دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۵ - ۲۸ شوال ۱۴۲۷
Mon, Nov 20, 2006
مهرگان
شماره ۳۵۰۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گردشگرى
مهرگان
گزارش خارجى
دانش
ماجرا
رودررو
درباره محسن قانع بصيرى
روايت تاريخ و صنعت
263700.jpg
263667.jpg
محسن قانع بصيرى.
متولد ۱۳۲۸ ـ تهران
تحصيل ابتدايى و متوسطه در مدرسه ناصرخسرو، دبيرستان دارالفنون و دبيرستان علميه: تحصيلات دانشگاهى در دانشكده علوم رشته شيمى (دانشگاه تهران) و دانشگاه جيورجيا (آمريكا).
تخصص ها: اپيسمتولوژى (شناخت شناسى)، پتروشيمى، شيمى صنعتى و مديريت.
مديريت طرح و توسعه بازرگانى در نهادهاى گوناگون
بنيانگذارى و سردبيرى مجله كيميا (نخستين نشريه تخصصى پتروشيمى در ايران)
تأليفات: بيش از پانصد مقاله در نشريات مختلف: ايران، گزارش، صنعت لاستيك، صنعت پلاستيك، امنيت ملى، كيميا و ...
متجاوز از يكصد مقاله در همايش هاى مختلف و اخذ جوايز متعدد.
كتاب هاى: «جهان انسانى، انسان جهانى»، «نظريه تعادلات سه جزيى»، «اطلاع تا آگاهى»، ترجمه «خاطرات جان كنت گالبرايت» (اقتصاددان بزرگ آمريكايى) همراه با عباس قانع بصيرى و دوره دوجلدى «تاريخ تحليلى صنعت در ايران».
[pict
محسن قانع بصيرى، پرورده «نظام ابن سينايى» نيست او يك فن سالار و متخصص تمام عيار در رشته خود، با معيارهاى مدرن است اما به نظام آموزشى و پژوهشى و نگرشى موسوم به «ابن سينايى» كه دلالت بر وسعت مشرب و جامع الاطراف بودن مرد اهل انديشه دارد، دلبسته است و اين از ريشه عميق ايرانى او برمى آيد. چه در هنگامى كه نظريه تعادلات سه جزيى را تدوين مى كند، چه هنگامى كه با غوطه خوردن در كتاب هاى قديمى و اسناد تاريخى، و داستان تحول صنعت در ايران عهد صفويه را بازمى گويد، چه هنگامى كه با مسئوليت بسيار به پژوهش در حوزه مديريت صنعتى و ارتقاى فناورى پتروشيمى در ايران مى پردازد. آرى محسن قانع بصيرى، چنين مردى است.
نوشتن درباره او دشوار است. اگرچه خود او انسانى است مثل هر فرهيخته حقيقى، راحت و باز و بدون گره، و همين بر كيفيت سهل و ممتنع بودن او افزوده است.
قانع بصيرى يك شهروند تهرانى است. پدربزرگ او بصيرالملك، رئيس «بيرقات و اموال دربخانه مباركه» بود. خانه آنها در خيابان عين الدوله (ايران بعدى) قرار داشت كه بسيارى از رجال علم و هنر و فرهنگ معاصر از آنجا برخاسته اند. فرهنگ اصيل ايرانى و گرايش مذهبى بى تظاهر، به رسم بيشتر خانواده هاى قديم و سرشناس، در محيط زندگى او جارى بود. روزگار نخستين ضربه مهلك خود را در سنين كودكى بر او فرود آورد و به قول معروف «نيزه پولادين» را بر پاى او كوبيد. ضربه اى كه او بايد تا آخر عمر، تحمل كند و كرده است. با همه اين احوال، محسن قانع بصيرى، تيزپاترين رونده اى است كه در ميدان دشوار زندگى حرفه اى و زندگى پژوهشى افرادى از سنخ او ديده شده است. تراكم اميد و نشاط و سرزندگى و نيروى حياتى او، هميشه ديگران رابه راه انداخته و بعد از طى مرحله دشوار در هر مقطع از سنى، فولاد وجود او را آبديده تر نمايان ساخته است. او در نوجوانى با همه علاقه به رشته هاى مختلف ادبى و علمى، راه اصلى خود را مى شناخت و بالاخره در دانشكده علوم دانشگاه تهران به آن رسيد. تحصيل در رشته شيمى و ادامه آن در دانشگاه جورجياى آمريكا، در سالهاى دهه ۱۹۷۰ كه فرماندار آن ايالت، مى رفت كه رئيس جمهور شود و شد. قانع بصيرى در دوره تحصيل به متخصص شدن در رشته خود محدود نماند و مطالعات وسيعى كه داشت (و دارد) از او مردى در حوزه انديشه ساخت. مردى كه آلوين تافلر را به همان راحتى مى خواند كه ديوان حافظ را، و مدرنيسم را نيك مى شناخت و به لزوم بهره ورى درست از آن باور داشت. از همان دوران تحصيل به مسائل و مباحث مربوط به توسعه علاقه نشان مى داد و آن را مجزا از حوزه «فرهنگ» نمى ديد. درواقع، او اهل نظريه پردازى است كه انسان و تكنولوژى و فرهنگ را در عين تفكيك از يكديگر، در حوزه اى هم پيوند مى بيند و هيچكدام را بى نياز از ديگرى نمى انگارد و معتقد است آنچه كه كليد كاميابى و رسيدن به كمال مطلوب در اين عرصه پهناور است، نخست شناخت و بعد ازآن، مديريت علمى و صحيح است.
تلاش محسن قانع بصيرى در طى اين همه سالهاى دشوارى، تحقق اين ايده بوده و براى رسيدن به آن از بسيارى موقعيت هاى ديده پركن و منفعت هاى هنگفت، به راحتى گذشته و با عقايد و آرمان هايش زيسته است. او از سال ۱۳۵۸ كه به ايران برگشت و در حوزه هاى مختلف مديريتى مشغول به كار شد، دامان تحقيق و قلم را رها نكرد و توليد فكرى و قلمى او از لحاظ كمى و كيفى تحسين برانگيز است. بالاخره هم بعد از سالها، عشق به كتاب و نوشتن و طراحى سيستم هاى كارآفرين و تشويق اهل فرهنگ و ادب و هنر، كار خود را كرد و او را در مشاغل ادارى و موقعيت هايى كه بسيارى افراد براى رسيدن به آن، كارها مى كنند دور كرد؛ و به قول يكى از دوستان همقلم، ميز تحريرش را به ميز مديرعاملى شركت هاى صنعتى و پتروشيمى ترجيح داد. قانع بصيرى نخستين نشريه تخصصى پتروشيمى را در سالهاى بعد از انقلاب به راه انداخت: كيميا، ماهنامه اى كه به قول اهل مطبوعات؛ على  رغم بعد تخصصى آن، «خيلى زود گرفت» و جاى خود را باز كرد. بعد از تعطيلى كيميا و بعد از دو سال مطالعه، كتاب «از اطلاع تا آگاهى» منتشر شد. اين كتاب درباره نظريه تعادلات سه جزيى و رابطه جرم و انرژى و اطلاعات است. مهمترين نظريه كتاب، بحث درباره نظريه ارتباط معكوس مقادير جرم و انرژى و نسبت اطلاعات است و اين فرضيه كه بين دانش و آگاهى با مصرف جرم وانرژى در سيستم ها، رابطه اى از نوع معكوس است.
نظريه تعادلات سه جزيى بر مبناى دو تئورى تدوين مى شود: ۱- رابطه معكوس بين آگاهى و جرم و انرژى ۲- اصل نسبت آگاهى، مبنى بر اينكه ميزان اطلاعات رسيده به سيستم، مدام موجب كاهش نسبت آگاهى دو سيستم مى شود و همه سيستم ها دچار قانون افت كيفيت مى شوند. اين موضوع، هم در حوزه هاى اجتماعى و هم در حوزه هاى شناخت شناسى (اپيسمتولوژى) و هم در حوزه هاى مربوط به تكنولوژى و فرهنگ، تعريف شده است. اين تئورى، رابطه سياست و اقتصاد و فرهنگ و رابطه خرد و جمع در جامعه را تدوين كرده است.
دومين كتاب محسن قانع بصيرى، «انسان جهانى و جهان انسانى»، ادامه همان كتاب «از اطلاع تا آگاهى» است. در اين كتاب قطور، اين نظريه تطور بيشترى پيدا كرده و در حوزه هاى معمارى ومديريت و تكنولوژى زندگى شهرى تعريف شده است. او در همين اوان، كتاب «خاطرات جان كنت گالبرايت» (اقتصاددان معروف آمريكايى كه در اوايل ۲۰۰۶ در سن ۹۴ سالگى درگذشت) را به همراه برادرش عباس قانع بصيرى، ترجمه كرد و نشر فرزان روز آن را به چاپ رسانيد. علاقه او به مباحث مديريت، باعث شد كه بعد از دو سال، پيشنهاد سردبيرى مجله مديريت را بپذيرد و براى ارتقاى اين مجله تخصصى مانند كيميا، تلاش و كوشش كند. هم اكنون نيز مجله مديريت بين مطبوعات تخصصى و فن سالار، شناخته شده و معتبر است.
اگرچه، فعاليت قلمى محسن قانع بصيرى به يكى دو نشريه تخصصى محدود نيست. او متجاوز از يكصد مقاله در حوزه هاى علاقه هاى متنوع خود ارائه كرده كه بعضى از آنها مورد تقدير و تحسين واقع شده است. از جمله، مقاله او در «سمينار سراسرى كيفيت» كه با عنوان «دانش و كيفيت» ارائه شد و جايزه بهترين مقاله (هم از لحاظ محتوا و هم از لحاظ انتخاب عنوان) را گرفت. او خود به مدارج و افتخارات خود به حدى بى اعتناست كه به ياد نمى آورد دقيقاً در چند كنفرانس و سمينار شركت داشته و چه جوايزى را برده است! براى او، نفس كار كردن، درست كار كردن و لذت بردن از آن در حين انجام آن مطرح است؛ نه جايزه و يا هر تقدير و تمجيدى كه معمولاً از پس پايان كار مى آيد.
[pict
بعد از اين كه از خدمات ادارى به ميل خود كناره گرفت، به سفارش دفتر پژوهش هاى فرهنگى و مديريت آن كه قابليت هاى پژوهشى ونگارشى قانع بصيرى را شيك مى دانست، سفارش تحقيق وتأليف «تاريخ تحليلى صنعت در ايران» به او داده شد. كارى سنگين و طاقت فرسا كه از عهده مرد با اراده اى مثل او برمى آمد. تاريخ صنعت و مشاغل در ايران، مثل ديگر شعب تاريخ نگارى، زمينه اى بكر و ناهموار و بدون رهرو است. مقاله هاى محدود و كتابهاى انگشت شمارى درباره يكى دو موضوع آن نوشته شده است و جاى خالى ديدگاه تحليلى در آنها حس مى شود.
اثر ارزشمند «تاريخ صنعت در ايران» در دو جلد است. جلد اول از دوره تيموريان تا ابتداى مشروطيت را بررسى مى كند. البته به ادوار تاريخى پيش از آن هم اشاره شده است اما به زعم مؤلف، از آنجايى كه تلقى جديد ما از صنعت به رويارويى ما به تمدن غرب برمى گردد، از آنجا كه بحث رنسانس شروع مى شود، بايد تاريخ صنعت را آغاز كرد. در همان عصرى كه ظرفيت صنعتى ايران مقابل عصر مدرنيته قرار گرفت. جلد دوم كه در واقع جان كلام در آن است، از مشروطيت تا دوره معاصر را دربرمى گيرد و محورهاى اساسى آن از اين قرار است: بررسى جنسيت صنعتى، ساختارهاى مديريتى، روابط صنعت با حوزه هاى سياست، فرهنگ و اقتصاد، تأثيرات متقابل صنعت با سياست فرهنگ و اجتماع، بررسى فعاليت هاى كارآفرينان صنعتى در ايران، مسائل پژوهشى صنعت در ايران، مكتوبات صنعتى و نظام آموزشى. همچنين تاريخ صنعت در سه ميدان بررسى شده است: ۱- روابط درون صنعتى از قبيل ساختارهاى درونى صنعت، چگونگى مديريت و نقش كارآفرينان ۲- روابط ميان صنعتى و اين كه چگونه صنايع مختلف به همديگر خدمات مى دهند ۳- روابط برون صنعتى كه همان رابطه صنعت با حوزه هاى غير صنعتى - مثل فرهنگ - است. جلد اول اين كتاب، كاملاً بكر است زيرا تا به حال در اين باره مطالعه نشده است. جلد دوم مستندتر، معاصرتر و ملموس تر است. قانع بصيرى در توضيح بيشتر مى گويد: «مشكل اساسى اين است كه به ساختارهاى درونى صنعت و ارائه ايران حتى در اين دوره هم توجهى شده باشد. مسأله صنعت در انقلاب صنعتى با پژوهش، پيوند انكارناپذير داشته است. البته در مهد صنعت مدرن يعنى اروپا و غرب. اما در ايران، پژوهش و صنعت با همديگر بيگانه اند. به طور مثال، صنعت ايران، در يك دوره طولانى، دانش توليد پلى اتيلن را سه بار خريدارى كرده است! اما به عقب كه برگرديم، مى بينيم كه در دوره صفويه، مسجد امام خمينى(ره) را با يك ميليون و دويست هزار قطعه كاشى هفت رنگ ساخته اند كه ريشه آن در صنعت داخلى بوده است. هيچ كدام از كاشى ها شبيه هم نيستند و مى دانيم كه كاشى هفت رنگ را بايد سه بار در كوره با درجات متفاوت حرارت داد. در حالى كه امروز كارخانه هاى كاشى سازى ما، كاشى هاى يكسان و يكنواخت توليد مى كنند! مسلماً در زمان صفويه درباره اين صنعت قبلاً پژوهش (به معيارهاى آن زمان) انجام شده است.» محسن قانع بصيرى درباره چگونگى شكل گيرى تمدن و ساختارهاى صنعتى در ايران مى گويد كه اين تكامل بيشتر در مسير آب بوده و نه صنايع ديگر. ايران كشورى كويرى است و مهندسى آب در تاريخ آن سابقه درخشان دارد.
از قنات هاى ماندگار تا حتى سدهاى زيرزمينى براى ذخيره كردن آب توسط ايرانيان ساخته شده و مسير صنعت نيز متابعت از موقعيت و وضعيت آب در هر اقليمى داشته است. اما - فى المثل - به دليل فقدان چوب و زغال سنگ (به شكلى كه مثلاً در انگلستان هست) در ايران، صنايع فلزى كه محتاج سوخت فراوان است، رشد نكرد. درست است كه در شمال كشور چوب فراوان بود ولى در آنجا معادن آهن نبود و حمل سنگ از معدن به محل ذخيره سوخت و يا بالعكس، هزينه سنگينى را مى طلبيد و بدين جهت، صنايع فلزى در ايران رشد نكرده ماند. قانع بصيرى مى افزايد: «وقتى هم كه ساختارهايى با هزار زحمت شكل مى گرفت و مى خواست به ثمر برسد، ۳ عامل آن را خراب مى كرد: استبداد داخلى، هجوم اقوام داخلى وخارجى و خشكسالى.» اين محقق در اين كتاب، براى نخستين بار واقعه تحريم تنباكو را از «نگاه صنعت» ديده و به نتايج جالب توجهى رسيده است. بدون شك، اين اثر گرانقدر محسن قانع بصيرى، راهگشايى است براى نوشتن تاريخ هاى تخصصى در رشته هاى مختلف و تاريخ نگارى را از انحصار سياست و اطلاع رسانى صرف، خارج خواهد كرد.

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   اقتصاد   |   اجتماعى   | 
|   بين الملل   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   تاريخ   |   فرهنگ و هنر   |   ايران زمين   |   اقتصادى   | 
|   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   گردشگرى   |   مهرگان   |   گزارش خارجى   | 
|   دانش   |   ماجرا   |   رودررو   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |