سه شنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۵ - ۲۲ شوال ۱۴۲۷
Tue, Nov 14, 2006
ديپلماتيك
۳۴۹۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آموزشى
گردشگرى
مهرگان
پيدايى جنگ تازه در شاخ آفريقا
ميراث اخلاقى حزب الله
در جنگ ۳۳ روزه
262674.jpg
دكتر سهراب شهابى
تابستان امسال خاطره اى است از هجوم اسرائيل به لبنان و مقاومت لبنان و حزب الله كه در روح سرخورده و غم كهنه مسلمانان، غرور و شادى دميد. تهاجمى كه از لحاظ اقتصادى براى حزب الله لبنان و لبنان بسيار پرهزينه بود. پيروزى جنگى در قالب كلاسيك آن براى هيچ كدام از طرفين به دست نيامد ولى افكار عمومى جهان، رسانه ها و مطبوعات جهان، و اكثريت كارشناسان و متخصصان سياسى و خاورميانه، حزب الله را پيروز اين نبرد اعلام كردند. پيروزى كه پيامدهاى بسيار داشته و خواهد داشت و احتمالاً سال هاى آينده شاهد مقالات و كتابهاى فراوان در تحليل پيامدهاى اين پيروزى خواهيم بود.
اين نخستين جنگ اسرائيل با مسلمانان شيعه بود و به همين جهت اسرائيل و همپيمانانش بسيار كوشيدند آن را به عاملى براى تفرقه در جهان اسلام تبديل كنند ، مواضع اوليه بعضى از رهبران كشورهاى عربى شايد آنها را به پيگيرى اين سياست بيشتر تشويق و ترغيب كرد، ولى در مقابل حزب الله با واقع بينى و عقل گرايى از هرگونه خودنمايى و تأكيد غيرضرورى اجتناب كردند و همواره در عين صحبت هاى اندكى كه در طول نبرد پخش شد مظلوميت خود و اراده خود به مقاومت را به نمايش گذاشتند. در حالى دولت لبنان از رهبران و بعضى كشورهاى عربى انتقاد و گله نمود كه حزب الله به اين موضوع تأكيدى نداشت.
آنها هرگز تهديدى بيش از لزوم و خارج از اندازه را اعلام نكردند و همواره تشديد عمليات خود را منوط به گسترش جنگ و تهاجم از طرف اسرائيل كردند ، آنها اعصاب خود را از دست ندادند و همواره دامنه ادعاهاى خود را محدود به موضوعات منطقى كردند و فقط از لبنان در مقابل اسرائيل دفاع كردند، آنها وظيفه بزرگى از جهان اسلام را به عهده گرفته بودند و دراين مقطع وارد سياست هاى درونى كشور هاى اسلامى و منطقه نشدند و لذا كشور هاى مسلمان و حتى كشورهايى كه ابتدا مواضعى متفاوت داشتند درمقابل اين ديپلماسى موفق و زير فشار افكار عمومى جهان اسلام و جهان به مدافعان حزب الله تبديل شدند .
آنها كشته مى دادند، مى جنگيدند ، شهرها و روستاهاى آنها با خاك يكسان مى شد ولى چندان مصاحبه نمى كردند، شعار نمى دادند، و در حد لازم و منطقى از سلاح هاى خود استفاده مى كردند بى جهت به خرج و قدرت سلاح هاى خود نيفزودند تا توجيهى براى خشونت بيشتر و تغيير موضع روانى جهان نسبت به آنها شود و نسبت به آن دسته از مسلمانان كه نياز بيشترى به وقت براى تغيير موضع خود داشتند زبان شماتت و اعتراض نگشودند، تفرقه اى حاصل نشد، آنها قهرمان جهان اسلام شدند و در نتيجه پشتيبانان آنها از جمله ايران نيز از نظر ديپلماتيك و موقعيت منطقه اى در وضعيت بهترى قرار گرفتند ، سوريه از جنگ سرد و فشارهايى كه بر آن تحميل شده بود خارج و موقعيت ايران در منطقه برجسته تر شد .
اسرائيل با هجوم به جنوب لبنان و تأسيسات عمده اقتصادى و زيربنايى دو هدف را دنبال مى كرد، اول اينكه به مردم لبنان اين پيام را القا كند كه جنگ آنها با حزب الله و مردم جنوب لبنان است و دوم اينكه اين حزب الله بوده است كه باعث اين تخريب و بدبختى براى آنها گرديده است و در نتيجه بين مردم لبنان تفرقه ايجاد كند. رسانه هاى جمعى و ديپلماسى طرفدار اسرائيل نيز در جهت اين هدف اسرائيل تا به آخر اقدام نمود سعى براين بود كه به ضعف و ناتوانى دولت و ارتش لبنان پابفشارند و دولت لبنان را از حزب الله جدا نمايند. نمايندگان برجسته ديپلماسى كشورهاى بخصوص غربى به بيروت و اسرائيل سفر كردند تا نشان دهند كه دو كشور به كمك ميانجى هاى بلندپايه جهانى دارند مذاكره مى كنند تامسأله اى كه حزب الله ايجاد كرده حل شود . اگر درآن مقاطع حزب الله اشتباه مى كرد و بر دولت لبنان مى تاخت و درآمد و شد مقامات برجسته ديپلماتيك مشكل ايجاد مى كرد و يا مثلاً براى اعتراض وزراى خود را از كابينه و يا نمايندگان خود را از پارلمان لبنان خارج مى كرد، بطور قطع به دشمنان خود در لبنان اين امكان را مى داد تا درجهت اهداف خود قدم عمده اى بردارند ولى درتمام طول نبرد، در زمان مذاكرات مربوط به قطعنامه توقف جنگ و مذاكرات بعد از توقف جنگ، حزب الله هرگز دولت لبنان را زيرسؤال نبرد و همچنان جزئى از ساختار سياسى لبنان و دولت لبنان باقى ماند و البته دولت لبنان و نمايندگان آن نيز از حزب الله و مقاومت آن دفاع كردند و آن را جزئى از مقاومت و افتخارات لبنان دانستند، نخست وزير لبنان به رايس وزيرخارجه آمريكا اجازه ورود به لبنان را نداد و نمايندگان و سفراى لبنان در سازمان ملل و كشورهاى ديگر همواره به دفاع از مقاومت پرداختند، مصاحبه هاى بسيار حساب شده و قوى از ديپلماتهاى حرفه اى و برجسته لبنانى در رسانه هاى جهانى، در پايتخت هاى عمده كشورهاى غربى بدون شك تأثير فراوانى در ايجاد تصويرى واقعى تر از جنگ لبنان شد.
حزب الله از موقعيت خود براى قدرت بيشتر و فشار به دولت لبنان در هيچ مرحله اى استفاده نكرد. دولت لبنان مدافع و آنها همواره لبنانى و جزئى از لبنان و دولت لبنان بودند.
آنها در پروسه مذاكرات مربوط به توقف جنگ و ترتيبات بعد از آن ازجمله ورود نيروهاى ارتش لبنان به جنوب جايى كه خون آنها هنوز زمين را قرمز داشت استقبال كردند، جهانيان در مقابل اين تواضع و همكارى و همدلى، شكست سياستهاى اسرائيل و آمريكا كه براى تفرقه در دولت و ملت لبنان برنامه ريزى شده بود به نظاره نشستند.
اسرائيل و آمريكا با هجوم، تداوم و تخريب بنيانهاى اقتصادى لبنان مى خواستند حزب الله را عامل بدبختى و مشكلات اقتصادى مردم لبنان قلمداد كنند. آنها همه تأسيسات، خانه و مغازه هاى مردم را كوبيدند. حزب الله ايستاد ولى به مردم كمك كرد كه خود را نجات دهند، هرگز سپر انسانى گزارش نشد. در رسانه هاى ارتباط جمعى هيچ گزارشى از رفتار غيراخلاقى و يا حتى خشن از حزب الله گزارش نشد، هيچكدام از پناهندگان با حجاب و بى حجاب، مسلمان و غيرمسلمان، جوان، پير كه از جنوب لبنان مهاجرت كرده بودند حتى گله اى از حزب الله بر زبان نراندند، اموالى به غارت نرفته بود، دزدان بر خرابه هاى بمباران حضور نداشتند، همه جا فقط دستى بود براى كمك، اگرچه شايد با بضاعت اندك، اوجى بود از اخلاق و اخلاص و نه از تعصب و يا عقده هاى خفته و به محض توقف جنگ حزب الله اسلحه بر زمين نهاد و به يارى آنها شتافت كه مى خواستند به ديار و خانه خود برگردند. بنيادى ايجاد نشد، بلكه كمكهاى مؤثر نقدى به مردم داده شد و در كمك خود تبعيض قائل نشدند و حتى بر غير مسلمانها كه صدمه ديده بودند رسيدند و تلويزيونهاى جهانى صحنه هاى خنده خانواده اى مسيحى را بر خرابه هاى آپارتمانشان در لبنان كه كمكهاى حزب الله را دريافت كرده بودند به تصوير كشيدند كه نمادى بود از كارايى و صداقت حزب الله در بازسازى اوليه لبنان، مردم لبنان از حزب الله جدا نشدند كه حزب الله ارزش حضور و پشتيبانى مردم را مى دانست و به جهت كار در جامعه لبنان ديدى باز برگزيده بود و لذا به نمادى از محدوديت و جداسازى تبديل نشده بود. بلكه با مقاومت خود و ديدى باز ناسيوناليسم همه لبنانى ها را تحت تأثير قرارداده بود و اين استراتژى بود كه با تمام سياستها و حتى تخريبهايى كه اعتراض مدافعين هميشگى اسرائيل را نيز برانگيخته بود، حزب الله را بيشتر به مردم لبنان نزديك كرد. ولى حزب الله نه در پى بهره جويى از موفقيت جديد خود بود بلكه با تواضع اعلام داشت ما تصور چنين تخريبى را در ابتدا نمى كرديم و بدين سان نشان داد نه در پى فريب بلكه رابطه اى صادقانه با مردم است.
حزب الله در طى تهاجم و پس از آن تاكنون توانسته است توطئه تفرقه درجهان اسلام، تفرقه در دولت و نظام سياسى لبنان و تفرقه بين مردم لبنان را خنثى كند و بر عكس نمادى شود براى افتخار اسلام نيرويى براى دولت لبنان و عاملى براى تسكين دردهاى مردم لبنان، عقل گرايى حزب الله و رفتار آنها آنچنان بود كه هرچه زمان تهاجم طولانى تر مى شد، حتى رسانه هاى غربى كه بيشتر تحت نفوذ قدرتهاى ديگراند، بيشتر به آنها تمايل پيدامى كردند و ماهواره ها نه وسيله اى عليه بلكه عاملى براى نمايش حماسه، اخلاص و پشتيبانى مردم لبنان و جهان از حزب الله شدند آنها از خود گذشتند و تواضع كردند و دركنار مردم ماندند، هياهو راه نينداختند، نيروهاى حزب الله قدرت گرفتند ولى از آن براى انتقام جويى تسويه حساب و تحميل استفاده نبردند، حزب الله حتى نسبت به فيلمى كه اسرائيل از بى شخصيتى يك فرمانده ارتش لبنان در زمان تهاجم به نمايش گذاشت عكس العمل نشان نداد ، آنها حالا درگير كمك و بازسازى بودند و وظيفه برخورد به آن فرمانده به عهده دولت و ارتش لبنان بود.
البته حزب الله و لبنان نيز در اين تحول صدمه بسيار ديده اند، تهديد رسمى اسرائيل براى ترور دبيركل حزب الله و احتمال اينكه اسرائيل براى بازسازى اعتبار از دست رفته دست به اقدام جديدى بزند خارج از ذهن نيست. لذا نبايد داستان را پايان يافته تصور كرد و حزب الله بايد همچنان گذشته قابليت خود را در عرصه سياسى نشان دهد و بتواند از فضا و محبوبيت به دست آمده استفاده كرده و آنها را تبديل به اهرمهاى مؤثرى در بلندمدت كند.
چيزى كه براساس نظريه بيشتر كارشناسان كمتر در خاورميانه اتفاق افتاده چنانچه حزب الله با احتياط در سياستهاى خاورميانه واردشود و بداند كه مقدم كردن منافع مردم لبنان حزب الله را حفظ و نيروى مؤثر در خاورميانه خواهدكرد و در چارچوب دولت لبنان حركت كند و نگذارد آن را به مخاصمه با دولت و مردم لبنان بكشانند و همچنان با ديدى باز سازمانهاى فرهنگى و اقتصادى خود را ارتقا دهد، بدون شك نيرويى بسيار پرقدرت و مؤثر در سياست و دولت لبنان باقى خواهدماند و از اين طريق و به پشتيبانى موفقيتهاى به دست آمده مى تواند نقش مؤثر خود را در خاورميانه و منطقه ايفاكند.
* عضو هيأت علمى دانشكده روابط بين الملل وزارت امور خارجه
پيدايى جنگ تازه در شاخ آفريقا
اينجا تفنگ
جزو لوازم حيات است
262701.jpg
اكتبر گذشته، خبرى ديگر بر اندوه آفريقا افزود: آغاز نبرد مبارزان سومالى با اتيوپى، موضوع، ساده نيست زيرا اگر اين «اعلام» به جنگى تمام عيار و واقعى منجر شود، شاخ آفريقا با فاجعه تازه اى مواجه خواهد شد. جامعه جهانى همه توجه خود را به خاورميانه و عراق و افغانستان معطوف كرده است و حال آنكه در نقطه ديگر اين منطقه، كشتارى بس وسيع تر از عراق و افغانستان جارى است.
جهاد آزاديبخش با دشمنان سومالى
تا پيش از فتح پايتخت سومالى توسط اسلامگرايان، كمتر كسى شناخت كافى از مبارزان عقيدتى اين كشور داشت؛ پيشينه اين گروه اسلامى كه امروز «اتحاديه محاكم اسلامى» ناميده مى شود به سال ۱۹۹۶ مى رسد. هنوز ۲ سال از شكل گيرى اين هسته مبارزه نگذشته بود كه تسلط ايشان بر مناطق مختلف اين كشور افزون تر شد.
فلسفه تشكيل اتحاديه محاكم اسلامى به فقدان حكومت مركزى در سومالى ارتباط پيدا مى كند؛ از زمان سقوط حكومت ژنرال «محمد زيادباره» (Mohamad Siad Barre)، سومالى نتوانست دولتى دائمى را جايگزين آن سازد و اين وضعيت اسفناك خلأ قدرت تا به امروز نيز ادامه داشته است. براين اساس، اسلامگرايان سومالى با استفاده از فرصت پيش آمده به تدريج نفوذ خود را گسترش دادند. با اعلام تصرف موگاديشو (پايتخت سومالى) توسط اسلامگرايان اتحاديه محاكم اسلامى كه در ژوئن سال جارى ميلادى اتفاق افتاد، بار ديگر نگاه ها به سوى اين كشور آفريقايى و فاتحان جديد پايتختش معطوف شد. اسلامگرايان تا به امروز نتوانسته اند بر اكثريت بخش هاى جنوب سومالى مسلط گردند.
ظهور اتحاديه محاكم اسلامى به عنوان يك نيروى سياسى جديد در شاخ آفريقا و سومالى از ابتدا با واكنش هاى منفى محافل غرب روبه رو شد. مهمترين اتهامى كه بر اسلامگرايان سومالى وارد كردند، ارتباط با گروه القاعده است. سرويس هاى خبرى غربى و نيز ايالات متحده، اسلامگرايان سومالى را حامى تروريسم معرفى كردند تا جايى كه ايالات متحده مدعى شد كه اتحاديه محاكم اسلامى، ۳ نفر مظنون به بمب گذارى هاى سفارتخانه هاى آمريكا در تانزانيا و كنيا (سال ۱۹۹۸) را پناه داده است. اين ادعا، براى دولتمردان كاخ سفيد كفايت مى كند تا نام «اتحاديه محاكم اسلامى» را به اصطلاح ليست سياه خود قرار دهند.
اما اسلامگرايان سومالى هرگونه ارتباط خود با گروه تروريستى القاعده را تكذيب كرده اند. اما هرچه نفوذ و محبوبيت اين گروه در بين مردم سومالى بيشتر مى شد برخوردهاى واشنگتن نيز آهنگ تندترى مى يافت. ساكنان شهرهاى جنوبى سومالى هنگام ورود اعضاى اتحاديه محاكم اسلامى به اين مناطق، با گرمى خاصى از ايشان استقبال به عمل مى  آوردند.
اين اتفاق علتى جز اين نداشت كه مردم فقير منطقه از بى دولتى به تنگ آمده بودند. اكنون اتحاديه محاكم اسلامى، تقريباً نيمى از خاك سومالى را تحت كنترل خود دارد كه بيشتر آنها در ناحيه جنوبى واقع است. موقعيت جغرافيايى اسلامگرايان آنها را در مجاورت با كشور اتيوپى قرار داده است. اما مجاورتى كه خود منشأ يك رويارويى تازه شده است. همسايگى اسلامگرايان سومالى و حكومت اتيوپى، حوادث جديد را در منطقه رقم زده است.
اتيوپى و جنگ
درگيرى ها ميان اسلامگرايان سومالى و دولت اتيوپى، از آنجا آغاز شد كه فرماندهان ارشد اتحاديه محاكم اسلامى (از جمله «شيخ احمد» رهبر ايشان)، بارها از استقرار نيروهاى اتيوپى در مرز سومالى انتقاد كردند، در سوى مقابل، حكومت اتيوپى هم نظارت و كنترل به مرزهايش را حق قانونى خود عنوان كرد. چنين مشاجرات محدودى، دور از ذهن به نظر نمى رسيد. اما اوضاع زمانى روبه وخامت نهاد كه اسلامگرايان خود را در برابر يك حركت توسعه طلبانه ديدند. پس از اين بود كه رهبران اتحاديه محاكم اسلامى با اعتراض شديد به افزايش روزافزون نيروهاى اتيوپى در خاك سومالى، آغاز «جهاد» (جنگ مقدس) را اعلام كردند. رهبران اسلامگرايان سومالى در گام بعدى مسلمانان اتيوپى را به قيام و شورش در برابر حكومتشان (اتيوپى) فراخواندند.
توجيه اسلامگرايان براى آغاز جنگ، وقايع غيرمنتظره شهر «بورهاكابا» (Bur-Hakaba) بود. در اوايل اكتبر امسال، نيروهاى مورد حمايت اتيوپى شهر بورهاكابا (يكى از استراتژيك ترين نقاط سومالى) را تصرف كردند. اتيوپى ها ضمن انجام اين حركت اعلام كردند كه از دولت انتقالى سومالى در مقابل اسلامگرايان حمايت مى كنند. در واقع آنچه اين درگيرى هاى پراكنده را به جنگ بزرگ تبديل كرد داد و ستد پنهانى دولتمردان موگاديشو با آديس آبابا بود.
در همين حال، خبرگزارى آسوشيتدپرس گزارشى محرمانه از سازمان ملل را منتشر كرد كه دلالت بر اين داشت كه بين ۶ تا ۸ هزار نيروى اتيوپيايى در خاك سومالى استقرار يافته اند. در جاى ديگر اين گزارش، ديپلمات ها اظهار داشته اند ۲ هزار نيروى كاملاً مسلح اريتره اى نيز، سربازان اسلامگرايان را يارى مى رسانند.
گزارش سازمان ملل در واقع مشخص كرد دو كشور اريتره و اتيوپى «رسماً» به جمع طرف هاى درگير سومالى پيوسته اند و اين مسأله، اوضاع سومالى را پيچيده تر خواهد ساخت. به بيان ساده، مى توان گفت اتيوپى و اريتره به عنوان دو خصم ديرين، جنگ آوردگاه رقابت مسلحانه شان را به خاك سومالى كشانده اند.
به گزارش سازمان ملل از درگيرى هاى سومالى، اميدها جهت پايان دادن به مناقشات كمرنگ تر شد. آشكار است كه دخالت غيرقانونى اتيوپى و اريتره در مناقشه سومالى، يك بحران داخلى را به جنگ منطقه اى تبديل كرده است.
تلاش ها جهت پايان بخشيدن به بحران سومالى، از ماه ها پيش آغاز شده است. در ۲۲ ژوئن امسال و تنها چند روز پس از تصرف موگاديشو توسط اسلامگرايان، هيأت هايى از دولت انتقالى (حاكم موقت سومالى) و اتحاديه محاكم اسلامى، در شهر خارطوم (پايتخت سودان) با يكديگر ملاقات كردند. در اين ديدار، اسلامگراها دولت را به دعوت از بيگانگان (به ويژه اتيوپى) جهت سركوب شان متهم ساختند و در مقابل، اعضاى هيأت حكومت موقت نيز به گلايه از اتحاديه محاكم اسلامى به دليل تهاجم به شهرها پرداختند. اين نشست، بدون نتيجه پايان يافت.
از جمله اقدام هاى جامعه جهانى براى حل بحران سومالى، تشكيل «گروه تماس بين المللى سومالى» است (International contact group of Somalia). اين گروه، از سازمان ها و كشورهاى مختلف مانند اتحاديه آفريقا، ايتاليا، اتحاديه عرب، آمريكا و بسيارى ديگر، شكل گرفته است. گروه تماس سومالى از ابتداى تأسيس تاكنون در تمامى نشست هاى طرفين درگير سومالى حضور داشته اما در دور دوم مذاكرات اين گروه ماحصلى در پى نداشت.
اسلامگرايان گفته اند تا خروج كامل نيروهاى اتيوپى از خاك سومالى، حاضر به از سرگيرى مذاكرات نيستند. شرط ديگر آنها، پايان نقش كنيا در مذاكرات است؛ زيرا اين كشور، سال ها حمايت خود را معطوف حكومت موقت سومالى ساخته بود.
به هر حال تا لحظه تنظيم نوشته حاضر، دور بعدى مذاكرات برگزار نشد و حتى تاريخ و مكان نشست بعدى در هاله اى از ابهام بود و اين در حالى است كه اخبار نگران كننده اى از داخل سومالى به گوش مى رسد: با تصرف شهر «بورهاكابا» توسط دولت موقت، از آنجا كه اين شهر در ميانه جاده اى اصلى و منتهى به موگاديشو قرار گرفته است، گزارش ها حاكى از آن است كه دو طرف در آستانه نبردهاى تازه قرار دارند.
چشم انداز
پيش بينى آينده بحران سومالى نه تنها امرى مشكل، بلكه تا حدى نيز غيرممكن به نظر مى رسد. افزايش طرف هاى درگير، دخالت بيگانگان، تضادهاى عميق اسلامگرايان و دولت موقت، شاخص هايى است كه به پيچيدگى مسأله افزوده است. برخى معتقدند كه دو طرف توش و توانشان براى جنگى بزرگ تحليل رفته است لذا مى گويند نزاع اتيوپى و اسلامگرايان به همين سطح باقى مى ماند. اثبات اين ادعا، سخنان نخست وزير اتيوپى است: «ما در درازمدت صبر پيشه كرده ايم، و به اين بردباريمان نيز ادامه خواهيم داد».
وضعيت اتحاديه محاكم اسلامى، تقريباً مشابه اتيوپى است. توان نظامى آنها نيز به حدى نيست كه ياراى مقاومت در دو جبهه نبرد را داشته باشد. براين اساس، خوشبينانه معتقدند كه دو طرف مذاكره و دستيابى به توافق را بر هر راهكار ديگر ترجيح خواهند داد.
تجربه و تاريخ منطقه پاسخ ديگرى به اين مسأله دارد تضادهاى تنيده در بافت سياسى منطقه گوياى اين واقعيت تلخ است كه بحران سومالى در «آينده نزديك» پايان نخواهد يافت.
تهيه و تنظيم: هادى جرقوئيان


|   شناسنامه   |   آرشيو   |