چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۵ - ۱۶ شوال ۱۴۲۷
Wed, Nov 8, 2006
زنان
۳۴۹۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
زن
در شبكه اينترنت
261774.jpg
نسرين جعفرى كاديجانى

انقلاب اطلاعات و ارتباطات در حال شكل دهى مجدد جهان است و اينترنت در رأس اين جريان قرار دارد. تأثيرات چند جانبه و شگرف اينترنت بر زندگى انسانها مبهوت كننده است و على رغم تلاش هاى انجام شده جهت تعيين ابعاد كاربردى و تأثير گذار آن، همچنين جنبه هايى از آن نامعلوم مانده است.
امروزه، اينترنت جايگاه ويژه اى در ساختار زندگى يافته است و كامپيوتر به عنوان يك وسيله اما با كاربردى متفاوت تر، متنوع تر و شخصى تر وارد فضاى زندگى جوامع شده و عرصه زندگى اجتماعى را دچار تغيير و تحول كرده و روابط اجتماعى جديدى با ويژگيهاى نوين در جامعه حاكم مى سازد.
ديگر اينترنت، ابزارى پيچيده نيست كه به وسيله دانشمندان استفاده شود بلكه شالود ه اى همه جا حاضر براى فعاليتهاى روزمره عادى است.
در طول تاريخ تمدن بشرى هرگز اين حجم عظيم اطلاعات چنين ساده در دسترس اين تعداد زياد افراد نبوده است، آشكارترين نشانه اين تغيير ازدياد كامپيوترهاى خانگى است كه براى جست و جوى اطلاعات موجود در اينترنت به كار مى رود.
در چند سال اخير كامپيوتر و اينترنت به تدريج تا حدى جاى تلويزيون را گرفته است و احتمال مى رود كه در آينده اى نزديك نقشى عمده تر از تلويزيون را در زندگى جوامع و ارائه اطلاعات به ملتها ايفا كند.
ورود اينترنت به زندگى امروزى تحولات پايه اى را در زندگى مردم به وجود آورده است. كه برخى موارد اساسى و اصلى كاربرد اينترنت را مى توان در موارد زير دسته بندى كرد:
آموزش، ارتباطات، انتقال اطلاعات، سرگرمى، تجارت و...
با توجه به اينكه آموزش و فرهنگ از آن دسته حوزه هايى هستند كه معمولا، سريع تر از بقيه حوزه ها در معرض تغييرات جديد قرار مى گيرند، در اين فناورى نوين نيز عرضه و تقاضا در اين زمينه بيشتر به چشم مى خورد.
از سوى ديگر با توجه به اينكه اين ابزار به دور از محدوديتهاى رايج در ارتباطات حضورى، در دسترس مى باشد، با ارائه آموزشهاى مختلف، كاربران را با حقوق انسانى متعدد و با رويكردها و اهداف گوناگون آشنا كرده و در پى فرايند جهانى شدن، به گسترش نگرشهاى جهانى و ايجاد درد مشترك، مى پردازد، به اين ترتيب خواسته هاى كاربران نيز شكل ويژه اى به خود گرفته و انتظارات نوينى را شكل داده است و اينها خود مبين وظيفه ما به عنوان مسلمانان ومدعيان مسلمانى است كه با توجه به اتكا به اين ايدئولوژى و جهان بينى غنى كه در دسترس ما وجود دارد براى ارائه اطلاعات مورد نياز به تشنگان و جويندگان راه حقيقت برخيزيم چرا كه، دير زمانى است كه در گوشه و كنار جهان فريادهاى عدالت طلبى و برابرى حقوق انسانها و در پى آن، برابرى حقوق زنان و مردان به گوش مى رسد ومكاتب و نهضتهاى مختلفى را شكل داده است، كه يكى از مهمترين و پرآوا زه ترين آنها در سالهاى اخير فمينيسم است كه جنبشى سازمان يافته براى دستيابى به حقوق زنان و يك ايدئولوژى براى دگرگونى جوامع است و هدف خود را نه تنها تحقق برابرى حقوق زنان و مردان مى داند، بلكه رؤياى دفع انواع تبعيض وستم نژادى را در سر مى پروراند.
همه گرايشهايى كه زير چتر گسترده اين جنبش گرد آمده اند، بر اين باورند كه: زنان با بى عدالتى و نابرابرى روبرو شده اند و نيازمند يارى در جهت رفع اين تبعيضها هستند، اما تحليلهايى كه ارائه مى دهند و برهمين پايه راهكارهايى كه پيشنهاد مى دهند متفاوت است.
در دهه ۱۸۴۰. م، جنبش حقوق زنان در ايالات متحده امريكا ظهور كرد و به فعاليت در جهت تبيين جايگاه زن در جامعه امريكا پرداخت و ديرى نپاييد كه در پى آن جنبشهاى مخلتفى از جمله جنبش فمينيسمهاى ليبرال، ماركسيست، راديكال، سوسياليست، فرامدرن و... ظهور كردند كه هريك بر اساس ديدگاه طراحان آن در پى تعيين حقوق زنان و احقاق آن بوده و هستند در برخى از اين نگرشهاى تندروانه به مبارزه با مردان پرداخته شد و نقش همسرى، مادرى، فرزند پرورى و... زير سؤال رفت و نشانه هاى محدوديت در آزاديهاى زنان ناميده شد ولى بعد از مدتى نگرش جديدى ظهور كرد و در حالى كه رنگ و بويى حاكى از ندامت داشت به تغيير مكتب قبلى پرداخت و ايده هايى نوين را ابداع كرد.
اما على رغم تمام تلاشهايى كه تا كنون انجام شده، شاهد موفقيتى كه مورد نظر طراحان اين ايدئولوژيها باشد، نبوده ايم، نه به اين معنا كه حركتى صورت نگرفته، بلكه بزرگترين دستاورد آنها كه طراحى و ارائه كنوانسيون حقوق زنان به كشورهاى جهان است، خود حاوى نقاط ضعفى است كه نه تنها حقوق زنان را احقاق نمى كند بلكه تحت لواى برابرى حقوق زن و مرد، چهره هاى متفاوت از زن ساخته و پرداخته و در حركتى ظالمانه، بدون داشتن چارچوبى قابل اتكا، زنان و به تبعيت از آنها، انسانيت را در مسيرى كه خود از پايان آن بى اطلاع است سوق مى دهد، كه اعتراض كشورهاى اسلامى به اين طرح (خصوصاً آنكه مراجع عظام در سال ۱۳۷۶ و۱۳۸۱ مكرراً تعارضات كنوانسيون با ديدگاه هاى اسلامى را متذكر شدند)، با مخالفت نسبت به آن، شاهدى بر اين مدعاست كه آنها به تكيه گاهى كه قابل استمداد است دسترسى دارند. بنابراين كشورهاى اسلامى نيز از تكاپو ننشسته و در پى بررسى و معرفى جايگاه زن در اسلام، اقدام به طراحى منشور حقوق زن در نظام اسلامى نموده اند. (احمدى۱۳۸۴،)
از آنجا كه دين اسلام دينى همه مكانى و همه زمانى است و از بدو ظهور خود به تأكيد جايگاه ويژه اى براى زنان پرداخته، و تعيين جايگاه زن و حد و مرزهاى انسانى زنان و مردان بر اساس اين چارچوب منسجم فكرى با مانعى مواجه نيست، گام مهم بعدى، معرفى اين جايگاه معين، به افرادى است كه در پى كسب آن به جست و جو پرداخته اند.
بر طبق آنچه گفته شد دنياى امروز دنياى ارتباطات و تبادل اطلاعات است، در عصرديجيتال و فناورى كه افراد در منزل خود نشسته و با فشار كليدهايى با شبكه هاى مختلف اطلاع رسانى مرتبط مى شوند و پاسخ سؤالات خود را از اقصى نقاط جهان درمى يابند،- البته اگر پاسخ اين سؤالات بدون غرض ورزى ارائه شده و از صحت كامل علمى و عينى برخوردار باشد- اين فرايند اطلاع رسانى در مسير اصلى خود قرار مى گيرد و اين در حاليست كه در پى رويكردهاى ارائه شده گوناگون در زمينه حقوق و جايگاه زنان، ذهن افراد بشر در پى يافتن رويكرد و نگرشى است كه آزمون شده و تأييد دريافت كرده باشد و با زبانى ساده و رسا در اختيار آنها قرار گيرد. اما در بعد مسائل فرهنگى و با توجه به اهداف ديگر دولتها و ابرقدرتها نسبت به دين اسلام و ترس از عموميت يافتن داده هاى رهگشاى آن، وظيفه مسلمانان سنگين تر مى شود و نياز به بررسى راهكارهاى اساسى در زمينه اطلاع رسانى و معرفى جايگاه زن در اسلام را تأييد مى كند و از سويى عملكرد كامل اينترنت در امر اطلاع رسانى و توجه به محاسن آن، ما را بر آن مى دارد تا با ارائه راهكارهايى جهت تعيين تأثير اينترنت در معرفى جايگاه زن در اسلام به مسلمانان و ساير جهانيان به قدر نياز خويش از اين فناورى بهره مند شويم.
جايگاه زن در اروپا در سير تاريخ
در روم باستان زنان از حقوق اجتماعى برخوردار نبودند و از ارث نيز محروم بودند و پس از مرگ شوهر، مانند ساير اشيا به ورثه منتقل مى شدند. روميان با آنكه در قوانين و حقوق، پيشرفت كرده بودند، اما افكار عامه نسبت به زنان، متمايل به خشونت و سختگيرى بود. در دموكراسى آتن، زنان با بردگان برابر بودند و حق رأى و مالكيت اقتصادى نداشتند. با سقوط امپراتور روم، فضاى اجتماعى به تدريج تحت تأثير آموزه هاى مسيحيت تلطيف شد. در قرنهاى دهم و يازدهم ميلادى، زنان آرام آرام وارد مسائل سياسى، حكومتى و قضايى شدند. اين دوره مقارن بود با ورود و نفوذ اسلام به اروپا، كه ره آورد عظيم اين نفوذ، افزايش حرمت حقوق زن در جامعه و فرهنگ اروپا است. (تيمورى، ۱۳۸۵)
در سده هاى سيزدهم و چهاردهم ميلادى، ساختار اقتصادى و اجتماعى اروپا متحول شد و حقوق و حرمت زنان كاهش يافت. بيشترين دوران تهاجم به كرامت زن و حقوق مادى و معنوى او در غرب بعد از رنسانس بود. دورانى كه از آن به مرگ مدنى زن تعبير شده است. اوج اين تهاجمات در قرنهاى پانزدهم و شانزدهم ميلادى بود. در اين دوران شاهد هستيم كه زنان خلاق در عرصه علم و هنر و ادبيات مجبورند تا آثارشان را به نامهاى مردانه ارائه دهند. در قرنهاى هفدهم و هجدهم ميلادى كه با تشديد سكولاريزاسيون در اخلاق و فرهنگ، تمركز ثروت، مبادلات بردگان و فقير شدن بخشى از بشريت همراه بود، شرافت انسان در اروپا، به ميزان توليد كالا و پس اندازهاى مادى او تنزل كرد. در اين بين وضع زنان وخيم تر از مردان بود. تحولات رنسانس باعث خلق تفكرات الحادى و مادى، انسان مدارى، فردگرايى و اومانيسم و... در اروپا شد و فرآيند اين تحولات سبب خيزش زنان بود. (همان منبع)
كشورهايى كه از دايره پيشرفتهاى علمى و تكنولوژيكى به دور مانده بودند متأثر از فريادهاى سياسى گشته با تغييرات متعددى مواجه شدند. اسلام و تاثرات آن نسل به نسل گشته و آثارمطلوب آن منتقل شد. جايگاه اوليه زن كه توسط اسلام تعيين گشته بود، در پى سوء استفاده و سوء تعبيرات روايان و مدعيان حكومتها متغير و يا مخفى ماند، تا با رشد قدرتهاى اسلامى و نيز گسترش فناورى و تكنولوژى و نيز تغييرات حكومتى و ظهور انقلاب اسلامى در ايران، مجددا به گردش در آمد.
جايگاه زن در اسلام:
اگر انسان وارسته شد مى تواند الگوى ديگر انسانها قرار گيرد. اگر مرد باشد الگوى مردم است نه مردان، واگر زن باشد باز الگوى مردم است نه زنان.
اسلام، زن را مانند مرد برخوردار از روح كامل انسانى و اراده و اختيار مى داند و او را در مسير تكامل كه هدف خلقت است مى بيند و هر دو را در يك رديف قرار داده و با خطاب يا ايّها النّاس و يا ايّها الّذين آمنوا مخاطب ساخته است. (آملى۱۳۸۰،)
قرآن كريم با اين خطابش زن را كه در قعر ذلّت و پستى بود و از هرگونه حقوق فردى و اجتماعى خويش محروم بود، و به عنوان يك موجود ناقص كه فاقد روح و اراده و اختيار باشد معرّفى شد بود، به اوج عزّت و سرافرازى صعود داد و تاج افتخار كرّمنا بنى آدم را بر فرق او نهاد و او را همرديف با مرد انسان و خليفة اللّه فى الارض ناميد.
قرآن كريم با اين بيان بر تمام عقايد و باورهاى جاهلى و اديان تحريف شده كه زن را موجود وابسته و غير مستقل ودر مرتبه پايين تر از مرد و طفيلى آن مى دانستند بى اعتبار نموده و بر همه آنها خط بطلان كشيد.
هر موجودى در جهان هستى جايگاه خاصى دارد كه معلول مرتبه وجودى وى و ويژگيهاى خاص آن موجود مى باشد. قوانين حاكم، ارزش وجودى، نحوه بهره دهى و بهره گيرى، شيوه كار و حدود فعاليتهاى يك موجود، وابسته به مرتبه وجودى و ويژگيهاى خاص او و تعيين كننده جايگاه او در نظام هستى است. اين مطلب را مى توان به صورت قاعده اى كلى و سنتى تغيير ناپذير تلقى كرد، به گونه اى كه خروج از اين سنت و قاعده، افراط و غلو يا تفريط و خروج از حد تعادل است. (امين زاده۱۳۸۰،)
نيم نگاهى به وضعيت زنان در دنياى غرب
ايده تساوى همه جانبه زن و مرد، باعث شده كه جامعه غرب به يك جامعه تك جنسى مبدّل گردد، تا بدانجا كه زنان عملاً از زن بودن خود احساس تنفّر كرده و به تقليد از مردان بپردازند و تلاش كنند كه همگام با مردان نقشهايى را در جامعه عهده دار شوند كه پول و قدرت بيشتر در آنها نهفته است. اين نظريه باعث شده كه زنان به كلّى وظايف اصلى خويش را فراموش كرده و در سازمانهاى دولتى و يا تجارى به رقابت با مردان برخيزند و در اين تكاپوى قدرت و پول و فريب در دنياى مادى آزاديهاى واقعى خود را از دست داده و اسير شعارهاى آزادانه ظاهرى، شوند كه آنها را به اسارات پيروى از پارادايم زمانه مى كشاند اما امروز، در دنياى غربى نيز بسيارى از زنان از شعارهاى آزادى و برابرى فمينيستى بيزارى مى جويند. يك خانم روزنامه نگار آمريكايى كه از طرفداران حقوق زن است، در اين زمينه كتابى منتشر كرده و شرح حال خود را به رشته تحرير درآورده، مى نويسد: «زنان آمريكايى با اشتغال در خارج از خانه و رقابت بى فايده با مردان، بزرگترين محبّت زندگى يعنى مادر شدن را از دست داده اند». او به زنان جهان توصيه مى كند: «اگر مى خواهيد خانواده داشته و مادر باشيد، به خود بپردازيد».
از سوى ديگر يكى از راديوهاى معتبر انگليس اعلام كرد: بر اساس آمارگيرى روزنامه تايمز،شمار تازه مسلمانان انگليس رقمى در حدود ۲۰ هزار نفر است كه اكثريت آنان را زنان انگليسى تشكيل مى دهند. در ميان تازه مسلمانان آمريكايى نيز بيش از ۸۰% زن ديده مى شود. به گفته زنان انگليسى تازه مسلمان، ارزشهاى اسلامى عميقاً آنان را جذب كرده است.
گريز زنان از تمدّن غرب و پناه گرفتن آنان به اسلام، نمايانگر اين واقعيت است كه امروزه براى انسانهاى آگاه، خردورز و آرمانخواه از مرد و زن، فمينيسم غرب كه اوج ظهور و نمايش خود را ارائه داده، جلوه و جاذبه اى ندارد و كافيست اطلاعات دقيق و معتبرى از اسلام واقعى و حدود و خواستهاى آن ارائه شود تا هر قلب آگاه با يافتن مسير زندگى دنيا و آخرت خود و بهره مندى از مواهب فردى و اجتماعى، جذب آن شود. چرا كه از آغاز، اين دين مبين متناسب با خواستها و نيازهاى روح بشر نازل گشت و بر مدعيان ديندارى و مسلمانى است كه با روشنگرى و تلاش در ارسال مرسلات اسلامى وظيفه خود را تمام كنند و به رضاى مرضى دست يابند.
فرايند اين تحولات، سبب خيزش زنان بود كه خواستار اعاده حيثيت و شرافت و حقوق تضييع شده خود بودند و اين سرآغازى براى نگرش نوين و مجدد به جايگاه زن در دنيا گشت.
رابطه اسلام، علم و تكنولوژى
اسلام به عنوان يك ايدئولوژى و مكتب فكرى، تمام راههاى سعادت انسانى را پيش بينى كرده و قابل استفاده مى داند. از جمله نسبت به علم و علم آموزى نگاهى ويژه دارد و توصيه هاى موكدى كرده است، تا آنجا كه تحصيل علم ودانش را بر هر زن و مرد مسلمان لازم مى داند و تحصيل علم را هر چند دشوار و حتى از بعد مسافت،دور تأكيد مى كند. اگر نگاهى دوباره به قرآن مجيد داشته باشيم با دهها آيه روبرو خواهيم شد كه فرياد مى زند افلا تعقلون و….. واينكه چرا عقل ورزى نمى كنيد ودل به تفكر نمى سپاريد و در زندگى شعور را سرلوحه اعمال خود قرار نمى دهيد. به گونه اى كه آدمى احساس مى كند تنها راه فلاح و رستگارى از كوچه هاى انديشه، تعقل و تعلم مى گذرد. برهمين اساس است كه دراسلام براى استمداد جامعه از علم به هر وسيله و روشى به ديده مثبت نگاه مى شود.
پيشوايان دينى نيز از هرمجالى براى تشويق وترغيب پيروان خويش استفاده كرده اند. اگر بخواهيم براى حركت و تشويق مردم به سمت تعلم و تعقل در اسلام مثال بياوريم به طور قطع كتابى قطور خواهد شد كه به عنوان خلاصه آنها بيان همين حديث كافيست : اطلب العلم من المهد الى اللحد كه نسخه علم آموزى بشريت را به اندازه عمر او تعيين مى كند وحتى مرزهاى جغرافيايى راهم به رسميت نمى شناسد وپيروان خويش را به فراگيرى علم فرا مى خواند حتى اگر علم در چين باشد. بالاتر از اين، اسلام حتى مرزهاى اعتقادى را نيز در هم مى ريزد وامت را به علم آموزى مى خواند حتى اگر نزد كافر باشد. (نگاه حوزه، ۱۳۸۱)
اينترنت:
اينترنت شبكه اى گسترده و بى حد و مرزى از شبكه ها است كه توسط لينكهاى زنده بين كامپيوترها ايجاد مى شود. اين شبكه دردهه ۱۹۶۰ تا ،۱۹۷۰ ابتدا پروژه اى بود كه وزارت دفاع آمريكا آن را انجام مى داد و به آرپانت معروف شد. هدف اوليه آرپا نت ايجاد ارتباط بين ارتشيها بود كه به آسانى بتوان از بروز نقص و عدم عملكرد صحيح پرسنل نظامى آگاه شد.
از ۴۰ سال يا بيشتر از آن زمان، اينترنت دستخوش تحولات چشمگير و عمدتاً غيرقابل پيش بينى بسيارى بوده است. فناوريهاى ديجيتالى بسيارى، ابعاد فرهنگ چاپى را به چالش كشيده اند. اينترنت درحال توليد اشكال جديد اجتماعى شدن انسان و عملكردهاى جديد فرهنگى و نيز متحول ساختن اشكال و عملكردهاى قديمى است. سرعت اين تحول آنچنان بالا است كه بررسى كلى تحولات اغلب دشوار است. (محمدى۱۳۸۴،)
اينترنت مركب است از پيشوند اينتر و كلمه مخفف نت. اينتر در فرهنگ وبستر به معنى بين، در ميان و امرى كه بين چند چيز انجام مى شود و نت در انگليسى مخفف كلمه نتورك (Network) يا همان شبكه است. مانند اينترنشنال (International) يعنى بين المللى. بنابراين اينترنت به معنى ارتباط بين چند شبكه رايانه اى است.
گسترش استفاده از اينترنت به مراتب سريعتر از رسانه هاى ديگر بوده است و هر روزه شاهد افزايش آمار كاربران جهانى وايرانى اينترنت هستيم. به واقع اينترنت بزرگترين شبكه جهانى است كه اطلاعات را بدون هيچ محدوديت زمانى و مكانى در اختيار كاربران قرار مى دهد، حال اگر اين شبكه جهانى را در اندازه هاى يك سازمان كوچك كنيم، مى شود اينترانت (Intranet )، و اگر تعدادى از سازمانها را به هم متصل كنيم مى شود اكسترانت (Extranet ) كه اين دو نوع شبكه از نظر زيربنايى يكى هستند.
اما از سال ۱۹۹۰ فرزندى خلف از اينترنت زاده شد و آن چيزى نبود جز (World Wide Web) كه مردمان جامعه اطلاعاتى او را www مى نامند. اين تارنماى جهانى در سال ۱۹۹۵ آمار ۹ ميليون نفرى، در سال ۲۰۰۰ چيزى بالغ بر ۱۲۲ ميليون نفر و در سال ۲۰۰۳ حدود ۴۰۸ ميليون نفر را جزو كاربران خود به ثبت رسانده است. بى شك اينترنت هيجان انگيزترين و بزرگترين واژه عصر ارتباطات و اطلاعات است كه تأثيرات عميق و شگرفى بر روى زندگى بشر داشته است كه بر هيچ كس پوشيده نيست، اين شاهراه بزرگ اطلاعاتى محل تلاقى مغزها و كامپيوترهاست كه ساختار دانش بشر را تغيير داده است. آيا ساختار دانش، آموزش، اقتصاد، فرهنگ، قدرت و بسيارى از جنبه هاى زندگى عصر حاضر، در مسير اين بزرگراه اطلاعاتى تغييرات عمقى و اساسى نيافته است؟
اما اتصال به اين شبكه جهانى يا همان اينترنت چگونه ممكن است؟
به راحتى، يك كامپيوتر در منزل يا محل كارتان، يك مودم، يك خط تلفن و يك شماره كه ارتباط شما را با ISP مورد نظرتان برقرار كند.
اينترنت با ورود به عرصه هاى رسمى تر مانند ساختارآموزشى، سياسى و اقتصادى واژه هاى جديدى چون آموزش مجازى يا از راه دور، كتاب الكترونيك، دولت الكترونيك، بانكدارى الكترونيك، تجارت الكترونيك، درمان الكترونيكى و صدها عبارت الكترونيكى ديگر را وارد گفتمان اجتماعى-اقتصادى- سياسى دولتها و جوامع كرده است و كشورها را وادار كرده است تا تمامى هم و غم و برنامه ريزى خود را بر روى اين برنامه ها بگذارند.
از زمان ظهور كامپيوترهاى نسبتاً ارزان، عباراتى مانند فضاى مجازى، جوامع مجازى، و شاهراه اطلاعاتى رواج يافته اند، گسترش آنچه مى توان پديده اينترنت ناميد، آنچنان سريع و وسيع بود كه زبان مورد استفاده براى توصيف آن هنوز درحال تكامل است، امروزه ديگر استفاده از اينترنت را آنلاين بودن مى ناميم و از پست الكترونيكى گرفته تا شركت در مباحثات چند نفره همزمان، كه هر روز بيش از ديروز مورد استفاده قرار مى گيرد و تبديل به اجزايى اززندگى روزمره مى شوند، استفاده مى كنيم. (اس. اى و مورگى. دى۱۹۹۸،)
ادامه دارد

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   زنان   |   اجتماعى   | 
|   بين الملل   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ويژه ۱   |   ايران زمين   |   اقتصادى   | 
|   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   مهرگان   |   ماجرا   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |