چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۸۵ - ۳۰ شوال ۱۴۲۷
Wed, Nov 22, 2006
فرهنگ و هنر
۳۵۰۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
سلامتى
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
گزارش خارجى
دانشگاه
ماجرا
رودررو
نگاهى به نمايش هاى جديد در سطح جهان
بررسى صحنه پردازى
در نمايش هاى دينى ۵ سال اخير
بخش نخست
گفت وگو با دانيل كريگ
نگاهى به بازاريابى فيلم جديد اپوكاليپتا از مل گيبسون
گفت وگو بادبير جشنواره تئاتر رضوى
نگاهى به نمايش هاى جديد در سطح جهان
جولان در باغ هاى خاكسترى
ترجمه: وصال روحانى

باغ هاى خاكسترى يكى  از نمايش هاى مطرح امسال برادوى كه اخيراً در تالار «والتركر» به صحنه رفته است و قبلاً در خارج از برادوى (اف.برادوى) بر صحنه بود، مى تواند يكى از موفق ترين هاى عرصه تئاتر امسال تلقى شود. يكى از وجوه بارز اين نمايش، حضور و بازى دو بازيگر زن آن است كه به اعتقاد خيلى ها آن ها را به كانديداهاى اصلى تصاحب جوايز «تونى» (اسكار تئاتر) امسال بدل كرده است. آنها كريستين ابر سول و مرى لوييس و يلسون هستند كه اگر به ترتيب برنده «تونى» بهترين بازيگر زن نقش اول در يك نمايش كمدى و برترين بازيگر زن نقش دوم در چنين نمايش هايى نشوند بسيار جاى تعجب خواهد داشت.
برخى منتقدان از اين هم بيشتر پيش مى روند و معتقدند: تعلق گرفتن اين جوايز به افراد مذكور بايد از حالا قطعى و اعلام شود، تا ساير كانديداها دچار ابهام و استرس نشوند و دائماً درباره شانس هاى پيروزى شان از خود و ديگران پرس وجو نكنند و در چنين عوالمى بسر نبرند.
باغ هاى خاكسترى تنها نمايش جديد در برادوى در آستانه زمستان نيست و بد نيست از موارد شاخص ديگرى نيز در اين ارتباط ياد كنيم: يكى از آنها «كرانه اتوپيا» كار تام استاپارد است كه در ويويان بومونت روى صحنه خواهد رفت. بازيگران اصلى اين نمايش ريچارد ايستن، «جنيفرالى، برايان اف اوبراين، بيلى كرادوپ، اتان هاوك، ايمى اروينگ و مارتاپليمپتون هستند و كارگردانى نيز برعهده جك اوبراين است. تام استاپارد روايتگر مسائل خانوادگى و برخوردهاى اجتماعى در قصه ها و نمايش هاى خود است و در كرانه اتوپيا» هم از ارتباط ها و تلاش هايى مى گويد كه به بيراهه رفته است.
همچنين نمايشى به نام «هيلدگارد بى نظير» به تازگى در تالار اوك روم برادوى به اجرا در آمده است و « آندريا ماركوويچى» بازيگر زن پرسابقه تئاتر و سينما با بازى در آن بيستمين سال حضور خود را در اين تالار معروف و قديمى تجربه كرده است. اين نمايش جديد در باره يك خواننده مشهور اوايل قرن بيستم است و داستان زندگى او را توضيح مى دهد. اين در حالى است كه او سال پيش در ۹۹ سالگى در گذشت و در اين نمايش تلاش شده است اضافه بر قصه زندگى وى از خصوصيات هنرى اوايل قرن گذشته هم ياد شود. در آن زمان ها تالار هاى امپاير دوم و پلازا در منهتن محل هاى اصلى اجراى تئاتر در شهر نيويورك محسوب مى شدند و در اين نمايش از اين نكته هم ياد شده است.
اگر از «آندريا ماركوويچى» و بيستمين سال حضور متوالى اش در تالار اوك روم ياد كرديم، بايد حتماً از «ايلين استريچ» هم نام ببريم، زيرا او در اواخر پاييز دوباره به صحنه تئاتر بازگشته و اين بار در سالن كارلايل به ارائه برنامه مشغول است. همگان معترف اند: وقتى بحث قبضه كردن يك نمايش به تنهايى پيش آيد، هيچ چيز و هيچكس با «استريچ» برابرى نمى كند و او بخصوص استاد نمايش هاى تك نفرى است و اگر بخواهيم از بازيگرى انتظار داشته باشيم كه باحضورش در صحنه ايفاگر نقش چند كاراكتر متفاوت در يك زمان و يامجرى نمايشى تك نفرى باشد، او «ايلين استريچ» است. شايد نمايش «جديد» او در سالن كارلايل چنين فرصتى را به او نبخشيده باشد، اما باز در
لابه لاى همين نمايش و در فضاى همين كار محدود هم مى توان مهارت هاى وى را ديد.
تعداد نمايش هاى تك نفره و تئاترهايى كه در آن فقط يك نفر صحنه گردان باشد و همه چيز به وى ختم شود، در دهه هاى اخير دائماً در برادوى و وست اند ( مركز تئاتر لندن) رو به كاهش داشته و به همين خاطر به محض اين كه چنين نمايش هايى از راه رسيده، بيشتر سرو صدا كرده است. نمايش جديد او به سبك و سياق و اسم يكى از ترانه هاى «استيفن ساندهايم» ، با نوانى كه ناهار مى خورند» نامگذارى شده است و جالب تر اين كه اين ترانه در سال ۱۹۷۰ در اجراى نمايش اورى ژينال «كمپانى» مورد استفاده و اجرا قرار گرفت. در شروع زمستان ۲۰۰۷ اين نمايش و حضور «استريچ» در آن بهترين عامل نويد بخش براى آينده هنر تئاتر و براى سيزون بهار است كه تا چشم بهم بزنيد از راه خواهد رسيد و شروع آن از ۱۵ اسفند ۸۵ و پايان بخش آن اول خرداد ۸۶ خواهد بود. و از اول خرداد ماه سيزون تابستانى در برادوى شروع خواهد شد. سيزون هايى كه بعيد است تك صحنه گردانانى مثل «آندريا ماركوويچى» و «ايلين استريچ» در آن نقش مشخصى را بازى نكنند. تا آن زمان مجريان و برنامه ريزان «باغ هاى خاكسترى» مى توانند به خود ببالند، زيرا به نظر مى رسد نمايش آنها ازمعدود نمايش هاى سيزون پائيز ۲۰۰۶ باشد كه حداقل تا تابستان ۲۰۰۷ استمرار خواهد يافت و بعيد است كه تا آن موقع جوايز «تونى» مورد بحث را نبرده و بدان گونه جولان نداده باشد.
هرچه باشد اين باغ ها آن قدر ها هم خاكسرى نيستند.
منبع: Newyork post
بررسى صحنه پردازى
در نمايش هاى دينى ۵ سال اخير
ازتجسم تا تصوير
بخش نخست
263958.jpg
پيام فروتن

تا ابتداى دهه ۷۰ در تئاتر ايران، تقريباً چيزى به نام صحنه پردازى به مفهوم علمى آن وجود نداشته است. آنچه در اين دوران شاهد آن هستيم، نوعى پركردن صحنه يا ساخت و ساز پس زمينه به منظور خالى نبودن فضا بوده است. كارگردان ها معمولاً خود طراحان صحنه اثرشان بوده اند، يا در مراحل پايانى تمرينات از دكوراتورى تقاضا مى كردند تا ايده هاى تصويرى خود را به منصه ظهور رسانند. ايده هايى كه به طبع فقر سواد بصرى يا توسل به تجارب كاملاً شخصى، چندان در خور توجه نشان نمى دانند اما دهه ۷۰ را بايد سرآغازى بر طراحى صحنه علمى تئاتر ايران دانست.
در اين دهه است كه فارغ التحصيلان عرصه صحنه پردازى آرام آرام پاى به ميدان تئاتر حرفه اى گذاشتند و چهره اى ديگر از صحنه پردازى آكادميك و تخصصى رابه نمايش گذاشتند اما در دهه ،۸۰ اوضاع به گونه اى ديگر رقم خورد. تحولاتى كه در دهه ۷۰ و در اين عرصه به وقوع پيوست و مى رفت تا به اوج خود نزديك شود، به واسطه برخى دلايل نزول كرد و مراتب جديدى را به تجربه نشست. عدم تخصيص بودجه مناسب جهت تهيه موادمصرفى، دو اجرا شدن سالن هاى اجرا، ورود برخى كارگردان هاى متعدد متعلق به نسل پيشين و ... از جمله دلايلى بودند كه باعث شدند، صحنه پردازى و جريان رو به تكامل و پيشرفت آن قدرى از حركت بازماند. با اين حال ۵ سال ابتدايى اين دهه را بايد سال هاى گذر دانست. سالهايى كه در آينده، افق هاى روشنى را در برابر صحنه پردازى تئاتر ايران ترسيم خواهد كرد.
اما در اين ميان و در سال هاى اخير، اتفاقى در تئاتر ايران به وقوع پيوسته است كه بايد آن را يكى از تحولات مهم تئاتر كشور دانست. رشد كمى آثار دينى، در كنار برگزارى همايش هاى تئاتر عاشورايى، كه تاكنون دو دوره آن برگزار شده است، خود به نوعى افزودن جدى ژانرى ديگر در تئاتر ايران به شمار مى رود. گونه اى كه تا اين دهه به صورت جسته گريخته شاهد برخى از آنها بوده ايم. با اين حال دلايل متعددى باعث مى شود تا نسبت به تكوين و رشد اين گونه نمايش در كشور نگران باشيم. يكى از اين دلايل عمده، به ركود صحنه پردازى در تئاتر امروز ما بازمى گردد.
دلايل عمده اى باعث مى شود تئاتر دينى نسب به ساير گونه هاى تئاترى، نياز بيشترى نسبت به صحنه پردازى داشته باشد؛
اول اينكه تئاتر دينى پيوندى عميق با متافيزيك و عناصرى غيرمادى دارد. بدين ترتيب، صحنه پردازى و جلوه هاى ويژه به عنوانى يكى از مهم ترين ابزارهاى اين شيوه بيانى از اهميتى خاص برخوردار مى شود.
دوم، جمع كثيرى از مخاطبان بالقوه تئاتر را كسانى تشكيل مى دهند كه با دغدغه هاى مذهبى به تعامل با آن برمى خيزند. بدين ترتيب صحنه هاى جذاب، چشمگير و قابل اعتنا مى تواند در جذب هر چه بيشتر اين گونه مخاطبان مفيد واقع شود.
دليل سوم با توجه به پيشينه هنر نمايش در ايران و سبقه دينى گونه هاى مختلف آن، (چه در سطح و چه در لايه هاى درونى آن) صحنه پردازى در نمايش هاى دينى به روشنى مى تواند از عناصر اين گونه هاى نمايشى بهره بردارى كند. توجه كنيم مخاطبان عام تئاتر با اين عناصر، پيشاپيش آشنا و نسبت به شناسايى اين گونه عناصر حساس هستند.
تمامى اين عوامل باعث مى شوند تا صحنه پردازى در تئاتر دينى از اهميتى ديگر برخوردار شده و توجهى ويژه را به خود اختصاص دهد. نوشتار حاضر تلاش كرده است تا با بررسى در نمايش هاى دينى اجرا شده در ۵ سال اخير نقاط ضعف و قوت صحنه پردازى اين گونه نمايشى را جست وجو كرد، افق هاى پيش روى اين عرصه را به نمايش بگذارد.
تئاتر دينى چيست؟
زمانى كه صحبت از «تئاتر دينى» به ميان مى آيد، تعابير بسيارى از اين عبارت در ذهن نقش مى بندد. عده اى غالب آثار نمايشى را دينى مى دانند و از آنجا كه كليه مفاهم تئاتر از مؤلفه هاى انسانى و درغايت آن، ريشه هاى الهى سرچشمه مى گيرند، بدين ترتيب كليت تئاتر را مقوله اى دينى ارزيابى مى كند. اما كارگردان ها و طراحان ديگرى در سويه ديگر اين نظريه قرار مى گيرند و نمايشى را دينى معرفى مى كنند كه به مفاهم و ارزش هاى مستقيم دينى همچون زندگى امامان، پيامبران يا روايات مذهبى بپردازد. در اين راستا بد نيست به نظر «رونالد هالووى» (Ronald Holloway) در اين باره اشاره كنيم. وى ضمن تأكيد بر جايگاه منحصر به فرد هنرمند و تبيين يك ديدگاه مى نويسد:«خود موضوع نه اولين و نه مهم ترين مورد براى بررسى است، بلكه چگونگى تفسير آن توسط هنرمند مهم است.» (ساسانى، ۱۳۸۰ ۶۱،) به عبارت ديگر اين هنرمند است كه فارغ از آراى دو گروه مزبور، از يك انگاره مشخص، تفسيرى دينى به دست مى دهد. اين  گونه است كه تمامى آثار نمايشى مى تواند درتعامل با ذهنيت هنرمند به اثرى دينى يا متفاوت از آن تبديل شود.
بدين ترتيب درمى يابيم تفاوت ميان ديدگاه هاى نمايشگران تئاتر دينى، نه در درونمايه آثار، كه در بينش ذهنى آنها نسبت به اين حوزه خلاصه مى شود. توماس. م. مارتين (Thomas M.Martin) تصريح مى كند، واقعيات و ساختار آنها، قائم به ذات نيست و اين آدمى است كه به كشف آنها مى پردازد: «آگاهى بشر آن قدر پيشرفت كرده است كه بفهمد ساختار واقعيت را آن طور كه به خودى خود هست كشف نمى كند، بلكه از طريق نظام هاى تأمل نمادينش به بينش مى رسد.»(همان، ۱۳۸۰ ، ۶۶) در اين راستا شايد بتوان دين و عرصه نمايش هاى دينى را يكى از غنى ترين حوزه هاى نمادگرايى دانست. به عبارت بهتر اين كشف و رمزگشايى نمادها در آثار گوناگون نمايشى است كه مى تواند فرآيند مجموعه را به سمت اثرى دينى سوق دهد.
اين درحالى است كه هنر دينى از اصول و قواعدى خاص تبعيت مى كند، كه همين قواعد و خارج نساختن آنها از دالان ذهن و به نمايش درآوردن آنها، اثر را بى كم و كاست در قامتى دينى به نمايش مى گذارد. «از ويژگى هاى ديگر هنر دينى كه بسيار اساسى است و در تمام انواع هنر دينى وجود دارد، جنبه رمزى و تمثيلى اين هنر است. هنر دينى مبتنى بر سمبوليزم است. اين را مى  توان از مشخصات هنر دينى و هنر مقدس دانست. يك سبمل يا يك رمز يا يك تمثيل، يك علامت وضعى و قراردادى نيست، بلكه مبتنى بر نظام وجود است.» (اعوانى، ۱۳۷۵ ، ۳۳۲)
با تمام اين اوصاف، آنچه امروز در تئاتر ايران به وضوح با آن روبه رو هستيم، نوعى مرزبندى و تفكيك در عرصه تئاتر دينى است. امروزه در حوزه تئاتر حرفه اى كشورمان به آثارى تئاتر دينى اتلاق مى شود كه به نحوى مستقيم با مقولات دينى سرو كار دارد. زندگى پيامبر اكرم (ص) و صحابه وى، روايات پيرامون ائمه اطهار و يارانشان و ... تمام آن چيزى است كه نمايش دينى را در افواه عمومى نمايشگران، روشن و بديهى ساخته است. شايد بايد ميان دو گونه تلقى از نمايش دينى، اعم از فراگيرى آن در تمامى عرصه هاى هنرهاى نمايشى و نمايش صرفاً دينى با استناد به تاريخ اسلام، مرزهايى را تعيين كرد. مرزهايى كه بى ترديد در ساحت تجسم بخشيدن به آن بر صحنه تئاتر، به خصوص صحنه پردازى، از اهميتى خاص برخوردار مى شوند و مى توانند نمايشگران اعم از كارگردان ها و طراحان صحنه و لباس را در هر چه غنى تر شدن اثرشان يارى رسانند.
بدين ترتيب تكليف مخاطب با آثار دينى مشخص و جنبه هاى تعاملى او با اين گونه نمايش ها روشن مى شود. از سويى ديگر، كارگردان و طراح صحنه با رويكردى مشخص مى توانند با يك اثر نمايشى روبه رو شده، طبق نظرياتى كه پيش از اين مطرح شد به تفسير يا تأويل آن بپردازند. اينجاست كه گروه نمايشى با تعيين سطح موجود در نمايشنامه، ميزان دينى بودن آن را تعيين كرده، وارد حوزه هاى مورد نظر خود مى شوند.
آنچه كه در ادامه به آن خواهيم پرداخت، واكاوى صحنه پردازى در نمايش هاى دينى سطوح دوم و سوم است. نمايش هايى كه يا با نمادهاى قوى دينى خود را سازگار كرده اند و از اين رهگذر دينى به شمار مى روند و يا با ارائه صريح و بى واسطه معناى دينى كه از خلال روايت ها و قصص اسلامى استخراج شده است، وارد حوزه نمايش هاى دينى شده اند.
گروه هاى نمايش هاى دينى
امروزه در تئاتر دينى كشورمان به دوگونه گروه تئاترى برمى خوريم. گروهى از آنها كه از سبقه اى بيشتر و تجاربى غنى تر برخوردارند كسانى هستند كه فاقد تحصيلات عمده تئاترى و آكادميك به شمار مى روند. «گروه تئاتر فدك» يكى از همين گروه ها به شمار مى رود. اين در حالى است كه بايد حسين مسافر آستانه را از اين جمع منفك دانست و سايرين را در حوزه يادشده ارزيابى كرد. مهدى توسلى نويسنده و تهيه كننده نمايش «خورشيد كاروان» در اين باره اظهار مى دارد: «من تئاترى نيستم. من يك بچه هيأتى هستم كه از دل هيأتى به اسم «مسلميه تهران» بيرون آمدم.» (متوسلى، ۴۱)
هدف اوليه مؤسسان اين گروه ها، بى شك پرداختن به تئاتر و فعاليت  درعرصه حرفه اى اين هنر نبوده است.
تا جايى كه اين گروه ها بيشتر تلاش مى كنند مفاهيم دينى را در قالب نمايش به مخاطبان غيرتئاترى عرضه كنند. مخاطبانى كه پيش از اين روايات و قصص دينى را از خلال روضه خوانى ها و منابر مى شنيدند، اين بار مى توانند در شكل نمايش شاهد آنها باشند. «مبناى من اين است كه عده اى از جوانان و اقشار ديگر كه با نقش عزادارى با شيوه هيأت ها و تكاياى حسينى ارتباط برقرار نمى كنند، به اين شيوه با ايشان ارتباط برقرار كنم. درواقع توان من اين است كه عزادارى اباعبدالله و اهل بيت را اين طور برگزار كنم و مى كنم.» (همان، ۴۱)
در مقابل اين گروه از نمايشگران تئاتر دينى، گروه هاى ديگرى نيز وجود دارند كه به شكلى آكادميك و قاعده مند به دنبال كشف شيوه هاى بيانى جديد از ميان تئاتر و مؤلفه هاى بنيادين آن مى گردند. براى كارگردان ها و طراحان اين گروه هاى نمايشى، مناسك، عزادارى ها و سنت در قالب اسلوب تئاترى مجال ظهور مى يابد و به شكلى منطقى بروز مى كند. اين درحالى است كه دكتر غلامرضا اعوانى درباره مهمترين ويژگى هنر دينى مى گويد: «ويژگى ديگر هنر دينى كه شايد مهم ترين ويژگى آن باشد اين است كه درصدد برانگيختن احساسات و عواطف نيست. به عبارت ديگر نفسانى نيست و با سانتيمانتاليزم فرق دارد. در هنر دينى منظور هنرمند اين نيست كه بيننده، شنونده و يا خواننده را به هر نحو كه بشود تحت تأثير قرار بدهد و عواطف و احساسات او را تحريك بكند.» (اعوانى، ۱۳۷۵ ، ۳۳۷)
بدين ترتيب اين گروه هاى آكادميك، تلاش مى كنند از منظر عقل و نه احساس، وارد حوزه دين شده، به تفسير و تأويل خود از روايات و قصص بپردازند. گو اين كه در مواردى نيز از برانگيختن احساسات و عواطف مخاطبان خود نيز پروايى ندارند. حسين مسافر آستانه كه سالها در اين عرصه فعاليت كرده است درباره لزوم استفاده از شيوه هاى اجرايى مبتنى بر قواعد تئاتر در نمايش هاى دينى اظهار مى كند: «مشكل اصلى در اين راه اين است كه وقتى ما با ديدگاه اعتقادى خودمان مى خواهيم اثرى را به روى صحنه بياوريم، طبعاً با يك سرى موانع و مشكلات روبه رو خواهيم شد. آن تفكر كلى كه در مورد تئاتر وجود دارد، مانعى مى شود براى اجراى چنين نمايش هايى. بنابراين مجبور هستيم كه به شيوه هاى اجرايى دست پيدا كنيم كه اين تفكر قابل ارائه باشد. با اين حال مدتى بعد حسين مسافر در نمايش «غزل كفر» نمايشى كاملاً فرماليستى به روى صحنه برد و با استفاده از عناصر و مؤلفه هاى اساسى تئاتر همچون نور، موسيقى، صحنه پردازى مجلل، جلوه هاى ويژه، ماشينرى صحنه و ... اثرى كاملاً تئاترى و قاعده مند را به نمايش گذاشت. «نمايش غزل كفر فقط روايت ساده اى است از يك واقعه تاريخى كه از طريق بازسازى صحنه اى به تصوير كشيده مى شود. ابزار كارگردان براى بازسازى، عناصرى مانند دكور، رقصندگان، موسيقى، آواز و ... است.) (نجفيان، ۱۳۸۴ ، ۶۰)
يكى ديگر از كارگردان ها و طراحان صحنه اى كه درزمره گروه اخير به شمار مى رود، سعيد شاپورى است. او درباره رويكرد خود به تئاتر از تلفيق دو حوزه فرم و محتوا ياد مى كند و مى گويد: «علت كاركردن من در تئاتر به دو اصل برمى گردد، يكى فرم و ديگرى محتوا. محتوا به اين دليل كه شايد حرف هايى را در جايى مى بينيم و احساس مى كنم بايد منعكس شود و با تئاتر مى توانم به بيان حرف ها و ايده هايم بپردازم. فرم هم كه در هنر مى بايست زيبايى لازم را داشته باشد، ديگر عاملى است كه مرا براى كار تئاتر برمى انگيزد.» (شاپورى، ۱۳۸۱ ، ۴۵)
وى در جايى ديگر به علاقه اش نسبت به افكار دينى اشاره مى كند و اينكه با استفاده از زبان تئاتر مى تواند به بيان آنها بپردازد: «بهتر است به جاى فكر مذهبى بگوييم افكار دينى كه در چند نمايش ديگر، اين افكار دينى را دنبال كرديم و در اين نمايش (دوكعبه) هم به صورت مشخص وجود دارد. هر فكر و موضوعى، زبان و فرم خود را مى طلبد. ممكن است اين موضوع را نتوان در قالب شعر ارائه نمود ولى به صورت نمايش ارائه شده است.» (همان، ۴۵)
بدين ترتيب صحنه پردازى و ارائه جنبه هاى تجسمى وپلاستيك در آثار هر يك از نمايشگران دو گروه ياد شده با توجه به خاستگاه شان از شكل و شمايل متفاوتى برخوردار مى شود. فرم ها و اشكالى كه بى ترديد مرهون و زاييده تلقى هر يك از اين گروه ها نسبت به تئاتر دينى يا حتى خود مقوله دين است. در بخش بعد به تأثيرات اين آرا و عقايد در صحنه پردازى آثار اين نمايشگران خواهيم پرداخت.
جمعيت آمارى گروه هاى نمايش دينى
در فاصله ميان سال ۱۳۸۰ تا نيمه اول سال ۱۳۸۵ مجموعاً ۳۶ نمايش دينى اسلامى در مجموعه تئاتر شهر و تالار وحدت به روى صحنه رفته است. اين تعداد، نمايش هاى اجرا شده در نخستين و دومين همايش آيين هاى عاشورايى را نيز دربرمى گيرد.
از ميان ۳۶ نمايش اجرا شده در اين سال ها، ۲۶ نمايش به كارگردان هايى تعلق دارد كه سال ها در حوزه تئاتر حرفه اى فعاليت كرده اند و ۱۰ نمايش باقى مانده يا متعلق به كارگردان هايى است كه خود را متعلق به گروه هاى مذهبى مى دانند و يا به تازگى به جرگه تئاتر حرفه اى كشور پيوسته اند. با اين حال در رابطه با آنها بايد اين نكته را ناديده نگرفت كه اين ورود، با ارائه آثار دينى آغاز شده است.
اما زمانى كه به بررسى طراحان صحنه نمايش هاى ياد شده، مى رسيم، وضعيت كمى تغيير مى كند. اگر در نمايش هاى غيردينى طراحان صحنه حضورى پررنگ  تر مى يابند، در نمايش هاى دينى اخير، بسيارى از كارگردان ها خود به طراحى صحنه آثارشان مبادرت كرده اند. در اين بررسى فارغ از نمايش هاى اجرا شد در همايش هاى آيين هاى عاشورايى ـ كه تعداد بسيارى از آنها مجال اجراى عمومى نيافتند ـ تنها نام دوازده طراح صحنه به چشم مى خورد. اين درحالى است كه كارگردان هايى چون سعيد شاپورى، سيروس كهورى نژاد و سيروس همتى خود ترجيح داده اند به طراحى صحنه نمايش خود بپردازند. جالب تر آن كه در تعدادى از نمايش هاى اجراشده در نخستين و دومين همايش آيين هاى عاشورايى، اصلاً نامى از طراح صحنه ذكر نشده است.
در رابطه با نمودارهاى ارائه شده ذكر چند نكته ضرورى به نظر مى رسد:
۱ ـ در اين آمار، نمايش هاى اجرا شده در حوزه هنرى و تالارهاى ديگر منظور نشده است. اين در حالى است كه غالب آثار اجرا شده در سالن هاى ديگر ـ بخصوص حوزه هنرى ـ آمار گروه ها و طراحان صحنه آماتور را به نحو چشمگيرى افزايش خواهد داد.
۲ـ در نمودار (۲)، نمايش هاى اجرا شده در دو همايش آيين هاى عاشورايى منظور نشده است. اين مسأله از آنجا ناشى شده است كه برخى از اين نمايش ها فاقد نام طراح صحنه در شناسنامه خود بوده اند. بدين ترتيب به نظر مى رسد، با توجه به اينكه مقوله طراحى صحنه براى گروه هاى مزبور از اهميت چندانى برخوردار نبوده است، در صورت ارزيابى آنها در نمودار، آمار مربوط به طراحان آماتور يا طراح ـ كارگردان نيز افزايش پيدا كند.
ادامه دارد
گفت وگو با دانيل كريگ
من ، جانشين شون كانرى !
ترجمه: اميررضا نورى زاده
264114.jpg
هنگامى كه دانيل كريگ به عنوان جيمزباند جديد معرفى شد، مورد انتقادهاى فراوانى قرار گرفت چرا كه عمده اين انتقادها شخصى و غيرمنطقى بود. اكنون با اكران فيلم جيمزباند نادرست بودن اين رفتارها بيش از پيش مشخص مى شود و كريگ با حضور خوب فيزيكى جنبه هايى را كه مدتها بود از اين سرى فيلم حذف شده بود، به آن برگردانده است و نشان مى دهد او همان هنرپيشه اى است كه بايد براى اين فيلم انتخاب مى شد. در اين گفت وگو كريگ سعى كرده به نوعى به انتقادهاى ناعادلانه پاسخ دهد و بيشتر در مورد اين فيلم صحبت كند:
با اعلام نام شما به عنوان هنرپيشه نقش جيمزباند، موج انتقادها شروع شد. انتقادها چه تأثيرى بر شما داشت؟
- اين اتفاق به هرحال رخ داد. مردم علاقه زيادى به اين سرى فيلم ها داشتند و احساسات آنها با آنچه در مورد من قضاوت كردند، ارتباط مستقيم داشت. واضح بود كه اين انتقادها تأثير زيادى براى چند روز بر من داشته باشد ولى من در نهايت به خودم آمدم و گفتم: اين فيلم بايد فيلم خوبى باشد و من بايد نهايت تلاشم را انجام دهم. پس از آن تصميم گرفتم كامپيوتر شخصى ام را دور بيندازم و به اينترنت نگاه نكنم.
دوست داشتيد چه خصوصياتى به شخصيت جيمزباند اضافه كنيد؟
- فكر نمى كنم او شخصيتى صددرصد كامل باشد و هنوز چيزهاى زيادى مى تواند بياموزد. من دوست داشتم او در موقعيت هاى تازه اى قرار گيرد كه قبلاً تصور آن را نداشته ولى از طرفى مى دانستم كه يافتن اين موقعيت هاى تازه و گنجاندن آنها در فيلمنامه تا حد زيادى مشكل است.
شما در اين فيلم در بسيارى از سكانس هاى اكشن حضور داريد و از لحاظ بدنى آماده به نظر مى رسيد. اين آمادگى را چگونه كسب كرديد؟
- من تقريباً هميشه ورزش مى كنم و مدتى است كه سيگار را ترك كرده ام و پس از مدتها باز هم دوچرخه سوارى مى كنم. دوست داشتم حداكثر شباهت را با جيمزباند داشته باشم و از ابتدا مى دانستم كه براى بازى در برخى سكانس ها به آمادگى بدنى فراوانى نياز دارم و در غير اين صورت امكان داشت در اين سكانس ها مجروح شوم.
اما ظاهراً پس از آغاز فيلمبردارى، قرار شد از چند بدلكار هم براى فيلم استفاده شود!
- بله چون مى خواستيم حداكثر ايمنى در فيلم رعايت شود. البته گرى پاول مدير هماهنگى بدلكاران قبل از هر سكانس از من تست لازم را مى گرفت تا مطمئن شود كه مى توانم از عهده آن بربيايم.
شما براى چند فيلم در اين سرى قرارداد امضا كرده ايد؟
- قرارداد من براى ۳ فيلم است و اكنون من با آرامش خاطر مى توانم در نخستين فرصت بازى در فيلم بعدى را آغاز كنم. اكنون جيمزباند عليه يك تشكيلات مخوف مبارزه مى كند كه بايد براى نابودى آنها تلاش كند و داستان انتقام بهترين سوژه، براى ادامه اين داستان است.
اين نقش هميشه با شما خواهد بود و شايد حتى روى سنگ قبر شما هم بنويسند جيمزباند...
- البته و شايد اين يكى از خوشايندترين مشكلاتى است كه هميشه با من خواهد بود. من به اين فيلم و آنچه توانستم ارائه دهم، افتخار مى كنم چون اين فيلم در شرايط عادى ساخته نشد.
دو صحنه فوق العاده در اين فيلم وجود دارد كه بازى شما را از جيمزباندهاى قبلى متمايز مى كند و يكى از آنها صحنه رويارويى شما و آقاى رايت است. آيا اين صحنه ايده شما بود و يا كارگردان؟
- اين سؤال قبلاً هم مطرح شد و من گفتم براى اين صحنه خودم را آماده نكرده بودم و ديالوگى كه بين ما رد و بدل شد براى نخستين بار سر صحنه بيان شد و البته تمامى اينها با ايده خود مارتين كمپل بود.
در سكانس كازينو هم ديالوگى وجود ندارد، فيلمبردارى اين سكانس چگونه صورت گرفت؟
- نمى توانم براى شما توضيح دهم كه گرفتن اين سكانس چقدر مشكل بود. قبل از شروع برداشت نمايى اين سكانس را چندين بار تمرين كرديم تا همه بدانند دقيقاً چه كارى بايد انجام دهند. بازى در اين سكانس از اين لحاظ مهم بود كه مهمترين رويارويى من و شخصيت منفى فيلم (با بازى مدس ميكل سن) محسوب مى شد. در فيلم هرگز درگيرى فيزيكى نداريم و در اينجا با نگاه هايمان دشمنى مان را به هم ابراز مى كرديم.
آيا بازى در نقش آن مأمور باهوش در فيلم مونيخ به شما براى بازى در نقش جيمزباند كمك كرد؟
- خير چون آن نقش كاملاً متفاوتى بود و افرادى كه در ارتش عضويت دارند، در شرايط كاملاً متفاوتى قرار مى گيرند ولى با شخصيت جيمزباند داستان كاملاً متفاوت بود.
263991.jpg
آيا با پيرس برازنان در مورد اين نقش صحبت كرديد؟
- بله من چندبار با او تماس گرفته و او از من حمايت زيادى كرد.
با توجه به موفقيت فيلم و استقبال منتقدان سينما چه پاسخى براى افرادى كه شما را در صلاحيت اين نقش نمى ديدند، داريد؟
- فكر نمى كنم چنين عكس العمل هايى بتواند به سود من باشد چون هدف من از ابتدا بازى قابل قبول در اين نقش بود و هرگز اين گونه افراد را درنظر نمى گرفتم.
آيا براى شهرت فراوان در پيامد اكران جهانى فيلم آمادگى داريد؟
- نمى دانم و اصلاً هم برنامه اى براى كسب آمادگى و قبولى اين شهرت نداشتم. گرچه من سابقه بازى در چند فيلم خوب را دارم ولى هرگز درپى كسب شهرتى در اين ابعاد نبودم . نمى خواهم بگويم كه سعى مى كنم از اين شهرت فاصله بگيرم ولى عمده توجه من معطوف به بازى در فيلم بود. از طرفى هم ما مى دانيم كه زندگى خصوصى هر فرد اهميت زيادى دارد ولى طبيعى است كه از اين پس تا حدى آن را از دست مى دهم و بايد با اين مسأله كنار بيايم.
در سرى فيلم هاى جيمزباند به كدام فيلم علاقه مند هستيد؟
- فيلم هاى «دكتر نو» و «از روسيه با عشق» را دوست دارم. آنها دو فيلم محبوب من هستند چون بازى شون كانرى در آنها بى عيب و نقص است.
با توجه به زمان بندى اكران فيلم هاى جيمزباند در سال هاى بعد، برنامه كارى شما براى آينده چگونه خواهد بود؟
- فكر نمى كنم تا پايان سال آينده فيلمبردارى داشته باشيم. بنابراين سال آينده برنامه كارى ام خالى است.
اگر اسكورسيزى و يا اسپيلبرگ نقشى براى شما داشته باشند آيا پيشنهاد آنها را بررسى مى كنيد و يا اينكه جيمزباند را ترجيح مى دهيد؟
- درست است كه من براى سه فيلم قرارداد دارم ولى اين قرارداد هيچ ويژگى خاصى از لحاظ زمان بندى ندارد و دست من براى انتخاب فيلم هاى ديگر باز است.
در زمان هايى كه سر صحنه فيلم نيستيد، بيشتر چه فعاليت هايى را دوست داريد؟
- بيشتر به نقاشى و ماهيگيرى مشغولم.
فيلم بعدى شما به نام ديدار بازسازى فيلم Invasion of Body snatchers است؟
- بله براساس آن فيلم ساخته شد.
و فيلم هاى ديگر شما؟
- من هم اكنون در اواسط فيلمبردارى فيلم The Golden Compass هستم و نقش لرد آزرائل را ايفا مى كنم.
نگاهى به بازاريابى فيلم جديد اپوكاليپتا از مل گيبسون
فيلم من را دوست داشته باش
263979.jpg
جين مايرز مدير اجرايى سازمان روابط عمومى فرماندارى اكلاهاما سيتى هرگز انتظار يك تماس تلفنى از مل گيبسون را نداشت تا اينكه يك روز بر روى دستگاه پاسخگوى تلفن منزلش شنيد: سلام جين مى دانم كه مرا نمى شناسى. من مل گيبسون هستم و خوشحال مى شوم اگر با من تماس بگيرى. مايرز پس از تماس با گيبسون متوجه شد يكى از مدعوين اكران افتتاحيه فيلم اپوكاليپتا است كه قرار است ۸ دسامبر اكران شود. دو سال پيش گيبسون فيلم مصائب مسيح را با يك برنامه تبليغاتى حساب شده به نمايش درآورد كه بدل به يكى از پرفروش ترين فيلم هاى تاريخ سينما شد كه
۶۱ ميليون دلار در سطح جهان فروخت و حالا گيبسون با فيلم جديدش پيرامون داستان سقوط تمدن مايا اميدوار است بتواند با جلب توجه افراد اهل آمريكاى لاتين چون مايرز روى تبليغات شفاهى آنها در زمان اكران فيلم حساب كند.
اين تلاش به منظور بازاريابى براى يك فيلم خشن و به زبان مبهم انجام نمى شود بلكه مى تواند گيبسون را از شرايط بدى كه به دليل بازداشت او در ماه ژوئن در رسانه ها برايش ايجاد شده، برهاند.
جين مايرز يكى از افراد قبيله كمانچى بوده اند و او با توجه به داستان فيلم حاضر شد تا ترتيب اكران فيلم را در سه شهر ديگر ايالت اكلاهاما براى سرخ پوستان و اهالى لاتين اين ايالت ترتيب دهد و البته گيبسون نيز در تمامى اين جلسات اكران ويژه به سؤالات حاضران پاسخ مى داد. به عقيده منتقدان گيبسون با اكران نسخه نهايى نشده فيلم براى تماشاگرانى كه معمولاً انتظار تماشاى فيلمى تمام و كمال را دارند، ريسك بزرگى انجام مى دهد اما به نظر مى رسد كه اكنون پاسخ اين گروه از تماشاگران به داستان فيلم از هرچيز ديگرى براى گيبسون مهمتر است.
گرچه برخى از منتقدان خشونت موجود در سكانس قربانى شدن افراد در تمدن مايا را با صحنه هاى شكنجه مسيح در فيلم مصائب مسيح مقايسه كرده اند و معتقدند تماشاگران واكنش منفى نسبت به اين سكانس خواهند داشت اما دنيس رايس سخنگوى ديزنى معتقد است نبايد انتظار خشونت ويژه اى را در اين فيلم داشت و اين گونه انتقادها فقط براى منحرف كردن ذهن تماشاگران بالقوه اين فيلم است.
اما شركت متعلق به گيبسون كه فيلم را در سطح جهان توزيع خواهد كرد، مى داند كه مشكلات بازاريابى فراوانى خواهد داشت چرا كه داستان فيلم در دوره اى از تاريخ آمريكاى لاتين رخ مى دهد كه اكثر مردم جهان اطلاع دقيقى از آن ندارند و عمده هنرپيشگان فيلم آماتور و ناشناخته هستند و به زبان مايا باستان صحبت مى كنند كه طبيعتاً براى تماشاگران ناآشنا است ولى گذشته از همه اينها مهمترين مانع براى بازاريابى فيلم خود گيبسون و دستگيرى او در چند ماه گذشته است.
هنوز هيچ كس نمى داند دستگيرى گيبسون تا چه حد تأثير منفى بر اكران فيلم خواهد داشت ولى برخى از افرادى كه در جريان اين اكران هاى اختصاصى حضور داشته اند، اظهار داشته اند كه اين فيلم به دليل اشتباهات كارگردان در اكران آسيب نخواهد ديد.
يكى از اين افراد ادوارد جيمز اولموس است كه در امور فرهنگى لاتين از چهره هاى صاحب نام به حساب مى آيد. او كه همراه پسرش بوودى فيلم را تماشا كرده است، عنوان كرده كه براى تماشاى اين فيلم آمادگى نداشته است. وى مى افزايد: من شوكه شدم چون اپوكاليپتا يكى از بهترين فيلم هايى است كه من در چندسال اخير ديده ام. البته شرايط اكران اين فيلم اصلاً عادى نبود و ما بيشتر در يك اتاق كوچك بوديم تا يك سالن استاندارد نمايش فيلم.
به گفته اولموس اين فيلم قبل از هر چيز داستان اولين قومى است كه پيش از ورود اروپائيان در اين قاره زندگى مى كردند و البته داستان نفس گيرى است. اما اولموس معتقد است قضيه دستگيرى گيبسون و تأثير آن بر فيلمش را مى توان با عملكرد كازان در دوره مك كارتيسم مقايسه كرد كه نتوانست مانع كسب اعتبار كازان به دليل ساخت فيلم هاى ارزشمندش شود و حتى بايد گفت آسيبى كه به شخصيت كازان در دوره مك كارتيسم وارد شد به مراتب بيشتر از جريان دستگيرى گيبسون بود.
از طرفى ديزنى براى كسب حمايت جمعيت لاتين ساكن آمريكا حساب ويژه اى را روى گروپ آرماناس باز كرده است. اين شركت بزرگ كه توسط سانيا گوپوزو مديريت مى شود، يكى از قديمى ترين و پرنفوذترين شركت هاى بازاريابى محصولات سرگرمى و تفريحى لاتين است. ديزنى همچون ساير شركت هاى بزرگ رسانه اى تحقيقات ويژه اى را پيرامون سرگرمى هاى خانواده هاى لاتين انجام داده چرا كه در برخى از فيلم ها شمار تماشاگران يك فيلم به ۴۰ درصد كل تماشاگران مى رسد كه البته رقم قابل توجهى است.
در شهر لس آنجلس تمامى اميد ديزنى به شركت آره ناس و واكنش مديران آن بود كه ظاهراً پس از تماشاى فيلم در هتل بورلى هيلتون اين شهر در هفته اول نوامبر تا حد زيادى مثبت بوده است.
دان مارتينز يكى از اعضاى هيأت مديره اين شركت و مدير ارشد بازاريابى فيلم از جمله حاضران در اين مراسم بود كه معتقد است جامعه لاتين از اين فيلم استقبال خواهد كرد.
او در مورد اظهارات جنجالى اخير گيبسون و تأثير آن بر اكران فيلم گفت: بايد توجه كنيم كه او قبل از هر چيز انسانى مثل من و شما است و اشتباهى مرتكب شده است و حالا بايد آن را جبران كند.
اما همه نظر مثبتى نسبت به اين ندارند. خورخه كورالجو از ديگر اعضاى هيأت مديره اين شركت كه البته فيلم را تماشا نكرده است در اين زمينه مى گويد: من نمى توانم با اطمينان بگويم كه كسب اطلاعات جانبى در مورد اين فيلم ساده است و فروش آن در بازار پررقابت امروز آسان نيست و بايد هزينه زيادى براى تبليغات آن صرف كرد.
ارنى گونز از جمله افراد فعال در عرصه فرهنگ لاتين در آمريكا كه فيلم را تماشا كرده است معتقد است با وجود خشونت فراوان در سكانس قربانى شدن انسان ها كه شايد براى برخى غيرقابل تحمل باشد، اين سكانس برداشت درستى از حقايق موجود درباره تمدن ماياها بوده است.
به عقيده گونز اقدام گيبسون در نمايش اختصاصى اين فيلم براى جامعه لاتين آمريكا، اقدامى هوشمندانه است و او اظهار تعجب مى كند كه چرا ديگر استوديوهاى فيلمسازى اقدامات مشابهى را انجام نمى دهند. گونز اشاره مى كند كه در جلسات اكران اختصاصى فيلم در لس آنجلس حدود پانصد نفر حضور داشتند و جالب بود كه مل گيبسون و رودى يانگ بلود، سرخپوستى كه نقش اصلى فيلم (پنجه جگوار) را ايفا مى كند نيز به طور ناشناس در بين تماشاگران حضور داشتند و البته در جلسه مطبوعاتى انتهاى فيلم نيز حضور يافته و به سؤالات پاسخ دادند و اين موقعيت خوبى براى تماشاگران بود كه شايد براى نخستين و آخرين بار در زندگيشان بتوانند مكالمه اى هرچند كوتاه را با مل گيبسون داشته باشند.
اما با اين همه رايس از استوديو ديزنى تأكيد مى كند كه اين استوديو صرفاً به تبليغات شفاهى تماشاگران لاتين در اين اكران هاى ويژه تكيه نمى كند و تمامى كسانى كه به نوعى با اين تمدن باستانى در ارتباط هستند، حتى مكزيكى هاى ساكن آمريكا هم عكس العمل خوبى به اين فيلم خواهند داشت و از سوى ديگر اپوكاليپتا به عنوان يك فيلم اكشن مى تواند مورد توجه نوجوانان قرار گيرد.
گفت وگو بادبير جشنواره تئاتر رضوى
جشنواره اى كه مى تواند جهانى باشد
بهمن عبداللهى
مجيد سرسنگى نام آشنايى براى اهالى تئاتر است. ۳۹ سال دارد و دكتراى ادبيات نمايشى را از دانشگاه مركزى انگلستان دريافت كرده است. او مسئوليت هاى مختلفى همچون عضويت در هيأت امناى انجمن نمايش كشور، مديريت گروه آموزش هنرهاى نمايشى دانشكده نمايش و موسيقى دانشگاه تهران، عضويت در گروه تئاتر و ادبيات نمايشى فرهنگستان هنر، عضويت در هيأت مديره انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس و … را برعهده دارد.
سرسنگى از خردادماه امسال به عنوان دبير «چهارمين دوره جشنواره تئاتر رضوى» منصوب شده و دليل اين گفت وگو هم همين موضوع است. به جهت يادآورى بايد گفت جشنواره فرهنگى هنرى امام رضا (ع) از ۲ تا ۱۱ آذر ماه در رشته هاى مختلف برگزار مى شود و يكى از اين رشته ها، جشنواره تئاتر رضوى است كه از ۵ تا ۱۰ آذر ماه در تهران برگزار خواهد شد. گفت وگوى ما را با دكتر مجيد سرسنگى مى خوانيد.
264111.jpg
  آقاى سرسنگى، جشنواره تئاتر رضوى ظاهراً امسال با شيوه و رويكرد متفاوتى نسبت به سال هاى گذشته برگزار مى شود، لطفاً در اين باره قدرى توضيح بدهيد.
  همانطور كه اشاره كرديد اين جشنواره سال هاى قبل هم برگزار مى شد و اساساً بخشى از جشنواره فرهنگى هنرى امام رضا(ع) است كه دبيرخانه آن در مشهد قرار دارد. جشنواره تئاتر رضوى در دوره پيش رو با حمايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى و همچنين شهردارى تهران برگزار مى شود و ان شاءالله بتوانيم جشنواره اى در شأن نام حضرت امام رضا(ع) برگزار كنيم. امسال اين جشنواره با وسعت و برنامه ريزى گسترده ترى برگزار مى شود و ما اميدواريم اين جشنواره بتواند هم به لحاظ مضامين نظر مخاطبان را تأمين كند و هم به لحاظ مسائل فنى و تكنيكى واجد ارزشهاى هنرى باشد.
البته از عنوان جشنواره بر مى آيد كه مضامين مذهبى و معنوى را نيز تحت پوشش قرار خواهد داد، اما بد نيست اشاره كنيد كه محور اصلى اين جشنواره دقيقاً چيست؟
مضمون و محور اصلى جشنواره « امام رضا(ع)» است. يعنى آثارى كه در جشنواره شركت كرده اند، آثارى هستند كه با موضوع امام رضا(ع) توليد و آماده نمايش شده اند. البته تفاوت شاخصى كه اين جشنواره با ساير جشنواره هاى مشابه دارد اين است كه ما تلاش كرده ايم آثار شركت كننده نگاه معاصر به موضوع امام رضا(ع) داشته باشند و به نوعى تلاش كرده ايم كه افكار، انديشه ها و سيره امام رضا(ع) در زندگى جامعه معاصر ديده شود. در واقع، فقط به اين نكته نپرداخته ايم كه كارهاى رسيده درباره زندگى امام هشتم باشند. بنابراين، بعضى از نمايش هايى كه در جشنواره شركت دارند، در زمان معاصر اتفاق مى افتند، اما داستان آنها متأثر از حضور امام رضا(ع) است.
اين آثار در چه بخش هايى به نمايش در مى آيند؟
ما امسال بخشهاى مختلفى در جشنواره طراحى كرده ايم، در سال هاى قبل همه آثار شامل اجراهاى صحنه اى بودند، اما امسال كارهاى شركت كننده در ۴ بخش اجرا مى شوند. در بخش اجراى صحنه اى ۲۲ اثر به نمايش در مى آيند. در اين بخش تعداد قابل توجهى از كارگردانان با تجربه كشورمان همچون بهروز غريب پور، سياوش طهمورث، مهدى متوسلى، مهدى مكارى، امير دژاكام، حميدرضا آذرنگ و ... حضور خواهند داشت. آثار اين بزرگان در كنار ساير آثارى كه از تهران و شهرستانها به دست ما رسيده تضمينى هستند بر كيفيت جشنواره امسال، اما در بخش دوم «توليد متون» را داريم. شما مى دانيد كه ما يكى از مشكلاتى كه در تئاتر كشور داريم مسأله متن نمايشى است، به همين دليل بخش «توليد متون» را پيش بينى كرده ايم، در اين بخش از نمايشنامه نويسان دعوت كرديم تا با موضوع جشنواره شركت كنند كه در نهايت ۶۶ متن به دست ما رسيد و از اين ميان ۹ متن به مسابقه راه پيدا كردند كه اين متون همزمان با برگزارى جشنواره به چاپ مى رسند. اين آثار توسط نويسندگان نام آشناى تئاتر كشور مانند محمد ابراهيميان، سعيد تشكرى، چيستا يثربى، حسين فدايى حسين و ... نوشته شده اند. ما اميدواريم با اين حركت تا حدى از بحران كمبود متن نمايش بكاهيم.
اين آثار در بخش رقابتى حضور دارند؟
خير، هيچ يك از بخشهاى جشنواره رقابتى نيست. از نظر ما معناى رقابت بيشتر، در اين است كه هنرمندان توفيق شركت در جشنواره را پيدا كنند.
به هر حال گزينش انجام شده است.
بله، در بخش اجراى صحنه اى حدود ۲۰۰ اثر به دبيرخانه رسيد كه تعداد ۲۲ اثر انتخاب شدند. در بخش متون هم كه قبلاً گفته شد. ما در انتخاب آثار دقت و تأكيد داشتيم تا كارها با كيفيت بالا در جشنواره حضور پيدا كنند.
بقيه آثار چه، براى آنها چه اتفاقى افتاد؟
ما به دليل محدوديت هاى جشنواره كارهاى شاخص تر را انتخاب كرديم، اما اينگونه نيست كه بقيه آثار را رها كرده باشيم، بلكه هنوز با اين دوستان تعامل داريم. از سوى ديگر ما آرشيو نسبتاً كاملى از اسامى و آثار تهيه كرده ايم كه بتوانيم در طول سال با اين آثار و هنرمندان ارتباط داشته باشيم تا اين آثار با تكميل نواقص بتوانند سال آينده در جشنواره شركت داشته باشند.
در بخش متون، مى خواهم بدانم آيا اين نمايشنامه ها براى اجرا در سال هاى آينده جشنواره نيز سفارش داده مى شوند؟
اصلاً توافقى كه ما با نويسندگان آثار داشتيم اين است كه حقوق نخستين اجراى آنها با جشنواره تئاتر رضوى است. يعنى بايد براى نخستين بار در جشنواره سال آينده اجرا شوند.
 درباره دو بخش ديگر توضيح نداديد.
263970.jpg
بله، ما دو بخش ديگر داريم، يكى بخش «آيين هاى نمايشى مذهبى رضوى» است. ما در طول سال آيين هاى مذهبى مختلفى را شاهد هستيم كه مضمون آنها امام رضا(ع) است. ما امسال ۲۵ گروه آيينى مذهبى از سراسر كشور دعوت كرده ايم كه در جشنواره اجرا خواهند داشت. اين اجرا ها شامل تعزيه، پرده خوانى و ساير آيين  هاى خاص خواهد بود. بخش چهارم ما نيز «پژوهش» خواهد بود. ما معتقديم كه در تئاتر دينى و تئاتر رضوى پژوهش آنچنانى صورت نگرفته است. از نظر ما گروه هاى تئاترى پشتوانه پژوهشى و علمى براى اين نوع كار را ندارند. پس از اعلام فراخوان ۱۶ پژوهش به دست ما رسيد كه پس از بررسى ۶ طرح از لحاظ كيفيت واجد ارزش شناخته شد و اين طرح ها نيز از سوى مجموعه انتشارات ما به چاپ خواهد رسيد. بنابراين، چهارمين جشنواره تئاتر رضوى، چهار جشنواره در يك جشنواره است. اين چهار بخش هر يك مى تواند داعيه يك جشنواره مستقل را داشته باشد.
  با اين حساب جشنواره در سال هاى بعد هم مى تواند گسترده تر و پر رونق تر برگزار شود؟
بله، ما در مناسبت هاى مختلف روى اين پيشنهاد تأكيد كرده ايم كه جشنواره تئاتر رضوى اين قابليت و توانايى را دارد كه به «جشنواره بين المللى تئاتر دينى» تبديل شود، ضمن اينكه اين جشنواره مى تواند محوريت امام رضا(ع) را حفظ كند در عين حال به ساير مضامين مذهبى و دينى هم بپردازد و نه تنها در داخل كشور بلكه در عرصه هاى جهانى هم جاى خود را باز كند. من تصور مى كنم با اين حركتى كه شروع شده اين پتانسيل در جشنواره هست كه بتواند در سال هاى آينده به اين نقطه برسد.
آقاى سرسنگى ، حتماً اطلاع داريد كه بسيارى از جشنواره هايى كه در كشور ما برگزار مى شوند، در ابتدا با تبليغات و انرژى زيادى كار خود را آغاز مى كنند اما به مرور زمان يا دچار تعطيلى مى شوند و يا از ايده آل هاى اوليه خود دور مى شوند و به روز مرگى مى افتند. شما براى آنكه جشنواره تئاتر رضوى دچار اين سرنوشت نشود چه تدبيرى انديشيده ايد؟
من اميدوارم رشد و سير صعودى جشنواره تئاتر رضوى در سال هاى آينده هم ادامه پيدا كند، اما درباره مسأله اى كه به آن اشاره مى كنيد به چند نكته مى  توان توجه كرد، يكى اين كه مسئولان فرهنگى كشور فهيمانه و بانگاه دقيق به اين موضوع نگاه كرده اند و از جشنواره حمايت مى كنند، از سوى ديگر هنرمندان تئاتر هم به آن درجه از بلوغ فرهنگى رسيده اند كه بتوانند چنين كارهاى عظيمى را انجام دهند. در حقيقت با اين پتانسيل عظيم كه موجود است، بين المللى شدن جشنواره دور از دسترس نيست، البته اين موضوع در حد اختيار من نيست، اما به عنوان يك آرزو از سوى من و همكارانم مطرح شده است. اميدواريم مسئولان، اين جشنواره را با اين ديد جلو ببرند تا در آينده با كيفيت خيلى بهترى آن را برگزار كنيم. اميدوارم اين جشنواره به عنوان يك جشنواره بين المللى تئاتر دينى در سالهاى آينده مطرح شود. به هر حال اين ظرفيت در بين هنرمندان داخلى و حتى خارج از ايران وجود دارد. اين اتفاق بى شك تأثير به سزايى در جريان فرهنگى جهان دارد. وقتى مقام معظم رهبرى مى فرمايند كه در دوران تهاجم فرهنگى وظيفه ما ترويج فرهنگ دينى مان است، خب يكى از راههايش همين است كه بتوانيم جشنواره اى بين المللى و با كيفيت بالا برگزار كنيم. يكى از تجربياتى كه در همين باره مى توان مثال زد، سمينار بين المللى «نمايش و دين» است، در اين سمينار پس از اعلام فراخوان استقبال خوبى از آن شد و ما فقط با ۱۰۰ مقاله از سراسر دنيا مواجه شديم. مقالاتى كه از سوى برجسته ترين محققان دينى ارائه شده بود. اين موضوع نشان مى دهد وقتى كارى را انجام مى دهيم كه متعلق به فرهنگ دينى ماست، مى  توانيم در دنيا حرفى براى گفتن داشته باشيم. در حالى كه هرگاه خواستيم از جريانات فرهنگ غرب تقليد كنيم، ضربه خورديم يا اساساً نتوانسته ايم گامى به جلو برداريم. من فكر مى كنم جشنواره تئاتر رضوى و در آينده، جشنواره تئاتر دينى يكى از پشتوانه هاى فرهنگى است كه مى تواند جايگاه فرهنگى ما را در جهان تثبيت كند و تبليغات غربى را خنثى كرده و چهره جديد و حقيقى از فرهنگ نابى كه داريم به دنيا نشان بدهد.
بنابه گفته هاى شما اين جشنواره در آينده مى تواند منشأ اثر در تئاتر منطقه و حتى جهان باشد و در جريانات فرهنگى تأثير گذار باشد.
قطعاً من شكى ندارم. ما مى توانيم اين جشنواره را به يكى از قطب هاى تئاترى دنيا مبدل كنيم.
به نظر مى رسد برگزارى جشنواره ها به خودى خود حركتى ارزشمند است، اما مى پذيريد كه هر جشنواره اى به دو دليل مى تواند ماندگار و تأثير گذار باشد؛ اول به لحاظ كيفيت آثار اجرا شده در آن و دوم كيفيت و شيوه هاى اجرايى آن؟ البته در اين ميان بسيارى از جشنواره هاى ما كيفيت و استانداردهاى لازم را ندارد؟
نمى توان در اين باره به طور مطلق قضاوت كرد. وقتى بحث برگزارى جشنواره را مطرح مى كنيم بايد خيلى از موارد را لحاظ كنيم. به نظر من يك نوع آشفتگى در برگزارى جشنواره هاى ما وجود دارد، يعنى ما اساساً يك پلان يا نقشه اى براى برگزارى جشنواره هايمان نداريم و به همين دليل برخى از جشنواره هاى ما با مشكلات مواجه مى شوند. اولاً اين كه ما در طول سال، جشنواره هاى زيادى برگزار مى كنيم كه اگر بياييم همه جشنواره هاى مشابه را با هم برگزار كنيم، براى نمونه همه جشنواره هايى كه موضوع دينى دارند با هم برگزار كنيم، آن وقت بسيارى از نقاط ضعف ما پوشيده مى شود، چون در اين صورت امكانات اجرايى ما متمركز مى شود. در همين باره مى توان از جشنواره هاى دينى مثل جشنواره تئاتر رضوى، عاشورائيان، تئاتر ماه و احتمالاً يكى دو جشنواره ديگر نام برد. خب همه اين ها را مى توان در پوشش يك جشنواره بزرگ برگزار كرد. وقتى كه جشنواره مهندسى نشود و امكانات تقسيم شود، طبيعتاً تمركز آنها كم مى شود و در نتيجه كيفيت آنها پايين مى آيد، ضمن اين كه ما براى جشنواره ها يمان بايد تيم ها و كادرهاى حرفه اى و اجرايى در نظر بگيريم. يكى از مشكلات ما اين است كه در يك جشنواره اى يك گروه همكارى مى كنند و سال آينده از اين گروه هيچ خبرى نيست و گروه ديگرى آن را دنبال مى كند، در اين صورت تجربه هاى گذشته بار ديگر تكرار مى شوند. شما ببينيد در جشنواره هاى خارجى يك دبير بيش از يك تا دو دهه مسئوليتش را حفظ كرده است و كادرى هم كه در اختيار دارد، كادر آموزش ديده، با تجربه و تربيت شده است، ما براى جشنواره هايمان مخصوصاً جشنواره هاى بزرگ بايد شروع به كادر سازى حرفه اى كنيم، ضمن آن كه بايد تعريف كنيم هر جشنواره به دنبال چيست؟ من فكر مى كنم علت توفيق جشنواره هايى مثل تئاتر رضوى در موضوع خاص و مشخص آن است. در اينجا همه مى دانند محور اصلى چيست و به چه منظورى كار مى كنند. مى خواهم بگويم اگر ما نيروهايمان را جمع كنيم، هماهنگ عمل كنيم، از پراكنده كارى بپرهيزيم، نيروى متخصص و كادر تربيت كنيم و از همه مهمتر براى جشنواره ها «استاندارد» تعريف كنيم، خب با اين مشكل كه اشاره كرديد، مواجه نمى شويم. ما براى نخستين بار در جشنواره تئاتر رضوى آمده ايم و همه چيز را طراحى كرده ايم.
استانداردها، زمان بندى و نقشه كلى را طراحى و مستند سازى كرده ايم و همه اين مستندات را به كسانى تحويل خواهيم داد كه سال آينده آن را برگزار مى كنند. يكى از مشكلاتى كه جشنواره ها را با فراز و نشيب همراه مى كند اين است كه استاندارد سازى و دستورالعمل براى آنها وجود ندارد. در اين صورت مى توان قضاوت هم كرد، يعنى از روى آيين نامه و استانداردى كه تعريف شده مى توان كيفيت برگزارى را ارزيابى كرد. به هر حال تا ما اين استانداردها را تعريف نكنيم، اين آشفتگى در برگزارى جشنواره ها موجود خواهد بود.
اصلاً بحث من هم همين است، تمام جشنواره هايى كه با قدمت چند دهه در جهان برگزار مى شوند، از دو جنبه كيفيت آثار و كيفيت برگزارى ارزيابى مى شوند، حالا در مورد جشنواره تئاتر رضوى آن طور كه مى فرماييد درخصوص شيوه برگزارى و كيفيت اجرايى همه چيز طراحى شده و مى توان به آن بها داد، اما درمورد كيفيت آثار تا زمان برگزارى و اجراى آثار نمى توان قضاوتى داشت...
ما تمام سعى مان را كرده ايم تا از اين دو جنبه كه شما به درستى به آنها اشاره كرديد، يعنى كيفيت آثار و سيستم مديريت و كيفيت برگزارى، به استانداردهاى بين المللى برسيم، وقتى مى گوييم كه اين جشنواره توانايى بين المللى شدن را دارد، به اين دليل است كه با شناختى كه از جشنواره تئاتر رضوى دارم، همچنين جشنواره  هايى كه به عنوان ناظر يا شركت كننده حضور خواهند داشت، مى توانم ادعا كنم اين جشنواره كمتر از جشنواره هاى بين المللى نيست البته ما يك سرى محدوديت هايى داريم كه طبيعى است و هنوز پله هايى مانده كه خودمان را به جشنواره هاى درجه يك دنيا برسانيم اما با همه اين مسائل جشنواره تئاتر رضوى از رويدادهايى است كه اگر ناظرين خارجى به آن بيايند، مى توانند گواهى بدهند كه چه به لحاظ دقت در آثار، تنوع بخش ها و چه در سيستم اجراى جشنواره واقعاً با استانداردهاى بين المللى فاصله ندارد. اصلاً ما از روز اول با اين رويكرد گام برداشته ايم. البته ممكن است در جاهايى هم خطا كرده باشيم و به طور صددرصد به ايده آل هايمان نرسيده باشيم، اما مى توانم  بگويم جشنواره چهارم با شؤونات يك جشنواره بين المللى برگزار خواهد شد.
يكى از مسائلى كه در جشنواره ها با آن برخورد مى كنيم، وجه ميهمانى آنهاست. درواقع جشنواره هاى مختلف با صرف هزينه، انرژى و زمان برگزار مى شوند و در اين رويكرد در مقطعى خاص مطرح مى شوند، با تبليغات و پوشش خبرى ديده مى شوند اما مردم و مخاطب عمومى در آنها كمتر لحاظ مى شود، حالا در جشنواره تئاتر رضوى وضع چگونه خواهد بود؟ آيا در اين جشنواره كه وجه مردمى اش قاعدتاً بايد پررنگ باشد چه اتفاقى خواهد افتاد تا مردم حضور و بهره  بيشترى داشته باشند؟
به نكته بسيار درستى اشاره كرديد. ما از همان ابتدا به اين موضوع فكر مى كرديم كه چه كنيم تا جشنواره محدود به ايام برگزارى نباشد و اين جريان فرهنگى در طول سال ادامه داشته باشد. در اين زمينه چند كار انجام داديم. اول اين كه با مركز هنرهاى نمايشى، حوزه هنرى و سازمان فرهنگى هنرى شهردارى صحبت كرديم تا به نمايش هاى جشنواره در طول سال اجراى عمومى بدهند و در طول سال براى مخاطب غير جشنواره ها هم قابل استفاده باشد. با صداوسيما (شبكه چهار) هم صحبت كرده ايم تا بعضى از اين نمايش ها كه قابليت دارند، تبديل به تله تئاتر شوند. كار سوم هم راه اندازى همان بخش هاى توليد متون و پژوهش است. شما در نظر بگيريد با وضعيت كمبود متون نمايشى همين ۹ متنى كه ما به چاپ مى رسانيم بارها و بارها در شهرستان ها اجراهايى انجام خواهد گرفت و فرهنگ تئاتر رضوى به همه جا نشر پيدا خواهد كرد.
آقاى سرسنگى جشنواره تئاتر رضوى جشنواره با رويكرد مذهبى و معنوى است و به نظر نمى رسد مسائل مالى در آن چندان مهم باشد اما به هر حال هر حركت فرهنگى يا هنرى نيازمند پشتوانه هاى مالى است. لطفاً بفرماييد مسئولان سياستگذار در امور فرهنگى يا مسئولان نهادهايى مثل مجلس شوراى اسلامى، شوراى عالى انقلاب فرهنگى، شوراى شهر و غيره چقدر مى توانند در افزايش اعتبارات دولتى در زمينه برگزارى حركت هاى فرهنگى مؤثر باشند، مانند همين جشنواره تئاتر رضوى كه مى تواند به يك رويداد فرهنگى قابل توجه در كشور، منطقه و به قول شما جهان تبديل شود؟
بالطبع، كار بزرگ كردن احتياج به اعتبارات مناسب دارد. البته من اعتقاد ندارم همه چيز را پول مى سازد اما معتقدم نحوه صرف امكانات و اعتبارات خيلى مهمتر از خود اين امكانات است، يعنى وقتى ما امكانات زيادى داشته باشيم، اما برنامه و مديريت نداشته باشيم اين امكانات به هدر مى رود. به هر صورت يكى از مؤلفه هايى كه مى تواند در يك جريان فرهنگى مؤثر باشد ميزان اعتبار و امكانات آن جريان به تناسب كارى كه انجام مى شود، است. درشكل كلان من فكر مى كنم هنوز به اندازه قدر و اعتبار تئاتر كشور، بودجه و امكانات به تئاتر ما اختصاص پيدا نكرده است، اين بحث كلى است كه اميدواريم روزى حل شود، گرچه امسال خوشبختانه بودجه تئاتر يك جهش بسيار خوب داشته است.
263952.jpg
و بايد از مسئولان تشكر كرد و از آنها خواست كه اين حركت را ادامه دهند، البته ما هنوز با آن استانداردهاى لازم فاصله داريم.
در مورد جشنواره هايى مانند جشنواره تئاتر رضوى من اعتقاد دارم بعد اصلى، «بعد معنوى» است. ما در همين جشنواره و همين دبيرخانه آدم هايى داريم كه بدون دستمزد كار مى كنند و نيت آنها كار براى امام رضا  (ع) است. ما سعى كرديم كه هزينه هاى جانبى را به حداقل برسانيم. يكى از كارهايى كه هزينه ها را كمتر مى كند جلوگيرى از ريخت و پاش هاى جانبى است كه ما آن را به حداقل رسانده ايم، از سوى ديگر تلاش كرده ايم كه اين بودجه را صرف كيفيت كارها بكنيم. در حقيقت امكانات لازم را براى گروه ها فراهم كرده ايم كه گروه ها خوب كار كنند. بنابراين در يك نگاه كلى به نظر مى رسد براى حركت هاى فرهنگى كلان ما بايد اعتبار و امكانات كلان صرف كنيم ومطمئن باشيم كه در درازمدت پاسخ خواهد داد. يعنى وقتى هزينه اى براى جشنواره تئاتر رضوى صرف مى شود، بايد مطمئن باشيم كه بازده آن در سال هاى بعد در نسل جوان ديده خواهد شد. بد نيست اشاره كنم يكى از كارهاى ما در اين جشنواره برقرارى ارتباط با دانشگاه هاست، ما اعتقاد داريم كه اگر بخواهيم اين حركت نهادينه شود بايد پيوندى با دانشگاه ها به عنوان مراكز علمى داشته باشيم. امسال نيمى از كارهاى انجام شده، متون آماده شده و پژوهش هاى مختلف از سوى دانشگاهيان خلق شده است، اين حركت ادامه همان بحث پيوند حوزه و دانشگاه است كه سالهاست به دنبال آن بوده ايم. ما خوشحاليم كه تعدادى از اساتيد تئاتر به كمك ما آمده اند و دانشجويان نيز در اين جشنواره حضور دارند. وقتى اين نسل با تئاتر رضوى، تئاتر دينى و معنوى پيوند مى خورند شما اصلاً نمى توانيد قيمت آن را به ريال محاسبه كنيد. اصلاً نمى توانيد تصور كنيد كه چه سرمايه هنگفتى از اين نسل در حوزه فرهنگ و هنر و تئاتر كشور به وجود خواهد آمد. از سوى ديگر ما وقتى هزينه اى صرف مى كنيم بايد ببينيم اين هزينه و اعتبار چه تأثير فرهنگى خواهد گذاشت.
من مطمئن هستم اگر ما به عنوان برگزاركنندگان جشنواره ها اگر اين گونه عمل كنيم و كارمان بازده داشته باشد، در اين صورت بى شك مجلس شوراى اسلامى، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، شهردارى و همه مراكز حامى جريانات فرهنگى هنرى بدون هيچ دغدغه اى نسبت به اين جريانات سرمايه گذارى خواهند كرد. چون به وضوح و به عينه آثار سرمايه گذارى شان را در كوتاه مدت و درازمدت مى بينند.
به عنوان مسئول برگزارى اين جشنواره هيچ تقاضايى از مسئولان نداريد؟
تقاضايم اين است كه توجه خوبى كه به جشنواره تئاتر رضوى و ساير جشنواره هايى از اين دست دارند همچنان ادامه بدهند و در حقيقت فضايى را ايجاد كنند كه استعدادهاى بالقوه در كشور به بالفعل تبديل شود. يكى از كارهاى ما در اين جشنواره كادرسازى براى جشنواره هاى آينده بود، يعنى از نيروهاى جوان و دانشجويان استفاده كرده ايم و پاسخ خوبى هم دريافت كرده ايم. يكى از مشكلات ما در سالهاى اخير اين بوده كه براى آينده كادرسازى نكرده ايم، ما در كشور استعداد و نيروهاى بالقوه كم نداريم، اساساً مزيت اصلى ما در كشور منابع زيرزمينى نيست، بلكه نيروى انسانى ماست، پس بايد براى آينده روى نيروى انسانى سرمايه گذارى كنيم. بنابراين تقاضا و خواهش من به عنوان فردى كه در حوزه فرهنگ كار مى كند اين است كه به نيروى جوان توجه كنيم و روى آنها با اعتقاد قلبى سرمايه گذارى كنيم.
از شما سپاسگزاريم.
اميدوارم با نفس قدسى امام رضا (ع) و با مشاركت هنرمندان و اصحاب رسانه، جشنواره خوبى بتوانيم برگزار كنيم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |