چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۵ - ۱۶ شوال ۱۴۲۷
Wed, Nov 8, 2006
گزارش
۳۴۹۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
بيكارى، چالش نوين عربستان
ليدا هادى
آنچه كه با شنيدن نام كشور عربستان سعودى به ذهن هر شنونده اى خطور مى كند ثروت هنگفتى است كه از طريق فروش بشكه هاى انباشته از نفت خام عايد مردمان اين سرزمين مى شود.
براى اكثر مردم نيز كه خود را درگير كشاكش هاى روزمره دنياى سياست، اقتصاد و… كرده اند عربستان با نقش مؤثر خود در ميان كشورهاى جنوب غرب آسيا و حوزه خليج فارس داراى رويكرد قابل توجهى در صحنه هاى جهانى خواهدبود.
اما آنچه كه هم اكنون بسيارى از مسئولان امور و دولتمردان اين كشور پهناور عرب را به چالش كشانده موضوع بيكارى جوانان و استفاده صحيح از قابليت و توان بالقوه آنهاست.
اين موضوع كه در دوره هاى مختلف و به دليل اهميت خاص آن از سوى مسئولان كشور عربستان و حتى كارشناسان غربى در پرده اى از ابهام باقى مانده بود امروزه چنان گستره اى پيداكرده است كه ديگر هيچ يك از آنها توان و ياراى مخفى كردن آن را ندارند. بسيارى از اين كارشناسان هنوز به درستى نمى توانند علل اساسى افزايش بيكارى جوانان عرب را دريابند. چرا كه به عقيده آنها عربستان با چنين سرمايه هاى هنگفت و ثروت كلانى كه از طريق فروش منابع نفتى خود به دست مى آورد بايد چنان غنى و توانگر باشد كه با صرف بودجه هاى كلان به حل معضلات نسل جوان خود بپردازد. چرا كه هم اكنون پادشاهى عربستان بيش از هر زمان ديگرى ثروت هاى بى شمارى را در ذخاير مالى خود جمع كرده است. افزايش قيمت نفت در سه سال گذشته باعث شد تا اين كشور بيش از پيش براندوخته هاى خود بيفزايد. چنان كه عربستان هرروز در حدود ۴۸۰ ميليون دلار را از طريق فروش نفت به كشورهاى مختلف عايد خود مى كند.
مشكلى وراى ثروت ملى
هرچند به گفته دولتمردان عربستان سعودى نزديك به ۳۵ تا ۴۰ درصد سهم درآمد ملى اين كشور صرف برنامه هاى آموزشى و تحصيل جوانان، سلامت شهروندان و ديگر اقدامهاى گسترده آنان مى شود ، با اين حال همواره جاى اين سؤال وجوددارد كه اگر ثروت واقعاً راهكار مناسب حل معضل بيكارى است پس چرا در عربستان به گزارش منابع غيررسمى ۲۰ درصد بيكارى در ميان جوانان رسوخ كرده است.
اين روند در ميان جوانان زير ۳۰ سال اين كشور كه درحدود دو سوم جمعيت آن را تشكيل مى دهند با سرعت چشمگيرى نيز درحال افزايش است. حتى اگر به آمار ۹ درصد بيكارى ازسوى مقامات رسمى عربستان نيز استنادشود.
با اين حال باتوجه به مسائل درآمد ملى اين كشور نبايد بيكارى به چنين بحرانى مى رسيد.
جالب آن كه با وجود خيل عظيم بيكاران عربستان نزديك به ۶ ميليون كارگر تابع كشورهاى بيگانه با حضور درعرصه هاى مختلف بازاركار اين كشور را دردست گرفته اند كه به رغم اقدامات و تدابير خاص مسئولان اكثر شركت هاى بخش خصوصى تمايل خاصى به جذب اين افراد در مراكز خود دارند.
به عقيده مديران بخش خصوصى عربستان تخصص و كارآمدى اتباع بيگانه در مقايسه با جوانان عرب و همچنين توقعات پايين آنها مى تواند بسيارى ازاهداف آنان را تأمين كند و به پيشبرد خواسته هايشان يارى برساند.
تحصيلات، تحصيلات، تحصيلات
به نظرمى رسد آنچه كه عربستان به آن بيش از هر امرى نيازمند است آموزش جوانان خود باقابليت ها و تخصص هاى دنياى كنونى باشد.
چرا كه هم اكنون اكثر دانشگاهها و مراكز آموزشى كه در اين كشور به فعاليت مشغول هستند صرفاً با رويكردى مذهبى به آموزش علوم انسانى و... توجه دارند. مهانخيل روزنامه نگار عرب نيز كه سال هاى بسيارى را درجده به سر برده است به عنوان كسى كه در صحنه جهانى بسيار درخشان ظاهر شده است عدم كارآمدى سيستم آموزشى عربستان را دليل عمده بروز چنين مشكلاتى عنوان مى كند. به عقيده نخيل هم اكنون بسيارى از جوانان عرب به جاى تحصيل در علوم و فنون روز و دست يافتن به دانشى كه جامعه عربستان به آن نيازمند است سعى دارند به كسب علوم و معارف مذهبى بپردازند. هرچند گسترش آموزش هاى دينى در ميان جوانان مى تواند آينده يك كشور را تا زمانى طولانى تأمين كند.
«۸۰ درصد دانشجويان ما در مراكز آموزشى مشغول به تحصيل در تاريخ، جغرافيا، ادبيات عرب و علوم و معارف اسلامى هستند و كمتر پيش مى آيد كه جوانان عربستان به علوم مهندسى و فناورى روز جذب شوند. حتى علوم پزشكى نيز نتوانسته است توجه جوانان عرب را به سوى خود جلب كند.»
گرايش هاى فرهنگى و مذهبى
در اين ميان دانشجويان دانشگاه جده صحبت هاى بسيارجالبى پيرامون گرايش عمده جوانان كشورشان دارند. «سالم» جوان ۲۱ ساله اى كه هم اكنون در علوم تجارى اين دانشگاه مشغول به تحصيل است دليل اصلى بيكارى جوانان عربستان را صرفاً علايق خاص خود آنان مى داند.
«مردان عربستان فكرمى كنند بعضى شغل ها فقط مخصوص اتباع خارجى پاكستانى و فيليپينى است. يك مرد عرب هميشه به دنبال آن است كه در يك مركز تجارى، بانك يا شركت نفت به عنوان مدير يا سرپرست امور مشغول به فعاليت شود.»
«سامر» جوان عرب كه در دانشگاه عربستان به تحصيل در زمينه حقوق مشغول است نيز عقيده همشهرى خود را دارد. «مردان عرب هرچه قدر هم كه كم سواد باشند باز هم خود را در جايگاهى مى بينند كه بايد حتماً امور اجرايى را به عهده داشته باشند. درواقع همه آنها فكر مى كنند كه بازار بورس و سهام تنها جايى است كه بايد در آن به فعاليت مشغول شوند. چرا كه كشورشان داراى ثروت هنگفتى است و آنها نمى توانند مقام پايينى براى خود قايل شوند.»
در واقع عقايد متعصبانه و دور از ذهن مردان عرب دوران گذشته با وجود سپرى شدن سال هاى بسيار هنوز نتوانسته است رويكرد تازه اى در ميان جوانان آنها ايجاد كند و از پيشينه ذهنى آنها پاك شود. شايد اعتمادبه نفس بيش از حد دليل اصلى ناكامى آنان باشد!
محروميت هاى زنان
بيكارى مردان عرب هر دليل خاصى كه داشته باشد عدم اشتغال زنان اين كشور را صرفاً مى توان فقط به خاطر محروميت هاى هميشگى آنان از فعاليت هاى اجتماعى دانست.
«بسيارى از مردم عربستان فكر مى كنند كه بدون نياز به حضور زنان نيز مى توان به خوبى از عهده همه امور برآمد.» مها نخيل كه از اين موضوع به شدت ناراضى است عنوان مى كند كه هم اكنون نزديك به ۵۵ درصد زنان عربستان در رشته هاى مختلف دانشگاهى به تحصيل مى پردازند كه از اين ميان فقط ۵ درصد آنان به فعاليت در جامعه مشغول مى شوند!
در هر حال عربستان در حال دگرگونى است و مردان و زنان آن نيز مسلماً با گذشت زمان خود را با واقعيت هاى دنياى كنونى رفته رفته وفق مى دهند. اما آنچه كه پس از سال ها باقى مى ماند مردان و زنانى هستند كه به دلايل عقايد نادرست و متعصبانه خود و خانواده شان بهترين فرصت هاى زندگى را نه تنها از خود بلكه حتى از جامعه دريغ داشتند.
مثل يك تماشاچى
261813.jpg
احمد جلالى فراهانى

بازى بزرگ تمام شد و بازى بزرگ تر آغاز، بازى تحمل طعم تلخ و خردكننده شكست. جمعيتى كه تا دقايقى قبل رودرروى يكديگر ايستاده بودند ورنگ تيم محبوب شان را با هيجان و اشتياق فرياد مى زدند، حالا بايد همراه و هم مسير در اتوبوسى كه قرار است آنها را به خانه برساند، گرد هم آيند. اتوبوس هاى ساكت و صبورى كه چهره شان در فرداى داربى پايتخت دل هر بيننده اى را به درد مى آورد. جمعيت راه افتاده به سمت اتوبوس ها چونان لشكرى فاتح، هروله كنان به سمت اتوبوس هاى خاموش و زرد رنگ هجوم مى آورد. شكست خوردگان پريشان اند و فاتحان دست افشان. آبى ها باختن را نمى پذيرند. آن هم پس از
۳ سال فتح و پيروزى. قطار اتوبوس هاى زرد رنگ، آوردگاه آزادى را چونان قافله اى متراكم ترك مى كند. هر اتوبوسى محفلى است از پيروزمندان قرمز پوش و شكست خوردگان آبى رنگ. ماجرا ابتدا با شعارهاى تند و گاه ركيك آغاز مى شود و تا رسيدن به بزرگراه هاى اصلى شهر نبرد تن به تن برندگان و بازندگان شدت مى گيرد، و پرهيجان ترين سكانس فيلم آغاز مى شود. شيشه ها و صندلى ها يكى يكى به قربانگاه ونداليسم تبديل مى شوند و تا رسيدن به مقصد حتى لامپ ها و نرده ها هم در امان نمى مانند و آتش خشم و هياهوى تماشاگرنماهاى افراطى به صورت رانندگان هم زبانه مى كشد و تا پايان شب چند نفر از آنان راهى بيمارستان شده اند. روزنامه هاى فردا از همين حالا تيترها را آماده كرده اند. «تماشاگرنماها به ۱۸۰ دستگاه اتوبوس خسارت زدند.»، «ناپديد شدن ۱۲ راننده شركت واحد» و... داستان خرد شدن شيشه هاى اتوبوس ها تمامى ندارد.
آخرين آمار
در آخرين داربى بزرگ پايتخت و با وجود كنترل هاى انتظامى، از ميان ۵۶۰ اتوبوس تدارك ديده شده براى داربى بزرگ، ۱۸۰ دستگاه اتوبوس شركت واحد راهى تعميرگاه هاى شركت واحد شده اند. در حالى كه در يك سال گذشته، تماشاگرنماها پس از بازى هاى دو تيم فوتبال پرسپوليس و استقلال، جمعاً به ۸۵۲ دستگاه اتوبوس خسارت وارد كردند. جالب اينجاست كه هر بار و پيش از برگزارى هر بازى، بارها و بارها از تماشاگران خواسته مى شود كه امكانات محدود شركت واحد را لحاظ كنند و آنها اصلاً چنين كارى نمى كنند. اين در حالى است كه ايراد خسارت به اموال عمومى كه باعث توقف اجبارى اتوبوس هاى صدمه ديده در تعميرگاه و اشكال در سرويس رسانى به شهروندان تهرانى مى شود، بارها از طريق رسانه هاى مختلف به اطلاع مسئولان و عموم مردم رسيده است، اما متأسفانه تاكنون تأثير چندانى در رفع اين معضل نداشته و هر كسى هر بلايى كه دلش بخواهد، سر اتوبوس ها مى آورد. البته اين بار آمارها از خسارت كمتر حكايت مى كنند. چه در آخرين داربى پايتخت كه پيش از بازى روز جمعه گذشته برگزار شد، تماشاگرنماها به ۵۲۷ اتوبوس خسارت جدى وارد كردند و مطابق آمار رسمى فقط ۲۰ اتوبوس و ۳ مينى بوس در پايان شب داربى سالم مانده بودند.
خسارت زدن به اتوبوس هاى شركت واحد البته ديگر به يك سنت بين تماشاگرنماهاى هر بازى تبديل شده است و ملى بودن و نبودن بازى در ميزان خشونت آنها تأثيرى نمى گذارد و حالا ديگر حتى برندگان هم به شكستن شيشه ها و از بين بردن اموال عمومى مبادرت مى ورزند. چنان كه پس از بازى ايران و بحرين هم كه در جريان آن تيم ملى فوتبال ايران با تك گل محمد نصرتى، جواز حضور در جام جهانى ۲۰۰۶ را دريافت كرد، برندگان به اتوبوس ها رحم نكردند و بيش از ۳۷۰ اتوبوس را راهى تعميرگاه شركت واحد كردند. در اين ماجرا البته ۲ نفر از رانندگان اتوبوس هم بشدت آسيب ديدند و راهى بيمارستان شدند. در اسفند ماه همان سال تماشاگرنماها پس از پايان بازى پرسپوليس - استقلال به ۱۳۴ دستگاه اتوبوس خسارت وارد كردند. ميزان خسارت اتوبوس هاى صدمه ديده از ۵۰ تا ۱۰۰ درصد بود و برخى از آنها از گردونه حمل و نقل شهرى خارج و راهى قبرستان اتوبوس هاى شركت واحد شدند. البته نبايد اين نكته را فراموش كرد كه خسارت زدن به اتوبوس هاى بخت برگشته از سوى تماشاگرنماهاى خشونت زده محدود به داربى هاى پايتخت و بازى هاى ملى نمى شود و رفته رفته اين رفتار زشت در جريان همه بازى هاى فوتبال حاكم مى شود.
نگاهى به آمار خسارت هاى وارد شده به اتوبوس هاى پايتخت و آسيب ديدن ۳۶۲ دستگاه اتوبوس در ۶ماهه اول سال ۸۵ و بر جا ماندن ۴۵۰ ميليون و ۱۲۳ هزار ريال خسارت مالى فقط در مسابقات فوتبال تأمل برانگيز مى نمايد.
رسم مذموم
در اين باره مديرعامل شركت واحد اتوبوسرانى تهران و حومه مى گويد: «متأسفانه مسئولان ورزشى كشور در برخورد با آسيب هاى پس از بازى مسابقات ورزشى، طورى عمل مى كنند كه گويى قرار است اين رسم نادرست تا ابد ادامه يابد. مهندس محمد احمدى بافنده نوع خسارت هاى وارد بر اتوبوس ها را فقط به شكستن شيشه محدود نمى داند و ضمن ابراز تأثر از اين رفتار تماشاگرنماها تأكيد مى كند: بدنه فولادى، چراغ ها، قطعات درونى و بيرونى و سقف اتوبوس ها نيز از دست ونداليست ها جان سالم به در نمى برند. او با طرح اين سؤال كه آيا اگر شيشه اتومبيل شخصى يكى از اعضاى كميته هاى انضباطى ورزشى نيز در اين نوع بازى ها شكسته شود، باز هم اين بى توجهى را ادامه خواهند يا خير، مى گويد: «عادى شدن اين موضوع دردناك تر از آسيب هاى آن است».
مديرعامل شركت واحد اتوبوسرانى تهران و حومه يادآور مى شود: «در بسيارى از موارد شدت آسيب ديدگى اتوبوس ها به حدى زياد است كه اين وسايل حمل ونقل عمومى را تا مدت ها در تعميرگاه  نگاه مى دارد». از طرف ديگر مسعود قاسم خانى، معاون امور بهره بردارى شركت واحد با اشاره به سنگينى خسارت هاى نقدى و غير نقدى اتوبوس ها پس از چند بازى مى گويد : «در بازى ميان دو تيم استقلال و برق شيراز در دومين روز ارديبهشت سال جارى ۲۱۲ دستگاه اتوبوس آسيب ديده و ۲۷۱ ميليون و ۳۰۲ هزار ريال خسارت بر جا ماند».
او پيامد بازى ميان دو تيم پرسپوليس و سپاهان در تاريخ ۲۲ شهريور را ۵۷ اتوبوس با مبلغ ۸۱ ميليون و ۴۲۰ هزار ريال خسارت، بازى ايران و بوسنى در تاريخ ۱۰ خرداد ۴۹ اتوبوس با مبلغ ۴۵ ميليون و ۹۳۸ هزار ريال، بازى پرسپوليس و ملوان در ۹ ارديبهشت ماه ۲۶ اتوبوس با خسارت ۳۵ ميليون و ۳۷۵ هزار ريال اعلام مى كند و مى افزايد: «بازى تيم هاى استقلال و فولاد اهواز در ۱۷ فروردين منجر به آسيب ديدن ۱۳ اتوبوس با خسارت ۱۴ ميليون و ۶۷۸ هزار ريال، ايران و سوريه در ۲۵ مرداد ۳ اتوبوس با يك ميليون و هفتاد و چهار هزار ريال خسارت شد. » قاسم خانى، كمترين آسيب ها را مربوط به بازى هاى دو تيم پرسپوليس و برق شيراز در ۲۶ شهريور با مبلغ ۸۴ هزار ريال و ايران و امارات در ۱۷ مرداد با ۲۵۲ هزار ريال خسارت عنوان مى كند.
خسارت زدن به اتوبوس ها فقط ميان تماشاگرنماهاى تهرانى رسم نيست و در اغلب كلان شهرهاى كشور وارد كردن خسارت به اموال عمومى پس از بازى از سوى تماشاگرنماها به يك رسم مذموم تبديل شده است، براى مثال در بازى فينال جام حذفى كه سال گذشته در مشهد و ميان دو تيم ابومسلم مشهد و صبا باترى تهران برگزار شد، بيش از ۱۲۰ دستگاه اتوبوس شركت واحد بين ۱۵ تا ۱۰۰ درصد آسيب ديد و تعدادى از رانندگان مورد ضرب و شتم همين تماشاگرنماها قرار گرفتند.
درباره رفتار تماشاگرنماها مدير عامل شركت اتوبوسرانى تهران حرف هاى شنيدنى بسيارى دارد. او مى گويد: «سالهاست كه تماشاگران فوتبال پس از پايان داربى به اتوبوس ها حمله ور مى شوند و خسارت هاى فراوانى از خود بر جاى مى گذارند، در حالى كه فكر مى كنم زمان آن فرا رسيده تا از اين گونه كارها دست بردارند». محمداحمدى بافنده ادامه مى دهد: «حرف ما اين است كه اگر تماشاگران پس از داربى اقدام به شكستن شيشه هاى اتوبوس مى كنند در بازى هاى ملى به چه علت چنين رفتارهايى را از خود بروز مى دهند؟ در آنجا فقط پاى يك تيم در ميان است با وجود اين چرا بايد شاهد چنين مسائلى باشيم. اميدوارم مسئولان سازمان صدا و سيما برنامه هايى ترتيب دهند تا در آن به هواداران فوتبال آموزش هاى لازم درباره فرهنگ هوادارى داده شود.»
از نظر او در هيچ جاى دنيا چنين رفتارى از تماشاگران سر نمى زند. حال آن كه ما مى گوييم بهترين تماشاگران دنيا را داريم. وظيفه اياب و ذهاب تماشاگران فوتبال سالهاست كه بر عهده شركت واحد است با اين حال از جانب نهاد و سازمانى حمايت نمى شويم. احمدى بافنده مى گويد: «كميته انضباطى بايد با تماشاگرانى كه اقدام به تخريب اموال عمومى مى كنند قاطعانه برخورد كند، براى مثال ديدارتيم هاى خاطى را بدون تماشاگر برگزار كند. هرچند كه من معتقدم اين تماشاگران مى توانند از رفتارهايى اين چنينى پرهيز كنند. فقط لازم است تفهيم شوند كه صدمه زدن به اتوبوس جز ضرر به بيت المال هيچ چيز را عوض نمى كند.»
مدير عامل شركت واحد در حالى از رفتار اين تماشاگرنماها گله مند است كه مطابق برآوردهاى صورت گرفته، تماشاگرنماها سالانه بيش از ۵۰۰ ميليون تومان به ناوگان اتوبوسرانى شهر تهران خسارت وارد مى كنند، در حالى كه مسئولان شركت واحد هنوز نتوانسته اند موافقت مسئولان مربوط را براى نفرستادن اتوبوس به هنگام برگزارى مسابقات فوتبال، جلب كنند. پس از برگزارى هر مسابقه فوتبال، بيش از ۵۰ درصد اتوبوس هاى اعزامى به ورزشگاه آزادى از سوى تماشاگرنماها تخريب و راهى تعميرگاه مى شود و در اين ميان تبعات زيان بار توقف اتوبوس ها در تعميرگاه  بيش از همه متوجه شبكه حمل و نقل عمومى شهر تهران و سپس شهروندان خواهد شد.
كمبود اتوبوس
تماشاگرنماهاى پس از هر بازى در حالى به اتوبوس هاحمله ور مى شوند كه كمبود اتوبوس در ناوگان حمل و نقل شهرى همواره يكى از اصلى ترين معضلات ترافيكى كشورمان محسوب مى شود و در شرايطى كه محدود بودن مترو و ناكارآمدى ديگر ناوگان هاى حمل و نقل شهرى باعث شده تا شركت واحد با حدود ۵ هزار و هفتصد دستگاه اتوبوس و ۳ ميليون مسافر در روز، همچنان ستون فقرات حمل و نقل شهر تهران به شمار رود. آنها هيچ توجهى به پيامدهاى خساراتى كه به اتوبوس ها مى زنند ندارند و اين در حالى است كه بر اساس برآوردهاى رسمى در حال حاضر به دليل كمبودهاى موجود در ناوگان حمل و نقل شهرى به ازاى هر هزار نفر در هر نوبت يك اتوبوس وجود دارد و بنا بر آمار ارائه شده از سوى دستگاه هاى مسئول فقط در پايتخت، ۵۶ درصد ازسفرهاى درون شهرى تهران از طريق وسايل حمل ونقل عمومى انجام مى شود كه سهم شركت واحد اتوبوسرانى فقط ۱۸ و سه دهم درصد است.
اتوبوس هاى شركت واحد و شيشه هاى مغازه هاى سر راه و رانندگان و مأموران نيروى انتظامى و... همه و همه قربانى ونداليسمى هستند كه ساليان سال است كه در فرهنگ ورزشى ما ريشه دوانده و همچون سرطانى بدخيم روزبه روز خسارات بيشترى به بدنه فرهنگ وارد مى كند. وندال ها البته تماشاگرنماهايى هستند كه عقده هاى فرو خفته شان را پس از هر برد و باختى نمايان مى كنند و بدون توجه به عواقب دردناك اعمال و رفتار غير قانونى شان، عرصه را بر ديگر تماشاگرانى كه هيچ ميانه اى با اين گونه اعمال ندارند، تنگ تر مى كنند.
نبايد فراموش كنيم كه بيمارى ونداليسم ميان تماشاگران فوتبال حالا ديگر رفته رفته به تماشاگران ساير رشته هاى ورزشى هم سرايت كرده و در بسيارى از مسابقات مهم و مطرح كشتى، واليبال و... اين تماشاگرنماها هستند كه با هر برد و يا با هر باخت تيم و قهرمان محبوبشان دلى از عزا در مى آورند و هر گله و شكايتى را كه از روزگار دارند بر سر صندلى ها و در و ديوار و شيشه و چراغ و راننده اتوبوس ها پياده مى كنند. آيا زمان آن فرا نرسيده كه فكرى اساسى به حال اين تخريب گران بى نام و نشان كنيم تا از شيوع اين بيمارى خطرناك اجتماعى هر چه سريع تر جلوگيرى شود؟

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   زنان   |   اجتماعى   | 
|   بين الملل   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ويژه ۱   |   ايران زمين   |   اقتصادى   | 
|   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   مهرگان   |   ماجرا   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |