|
آيا سگولن رويال نخستين رئيس جمهور زن فرانسه مى شود؟
|
|
|
|
|
|
نگاه
|
|
|
|
|
آيا سگولن رويال نخستين رئيس جمهور زن فرانسه مى شود؟
رؤياهاى سياسى رويال
|
|
|
گردآورى و ترجمه: بنفشه غلامى «سگولن رويال» چهره گمنامى كه اكنون به يكى از مشهورترين چهره هاى سياسى پاريس تبديل شده است، روز جمعه ۱۷ نوامبر يك گام به رياست جمهورى فرانسه نزديك تر شد. او حالا با كنار زدن دو رقيب سرشناس خود در حزب سوسياليست فرانسه مى تواند اميدوار باشد در انتخابات آوريل ۲۰۰۷ نخستين زن مدعى رياست جمهورى فرانسه نام گيرد. كشورى كه رئيس جمهور در آنجا، به لحاظ اختياراتى كه قانون اساسى و سوابق تاريخى فرانسه اعطا كرده، جايگاهى ويژه دارد. خانم «رويال» روز پنجشنبه ۶۰/۶ درصد آرا در ميان ۲۱۹ هزار عضو حزب سوسياليست را به دست آورد. نتيجه اى غيرمعمول كه كسى انتظارش را نداشت. نزديكترين رقيب رويال ۵۳ ساله، «دومينيك اشتراس ـ كان» ۵۷ ساله بود. رقيب اول او (اشتراس كان) پيش از اين وزير دارايى فرانسه بوده است. او ۲۰/۸ درصد آرا را به خود اختصاص داد و دومين رقيب او (لورن فابيوس) ۶۰ ساله كه روزگارى نخست وزير فرانسه بود. فقط ۱۸/۵ درصد آرا را به دست آورد. به اين ترتيب همه چيز در صبح جمعه ۱۷ نوامبر درباره تعيين پرچمدار سوسياليست هاى فرانسه قابل پيش بينى بود. طورى كه «رويال» بعد از انتشار نتايج اوليه اين رقابت كه حاكى از برد او بود، اظهار داشت: «لحظات سرشار از شادى و خرمى را سپرى مى كنم.» رويال در اعلام خبر پيروزى خود، لحن حماسى داشت : « انتخاب شدن براى اين مسير و راه فوق العاده است. من فكر مى كنم اين داستانى است كه مردم فرانسه آن را نوشته اند.» «سگولن رويال» چهارمين فرزند از هشت فرزند خانواده «رويال» در سنگال (داكار) متولد شد. در آن زمان پدرش كه يك كلنل فرانسوى بود، در اين سرزمين در مأموريت به سر مى برد. «سگولن رويال» تا زمانى كه با «فرانسوا هالند» ملاقات كرد، در سنگال به سر مى برد. اما ۲۵ سال پيش بعد از ملاقات با «هالند» كه حال همسر او و پدر چهار فرزندش است، به فرانسه بازگشت. «فرانسوا هالند» با آن كه جزو كادر سوسياليست ها هست، اگرچه سعى دارد، بى طرفى خود را در قبال كانديداتورى همسرش حفظ كند، اما اين نكته را نيز پنهان نكرده است كه خودش نيز در اشتياق رسيدن به چنين مقامى بوده است. به هر تقدير، انتخاب رويال در حلقه رقيبان كهنه كار سوسياليست داراى معنا و مفهوم بسيارى بود. مى شد از آراى انبوهى كه به نام او در صندوق آزمون سوسياليست ها ريخته شد، اين پيام را دريافت كه هواداران اين جناح ديگر حاضر به شرط بندى بر سر موفقيت رجال سالخورده سوسياليست درگرفتن كاخ اليزه نيستند. آنها به چهره اى نسبتاًجوان و تازه نفس اقبال نشان داده اند كه جلوه اى از جسارت و اعتماد به نفس را در اين مدت به نمايش گذاشته است. رويال قبل از آنكه مانيفست يا برنامه اى را براى آينده فرانسه عرضه كند، مانورى از جسارت و اراده سياسى به نمايش گذاشت. جسارت او گويى روح اميدى است كه در كالبد يك جناح منفعل و گوشه گير صحنه فرانسه دميده مى شود. رويال به خانواده پرجمعيت سوسياليست ها اين اعتماد را برگرداند كه پس از سالها شكست انتخاباتى و دورى از اليزه مى توانند به «بازگشت» و پيروزى فكر كنند. رأى بالاى خانم رويال معناى بسيار مى تواند در برداشته باشد اما شايد درست تر اين باشد كه انتخاب او، ترس از رقيب خطرناكى به نام نيكلاى ساركوزى وزير كشور و بزرگ ترين مدعى جانشينى شيراك فروريخت. اين نكته تحليلگران رسانه هاى پاريس در فرداى انتخابات ۱۷ نوامبر گوشزد كردند كه «امروز همه راستگراها و محافظه كاران از ساركوزى تا ويلپن نگران افزايش مقبوليت» رويال هستند. با وجود اين، رويال، نخستين پيروزى خود در مسير رسيدن به اليزه را آسان به دست نياورد. اين توفيق او، حاصل ماه ها مانور تبليغاتى و زورآزمايى سياسى با رقيبان كهنه كارش بود. رويال انواع ترفندها را براى خارج كردن حريفانش به كار بست. روزى در سخنرانى ماه «مه» خود آنها را «فيل» ناميد و گفت: «غزال ها سريع تر از فيل ها مى دوند.» در مقطعى ديگر «رويال» در پاسخ مردم سرخورده از نخبگان سنتى فرانسه، به آنها قول داد سيكل بسته قدرت را خواهد گشود. در اين راستا او وعده داده است فرمانداران محلى و منطقه اى قدرت بيشترى خواهند داشت. به تجار و تجارت هاى كوچك سوبسيد و كمك هزينه پرداخت خواهد كرد. رويال با تلفيق شعارهاى پوپوليستى با اصول دولت رفاه بسيارى از حريفانش را خلع سلاح كرد. تاكتيك هايى كه تيم مشاوران او در عرصه مبارزه طراحى كرده بودند باعث شد حتى مخالفانش نيز به نوعى به او كمك كنند. در سايه اين تاكتيك ها رويال تبديل شد به تابلو اشتياق عمومى فرانسوى ها براى داشتن رهبرى به سبكى جديد. «سگولن رويال» رئيس منطقه پويت ـ شارنت در غرب فرانسه كه از ريشه هاى قوى برخوردار است، پايگاه تبليغاتى خود را در ييلاقات بنا كرد تا بتواند وعده هاى خود را كه برآمده از افكار سوسياليستى اش بود به راحتى در كام تشنه قشرهاى محروم اين نواحى بريزد وعده هايى چون؛ دگرگونى آموزش و پرورش، رفع تبعيض و برچيدن جرم و بزهكارى در ميان جوانان. «رويال» كارنامه سه وزارتخانه و سه ارگان مسئول رفاه اجتماعى فرانسه يعنى، محيط زيست، آموزش وپرورش و خانواده و كودكان را به چالش كشيد. انتقادهاى تند او باعث خشم مخالفان نخبه گرايى او شد آنها گفتند كه او از پختگى و درايت در تحليل مديريت كشور بى بهره است اما آنها هر چه در نقد شعارها و اعتراضات پوپوليستى رويال گفتند حساسيت و حمايت افكار عمومى را از او افزونتر كردند. در يك مورد منتقدان رويال پيشنهاد او مبنى بر تعيين يك هيأت نظارت مردمى بر كار انتخابات را به باد تمسخر گرفتند. اما مشاوران زيرك رويال چنان طرحى را جستند كه او در مناظره قبل از انتخابات اين پيشنهادهاى به ظاهر مسخره را به نقطه قوت خود تبديل كندكما اينكه او در دفاع از حضور هيأت ژورى مردمى براى انتخابات گفت: اين حركتى در جهت شكستن سلطه و تمركز دولت و تشريك مساعى مردم است. «دموكراسى مانند عشق است. هر قدر ميزان بيشترى از آن وجود داشته باشد، بيشتر هم رشد مى كند.» دام ديگرى كه رويال به خوبى از آن عبور كرد «زن بودن» او بود. رقيب اصلى رويال اشتراس ـ كان در آخرين تلاش هاى انتخاباتى خودگفته بود: «براى رويال بهتر آن است كه در خانه بماند و دستورات آشپزى اش را براى خودش اجرا كند.» اما رويال در كارزار رقابت با مردان كهنه كار پاريس، از مسأله جنسيت خود به عنوان يك امتياز براى شوراندن حمايت زنان بهره جست تا جايى كه اين سخن او به گوش ها طنين انداخت كه دوران مردسالارى و يكه تازى رجال پير در اليزه به سر آمده است. به هر حال اكنون دو رقيب «رويال» در انتخابات شكست خوردند و حالا بايد منتظر ماه ژانويه ماند. زمانى كه قرار است اتحاديه جنبش مردمى براى نخستين بار كانديداى خود را در برابر رويال انتخاب كند. هر چند اين روزها همه جا نام ساركوزى به عنوان رقيب جدى رويال مطرح است اما شنيدن يك خبر در فرداى انتخابات خانگى سوسياليست ها كه رشته افكار رويال رابه هم ريخت خبرى كه از احتمال ادامه حيات شيراك در كاخ اليزه خبر مى داد از جمله همسر شيراك در مصاحبه اى با مجله «لو نوول ابزر واتر» پيشنهاد داده بود كه او پس از ۱۲ سال بايد براى سومين دوره هم نامزد شود. روبرو شدن با شيراك براى هر كانديدايى هراس آور است چرا كه او پس از سه دهه سياست به نوعى حكم پدرخوانده همه رجال سياسى را دارد . اگرچه بسيارى از ناظران از پايان عصر شيراك سخن مى گويند و معتقدند عرف و آيين سياست ديگر موافق نامزدى او در دوره جديد انتخابات رياست جمهورى فرانسه نيست اما عده اى ديگر نيز معتقدند «شيراك» همواره در حساس ترين زمان ها و شرايط سخت به صحنه آمده و رقيبان خود را از عرصه كارزار به در كرده است. به هر حال از امروز نگاه به اردوى رقيب سوسياليست ها دوخته شده است و اينكه در كارزار فوريه آينده چه كسى پرچم رهبرى محافظه كاران را در برابر رويال در دست خواهد گرفت.
|
|
|
|
|
ورود سه اروپايى به منطقه ممنوعه
|
|
|
محمد نورى گروه بين الملل ـ وقتى ده ها ديپلمات و سياستمدار عرب و غيرعرب خاورميانه با حضور در كاخ شيراك، زاپاته رو و پرودى به آنها مى گويند اين منطقه ملتهب محتاج حضور اروپا است و ديگراز ايالات متحده به تنهايى در عراق و فلسطين كارى ساخته نيست آيا باز هم سياستمداران قاره سبز دست روى دست مى گذارند ودر لاك انزواى سنتى گذشته مى خزند. حجم درخواست ها و شمار پالس هاى دعوت از اروپا براى حضور در بحران خاورميانه در حد بى سابقه اى افزايش يافته است. شايد جلال طالبانى و امير عبدالله، آخرين گروه از رهبران منطقه بودند كه در تماس با ژاك شيراك اين پيام آشنا را در ذهن مردان آن سوى آتلانتيك نشاندند. پيش ازاين عمروموسى، محمود عباس، بشار اسد، ميشل عون و چندين رجال سرشناس از منطقه بحرانى لبنان، فلسطين و عراق براى شكستن سكوت و انفعال طولانى اروپا در صحنه خاورميانه دست به كار شده بودند. اكنون طرح صلح ۳ رهبر اروپايى ـ شيراك، زاپاته رو و پرودى ـ پاسخى به اين تقاضاها است. مهم نيست كه طرح ۳ جانبه رهبران اروپايى چه محتوا و فرمولى براى گشودن گره بحران فلسطين دارد يا در مرحله عمل چه سرنوشتى پيدا خواهد كرد بلكه مهم اين است كه يك اتفاق نمادين و سمبليك در نگاه اروپا به خاورميانه نقش بسته است. شايد رقيبان دور و نزديك اروپا انواعى از تفسيرها و تلقى ها را از حركت شيراك، زاپاته رو و پرودى عرضه كنند اما واضح ترين پيام حركت آنها اين است كه اروپادر عالم ديپلماسى جسارت ورود به يك منطقه ممنوعه را پيدا كرده است، اروپايى ها به حيطه صلح خاورميانه وارد شده اند حيطه اى كه سالها است آمريكا در آن يكه تازى مى كند جايى كه در آن، افكار عمومى از زمان زوال امپراتورى كرملين تاكنون، جز كاخ سفيد، بازيگر رؤيت نكرده است. ورود اروپا به ميدان ديپلماسى خاورميانه يعنى حضور در قلب سياست بين الملل. سهيم شدن در معادلات سياسى خاورميانه يعنى اين كه اروپا مى تواند مجوز و مجال ايفاى نقش در تمام عرصه ها و حيطه هاى روابط بين الملل را پيدا كند و اين نكته، ترجمه سخن موشكافانه كسانى است كه از طرح سه رهبر اروپايى به عنوان يك خيز سمبليك در جهان ديپلماسى ياد مى كنند. بى سبب نبود كه اين طرح با موجى از استقبال و بازتاب روبرو شد از تهران تا قاهره و غزه، سياستمداران خاورميانه تصميم تازه رجال اروپايى را ستودند. پس، طرح صلح اروپا سزاوار تأمل و تحقيق است و بايد سلسله اسباب و علل پيدا و پنهانى كه به اتخاذ چنين طرحى منجر شده را كاويد همين طور اراده و انگيزه طراحانش را به ارزيابى نشست و در نهايت آينده و چشم انداز سياسى خاورميانه را از رهگذر تأثيرات اين حركت بر موقعيت آمريكا گمانه زنى كرد. اقتضا ى بروز بن بست در جهان ديپلماسى طرح ۳ رهبر اروپايى به ظاهر پاسخى به دعوتنامه هاى دوستان خاورميانه اى آنها است اما ريشه هاى اين جست و خيز ديپلماسى را بايد در نبض تحولات و بحران هاى اين منطقه دنبال كرد. وقتى انديشه و استراتژى هاى قدرتى كه اختيار مديريت هر سه بحران بزرگ خاورميانه (عراق، فلسطين و افغانستان) را در اختيار داشت، به بن بست برسد، ديگر گزينه اى جز حضور قدرت هاى بديل و حريف ايالات متحده پيش رو نيست. حضور يك نيروى سوم و قدرت ثالث در يك بحران بزرگ، حكم تقدير است وقتى كه قدرتى چون آمريكا از گشودن گره هاى كور آن بحران باز مى ماند. اينجاست كه براى ديپلمات هاى خاورميانه كه مظاهر و قراين درماندگى كاخ سفيد را در شعله هاى سركش بحران عراق يا فروريختن رشته هاى حيات و ثبات در افغانستان و عراق به چشم مى بينند، حضور قدرت هاى آن سوى آتلانتيك به صورت يك فريضه تاريخى درمى آيد. همه آنهايى كه چرخش اروپا به سمت خاورميانه را جدى گرفتند چشمى به موقعيت آشفته نظامى ـ سياسى آمريكا در عراق و افغانستان و گوش به زمزمه هاى تاريخ داشتند كه در عالم ديپلماسى زوال نقش هر قدرت بين المللى نغمه نقش آفرينى قدرتى ديگر را سروده است. از همين روست كه ناظران جهان سياست براين گمانند كه محاسباتى از جنس وقت شناسى و استشمام فرصت هاى تاريخى در تصميم سه رهبر اروپايى دخيل بوده است، آنها برهه اى را براى بازگشت اروپا به معادلات خاورميانه علامت گذارى كرده اند كه از نگاه ناظران يك نقطه عطف است و برش در چرخش خاورميانه از عصرى كه يكه تازى آمريكا مشخصه بارز آن بود به دورانى كه رهبران منطقه به سوى حلقه ديگرى از قدرت ها آغوش گشوده اند. خبرها به اندازه كافى گوياى همه اين واقعيات است. پرودى و دو يار اروپايى اش درست هنگامى طرح صلح خود را انتشار دادند كه مردم آمريكا همصدا با افكار عمومى به استراتژى جناح حاكم بر كاخ سفيد در عراق و افغانستان «نه گفتند» و در همان حال موضوع بن بست سياست هاى آمريكا به بحث روز رهبران عراق، فلسطين و افغانستان درآمد. به اين ترتيب اروپايى كه سال ها براى ورود به خاورميانه خود را با سدى بزرگ به نام ايالات متحده روبرو مى ديدند اكنون راهى هموار پيش رو يافته اند. فقط رهبران مناطق ديگر بحران نيستند كه حضور اروپا و مشاركت طرف هاى بين المللى را در اين ميدان تسهيل كرده اند بلكه اين اقدام با وضوح بيشتر از سوى خود محافل غربى و آمريكايى ها آغاز شده است. فرداى انتخابات هفتم نوامبر كنگره نخستين توصيه نامه هايى كه روى ميز رئيس كاخ سفيد قرار گرفت يكى هم اين بود كه نومحافظه كاران گزينه اى جز دعوت از اروپا براى مشاركت در بحران هاى بين المللى پيش رو ندارند اين ماجرا در قلم سردبيران مطبوعات پرآوازه آمريكا با صراحت بيشترى اعلام شد كه نوشتند: مشاوران دور و نزديك كاخ سفيد براى خروج از بن بست عراق و افغانستان، بوش پسر را به پيروى از سياست بوش پدر فراخوانده اند سياستى كه شالوده آن سهيم شدن اروپا در مديريت بحران هاى پيچيده خاورميانه بود.
|
|
|
|
|
نگاه
كاخ سفيد نگران فرانسه پس از شيراك
|
|
|
بيرق رهبرى فرانسه پس از شيراك به دست چه كسى خواهد افتاد؟ اين پرسشى است كه بيش از همه ذهن آمريكايى ها را به خود مشغول داشته است. پاريس اگرچه در دوران رهبرى گليست ها، رفيقى صميمى براى واشنگتن نبوده است اما اليزه تحت رهبرى شيراك از در دشمنى و ضديت با آمريكا وارد نشد. مطابق آخرين نظرسنجى ها «نيكلا ساركوزى» مى تواند رئيس جمهور منتخب انتخابات ۲۰۰۷ فرانسه باشد. كسى كه واشنگتن پست در معرفى اش، او را فردى شگفتى ساز معرفى مى كنند. ساركوزى كه در حال حاضر وزير كشور فرانسه و رئيس اتحاديه جنبش مردمى است، در قياس با رجال سياسى فرانسه شهرت بالايى پيدا كرده است افكار عمومى داخل و خارج فرانسه ديدگاه هاى او را شناخته اند همه مى دانند كه مثلاً او در تعريف جنگ با تروريسم گفته است مسأله اى جهانى است كه نبايد به آمريكا منحصر شود. همچنين عقايد او در خصوص اقليت ها و مسلمانان فرانسه را دريافته اند. يا او به لحاظ مسائل اقتصادى از مدل اقتصادى انگلوساكسون استفاده مى كند و مشتاق است سياستمداران و حاكمان اقتصاد فرانسه را به ابداع و كارآفرينى تشويق كند. آنهايى كه ساركوزى را جانشين بلافصل شيراك مى دانند از امروز قطعات پازل افكار او را مى چينند. شايد مهمترين سؤال اين باشد كه اگر «نيكلا ساركوزى» سال آينده سكان هدايت فرانسه را به دست گيرد، در سياست خارجى فرانسه بويژه روابط اين كشور با آمريكا چه تغييراتى به وجود خواهد آمد؟ ساركوزى و روابط خارجى با آمريكا ساركوزى كه در حال حاضر از نفوذ سخن بالايى در اهدافش برخوردار است، ديدگاه هاى خاص سياسى خود را بيان داشته تا بتواند براى احراز نامزدى اش در انتخابات مانيفست سياسى اش به اطلاع همگان برساند او در اين مانيفست تلاش مى كند خود را جدا از سياست سنتى پيروان ژنرال دوگل نگه دارد. در خلال ديدار ماه سپتامبر وى از آمريكا، مشخص شد كه ساركوزى تا چه حد به دور نگه داشتن خود از انديشه اسلاف اش علاقه مند است. خشم شيراك زمانى شعله ور شد كه فهميد ديدار ساركوزى از آمريكا آن هم در آستانه پنجمين سالگرد ۱۱ سپتامبر تا چه حد با همدلى او و مردان كاخ سفيد توأم بوده است. ساركوزى در خلال اين سفر به گسترش روابط نه چندان گرم فرانسه و آمريكا علاقه مند نشان داد. سخنرانى او در سفارت فرانسه گوياى همه چيز بود: «شما آمريكايى ها در يازده سپتامبر ۲۰۰۱ واقعاً مصيبت ديديد و هرگز متوجه عمق مخالفت ما با لشكركشى به عراق نشديد. حتى بعضى از شما اين را يك خيانت آشكار ديديد...» پيامد مخالفت شيراك با سياست بوش، روابطى ناهنجار بين دو كشور بود كه تا امروز هم ادامه دارد. اما ساركوزى در مصاحبه ۹ سپتامبر خود با لوموند دوره اى را كه از آن به بحران روابط فرانسه - آمريكا ياد مى شود، گفت: « آمريكايى ها در اين دوران احساس مى كردند از جانب قومى كه پيوندهاى تاريخى نزديكى با هم دارند و ارزش هايى همسان دارند، رها شده اند. تا جايى كه شيراك مجبور شد با توضيحاتى ، سخن ساركوزى را «اسفبار» و «نامعتبر» بخواند. ساركوزى در بيان ديدگاه هاى خود در مورد جنگ اسرائيل و لبنان نيز طورى وانمود كرده كه گويى مخالف سياست پاريس در خاورميانه است. او از اين كه «حزب الله» را محكوم كند، باكى به دل راه نمى دهد و حتى برخلاف سياست خارجى كنونى فرانسه اظهار مى دارد كه «اسرائيل حق دارد كه از خود در برابر آنها دفاع كند.» از اين روست كه رسانه هاى آمريكا سياست خارجى ساركوزى را بايد همگام با آمريكا و بازتابى از اين نوع سياست در قبال خاورميانه، در اروپا دانست. يك سال بعد از شروع حمله آمريكا به عراق، نيمى از مردم فرانسه به اين باور رسيدند كه آمريكا براى تفوق بر جهان، جنگ با تروريسم را دستاويز قرار داده است. امروزه نيز ۷۶ درصد مردم فرانسه اعتقاد دارند جنگ آمريكا در عراق ، جهان را به مكانى ناامن تبديل ساخته است. اما موضع گيرى ساركوزى در قبال اين مسائل به گونه اى ديگر است. او برخلاف همه فرانسوى ها مدعى است كه حادثه يازده سپتامبر مى توانست به همان سادگى در فرانسه روى دهد. بنابراين سياست خارجى جديد ساركوزى پيامى قدرتمند را به قلب اروپا ارسال مى كند. روابط گرم او با «آنگلا مركل»، صدراعظم آلمان روى هم رفته شكاف در حال رشد بين شيراك و جانشين بالقوه اش، چيزى است كه مورد توجه آمريكايى ها نيز قرار گرفته است. محافل سياسى واشنگتن خوشبينانه به اين نظرسنجى ها چشم دوخته اند كه شانس ساركوزى در بردن انتخابات زياد است. پيروزى ساركوزى به اين معنا است كه شانس آمريكا براى اين كه بتواند با يك ائتلاف جديد، سياستى مشابه آنچه كه در افغانستان داشت، پيدا كند، بيشتر مى شود. لذا در وضعيتى كه يك شكست گريبان جناح حاكم بر كاخ سفيد را گرفته است واشنگتن اميدوار است كه يك حامى بالقوه در اروپا ظهور كند . آن هم در فرانسه كه با افكار ضد آمريكايى كه در عصر مدرن جزيى جدايى ناپذير از سياست خارجى آن شده است ! ساركوزى و اتحاديه اروپا ساركوزى در مسير دوستى با اروپا ساز جدايى از ائتلاف اروپايى را نخواهد نواخت. ساركوزى خواهان نفس كشيدن در فضايى تحت نظام نامه اروپا است. در مباحثاتى كه در خلال رفراندوم فرانسوى براى اساسنامه اروپا به وجود آمد، ساركوزى گفت: وى نخستين مرد ۵۰ ساله در تاريخ فرانسه است كه پيشنهاد نزاع براى كشورش را نمى دهد. او دليل آن را چنين ذكر كرد: «يك دليل ساده: اروپا.» پيش نويس اين اساسنامه حاكى از شكاف بين اروپا و دولت آن سوى آتلانتيك است كه از ۱۹۴۵ تاكنون ضامن صلح اروپا بوده است. در رده بالا اين اساسنامه اروپا را به عنوان رقيبى سياسى براى ايالات متحده مطرح خواهد كرد كه وزير امور خارجه «ساركوزى» در پيوستگى و هماهنگى اش با «آنگلا مركل» صدراعظم آلمان، شايد در پى احياى محور برلين - پاريس باشد. از اين روست كه اروپايى ها نگران سياست خارجى ساركوزى نيستند. آنها مى گويند، بنياد ديپلماسى پاريس بر محور دوستى با اروپا شكل گرفته است بنابراين هر اندازه واشنگتن اميدهايش را به يك دوست فرانسوى جديد بسته باشد اما مرد آينده اليزه حلقه اول دوستانش را از قاره سبز برخواهد گزيد. توصيه اين گروه از اروپايى ها به كاخ سفيد اين است كه ايالات متحده در صورت نشستن «ساركوزى» بر مسند رياست جمهورى نبايد انتظار تغييرات فورى در سياست خارجى فرانسه را داشته باشد. زيرا جانشين فرداى شيراك قبل از هر چيز با سنت ها و اعتقادات ديرپاى فرانسوى ها روبرو خواهد شد. اعتقاداتى كه باعث مى شود مردان پاريس جهان و روابط بين الملل را از زاويه اى متفاوت از واشنگتن بنگرند.
|
|
|
|