چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۵ - ۲۳ شوال ۱۴۲۷
Wed, Nov 15, 2006
كتاب و كتابخوانى
۳۴۹۸
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
گزارش ويژه
سلامتى
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آموزشى
كتاب و كتابخوانى
مهرگان
تحليلى بر شيوه نامه هاى زبان فارسى
ياديار مهربان
262887.jpg
همايون اميرزاده
چه بسيارند انسانهايى كه قرنهاى گذشته در كره خاكى زيستند و ديگر از آنها نام ونشانى بر جاى نيست.
اما تنها يادگار انديشه و فكر آنان كه همانا كتاب است هنوز پاى برجاست.
كتاب دوران پر فراز و نشيب داشته ،زمانى كتاب را پرستش كردند و زمانى ديگر آن را سوزاندند.گاهى زندان شد و برهه اى چراغ راهنما و هدايت، زمانى كتاب را بر الواح گلى نگاشتند و در دوره هايى بر پوست، چوب، سنگ و حتى آهن و امروز بر كاغذ و فردا اين ميكرو تكنولوژى است كه شكل و فرم كتاب را معين مى كند.چه همپايى غريبى كه اين كتاب با بشريت دارد؟و از اين منظر است كه كتاب را يار مهربان خواندند. پس براى جاودانه ماندن يادگار كهن انديشه انسان كتابخانه ها هم بنيان نهاده شد تا مكانى باشد براى مهرو دوستى بيشتر ميان انسان و كتاب.
كتابخانه هم قصه اى به درازاى روايت كتاب دارد.زمانى در كليسا و زمانى ديگر در دير و مسجد،گاهى در قصر پادشاهان و ديگر زمان در دخمه هاى تو در توى تاريخ و امروز كه با گذر از دوران كهن، كتابخانه عمومى شد و با ارزانى كتابهاى كليات،فلسفه و روانشناسى ،دينى،علوم اجتماعى زبان،علوم خاص، علمى، هنرى، ادبيات و تاريخ و جغرافيا جامعه بزرگى را در دل جاى داد تا دوستى هنرمندانه خود با انسان را رقم بزند، باشد تا ما به عنوان ميراث داران يادگار كهن انديشه بشريت از كتاب غافل نباشيم و به سودمندى و بى زيانى آن معتقد بمانيم.
حال بعد از بيان اين مقال مجالى مى يابيم كه اين پرسش را از خود داشته باشيم كه ما تاكنون با اين يادگار خرد و انديشه نسل هاى گذشته خود چه كرديم؟چه ميزان قدرش را شناختيم و به چه اندازه از آن بهره برديم؟
بسيار تلخ و دردناك است كه با علم به لزوم بهره ورى ما از كتاب آن هم در جامعه اى كه بيش از ۳۵۰ باردر دستورالعمل چگونه زيستنش يعنى قرآن به اهميت علم و دانش اشاره شد،امروز شاهد غفلت هاى غير قابل اغماضى باشيم كه به هيچ وجه قابل پذيرش نيست.
متأسفانه در بررسى هاى آمارى شاهد هشدارهاى نگران كننده اى از مواردى نظير:ميزان نرخ مطالعه، توليد و شمارگان، تنوع و بهره مندى از كتاب هستيم كه راهى جز مرثيه سرايى بر اين درد باقى نمى گذارد.
اگر اين تعريف از كتاب كه از آن به عنوان شاخص اساسى توسعه و يا واپس ماندگى فرهنگى نام برده مى شود را پذيرا باشيم چگونه مى توان براى اين متناقض نماى آشكار پاسخى در خور بيابيم؟ از طرفى كتاب و كتابخوانى را ساز و كارى حياتى در فرآيند توسعه فرهنگى و اجتماعى بر مى شمريم و از سوى ديگر اينچنين بى اعتنا از كنار تفاوتهاى فاحش نمودارهاى نگران كننده كتاب گذر مى كنيم؟ «چيست اين سقف ساده بسيار نقش»؟عمق نگرانى هاى عرصه كتاب و كتابخوانى تا آنجايى است كه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى هم مانند بسيارى از دردمندان اين كهن بوم در  اين باره لب به گلايه باز مى كند و در اظهار نظر ى روشن از فاصله دور و دراز كشور با نرم هاى بهره مندى از كتاب و كتابخانه در جهان متأثر مى شود. به گفته محمد حسين صفار هرندى در حالى كه بايد در كشور حداقل ۱۴ هزار كتابخانه عمومى در دسترس همگان باشد، در حال حاضر تنها يكهزار و هفتصد كتابخانه عمومى موجود است.
حال اين پرسش مطرح مى شود آيا با چنين امكانى مى توان به عملياتى كردن نهضت علمى و بارورى اعتقاد و تصحيح كنش ها و روش جامعه از مسير خردورزى،جهاد علمى و مطالعه اميدوار بود؟در حالى كه نرخ توليد و شمارگان كتاب در كشور ما در هر ثانيه فقط يك صفحه اعلام مى شود آيا نبايد براى نزديك شدن به نرخ جهانى كه توليد ۴۰۰هزار صفحه در يك ثانيه برآورد شده برنامه ريزى و تلاش همه جانبه اى را شاهد باشيم؟
متأسفانه كشور ما در شاخص بهره مندى از كتاب هم وضعيت بهترى از توليد ندارد.بهره مندى ۶نفر از يك جلد كتاب كه يك پانزدهم سرانه جهانى است شايسته و مطلوب به نظر نمى رسد و بطور قطع و يقين قرار گرفتن كشور توانمند و معجزه گرى مانند ايران در اين زمينه با كشورهايى نظير بنگلادش و افغانستان نمى تواند قابل قبول باشد.
از همه نكات مهمتر نرخ مطالعه كتاب در كشور است كه يك شصتم نرخ جهانى را به خود اختصاص داده است.
اگر چه وزير فرهنگ وارشاد اسلامى در اين باره سرانه مطالعه ۱۰ دقيقه اى ايران را مورد تأييد نمى داند اما بر اين باور است كه ما با كشورهاى ديگر در اين زمينه خيلى فاصله داريم.صفارهرندى تصريح مى كند:واقعيتى كه در مورد جامعه ما وجود دارد اين است كه ما ايرانى ها كم مطالعه مى كنيم ولى در گذشته سرانه مطالعه در كشور ما زيادتر از امروز بود.
دبير كل كتابخانه هاى عمومى كشور كه اين روزها با موجى از اعتراض هاى كتابداران روبه روست هم در اظهار نظرى قابل تأمل از مشخص نبودن سرانه مطالعه در كشور سخن مى گويد.
به گفته محمد حسين ملك احمدى:اكنون سرانه مطالعه در ايران مشخص نيست و براى تنظيم برنامه كتابخانه هاى عمومى كشور بايد اين سرانه تعيين شود.اگر چه يكى از هزاران مشكلات كتابخانه هاى عمومى كشور كه در اظهار نظر دبير كل كتابخانه ها به آن اشاره شده مشخص نبودن سرانه مطالعه است اما يقيناً فقر شديد نرم افزارى، عدم كارايى لازم و ناتوانى در توليد را راهبرد مؤثر در نهاد كتابخانه ها ى كشور از ديگر واضحاتى است كه نمى توان به آسانى از كنار آن گذشت. به هر حال در اين زمينه اين سؤال همواره بى پاسخ ماند، فلسفه وجودى نهاد گسترده اى مانند كتابخانه ها چيست؟و اگر اين نهاد با بهره مندى از دستورالعمل هاى قانونى شفاف تا كنون نتوانسته حتى سرانه مطالعه در كشور را مشخص سازد اين مسئوليت خطير متوجه چه بخشى از مديريت فرهنگى كشور است؟در اين ميان پژوهشگران مربوطه در قالب يك مقاله تحقيقى آسيب هاى كتابخانه هاى عمومى كشور به عنوان حلقه مهم كتابخوانى را مورد بررسى قرار داده اند كه بيان گوشه هايى از اين تحقيق جامع خالى از لطف نيست.
بر پايه اين تحقيق نگاه به آمار كتابخانه هاى عمومى كشورهاى توسعه يافته و مقايسه آن با ايران نشان دهنده اختلاف شديد ى است كه ذهن هر خواننده ايرانى را به تفكر وا مى دارد.
در بخش هايى از اين تحقيق آمده :در سال ۱۹۵۰ در ايالات متحده آمريكا ۷هزار و ۴۷۷ كتابخانه عمومى با مجموع بيش از ۱۴۳ميليون منبع كتابخانه اى وجود داشت،آلمان غربى با دارا بودن ۱۲هزار و ۲۷۵ كتابخانه (۱۲ برابر ايران )و كتابخانه هاى انگليستان داراى ۱۵۶ ميليون و ۷۰۰ هزار جلد كتاب (۱۴ برابر ايران) است.
بر اساس همين تحقيق در سال ۱۳۷۹ كشور ايران داراى يكهزار و ۳۸۱ باب كتابخانه عمومى يعنى يك هفتم كشور آمريكا در ۴۹ سال قبل بوده است.
كمبود كتابدار متخصص، كمبود كنابخانه هاى عمومى ،كمبود تعداد كتاب هاى موجود در كتابخانه هاى عمومى، پايين بودن تعداد اسناد سمعى و بصرى در كتابخانه ها، پايين بودن تعداد افزايش سالانه كتاب،كم بودن مراجعان به كتابخانه ها ى عمومى،تمركز كتابخانه ها در مراكز و شهر هاى بزرگ،كمى فضاى اختصاصى،كمبود تجهيزات و لوازم و سازماندهى نا مناسب منابع از ديگر نا رسايى هاى نگران كننده اى است كه در اين مقاله به تفصيل مورد اشاره قرار گرفته است.
در كنار اين وضع تصميم گيرى هاى فاقد پشتوانه علمى در خصوص چگونگى مديريت كتابخا نه ها ى عمومى كشور نه تنها نتوانست گره گشاى مشكل كتاب و كتابخوانى باشد، بلكه روز به روز بر مشكلات موجود افزوده تا جايى كه به نظر مى رسد تداوم اين وضعيت هرگز توان تأمين خواسته هاى حداقل علاقه مندان به كتاب و كتابخوانى در كشور را نخواهد داشت.
تحليلگران در اين باره معتقدند دبيرخانه هيأت امناى كتابخانه هاى عمومى كشور تا كنون نتوانسته در خصوص تدوين راهكارهاى علمى براى توسعه منابع موجود و ايجاد ظرفيت هاى جديد براى تأمين منابع مالى مورد نياز در راستاى ارتقاى سطح كتابخانه هاى عمومى به عنوان مهمترين مؤلفه كتاب و كتابخوانى گام هاى مؤثرى بر دارد.
از سويى ديگر معطل ماندن ماده ۱۷ آيين نامه اجرايى قانون تأسيس و نحوه اداره كتابخانه هاى عمومى كشور بسيارى از برنامه ريزى هاى توسعه فرهنگى در كتابخانه ها را دچار مشكل كرده است.
براساس اين ماده قانونى شهردارى ها مكلفند هر ماه نيم درصد از كل درآمد ماه قبل خود را به صورت على الحساب به حسابى كه انجمن كتابخانه هاى عمومى شهر مربوطه معرفى كرده واريز نمايند.
وجود مبالغ ميلياردى بدهى شهردارى هاى سراسر كشور به كتابخانه هاى عمومى بر اين مطلب صحه مى گذارد كه تاكنون اراده قوى براى اجراى اين قانون وجود نداشته است.
هر چند به نظر مى رسد فائق آمدن بر بحران كتاب و كتابخوانى در كشور عزم جدى همه اجزا و اركان حاكميتى را طلب مى كند اما در اين ميان انتظار مى رود متوليان فرهنگى براى رفع برخى از نارسايى ها بيشتر چاره جويى كنند.
شايد امروز نتوان در كوتاه مدت نرخ مطالعه يا بهره مندى از كتاب را در كشور افزايش داد.
اما تلاش همه جانبه براى فرهنگ سازى با استفاده از تمام ظرفيت هاى رسانه اى كشور انتظار بحقى است كه بايد مورد اهتمام قرار گيرد.
مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامى هرمزگان از عرصه كتاب و كتابخوانى به عنوان ظرفيت قابل اعتنا و منحصر به فردى نام مى برد كه تاكنون كمتر مورد توجه قرار گرفته است.
محمدجعفر بهداد مديركل فرهنگ و ارشاد استان، حمايت واقعى و جدى از مؤلفان و ناشران، سامان دادن به مديريتها آغاز نگرش عالمانه و منطقى به مقوله فرهنگ مطالعه را از ضروريات مهمى مى داند كه به غفلت و فراموشى سپرده شده است.
وى گفت: تا زمانى كه كتاب به عنوان يك فرآورده مهم فرهنگى و اثرگذار به بطن جامعه رسوخ پيدا نكرده باشد نمى توان به افزايش شمارگان و توليد دل ،خوش كرد.
بهداد معتقد است اگر نگاه به هفته كتاب از منظر ارائه گزارش هاى مطول و تكرارى باشد و نتوان از اين مناسبت ها در جهت قرار دادن مطالعه در سبد مصرفى خانوارهاى ايرانى استفاده كرد، نمى توان به رفع بحران كتابخوانى چندان اميدوار بود.
يكى از كتابداران هرمزگان هم توسعه فرهنگ مطالعه را اولويت مهمى مى داند كه كمتر مورد توجه قرار گرفته است.
به گفته اين كتابدار صدا و سيماى مراكز استان ها مى توانند با برنامه ريزى درخصوص فرهنگ مطالعه سهم بسزايى را به خود اختصاص دهند. عدم رسيدگى به مشكلات معيشتى، حقوقى و رفاهى كتابداران موضوعى است كه به اعتقاد اين كتابدار هرمزگان عامل ركود بسيارى از فعاليت هاى كتابداران در كشور شده است. وى تصريح مى كند: بسيارى از كتابداران در بدترين شرايط بسر مى برند كه با وجود اين مشكلات انگيزه لازم براى بروز خلاقيت را ندارند.
تحليلى بر شيوه نامه هاى زبان فارسى
زبان در تنگنا
262899.jpg
«خط» را چهره مكتوب و بروز عينى زبان دانسته اند: اين مفهوم اگر چه در كنار «گفتار» كليت زبان يا انديشه را معرفى مى كند اما از آن جايى كه در نوشتار اصل بر غياب مؤلف و يا به كار گيرنده زبان است، وسواس در رعايت قواعد آن چند برابر مى شود تثبيت هويت خط فارسى و رعايت قواعد و ضوابط آن حكمى است كه به موجب اصل پانزدهم قانون اساسى بر عهده همگان نهاده شده اما تشتت، اعمال سليقه و بروز آشفتگى در نظام خط فارسى بخصوص در اين سال ها همچنان اهل فن را دچار چالشى جدى كرده است. گزارش پيش رو، سعى دارد با اشاره به برخى ويژگى هاى زبان فارسى به واكاوى گوشه اى از اين چالش ها و اختلاف نظرها بپردازد.
يك پژوهشگر درباره تنگناهاى خط فارسى مى گويد: «خط فارسى هم هجانگار است و از عهده ثبت برخى مصوبات برنمى  آيد و هم برخى صورت ها را به شكل هاى مختلف ثبت مى كند.اين ويژگى خط فارسى باعث شده كه محققان تلاش هايى را براى اصلاح آن انجام دهند.برخى نيز در پى تغيير خط بوده اند.»
يك پژوهش در اين زمينه نشان مى دهد تا كنون ۱۲۰ مقاله درباره رسم الخط فارسى و يكسان  سازى و معضلات آن نگاشته شده است كه قدمت نخستين آن ها به ۷۰ سال مى رسد.تعداد كتاب ها و سخنرانى هاى چاپ نشده در اين باره را نيز مى توان به ۱۲۰ مقاله اضافه كرد.
تعداد نشست ها و هم انديشى ها و پژوهش هاى متعدد حتى در حوزه رسم الخط و شيوه نامه شيمى آلى نشان مى دهد اين چالش جدى است.اگر چه برخى با نگاه خوش بينانه به آن مى نگرند و تعدد را معادل توسعه زبان ارزيابى مى كنند.
درحال حاضرچند شيوه نامه قابل اعتماد و اتكا وجود دارد مانند «شيوه نامه سمت»، شيوه نامه«نشر دانشگاهى و «فرهنگستان» كه البته معلوم نيست تا چه اندازه مورد تأييد همه كارشناسان باشد و گذشته از اين به اعتقاد يكى از اعضاى هيأت علمى دانشگاه تهران به تعداد افراد جامعه، رسم الخط و شيوه نامه نگارش زبان وجود دارد كه هر كس بنا به فراخور حال از يك شيوه نامه بهره مى برد.هر ناشرى براى خود به قاعده اى دلخواه عمل مى كند و ...
به اعتقاد اين استاد دانشگاه بايد تمامى شيوه نامه ها يكپارچه شود كه اين وظيفه فرهنگستان است اگرچه فرهنگستان نيز شيوه نامه خود را دارد اما نتوانسته است آن را عمومى و همه گير كند.
وى معتقد است زبان فارسى مشكلات خاص خود را دارد و اگر اين مشكلات نبود اين همه اختلاف سليقه بروز پيدا نمى كرد اما نمى توان گفت تنگناهاى رسم الخط فارسى به ذات زبان ما برمى گردد.
خط و جوهر زبان
در يك پژوهش انجام شده بر روى ويژگى هاى خط فارسى تأكيد شده است زبان جوهرى قرارداد و خط وسيله اى براى تثبيت آن است حال خط نيز يا ابداعى است يا عاريتى در نوع نخست از آنجا كه گويشواران بومى، صورت هايى را براى نشان دادن زبان خود ابداع مى كنند معمولاً بين خط و زبان، تطابق كامل وجود دارد اما در گونه دوم از خطى موجود براى ثبت زبان استفاده مى شود كه در اين شيوه چون خط عاريتى در اصل براى ثبت زبان ديگرى بوده است، غالباً انطباق كامل بين زبان و شكل مكتوب نمى توان يافت و بايد تغييراتى در خط عاريتى انجام گيرد تا اين مطابقت به دست بيايد.
خط كنونى فارسى از خط كوفى عربى اقتباس شده كه خط عربى خود از خط «آرامى» گرفته شده است و بايد عنوان كرد خط آرامى نيز نقايص عمده اى داشته كه ابوالاسود دولى نصر بن عاصم، يحيى بن يعمر و خليل بن احمد در نقطه گذارى و حركات و اعراب آن اصلاحاتى انجام داده بودند.ايرانيان حروف «پ»، «ژ»، «چ» و «گ» را با تغييرى در حرف هاى موجود عربى ساختند اما براى واكه هاى پيشين يعنى a.e.o چاره اى نينديشيدند .
بنا بر اين مشكلات رسم  الخط و يا درست تر آن كه «رسم الخط» زبان فارسى را مى توان ابتدا در عاريتى بودن آن و چاره نينديشى براى حركات و عدم تطابق واج ها با حروف جست وجو كرد اما موضوع به همين جا ختم نمى شود.متصل و يا منفصل نويسى نيز يكى ديگر از حوزه هاى مورد اختلاف است.
در زبان فارسى تركيب و اشتقاق با قرار گرفتن كلمات مستقل در كنار هم انجام مى شود.و اين دليلى است براى منفصل يا متصل نويسى كلمات كه به دو شيوه ساخته مى شود وجود واژه بست ها، نيز دليل ديگرى براى پيوسته يا جدا نويسى كلمات است.واژه بست ها عناصرى بدون تكيه اند كه به پيش يا پس كلمه تكيه دار مى چسبند.
بلاتكليفى كرسى همزه نيز يكى ديگر از بحث هاى مشترك همه شيوه نامه هاى رسم الخط است همچنين همزه بلاتكليف گاه خود به يك كرسى به نام «ى» تبديل مى شود.
كارشناسان مى گويند علاوه بر اين مشكلات و كاستى  ها ى ديرينه زبان فارسى و عوامل ديگرى نيز در پريشانى خط مؤثر بوده اند از جمله مى توان به تأثير شعرفارسى نيز اشاره كرد: شعر فارسى همه جا از قواعد و ضوابط عمومى دستور خط فارسى پيروى نمى كند و گاه به ضرورت از قواعد ديگرى تبعيت مى كند.
دستور خط فارسى نه براى شعر فارسى بلكه براى نثر آن تدوين و تنظيم شده است بنابراين آشفتگى هايى كه شعر به علت عدم مطابقت بدان دامن زده دوباره به نثر معمول نيز بازگشته است.
خطاطان كه از ديرباز با هنر خوش نويسى در نگارش شعر و نثر فارسى حرف اول را زده اند - بخصوص پيش از چاپ و انتشار كتب با حروف سربى ـ هيچ گاه از اعمال سليقه در اين حوزه پرهيز نكرده اند.در سال هاى اخير تدوين مجموعه، حروف چينى، صفحه آرايى، ويرايش، نمونه خوانى متون و كارهاى بسيار ديگرى در حوزه نگارش وچاپ بر عهده رايانه قرار گرفته و در نتيجه دايره شاغلان به امر چاپ و تكثير نيز از حلقه سنتى فراتر رفته است و همين باعث بروز برخى تشتت و رواج اعمال سليقه هاى مختلف شده است.ضرورت يكسان سازى خط و توسعه تكنولوژى چاپ و نوشتار را در دو بخش مى توان بررسى كرد.
۱- ضرورت هايى كه خود تكنولوژى و توسعه ايجاد مى كند.
۲- ضرورت هايى كه صاحبان بى شمار اين كالاها به وجود مى آورند.
فرهنگستان زبان و ادب فارسى به حكم وظيفه اى كه بر حسب اساسنامه خود در پاسدارى از زبان و خط فارسى بر عهده دارد از همان نخستين سال هاى تأسيس درصدد گردآورى مجموع قواعد و ضوابط خط فارسى و بازنگرى و تنظيم و تدوين و تصويب آن ها برآمد و طبق نظر متخصصان امر اين مركز براى رسيدن به منظور خود ميانه روى را برگزيده است.در سال ۱۳۷۲ كه رياست فرهنگستان را دكتر حسن حبيبى بر عهده داشت، كميسيونى به مديريت دكتر على اشرف صادقى و سپس استاد احمد سميعى تشكيل شد و اين كميسيون در جلسات متعدى توانست دستور خط پيشنهادى خود را به شوراى فرهنگستان تسليم كند. شورا نيز در ۵۹ جلسه آن را مورد بحث و بررسى قرار داد و در نهايت تصويب كرد.
همان طور كه عنوان شد بسيارى از كارشناسان تعدد و تكثر در حوزه رسم الخط و تدوين شيوه نامه هاى فراوان را به معناى تشتت و پريشانى در زبان تلقى نمى كنند بلكه آن را يك امتياز مثبت نيز مى دانند. نظريه اى در اين باره مى گويد: «در زبان فرانسه يا انگليسى هم، خط لاتين به شكل هاى مختلف نوشته مى شود و به اعتقاد من چنين موضوعى در فارسى هم مشكل محسوب نمى شود.امروزه خطاطى به نقاشى نزديك شده و جنبه هنرى بيشترى پيدا كرده است اين شيوه ها و شكل هاى مختلف به زيبايى خط مى افزايد اما براى آموزش و تدريس مخصوصاً آموزش خارجى ها بايد يك خط واحد وجود داشته باشد.»
برخى مشكلات زبان فارسى مثل شكل نوشتن تركيبات در واقع مشكل بسيارى ديگر از زبان ها نيز هست اما مى توان به كاستى هاى ديگرى نيز اشاره كرد كه در خط فارسى بيشتر خود را نشان مى دهد به طور مثال اين كه زبان فارسى حركت ندارد اگر چه خود عرب ها نيز اين مسأله را خيلى رعايت نمى كنند و حتى در سخنرانى ها سعى دارند اين حركات را آشكار نسازند و در انتهاى كلمات وقف كنند.ما داريم از زبان عربى كمك مى گيريم تا در آينده از حركات استفاده كنيم اما از طرفى هر كس هم مى خواهد خط جديدى به وجود بياورد بايد تلفظ صحيح آن را از اهل فن بشنود البته اين موضوع خيلى در آهنگ عبارات كمك نمى كند.
برخى از متخصصان به طور خاص شيوه نگارش خط فارسى را تحت تأثير هنر خوش نويسى مى دانند و تاريخ استفاده از حروف سربى را برابر با از بين رفتن جايگاه اين هنر و در نتيجه شيوع شيوه نامه هاى ناهمخوان با زبان فارسى در نظر مى گيرند.برخى معتقدند در گذشته استادان خط بسيارى داشتيم كه هنر آن ها توسط حروف سربى به خطر افتاد اما خوشبختانه پس از انقلاب طورى به اين موضوع توجه شده كه در حال حاضر مى توان گفت در هر شهرستان دور افتاده اى جوانان بسيارى وجود دارند كه به درجات بالايى از هنر خوش نويسى رسيده اند اين جوانان شيوه ها و اسلوب هاى تازه اى را به واسطه قدرت خلاقيت خود ابداع كرده اند كه اگر چه ريشه در خطاطى گذشته دارد اما نگاهى نو در  آن موج مى زند.
نگارش زبان فارسى و شيوه نامه هاى متعدد آن به طور مستقيم زير نفوذ هنر خوش نويسى به وجود آمده كه نه تنها جاى نگرانى نيست بلكه مى توان گفت كاربردها و زيبايى رسم الخط زبان فارسى را هم گسترش داده است
همچنان كه عنوان شد هنوز نه زواياى ديد متخصصان و نه تحليل ها و نتيجه گيرى هاى آن ها درباره خط زبان فارسى همخوانى ندارد آيا مى توان تكنولوژى نوين چاپ و تدوين متون را ناديده گرفت؟ در مقابل اين تكنولوژى چه بايد كرد؟ آيا ترويج هنر خوش نويسى مى تواند راه چاره باشد؟ كدام يك از اين گزينه ها به اعتلاى خط فارسى خواهد انجاميد؟ موضوع آموزش را چگونه مى توان با اين مفاهيم پيوند داد؟ آيا تكثر و تعدد در اين حوزه مفيد خواهد بود يا خير؟ و ده ها پرسش ديگر كه هنوز پاسخى قطعى براى آن ها وجود ندارد و همچنان برمدار ذهن بى پاسخ هر فارسى زبانى كه قلم در دست مى گيرد در حال چرخش است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |