|
تحليلى بر شيوه نامه هاى زبان فارسى
زبان در تنگنا
|
|
|
«خط» را چهره مكتوب و بروز عينى زبان دانسته اند: اين مفهوم اگر چه در كنار «گفتار» كليت زبان يا انديشه را معرفى مى كند اما از آن جايى كه در نوشتار اصل بر غياب مؤلف و يا به كار گيرنده زبان است، وسواس در رعايت قواعد آن چند برابر مى شود تثبيت هويت خط فارسى و رعايت قواعد و ضوابط آن حكمى است كه به موجب اصل پانزدهم قانون اساسى بر عهده همگان نهاده شده اما تشتت، اعمال سليقه و بروز آشفتگى در نظام خط فارسى بخصوص در اين سال ها همچنان اهل فن را دچار چالشى جدى كرده است. گزارش پيش رو، سعى دارد با اشاره به برخى ويژگى هاى زبان فارسى به واكاوى گوشه اى از اين چالش ها و اختلاف نظرها بپردازد. يك پژوهشگر درباره تنگناهاى خط فارسى مى گويد: «خط فارسى هم هجانگار است و از عهده ثبت برخى مصوبات برنمى آيد و هم برخى صورت ها را به شكل هاى مختلف ثبت مى كند.اين ويژگى خط فارسى باعث شده كه محققان تلاش هايى را براى اصلاح آن انجام دهند.برخى نيز در پى تغيير خط بوده اند.» يك پژوهش در اين زمينه نشان مى دهد تا كنون ۱۲۰ مقاله درباره رسم الخط فارسى و يكسان سازى و معضلات آن نگاشته شده است كه قدمت نخستين آن ها به ۷۰ سال مى رسد.تعداد كتاب ها و سخنرانى هاى چاپ نشده در اين باره را نيز مى توان به ۱۲۰ مقاله اضافه كرد. تعداد نشست ها و هم انديشى ها و پژوهش هاى متعدد حتى در حوزه رسم الخط و شيوه نامه شيمى آلى نشان مى دهد اين چالش جدى است.اگر چه برخى با نگاه خوش بينانه به آن مى نگرند و تعدد را معادل توسعه زبان ارزيابى مى كنند. درحال حاضرچند شيوه نامه قابل اعتماد و اتكا وجود دارد مانند «شيوه نامه سمت»، شيوه نامه«نشر دانشگاهى و «فرهنگستان» كه البته معلوم نيست تا چه اندازه مورد تأييد همه كارشناسان باشد و گذشته از اين به اعتقاد يكى از اعضاى هيأت علمى دانشگاه تهران به تعداد افراد جامعه، رسم الخط و شيوه نامه نگارش زبان وجود دارد كه هر كس بنا به فراخور حال از يك شيوه نامه بهره مى برد.هر ناشرى براى خود به قاعده اى دلخواه عمل مى كند و ... به اعتقاد اين استاد دانشگاه بايد تمامى شيوه نامه ها يكپارچه شود كه اين وظيفه فرهنگستان است اگرچه فرهنگستان نيز شيوه نامه خود را دارد اما نتوانسته است آن را عمومى و همه گير كند. وى معتقد است زبان فارسى مشكلات خاص خود را دارد و اگر اين مشكلات نبود اين همه اختلاف سليقه بروز پيدا نمى كرد اما نمى توان گفت تنگناهاى رسم الخط فارسى به ذات زبان ما برمى گردد. خط و جوهر زبان در يك پژوهش انجام شده بر روى ويژگى هاى خط فارسى تأكيد شده است زبان جوهرى قرارداد و خط وسيله اى براى تثبيت آن است حال خط نيز يا ابداعى است يا عاريتى در نوع نخست از آنجا كه گويشواران بومى، صورت هايى را براى نشان دادن زبان خود ابداع مى كنند معمولاً بين خط و زبان، تطابق كامل وجود دارد اما در گونه دوم از خطى موجود براى ثبت زبان استفاده مى شود كه در اين شيوه چون خط عاريتى در اصل براى ثبت زبان ديگرى بوده است، غالباً انطباق كامل بين زبان و شكل مكتوب نمى توان يافت و بايد تغييراتى در خط عاريتى انجام گيرد تا اين مطابقت به دست بيايد. خط كنونى فارسى از خط كوفى عربى اقتباس شده كه خط عربى خود از خط «آرامى» گرفته شده است و بايد عنوان كرد خط آرامى نيز نقايص عمده اى داشته كه ابوالاسود دولى نصر بن عاصم، يحيى بن يعمر و خليل بن احمد در نقطه گذارى و حركات و اعراب آن اصلاحاتى انجام داده بودند.ايرانيان حروف «پ»، «ژ»، «چ» و «گ» را با تغييرى در حرف هاى موجود عربى ساختند اما براى واكه هاى پيشين يعنى a.e.o چاره اى نينديشيدند . بنا بر اين مشكلات رسم الخط و يا درست تر آن كه «رسم الخط» زبان فارسى را مى توان ابتدا در عاريتى بودن آن و چاره نينديشى براى حركات و عدم تطابق واج ها با حروف جست وجو كرد اما موضوع به همين جا ختم نمى شود.متصل و يا منفصل نويسى نيز يكى ديگر از حوزه هاى مورد اختلاف است. در زبان فارسى تركيب و اشتقاق با قرار گرفتن كلمات مستقل در كنار هم انجام مى شود.و اين دليلى است براى منفصل يا متصل نويسى كلمات كه به دو شيوه ساخته مى شود وجود واژه بست ها، نيز دليل ديگرى براى پيوسته يا جدا نويسى كلمات است.واژه بست ها عناصرى بدون تكيه اند كه به پيش يا پس كلمه تكيه دار مى چسبند. بلاتكليفى كرسى همزه نيز يكى ديگر از بحث هاى مشترك همه شيوه نامه هاى رسم الخط است همچنين همزه بلاتكليف گاه خود به يك كرسى به نام «ى» تبديل مى شود. كارشناسان مى گويند علاوه بر اين مشكلات و كاستى ها ى ديرينه زبان فارسى و عوامل ديگرى نيز در پريشانى خط مؤثر بوده اند از جمله مى توان به تأثير شعرفارسى نيز اشاره كرد: شعر فارسى همه جا از قواعد و ضوابط عمومى دستور خط فارسى پيروى نمى كند و گاه به ضرورت از قواعد ديگرى تبعيت مى كند. دستور خط فارسى نه براى شعر فارسى بلكه براى نثر آن تدوين و تنظيم شده است بنابراين آشفتگى هايى كه شعر به علت عدم مطابقت بدان دامن زده دوباره به نثر معمول نيز بازگشته است. خطاطان كه از ديرباز با هنر خوش نويسى در نگارش شعر و نثر فارسى حرف اول را زده اند - بخصوص پيش از چاپ و انتشار كتب با حروف سربى ـ هيچ گاه از اعمال سليقه در اين حوزه پرهيز نكرده اند.در سال هاى اخير تدوين مجموعه، حروف چينى، صفحه آرايى، ويرايش، نمونه خوانى متون و كارهاى بسيار ديگرى در حوزه نگارش وچاپ بر عهده رايانه قرار گرفته و در نتيجه دايره شاغلان به امر چاپ و تكثير نيز از حلقه سنتى فراتر رفته است و همين باعث بروز برخى تشتت و رواج اعمال سليقه هاى مختلف شده است.ضرورت يكسان سازى خط و توسعه تكنولوژى چاپ و نوشتار را در دو بخش مى توان بررسى كرد. ۱- ضرورت هايى كه خود تكنولوژى و توسعه ايجاد مى كند. ۲- ضرورت هايى كه صاحبان بى شمار اين كالاها به وجود مى آورند. فرهنگستان زبان و ادب فارسى به حكم وظيفه اى كه بر حسب اساسنامه خود در پاسدارى از زبان و خط فارسى بر عهده دارد از همان نخستين سال هاى تأسيس درصدد گردآورى مجموع قواعد و ضوابط خط فارسى و بازنگرى و تنظيم و تدوين و تصويب آن ها برآمد و طبق نظر متخصصان امر اين مركز براى رسيدن به منظور خود ميانه روى را برگزيده است.در سال ۱۳۷۲ كه رياست فرهنگستان را دكتر حسن حبيبى بر عهده داشت، كميسيونى به مديريت دكتر على اشرف صادقى و سپس استاد احمد سميعى تشكيل شد و اين كميسيون در جلسات متعدى توانست دستور خط پيشنهادى خود را به شوراى فرهنگستان تسليم كند. شورا نيز در ۵۹ جلسه آن را مورد بحث و بررسى قرار داد و در نهايت تصويب كرد. همان طور كه عنوان شد بسيارى از كارشناسان تعدد و تكثر در حوزه رسم الخط و تدوين شيوه نامه هاى فراوان را به معناى تشتت و پريشانى در زبان تلقى نمى كنند بلكه آن را يك امتياز مثبت نيز مى دانند. نظريه اى در اين باره مى گويد: «در زبان فرانسه يا انگليسى هم، خط لاتين به شكل هاى مختلف نوشته مى شود و به اعتقاد من چنين موضوعى در فارسى هم مشكل محسوب نمى شود.امروزه خطاطى به نقاشى نزديك شده و جنبه هنرى بيشترى پيدا كرده است اين شيوه ها و شكل هاى مختلف به زيبايى خط مى افزايد اما براى آموزش و تدريس مخصوصاً آموزش خارجى ها بايد يك خط واحد وجود داشته باشد.» برخى مشكلات زبان فارسى مثل شكل نوشتن تركيبات در واقع مشكل بسيارى ديگر از زبان ها نيز هست اما مى توان به كاستى هاى ديگرى نيز اشاره كرد كه در خط فارسى بيشتر خود را نشان مى دهد به طور مثال اين كه زبان فارسى حركت ندارد اگر چه خود عرب ها نيز اين مسأله را خيلى رعايت نمى كنند و حتى در سخنرانى ها سعى دارند اين حركات را آشكار نسازند و در انتهاى كلمات وقف كنند.ما داريم از زبان عربى كمك مى گيريم تا در آينده از حركات استفاده كنيم اما از طرفى هر كس هم مى خواهد خط جديدى به وجود بياورد بايد تلفظ صحيح آن را از اهل فن بشنود البته اين موضوع خيلى در آهنگ عبارات كمك نمى كند. برخى از متخصصان به طور خاص شيوه نگارش خط فارسى را تحت تأثير هنر خوش نويسى مى دانند و تاريخ استفاده از حروف سربى را برابر با از بين رفتن جايگاه اين هنر و در نتيجه شيوع شيوه نامه هاى ناهمخوان با زبان فارسى در نظر مى گيرند.برخى معتقدند در گذشته استادان خط بسيارى داشتيم كه هنر آن ها توسط حروف سربى به خطر افتاد اما خوشبختانه پس از انقلاب طورى به اين موضوع توجه شده كه در حال حاضر مى توان گفت در هر شهرستان دور افتاده اى جوانان بسيارى وجود دارند كه به درجات بالايى از هنر خوش نويسى رسيده اند اين جوانان شيوه ها و اسلوب هاى تازه اى را به واسطه قدرت خلاقيت خود ابداع كرده اند كه اگر چه ريشه در خطاطى گذشته دارد اما نگاهى نو در آن موج مى زند. نگارش زبان فارسى و شيوه نامه هاى متعدد آن به طور مستقيم زير نفوذ هنر خوش نويسى به وجود آمده كه نه تنها جاى نگرانى نيست بلكه مى توان گفت كاربردها و زيبايى رسم الخط زبان فارسى را هم گسترش داده است همچنان كه عنوان شد هنوز نه زواياى ديد متخصصان و نه تحليل ها و نتيجه گيرى هاى آن ها درباره خط زبان فارسى همخوانى ندارد آيا مى توان تكنولوژى نوين چاپ و تدوين متون را ناديده گرفت؟ در مقابل اين تكنولوژى چه بايد كرد؟ آيا ترويج هنر خوش نويسى مى تواند راه چاره باشد؟ كدام يك از اين گزينه ها به اعتلاى خط فارسى خواهد انجاميد؟ موضوع آموزش را چگونه مى توان با اين مفاهيم پيوند داد؟ آيا تكثر و تعدد در اين حوزه مفيد خواهد بود يا خير؟ و ده ها پرسش ديگر كه هنوز پاسخى قطعى براى آن ها وجود ندارد و همچنان برمدار ذهن بى پاسخ هر فارسى زبانى كه قلم در دست مى گيرد در حال چرخش است.
|