|
جواب مى ديم!
|
|
|
|
زير سايه بهار
|
|
|
|
|
|
كانون خوانندگان كودك و نوجوان «ايران»
|
|
|
|
|
|
گفت وگوى بادبادكى
|
|
|
|
|
جواب مى ديم!
اينترنت چى بيد؟!
اين ستون، قرار بود خالى باشد. البته نه خيلى خالى. قرار بود كه بگوييم قرار است به سؤال هايتان جواب دهيم. هر سؤالى باشد در هر زمينه اى از آشپزى گرفته تا اينترنت و هك و... حتى مشكلات جسمى و روحى رفقاى تان! داشتيم درباره همين ها بحث مى كرديم كه دختر همكارمان كه تقريباً همسن و سال شماست پرسيد: آى - تى دقيقاً يعنى چى! و... بى خيال اين سؤال هم نشد. ديديم جواب اين سؤال هم به درد دختر همكارمان مى خورد هم به درد خودش! هم به درد بعضى از بچه ها كه دست كم پدر و مادرشان را جلوى بقيه كنف نكنند و هم به درد بعضى از پدر و مادرها تا كنف نشوند. IT يا فناورى اطلاعات در ابتدا براى ورود به دنياى وسيع فناورى اطلاعات بهتر به نظر مى رسد تا از يك مفهوم ساده تر و در عين حال پيچيده تر! و مهم كه امروزه همه با آن در ارتباط اند شروع كنيم. در واقع بخشى از آنچه كه ما با عنوان هاى مختلف مانند تجارت الكترونيكى، ثبت نام الكترونيكى و در مجموع آى. تى (فناورى اطلاعات) از آن نام مى بريم در يك شبكه معنى پيدا مى كند و آن شبكه اينترنت است. در اين بخش به طور اجمالى نگاهى به ساختمان شبكه اينترنت مى اندازيم تا زير ساخت و پايه اين همه ارتباط مشخص شود. اينترنت چيست؟ اينترنت تشكيل شده ازچندين شبكه كامپيوترى. اين شبكه به روش هاى مختلفى باهم ارتباط دارند كه اين ارتباط به صورت واحد «اينترنت» (interconnected Network) ناميده مى شود. سال تولد اينترنت ۱۹۶۹ است و جالب اينجاست كه اين شبكه كار خود را با چهار كاميپوتر شروع كرد. اين تعداد حالا به بيش از چند ميليون رسيده است. مى شود گفت شبكه اينترنت بزرگترين و وسيع ترين سامانه اى است كه به دست انسان طراحى شده. در سال ۱۹۹۰ اينترنت به صورت عمومى در اختيار همه قرار گرفت و شد: world wide. با كمى دقت متوجه مى شويد كه آن جمله نخست www از كجا آمده: world wide web خوب كمى هم از تاريخچه اينترنت بدانيم: در دهه ۶۰ ميلادى وزارت دفاع آمريكا براى برقرارى ارتباط بين ايستگاه هاى كارى و پژوهشى خود به فكر ايجاد شبكه اى كامپيوترى افتاد. اين شبكه كه به ARPANET معروف شد كار خود را با چهار كامپيوتر شروع كرد و بعدها به آن وسعت داد. اوايل سال ۸۰ ميلادى ARPANET به Internet تبديل شد كه شبكه اى كامپيوترى در مؤسسات آموزشى و تحقيقاتى آمريكا با پشتيبانى بنياد علمى علوم آمريكا به يكديگر متصل شدند. بعد از آن مراكز علمى اروپا و در آغاز دهه ۹۰ مؤسسات و شركت هاى صنعتى و عمومى نيز به اين شبكه راه يافتند.
|
|
|
|
|
زير سايه بهار
مثل دسته گل
مردى ميهمان پيامبر (ص) بود. پيامبر (ص) صحبت مى كرد و او سراپا گوش بود. ناگهان كودكى وارد شد و سلام كرد. پيامبر به احترام او ازجا برخاست و با او دست داد. كودك از شادى چشم هايش برق مى زد. كودك، همسايه مرد ميهمان بود. كودك نزديك مرد رفت، سرش را خم كرد، چيزى در گوش او گفت و فورى خداحافظى كرد و رفت. مرد با شنيدن خبر كودك، خيلى ناراحت شد. سرش را با ناراحتى ميان دستهايش گرفت و چند لحظه در همان حال ماند. پيامبر(ص) كه ناراحتى مرد را ديد با تعجب پرسيد: چه شده؟ ماجرا را تعريف كن. مرد آه بلندى كشيد و گفت: اين بچه همسايه ما بود. به من خبرداد كه همسرم دخترى به دنيا آورده. چقدر بدشد، من دوست داشتم فرزندم پسر باشد. پيامبر (ص)لبخند زد و گفت: چرا غمگينى؟ زمين سنگينى اش را تحمل مى كند و آسمان بر او سايه مى افكند و خدا هم روزى اش را مى دهد. دختر مثل دسته گلى است كه تو آن را مى بويى. مرد لحظه اى به چشمهاى پيامبر(ص) نگاه كرد، لبخندزد و گفت: دسته گل! چه جمله زيبايى! من تا حالا اين جورى فكر نمى كردم و فورى با پيامبر (ص) خداحافظى كرد. او مى رفت تا دسته گلش را ببيند. منبع: بهترين باباى دنيا، داستانهايى از زندگى پيامبر(ص)، نوشته محمودپور وهاب، مركز چاپ و نشر دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم
|
|
|
|
|
همه تنهايى را در لبخندهاى دنيا ضرب كن
|
|
|
• زرين رستمى وند تو كه از كنار گنجشك ها و قمرى ها و كلاغ ها، آهسته رد مى شوى تا مبادا آرامش لحظه اى شان به خاطر سهم كوچكى از آب و دانه، وسط شلوغى شهر به هم بريزد، تو كه از كنار گربه ها آهسته رد مى شوى تا تو را جاى آدمهاى بد نگيرند، نترسند، در نروند تو كه از كنار درختان و شمشادها و گل ها آهسته رد مى شوى مبادا به پر شاخه شان بخورى برگى بريزد و گلى پرپر شود، تو كه از كنار پدر بزرگها و مادربزرگهاى شهر آهسته رد مى شوى نكند به تلنگرى بيفتند از كنار اين تصوير آهسته رد نشو: شب، ساعت از ۹ گذشته، پسر بچه ۱۲-۱۰ ساله اى نشسته روى سكوى مغازه اى كه كركره اش را كشيده اند. مثل اغلب مغازه هاى آن خيابان. سرد است؛ هوا، زمين، دل ها، نگاهها و... كاغذى را تكه تكه مى كند. تكه هاى كوچك را مى ريزد داخل ظرف فلزى كوچكى. لابد مى خواهد آتش درست كند. در آن ظرف به آن كوچكى با آن تكه كاغذهاى ريز؟ از تبار دخترك هاى كبريت فروش و پسرك هاى كبريت فروش است. هر كه هست، تنهايى اش مانند يك نقطه روشن، مانند پيراهن روشن اش، مى درخشد. بى ترديد، او معنى تنهايى را در شهرى با چند ميليون جمعيت، خوب مى داند. خيلى بهتر از اسم خيابانى كه گوشه اى از آن نشسته. خيلى بهتر از اسم مغازه اى كه جلويش نشسته، خيلى بهتر از اسم صاحب مغازه، جنس هاى توى مغازه و... تنهايى را ما مى توانيم برايش بخش كنيم. سه بخش است، مى توانيم هجى كنيم. مى توانيم نوشتن و خواندنش را يادش بدهيم... اما مى توانيم اين تنهايى را برايش پركنيم؟ مى توانيم؟ خدايا، چرا ما آنقدر وسيع نيستيم كه تنهايى ها را ضرب در دوستى و لبخند كنيم؟ خدايا تو كه آن همه وسيعى، همه تنهايى ها را در همه دوستى ها و لبخندهاى دنيا ضرب كن.
|
|
|
|
|
كانون خوانندگان كودك و نوجوان «ايران»
عضومى گيريم
كانون خوانندگان كودك و نوجوان «ايران» عضو مى گيرد. خيلى ساده. اهل هر فن و هنرى كه باشيد يا حتى اگر نباشيد و فقط دلتان بخواهد عضو كانون خوانندگان كودك و نوجوان روزنامه ايران باشيد مى توانيد همين حالا ثبت نام كنيد. كافى است نام، نام خانوادگى، تاريخ تولد و كمى از كارهايى كه بلديد يا دوست داريد ياد بگيريد را برايمان بنويسيد و پست كنيد. مى توانيد اين مشخصات را ازطريق پست الكترونيكى به نشانى kanooneiran@icpi.ir به دست مابرسانيد. ارتباط صفحه نوجوان با دوستان نوجوانش مى تواند از اين هم قشنگ تر باشد. هرچه دلتان مى خواهد بگوييد به هركسى كه دلتان مى خواهد بگوييد، بنويسيد و براى ما بفرستيد. برنامه هايى داريم.
|
|
|
|
|
آب كه نباشد زندگى نيست
|
|
|
دو روز پيش، سرى زديم به مراسم پايانى چهارمين جشنواره بين المللى و چهاردهمين دوره نقاشى كودكان و نوجوانان داخلى كشور با موضوع مصرف بهينه آب در كشور. اين جشنواره از چهاردهم تا بيست و يكم آبان ماه به همت شركت آب و فاضلاب استان تهران و وزارت آموزش و پرورش برگزار شد. مراسم پايانى در سازمان آب برگزار شد. سالن پر از بچه هاى ريز و درشت بود؛ محصلان دوره هاى ابتدايى، راهنمايى حتى دبير ستان و يك حمايل آبى انداخته بودند روى دوششان كه رويش نوشته شده بود: حاميان آب. اتفاقى از بچه اى كه سر يك رديف نشسته بود پرسيديم: اين يعنى چه؟ گفت: نمى دانم. از همه بچه هاى آن رديف پرسيدم، گفتند: نمى دانيم. يكى از كاركنان روابط عمومى شركت آب و فاضلاب استان تهران گفت: اين بچه ها دوره اول است كه به اينجا آمده اند و قرار است در اين برنامه با كارهايى كه بايد انجام دهند آشنا شوند. دوزارى مان كه از اين بابت افتاد رفتيم سراغ مسئولان. گفتند گروه حاميان آب؛ گروهى است كه در مدارس انتخاب شده اند تا جلو مصرف بى رويه آب را بگيرند. درحاشيه *سخنرانى در يك سالن پر از بچه بايد كار سختى باشد. اما بعضى سخنرانان انگار اصلاً به سالن نگاه نمى كردند يا بچه ها را در قواره آدم بزرگ ها مى ديدند. بعضى از بچه ها هم مرتب يادشان مى رفت كه يك نفر در حال سخنرانى است. * رفتيم سراغ نمايشگاه كه در كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان برپا بود. مادر يكى از بچه ها گفت كه نقاشى ها را كمى پايين تر مى زدند بهتر بود. بچه ها راحت تر نقاشى ها را مى ديدند. * رقيه دهقانيان، مدير اجرايى چهارمين جشنواره بين المللى و چهاردهمين دوره نقاشى كودكان و نوجوانان داخل كشور با موضوع «مصرف آب» هم در نمايشگاه بود. او گفت كه از ميان شركت كنندگان داخلى در جشنواره در هر مقطع پيش دبستانى، دبستان، راهنمايى و دبيرستان ۳ نفر برگزيده شدند و جايزه گرفتند. به نفرات چهارم تا دهم نيز علاوه بر لوح تقدير، تمبر يادبود اهدا شد. بچه هايى از ۱۷ كشور در جشنواره شركت كرده بودند كه به نفرات برتر هر كشور جوايزى اختصاص يافت. * پيام مهم: خلاصه اينكه به هر بچه اى در نمايشگاه نقاشى يا در مراسم پايانى يا در خيابان حجاب مى گفتى آب، قبل از هر چيزى مى گفت؛ بايد صرف جويى كنيم. اما يكى شان كه ۷-۶ ساله بود، با هيجان گفت: «آب نباشد مى ميريم. آب نباشد زندگى نيست.»
|
|
|
|
|
گفت وگوى بادبادكى
خوب زندگى كردن را ياد بگيريد
|
|
|
اشاره يك قرار است در مورد مسائل و موضوع هاى مربوط به كودكان با كارشناسان و مسئولان گفت وگو كنيم. در واقع آنان به پرسش ها و مسائل شما پاسخ خواهند داد. سؤالها و مشكلاتتان را بنويسيد و براى ما بفرستيد تا مطرح كنيم و جواب بگيريم. اشاره دو در اين كه «تجربه» حاصل سپرى كردن روزهاى خوب و بد و رد شدن از پستى ها و بلندى هاى مسير زندگى است، حرفى نيست. اما شما جزو گروهى هستيد كه مى گويند بايد سر خودمان به سنگ بخورد تا موضوع دستگيرمان شود يا جزو گروهى كه ترجيح مى دهند قبل از دوباره گز كردن راه رفته ديگران و قبل از اينكه سرشان به همان سنگى بخورد كه سر بعضى هاى ديگر خورده، نتيجه بعضى كارهاى بقيه را رصد مى كنند تا... به هر حال موضوع اين هم نيست. موضوع اين است كه براى داشتن تجربه هاى خوب علاوه بر چشم باز و گوش شنوا به علايم و قوانين مسير هم توجه كنيم. اگر تمام نشانه ها را نمى گيريم دست كم از حقوقى كه داريم، آگاه باشيم. در همين زمينه با فرشيد يزدانى رئيس انجمن حمايت از حقوق كودكان گفت وگو كرده ايم بخشى از حرف هاى يزدانى را مى خوانيد. حقوق تان را بشناسيد «كودكان بايد بدانند كه به عنوان انسان حقوقى دارند.» اين نخستين جمله فرشيد يزدانى رئيس انجمن حمايت از حقوق كودكان در گفت وگو با خبرنگار صفحه نوجوان است. او در مورد اين حقوق توضيح مى دهد: «آموزش ديدن براى خوب زندگى كردن و داشتن زندگى خوب از جمله اين حقوق است. برخوردارى از انديشه و ابراز عقيده در خانواده و اجتماع نيز از حقوقى است كه كودكان بايد از آن برخوردار باشند. بچه ها بايد بدانند كه مى توانند اظهارنظر كنند و اين اظهارنظر مى تواند مسئولانه باشد.» «بچه ها بايد قدرت اعتراض كردن داشته باشند اما اين اعتراض به معنى پرخاشگرى نيست و بايد به طور منطقى مطرح شود.» يزدانى با اشاره به اين موضوع مى گويد: «بچه ها مى توانند به رفتارى كه آنان را آزار مى دهد در چارچوب منطقى اعتراض كنند. اعضاى خانواده هم بايد اين آموزش را ببينند كه اين حق را به كودك بدهند و به او نحوه اعتراض صحيح و توجه به اعتراض ديگران را آموزش دهند. اين موضوع براى داشتن يك زندگى مسالمت آميز و خوب لازم است.» خوب زندگى كردن را ياد بگيريد به نظر شما، مهمترين مشكلات هم سن و سالهايتان در كشور چيست؟ از يزدانى در مورد مهمترين مسائل بچه ها در كشور مى پرسيم. او به سه موضوع آموزش، فقر و كودك آزارى اشاره مى كند. يزدانى هم با اغلب شما هم عقيده است كه نمره، تأكيد بر گرفتن ۲۰ و كنكور استرس و فشار جدى بر دانش آموزان وارد مى كند. او مى گويد: حدود ۱/۵ميليون نفر كودك در سن مدرسه، خارج از چرخه تحصيل قرار دارند. اين موضوع، كار كودكان را به دنبال دارد و كار كودكان يعنى ادامه فقر آنان. چون بچه هايى كه كار مى كنند از آموزش هاى لازم براى كار و زندگى بهتر برخوردار نمى شوند. يزدانى به كيفيت آموزش هم اشاره مى كند و اين كه كيفيت آموزش در كشور متناسب با نيازهاى اجتماعى متحول نشده است. براى نمونه، به آموزش هاى لازم بخصوص در زمينه مهارت هاى زندگى، انديشه، رعايت حقوق اجتماعى و... به طور جدى و اساسى و با كيفيت بالا پرداخته نمى شود. در بحث آموزش، حافظه محورى بيش از كمك به دانش آموزان براى درك مسائل موجود و نحوه برخورد با آنها مورد توجه است. «كودك بايد ياد بگيرد در اجتماع زندگى كند». يزدانى با تأكيد بر اين نكته مى گويد: تأكيد روى ۲۰يكى از دردهاى بزرگ دوران كودكى است. وقتى با اين همه تأكيد، بچه اى ۲۰نمى گيرد، همه چيز براى او خراب مى شود». او از خاطره يكى از دوستانش از سفر به ژاپن مى گويد: «از بچه هاى ژاپنى سؤال كرده بود كه چرا مدرسه مى رويد؟ بيشتر از ۸۰ درصدشان گفته بودند مى خواهيم با دوستانمان باشيم يا بازى كنيم. يعنى دانش آموز حس مى كند مدرسه مى رود تا زندگى كند نه اينكه فرمول هاى سخت حفظ كند». يزدانى حرف دل چند نفرتان را زد؟ كودك آزارى جرم است، مشكلاتتان را در اين زمينه مطرح كنيد يزدانى در مورد كودك آزارى مى گويد: «در سال ۸۱ قانونى در مورد برخورد با كودك آزارى تصويب شد. اگرچه اين قانون ناقص است اما پايه اى است براى پيگيرى مطرح شدن كودك آزارى به عنوان يك جرم عمومى». او با تأكيد بر همكارى خوب قوه قضاييه و نيروى انتظامى در اين مورد مى گويد: «معتقديم بايد به مردم و والدين در مورد جلوگيرى از كودك آزارى آموزش داده شود. به خصوص بايد آموزش كودك دارى به زوج هاى جوان اجبارى شود. يزدانى بر تشكيل دادگاه هاى ويژه كودكان هم تأكيد مى كند. او مى گويد: براساس پيمان نامه حقوق كودك، افراد زير ۱۸ سال كودك محسوب مى شوند. بنابراين براى رسيدگى به موضوع هاى قضايى در مورد اين گروه از جامعه بايد دادگاه هايى كاملاً تخصصى داشته باشيم. هرچند فعاليت هايى در اين زمينه صورت گرفته كه نشان دهنده توجه دولت به اين موضوع است، اما هنوز اين اقدام ها كافى نيست. از دوره كودكى لذت ببريد چند بزرگسال ديده ايد كه حسرت بچگى شان را مى خورند و آرزو دارند به روزهاى كودكى برگردند؟ اغلب آنان از دوره بچگى شان به دلايل مختلف، خيلى لذت نبرده اند. شايد هم جزو گروهى بوده اند كه دچار بزرگسالى زودرس شده اند. يعنى خانواده و فاميل از آنان انتظار داشته اند تا در سن كم اداى آدم بزرگ ها را دربياورند. شما براى اين كه دچار بزرگسالى زودرس نشويد، تا مى توانيد بچگى كنيد. چطورى؟ اين ديگر به خودتان مربوط است. راه هاى ابتكارى تان را براى ما بفرستيد تا براى استفاده دوستان همسن وسال تان چاپ كنيم.
|
|
|
|