|
سندى كه به سقوط رامسفلد منجر شد
|
|
|
چهار نشريه نظامى آمريكا اخيراً در سرمقاله اى مشترك دونالد رامسفلد وزيردفاع سابق اين كشور را به از دست دادن كنترل اوضاع عراق متهم كردند و خواهان استعفاى او شدند. اين سرمقاله كه در نشريات آرمى تاليز، ايرفورس تايمز، نيوى تايمز و مرين كورپس تايمز به چاپ رسيد با واكنش بسيارى از سوى مقامات كاخ سفيد مواجه شده و تونى اسنو سخنگوى كاخ سفيد آن را «اثرى نخ نما» توصيف كرد. برخى صاحبنظران انتشار اين سرمقاله در آستانه انتخابات ميان دوره اى آمريكا را ضربه اى جدى به موقعيت جمهورى خواهان خواندند. ترجمه: هرمز برادران
«مادامى كه دولت ما به افكار عمومى آگاه و بيدار نياز دارد بايد حقايق تلخ و گزنده را بيان كرد.» اين سخن را مارگريت هيگينز خبرنگار و برنده جايزه پوليتزر حدود نيم قرن پيش و در جريان جنگ كره گفته بود. اما تا اين اواخر، براى رهبران واشنگتن دشوار بود كه حقايق تلخ و گزنده بشنوند. جورج بوش رئيس جمهور آمريكا، ديك چنى معاون رئيس جمهور و دونالد رامسفلد همواره وعده «پايان مأموريت»، «عقب نشينى جان كندن شورش ها» مى دادند و مى گفتند: ما مى دانيم كه چه مى كنيم. رهبران نظامى معمولاً محتاطانه عمل كرده اند اما پاره اى ژنرال هاى بازنشسته كه در حاشيه امنيت بودند انتقاداتى را از جنگ مطرح كردند اما در برابر آن افراد ضدجنگ و هواداران جنگ طلب متقابلاً از آنان استفاده كردند. ضدجنگ ها بر اين باور بودند كه ژنرال ها بايد همان زمانى انتقاد مى كردند كه هنوز يونيفرم نظامى بر تن داشته و بازنشسته نشده بودند. هواداران جنگ طلب نيز معتقد بودند كه ژنرال ها بايد انتقادات خود را در خفا بيان مى كردند. اما اكنون نغمه هماهنگ جديدى از انتقادات شروع به طنين انداختن كرده است. آن دسته از رهبران نظامى كه در انجام وظايف خود نقش فعالى دارند به تدريج ترديدها و بدگمانى هاى خود را درباره برنامه ريزى، اجرا وچشم اندازهاى تاريك جنگ ابراز مى دارند. هفته گذشته يك اسلايد جامع فرماندهى مركزى آمريكا به روزنامه نيويورك تايمز درز كرد وچاپ شد. اين اسلايد نشان مى دادكه منازعات داخلى عراق هم اكنون به مرز مرحله اى «بحرانى» رسيده و در يك سال اخير به سوى «هرج و مرج» سوق يافته است. استراتژى آمريكا در عراق آن بوده كه ارتش و نيروهاى پليس عراق آموزش داده شوند به طورى كه بتوانند به تدريج جاى نيروهاى آمريكايى را گرفته وامنيت دولت جديد و ملت خود را تأمين كنند. اما با وجود بهترين تلاش هاى آموزش دهندگان، مسأله تبديل جماعتى فرقه گرا به نيرويى براى ايجاد اتحاد ملى به گزاره اى ناكام كننده مبدل شده است. در همين حال، رئيس جمهور مى گويد: كه به منظور حفظ توازن دوره حضورش در كاخ سفيد رامسفلد را حفظ خواهد كرد. اين يك اشتباه است. اكثريت آمريكايى ها بايد بينديشند كه رامسفلد شكست خورده است. در اين حال كه رهبران نظامى آمريكا علناً از وزير دفاع خود دورى مى گزينند روشن است او كنترل نهادى را كه به طور صورى هدايت مى كند، از دست مى دهد. اين افسران از پيشگامان وفادار سياستگذارى جنگى بودند كه بسيارى، از شكست آن بيمناك بودند. آنان با وجودى كه جنگ را شكست خورده پيش بينى مى كردند، به سنت قديمى آمريكايى ها كه در بيش از دو قرن و نيم ارتش را در انقياد اقتدار مدنى قرار مى داد، وفادار ماندند. اگرچه سنت و احساس عميق افتخار افسران مانع از اعتراف علنى آنان مى شود اما نزد خود بيش از پيش به اين مسأله اعتقاد پيدا مى كنند. رامسفلد با رهبرى ناآگاهانه خود اعتبارش را نزد نيروها، كنگره و مردم از دست داده است. استراتژى او شكست خورده و توانايى هايش در مديريت و رهبرى به مخاطره افتاده است. با آنكه مسئوليت اين ناكامى ها در عراق بر عهده وزير است اما اين نيروهاى نظامى آمريكا هستند كه بار اين ناكامى ها را تحمل مى كنند. اين مسأله ارتباطى با انتخابات ميان دوره اى ندارد و صرف نظر از اينكه كدام حزب پيروز مى شود، آقاى رئيس جمهور بايد با اين حقيقت تلخ و گزنده مواجه شود: رامسفلد بايد برود.
|