• براساس اهداف برنامه چهارم بايد در بخش كشاورزى به رشد ۶/۵ درصدى مى رسيديم كه هم اكنون به رشد ۷/۱ درصدى دست يافته ايم و اين آمار رسمى بانك مركزى است
• آقاى رئيس جمهور از استاندارى ها به شكلى جواب مى خواهد و از وزارتخانه ها هم به شكل ملى جواب مى خواهد و اين مسأله باعث شده در هر سفر استانى هركدام از معاونان براى پيگيرى پروژه هاى استانى معين دو استان بشوند
زهره افشار ـ على اسماعيلىفقط كافى بود از وزير جهاد كشاورزى بپرسم كه رئيس جمهورى چقدر به بخش كشاورزى بها مى دهد كه نوشته اى به دست آقاى وزير رسيد، ماجرا را كه پيگير شدم فهميدم دفتر رئيس جمهور با وزير كار دارد. اسكندرى با معذرت خواهى چند دقيقه اى با رئيس جمهور صحبت كرد از مطالبى كه رد و بدل شد پى بردم دكتر احمدى نژاد از موضوعى نگران است و نگرانى وى از افزايش قيمت هاى جهانى غلات و اثرات منفى آن بر بازار داخلى بود. بعد از پايان صحبت هاى تلفنى وزير جهاد كشاورزى رو به من كرد و گفت: «معمولاً در خصوص مسائل بخش كشاورزى هر چند روز يكبار با رئيس جمهور در ارتباط هستم.»
همين مقدمه كافى است تا به اهميت بخش كشاورزى در دولت نهم پى ببريم، بخشى كه به قول حضرت امام (ره) بايد محور توسعه باشد. آنچه مى خوانيد ماحصل گفت وگوى ۳ ساعته «ايران» با وزير جهاد كشاورزى است .
به عنوان نخستين سؤال اجازه بدهيد از نام وزارتخانه «جهاد كشاورزى» آغاز كنيم كه در بين نام وزارتخانه ها نظير ندارد، اين كه نام «جهاد» قبل از «كشاورزى» قرار گرفته آيا نتيجه ادغام دو وزارتخانه بوده يا هدف ديگرى مدنظر بوده است؟
ما يك وزارتخانه «جهاد سازندگى» داشتيم و يك وزارتخانه «كشاورزى و عمران روستايى»، جهاد كه پيرو دستور امام (ره) تشكيل شد، معرف سازندگى روستاها بود، حركت يك حركت اعتقادى بود و هيچ موقع جهاد سازندگى را همپاى وزارتخانه هاى سنتى ديگر نگاه نكردند. يك حركت اعتقادى بود كه سازندگى كشور را پيگيرى مى كرد.
حضرت امام(ره) جهاد را با همين نيت تشكيل داد. از ابتداى تشكيل جهاد بحث بود كه وقتى در روستا مى خواهد فعاليتى صورت بگيرد، اقتصاد روستا مورد توجه قرار بگيرد كه اساس اقتصاد روستا هم كشاورزى بود.
شما اگر سمبل جهاد را ببينيد، خوشه گندم است. تاريخ صدور فرمان امام (ره) ، خردادماه بود كه همزمان با فصل برداشت محصول بود و افرادى كه به فرمان امام (ره) لبيك گفتند، كارشان را با برداشت و دروى گندم شروع كردند. كم كم جهاد در موضوعهاى مختلف روستا وارد شد و به مرور زمان اين بحث ها مطرح شد كه جهاد سازندگى با برخى دستگاه ها فعاليت موازى دارد كه يكى از اين دستگاه ها، وزارت كشاورزى بود. اين بحث قوت گرفت كه اين دو تا بايد يكى شده و يكى ظرف و ديگرى مظروف شوند. سال ۶۷ بود يك بار بحث انحلال وزارت كشاورزى در مجلس مطرح شد ولى اين اتفاق نيفتاد و منجر شد به تفكيك وظايف. يعنى سال ۶۹ آمدند بخشى از فعاليت هاى كشاورزى را دادند به جهاد و بخشى ديگر هم در وزارت كشاورزى ماند. فعاليت هاى مربوط به دام و شيلات و جنگل را به وزارت جهادسازندگى دادند و فعاليت هاى زراعت و باغبانى در وزارت كشاورزى ماند.
ولى باز يك نقاط تلاقى و تضادى بود كه در نهايت منجر به تشكيل وزارت جهاد كشاورزى شد و اصرار بر اين بود كه اسم جهاد باقى بماند البته كلمه جهاد چون ريشه اعتقادى و قرآنى دارد در بيرون از كشور يك معناهاى ديگرى هم دارد در خيلى از كشورها وقتى بحث مى شود فكر مى كنند كه ما يك وزارتخانه نظامى هستيم و حالا كه اين اسم گذاشته شده بايد تلاش و كوشش كرد در راه ساختن كشور و اين را يك حركت جهادگونه بايد دانست همانگونه كه در ميدان جنگ مسلمانان اگر جهاد داده شود بايد از همه چيزشان بگذرند، جهاد سازندگى هم همين طور است بايد در سازندگى اين مايه را گذاشت.
اصرارهايى وجود داشت كه اگر قرار است وزارتخانه ها ادغام شوند حتماً بايد اسم جهاد باشد و بچه هاى جهاد هم اصرارشان اين بود كه حتماً بايد اول اسم جهاد باشد به هر حال ادغام بايد طورى صورت مى گرفت كه هويت داشته باشد به همين لحاظ هم روزى كه وزارتخانه جهاد كشاورزى تشكيل شد مقام معظم رهبرى پيامى كه دادند كه در وزارتخانه جديد روحيه جهادى بايد حفظ شود، روحيه جهادى هم به اعتقاد ما در كار، تلاش و سازندگى خلاصه مى شود.
پس شما وظيفه خطيرى را در وزارت جهاد سازندگى برعهده گرفتيد و تمام بار روحيه جهادى را به دوش كشيديد تا بقيه وزارتخانه ها از اين مسأله دنباله روى كنند، به هر حال هر اسم براى خودش بار معنوى دارد و براى تحقق اين بار معنوى نيازمند ابزار است در حالى كه در سيستم ادارى مان بوروكراسى سخت ادارى حاكم است، شما چگونه اين دو را در كنار هم حل كرديد؟
ببينيد اين بحث همان بحث روحيه است و برمى گردد به رفتارهاى فردى و انسانى. درست است كه سيستم ادارى ما اكثر مواقع مشكل درست مى كند ولى قسمت اعظم آن برمى گردد به رفتار نيروى انسانى كه در اين مجموعه است و بخش عمده آن را مى توان جبران كرد يعنى ما نمى توانيم همه چيز را به گردن سيستم ادارى بيندازيم و بحث مديريت نيروى انسانى. تجربه اى را براى شما بازگو كنم زمانى كه من شخصاً مجرى طرح گندم بودم، قسمت هاى ديگرى هم در وزارتخانه فعال بود ولى بخش مجرى طرح گندم بايد به يك شكل ديگرى كار مى كرد و در عين حال همكارانى كه با من در طرح گندم كار مى كردند هيچكدام كاركنان سابق وزارت جهاد سازندگى نبودند يعنى كل مجموعه نيروى كشاورزى سابق بودند و من نيروى جهاد ولى موقعى كه كار شروع شد اهداف كار تعريف شد، انتظارات تعريف شد و يك مقدار كار جلو رفت و به شخصيت فردى افراد بها داده شد ديديم كه از هر جهادى جهادى تر كار كردند و وقتى كار را با اين نيروها شروع كردم خيلى زود كه سركارشان حاضر مى شدند ۸/۱۵ صبح بود و ۴ بعدازظهر هم كار را تمام مى كردند. بعد از مدتى همين نيروها تبديل شدند به افرادى كه ساعت كار برايشان مهم نبود و تا وقتى كار بود حضور داشتند. كم كم رفت به سمتى كه نخستين كسانى كه به وزارتخانه وارد مى شدند بچه هاى طرح گندم بودند و آخرين كسانى هم كه از وزارتخانه خارج مى شدند باز بچه هاى طرح گندم بودند. كارشناسانى در اين طرح با ما همكارى مى كردند كه فرضاً طى ۲۵ سال يك بار به مأموريت شهرستان بر سر مزارع نرفته بودند. اين كارشناسان به مرور ماهانه ۱۵ تا ۲۰ روز در مزرعه حاضر مى شدند و گله هم نمى كردند.
آقاى وزير اين روحيه جهادى كه شما از آن سخن مى گوييد بايد براى مردم يك دستاورد ملموس داشته باشد، شما مى توانيد براى مردم مثال هاى عينى بزنيد كه اگر اين روحيه جهادى نبود در طى اين ۱۴ ماه نمى توانستيم به آن دست يابيم؟
ببينيد بحث ما هم همين است و بايد آثار اين مسأله را در كار ديد اين نتايج ملموس براى كسانى مشخص است كه با آن سروكار داشته باشند، كشاورزان در حال حاضر اين مسأله را لمس كرده اند كشاورز حس مى كند كه تغييرى اتفاق افتاده، وقتى مراجعه كارشناس را مى بينيد پيگيرى را مى بيند اين را حس مى كند اين روحيه اثر خود را در توليد نشان داده، در عزت نفس كشاورز نشان داده. شما اگر توجه كرده باشيد مى بينيد كه قبلاً كشاورز با افتخار نمى گفت من كشاورز هستم و ما دنبال اين بوديم كه كشاورز با افتخار از شغلش سخن بگويد خوشبختانه اين موضوع هم اكنون جا افتاده و كشاورز با افتخار از شغلش سخن مى گويد به ويژه گندم كاران و حالا كشاورز گندم كار مى تواند با غرور بگويد كه من كشاورز باعث خودكفايى گندم شدم من بارها كه با كشاورزان صحبت مى كردم گلايه مى كردند كه وضع ما به گونه اى است كه در مدرسه فرزندانمان تمايلى ندارند بگويند ما كشاورززاده هستيم. ولى من فكر مى كنم اين فرهنگ دارد جا مى افتد.
آخرين بارى كه سر مزرعه رفتيد كى بود؟
هفته گذشته.
كدام منطقه؟
نظرآباد تهران.
چه مزرعه اى بود؟
ما براى بازديد از يك دامدارى رفته بوديم كه مزرعه كشت علوفه هم داشت.
فقط بازديد بود يا براى حل مشكلى؟
خب ما وقتى براى بازديد مى رويم بر سر مشكلات هم بحث مى كنيم و در واقع تشريفاتى نيست.
معاونان شما چطور، آنها هم بر سر مزارع مى آيند؟
برخى موارد تنها مى روم و در برخى موارد هم مسئول مربوطه را همراه خودم مى برم.
شما توانسته ايد اين روحيه را هم در سطح وزارتخانه حاكم كنيد كه مديران شما چه در سطح ميانى و چه در سطح كارشناسى به جاى حضور در وزارتخانه بر سر مزارع بروند؟
بله شما اگر همين الآن تلفن بزنيد بسيارى از آنها در استانها هستند.
مى توانيد نام ببريد؟
البته، معاونت زراعت تا شب گذشته براى بحث هاى كشت دانه هاى روغنى در استان گلستان بود، معاون شيلات ما هم اكنون در بندرعباس است، معاون باغبانى قرار بود براى حل مشكلات انار بجستان به ناحيه برود، معاون توسعه نيروى انسانى ديشب از خراسان شمالى برگشته و معاون ترويج مان هم اكنون در اردبيل است.
به غير از سفرهاى استانى رئيس جمهور خودتان چقدر مقيد به رفتن سفرهاى استانى هستيد؟
خيلى زياد و به قول معروف از هر فرصتى براى حضور در استانها استفاده مى كنم.
در مدت تصدى وزارت جهاد كشاورزى چند سفر استانى داشته ايد؟
دولت ۲۰ سفر استانى داشته كه من شخصاً در دو سفر به علت سفر خارجى به همراه دولت نبودم و در اصل ۱۸ سفر با هيأت دولت داشتم ولى جداى از سفرهاى هيأت دولت، ۴۳ مرتبه به استانها سفر كارى داشته ام. ولى متأسفانه در مقام مسئول وزارت هنوز به ۵ استان جهت رسيدگى به امور سر نزده ام.
ولى به بعضى از استانها براى پيگيرى مشكلات چند بار سفر كرده ام.
آقاى وزير اجازه بدهيد حالا كه بحث به اينجا رسيده از شما اينگونه سؤال كنيم كه به هر حال سفرهاى استانى دولت پديده بى نظير و يا كم نظير در سطح دنيا است، اين براى شما چه دستاوردى در بخش كشاورزى داشته است؟
ببينيد اصولاً سفر دولت به استانها يك رويكرد جديد است و نه تنها در كشور ما سابقه نداشته بلكه دردنيا نيز بى نظير است و ما در سفرهاى خارجى وقتى در اين مورد صحبت مى كنيم كه رئيس جمهور سفر استانى مى رود و از همه شهرهاى يك استان بازديد مى كند برايشان خيلى جالب است و تا حدى باور نكردنى، مى گويند واقعاً رئيس جمهور شما اين قدر انرژى دارد چون معمولاً چنين اتفاقى در كشورهاى دنيا نمى افتد كه رئيس جمهور كشورى برود بين مردم و علاوه بر سخنرانى به درددلهاى آنها گوش بدهد مگر در موارد خاص و مراسم خاص كه رئيس جمهور و يا رهبر آن كشور در مراسم حضور يابد و برايشان خيلى باوركردنى نيست وقتى توضيح مى دهيم مى گويند بد نيست ما هم از اين تجربه استفاده كنيم من شخصاً با يكى دو مورد روبرو شدم.
كدام كشورها؟
يكى از موارد كشور سودان است و يا كشور اتيوپى.
سفرها اگر انجام نمى شد چه چيزهايى را از دست مى داديم؟
ما اعتقادمان اين است كه اگر كار قرار است درست صورت بگيرد بايد رفت به مناطق و در مناطق است كه شما مى توانيد با شناخت تصميم بگيريد و بعد ظرفيت ها و پتانسيل ها را پيگيرى و امكان سنجى كنيد. ببينيد من به عنوان وزير جهاد كشاورزى اگر مى خواستم مسائل كشاورزى را به ديگر وزرا منتقل كنم شايد كار به اين سادگى نبود ولى در سفرهاى استانى وزرا با مشكلات ديگر بخشها نيز آشنا مى شوند و در واقع مسئول پيگيرى مشكلات استان از جمله مشكلات مبتلابه بخش كشاورزى مى شوند. دراين سفرها وزرا در شوراهاى ادارى شهرستان شركت مى كنند، مسائل و مشكلات را از نزديك مى بينند و از زبان مديران شهرستانى مى شنوند. بارها ديده شده كه مثلاً در سفر استانى وزير دادگسترى كه براى بازديد به شهرستان رفته بوده مشكلات كشاورزى آن شهرستان را به وزير جهاد كشاورزى منتقل كرده، خود به خود وقتى در دولت بحثى راجع به كشاورزى مى شود همه وزرا همراه مى شوند و اين دستاورد بزرگى است و اين موضوع در ديگر بخشها نيز صدق مى كند. هم اكنون وقتى به وزير نيرو مى گويم آقاى فتاح تخصيص آب براى منطقه مى خواهم، اگر منطقه را نشناسد به راحتى مجوز نمى دهد ولى وقتى مشكل مردم را از نزديك مى بيند به اين نتيجه مى رسد كه مشكل بايد از طريقى حل شود و با هم بحث منطقى مى كنيم و موضوع راحت حل مى شود بحث ديگر سرعت دادن به پروژه ها است ما هم اكنون در بخش كشاورزى در ۶ ماهه اول ۶۵ درصد تخصيص عمرانى و تملك دارايى را گرفتيم كه اين بدين معنى است كه سرعت پروژه ها افزايش يافته است، چون تصميم ها در استان گرفته شده پيگيرى بيشتر شده دولت به ۲۰ استان سفر كرده و در نتيجه تعهداتى براى بخش ايجاد شده كه بايد به آن عمل كنيم، اينجا به دليل اينكه همه بايد نسبت به آن مصوبات جوابگو باشند استاندار پيگيرى مى كند، مسئولين استانى پيگيرى مى كند.
استانداران در گذشته درخصوص بخش كشاورزى شايد سالى يك بار مكاتبه نداشتند مگر اين كه موضوع خاصى پيش بيايد ولى هم اكنون مى بينيم هر ۱۵ تا ۲۰ روز استاندار پيگير يك طرح كشاورزى مى شود، چون ايشان بايد به عنوان نماينده دولت در استان پاسخگو باشد، آقاى رئيس جمهور از استاندارى ها به شكلى جواب مى خواهد و از وزارتخانه ها هم به شكل ملى جواب مى خواهد و اين مسأله باعث شده در هر سفر استانى هركدام از معاونان براى پيگيرى پروژه هاى استانى معين دو استان بشوند، مثلاً معاونت باغبانى علاوه بر وظايف اصلى خود بايد پيگير مسائل نه تنها بخش كشاورزى بلكه تمامى بخشها
در ۲ استان شود .
آمارى از مصوبات سفرهاى استانى داريد؟
تعداد مصوبات در هفته جارى جمع بندى و مشخص خواهد شد ولى مى توانم بگويم مصوبات نخستين سفرها كه تعهد وزارتخانه بوده هم اكنون تمام شده است .
آخرين آمارها حاكيست كه هم اكنون ۶۰درصد پروژه ها در بخش كشاورزى از نظر وضعيت عملياتى تعيين تكليف شده و در جريان است.
بهترين خاطره اى كه از سفرهاى استانى داريد چيست؟
همه سفرهاى استانى خاطره هستند، برخورد با مردم براى وزيران سراسر خاطره است ولى براى من شخصاً برپايى جلسات شب تا صبح با توليدكنندگان خاطره فراموش نشدنى است . مسئولان استانى شاهد هستند كه در برخى از سفرها وزيران در يك بازديد ۴۸ساعته شايد ۴ ساعت بيشتر استراحت نمى كنند.
رئيس جمهور چقدر به مسائل اين بخش كشاورزى علاقه دارد؟
ايشان به بخش كشاورزى بسيار علاقه مند هستند و مسائل اين بخش را خيلى پيگيرى مى كنند.
معمولاً چند وقت يك بار با ايشان ديدار داريد؟
در هفته حداقل ۳ تا ۴ بار
ديدارهاى خصوصى با ايشان در مورد مسائل بخش چندوقت يكبار است؟
معمولاً در حاشيه جلسات دولت، شوراى اقتصاد، كميته عالى شوراى راهبردى مسائل را مطرح مى كنيم. وقتى هم مطلب خاصى پيش بيايد يا خود آقاى رئيس جمهور بنده را احضار مى كند يا ما با ايشان تماس مى گيريم.
آقاى وزير اگر زمان به عقب بازمى گشت و شما به روزهاى اول وزارتتان برمى گشتيد چه كارهاى ديگرى را انجام مى داديد كه انجام نشده؟
ببينيد ما هنوز خيلى از كارها را بايد انجام بدهيم.
شايد بهتر است اينگونه سؤال كنيم كه چه اشتباهاتى دراين ۱۴ ماهه انجام شده كه اگر به قبل بازمى گشتيد آنها را تكرار نمى كرديد؟
ما برنامه هاى مدونى را ارائه داده ايم كه بايد اجرايى شود و در اين ۱۴ ماهه در اين مسير حركت كرده ايم، ولى سرعت كار هنوز مطلوب نيست. درنتيجه اگر امكانى فراهم مى شد كه به روز اول كار برگردم برخى از مسئولين را كه هم اكنون رأس كار هستند را به كار دعوت نمى كردم. هم اكنون هم عملكرد مديران را ارزيابى كرديم و در چند روز آينده برخى از مديران را تغيير خواهم داد. عملكرد مديران ارزيابى شده، امتيازبندى شده، حداقل امتياز هم ۴۰ درنظر گرفته شده، مديرى كه امتيازش زير ۴۰ باشد تغيير مى كند، ۴۰ تا ۵۰ باشد تذكر مى گيرد و اگر نتوانست خودش را تطبيق بدهد آن مدير هم تغيير مى كند، امتياز ۵۰ تا ۷۰ شخصى است كه وظيفه عادى خودش را انجام داده. ۷۰ تا ۸۰ مديرى است كه بايد موردتشويق قرار بگيرد، البته امتياز هيچكدام از مديران بخش كشاورزى ۷۰ تا ۸۰ نشده و امتياز آنها عمدتاً بين ۵۰ تا ۷۰ است.
امتياز معاونين در چه حدى است؟
۳ تا از معاونين در رديف تذكر هستند. يعنى امتياز ۴۰ تا ۵۰ دارند كه اميدواريم خود را با شرايط ما تطبيق بدهند.
امتياز وزير جهاد كشاورزى چند است؟
اين را ديگران بايد ارزيابى كنند.
مديران استانى چطور؟
در استانها هم همينطور مديرانى كه امتياز پايين آورده اند درحال تغيير هستند و مى بينيد كه اين تغييرات چه سروصداهايى برپاكرده است، چندين نفر ديگر نيز در اين هفته تغيير خواهندكرد.
درخصوص انتصاب مديران استانى چون شناخت كافى نداشتيم در مواردى با استانداران مشورت كرديم كه متأسفانه دربرخى موارد اين توصيه ها درچارچوب معيارهاى ما نبود. ملاك ما دركنار كارايى و توانايى فرد اعتقادش به اهداف و برنامه هاى دولت نهم است و به محض اينكه تشخيص بدهيم كسى دراين چارچوب نيست فورى او را تغيير مى دهيم، البته اين تغييرات چون همزمان با بحث استيضاح شد كمى عقب افتاد.
يكى ديگر از كارهايى كه بايد انجام مى داديم سرعت به سياست جوانگرايى در بخش است. چون تجربه نشان داده جوانان قدرت ريسك بالايى دارند و ما هم نيازمند افرادى هستيم كه نترس باشند، پاى كار بايستند و بگويند ما مى توانيم، اين سياست در دست پيگيرى است.
كارهاى برجسته شما در اين ۱۴ ماهه چه بوده؟
افزايش توليد، وضعيت توليد، ارزش افزوده. ما براساس اهداف برنامه چهارم بايد در بخش كشاورزى به رشد ۶/۵ مى رسيديم كه الآن به رشد ۷/۱ درصدى دست يافته ايم و اين آمار رسمى بانك مركزى است. ما هدفمان بالاتر از اهداف برنامه چهارم است و براى رسيدن به آن برنامه ريزى مى كنيم، سياستگزارى مى كنيم تا زمينه براى توليد كشاورزان فراهم شود. هم اكنون سازماندهى براى افزايش توليدانجام شده و اهداف كمى كه پيش بينى شده اتفاق افتاده است.
شما به عنوان وزير كشاورزى با چند ميليون كشاورز سروكار داريد؟
ما با ۴ ميليون و ۳۰۰ هزار توليدكننده بطور مستقيم و با كل مردم به صورت غيرمستقيم ارتباط داريم. هر فرد از صبح كه بيدار مى شود تا شب با محصولات كشاورزى سروكار دارد و يكى از مشكلات ما هم همين است، خيلى از وزارتخانه ها به صورت روزانه و آنى با مردم سروكار ندارند. ولى ما وزارتخانه اى هستيم كه قيمت روزانه توليدات براى ما چالش است. همه نسبت به آن اظهارنظر مى كنند و گرانى را مستقيم به ما مربوط مى دانند.
آقاى وزير شما در چند روز گذشته يك جواب جنجالى به يك خبرنگار داديد و گفتيد گرانى نداريم!
من نگفتم گرانى نيست ببينيد من شخصاً آدم صبور و پرحوصله اى هستم ولى هر انسان صبورى هم در مقابل مسائل غيرمنطقى واكنش نشان مى دهد الآن در اين مملكت هر كس هر چه بخواهد مى تواند بگويد به جز رئيس جمهور و ۲۱وزير كه نبايد چيزى بگويند. آن روز من براى پاسخگويى به علت واگذارى زمينى به مجلس رفته بودم كه ۱۷سال پيش واگذار شده بود بعد از خروج از پارلمان، خبرنگاران طبق معمول جمع شدند كه من گفتم مصاحبه نمى كنم باز چند تا از خبرنگاران اصرار داشتند راجع به گرانى صحبت كنيم كه من باز گفتم مصاحبه نمى كنم، صدا و سيما هم آمد و خبرنگارش پرسيد ۵۰ تن از نمايندگان نامه استيضاح شما را امضا كرده اند من پاسخ دادم استيضاح حق نمايندگان مردم است گفتند شما نظرتان راجع به استيضاح چيست گفتم: هنوز اعلام وصول نشده ولى اگر اين اتفاق افتاد جواب مى دهم بعد ايشان پرسيد علت گرانى مرغ چيست؟ من گفتم يكى از علتهاى گرانى اين است كه شما در آن نقش داشتيد، ولى هرگز نگفتم گرانى نيست البته ما بازار گوشت قرمز و سفيد را در ماههاى رمضان تنظيم كرده بوديم و ذخيره سازى لازم صورت گرفته بود، از قبل از شروع ماه رمضان هم مرغ منجمد را به بازار عرضه كرديم ولى خبرنگاران به جاى اين كه آن قسمت مثبت را مطرح كنند روى قسمت منفى مانور دادند و در همان ايام بر عليه گوشت منجمد كار رسانه اى كردند و مردم به سمت گوشت تازه هجوم آوردند.
ما در ايام معمولى بين ۷۰۰ تا ۷۵۰ تن گوشت مرغ در تهران عرضه مى كنيم در حالى كه در آن ايام روزانه ۱۱۰۰ تن گوشت مرغ در تهران عرضه شد و علت هم اين بود كه با تبليغات رسانه ها كسى به سمت گوشت منجمد نمى رفت من صحبتم اين بود كه رسانه ها مى توانستند به گونه اى همكارى و فرهنگ سازى كنند كه قيمت ها بالا نروند.
آقاى وزير يكى از چالش هاى دولت هاى قبلى و فعلى بحث تنظيم بازار است چه مشكلى بر سر راه تنظيم بازار محصولات كشاورزى وجود دارد؟
ببينيد وقتى مكانيزم توليد و مصرف را كامل و درست تعريف كنيم مى توانيم بازار را تنظيم كنيم، در مجموعه كشور ساختارهايى از قبل وجود دارد كه جلوى حركت هاى درست را مى گيرد و بيشتر هم مبتنى بر واردات است چون يك عده بيشتر دنبال واردات بودند و هميشه در اين چرخه اخلال مى كنند. ما بنا داريم تشكل هاى واقعى را قوى كنيم، خيلى از تشكل هاى فعلى مورد قبول ما نيستند چون به نقشى كه بايد داشته باشند عمل نمى كنند، ببينيد ما الآن وقتى گوشت وارد مى كنيم با دولت ها كارى نداريم بلكه با تشكل ها قرارداد مى بنديم و اتحاديه ها با ما سر و كار دارند ولى تشكل هاى ما واقعى نيستند و نمى توانند اين كارها را انجام دهند. سيستم تشكل هاى ما سيستم معيوبى است و هم اكنون شروع كرديم از سطوح پايين تشكل ها را واقعى كنيم از طرف ديگر نقش دولت را هم نمى توان ناديده گرفت دولت هم نقشش را خوب بازى نكرده چون وقتى تشكلى ايجاد مى شود دولت بايد حمايت كند كه اين تشكل بتواند كشتارگاه داشته باشد، سردخانه داشته باشد و خودش بتواند تنظيم بازار را انجام بدهد اين حمايت ها صورت نگرفته بلكه فقط يك اسم شكل گرفته است.
هر چند وزارت جهاد كشاورزى مسئول توليد است ولى به عنوان عضو دولت مسئول افزايش قيمت هم مى شود. امسال با برنامه ريزى صورت گرفته توسط دولت براى تنظيم بازار محصولات كشاورزى ما شاهد نوسانات زيادى در قيمت ها نبوديم. برنامه هايى را با تشكل ها و اتحاديه هاى تعاونى روستايى شروع كرديم كه خود كشاورزان عضو آن هستند سالها اين اتحاديه وارد بحث مازاد توليد نمى شد ولى الآن در بحثهاى مختلف وارد شده است.
امسال دولت يك كيلو خرما در خوزستان نخريد بلكه خود تشكل ها خريد انجام دادند و البته تسهيلاتى از سوى دولت به آنها داده شد.
تشكل ها بايد مورد حمايت قرار بگيرند، تسهيلات لازم به آنها داده شود تا تشكل قوى شود و بتواند تنظيم بازار را بر عهده بگيرد. مثلاً در زعفران، با حمايت هايى كه انجام داديم طى يكسال گذشته قيمت هر كيلو زعفران براى كشاورز ۲۰۰ هزار تومان افزايش يافت، در سالهاى گذشته هر كيلو زعفران خريدارى شده از كشاورز با كيلويى ۸۰۰ هزارتومان تا يك ميليون وچهارصد هزار تومان به مصارف صادراتى مى رسيد و ما بحثمان اين بود كه بايد از اين ارزش افزوده به كشاورز هم برسد و سال گذشته طرحى را در خراسان به اجرا درآورديم و گفتيم زعفران را با كيلويى ۳۲۰ هزار تومان مى خريم و اين در حالى بود كه در بازار قيمت زعفران بين ۱۸۰ هزار تومان تا ۲۱۰ هزار تومان بود. البته اوايل مقاومت هايى صورت گرفت و حتى نامه اى به رئيس جمهور نوشته شد ولى در نهايت با حمايت رئيس جمهور و پافشارى وزارتخانه توانستيم زعفران را توسط اتحاديه تعاونى روستايى خريدارى كنيم و امسال نيز زعفران با كيلويى بالاى ۴۰۰ هزار تومان از كشاورز خريدارى مى شود و ما به دنبال اين هستيم كه زعفران را به صورت بسته بندى به فروش برسانيم.
كار ديگرى كه امسال صورت گرفته پرداخت سود به كشاورزان عضو سازمان تعاون روستايى است. اين سازمان در سالهاى قبل سودى به كشاورزان پرداخت نمى كرده ولى براى نخستين بار در تاريخ كشاورزى ايران اين سازمان امسال در برخى استان ها به كشاورزان سود پرداخت كرد كه كار بزرگى است.
اين اتحاديه چند عضو دارد؟
حدود ۳ ميليون عضو دارد.
آقاى وزير بانك كشاورزى در دوران وزارت شما شاهد تحولات گسترده اى بود، شما دنبال چه هدفى هستيد؟
نظر ما اين است كه منابع بانك كشاورزى در بخش هزينه شود و در چارچوب سياست هاى دولت حركت كند. بانكهاى تخصصى ايجاد شده اند كه از منافع بخش حمايت كنند و بحث ما اين است كه بانك كشاورزى بايد به عنوان بانك تخصصى بخش كشاورزى به شكل واقعى وارد بخش شود.
از عملكرد بانك كشاورزى راضى هستيد؟
خير.
برنامه هايتان چيست؟
هم اكنون با مسئولان بانك كشاورزى مشغول بررسى مشكلات هستيم، البته بانك كشاورزى در بعد تسهيلات اشتغال زودبازده بهتر از بانك هاى ديگر عمل كرده است. مسائل بانك كشاورزى از يك سو برمى گردد به خود مجموعه مديريت بانك و از سوى ديگر ماهيت بانك كشاورزى است كه به طور مستقيم با طبيعت سروكار دارد. مثلاً بيمه محصولات كشاورزى، خسارت هايى كه پرداخت شده ، در اصل دولت بايد پرداخت كند ولى چون بانك كشاورزى بانك عامل است، اين بانك پرداخت كرده كه بايد جايگزين شود ولى در اين سالها جايگزين نشده. هم اكنون نزديك به ۷۰۰ ميليارد تومان طلب بانك كشاورزى بابت مطالباتى كه دولت بايد پرداخت مى كرده ولى بانك كشاورزى به نيابت از دولت پرداخت كرده ولى به بانك برگشت داده نشده است، از طرف ديگر در يك سال گذشته ۱۳۳۸ نفر به اشكال مختلف از بانك كشاورزى تسهيلات گرفته اند كه بدهى معوق آنها معادل ۷۶۵ ميليارد و ۹۲۰ ميليون تومان است از اين تعداد ۶۹۰ نفر بين ۵۰ تا ۱۰۰ ميليون تومان بدهى معوق دارند، حدود ۳۱۵ نفر بدهى تا ۲۰۰ ميليون تومان كه ۳۰ نفر از اين تعداد ۲۵۰ ميليارد تومان بدهى دارند كه اينها هيچكدام افراد فعال در بخش كشاورزى نيستند و مشكل بانك كشاورزى همين خروج نقدينگى است كه موجب شده بانك كشاورزى نتواند درست به وظايف خود عمل كند.