رويدادهاى مهم تاريخى
ازسقوط امپراتورى عثمانى تا به امروز
مجله معروف تايم TIME در شماره ۱۹ اكتبر ۱۹۸۱ خود، به نقل از خبرنگاران خود در قاهره چنين نوشت:
«هنگامى كه خبر ترور سادات به وسيله خبرگزارى ها به سراسر جهان مخابره شد در واشنگتن، ساعت ۷/۲۰ دقيقه بامداد بود. ژنرال «الكساندرهيگ» ALEXANDER HAIG وزير امور خارجه ايالات متحده، ريگان را از خواب بيدار كرد و خبر سوء قصد به سادات را به اطلاع او رسانيد و توضيح داد كه؛ از قرار معلوم، سادات از سوء قصد جان سالم به در برده و چند زخم سطحى برداشته است. «پرزيدنت ريگان» از خبر سلامت سادات خوشحال شد و بى درنگ پيام شادباشى براى او مخابره كرد. «ريگان» در اين پيام، آمادگى خود را براى هرگونه مساعدتى به زخميان حادثه اعلام داشت. اما خوشحالى در«كاخ سفيد» بزودى تبديل به يأس و افسردگى شد.
ساعت به وقت واشنگتن حدود ۹ صبح بود كه «ريچارد آلن» مشاور امنيت ملى رئيس جمهور، ريگان را از جزئيات حادثه مطلع ساخت. «ريگان» هر چند ثانيه يك بار با گفتن «خداى من!»، «خداى من!» گزارش مشاور امنيت ملى را قطع مى كرد و مضطرب و هيجان زده بود. در ساعت ۱۱/۳۰ صبح، «اتاق حوادث اضطرارى» كاخ سفيد تأييد كرد كه پرزيدنت سادات درگذشته است. در اين هنگام «بوش» معاون رئيس جمهور در عمارت كنگره (كاپيتال هيل) توسط افسر ارشد دفتر رياست جمهورى، از اين خبر آگاه شد و اين حادثه را به «هاوارد بيكر» HOWARD BAKER رئيس مجلس سنا اطلاع داد و او نيز مراتب را به اطلاع نمايندگان مجلس رسانيد. با تمام اين احوال، كاخ سفيد تا ساعت ۳ بعدازظهر به وقت واشنگتن از اعلام اين خبر به طور رسمى خوددارى كرد.
در همان ساعات، سفير مصر در تل آويو، در سفارت آن كشور به افتخار سالگرد پيروزى مصر در نبرد سال ۱۹۷۳ ضيافتى برپا كرده بود. در اين ضيافت از وزراى كابينه اسرائيل هيچ كس شركت نكرده بود، ليكن جمعى از ديپلمات هاى خارجى و عده اى از روزنامه نگاران درحياط سفارت سرگرم گفت وگو بودند. در اين هنگام «ساموئل لوئيس» سفيركبير آمريكا در اسرائيل سراسيمه از راه رسيد و به طرف ميهمان ها رفت، دست سفير مصر را گرفت و از جمع ميهمانان به كنار كشيد و در گوش او چيزى گفت و آنها كه ناظر اين گفت وگو بودند احساس كردند كه اتفاقى افتاد، زيرا سفير سفارت مصر گيج و رنگ پريده به نظر مى رسيد. ميهمان ها با شتاب به اتاق هاى سفارت رفتند تا شايد به وسيله راديو از حادثه پيش آمده مطلع شوند اما راديو قاهره هنوز موزيك پخش مى كرد.
همزمان در «اورشليم» «مناخيم بگين» چند دقيقه اى بود كه دفتر كارش را ترك كرده بود. فرداى آن روز، «يوم كيپور» YOM KIPPUR بود كه مقدس ترين عيد يهوديان و تعطيل عمومى بود، «مناخيم بگين» تصميم داشت كه بعدازظهر آن روز كاملاً استراحت كند. «بگين» در راه منزل خبر سوء قصد به سادات را از راديوى اتومبيل خود شنيد. معاون ارشدش كه همراه او در اتومبيل بود بعداً تعريف كرد كه : «در آن لحظه «مناخيم بگين» به كلى گيج و مبهوت شده بود.» «بگين» به محض آنكه به خانه رسيد، به اخبار راديو اسرائيل گوش داد و بلافاصله چند تماس تلفنى گرفت تا در جريان آخرين اخبار قرار گيرد.
در همين هنگام «جيمى كارتر» رئيس جمهورپيشين آمريكا با «مناخم بگين» تماس گرفت تا به نخست وزير اسرائيل بگويد كه چيز مهمى نيست سادات مختصر جراحتى برداشته است. آنگاه هر دو اظهار اميدوارى كردند كه سادات هر چه زودتر بهبود يابد.
اما گزارشهاى بعدى صداى آمريكا حاكى از مرگ سادات بود.
«مناخيم بگين» كه نمى خواست اين خبر را باور كند، به دستيارش گفت ولى ABC خبر را تأييد نكرده است (اخبار مهم جهانى زمانى مورد تأييد قرار مى گيرد كه سه خبرگزارى بزرگ آن را تأييد كنند.) سرانجام هنگامى كه درست بودن خبر مرگ سادات قطعى شد، «مناخيم بگين» بى حال و پريشان در صندلى راحتى كتابخانه خود فرورفت.
براى مردم مصر كه مراسم رژه را از تلويزيون قاهره تماشا مى كردند قطع ناگهانى مراسم، حكايت از آن داشت كه حادثه مهمى پيش آمده است. تا آن لحظه پيامد حادثه ۵ كشته و ۲۸ زخمى بود. كه چهار نفراز آنها آمريكايى بودند. سادات را به بيمارستان «معادى» كه شاه ايران در آن جا جان سپرده بود، رسانده بودند و او در حال بيهوشى خون از دهانش بيرون مى زد، گلوله ها و تركش آنها، سمت چپ سينه، گردن، زانو و ران او را شكافته بود و ريه سمت چپ و اكثر رگ هاى خونى ريز آن پاره پاره شده بود. سرانجام يك پزشك مصرى از اتاق عمل بيرون آمد و خبر مرگ سادات با اين جمله را اعلام كرد:
«تنها خداى تعالى جاودان و فناناپذير است»
بازتاب مرگ سادات در مطبوعات غربى
همين نشريه مى نويسد:
«رونالد ريگان» رئيس جمهور وقت آمريكا كه به دلايل امنيتى تصميم گرفته بود در مراسم خاكسپارى سادات شركت نكند، با عزيمت ۳ تن از رؤساى جمهور سابق آمريكا يعنى «جيمى كارتر، جرالد فورد و ريچارد نيكسون» براى شركت در مراسم خاكسپارى، موافقت كرد.
صبح روز مراسم تدفين، يك تظاهرات خيابانى شكل گرفت و در پايان آن هفته، شخصيت هايى از سراسر جهان در قاهره گرد آمدند؛«فرانسوا ميتران» رئيس جمهورى فرانسه، «هلموت اشميت» از آلمان، «پرنس چارلز» از انگلستان و رئيس جمهورى سودان. در ميان اعضاى هيأت آمريكايى علاوه بر سه رئيس جمهور سابق، ژنرال الكساندر هيگ وزير دفاع ايالات متحده و «روزالين كارتر» و«هنرى كيسينجر» نيزديده مى شدند.
«مناخيم بگين» نخست وزير اسرائيل هم با «جيهان سادات» ملاقات كرد و به بيوه سادات تسليت گفت.
مراسم خاكسپارى سادات به دلايل امنيتى ظهر روز شنبه درجايى كه دور از خيابان هاى شلوغ شهر بزرگ قاهره بود، برگزارشد و پليس مجبور شد كه براى متفرق كردن دو ۳هزارنفرى كه درآن حدود گردآمده بودند، چند تير هوايى شليك كند. تابوت كه در پرچم مصر پيچيده شده بود به وسيله هليكوپتر به استاديوم ورزشى آورده شد و به وسيله كالسكه، ۸۰۰ يارد راه طى كرد و به جايگاهى رسيد كه سادات چهارروز قبل درآنجا به سختى مجروح شده بود.
همين گزارشگر مى نويسد: «از رهبر كشته شده مصر، در آمريكا، اروپاى غربى و اسرائيل تجليل شد اما در چند پايتخت عربى، مرگ او با جشن و سرور همراه بود. سادات در خاورميانه به خاطر امضاى پيمان صلح با اسرائيل مورد خشم و غضب بود.
در سراسر هفته اى كه گذشت پرسش هاى مختلفى پيرامون مصر و آينده خاورميانه مطرح بود. ازجمله اينكه، آينده صلح خاورميانه چه خواهدبود و مرگ او مصر را به كجا خواهدبرد؟
در اسرائيل «مناخيم بگين» نخست وزير اظهارداشت: سادات تنها شريك، در روندصلح نبود بلكه ما يك دوست را از دست داده ايم. در توكيو نيز، دولت ژاپن سادات را «گلادياتور صلح» ناميد.
بدين ترتيب در مرگ سادات مطبوعات غربى و اسرائيلى اظهار تأسف كردند و براساس نوشته گزارشگر «تايم» مردم كشورهاى عربى خاورميانه شادمانى نمودند.
عدم حضور مردم مصر در مراسم خاكسپارى سادات آنچنان مشهود بود كه اكثر خبرگزارى ها آن را تأييد كردند.
در مرگ جمال عبدا لناصر با آنكه درجنگ با اسرائيل شكست خورده بود، با آنكه دشمن تا كرانه هاى شرقى نيل را تصرف كرده بود، با آنكه ميلياردها دلار سلاح ارتش مصر درحمله ناگهانى اسرائيل نابود شده بود، ميليون ها مردم در قاهره و در پايتخت هاى كشورهاى عربى خاورميانه ديوانه وار به خيابان ها ريختند و مطبوعات جهان حتى آنها كه دشمن ناصر و ناصريسم بودند نوشتند كه در تاريخ چندهزارساله مصر در سرزمين فراعنه چنين تشييع جنازه اى سابقه نداشته است و اخبار خبرگزارى ها حاكى از آن بود كه شمارى از جوانها به خاطر مرگ ناصر خودكشى كردند. در حالى كه در مراسم خاكسپارى سادات، از حضور مردم مصر خبرى نبود و تنها سياست پيشگان جهان و چند رئيس جمهورى پيشين و يك شاه مخلوع در مراسم شركت كردند و خاطرات همين چند نفر را هم كه بخوانيم پى مى بريم كه نوشته هاى آنها در تجليل از سادات نيست، بلكه در تخفيف اوست. بدين ترتيب سادات مرد و به زودى از خاطره ها زدوده شد.
جانشين سادات
گزارشگر «تايم» از قاهره گزارش داد كه «در ساعت ۵ بعدازظهر روز سه شنبه، دو ساعت پس از اعلام مرگ سادات در بيمارستان نظامى «معادى»، كابينه مصر يك جلسه اضطرارى تشكيل داد و در آن جلسه به اتفاق آرا، «ژنرال حسنى مبارك» معاون سادات به سمت نخست وزير و فرمانده كل قوا منصوب شد. ضمناً به منظور تعيين جانشين قانونى سادات، جهت برگزارى يك رفراندوم ملى براى اوايل همان هفته، برنامه ريزى گرديد، اما رأى گيرى تنها يك كار تشريفاتى بود زيرا «مبارك» پيشاپيش قدرت را دردست گرفته بود. نخستين اقدام هيأت دولت اعلام چهل روز عزاى عمومى در مصر بود و به خاطر احتياط در سراسر كشور به مدت يك سال حالت فوق العاده و حكومت نظامى اعلام شد.
به موجب قانون حكومت نظامى ،از تشكيل هرگونه راهپيمايى و تظاهراتى به شدت جلوگيرى شد. همان شب ژنرال «حسنى مبارك» كه خود در آن حادثه زخمى شده بود مرگ سادات را از راديو _ تلويزيون قاهره اعلام داشت و در نخستين سخنرانى خود تصريح كرد كه: مذاكرات صلح را ادامه خواهدداد.
آن شب و روزهاى بعد، قاهره آرام بود. يازده سال پيش ميليون ها نفر از مردم قاهره پس از مرگ ناگهانى جمال عبدالناصر از شدت غصه و غم به مرز جنون رسيدند. اما در مرگ سادات قاهره به طور غيرقابل تصورى آرام بود ولى مردم به دليل اعلام وضع فوق العاده مضطرب بودند.
«ژنرال حسنى مبارك» «اورشليم» را مطمئن ساخت كه گفت وگوى صلح براساس سياست سادات ادامه خواهديافت. مقامات رسمى مصر اعلام داشتند كه قتل رئيس جمهورى كارگروه كوچكى بود كه رأساً عمل كرده اند و به هيچ سازمان يا تشكيلات سياسى در داخل يا خارج از كشور وابسته نيستند.
ژنرال ابوغزاله وزير دفاع مصر نيز اعلام داشت كه:
«حمله به جايگاه رژه بسيار ابتدايى، اما موفقيت آميز بود. ما اعتقاد نداريم كه آنها جزئى از يك گروه بزرگتر باشند.»
گزارشگر «تايم» اضافه مى كند كه:
«هيچ مدرك مشخصى وجودندارد كه ثابت كند در اين حادثه دست اتحادجماهير شوروى يا ليبى دركار بوده باشد. مقامات اطلاعاتى اسرائيل پيشتر، اظهارداشته بودند كه از نفوذ مخالفان سادات در ارتش و شبكه هاى اطلاعاتى مصر نگران هستند. درواقع رئيس سازمان اطلاعات اسرائيل ماه گذشته به قاهره آمده بود تا با مقامات مصرى در همين زمينه مذاكره كند. مقامات اسرائيلى همچنين به عناصر يك شبكه بزرگ كه عليه سادات مشغول برنامه ريزى بودند مشكوك شده بودند ولى از ماهيت آن اطلاع دقيقى نداشتند.