هنگامى كه « خيرالله طلفاح» از مزرعه خود در اطراف روستاى «العوجه» به خانه باز مى گشت صداى گريه نوزادى در كنار ديوارگلى يك باغ انار توجه اورا جلب كرد.
خير الله طلفاح بلافاصله به طرف صدا رفت وبا نوزادى مواجه شد كه درون قنداقى پيچيده شده ودر كنار ديوار رها شده بود. او نوزاد را در آغوش گرفت وبه طرف خانه حركت كرد.
تاريخ ، ۲۸ آوريل ۱۹۳۷ را نشان مى داد كه اين نوزاد عجيب در اختيار صبحه طلفاح خواهر خيرالله كه در آن زمان به تازگى با « ابراهيم حسن المجيد» ازدواج كرده بود قرار گرفت.
ابراهيم حسن كه از اهالى تكريت بود به كار گله دارى وچوپانى مشغول بود اما بعدها در تنها مدرسه اين شهربه عنوان سرايدار به استخدام دولت عراق در آمد.
ابراهيم مانند اغلب مردان عشيره تكريت از قامتى بلند واستخوانى برخوردار بود وبه دليل طبيعت بدوى خود با اعضاى خانواده خود از جمله صبحه با خشونت رفتار مى كرد.
صبحه اين نوزاد را به فرزندى قبول كرد و نام اور ا صدام نهاد.
اين نوزاد كه كسى به درستى نام واقعى پدر اورا نمى دانست در فضايى آكنده از خشونت قبيله اى رشد يافت.
ابراهيم حسن كه ذاتاً مرد پرخاشگرى بود با خشونت با صدام رفتار مى كرد واورا وادار مى ساخت تا در كنار ايستگاه قطار محلى موصل - بغداد به هندوانه فروشى مشغول شود.
از آنجا كه حكومت پادشاهى ملك فيصل اول تحصيل را براى كودكان درعراق اجبارى كرده بود صدام به تنها مدرسه ابتدايى شهر تكريت رفت ودر كلاس اول ثبت نام كرد.
محيط پرتنش خانوادگى ،از صدام كودكى پرخاشگر و ماجراجو به وجود آورد به گونه اى كه در سن ۱۴ سالگى در جريان در گيرى با يكى از همكلاسى هاى خود اورا با چند ضربه چاقو بشدت مجروح كرد .
صدام كه ميل به تحصيل در وى كمتر مشاهده مى شد پس از پايان تحصيلات ابتدايى راهى بغداد شد و تحصيلات متوسطه خود را آغاز كرد.
محيط بغداد، صدام نوجوان را بشدت تحت تأثير قرار داد واورا به سمت تشكيل باندهاى سرقت وماجراجويى سوق داد.
صدام پس از فراغت از تحصيل متوسطه براى دستيابى به قدرت ورسيدن به آينده اى بهتر دانشكده نظامى عراق را براى پيوستن به ارتش انتخاب كرد اما به دليل نداشتن شرايط لازم در اين دانشكده پذيرفته نشد.
پيوستن به ارتش در آن زمان جزئى از آرمان جوانان عراقى محسوب مى شد زيرا معمولاً افراد نيروهاى مسلح عراق از يك سلسله مزاياى اجتماعى ورفاهى ويژه اى بر خوردار مى شدند.
صدام كه نتوانست آرزوى خود را در پيوستن به نيروهاى مسلح عراق بر آورده سازد به سمت فعاليت هاى حزبى گرايش پيدا كرد.
حزب بعث كه توسط ميشل عفلق سورى الاصل در سال ۱۹۴۶ تأسيس شده بود با شعار قوميت گرايى عربى جوانان كشورهاى عرب را به خود جذب كرده بود.
ميشل عفلق كه اين حزب را براى تقابل با جريانهاى اسلام گرا مانند اخوان المسلمين تشكيل داده بود با كمك صلاح البيطار و اكرم الحورانى و شبلى العيسمى شاخه هاى متعددى را در برخى كشورهاى عربى از جمله عراق پايه ريزى كرد.
صدام در سال ۱۹۵۷ درحالى كه تنها ۲۰ سال بيشتر نداشت به حزب بعث پيوست وفعاليت خود را در شاخه جوانان آغاز كرد.
از آنجا كه عبدالكريم قاسم رئيس جمهورى وقت عراق به دليل داشتن گرايشهاى فرا طايفه اى بشدت مورد نفرت حزب بعث از يكسو و جنبش پان عربيسم به رهبرى جمال عبدالناصر رئيس جمهورى وقت مصر از سوى ديگر قرار داشت پيوسته با توطئه هاى متعدد داخلى ومنطقه اى مواجه بود.
طرح ترور عبدالكريم قاسم در دستوركار حزب بعث قرار گرفت زيرا قاسم كه ازمادرى شيعى وپدرى سنى زاده شده بود، تلاش داشت تا شيعيان را كه تا آن زمان به دليل بافت طايفه اى عراق در حاشيه بودند وارد صحنه سياسى كند.
به دليل تفكر فرا قوميتى قاسم كه در سال ۱۹۵۸ رژيم پادشاهى ملك فيصل را سرنگون كرده بود، رهبران حزب بعث درصدد ترور عبدالكريم قاسم بر آمدند.
شاكر ابراهيم حليوه يكى از رهبران جوان حزب بعث شاخه عراق در سال ۱۹۵۹ با ميشل عفلق دبير كل حزب بعث ملاقات ونقشه ترور عبدالكريم قاسم را با وى مورد بحث قرار داد.
شاكر ابراهيم در بازگشت به عراق صدام حسين، سمير نجم،عبدالوهاب الغريرى، سليم عيسى الزيبق و عبدالكريم الشيخلى را براى انجام اين مأموريت در نظر گرفت.
طرح ترور در منزل سليم عيسى مورد تصويب نهايى قرار گرفت.
اعضاى تيم ،تمرينات خود را در دو منطقه المسيب والحصوه در مسير كربلا - بغداد آغاز كردند.
صدام و سمير نجم وعبدالوهاب الغريرى تحركات عبدالكريم قاسم را زير نظر گرفتند. آنان دريافتند كه عبدالكريم قاسم هر روز در يك ساعت مشخص مسير خيابان الرشيد را با اتومبيل بدون اسكورت از منطقه العلويه تا وزارت دفاع طى مى كند.
گروه تروربراى انجام اين مأموريت آپارتمانى را در خيابان الرشيد اجاره كردند.
در هفتم اكتبر ۱۹۵۷ عمليات ترور در منطقه رأس القريه توسط صدام حسين و سمير نجم و عبدالوهاب الغريرى و عبدالكريم الشيخلى انجام شد اما اين ترور نا كام ماند وعبدالكريم قاسم تنها جراحت سطحى برداشت.
عبدالوهاب الغريرى در جريان در گيرى با محافظان شخصى عبدالكريم قاسم كشته شد، سمير نجم دستگير و صدام مورد اصابت يك گلوله قرار گرفت ولى موفق شد به اتفاق عبدالكريم الشيخلى از چنگ مأموران امنيتى عبدالكريم قاسم بگريزد واز طريق موصل راهى سوريه شود.
پس از ترور نا فرجام عبدالكريم قاسم دادگاهى به رياست سرهنگ فاضل عباس المهداوى تشكيل شد وسميرنجم وسليم عيسى الزيبق محاكمه وبه زندان محكوم شدند اما عبدالكريم قاسم آنان را مورد عفو قرارداد.
در همين دادگاه بود كه خير الله طلفاح دايى صدام كه به اتهام كمك به صدام حسين براى فرار از عراق محاكمه مى شد براى نخستين بار اعتراف كرد كه صدام خواهر زاده او نيست بلكه نوزاد سر راهى بوده وخواهروى صبحه صدام را بزرگ كرده.
صدام پس از فرار به سوريه با ميشل عفلق كه در آن زمان سمت وزير فرهنگ در دولت متحده عربى مصر و سوريه را به عهده داشت ارتباط نزديك بر قرار كرد.
او به تشويق ميشل عفلق راهى قاهره شد و با كمك اين مهره سر سپرده غرب وارد دانشكده حقوق دانشگاه قاهره شد اما نتوانست تحصيلات خود را ادامه دهد.
ژنرال مصطفى طلاس وزير دفاع سابق سوريه در خصوص دوران اقامت صدام در قاهره مى گويد: «ما از همان زمان به صدام مشكوك بوديم وبه همين دليل تحركات وى را زير نظر گرفتيم.»
ما دريافتيم كه صدام با سفارت آمريكا در مصر روابطى برقرار كرده واز دفتر سازمان سيا در سفارت آمريكا مبالغى پول دريافت مى كرد.
اعتقاد ژنرال مصطفى طلاس اين است كه سازمان سيا از همان زمان صدام را براى ايفاى نقش مهمى در عراق مورد توجه قرار داده بود.
صدام در سال ۱۹۶۲به بغداد بازگشت وبا ساجده دختر خيرالله طلفاح ازدواج كرد كه حاصل اين ازدواج ۲پسر به نامهاى عدى وقصى و۳ دختر به نامهاى رغد و رنا وحلا بود.
عدى وقصى پس از اشغال عراق توسط آمريكا كشته شدند و رغد و رنا به اتفاق حلا و مادرخود ساجده به اردن پناهنده شدند.
رغد ورنا همسران حسين كامل وصدام كامل بودند كه اين دو برادر در سال ۱۹۹۶ پس از اختلاف با خانواده صدام به اردن فراركردند و در بازگشت به عراق توسط على حسن المجيد وعدى كشته شدند.
پس از سر نگونى عبدالكريم قاسم در ۱۴ جولاى ۱۹۶۳ صدام تلاش كرد تا خود را به ژنرال احمد حسن البكركه در حلقه ياران عبدالسلام عارف رهبر كودتاچيان قرار داشت نزديك كند.
عبدالسلام عارف كه پس از كودتا يار ديرينه خود عبدالكريم قاسم را به قتل رساند قدرت را در عراق به دست گرفت و اعضاى حزب بعث را وارد كابينه خود كرد.
همپيمانى عبدالسلام عارف وحزب بعث ديرى نپائيد و عارف در ۱۸ نوامبر ۱۹۶۳ همه اعضاى حزب بعث را از دستگاه هاى دولتى اخراج كرد.
صدام حسين نيز به علت توطئه عليه دولت عارف در ۱۴ اكتبر سال ۱۹۶۴ دستگير وبه زندان سازمان امنيت بغداد سپرده شد.
حزب بعث در سال ۱۹۶۶ زمانى كه صدام در زندان بود او را به عنوان دبير حزب بعث بغداد انتخاب كرد .
صدام در سال ۱۹۶۶ موفق به فرار از زندان شد وزندگى مخفيانه خود را آغاز كرد.
اين دو حادثه يعنى ترقى ابهام انگيزصدام از يك عضو ساده به دبيرى حزب بعث وسپس فرار مرموز وى از زندان سازمان امنيت بغداد نشان مى دهد كه در پشت پرده قدرت هايى بودند كه صدام را براى رسيدن به قدرت يارى مى كردند.
صدام پس از فرار از زندان تشكيلات سرى ومخوف حزب بعث را براى به دست گرفتن قدرت سازماندهى كرد.
عبدالسلام عارف در سال ۱۹۶۶ در يك حادثه مشكوك هوايى كشته شد وبرادر وى عبدالرحمن عارف قدرت را بدست گرفت.
سرانجام حزب بعث به رهبرى ژنرال احمد حسن البكر در ۳۰ جولاى ۱۹۶۸ عبدالرحمن عارف را از قدرت بر كنار وخود زمام امور عراق را به دست گرفت.
صدام از سال ۱۹۶۸ به عنوان نائب رئيس شوراى فرماندهى انقلاب عراق بر گزيده شد امابه دليل ضعف جسمى البكر، صدام شخصاً همه زمام امور را در دست داشت.
پس از امضاى قرارداد الجزاير،صدام به تدريج عوامل خود را در پست هاى مهم امنيتى ونظامى گمارد و قدرت احمد حسن البكر را كاهش داد.
پس از پيروزى انقلاب اسلامى، صدام در يك اقدام شگفت انگيز احمد حسن البكر را از قدرت بركنار و خود زمام امور رادر دست گرفت.
اندكى بعد صدام ۴۵۰ تن از اعضاى حزب بعث را به دليل تلاش براى كودتا دستگير و عده زيادى از آنان رااعدام كرد. صدام دولت سوريه را به سازماندهى اين كودتاى نا فرجام متهم كرد وبه اين ترتيب روابط سوريه وعراق رو به تيرگى نهاد.
در ۲۲سپتامبر ۱۹۸۰ صدام
قرار داد الجزاير را ملغى اعلام كرد وحمله وحشيانه خود را عليه ملت ايران آغاز كرد كه اين جنگ ۸ سال به طول انجاميد.
در طول اين مدت آمريكا وغرب انواع كمك هاى تسليحاتى و اطلاعاتى را در اختيار ارتش صدام قرار دادند كه اين كمكها باعث شد صدام به طرز گسترده اى از سلاح هاى كشتار جمعى عليه مردم عراق وايران استفاده كند.
در سال ۱۹۸۲ مأموران امنيتى صدام زمانى كه ديكتاتور مخلوع عراق از منطقه شيعه نشين الدجيل باز ديد مى كرد طرح ترورى را عليه وى كشف كردند.
به دستور ديكتاتور بغداد ۱۴۸ تن از اهالى اين منطقه به قتل رسيدند وهزاران نفر ديگر به بيابانهاى غرب عراق كوچ داده شدند.
پس از پايان جنگ ،صدام در سال ۱۹۹۰ كويت را اشغال كرد كه پس از ۷ ماه نيروهاى همپيمان به سركردگى آمريكا، ارتش عراق را شكست دادند و به اين ترتيب صدام وارد يك دوره تنش بين المللى شد.
محاصره اقتصادى عراق و در گيريهاى داخلى از جمله سركوب انتفاضه جنوب عراق در سال ۱۹۹۱ به ضعف شديدساختارحكومتى صدام منجر شد.
از آن پس مأموريت صدام از نظر غرب وآمريكا پايان يافته تلقى شد اما صدام حاضر نشد از قدرت كناره گيرى كند.
جرج بوش رئيس جمهورى آمريكا اعلام كرد كه رژيم عراق به علت همكارى تنگاتنگ با تروريست ها امنيت جهانى را تهديد مى كند.
سر انجام آمريكا و انگليس در يك اقدام مشترك با حمله به عراق در ۹ آوريل ۲۰۰۳ موفق شدند ديكتاتور سابق عراق را سرنگون سازند.
پس ازسقوط بغداد نيروهاى اشغالگر براى دستگيرى صدام وعوامل حزب بعث جوايزى تعيين كردند ودر نهايت او در ۱۲ دسامبر ۲۰۰۳در مخفيگاهى دراطراف شهرتكريت دستگير شد.
ديكتاتور سابق عراق سر انجام پس از ۴۱ جلسه دادرسى در ۵ نوامبر۲۰۰۶ به اتهام قتل شيعيان منطقه الدجيل به اتفاق دو تن از همدستانش به اعدام با طناب دار محكوم شد.