جزيره اى در وراى انگلستان دارد. او در شهر كلن يك مزرعه تحقيقاتى تشكيل داده بود كه در آن گونه هاى مختلفى از گياهان و انواع متعددى از حشرات و جانوران را پرورش مى داد. آثارش در مورد گياهشناسى و جانورشناسى، نتيجه تحقيقات او در اين مزرعه است. با اين حال، در بررسى پيشرفت علوم تجربى در قرن سيزدهم، بيشتر نام راجر بيكن ذكر مى شود. در اين مورد گفته شده است كه آلبرت كمتر آراى نوين خود را در كتابهايش نوشته است. او در بيشتر آثارش نگاهى دايرة المعارفى دارد، بدين ترتيب كه آراى پيشينيان را به تفصيل ذكر مى كند و در پايان انتقادات و نظرات خود را مى افزايد. وى در ارائه نظرات جديد خود بسيار محتاط بود و كمتر نوشته اى را به توضيح مستقيم نظريات خودش اختصاص داده است. از سوى ديگر، در دوره هاى بعدى، تأثير آلبرت و شاگردش توماس بر كلام مسيحى بيشتر مورد توجه قرار گرفته است و شايد اين امر و مباحثات گسترده اى كه ميان فرقه هاى كلامى مسيحى در مورد آثار توماس و استادش رخ داد، موجب شده باشد كه مطالعات آلبرت در علوم تجربى كمتر مورد توجه قرار گرفته باشد. آگوستين به افلاطون متمايل بود و نظام كلامى خود را در قرن چهارم ميلادى متناسب با آراى افلاطون و تحت تأثير نوافلاطونيان ارائه داد. از سوى ديگر مسأله تقابل ايمان و عقل در نزد متفكران مسيحى مورد توجه بود. سنت آگوستين كه با تلاشهاى آنسلم در قرن دهم تقويت شد، اهميت بيشترى براى ايمان قائل مى شد. اگرچه روش آگوستين در سنت كليسايى رواج داشت، اما متكلمين نياز به ساختاريافتگى و نظم عقلانى بيشترى احساس مى كردند. در قرون وسطى تا پيش از قرن دوازدهم، آثار ارسطو چندان مورد توجه قرار نگرفت. در اين ميان تنها بوئتيوس (حدود ۴۷۵-۵۲۵ ميلادى) برخى از آثار ارسطو را به لاتين ترجمه كرد. بعد از ترجمه آثار ارسطو و نيز آثار متكلمين و فلاسفه مسلمان، خصوصاً ابن سينا در زمينه ارائه يك نظام كلامى بر مبناى روش ارسطو كه با متون دينى سازگارى داشته باشند، امكان آشتى دادن عقل و ايمان جدى تر گرفته شد. از سوى ديگر ترجمه آثار ابن رشد و تقويت جريان ابن رشديان لاتين و همچنين ناسازگاريهايى كه آراى ارسطو با متون مقدس داشت، موجب شد كه آموزش فيزيك و متافيزيك ارسطو در سالهاى ۲۵-۱۲۱۰ در دانشگاه پاريس ممنوع اعلام شود. موجب اين امر عمدتاً عقايد دو گروه ابن رشديان و عقل گرايان بود. آثار ابن سينا برداشتى از آراى ارسطو بود كه جنبه هاى نوافلاطونى نيز داشت و با متون مقدس بهتر مطابقت مى يافت؛ اما ابن رشد كه به ترجمه هاى دقيق ترى از ارسطو دسترسى داشت، آراى ارسطو را به نحوى ارائه مى كرد كه با متون دينى كمتر سازگار بود. در اين دوره برخى از متكلمان و از جمله آلبرت به اين فكر تمايل يافتند كه بررسى دقيقتر آثار ارسطو و تصحيح آنها هم مى تواند مسأله تحريم را مرتفع كند و هم اين فرصت را فراهم مى آورد كه آراى ارسطو براى تنظيم يك نظام كلامى جديد به كار گرفته شود. آلبرت بر اين عقيده بود كه مى توان و بايد آراى درست را از دستگاههاى فكرى مختلف براى تنظيم عقايد الهى و دفاع از آنها برگرفت. از اين بابت وى شبيه به آگوستين مى انديشيد كه اعلام كرد كه در آراى فلاسفه نوافلاطونى كه مسيحى نيز نبودند، مى توان ادعاهاى صحيحى يافت كه با مسيحيت مطابق باشد. آگوستين معتقد بود كه اگر عقيده درستى در آثار مشركان يافته شود، بايد اين آرا را از دست صاحبان غير بر حق آن گرفت و براى دفاع از ايمان و تعاليم مسيح به كار برد. بر اين مبنا آلبرت براى مطالعه آثار فلاسفه گذشته غيرمسيحى اهميت زيادى قائل شد. خود وى دوره كاملى از ترجمه لاتينى آثار ارسطو را كه از عربى ترجمه شده بود، به همراه آثار فلاسفه مسلمان، خصوصاً ابن سينا در تطبيق نظام ارسطو با تعاليم اسلام مطالعه نمود. وى روش ارسطويى را در بررسى و تنظيم مباحث فلسفى و كلامى بيشتر مناسب مى دانست و مانند ارسطو براى منطق به عنوان وسيله اى براى حركت از دانسته ها به نادانسته ها اهميت زيادى قائل شد. وى همچنين تقسيم بندى دانشها را بر مبناى تقسيم بندى ارسطو پذيرفت. با اين همه آلبرت يك نظام كامل فلسفى يا كلامى بنا نكرد. در مورد اين پرسش كه چرا آلبرت به چنين كارى دست نزد، حدسهاى مختلفى عنوان شده است. از سويى آلبرت مناصب مذهبى و آموزشى مختلفى داشت. وى در سال ۱۲۴۸ مسئول تنظيم برنامه درسى در آلمان شد و به منطقه كلن رفت. ادامه دارد
|