يكشنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۵ - ۲۰ شوال ۱۴۲۷
Sun, Nov 12, 2006
گزارش
۳۴۹۵
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ارتباطات
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
گزارش خبرنگاراعزامى «ايران» از سفر رهبر معظم انقلاب به سمنان
معرفى نشريه
سياست خارجى
فصلنامه سياست خارجى ويژه فناورى هسته اى و روابط بين الملل منتشر شد. در اين فصلنامه مى خوانيم: راهبرد كنونى آمريكا در زمينه مقابله با سلاح هاى كشتار جمعى و برنامه هسته اى ايران (اميرحسين حسينى)، روسيه و برنامه هسته اى ايران: انتخاب ثبات استراتژيك يا رقابت استراتژيك، (منوچهر مرادى)، تأثير برنامه هسته اى ايران بر كشورهاى عرب حوزه خليج فارس (محمدعلى امامى)، فعاليت هاى هسته اى ايران و سياست بين المللى (على اصغر سلطانيه)، برنامه هسته اى ايران، هند و پاكستان (زيبافرزين نيا)، مجادله در مورد برنامه هسته اى ايران (شانون كيل)، قابليت ها و راهكارهاى جمهورى اسلامى ايران براى بومى كردن دانش هسته اى (مصطفى دلاورپور اقدم) و.... وزارت امور خارجه صاحب امتياز اين نشريه است.
شاهد ياران
شماره ۵-۶ ماهنامه فرهنگى اجتماعى ياران شاهد ويژه فروردين و ارديبهشت ۱۳۸۵ به چاپ رسيد.
در اين شماره كه ويژه استاد مطهرى است، مى خوانيد: شهيدمطهرى و احياى تفكر اسلامى در گفت و شنود دكتر حداد عادل با رهبر معظم انقلاب، تكاپوى اصلاحگرى مطهرى در آيينه خاطرات حجت الاسلام والمسلمين على دوانى، مطهرى و مواجهه با التقاط در گفت و شنود شاهد ياران يا دكتر على مطهرى، شهيد مطهرى و مبارزه در سه جبهه در آيينه خاطرات آيت الله محمد واعظ زاده خراسانى، شهيد مطهرى و مبارزه در گفت و شنود با حجت الاسلام والمسلمين جعفر شجونى و همچنين نوشتارى منتشر نشده از استاد شهيد آيت الله مطهرى از ديگر بخش هاى اين شماره فصلنامه شاهد ياران است. صاحب امتياز بنياد شهيد و امور ايثارگران و مديرمسؤول نشريه حسين دهقان است.
گزارش خبرنگاراعزامى «ايران» از سفر رهبر معظم انقلاب به سمنان
... همه آمده بودند
رضا شكيبايى

سه شنبه، ۱۶ آبان
ساعت ۸ رسيدم به كوچه عطارد انتهاى خيابان دانشگاه جنوبى. قرار است بروم سمنان. آقا را تا حالا هرچه ديده ام، تهران بوده و بس، براى همين اين سفر در نوع خود غنيمتى است. دو اتوبوس اينجا منتظرند و از همين ها متوجه مى شوم كه مركب ما براى سفر است. عكاس ها كم كم پيدايشان مى شود. ساعت ۹‎/۱۵ راه مى افتيم. حدود ساعت ۱۰‎/۳۰ است كه راننده در شريف آباد به هواى سيگار كشيدن مى ايستد و صدا مى زند كه هر كسى سيگار مى كشد بيايد پايين و توضيح مى دهد كه هنگام رانندگى هيچ وقت سيگار نمى كشد. يك تيم از بچه هاى حفاظت سپاه هم اتفاقى همانجا ايستاده اند و مشغول چاى خوردن.
262332.jpg
ساعت ۱‎/۳۰ بعدازظهر به سمنان مى رسيم. شهرى قرار گرفته در دل دشت. استان سمنان در دامنه هاى جنوبى رشته كوه هاى البرز واقع شده و به دشت كوير منتهى مى شود. اين استان به دو بخش كوهستانى و دشت هاى پايكوهى تقسيم مى شود و براساس آمار سال ،۱۳۷۰ حدود ۴۵۷ هزار نفر جمعيت داشته است. شهر سمنان در فاصله ۲۲۱ كيلومترى تهران
بر سر راه خراسان است. اين شهر يك بار در دوره حمله مغول به ايران، ويران شده است، ولى دوباره آباد گشته. ظاهراً قرار است در خوابگاه علوم پزشكى ساكن شويم. تمام شهر پر از عكس رهبر و پلاكاردهاى تبريك و تهنيت است.
به خوابگاه كه مى رسيم، عكاس ها لپ تاپ هايشان را درآورده و مشغول چك كردن اتصالشان به اينترنت مى شوند، چون پس از مراسم بايد به سرعت به اين محل بيايند و براى خبرگزارى ها عكس هايشان را ارسال كنند. عكاس ها مدام از سفرهاى رئيس جمهور مى گويند و اينكه چقدر سخت مى گذرد در آن سفرهاى سنگين والبته شيرين.
«به اين مى گويند سفر» اين را حسين، يكى از عكاس ها مى گويد و اضافه مى كند كه اينجا حداقل فرصت مى كنيم خودمان عكس هامان را ببينيم. امروز را بايد استراحت كنيم، آقا فردا صبح مى آيند.
اسدى، يكى از بچه هاى دفتر نشر را ديدم، چرخى توى شهر زده بودند، گفتم تازه چه دارى؟ گفت: رفته بودم بپرسم اگر جوان ها رهبرشان را ببينند به ايشان چه مى گويند.
دخترك محزون بود و حس كردم يك دنيا حرف دارد. از او پرسيدم. دخترك كارت خبرنگارى ام را كه ديد از دختر كنار دستى اش با نگاه اجازه گرفت و گفت: خوشحاليم!
نوبت به سؤال اصلى ام رسيد: اگر در حضور ايشان باشى چه مى گويى؟
باز هم با نگاهش كسب تكليف كرد؛ اين بار همون كه قرار بود اجازه را صادر كند، گفت: مى گوييم مثل پدرمان دوستت داريم.
داشتم مى نوشتم كه اولى گفت: آخر پدر نداريم!
و ادامه داد: راستش خواهرم خواب ديده...
پدر مرحومش را خواب ديده بود، مهندس على عبدوس را كه در سانحه تصادف جان باخته است. دختر پدرش را ديده بود كه آمده خانه شان. از پدر مى پرسد بابا اينجا چكار مى كنى؟ پدر مى گويد، آقا قرار است بيايد، آمده ام استقبال ، شما هم بياييد .
عكسشان را گرفتيم و رفتيم. تا دقايقى بعد نه من حس حرف زدن داشتم، نه عكاسمان.
شب، آسمان شهر را نورباران كردند و من با صداى بلند اين آتش بازى ها خوابيدم.

چهارشنبه صبح ، ۱۷ آبان
صبح، پس از صرف صبحانه، بچه هاى عكاس و تصويربردار سوار بر خودرو مخصوص خبرنگاران كه يك وانت غول پيكر است، مى شوند. فضاى شاد و مفرحى است ميان بچه ها. تعداد زياد و جا خيلى تنگ. ساعت ۷‎/۳۴ راه مى افتيم. محمدعلى قيومى، خبرنگار شبكه خبر خيلى شوخ است. صلواتى هم مى فرستد و نشاطى به جمع مى دهد. هوا سرد و ابرى است، يحتمل باران هم بزند. جا آنقدر تنگ است كه قيومى مى گويد هدف از اين سفر ايجاد صميميت و محبت است و اين فشردگى از اين لحاظ مفيد است!
همه جاى شهر، سرود پخش مى شود... «جان من فداى خاك پاك ميهنم...» ايستگاه هاى شربت و شيرينى و چاى در همه جاى شهر برپاست.
«لبيك يا خامنه اى»، «صل على محمد، بوى خمينى آمد»، «سلام بر رهبر آزاده»، «دسته گل محمدى، به شهر ما خوش آمدى»، «سمنان شهر مشت هاى بسته، شهر چشم هاى باز» و... اينها پلاكاردها و پارچه نوشته هايى است در سراسر شهر. ارتفاع وانت زياد است و ما از يك پلاكارد كه در ارتفاع پايين نصب شده، جان به سلامت به در مى بريم.
«مست صهباى تو مى باشم و اندر هوسم، غرق درياى وصال توام و در طلبم»، «آقا جان! به جمع مشتاقان خوش آمدى» همه با تعجب به جماعت خبرنگار هاى پشت وانت نگاه مى كنند، دست هم تكان مى دهند كه ما هم برايشان ابراز احساسات مى كنيم. «سرتو بپا»، يك پلاكارد ديگر در ارتفاع پايين مشاهده مى شود، همه سرشون را پايين مى آورند، ولى با اين حال به چند نفر برخورد مى كند. بعد از اين «سرتو بپا» ترجيع بند بچه هاست.
كنار خيابان، يك پيرزن ۳ تا گل محمدى به دست دارد. آنقدر بزرگند گويى هر كدام يك كيلو وزن دارند كه توجه عكاس ايلنا را هم جلب مى كند و عكاس سوژه خود را شكار مى كند.
تقاطع خيابان باهنر - ابوذر غفارى، ماشين متوقف مى شود. معلوم نيست چرا، ظاهراً آقا از اينجا وارد مى شوند. موج مردم در پياده روها منتظرند، اما ساكت كه ناگهان يك پسربچه حدوداً ۳ - ۴ ساله فرياد مى زند: «الله اكبر، خامنه اى رهبر».
«جمعيت را ببين»، اين را يكى از بچه هاى صدا و سيما مى گويد، سرم را برمى گردانم، خيل جمعيت از انتهاى خيابان ابوذر غفارى به سمت ما مى آيند. مثل انبوه آب پشت سدى كه شكسته شده باشد. در بين آنها، دخترخانم هاى هنرستان سادات هم به صورت دسته جمعى آمده اند با پلاكاردهايى در دست، شعار هميشگى: «مرگ بر آمريكا».
وانت سر و ته مى كند، پشت به خيابان ابوذر. احتمالاً آقا از خيابان باهنر مى آيند و ما جلوى ماشين آقا راه خواهيم افتاد.
تصويربردارها نور را چك مى كنند: ،۴۷۰۰ ،۵۰۰۰ ارقامى است كه نمى دانم چيست. كامران نجف زاده هم به جمع ما اضافه مى شود. نم بارانى هم مى زند و تصويربردارها كاورها را روى دوربين ها مى كشند.
ساعت ۱۰ ماشين آقا از راه مى رسد. فرياد «صل على محمد، بوى خمينى آمد» گوش ها را پر كرده. آقا داخل يك مينى بوس است. صحنه آنقدر باشكوه است كه همه رامبهوت كرده است.
اين صحنه ها را توصيف نمى توان كرد، تصاوير گوياتر است. مينى بوس با سيل جمعيت پيش مى رود. آقا براى آنهايى هم كه روى پشت بام هستند، دست تكان مى دهد. جمعيت بارها مينى بوس را متوقف مى كند. راننده وانت حامل ما هم كه انگار بايد هرچه شاخه درخت است حواله ما كند، مدام به كنار خيابان انحراف پيدا مى كند و درخت ها را تقديم به اهالى پشت وانت. ساعت ۱۰‎/۳۰ وارد ورزشگاه تختى مى شويم. امام جمعه سمنان خوشامد مى گويد و مردم گريه مى كنند. «اينجانب شخصاً به نمايندگى از مردم وفادار سمنان مقدم نورانى حضورتان را گرامى داشته و به حضرتتان خوش آمد مى گويم. همگى به خاطر اين نعمت و فرصت گرانقدر سپاسگزار خداوند هستيم.»
گريه مردم ادامه دارد، يكى در كنار من زمزمه مى كند «جانم فدايت...» يكى...
آقا سخنرانى را شروع مى كند، اول شكر مى گويد خدا را كه در جمع مردم اين شهر است:
«بسيار خرسند و مسرورم و خداى متعال را سپاسگزارم كه توفيق داد امروز در ميان مردمى باشم كه يادگار نشانه هاى كهن ترين فرهنگ غنى اسلامى و ايرانى را در ميان خود دارند.»
و بعدتر هدفش را مى گويد از اين سفر: «اما هدف ما از اين مسافرت ها چند چيز است: در درجه اول زيارت شما مردم؛ رساندن پيام ارادت به مردم و شنيدن سخن مردم و گفتن روبرو، مهمترين هدف اين سفرهاست. اما هميشه يك هدف ديگر هم از اين سفرها داشته ايم و آن، اين بوده كه توجه مسئولان كشور به مناطق گوناگون كشور جلب شود، خدا را شاكريم كه اين هدف امروز با دولتى كه سركار است، به خودى خود برآمده است.»
پلاكاردى توجه من را جلب مى كند: «آقا جان به شهر سمنى خوش اميچه».
آقا ادامه مى دهد: «من اين سفر كه به سمنان مى آمدم، به آقاى رئيس جمهور گفتم كه اين سفر من به سمنان مانع سفر شما به اين استان نشود» كه مردم تكبير گفتند و آقا ادامه مى دهد: «بحمدالله آرزوى ما در مورد سركشى مسئولان به نقاط مختلف كشور به نحو احسن برآورده شده است.»
هوا آنچنان باز و آفتابى شده است كه باور نمى كنى تا چند لحظه پيش حتى باران هم آمده.
آقا مى گويد: «روزى كه پدر رئيس جمهور فعلى آمريكا - بعد از ماجراهاى كويت - اعلام كرد كه نظم نوين جهانى شروع شده و آمريكا تنها ابرقدرت دنياست، آن روز گذشت... امروز آمريكايى ها در عراق شكست خورده اند، در افغانستان شكست خورده اند، در لبنان شكست خورده اند، در فلسطين شكست خورده اند...» و «قرنى كه در پيش رو داريم، قرن شكست سياست هاى قرن ۱۹ و ۲۰ است، قرن ۱۹ و ۲۰ قرن دين زدايى، استعمار و استثمار بود. آمريكايى ها مى خواهند خوب زندگى بكنند، بكنند؛ هر ملتى حق دارد خوب زندگى كند، اما بروند داخل كشور خودشان» و «اين قرن، قرن رويكرد به معنويت است؛ ايران سرآغاز بود، به دنبال ايران، بسيارى جاهاى ديگر پيش خواهند آمد...»
در مسير بازگشت پس از پايان مراسم، سوار تاكسى اى شدم كه راننده اش آزاده اى جانباز بود. از او پرسيدم كه اگر آقا را ببينى چه مى گويى؟ گفت: «صلوات مى فرستم.»
262359.jpg
و من با خودم مى گويم آرى اين قرن، قرن بازگشت انسان به خويشتن است و من امروز ديدم كه مردم سمنان چگونه در خيابان هاى اين شهر اشك شوق مى ريختند. اين قرن، قرن معنويت است.
چهارشنبه شب، ۱۷ آبان - جلسه روحانيون استان است با رهبر
وارد سالن ورزشى غدير مى شويم، طلبه هاى جوان مشغول همخوانى سرود هستند: «سيد على خامنه اى دلبر دلم - سيد على خامنه اى حل مشكلم» ساعت ۱۹‎/۰۵ آقا وارد سالن مى شوند. جمعيت ابراز احساسات مى كند. آقا كه مى خواهد سخنانش را آغاز كند طلبه جوانى خطاب به ايشان ابياتى خواند كه در آن اين مصرع بود «الهى تا جهان باشد تو باشى» در اين هنگام آقا با لبخند گفتند «نمى شه كه».
آقا از شأن روحانى مى گويد، از روحانى شيعه، از اينكه چگونه بايد باشد و چگونه نباشد.
«من موافق نيستم با علمايى كه يك خورده سرشان شلوغ مى شود، ۲ ، ۳روز نماز جماعت مسجدشون را نمى روند يا دير مى روند، مردم تو صف نماز منتظرند...»
آقا بر حفظ خصوصيت اصلى روحانيت شيعى يعنى «استقلال و مردمى بودن» تأكيد مى كند و آن را رمز دستيابى روحانيت به جايگاهى ممتاز در تاريخ ايران مى داند و مى گويد: «روحانى شيعه فقط به مردم وابسته است و براى مردم و در خدمت مردم است.»
براى همين است كه ما مى گوييم شهريه طلاب فقط بايد از وجوهات باشد و نه كمك هاى دولتى.
آقا با ذكر اين نكته كه «با شما خيلى حرف داريم ولى همه حرف ها را كه امشب نمى شود گفت» سخنرانى را به پايان رساندند. شام را حاضرين ميهمان آقا بودند. هنگام صرف شام، آقا از پوستر سه برادر شهيد كه در گوشه اى از سالن نصب شده بود پرسيدند كه «اكرمى» عضو جامعه روحانيت مبارز كه سمنانى است در خصوص اين سه برادر شهيد توضيحاتى داد.
در همين اوضاع، طلبه اى نزديك آقا شد و از ايشان خواست به قصد تبرك عمامه وى را بر سرش بگذارد كه رهبر با لبخند و روى خوش پذيرفتند، دو طلبه ديگر نيز بلافاصله آمدند و همين درخواست را كردند... خلاصه در تمام مدت شام، نگذاشتند آقا با خيال راحت يك لقمه غذا بخورد.

پنجشنبه صبح، ۱۸ آبان
امروز برنامه ديدار دانشجويان است در دانشگاه سمنان.
در دانشگاه سمنان با اتوبوسى كه حامل ما بود از تمام حلقه هاى حفاظت رد شده، وارد دانشگاه شديم كه يك نگهبان دانشگاه جلوى اتوبوس را گرفت، گفت هماهنگ نشده! نمى گذارم برويد. بچه هاى حفاظت رهبرى كه همراه ما بودند به راننده گفتند توجه نكن برو! اما ناگهان نگهبان پريد جلوى ماشين به اين معنى كه بايد از روى جنازه من رد شويد! خلاصه، بچه هاى حفاظت پياده شدند و با تماسى كه با حراست دانشگاه گرفته شد،  مقاومت نگهبان خاتمه يافت.
حدود ۹‎/۳۰ آقا وارد سالن شدند و دانشجويان پس از شعارهاى «اى رهبر آزاده، آماده ايم آماده»، «ما همه سرباز توايم خامنه اى - گوش به فرمان توايم خامنه اى» سرودى را با هم زمزمه كردند:
اى تو روح و روانم ‎/ يادت آرام جانم
در غم دورى تو ‎/ تا كى بايد بمانم
چشم انتظارم ‎/ اى گل طاها
طاقت ندارم‎/ يوسف زهرا
العجل مولا مولا مولا
العجل مولا مولا مولا
صل على محمد ‎/ بوى خمينى آمد
شام هجرت سحر شد ‎/ تابيده نور سرمد
گشته دوباره فصل اطاعت
آماده گشتم بهر شهادت
اى رهبر آزاده‎/ آماده ايم آماده
نور مهر جمالت ‎/ در دل ما فتاده
اى رهبر ما ‎/ بنما اشارت
جانم فدايت‎/ جانم فدايت
262368.jpg
قبل از شروع سخنرانى آقا، چند تن از اساتيد و دانشجويان به بيان مشكلات دانشگاه ها و ديدگاه هاى خود پرداختند.
از جمله خانم صفرى، دانشجوى كارشناسى ارشد زبان. او در بخشى از صحبت هايش گفت: چند سال است كه دانشجويان دختر بيش از پسران وارد دانشگاه مى شوند، لازم است جهت اشتغال زنان و دختران فارغ التحصيل دانشگاه تلاش بيشترى صورت گيرد.
اين اظهارات خانم صفرى، هيجان دختران را برانگيخت و آنها شروع كردند به كف زدن، كه پس از كف زدن دختران، پسرها هم براى اينكه ابراز وجود مقابل دخترها كرده باشند صلوات فرستادند.
ساعت ۱۰:۱۰ آقا شروع به سخنرانى كردند.
پس از ۴۵ دقيقه سخنرانى، آقا خطاب به دانشجويان گفتند: «هر وقت خسته شديد من به سخنانم پايان مى دهم.» كه دانشجويان صلوات بلندى فرستادند. آقا ادامه دادند: « من اغلب در جمع دانشجويان و دانشگاهيان خسته نمى شوم، اما بايد ملاحظه خستگى شما را هم كرد.»
دانشجويان دوباره صلوات فرستادند، سپس آقا گفت: «البته صلوات زبان روشنى هم ندارد كه براى چه منظورى فرستاده شده» در اين لحظه دانشجويان يك صدا فرياد زدند: «اى رهبر آزاده آماده ايم آماده».
رهبر، در تبيين راه هاى ايجاد تحول صحيح و منجر به پيشرفت، ضرورت هايى نظير حفظ ريشه ها و اصالت ها، پرهيز از شالوده شكنى، ارج گذارى و مراقبت از هويت ملى، اميد به آينده، پويايى و نشاط، نقد و انتقاد پذيرى، ترويج روح رقابتى، برنامه ريزى و انتخاب خط مشى صحيح را مورد تأكيد قرار دادند و افزودند: در نقطه مقابل اين ضرورت ها، مسائلى نظير هرج و مرج رفتارى و سياسى، پوچ گرايى، حركات تخريبى و فراموش كردن هويت ملى و بنيان هاى اساسى جامعه قرار دارد كه نه تنها موجب تحول نمى شود، بلكه پسرفت و عقب ماندگى را به دنبال مى آورد.
ديدار دانشجويان پايان يافت و من نيز بايد براى بازگشت به تهران به ترمينال مى رفتم.
آقا پنجشنبه شب با خانواده هاى شهدا در همان سالن ورزشى غدير ديدار داشتند و جمعه عازم دامغان بودند و من نمى توانستم در اين ديدارها باشم.
در راه بازگشت در اتوبوس در كنار يك جوان سمنانى بودم، از او پرسيدم در اين چند روز حسابى شهرتان شلوغ بود و او گفت: روز ورود آقا هيچ كس در خانه نبود همه در خيابان
بودند ؛ من كه مسير ورود آقا را جلوى ماشين ايشان بودم و نيم ساعت اين استقبال شورانگيز را ديده بودم، حرفش را باور مى كردم . روز چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۵ ، شهر سمنان روزى تاريخى را به خود ديد.
گردشگرى ايران در جست و جوى سهم جهانى
262347.jpg
احمد جلالى فراهانى

« توماس آچليس» رئيس كنفدراسيون روابط عمومى اروپا جايى درباره اوضاع گردشگرى ايران گفته است: «صنعت گردشگرى ايران نياز به سرمايه گذارى ۳۰۰ ميليارد دلارى براى هتل سازى و تأمين سخت افزار ندارد و بهتر است ۲۹۹ ميليارد دلار از اين بودجه را به تغيير نگرش جهانيان به ايران اختصاص داد.گردشگران حاضرند در چادرهاى ارزان قيمت نيز شب خود را در تخت جمشيد به سر كنند به شرط آن كه تصويرشان از ايران تنها خاويار و قالى و بيانيه هاى سياسى نباشد و امنيت آنها در اين منطقه تضمين شده باشد.» بر اساس آمارهاى منتشر شده از سوى سازمان جهانى گردشگرى، كشور ايران با دارا بودن رتبه پنجم كشورهاى دنيا از نظر تنوع زيستى، اقليمى و دارا بودن ويژگى هاى منحصر به فرد طبيعى، قابليت فراوان در توسعه اكوتوريسم دارد. در كجاى دنيا مى توان روستاهايى همچون اورامانات و ماسوله و ابيانه پيدا كرد؟ در كدام كشور، بزرگ ترين درياچه هاى آب شور و شيرين قرار دارد؟ چند كشور مانند ايران داراى جزاير مرجانى چون قشم و كيش هستند؟ در كدام نقطه دنيا مى توان جنگل «حرا» پيدا كرد جز ايران و چند كشور آفريقايى؟ در كدام كشور آسيايى مى توانيد در عرض چند ساعت از زمستان به بهار و از بهار به تابستان رفت؟ چند كشور خليج بى نظيرى همچون چابهار دارد كه در تمام فصول سال آب و هوايى بهارى داشته باشد ؟ چند كشور را مى شناسيد كه جنگل هاى بى نظير چون چالوس و نمك آبرود و جواهر ده داشته باشد؟ طبيعت بكر و بى نظير دشت لوت و كوير را كجا مى توان يافت؟ با اين همه ما كجا ايستاده ايم؟ با همه اينها سالانه حدود ۳۰۰هزار ايرانى به كشورى سفر مى كنند كه هنوز قدمت آن به ۳۵ سال نرسيده است و تا كنون بيش از چهارهزار شركت خصوصى و دولتى ايرانى در امارات متحده عربى به ثبت رسيده است و از ۳۰ ميليون گردشگر ژاپنى و چينى سالانه فقط هفت هزار نفر به ايران مى آيند. بى مثال بودن جاذبه هاى گردشگرى، از نظر درآمد در بخش گردشگرى در بين كشورهاى جهان در رتبه شصت و هفتم قرار داريم، با وجودى كه كشفيات جيرفت ثابت مى كند ۱۵۰ سال تمدن مان كهن تر از تمدن بين النهرين است و فرنگى ها براى آمدن به ايران و ديدن تخت جمشيد و پاسارگاد و مسجد وكيل و چهارهزار و پانصد اثر قابل توجه ديگر لحظه شمارى مى كنند.
سهم ما از جهان
مجله آركولوجياى فرانسوى كه بيش از ۱۰۰ سال از انتشار آن مى گذرد، در بيش از ۵۸ هزار نسخه، ويژه نامه اى را درباره تمدن جيرفت به چاپ رسانده، اما هيچ اتفاقى در اوضاع و احوال صنعت گردشگرى ما رخ نداده است. در آن مجله بزرگان شرق شناسى چون پروفسور كارلوفسكى آمريكايى و جان پرو فرانسوى مهر تأييدى مى گذارند بر ادعاى پروفسور مجيدزاده كه مى گويد: «تمدن هليل رود، ۱۵۰ سال از تمدن بين النهرين كهن تر است و سابقه شهرنشينى در ايران به بيش از ۵هزار سال مى رسد.» اگر اين مجله براى كشورى مانند ايتاليا چنين ادعايى مى كرد چه اتفاقى مى افتاد؟ آيا خيل جهانگردان و گردشگران به اين سرزمين سرازير نمى شدند؟
نگاهى به يك جدول
بد نيست كه اماكن مشهور ايران و جهان را مرور كنيم.
در حال حاضر شش اثر تاريخى و باستانى ايران شامل: تخت جمشيد، چغازنبيل، تخت سليمان، ميدان امام اصفهان، ارگ بم و پاسارگاد در فهرست آثار تاريخى جهانى يونسكو قرار گرفته اند، اما طبق آخرين آمارى كه سازمان جهانى جهانگردى منتشر كرده دو كشور آمريكا و فرانسه در زمينه گردشگرى بى رقيب هستند.
فرانسه: دومين كشور موفق جهان به لحاظ درآمدهاى گردشگرى و در سال۲۰۰۳ پذيراى ۷۵ميليون جهانگرد بوده است كه تا سال۲۰۱۰ درآمد خود را به ۴۸ ميليارد دلار افزايش خواهد داد.
چين: سال۲۰۰۳ حدود ۲۰ميليون چينى به خارج از كشور سفر كردند، سهم ايران چقدر بوده است؟ ايران بايد امروزه توجه كند كه چگونه مى تواند بخشى از ۱۰۰ميليون گردشگر چينى را جذب كند.
مصر: گردشگران آلمانى، ژاپنى و ايتاليايى هر يك صنايع دستى و سمبل هاى بخصوصى را مى خرند، مصرى ها به كانال سوئز به عنوان فرصت نگاه مى كنند و انتظار دارند كانال سوئز به يارى اهرام مصر بيايد. در سال۲۰۰۳ ، ۶ ميليون و چهارصد هزار گردشگر به مصر سفر كردند و درآمد ارزى حاصل از آن ۵ ميليارد و سيصد ميليون دلار بوده است.
دبى: راهى كه دبى براى عرض اندام پيموده بسيار جالب است. سال،۲۰۰۳ دوبى از محل فروش فستيوال تابستانه يك ميليارد و ۵۰۰ ميليون دلار درآمد كسب كرده است، به اين ترتيب دبى با جذب شانزده و شش دهم درصد بعد از مصر در خاورميانه رتبه دوم را كسب كرد.
تركيه: الفباى گذر از بحران امنيتى را بخوبى مى داند و ۵ ميليون و ششصد هزار توريست تركيه، كشورهاى همسايه را مقصد اصلى سفرهاى خود قرار دادند و بنابراين رقيب منطقه اى ايران به راحتى مى تواند به كشور ايران نيز توريست بفرستد.
تركيه در سال۲۰۰۳ از مجموع ۱۴ ميليون و هفتصد و هشتاد و دو هزار جهانگردى كه به اين كشور سفر كردند ۹ميليارددلار ارز واردكرد.
ژاپن: ژاپن در سال۲۰۰۳ حدود ۱۸ميليون خروجى گردشگر داشت. سهم ايران از بى آزارترين گردشگران دنيا چقدر بوده است؟
عربستان سعودى: سعودى ها سالانه ۱۸ ميليارد دلار براى سفر به خارج هزينه مى كنند. تا چند سال پيش مقصد آنها اروپا و آمريكا بود اما بعد از ۱۱سپتامبر،۲۰۰۱ در غرب موضوعهايى از قبيل حجاب و القاعده باعث شد فرصتى براى فعال شدن توريست منطقه اى به وجود آيد.
تنها در ميان كشورهاى اسلامى مصر، تركيه، مالزى و دبى سهم زيادى از درآمدهاى گردشگرى جهان را نصيب خود مى كنند. از بازار ۷۰۰ميليون نفرى گردشگرى جهان، سهم ايران حتى در جذب گردشگران كشورهاى مسلمان بسيار ناچيز است. موزه ملى ايران در هر سال حدود۲۰۰هزار بازديدكننده دارد، اما موزه لوور فرانسه ۷ميليون نفر، يعنى آثار موزه لوور را ۷ميليون نفر مى بينند و اين به خاطر توسعه صنعت گردشگرى فرانسه است .
در سال هاى گذشته بنا به دلايلى مانند انقلاب، جنگ، بازسازى و دلايلى از اين دست، موضوعى به نام گردشگرى در ايران مطرح نبود.اما در طول دوسال گذشته دولت فعاليت هاى بسيارى براى رسيدن به اهداف پيش بينى شده كه جذب ۲۰ ميليون گردشگر در سال ۲۰۱۴ ميلادى است؛ انجام داده است.دولت جديد ۳۰۰ ميليارد دلار براى رسيدن به اين منظور تصويب كرده است كه صرف تمام محورهاى گردشگرى خواهد شد.ساخت امكانات زيربنايى مانند هتل ها، واحدهاى پذيرايى، امكانات حمل و نقل، راه اندازى نمايشگاه ها، آموزش فعالان اين عرصه و برنامه هاى ديگر كه همگى در راستاى رسيدن به چشم انداز مطلوب است.
اما كارشناسان مشهور جهان همچون «آچليس» در اين باره نيز پيشنهادهايى ارائه كرده اند. هرچند به گفته آنها، تمام مطالب عنوان شده فقط ايده هستند و اگر پيشنهادى در راستاى اجرايى شدن اين اهداف ارائه شود نياز به تحقيقات و مطالعات بيشترى است، اما تجربه كشورهاى موفق ثابت مى كند كه اين ايده را مى توان عملى كرد.
به اعتقاد آنها ضرورى ترين دارو براى نجات صنعت نيمه جان و بيمار گردشگرى در ايران، تصويرسازى درست از آن است. بنا بر آمارهاى موجود و طبق يك نظرسنجى غيررسمى كه از سوى دانشجويان يكى از دانشگاه هاى آلمان انجام شده است بسيارى از اروپائيان با شنيدن نام ايران فقط به ياد خاويار، فرش و بيانيه هاى سياسى مى افتند. نكته جالب توجه اين است كه از اين تعداد فقط افراد بالاى ۵۰ سال ايران را با نام هاى فوق مى شناختند و جوانان تقريباً هيچ اطلاعى از ايران نداشتند.اين واقعيتى است كه در اروپا و جهان نخستين تصويرى كه در ذهن مردم در مورد يك چيز به وجود مى آيد، آخرين تصوير است. به همين دليل در اروپا سازندگان خودروها و ساير توليدكنندگان بيشترين هزينه و نيرو را صرف تبليغ و ايجاد «نخستين تصوير خوب» مى كنند؛ حتى اگر محصولات آنها كيفيت لازم را نداشته باشد، تصويرى كه در ذهن مردم ايجاد مى شود ضمانت كيفيت محصولاتشان است. اين مثال را در سطح كشورها هم مى توان زد. تصويرى كه از ايران در ذهن اروپايى ها ايجاد شده مربوط به جريانات سياسى سال هاى ۵۷ و مسائل مرتبط با آن است. اين در حالى است كه در حال حاضر در ايران چنين چيزى وجود ندارد و به دليل ضعف هاى اساسى ما در اطلاع رسانى جهانى، بسيارى از مردم دنيا اصلاً نمى دانند ايران كجاست و يك روابط عمومى قوى، نياز صنعت گردشگرى ايران است تا بتواند به سرعت تصويرى صحيح در ذهن خارجى ها ايجاد كند.
به همين دليل هم هست كه كارشناسان صنعت گردشگرى در دنيا از ما مى خواهند كه از بودجه ۳۰۰ ميليون دلارى كه براى رونق صنعت گردشگرى خود در نظر گرفته ايم، قسمت اعظمى صرف تصويرسازى درست از ايران در نزد افكار عمومى شود. زدودن تصوير قبلى و جايگزين كردن مفاهيم جديد، برنامه ريزى بسيار دقيقى مى خواهد.تنها در اين صورت است كه مى توان گردشگر را به ايران جذب كرد.از هزينه خود اين شخص نيز مى توان در ساخت امكانات زيربنايى بهره برد.اما تا، كسى به ايران نيايد ارز هم وارد نخواهد شد. فقط مسأله سرويس دهى اوليه باقى مى ماند كه براى آن هم شرايط كاملاً مهياست.
به تازگى رئيس آكادمى اروپا با شمردن چند جاذبه تاريخى و طبيعى ايران تأكيد كرده است كه ايران از لحاظ داشتن جاذبه ها، كشورى ۵ ستاره است.آگاهى از همين مطلب تكليف را مشخص مى كند. او مى گويد : « اگر امكانات قابل قبول براى ارائه به گردشگر نداريد، فرصت بزرگ و منحصربه فردى مانند اكوتوريسم داريد. اكوتوريسم رشته اى است كه همه چيز آن مهياست. شما در آن چيزى را مى فروشيد كه همسن زمين قدمت دارد. طبيعت خود را بفروشيد تا براى امكانات بعدى سرمايه داشته باشيد. هرچند اين موضوع نيز بدون مطالعه دقيق منجر به از بين رفتن طبيعت شما مى شود، اما مى توان از كشورهاى موفق در اين زمينه مانند كشورهاى آفريقايى كه فقط اكوتوريسم دارند الگوبردارى كرد.»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |