|
ايران در ايران
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
با ابداع يك سازه جديد
|
|
|
|
آلودگى منابع آب در پهناورترين استان كشور
|
|
|
|
|
|
|
|
|
ايران در ايران
دژ اسدخان؛ نگين دشت مخملى
مجتبى گهستونى
در دشت ۲ هزار و ۵۰۰ كيلومتر مربعى «انديكا»ى خوزستان، در دامنه كوه زاگرس، دژى بنا شده است كه آن را «دژ ملكون» يا «اسدخان» مى نامند. دژى كه سابقه آن به پيش از اسلام بازمى گردد. بنايى از سنگ و گچ به وسعت ۲۰۰ هكتار كه بر فراز كوهى بنا شده است. اين بناى نيمه مخروبه كه در دو طبقه ساخته شده در ۵ كيلومترى «نبه وار» در مرز انديكا و لالى است. دشت لالى و انديكا چنان رؤيايى است كه چشم هر انسانى را خيره مى كند. آگاهى از اين منطقه تاريخ چند هزار ساله اى را زنده مى كند كه پر است از حوادث مختلف از دوران هاى كهن اين مرز و بوم. در دژ بنا شده بر اين كوه عظيم، اتابكان نيز حكومت كرده اند. پس از انقراض حكومت اتابكان، خانواده اى از قوم آستركى بختيارى مقر و حكومت خود را به «نبه وار» منتقل كرد كه از اين دژ ۶ كيلومتر فاصله داشت. در دوران قاجار نيز سردار اسدخان بهداروند نيز صاحب اين دژ مى شود. تصاحب اين دژ از سوى اسدخان به دوره اى برمى گردد كه ژنرال گاردان فرانسوى در دوران حكومت آقامحمدخان قاجار به ايران آمد تا كارخانه هاى توپ جنگى را فعال كند. او به آقامحمدخان قاجار مى گويد كه براى فعاليت اين كارخانه ها نياز به زغال است. به همين دليل آقامحمدخان به اسدخان دستور مى دهد زغال موردنياز را از مناطق سرسبز بختيارى در خوزستان تهيه كند، اما اسدخان كه خود را فرد مستقلى قلمداد مى كرد از فرمان شاه قاجار سرپيچى مى كند و در نهايت مورد تعقيب قرار مى گيرد و به اجبار خود، خانواده و سربازانش به اين دژ پناه مى برند. آقامحمدخان قاجار سپس به «محمدعلى ميرزا دولتشاه» كه حاكم وقت شوشتر بود دستور مى دهد كه اسدخان را دستگير كند. محمدعلى ميرزا وقتى با سربازان خود به سمت اين دژ مى رود، متوجه مى شود كه دژ روى كوه عظيمى بنا شده است كه هيچ راه نفوذى براى ورود به اين قلعه وجود ندارد. حضور چند ماهه حاكم وقت شوشتر در پاى كوه براى دستگيرى اسدخان تأثيرى نداشته، در نهايت تصميم مى گيرد كه به تنهايى به درون قلعه برود. اسدخان و «محمدعلى ميرزادولتشاه» در پاى «سنگ مذاكره»، كه هم اكنون اثر آن در درون قلعه موجود است، به پاى مذاكره مى نشينند. اسدخان در نهايت به ميل خود با على ميرزا همراه مى شود تا راهى مركز شوند. به همين دليل حاكم شوشتر به اسدخان قول مى دهد كه او را نكشند و اين در حالى است كه آقامحمدخان قاجار اصرار به مرگ اسدخان دارد. او به نگهبانان دستور مى دهد تا چاله اى براى اسدخان حفر و او را زنده به گور كنند. اسدخان در حالى كه شاهد كندن گور خود است متوجه مى شود كه دو نگهبان توان كافى براى كندن چاله ندارند. در عين اسارت به طرف دو نگهبان مى رود و با تمام توان، شروع به كندن چاله مى كند. آقامحمدخان قاجار از او سؤال مى كند كه تو چه كار مى كنى و اسدخان به او مى گويد قبرم را مى كنم. شاه كه شجاعت وى را مى بيند از كشتن او صرف نظر مى كند و دستور مى دهد تا او را تحت الحفظ به شوشتر بفرستند. در ميان راه و در كرمانشاه محمدعلى ميرزا مريض مى شود و او به اسدخان توصيه مى كند كه فرار كند. اسدخان نيز تصميم مى گيرد به سمت قلعه خود حركت كند. او در پاى كوه متوجه مى شود كه «داود» پسر برادرش دژ را به تسخير درآورده و راضى به پس دادن آن نيست و در نهايت تا زمان مرگ خود در شيراز مى ماند. بعدها جعفرقلى خان پسر اسدخان بر داود غلبه مى كند و دوباره دژ را به تسخير خانواده خود درمى آورد. در سراشيبى اين كوه، اتاقكى براى نگهبان وجود دارد كه نگهبانان تمام منطقه را زيرنظر داشته اند. دژ اسدخان داراى دو آب انبار بوده است. گفته مى شود كه دو بناى ديگر به نام هاى «دژ دختر» و «قلعه ميدان» شبيه به اين دژ در لالى وجود دارند. در حال حاضر متأسفانه به دليل نبود راه ارتباطى، فقط يك خانواده، كه احشام خود را در اين بنا نگهدارى مى كنند، در اين منطقه سكونت دارد. به گمان نگارنده در برخورد اول با اين بنا ـ كه ويژگى هاى ارزنده اى دارد ـ به ياد قلعه بابك در كليبر آذربايجان شرقى مى افتى. هم اكنون از قلعه بابك جز چند ديوار، بنايى باقى نمانده است، اما دژ اسدخان فقط طبقه دوم خود را از دست داده و با اندكى ترميم، پس از ثبت در فهرست آثار ميراث فرهنگى خوزستان ممكن است هم يك جاذبه توريستى و هم اقامتگاهى براى گردشگران ايرانى و خارجى باشد. مراد سعيدى پور از مسئولان محلى و پژوهشگران تاريخى معتقد است كه ايجاد يك راه ارتباطى مناسب علاوه بر بهره مندى از چشم انداز اين دژ كه داراى اتاق ها، دالان ها و... است، به رونق منطقه نيز مى افزايد.
|
|
|
|
|
تالاب «بيشه دالان» بروجرد نفس هاى آخر را مى كشد
بروجرد ـ آتوسا آزرم : تالاب ها اكوسيستمهاى پويايى هستند كه نقش مهمى در ايجادتعادل اكولوژيك منطقه اى و تأمين زيستگاه بسيارى از گونه هاى جانورى دارند و حفظ تنوع زيستى و برقرارى روابط طبيعى را موجب مى شوند. متأسفانه عوامل بسيارى كه مهمترين آن تهديدهاى ناشى از فعاليتهاى بشرى است بدون در نظر گرفتن اهميت وجود اينگونه زيستگاهها، موجب تخريب و آسيب رسيدن به آنها مى شود. تالاب «بيشه دالان» در جنوب شرقى بروجرد از جمله اين اكوسيستمها است كه از سالهاى دور تاكنون بر اثر عوامل مختلف به صورت گسترده مورد تخريب قرار گرفته است به طورى كه از وسعت ۹۱۳هكتارى آن هم اكنون كمتر از ۱۰۰هكتار باقى مانده است. واردشدن زهاب زمينهاى كشاورزى به داخل تالاب، سوزاندن گونه هاى گياهى آن توسط روستاييان براى انجام فعاليتهاى كشاورزى، خسارتهاى ناشى از سوء استفاده افراد سودجو از جمله عوامل تهديدكننده حيات اين تالاب است. علاوه بر اين، صيد و شكار بى رويه شكارچيان غير مجاز و سودجو موجب كاهش تعداد پرندگان مهاجر و انقراض برخى گونه هاى جانورى منطقه شده است. اين تالاب از گذشته هاى دور همه ساله پذيراى پرندگان مهاجرى بوده كه براى گذراندن زمستان به منطقه وارد مى شدند و به آن حياتى تازه مى بخشيدند. علاوه بر پرندگان مهاجر، بيشه دالان زيستگاه پرندگان بومى، انواع خزندگان، آبزيان، دوزيستان و پستاندارانى از جمله انواع مارها، لاك پشتها، مرغابى، حواصيل، خرگوش، گرگ، شغال، خدنگ، گربه وحشى و سگ آبى است. «امير ساكت» مسئول حفاظت محيط زيست بروجرد در اين باره گفت: با اجراى طرح مطالعاتى تالاب بيشه دالان اين شهرستان دريافتيم اين منطقه هنوز قابليت احيا را دارد و با پتانسيلهاى موجود مى تواند به اكوسيستمى فعال تبديل شود. وى افزود: متأسفانه بخش زيادى از اين بيشه در گذشته به دليل نبود متولى خاص و نداشتن نظارت و پيگيرى مسئولان از بين رفته است. او ادامه داد: يكى از اقدامهاى حفاظتى در اين راستا، آموزش دادن مردم منطقه در زمينه چگونگى حفظ عرصه هاى طبيعى و اهميت اين عرصه ها در زندگى آنها است كه با همكارى آموزش و پرورش و نهضت سواد آموزى اين مهم تا حدودى در بروجرد عملى شده است. وى اشاره كرد: با اصلاح زهكشيها و جلوگيرى از خروج بى رويه آب موجود مى توان حيات دوباره را به تالاب بيشه دالان بخشيد. مطالعات انجام شده بر بيشه دالان نشان داده كه آب موجود در منطقه نقش مهمى در تأمين آبهاى زير زمينى دارد و مى تواند اراضى كشاورزى پيرامون خود را غنى و پرمحصول كند. وى اظهار داشت: برخى از كشاورزان منطقه با نابود كردن نيزارها و گونه هاى گياهى بيشه و تبديل آن به اراضى كشاورزى حيات منطقه را به خطر انداخته غافل از اينكه اين اراضى به دليل فقر آب و خاك تنها براى مدتى كوتاه مى تواند قابل بهره بردارى باشد. اين اداره با گشت و كنترل در منطقه با افراد سودجو برخورد كرده و مانع از صيد و شكار بى رويه جانوران و ناامنى براى گونه هاى جانورى و گياهى خواهد شد.
|
|
|
|
|
تأخير چند روزه در جمع آورى زباله هاى برخى از مناطق خرم آباد
خرم آباد، خبرنگار «ايران»: فرسودگى و كمبود تجهيزات خودروى حمل زباله و نبود روشنايى معابر در برخى مناطق و محله هاى خرم آباد موجب تأخير در جمع آورى زباله در اين مناطق شده است. «حسين سهرابيان» معاون خدمات شهرى شهردارى خرم آباد با بيان اين مطلب گفت: هم اكنون ۵۰دستگاه كاميون حمل زباله در بخش تنظيف خرم آباد فعاليت دارد كه بسيارى از آنها فرسوده و عمر آنها نيز به ۱۵سال مى رسد. وى، رشد بى رويه و ناهمگون محدوده شهرى و حاشيه نشينى در شمال و جنوب خرم آباد و ايجاد منطقه هاى مسكونى بزرگ و پرجمعيت جديد بدون افزايش تجهيزات و امكانات شهردارى را از ديگر عوامل كندى خدمات رسانى به شهروندان عنوان كرد. به گفته اهالى اين مناطق، تأخير در جمع آورى زباله خانگى از مشكلات عمده خرم آباد است و مسئولان شهردارى بايد چاره اى اساسى براى اين معضل بيانديشند. يكى از شهروندان خرم آبادى در اين باره گفت: تأخير در جمع آورى زباله موجب شده كه حيوانات موذى وخانگى نظير گربه با پاره كردن كيسه هاى حاوى زباله چهره زشتى را از معابر و كوچه هاى مملو از زباله به نمايش درآورند. از سويى ديگر، مشكلات زيست محيطى و بهداشتى ناشى از زباله ها، سلامت مردم را به مخاطره انداخته است. گفتنى است، در چند روز اخير، زباله برخى مناطق شهر خرم آباد جمع آورى نشده و بوى تعفن ناشى از انباشت زباله در كوچه و معابر، شهروندان اين مناطق را رنج مى دهد.
|
|
|
|
|
دفع غيربهداشتى زباله در استان بوشهر
بوشهر، خبرنگار «ايران»: وضعيت غيربهداشتى حمل و دفن زباله هاى شهرى در بوشهر سلامت شهروندان را تهديد مى كند. احمدرضا لاهيجان زاده مدير كل حفاظت محيط زيست استان بوشهر با بيان اين مطلب افزود: روزانه ۷۵۰تن زباله در شهرهاى استان بوشهر توليد مى شود كه از اين ميزان ۱۷۰ تن در مركز استان توليد مى شود. وى با اشاره به دفع ناقص زباله ها گفت: مكان هايى كه زباله هاى شهرى استان بوشهر دفن سطحى و يا سوزانده مى شوند عموماً در فاصله نزديك شهرها است كه علاوه بر آلودگى محيط زيست، بوى مشمئز كننده آن سلامت شهروندان را به خطر انداخته است. همچنين حضور برخى افراد سودجو براى جداسازى زباله ها موجب گسترده شدن آنها در سطح زمين و انتقال بيماريها به مراكز جمعيتى شده است. وى اظهار داشت: با توجه به حساسيت موضوع براى دفع اصولى و بهداشتى زباله در شهرهاى بوشهر، اهرم، دلوار، چغادك و عالى شهر منطقه اى در۳۰كيلومترى بوشهر مكان يابى شده است كه در مرحله انتخاب پيمانكار است. وى يادآور شد: در صورت انتخاب پيمانكار وتأمين اعتبار حدود ۳۰درصد زباله شهرهاى ياد شده جداسازى و دفن اصولى خواهد شد.
|
|
|
|
|
شكار در استان فارس تا ۲ سال ممنوع شد
|
|
|
شيراز- خبرنگار «ايران»: رئيس سازمان محيط زيست فارس از ممنوعيت شكار حيوانات بزرگ جثه و پستانداران در مناطق تحت حفاظت محيط زيست استان تا دوسال آينده خبر داد. دكتر محمدعلى رجب زاده در جمع خبرنگاران در شيراز افزود: در سال هاى قبل با توجه به جمعيت حيات وحش، تعدادى مجوز محدود براى شكار برخى از گونه سمى جانورى از سوى سازمان محيط زيست صادر مى شد اما امسال به دليل خشكسالى و در معرض خطر قرار گرفتن حيات وحش فارس به صورت جدى تا دوسال آينده شكار حيوانات موجود در مناطق تحت حفاظت ممنوع اعلام شده است. وى با اشاره به اينكه مدت ممنوعيت شكار حيوانات دراستان فارس قابل تمديد خواهد بود، تأكيد كرد، با متخلفين برخورد جدى صورت خواهد گرفت. رجب زاده، وضعيت حيات وحش گياهى و جانورى فارس را در پى وقوع خشكسالى هاى پى در پى سال هاى اخير، بحرانى توصيف كرد. وى در خصوص، طرحهاى در دست اقدام سازمان حفاظت محيط زيست فارس در راستاى كاهش اثرات تخريبى خشكسالى اظهار داشت: لايروبى چاههاى آب، ايجاد آبشخور، خريد علوفه و استقرار مخازن آب در مناطق تحت حفاظت محيط زيست درحال اجرا است و سازمان مركزى محيط زيست مبلغ ۵۰ميليون ريال و استاندارى فارس نيز مبلغ ۵۰۰ميليون ريال در همين رابطه در اختيار ما قرار داده اند. رجب زاده با اشاره به اينكه پديده خشكسالى به خودى خود باعث بروز آتش سوزى هاى طبيعى و گسترش آتش سوزهاى ناشى از دخالت انسان مى شود، از تشكيل كميته هاى مبارزه با حوادث غيرمترقبه بويژه آتش سوزى در عرصه هاى طبيعى در شهرستان هاى فارس خبر داد. وى در ادامه خاطرنشان ساخت: در پى بروز خشكسالى و كم آب شدن تالاب ها و درياچه ها، امسال بسيارى از پرندگان مهاجر براى يافتن غذا، به روستاها و مناطق مسكونى استان پناه آورده اند و به همين دليل كميته هايى را براى آموزش و كنترل با هماهنگى ادارات دامپزشكى در اين مناطق راه اندازى كرده ايم تا به ساكنين، آموزش هاى لازم براى جلوگيرى از ابتلا به آنفلوآنزاى مرغى و مراقبت از خود در مقابل بيمارى هاى مشترك انسان و پرندگان ارائه شود. رجب زاده در بخش ديگرى از سخنانش به مقوله آلودگى هوا در شيراز پرداخت و گفت: نزديك به ۹۰درصد آلودگى شهر شيراز مربوط به وسايل نقليه است و مينى بوس هاى ويژه حمل و نقل عمومى كه اغلب آنها فرسوده هستند نقش زيادى در ايجاد آلودگى ايفا مى كنند. به گفته وى تا پايان امسال مطابق برنامه ريزى انجام شده يكصد دستگاه اتوبوس گازسوز وارد ناوگان اتوبوسرانى شهر شيراز خواهد شد. رئيس سازمان حفاظت محيط زيست فارس در پايان يادآور شد: از محل تسهيلات اعطاى بانك جهانى براى كاهش آلودگى شهرهاى آلوده كشور، ۶دستگاه سنجش آلودگى هوا در شرايط نصب و راه اندازى خواهد شد.
|
|
|
|
|
با ابداع يك سازه جديد
مشكل اندازه گيرى دبى آب كشاورزى برطرف شد
شيراز - خبرنگار «ايران»: با ابداع يك سازه جديد موسوم به «فلوم گلوبلند» مشكل اندازه گيرى دقيق دبى جريان آب در كانالهاى آبيارى و اراضى كشاورزى برطرف شد. دكتر شاهرخ زند پارسا، استاديار بخش مهندسى آب دانشگاه شيراز، طراح و مبدع «فلوم گلوبلند» در رابطه با نحوه عملكرد اين سازه اندازه گيرى گفت: تا پيش از اين ميزان آب مصرفى در اراضى كشاورزى بر حسب ميزان سطح زير كشت و يا ساعتهاى دريافت آب توسط كشاورزان تخمين زده شده و به حجم آب مصرفى توجه نمى شد. وى افزود: عدم اندازه گيرى آب مصرفى بخش كشاورزى با توجه به حجم آب مصرفى در سالهاى گذشته مسائل و مشكلات زيادى را به بار آورده بود؛ به عنوان مثال مالكان قطعات مختلف زمين هاى كشاورزى نمى دانستند كه سهم واقعى آنها از جريان آب موجود در محل چه اندازه است و اينكه براساس نوع محصول كاشته شده چه مقدار آب به زمين داده شود و از اين رو اختلافات زيادى بين زارعين بر سر سهميه آب وجود داشت. به گفته زند پارسا، منطبق نبودن آب بهاى دريافتى از كشاورزان توسط سازمان آب با حجم آب مصرفى در اراضى نيز يكى ديگر از مشكلات اصلى موجود در روشهاى اندازه گيرى قبلى بود. به دليل نقايص موجود در اندازه گيرى آب مصرفى در بخش كشاورزى، مجلس شوراى اسلامى در سال۷۹ وزارت نيرو را موظف كرد تا تحويل آب به مصرف كنندگان اين بخش را به صورت جمعى مشخص كند. پيرو اين ابلاغيه، سازمان آب منطقه اى فارس در سال،۸۱ پس از طرح موضوع با بخش مهندسى آب دانشگاه شيراز، قراردادى را در اين رابطه منعقد كرد و دكتر زند پارسا مسئول پيگيرى اين امر شد. در مرحله اول، طرح و اجراى سازه اندازه گيرى دبى جريان آب به صورت حجمى (فلوم گلوبلند) در بخشى از شبكه كانالهاى زيردست سد درودزن به انجام رسيد. در سال۱۳۵۰ بيش از سه هزار سازه با عنوان دريچه CHO در سد درودزن نصب شده بود كه به دليل ناقص بودن، قابل استفاده نبوده و اصلاح آن نيز در حال حاضر به دليل هزينه بسيار بالا، مقرون به صرفه نبود. دكتر زند پارسا در خصوص مزاياى استفاده از سازه اندازه گيرى (فلوم گلوبلند) اظهار داشت: اين سازه در مقايسه با ساير سازه هاى مورد استفاده قبلى، از دقت بسيار بالايى برخوردار بوده و نصب و ساخت آن بسيار ساده تر و ارزانقيمت تر است به گونه اى كه ساخت برخى از سازه هاى قبلى حدود ۸ تا ۹ميليون تومان هزينه در بر داشت اما هزينه ساخت اين سازه جديد براى كانالهاى آبيارى درجه سه و چهار بين ۱۰۰ تا ۱۵۰هزارتومان است.
|
|
|
|
|
آلودگى منابع آب در پهناورترين استان كشور
خطر بيخ گوش كرمان
|
|
|
كرمان ـ امين شول: در دهه اخير موضوع بحران هاى مرتبط با آب به شكل جدى ترى جوامع را تحت تأثير قرار داده است به طورى كه افزايش جمعيت و همچنين بالارفتن شاخص هاى رفاه موجب تخريب، ضايع شدن و آلودگى منابع آب و محيط زيست شده است. اين موضوع زمانى نگران كننده تر مى شود كه بدانيم در مدت ۴۰ سال گذشته مصرف آب در سطح دنيا سه برابر شده است همچنين منابع آب شيرين و سالم از يك منبع تجديدشونده به منبع نيمه تجديدشونده و ميرا تبديل شده است. در همين حال و براساس اطلاعات موجود بيمارى هاى ناشى از آب هاى بى كيفيت نيز بيش از ۸ درصد كل بيمارى ها را در كشورهاى در حال توسعه شامل مى شود. در ايران نيز روند رو به رشد آلودگى منابع آب ناشى از عملكرد بخش هاى مختلف صنعتى، كشاورزى و انسانى، رشد جمعيت و افزايش تقاضا براى دستيابى به آب با كيفيت بهتر از جمله چالش هاى پيش رو در حوزه آب و فاضلاب است. اين مسأله اما در پهناورترين استان كشور شكل بحرانى ترى به خود گرفته است و هر روز نيز بر حجم اخبار مربوط به آلودگى منابع آب شهرستان هاى استان كرمان و اظهار نگرانى مسئولان در اين خصوص افزوده مى شود. مديركل آب و فاضلاب استان كرمان با اظهار نگرانى از وضعيت كنونى منابع آب در خصوص نزول كيفيت آب و خطر آلودگى در اين استان مى گويد: بروز خشكسالى ۸ ساله و برداشت هاى بى رويه از سفره هاى آب كيفيت و كميت آب در استان كرمان را با چالش جدى روبرو كرده است. وى تصريح مى كند: «اين مسأله از حد و اندازه هاى يك بحران فراتر رفته است.» «محمد تربتى» تأكيد مى كند: با وضعيت موجود آينده استان كرمان در هاله اى از ابهام و بلاتكليفى قرارگرفته است. وى دسترسى مردم به آب سالم را يكى از مطالبات مهم آنان مى داند و درخصوص شرايط فعلى توضيح مى دهد: سالانه ۶/۸ ميلياردمترمكعب آب در حوزه هاى مختلف در استان استفاده مى شود كه ۲۵۰ ميليون مترمكعب آن شامل آب آشاميدنى مى شود و باقيمانده آن عمدتاً در بخش هاى ديگرى مانند كشاورزى مورد استفاده قرار مى گيرد. مديرعامل شركت آب و فاضلاب استان كرمان تأكيد مى كند: «سالانه حداقل ۴ ميلياردمترمكعب از آبهاى برداشت شده به شيوه هاى مختلف هدر مى رود.» در اين شرايط وضعيت آب آشاميدنى شهرهاى استان كرمان وضعيت مطلوبى ندارد و در برخى شهرها به دليل عدم اجراى سيستم هاى فاضلاب و رعايت موازين زيست محيطى زنگ خطر آلودگى سفره هاى آب زيرزمينى به صدا درآمده است. از سوى ديگر هفته گذشته اداره كل حفاظت محيط زيست استان كرمان هرگونه ساخت و ساز در كرمان را بدون اخذ مجوز از اين سازمان و شبكه بهداشت و درمان به منظور محافظت از منابع آب شرب ممنوع اعلام كرد. دكتر درخشانى مديركل حفاظت محيط زيست كرمان هم در اين مورد تأكيد مى كند: جلوگيرى از آلودگى هاى زيست محيطى مخصوصاً آلودگى سفره هاى آب زيرزمينى شهر كرمان از وظايف سازمان محيط زيست محسوب مى شود. وى افزود: با توجه به خشكسالى هاى مداوم، توسعه شهرها و افزايش جمعيت و بنا به شرايط كويرى استان كرمان اين تصميم اتخاذ شده تا با همكارى شركت آب و فاضلاب نظارت دقيق ترى اعمال شود. همچنين به گفته مديركل آب و فاضلاب استان كرمان برداشت هاى بى رويه، هجوم سفره هاى آب شور به سمت سفره هاى آب شيرين، از بين رفتن ذخيره سفره ها و ورود مواد آلاينده به آبها در اثر ساخت و ساز و فعاليت هاى كشاورزى نتايج عملكرد بدون برنامه و مصلحت انديشانه برخى مديران است كه شرايط كنونى را رقم زده است. \ شهرهايى كه بحرانى ترند خبر آلودگى منابع آب در شهرستان «بردسير» كه در گذشته همواره به گوش رسيده است از سوى تربتى اين گونه تأييد مى شود: «سفره هاى آب در شهر بردسير آسيب ديده است و بايد هر چه زودتر و به شكل كاملاً اضطرارى راه حلى براى آن انديشيده شود.» تربتى در عين حال اضافه مى كند: در حال حاضر كميته حفاظت از منابع آب استان كرمان به رياست استاندار مسائل آب را دنبال مى كند و مسائل مربوط به آلودگى آب ها هم همواره مورد توجه بوده است اما اين تلاش كافى نيست. وى در مورد شهرهاى ديگر هم مى گويد: در «راور» يك پادگان نظامى بر روى سفره هاى آب اين شهر اسكان دارد كه در حال رايزنى براى جابه جايى آن هستيم و توافقاتى هم صورت گرفته اما براى پيشگيرى از هر گونه آلودگى در اجراى آن بايد تسريع شود. تربتى به شهر كرمان هم اشاره مى كند و توضيح مى دهد: هر چند در حال حاضر سفره هاى آب كرمان آلودگى خاصى ندارند اما به دليل قرارگرفتن شهرهاى ماهان، جوپار و محى آباد در حريم سفره هاى آب كرمان ضرورت دارد در كوتاه ترين زمان ممكن طرح فاضلاب اين شهرها اجرا شود. تربتى از مسئولان مى خواهد با سرعت بيشترى اين طرح را دنبال كنند. او معتقد است وقت تلف كردن درخصوص اجراى اين طرح ها مى تواند آينده شهر كرمان را با خطر مواجه كند.
|
|
|
|
|
كاروانسراها، نماد هنر، معمارى اصيل و تجارت
|
|
|
عليرضا چرخابى شايد در همه كتاب هايى كه درباره تاريخ و جغرافياى ايران نوشته شده و در همه سفرنامه هاى جهانگردان، از توجه ايرانيان به راه و ساختمان هاى پيوسته به آن و همچنين راهدارى و پست منظم از روزگاران بسيار كهن بسيار سخن رفته باشد. وجود واژه هايى چون «ساباط» و «بريد» در زبان هاى زنده جهان كه از گويش هاى ايرانى گرفته شده بيان كننده اين نظر است كه پهناورى سرزمين و دورى شهرها و آبادى هاى ايران و كشورهاى همسايه، ايرانى را ناچار كرده است كه راه هاى امن داشته باشد و منزل به منزل و آبادى به آبادى آسايشگاه بسازد و براى آن كه كاروان ها در بيابان راه خود را بيابند، برج ها برافرازد كه از دور مانند برج دريايى، رهسپاران را راهنمايى كند. هنر ايرانى و صناعت ايرانيان از دوره باستان تاكنون نشان دهنده و نمايانگر ذوق و سليقه آن هاست، تا آنجا كه توانسته اند در بين مسيرها، جاده ها و بين شهرها از خود آثارى به جا بگذارند كه همگى نشان از تمدن والاى آنهاست. يكى از كارهاى عام المنفعه، ساخت كاروانسرا بود كه به طور در منظم همه راه هاى اصلى و مهم براى استراحت كاروانيان به صورت آبرومندى بنا مى شد. به طورى كه از مفهوم كاروانسرا استنباط مى شود، وجود اين بناها مرحله پيشرفته اى از زندگى را مجسم كرده، در واقع شاهرگ حيات اقتصادى و بازرگانى هر دوره را تشكيل مى داد. فاصله زياد بين مراكز تجارى، مداخله عوارض طبيعى، محيط وحشى، بيابان، خطرهاى جنگ هاى داخلى متعدد و در بسيارى اعصار دسته هاى اشرار كاملاً سازمان يافته، صرف نظر از تهديد دائمى چادرنشينان و انواع غارتگران، همگى وجود جايگاه هاى امن را براى تأمين استراحت كاروان ها و ساير مسافران ايجاب مى كرد تا به سلامت به مقصدشان رهسپار شوند. حتى در عصر هخامنشيان منزلگاهى تأسيس شده بود كه ساكنانش در صورت لزوم در برابر دشمنان به دفاع مى پرداختند. كاروانسراها نماد كاملى از معمارى ايرانى بود. در هيچ كجا همسويى كاركرد و ساختار را بهتر از اين نمى توان مشاهده كرد، زيرا طرح معمولى قلعه يا ارگ خندق و برج و... به آن تعداد مورد نياز چنان پرخرج بود كه اجراشدنى نبود. طرح رباط و كاروانسرا: رباط و كاروانسرا گاهى بسيار ساده و منحصر به حياط دور بسته است كه حوض يا پايابى در وسط دارد و آخور ستوران در زير سكو و ايوان پيشخوان اتاق ها يا كنار صفه هاى بيرون است و در نقاط سردسير به جاى حياط، گنبدخانه اى در ميان دارد و گاه علاوه بر اتاق و ايوان و حياط داراى باره بند، انبار، بازار، بالاخانه، برج و غلافخانه است. در دالان كاروانسراهاى مجلل و باشكوه چند حجره آراسته براى پذيرايى از مسافران نامدار و سرشناس ساخته شده و گاهى در بالاى سردر، چند اتاق خوش منظر و مجلل دارد. درباره بند و اصطبل كاروانسرا، صفه ها و تختگاه هايى براى ستوربانان ساخته شده و در مدخل اصطبل اتاق هايى پاكيزه است كه از يك طرف به حياط كاروانسرا و از سوى ديگر از ميان رخنه و روزنى درون باره بند را مى نگرد و به نظر مى آيد كه اين اتاق ها به سران و يا به اصطلاح «چاروادارها» اختصاص داشته است. انواع كاروانسراها از نظر طرح و نقشه: از آنجايى كه ساخت كاروانسراهاى ايران به طور گسترده از دوره صفويه شروع شده، لازم است در تقسيم آن به همه عوامل از وضع آب و هوايى گرفته تا شيوه معمارى منطقه توجه كرد. در درجه اول كاروانسراهاى ايرانى را مى توان به گروه هاى زير تقسيم بندى كرد: الف - كاروانسراهاى كاملاً پوشيده كوهستانى: اين نوع كاروانسراها از توقفگاه هاى كوچك كنار راه ها تا ساختمان هاى سلطنتى زمان شاه عباس را شامل مى شود. نمونه ساده اين نوع كاروانسراها عبارتند از اتاق هاى گنبددار مركزى با يك رديف اتاق گنبددار با تعدادى اصطبل در همان رديف. بيشتر كاروانسراهاى كوهستانى داراى اجاق هاى متعدد يا بخارى ديوارى در داخل اتاق ها هستند. همچنين اين نوع كاروانسراها از هر طرف بسته و پوشيده بوده، به راحتى مى توان جلوى بادهاى مداوم و برف هاى زمستانى و تگرگ هاى بهارى و پائيزى را گرفت و كاروانيان از اينگونه آسيب ها در امان بوده اند. از نمونه هاى جالب اين گروه كاروانسراها، مى توان كاروانسراى «شبلى» در آذربايجان و كاروانسراى «گدوك» در جاده فيروزآباد را نام برد. كاروانسراهاى كرانه خليج فارس: به علت اوضاع اقليمى و جغرافيايى كرانه هاى خليج فارس، كاروانسراهاى اين منطقه معمارى ويژه اى دارند. اين كاروانسراها به طور عام حياط مركزى نداشته و شامل بنايى چهارگوش با اتاق مركزى صليبى شكل و اتاق هاى جانبى با يك سكوى سنگى دور تا دور ساختمان ساخته شده و همه اتاق ها به خارج بنا راه دارند تا بادهاى خنك ساحلى را به ساختمان برسانند. تنوع اين كاروانسراها از نظر معمارى نيز حائز اهميت است. از نمونه هاى جالب اين گروه مى توان به كاروانسراى «قلعه پهلو» در غرب جاده بندرعباس اشاره كرد. ج - كاروانسراهاى حياط دار مركز ايران: بهترين، مهمترين و زيباترين كاروانسراهاى ايران در اين گروه قرار دارند. اين گروه از كاروانسراها نيز از نظر معمارى به گونه هاى زير تقسيم مى شوند. كاروانسراى مدور: تعداد كمى از كاروانسراهاى ايران با نقشه مدور بنا شده است. اين نوع كاروانسراها بسيار جالب توجه و از نظر معمارى حايز اهميت فراوان است. در حال حاضر فقط دو نمونه «رباط ركن الدين» در جاده يزد _ كرمان و كاروانسراى «زيزه بين» كاشان و نطنز از اين گروه شناخته شده اند. كاروانسراهاى حياط دار چند ضلعى: اين گروه از كاروانسراها به شكل چند ضلعى (اغلب ۸ ضلعى) و همانند كاروانسراهاى مدور بسيار زيبا بنا شده اند و زمان ساخت آنها دوره اى است كه در معمارى كاروانسراها پيشرفت قابل ملاحظه اى به وجود آمده. از نظر تعداد، كاروانسراهاى چند ضلعى نيز همانند كاروانسراهاى مدور، اندك و فقط نمونه هاى نادرى از آنها در سراسر ايران باقى مانده است. زيباترين نمونه اين گروه كاروانسراى امين آباد، خان خوره، چهارآباده و ده بيد جاده اصفهان ـ شيراز است كه به شكل هشت ضلعى و در دوره صفويه ساخته شده و نشان دهنده شيوه معمارى اصفهانى است. كاروانسراهاى چندضلعى از داخل و خارج قرينه، ولى كاروانسراهاى مدور از خارج دايره شكل و در داخل چند ضلعى است. كاروانسراهاى دو ايوانى : تعدادى از كاروانسراهاى ايرانى را همانند مساجد و مدارس و ساير بناهاى مذهبى به شكل مربع يا مستطيل ساخته اند. به طور عام ايوان هاى اين كاروانسراها يكى در مدخل ورودى و ديگرى روبروى آن قرار دارد. از نمونه هاى باقى مانده اين كاروانسراها مى توان كاروانسراى چاه خوشاب و دوكوهك را نام برد. كاروانسراها با تالار ستوندار: تعداى از كاروانسراهاى ايوان با تالار ستوندار بنا شده و از آنها اغلب براى اصطبل استفاده شده است. نمونه اى از اين كاروانسراها عبارتند از كاروانسراى عسكرآباد بين جاده تهران ـ قم و كاروانسراى خاتون آباد در كيلومتر ۲۵ جاده تهران ـ گرمسار. كاروانسراى چهار ايوانى: احداث بناهاى چهار ايوانى حياط مركزى، سابقه طولانى در معمارى ايران داشته است كه نمونه آن را مى توان در دوره اشكانى (كاخ آشور) ملاحظه كرد و در ادوار اسلامى از طرح چهار ايوانى براى بنياد بناهاى مذهبى و غيرمذهبى مانند مدارس، مساجد، مقبره ها و كاروانسراها استفاده شده و تقريباً اين طرح، نقشه ثابتى براى احداث اين گونه بناها شد. بخصوص از دوره سلجوقى به بعد كاروانسراهاى بسيار با طرح چهار ايوان ساخته شد كه آثار آن در تمامى ايران پراكنده شده است. گرچه گروه كاروانسراهاى چهار ايوانى به شكل مربع يا مستطيل بنا شده و از نظر نقشه به هم شباهت دارند، ولى در جزئيات مانند شكل داخل و خارج دروازه هاى ورودى، برج ها و ترتيب قرار گرفتن اصطبل ها، داراى ويژگى هاى متفاوتى هستند. كاروانسراهاى متفرقه: اين گروه، كاروانسراهايى هستند كه نقشه و معمارى آن با آنچه كه در گروه هاى پنجگانه به طور خلاصه بررسى شد، شباهتى ندارد. دلايل مختلفى چون سليقه و ذوق معمار، نفوذ معمارى خارجى و موقعيت جغرافيايى در ساخت اين گونه كاروانسراها نقش داشته است. براى مثال از كاروانسراى سبزوار مى توان نام برد كه شبيه كاروانسراهايى است كه در بين النهرين ساخته شده است و نمونه ديگر، كاروانسراى شاه عباس جلفاى آذربايجان است كه آن را شخصى به نام خواجه نظر ساخته است. تمام آنچه كه از گذشتگان ما به جا مانده همگى نشانه تمدن و فرهنگ غنى گذشتگان ماست كه با فكر و تدبير خود و با در نظر گرفتن همه موارد در طول زندگى و سفر، براى خود امكاناتى فراهم كرده اند كه تاكنون نيز كاربرد داشته و دارند. اميد است با حفظ اين سرمايه هاى ملى و صيانت از آنها بتوانيم ميراث داران خوبى براى آنها باشيم و وجود اين اماكن را سند فرهنگى و افتخار معمارى خود بدانيم.
|
|
|
|
|
ديوار سرخ گرگان دومين ديوار تاريخى جهان
|
|
|
نغمه عقيلى قزل الان يا مار سرخ و با نامى ديگر «ديوار بزرگ گرگان» طولانى ترين اثر معمارى ايران باستان و بعد از ديوار چين دومين ديوار تاريخى قاره آسيا با ۲۰۰ كيلومتر طول، در دشت گرگان و تركمن صحرا قرار دارد. اين ديوار از شرق درياى خزر در خواجه نفس شروع و از شمال آق قلعه و گميشان گذشته پس از پيمودن شمال گنبد به طرف شمال غرب رفته و در كوه هاى پيشكمر محو مى شود. در متون تاريخى، ديوار بزرگ گرگان را كه حائلى در برابر بيابانگردان آسياى ميانه بوده به نامهاى سد سكندر، سد انوشيروان، سد فيروز ، ديوار دفاعى و... ناميده اند و مطالب گوناگونى در مورد آن بيان داشته اند، براى مثال در كتاب «تاريخ مغول در ايران» آمده: قزل الان سد عظيمى بود كه در زمان ساسانيان ساخته شد. الانها مرزداران ساسانى بودند كه در مقابل هجوم بيابانگردان آسياى ميانه مقاومت مى كردند. چنانچه يك بار قبايل هون از رود ولگا گذشته و به الانها هجوم بردند. اين سد ۳۰۰ كيلومتر طول داشت و به خاطر بزرگى اش، تركها به آن قزل الان گفتند. به همين ترتيب، سياحان مختلف كه از اين بناى باستانى ديدن كرده اند هر يك در كتابهاى خود اطلاعاتى از ديوار بر جاى گذاشته اند كه منبعى مهم در زمينه مطالعات امروزى ديوار محسوب مى شود و باستان شناسان در پژوهش اين اثر باستانى با پالايش اطلاعات صحيح اين منابع از آنها كمك مى برند. اما نخستين پژوهش باستان شناسى ديوار گرگان در دوره معاصر توسط «ژاك دمورگان» فرانسوى درست در ۱۰۰ سال پيش صورت گرفت كه قسمتى از مسير ديوار را روى نقشه ترسيم نمود. بعد از او باستان شناس فرانسوى «آرن» در سال ۱۳۱۲ خورشيدى بخشى از ديوار گرگان را به صورت پيمايشى، شناسايى و معرفى كرد. در سال ۱۳۱۶ خورشيدى «اريك اشميت» آمريكايى با پرواز بر فراز منطقه، خط قرمز رنگى را در زمين مشاهده كرد كه با پيچ و تاب از دريا به سمت كوه هاى پيشكمر در شرق استان ادامه يافته است. او با ديدن اين منظره عجيب اين پرواز را بار ديگر تكرار كرد و باتهيه عكس هاى هوايى گام مهمى در شناسايى ديوار برداشت. بعد از آن دكتر «محمد يوسف كيانى» در سال ۱۳۵۰ با پرواز مجدد بر روى ديوار موفق به برداشتن عكس هاى جالب توجهى از ديوار شد و طول ديوار را ۱۷۵ كيلومتر با ۳۲ قطعه وابسته شناسايى كرد. پس از اين مطالعات جديد شروع و تا سال ۱۳۵۷ توسط باستان شناسان ايرانى ادامه يافت. اما بعد از آن پژوهش بر روى ديوار اثر باستانى تا تشكيل استان گلستان يعنى سال ۱۳۷۸ متوقف ماند. در سال ۱۳۷۸ با شروع ساخت سد گلستان بخشى از مسير ديوار در محدوده كانال آبيارى و زهكشى سد قرار گرفت و بنا به ضرورت حفظ ديوار در پناه قانون، اين اثر ارزشمند به شماره ۲۳۴۵ فهرست آثار ملى كشور به ثبت رسيد و آب سد نيز از طريق دونقب از زير ديوار رد شد. بعد از آن در سال ۱۳۸۱ ، ديوار در شش فصل كاوش شد كه اطلاعات فراوانى از آن به دست آمد. به طورى كه هم اكنون باستان شناسان طول ديوار را ۲۰۰ كيلومتر مى دانند. از آنجايى كه در برخى از متون قديمى اين ديوار تا مرو ادامه داشته، باستان شناسان احتمال مى دهند طول ديوار بيشتر از ۲۰۰ كيلومتر باشد كه در كاوش هاى آينده به جواب آن خواهند رسيد. همچنين تا قبل از اين تخمين زده مى شد كه اين ديوار مربوط به دوره اشكانيان باشد اما بر طبق آخرين نمونه هاى آزمايش شده در آزمايشگاه هاى معتبر اين ديوار متعلق به دوره ساسانى است. ديوار بزرگ گرگان در مناطق كوهستانى ۲ و در دشت ۱۰ متر عرض داشته و آجرهاى بزرگ آن تا ابعاد ۴۱ در ۴۱ و قطر ۱۰ سانت در دهها كوره آجرپزى پخت مى شده است. بسته به خاك منطقه اى كه آجر پخته مى شد رنگ آن از نخودى تا قرمز فرق مى كند. خندقى ۳۰ مترى هم در جلوى ديوار كنده شده كه آب از طريق اين خندق به دشت ها و كوره هاى مسير مى رسيد. از ارتفاعات پيشكمر تا روستاى زاو در پارك ملى گلستان كه ۳۵ كيلومتر است بخش هايى از ديوار سالم تر مانده و با حفارى در چند نقطه خوشبختانه بقاياى ديوار از زير خاك بيرون آمده است. در كاوش هايى كه تاكنون انجام شده ۲ هزار متر مربع از ديوار حفارى گرديده كه در پى آن يك آتشگاه و استراحتگاه سربازان كه فضاى وابسته به ديوار بوده، كشف شده است. همچنين ۲ قلعه از حدود ۳۸ قلعه تخمين زده در طول ديوار كاوش شده كه به نظر محل سكونت سربازان بوده است. قلاع از ابعاد ۱۲۰ در ۱۲۰ متر شروع و بزرگترين آن به ۲۴۰ در ۳۰۰ متر مربع مى رسد. سرپرست پايگاه ميراث فرهنگى ديوار بزرگ گرگان در مورد بازسازى اين بنا اظهار داشت: منابع مكتوب قوى جهت بازسازى آن نداريم. از اين رو تاكنون بازسازى كامل قسمتى از ديوار امكانپذير نبوده است. اميدواريم با كاوش هاى آينده اطلاعات خود را بيشتر كنيم و در اين صورت با به دست آمدن اطلاعات بيشتر ممكن است بتوانيم قسمتى از مسير ديوار را بازسازى كنيم. «حميد عمرانى ركاوندى» ادامه مطالعات باستان شناسى، مردم شناسى، زمين باستان شناسى، معمارى، شهرسازى و آزمايشگاهى را ازجمله اقدامات مهم پايگاه ديوار بزرگ گرگان دانست و گفت: اكنون براى حفاظت ديوار در قسمت هايى از آن در دو طرف ديوار ميله گذارى انجام شده تا حريم ديوار حفظ و از تخريب آن جلوگيرى شود. به گفته وى، راندن خودروها بر روى آجرهاى ريخته شده ديوار در سطح مزارع به عنوان جاده بين مزارع، استفاده برخى از اهالى روستاها و شهرهاى اطراف از آجرهاى باقيمانده ديوار براى ساخت و ساز و رعايت نكردن حريم ديوار از سوى مردم و ارگان هاى دولتى ضرر فراوانى در سال هاى اخير به ديوار وارد آورده است. اين باستان شناس در ادامه خواستار همكارى مردم و مسئولان استان نسبت به حفظ آثار باستانى منطقه شد و از آنها خواست هنگام ساخت و ساز و كشاورزى در مناطق نزديك ديوار و آثار باستانى استان توجه بيشترى داشته باشند. وى با اشاره به اينكه طبق گزارشات مردمى نمونه هايى از آجرهاى ديوار، نزديك سواحل درياى خزر و در داخل خليج گرگان ديده شده است افزود: در فصل آينده كاوش قصد داريم باستان شناسى زير آب درياى خزر را با كمك غواصان انجام دهيم تا آثار معمارى احتمالى مدفون شده ديوار گرگان را در زير آب به دست آوريم. گفتنى است ديوار «تميشه» ديوار ديگرى در جنوب ديوار بزرگ گرگان است كه قسمت شمالى آن در خليج گرگان وجود دارد و احتمال اينكه ديوار بزرگ گرگان و تميشه زمانى يك ديوار بوده است، در آينده و با كاوش بيشتر باستان شناسان در درياى خزر روشن خواهد شد.
|
|
|
|