|
عزم همگانى براى شناساندن جاذبه هاى گردشگرى گيلان
|
|
|
كوروش ضيابرى عقب ماندگى اقتصادى استان گيلان در سال هاى اخير علاوه بر اين كه موضوعى براى بحث و تبادل افكار صاحب نظران است ،دست اندركاران امور فرهنگى و اجتماعى استان، ازجمله نويسندگان و پژوهشگران گيلانى نيز، با روش هاى مختلف انتشار كتاب، انجام مصاحبه و سخنرانى يا نوشتن مقاله، بحث توسعه نيافتگى اقتصادى ـ سياسى استان را مطرح مى كنند و عوامل اين پسرفت و عقب ماندگى را به نقد مى كشند. درست است كه گيلان به دليل عوامل متعدد، نتوانسته از لحاظ فرهنگى و اقتصادى و سياسى ، به جايگاه اصلى خود در كشور برسد ، اما ركود و سكون گيلان هم در زمينه هاى اقتصادى و سياسى و هم در برخى زمينه هاى صنعتى از جمله گردشگرى نيز بوده است و عقب ماندگى گيلان، تنها به يك يا دو زمينه خاص محدود نشده. خوشبختانه از اين استان به عنوان يكى از زيباترين استان هاى كشور به لحاظ جاذبه هاى طبيعى و گردشگرى ياد مى شود و طبيعت بكر گيلان نيز سبب مى شود كه سالانه چندميليون نفر گردشگر همزمان با ايامى مثل آغاز سال نو و نيز فصل تابستان به گيلان رو بياورند اما با وجود پتانسيل هاى غنى گيلان، بايد گفت هنوز هم اين ميزان پيشرفت در خور شأن چنين استانى نيست و جاذبه هاى گردشگرى اين ديار هنوز هم ناشناخته مانده است. به وضوح ديده مى شود كه جذابيت گيلان، هرجا كه بحث از مسافرت و گردش باشد، باعث مى شود تا مسافران از هر نقطه كشور، نيم نگاهى به شهرهاى زيباى گيلان داشته باشند و سفر به گيلان، يكى از اولويت هاى انتخابى آنها براى مسافرت به شمار رود. اما با وجود مسافرانى كه هرسال به صورت گسترده به گيلان مى آيند، هنوز هم نمى توان با اطمينان گفت كه گيلان به طور كامل به مردم ايران شناسانده شده است. براى نمونه بيشتر نوجوانان و جوانان ايرانى مى دانندكه جاذبه هاى گردشگرى استانى مثل اصفهان، شامل سى و سه پل، عالى قاپو، پل خواجو،هشت بهشت، چهلستون ، ميدان نقش جهان و... است اما اگر از يك نوجوان بخواهيم جاذبه هاى گردشگرى و آثار باستانى و تاريخى گيلان را نام ببرد، او نمى تواند به سرعت به خيل عظيم بناهاى ديدنى و جاذبه هاى طبيعى گيلان اشاره كند و آنها را برشمرد. موفق نبودن گيلان در جذب گردشگر مانند ساير استان هاى كشور مثل اصفهان، فارس و خراسان عوامل متعددى دارد كه بسيارى از اين عوامل ريشه تاريخى دارند و بايد در اسناد و كتاب هاى تاريخى به دنبال آنها گشت، اما عوامل فعلى كه اين دستاورد تلخ را براى گيلان به ارمغان آورده اند، بى شمارند و پرداختن به آنها، نياز به تحقيق و تفحص در سطح گسترده دارد و دراين مقال نمى توان آنها را به صورت جامع شرح داد، اما بى ترديد اين تفكر مورد استقبال خواهدبود كه پرداختن به علل آشنانبودن مردم ايران با جاذبه هاى گردشگرى استان، مى تواند راه حلى براى اين دست مشكلات، جلوى پاى مسئولان اجرايى استان قرار دهد، به ويژه كه در فصل تابستان و در ماه هاى گرم سال ، به دليل متعادل بودن هوا و چند شاخصه ديگر، خيل عظيمى از مسافران از سراسر ايران و دنيا، به گيلان مى آيند. يكى از عواملى كه باعث شده تا مسافران عازم گيلان، آن طور كه انتظار است گسترده نباشند و هرساله جمعيت مشخص و معدودى به گيلان سفر كنند، كم كارى خود گيلانى ها د ر فراهم كردن امكانات پذيرايى از ميهمانان است. اگر به شهرهايى مثل مشهد يا تهران سفر كرده باشيد، خواهيد ديد كه هتل هاى گوناگون و سالن هاى ميهمانپذير، هرچندصدمتر در سطح شهر مشاهده مى شوند و دست مسافر براى انتخاب محل سكونت خود كاملاً باز است و مى تواند از هر هتلى براى اقامت استفاده كند. اين موضوع ضمن اين كه عامل درآمدزاى مناسبى است تا ضمن ايجاد فرصت هاى شغلى دراين شهرها، منابع مالى استانى نيز تقويت شوند آرامش خاطر مسافر را فراهم مى آورد تا بتواند در مدت دلخواه، در شهر اقامت داشته باشد و از جاذبه هاى آن نيز به موقع ديدن كند، اما در اين استان در كل چندهتل وجود دارد و گنجايش اين هتل ها تا چه اندازه هست؟ بى شك مسافرى كه به شهرى مثل لاهيجان مى آيد تا دراين شهر به طور موقت اقامت كند، دست خود را در انتخاب محلى براى اسكان، باز نمى بيند و به ناچار در كنار پاركها چادر مى زند. اين قضيه ضمن اين كه ظاهر نامناسبى به شهر مى دهد، به اقتصاد شهرهاى استان هم ضرر مى زند. زيرا اگر يك گيلانى به اصفهان برود، مطمئناً براى اقامت به يك هتل مى رود و براى آن شهر سودآورى مالى مى كند، در حالى كه مسافرى كه به رشت يا انزلى مى رود به دليل معذوريت هاى اقامتى، چندروزى را بيشتر اينجا سپرى نمى كند و اين قضيه باعث مى شود تا جاذبه هاى اصلى گردشگرى استان ، ناشناخته بماند و نيز از لحاظ مالى و اقتصادى ، به استان ضرر وارد شود. ديگر عاملى كه شايد بسيار مهم هم باشد، تبليغات است ، براى نمونه در يك كشور خارجى، جايى مانند تخت جمشيد و پاسارگاد يا ميدان نقش جهان به عنوان نمادهاى ايران در رسانه ها، بر روى پوسترهاى تبليغاتى از سوى نشريات و خود مردم معرفى مى شوند، ولى براى نمونه قلعه رودخان گيلان كه بلندترين برج سنگى ايران است چندان شناخته شده نيست و مسافران، به ميل خود براى بازديد از آن مى روند در حالى كه ميزان تبليغات براى جاذبه هاى گردشگرى استان هايى مثل فارس و كرمان و اصفهان آنقدر زياد است كه مسافر فارس ، خود را ملزم مى داند كه در بدو ورود به شيراز ، حتماً از تخت جمشيد و يا پاسارگاد ديدن كند درصورتى كه جاذبه هاى گردشگرى و بناهاى تاريخى گيلان، از قديمى ترين بناهاى دنيا هستند. دراين استان شاخصه هاى طبيعى بسيارى هست كه در جهان بى نظيرند. براى نمونه «سوسن چلچراغ» رودبار و داماش، گياهى است كه در سراسر دنيا فقط در گيلان مى رويد در صورتى كه جوان و نوجوان غيربومى گيلانى ، اين شگفتى تاريخ گياه شناسى را در گيلان نمى شناسد. تپه ها و كوه هاى طبيعى گيلان، تالابها و جنگلها و درختان گيلان كه بسيارى از آنها در دنيا بى نظيرند، تنها به دليل نبود تبليغات و معرفى صحيح از سوى رسانه ها به مردم ساير استانها، ناشناخته مانده و بيشتر مردم كشور، گيلان را به سواحل درياى خزر آن مى شناسند. همچنين ديگر عاملى كه باعث مى شود رغبت مردم براى حضور در گيلان و استفاده از جاذبه هاى گردشگرى آن، به حد مطلوب و دلخواه نباشد، اين است كه ما براى علاقه مند كردن و جذب گردشگر به استان، فعاليت چندانى نمى كنيم. در نظر بگيريد، هر ساله با آغاز تابستان، جشنواره تابستانى در جزيره اى مثل كيش آغاز مى شود كه تبليغات آن به صورت تلويزيونى، بيلبوردهاى شهرى و تبليغات روزنامه اى به مدت طولانى صورت مى گيرد و برگزاركنندگان جشنواره براى جذب گردشگران بيشتر، انواع امكانات خود را از جمله هتل هاى مدرن و تخفيف هاى چندده درصدى براى خريد از بازار، امكانات تفريحى رايگان مثل بازديد از باغ وحش و پارك آبى و انجام قرعه كشى با جوايز هنگفت به رخ مى كشند و گردشگر را به اين شهر جذب مى كنند و اين اقدامات نيز فقط با صرف هزينه و عزمى راسخ صورت مى گيرد كه ما در صورت تمايل به پيشرفت، بايد آنها را لحاظ كنيم. در هر صورت، شناساندن جاذبه هاى طبيعى و گردشگرى استان گيلان به مردم ايران و فراهم آوردن امكانات رفاهى و تفريحى براى مسافر و به تبع همه اين ها، پيشرفت اقتصادى ـ اجتماعى گيلان و ايجاد دورنماى روشنى از آينده اين استان، نيازمند يك عزم همگانى و اراده اى است كه فقط با هميارى همه رسانه ها و دستگاه هاى استان صورت مى گيرد و كم كارى هر كدام از آنها مساوى است با شكست اين روند. اى كاش اقداماتى از اين دست كه براى توسعه صنعتى ـ اقتصادى و جذب گردشگر در گيلان از جمله ساخت راه آهن رشت ـ قزوين، صورت مى گيرند و دورنماى بهترى از آينده گيلان را ترسيم مى كنند تداوم داشته باشد.
|