سه شنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۵ - ۲۲ شوال ۱۴۲۷
Tue, Nov 14, 2006
مهرگان
۳۴۹۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آموزشى
گردشگرى
مهرگان
درباره حسين دهلوى
پيوندشعرو
موسيقى!
حسين دهلوى، آهنگساز، مؤلف و مدرس موسيقى، متولد،۱۳۰۶ تهران.
* آموزش موسيقى نزد پدر (معزالدين امامى)، ابوالحسن صبا، توماس كريستين داويد، حسين ناصحى
مشاغل: رهبرى اركستر صبا و تدريس در هنرستان موسيقى ملى (از ۱۳۳۶) رياست هنرستان موسيقى ملى (۱۳۵۰-۱۳۴۱)
تشكيل اركستر ايرانى تالار رودكى (۱۳۷۴).
از آثار: نخست گلبانگ مضرابى، بيژن و منيژه، شوشترى براى ويولون و اركستر، شورآفرين، به ياد صبا و نغمه ترك، بند باز براى تار و اركستر،دوئو سنتور، سرباز، كنسرتينو براى سنتور و اركستر، اپراهاى خسرو و شيرين و مانى و مانا، چهارنوازى مضرابى در اصفهان، فانترى براى گروه تنبك و اركستر، نظارت بر كتاب «آموزش تنبك» (حسين تهرانى وجمعى ديگر) و تأليف كتاب «پيوند موسيقى آوازى و شعر».
262692.jpg
سيدعليرضا ميرعلى نقى: ازموسيقيدانانى كه در دهه اول قرن حاضر متولد شده اند، كمتر چهره اى مانند حسين دهلوى را مى توان يافت كه نزديك پنجاه سال حضور فعال و مؤثر در عرصه هاى مختلف موسيقى داشته باشد. تنوع زمينه هاى فعاليت در زندگى او، تأمل برانگيز است و نشان مى دهد كه چه قدر مى توان با اتكاى به نفس و عشق به اعتلاى موسيقى بر پايه ايده آلى شخصى، بر سكوى رهبرى جريان هايى مؤثر در موسيقى يك كشور ايستاد و از تلاش بازنماند. شمارى از اين فعاليت هاى متنوع از اين قرارند: آهنگسازى و رهبرى اركستر، نظارت بر تدوين و تأليف كتاب هاى آموزشى، تأسيس اركستر، مديريت هنرستان و مشاورت در زمينه هاى متعدد كه البته همگى در ارتباط با موسيقى هستند. آنچه كه هم دوستان و هم معاندان او بر آن متفق القول اند اراده قوى، مديريت سخت گيرانه و ثبات رأى در تمام مدت زندگى هنرى - آموزشى - ادارى حسين دهلوى است كه شاهد مقصود را به كنار او آورده است. از اين روى است كه نوشتن درباره او، با توجه به فرصت و مجال اندك، قدرى دشوار مى شود و بالطبع در اين چهره نگارى شتاب زده، نكاتى كوچك اما مهم از قلم مى افتد.
حسين دهلوى در خانواده اى موسيقى دوست متولد شده است. پدرش معزالدين امامى از شاگردان محضر استادعلى اكبر شهنازى بود و اولين معلم موسيقى فرزندش محسوب مى شود. دهلوى جوان، به محضر استاد ابوالحسن صبا رفت كه موسيقيدانى بود از نسل شهنازى، ولى مدرن و پيشرو و مبتكر و داراى قابليت فراوان دركشف علاقه ها و استعدادهاى جوانان اهل موسيقى.در كارنامه پرتلاش پنجاه سال فعاليت حسين دهلوى، از سابقه نوازندگى او، مطلب قابل توجهى در دست نيست و اين طور مى نمايد كه تمرين و ورزيدگى از نواختن يك ساز مهم (در آن زمان ويولون، پيانو و يا «تار»)، كه از مهمترين هاى اركان زندگى حرفه اى يك هنرمند - بويژه آهنگساز - شناخته مى شود، براى آهنگساز جوان سال هاى دهه،۱۳۳۰ در رأس امور نبوده است و انگار هيچ گاه به صورت جدى مطرح نشده است. با وجود اين، در سى سالگى، بعد از درگذشت استاد ابوالحسن صبا، رهبرى اركستر شماره يك اداره هنرهاى زيبا را كه به نام اركستر صبا تغيير يافته بود، به او سپردند و استاد زنده ياد روح الله خالقى نيز در همان سال از او دعوت كرد تا در هنرستان موسيقى ملى در كنار استادانى چون حسينعلى وزيرى تبار، حسين صبا، حسين تهرانى و... به تدريس بپردازد. در همان سال ها، او از درس هاى حسين ناصحى - آهنگساز مستعد و خلاق و نيز در توماس كريستين داويد استفاده كرد و در رشته آهنگسازى از هنرستان عالى موسيقى فارغ التحصيل شد. اولين مقالات او در مجله موزيك ايران نيز در همان سال ها به چاپ رسيد و هنوز هم نمودار روشنى است از آنچه كه دهلوى جوان در آن روزها بدان مى انديشيد و يك عمر براى تحقق يافتن آن آرمان ها كوشيد: چند صدايى كردن موسيقى ايرانى با حفظ رنگ و بوى «ملى»، اين آرمان كه از فضاى انديشه پيشگامان تجدد موسيقى در ايران، علينقى وزيرى و روح الله خالقى، برخاسته بود و ريشه هاى ناسيوناليستى قومى داشت، مانيفست زندگى هنرى و ادارى دهلوى نيز هست. بدون اين كه مختصات كار و آثار او، شبيه آثار وزيرى، خالقى، جواد معروفى و يا فرهاد فخرالدينى باشد، يعنى آهنگسازانى كه همگى تعلق به همين «مكتب موسيقى ملى» دارند.
اولين تلاش هاى او در همان سال هاى ۱۳۳۷-۱۳۳۶ به بار نشست و حاصل آن، نت چند صفحه اى «دوئو سنتور» بود كه به همت او به چاپ رسيد و به كوشش دو تن از شاگردان جوان و مستعد از محضر درس استاد صبا، يعنى داريوش صفوت و فرامرز پايور نواخته شد. در واقع اگرچه حسين دهلوى متعلق به «مكتب موسيقى ملى» است ولى مختصات هنرى و بويژه صداى برآمده از اركستر، در آثار او، شباهتى به آثار ساير موسيقيدانان اين مكتب ندارد و مخصوص خود اوست. غير از اين كه حوزه نوجويى او محدود به اركستر مركب از سازهاى غربى و سازهاى ملى نيست و او براى اركستر سمفونيك نيز قطعات ماندگار و خوش صدايى نوشته كه رنگ و بوى ايرانى در آنها حس مى شود. نظير بيژن و منيژه كه آشناى همه دوستداران موسيقى اركسترى ايران است. دهلوى، مطالعات خود در رشته آهنگسازى را در آلمان و اتريش دنبال كرد. ولى به امكانات مختلف و گوناگونى در ساخت موسيقى توجه داشته است: دونوازى، اركستر و ساز تنها، اركستر و آواز، اپرا، موسيقى كودك و...، و حتى در مقطعى از عمر، در موسيقى فيلم نيز تجربه هايى داشته است. او با ابراهيم گلستان، مستندساز بزرگ ايرانى در اوايل كارش (۱۳۴۱ - ۱۳۳۸) همكارى نزديك داشت و نصرت الله گلپايگانى (۱۳۴۲ - ۱۳۱۷) نوازنده جوان و با استعداد واز بهترين شاگردان ويولون استاد ابوالحسن صبا در اركستر به رهبرى دهلوى، نوازندگى مى كرد. كارگردان فقيد فرانسوى، آلبر لاموريس، در فيلم مستند و ماندگار «باد صبا» از قطعات حسين دهلوى به طرزى درخشان استفاده كرده است. بزرگان موسيقى ايرانى نيز به تلاش هاى او با خوشبينى مى نگريستند و براى او احترام قائل بودند. از جمله، استاد تصنيف ساز، محمدعلى امير جاهد در جلد دوم ديوان «شعر و موسيقى» خود از او نام برده و تلاش هاى او را ستوده است.
دهلوى در سالهاى ۱۳۵۰ - ۱۳۴۱ بعد از روح الله خالقى و مهدى مفتاح، سومين رئيس هنرستان موسيقى ملى بود. همكاران او - كه بعدها جزو اركستر او نيز شدند - و نيز شاگردان آن زمان، از نظم آهنين و جديت او در اداره هنرستان ياد مى كنند و معتقدند كه اگر آن سختگيرى هاى فراوان نبود، آن مايه از تحصيل و دانش اندوزى برايشان حاصل نمى شد. تنى چنداز آنان تعريف مى كنند كه آقاى دهلوى، معلمان را تشويق مى كرد كه يك لحظه هم بيكار ننشينند و در دقايق فراغت، براى تقويت تكنيك نوازندگان سازهاى ايرانى، اتودهاى مختلف بنويسند. تعدادى از اين اتودها به خط خوش مجتبى فاطميان، شاگرد آن روز هنرستان، هنوز بين تحصيل كردگان هنرستان باقى مانده است. از همان زمان، دهلوى به فكر چاپ آثار خود به صورت پارتيتور بود و نخستين آهنگساز ايرانى است كه به طور جدى بدين مهم اقدام كرده است. تاكنون بيست اثر از او به چاپ رسيده و هيچ آهنگسازى تا به حال اين توفيق را نداشته است.
حسين دهلوى به عنوان آهنگسازى كه به صداى سازها در اركسترهاى خود دقت و توجه دارد، به مقوله اصلاح ساختمان سازهاى ايرانى، توجه بسيار داشته است. او مى گويد كه سازهاى ملى ما براى كاربردهاى موسيقى فردى و تك نوازى ساخته شده اند و از استانداردهاى لازم براى تشكيل يك اركستر مرتب و منظم، به دور هستند از اين رو بايد با در نظر داشتن چارچوب هاى زيباشناسى صدا در فرهنگ ايرانى، اصلاح اساسى روى ساختمان اين سازها انجام داد وحتى سازهاى تازه اى ابداع كرد. او در چهل و چند سال قبل، همراه با استاد بزرگ، ابراهيم قنبرى مهر، به طراحى و ساخت سنتور كروماتيك پرداخت. مقالاتى در اين باره نوشته و چاپ شد و قطعاتى براى نوازندگى با اين ساز تازه ساز، نوشته شد، اما به دلايلى، سنتور كروماتيك، هواخواه نيافت و پروژه آن فراموش شد. هم اكنون، سال هاست كه براى تقويت وسعت صدايى سنتور در اركسترهاى ايرانى، سنتور باس به كارمى رود ولى صدا و ساختمان آن مورد تأييد استاد دهلوى نيست و آن را سازى خارج از استاندارد مى داند. توجه استاد دهلوى به سازهاى ايرانى تا بدان پايه بود كه اركسترهاى مخصوص سازهاى مضرابى تشكيل داد و رهبرى و آهنگسازى آن را به عهده گرفت. او هنگام سرپرستى و اجرا و ضبط قطعات با اين اركستر كه به قولى طنين ۷ هزار و دويست سيم درآن بود، با نگاه دقيق ترى متوجه مشكلات كوك، صدادهى و همنوازى در موسيقى اركسترى ايران شد. ضمن اين كه از ديگر زمينه هاى فعاليت خود نيز غافل نمى ماند: نظارت به چاپ كتاب هاى موسيقى، از ويراست دوم «آموزش تنبك» تا «آموزش ساز قانون» (به كوشش مليحه سعيدى)، تربيت هنرجويانى كه على رهبرى - رهبر بين المللى ايرانى الاصل و مقيم اتريش - از افتخارات آن دوره تدريس است، نگارش مقالات در مجله هاى هنرى، عضويت در شوراهاى گوناگون و تصدى مشاغلى ادارى در حوزه هاى موسيقايى، ضبط آثار در اتريش و در تهران (كه خيلى دير به انتشار رسيد)، برگزارى برنامه هايى در تجليل از استادان گذشته (نمونه: بزرگداشت نود و دومين سال زندگى استاد علينقى وزيرى و اجرا با اركستر بزرگ در تالار رودكى و نيز مراسمى به ياد او، بعد از درگذشت استاد)، حضور در انجمن هاى هنرى و فرهنگى و دنبال كردن تحولات و اخبار مربوط به موسيقى در جامعه، هنوز هم وقتى به جوانى مشتاق و علاقه مند برخورد مى كند، مى گويد: «اگر شما را قبلاً در كلاس ديده ام و حالا نامتان را به ياد نمى آورم، عذر مى خواهم». البته كمتر آهنگساز و موسيقيدانى مثل حسين دهلوى اين همه ارتباط هاى گسترده بين چند نسل را دارد!
در زندگى شخصى نيز روش او مثل زندگى هنرى و ادارى اش بوده است. او در آستانه چهل سالگى ازدواج كرد. همسرش سوسن اصلانى (متولد ۱۳۲۶) از شاگردان هنرستان بود و سنتور مى نواخت. ايشان سال هاست كه نوازندگى و سرپرستى گروهى را به عهده دارند و تدريس نيز مى كنند. فرزند ارشدشان هومن دهلوى نيز آهنگسازى جوان و شناخته شده است. محيط زندگى و خانه او نيز تا همين سال هاى اخير كه تغيير منزل داد و استراحت و خلوت بيشترى را برگزيد، محل رفت و آمد هنرجويان و آهنگسازان جوان و دوستدار موسيقى و آثار او بود.
صفحات هنرى روزنامه ها در سال هاى اخير هميشه بر حول دو موضوع از استاد حسين دهلوى پرشده است: تقاضا از مسئولان براى تخصيص امكانات براى اجراى مانى و مانا، و تجليل هاى متعدد از استاد براى نگارش كتاب «پيوند موسيقى آوازى و شعر» كه جوايز متعددى هم بدان داده اند و تنى چند از موسيقيدانان درباره آن مطالبى نوشته اند. گذشته از مطالب آكنده از ستايش، مثل يادداشت هرمز فرهت اتنولوگ ايرانى مقيم ايرلند، بايد از نوشته هاى روشن و آموزنده نيز يادكرد كه نمونه آن، نقد و بررسى اين كتاب به قلم ساسان فاطمى (موسيقى شناس و استاد دانشگاه) ، چاپ شده در فصلنامه ماهور است. حسين دهلوى اين كتاب را «حاصل تحقيقى چهل ساله» عنوان كرده اند. لازم به ذكر است كه پيش از ايشان، استاد زنده ياد روح الله خالقى در مقالاتى چند در مجله موسيقى راديو ايران، زنده ياد حسينعلى ملاح در سلسله مقالاتى (كه بعدها در كتابى با عنوان «پيوندموسيقى و شعر» چاپ شد) و استادمهدى فروغ در سلسله مقالاتى در مجله موسيقى (از انتشارات اداره هنرهاى زيبا) كه بعدها در كتابى با نام « پيوند شعر و موسيقى » به چاپ رسيد به اين موضوع پرداخته بودند. اما بعد از تأليف استاد دهلوى، تاكنون كتاب مستقلى در باب پيوند نغمه و كلام در آثار موسيقى ايرانى مشاهده نشده است. در گفت وگويى از استاد سؤال مى شود:« در شيوه تلفيقى كه در كتاب پيوند موسيقى آوازى و شعر آموزش داده شده گاه مى بينيم كه حركت ملودى به صورتى است كه با بالا و پايين رفتن آهنگ طبيعى كلام همخوانى ندارد. آيا بايد به نفع موسيقى ، شعر را تغيير دهيم و يا اين كه به نفع شعر، در موسيقى دخل و تصرف كنيم؟» حسين دهلوى پاسخ مى دهد:«همان طور كه ساز، محدوديت هايى در وسعت دارد،
262644.jpg
پيوند شعر و موسيقى نيز داراى محدوديت هايى است كه اگر شاعر آن در قيد حيات باشد،مى توان از او براى بهتر كردن وضعيت شعر درموسيقى كمك گرفت. كارى كه تجويدى با همكارى بيژن ترقى و ديگر شاعران مى كرد. البته ترقى با موسيقى آشنا بوده اند و شعر را طورى تنظيم مى كرده اند كه به روانى روى موسيقى بنشيند. در غيراين صورت بايد به تلفظ كلمات توجه كنيم. بعضى تلفظ ها آسان است بعضى مشكل . اين موضوع نيز نبايد فراموش شود كه موسيقى و شعر بايد در خدمت معنا و مفهوم مورد نظر باشد. دراين كتاب به اين موضوع اشاره شده كه نبايد موسيقى اى در پايان ساخته شودكه فقط برمبناى هجاهاى شعر باشد و بى ارتباط بامفهوم شعر! » استفاده از مثال هاى گوناگون و تطبيق آنها با مفاهيم مختلف در گفت وگوها و نوشته هاى دهلوى نيز شايان توجه است ، سئوال مى شود:«بعضى از موسيقيدانان ايرانى براى استفاده از چندصدايى كردن موسيقى ايرانى ، هارمونى سه تايى (براساس فاصله سوم) را پيشنهاد نمى كنند و معتقد به استفاده از هارمونى هاى غيرمعمول مثل چهارتايى (براساس فاصله چهارم) هستند، پيشنهاد شما دراين زمينه چيست؟ دهلوى پاسخ مى دهد:«اين گفته تا حدود زيادى درست است ولى در همه موارد صدق نمى كند. يكى از مشكلاتى كه همواره بدان دچار بوده اين است كه موسيقيدانى سالها درخارج از ايران به تحصيل موسيقى پرداخته و خود با زبان موسيقى ايرانى بيگانه است و بعد از ورود به ايران مى خواهد قواعدى براى هارمونيزه كردن موسيقى ايرانى معرفى كندو براى مثال هارمونى استفاده از فواصل سوم را دور از حال و هواى موسيقى ايرانى مى داند.
ارزيابى و بررسى اهميت آرا و نظريات حسين دهلوى را هنگامى مى توان بهتر و بيشتر دريافت كه مجموعه مقاله ها و مصاحبه هاى ايشان در پنجاه سال حضور مستمر در صحنه هاى اجرايى، يك جا و با ذكر تاريخ نشر و به ترتيب منتشر شوند. در اين صورت است كه مى توان اين آرا و عقايد را در بستر زمان و شرايط تاريخى حاكم بر موسيقى طبقه شهرنشين (بخوانيد تهران نشين) در نيم قرن اخير، دريافت و به قضاوت نشست. باز هم در اين صورت است كه دامنه وسيع تلاش ها، مبارزه ها، ايده آل ها و پيروزى هاى زندگى پركار حسين دهلوى، نمايان تر مى شود. اگرچه، به نظرنمى رسد كه اين خواست و مطابق ميل استاد باشد. ميل استاد اين است كه دولت بودجه لازم را براى اجراى اپراى مانى و مانا تقبل كند، محدوديت هاى هميشگى در استفاده از صداها و... را ازميان بردارد و با معرفى آن به صحنه ها و رسانه هاى بين المللى در دنيا، موسيقى دوستان و موسيقى شناسان كشورهاى پيشرفته را با دنياى اصوات دلخواه يكى از شاخص ترين آهنگسازان «ايران عصر مدرنيزاسيون» (نوسازى) آشناكند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |