چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۸۵ - ۳۰ شوال ۱۴۲۷
Wed, Nov 22, 2006
مهرگان
۳۵۰۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
سلامتى
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
گزارش خارجى
دانشگاه
ماجرا
رودررو
درباره ارشد تهماسبى
تأليف
علم وعمل
ارشد تهماسبى، متولد ۱۳۳۶ - اليگودرز.
نوازنده تار و سه تار، مدرس رديف موسيقى ايرانى ، محقق و مؤلف.
هنر آموخته نزد محمدرضا لطفى و حسين عليزاده، عضو كانون فرهنگى - هنرى چاووش و گروه شيدا (در اوان تأسيس)، كنسرت هاى پژوهش در ايران و خارج از ايران، مؤسس «جايگاه تار» (نخستين موزه خصوصى موسيقى در ايران).
از آثار:
كتاب هاى: مجموعه آثار درويش خان
مجموعه آثار ركن الدين خان
برنامه دشتى (براساس آثار استاد موسى معروفى)
سه چهار مضراب، صدرنگ رنگ، جواب آواز، وزن خوانى واژگانى، تصنيف هاى عارف
نوار (سى.دى)هاى :
مجموعه آثار دوريش خان و ركن الدين خان
پنجه دشتى، جواب آواز، صد رنگ رنگ
دلدار (همراه داريوش زرگرى و محسن كرامتى)
عشق داند (همراه سالار عقيلى)
و مجموعه رديف ميرزا عبدالله (اجرا با تار)
263988.jpg
سيدعليرضا ميرعلى نقى: بيش از هفت سال است كه ارشد تهماسبى، در خلوت اتاق كار و تمرين خود، روى «فرهنگ گوشه ها» كار مى كند. دقت نظر، صبورى و وسواس او، گاه مانع مى شود كه حاصل فكر و تحقيق او، زود به دست علاقه مندان برسد. خود او هم اصرارى ندارد كه هر سال يك جلد كتاب يا يك حلقه نوار و سى.دى به اجتماع عرضه كند و از كنسرت دادن هم توبه كار شده است. اگرچه هر يكى دو سال باز هم هواى كنسرت دادن را مى كند و مشكلات توانفرسايش را به جان مى خرد و دست آخر، خسته و درهم كوفته، گريزان از استقبال فراوان شنوندگان موسيقى گروه او، به خانه برمى گردد و روى ادامه تحقيقاتش كار مى كند.
شخصيت چند وجهى ارشد تهماسبى از نوازندگى، تدريس و تأليف، هميشه با آثار او در اجتماع مطرح بوده و او از حضور دائم در كنسرت ها، جلسات، گردهمايى ها و محافلى كه محل رفت و آمد هميشگى بسيارى از هنرمندان براى حفظ روابط و موقعيت هايشان است، گريزان بوده و هست. روحيه فروتن و محجوب او به كنار، او معتقد است كه اين رفت و آمدها با نفس كار جدى منافات دارد و نمى گذارد كارى به انجام و سرانجام برسد. ارشد تهماسبى، در سن ۴۹ سالگى و با گذراندن مراحل مشكل تحصيل و تدريس و ايفاى شايسته نقش استاد و پدر در محيط آموزشگاه و خانواده و تربيت ده ها شاگرد، كارنامه اى پربار و درخشان در انتشار آثار شنيدارى و نوشتارى دارد. آثارى كه هيچ كدام معمولى و پيش پا افتاده نيستند، بلكه مرجع هستند و مورد استفاده علاقه مندان به موسيقى دستگاه ايرانى. در واقع، هنرجويان با آثار او بود كه مجموعه كاملى از حيات موسيقايى درويش خان و ركن الدين خان و عارف قزوينى را شناختند، مجموعه اى كامل از « رِنگ»ها در اختيارشان قرار گرفت، با مفهوم «جواب آواز» به صورتى مدون و مرتب روبرو شدند و با وزن خوانى، از طريق موسيقى حروف و واژگان زبان فارسى سر و كار پيدا كردند. زمينه تأليفات ارشد تهماسبى، همه در موسيقى دستگاهى است، ولى موضوعات آن بسى متنوع است و حكايت از وسعت مشرب او دارد. تنوع موضوع در اين تأليفات نشان مى دهد كه او با موسيقى از منظر تفنن سر و كار نداشته و به نيازهاى عملى در كار موسيقى، توجه داشته است. او نيك دريافته است كه خواننده كتاب هاى اين هنر، نمى خواهد با يك سلسله مسائل و موضوعات انتزاعى و با زبان غامض سر و كار داشته باشد. مى خواهد موسيقى را در نظر بشناسد و در عمل به كار ببرد و مجموع دانش نظرى و عملى او، سطح معرفت شناسى اين هنر را در نظر او اعتلا دهد. از اين جهت، آثار شنيدارى و نوشتارى ارشد، تأثيرى عميق و پنهان و بدون جنجال در جامعه موسيقى ايران داشته است. اين تأليفات و پژوهش ها را مشكل بتوان با عنوان و يا برچسب «دانشگاهى»، «خودجوش» و يا «حرفه اى» شاخت. آنها را مى توان آثارى دانست كه از بطن شناخت نيازهاى نظرى و عملى در ارتباط با موسيقى دستگاهى برآمده اند.
* ارشد تهماسبى متولد اليگودرز است. در سال هاى نوجوانى و بخشى از جوانى او كه در همدان گذشت، وضع كلى بهتر بود. از طريق برنامه هاى كاخ جوانان سابق كه با موسيقى جدى و موسيقيدانان خوب مركزنشين ارتباط داشت ، او توانست نخستين دريچه هاى شناخت به دنياى موسيقى را بگشايد. در همين سال ها بود كه با داريوش زرگرى، نوازنده تنبك (۱۳۸۰ - ۱۳۳۷) آشنا و دوست شد و اين دوستى و همكارى تا آخر عمر كوتاه زرگرى ادامه داشت.
* در سال ۱۳۵۴ ارشد به تهران آمد براى تحصيل موسيقى كه روح و روان او را به خود كشيده بود. در يكى از روزهاى همين سال به ديدن كنسرتى از استاد فرامرز پايور در تالار رودكى رفت. نظم كار و زيبايى صداى گروه استاد پايور از كنسرت آن شب خاطره اى فراموش نشدنى در ذهن ارشد جوان به جا گذاشت. از همان زمان فريفته آثار درويش خان، موسيقيدان بزرگ اواخر عصر قاجار شد و خودش در اين مورد تعريف مى كند: «بعد از اتمام كنسرت به پشت صحنه رفتم و با ساده دلى از استاد فرامرز پايور پرسيدم كه مجموعه آثار درويش خان را كجا مى شود پيدا كرد؟ استاد هم به سادگى و صراحت، خيلى كوتاه گفت: از لاى كتاب ها!!» و در همان حال پوشه اى مرتب و تميز از آثار درويش را كه خود نت نويسى كرده بود، در دست داشت. گفتن اين كه گردآورى هاى استاد پايور از مجموعه آثار درويش و ركن الدين خان هنوز هم منتشر نشده است ولى همت ارشد جوان در سال هاى بعد به بار نشست و هم اكنون مجموعه هاى او به چاپ چندم رسيده است.
او در تهران با نخستين گروه تحصيلكرده هاى رشته موسيقى در دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران آشنا شد و استادانش را بين آنها يافت: محمدرضا لطفى و حسين عليزاده، اين دو هنرمند به همراه پرويز مشكاتيان در آن زمان، سردمداران جوان جريان «بازگشت به سنت هاى هنرى موسيقى قديمى» بودند. ارشد در آن سال ها، با جديت به تمرين تار و فراگيرى موسيقى دستگاهى مشغول بود و مطالبى كه از اين دو استاد اصلى خود آموخت، بعدها بسيار به كارش آمد، ناگفته نماند كه محل تعليم او، كلاس هاى مركز حفظ و اشاعه موسيقى ايرانى بود و از محضر هنرمند ارزنده و متشخص، هوشنگ ظريف نيز استفاده مى كرد.
عليرغم مخالفت هاى محيط خانوادگى، او عاشقانه به موسيقى ادامه داد. در سال  ۱۳۵۸ به رشته موسيقى در دانشكده هنرهاى زيبا وارد شدولى بعد از يك سال دانشگاه را ترك كرد (رشته موسيقى در سال ۱۳۶۷ بازگشايى شد ولى ارشد ديگر به تحصيل در آن محيط تمايلى نداشت). او كار عملى و حضور در محيط هايى كه در آنها لطفى و عليزاده و مشكاتيان و فرهنگ فر بودند را خوشتر مى داشت و با كار در آن فضاها، تجربه و مهارت خود را اعتلا مى داد. در ۲۴ سالگى نخستين كلاس هاى تدريس خود را داير كرد و با توجه به استانداردهايى كه در آن زمان نسبت به امروز سختگيرانه تر بود، از معلمان جوان و با صلاحيت به حساب مى آمد. جالب اين كه شخصيت معلمى او از شخصيت تك نوازى و بداهه سرايى او جداست و ارشد اين جمع اضداد را به خوبى از عهده برآمده است. هنگام معلمى مقيد و منضبط و صبور و مصر به رعايت موبه موى مطالب است و هنگام نوازندگى و بداهه نوازى، آزاد و رها و گاه بسيار با احساس و تأثيرگذار. محمدرضا لطفى در يكى از شماره هاى مجله «نامه شيدا» (چاپ آمريكا، زمستان ۱۳۶۸) مى نويسد هنگامى كه او را در نوجوانى ديدم، هنگام شنيدن و نواختن موسيقى چنان شوريده و بى قرار بود كه مرا به ياد حالات هنرمندان بزرگ و بى قرارى هاى آنها مى انداخت.» هم اكنون نيز ارشد با استادش در كلاس هاى مكتب خانه ميرزاعبدالله همكارى دارد.
ارشد تهماسبى و استاد ديگرش حسين عليزاده، از نخستين نوازندگانى هستند كه روى صحنه با يكديگر دونوازى تار اجرا كردند.اين تجربه را يك بار ديگر حسين عليزاده و محمدرضا لطفى در يكى از كنسرت ها در آمريكا انجام داده بودند.تهماسبى همراه با عليزاده در تدوين و انتشار مجموعه «ده قطعه براى تار» همكارى داشته و در جاى جاى نوشته هايش، احترام به مقام استادى و هنرى حسين عليزاده هويدا است.
گو اين كه رفتار و شخصيت او هميشه يك الگوى درخشان براى حفظ اخلاق حرفه اى و احترام به استادان گذشته و سخاوت با شاگردان بوده است.
* ارشد تهماسبى در سال ،۱۳۷۶ نخستين موزه خصوصى موسيقى در ايران را تشكيل داد. در آپارتمانى دو يا سه اتاقه، استيجارى و با تزئينات بسيار زيبا. او عشق غريبى به ساز تخصصى خود - تار - دارد و آن را شايسته مى بيند كه موزه اى مخصوص آن برايش تدارك ديده شود. او اين «جايگاه تار» را با هزينه شخصى و از «جيب معلمى» به راه انداخت و تا حدود يك سال دوام كرد.
263961.jpg
در اين موزه، هر چه مربوط به تار بود، ديده مى شد: سازهاى قديمى، انواع مضراب از نوازندگان بزرگ (درويش، شهنازى، شهناز، لطفى، مجد و ...) برش هايى از انواع چوب و عاج و كاسه و سرپنجه و... عكس هاى استادان بزرگ تارنوازى و تارسازى، كتاب ها، نوارها و حتى صفحه هاى قديمى از نواخته هاى شهنازى و ميرزاحسينقلى و علينقى وزيرى.  او هنگامى كه اين موزه را تأسيس كرد، از مرجعى كمك نخواست و هنگامى هم كه نتوانست مخارج آن را تحمل كند، باز هم به راه مستقل و بى نياز خود ادامه داد. در عين حال، تمرين و تدريس وتأليف را نيز رها نكرد. او جزو موسيقيدانان معدودى است كه تقريباً هيچ سال را بدون اثر منتشر شده، به پايان نرسانده است. در عين اين كه با همه اين مشاغل، راهنماى دائمى اهل تحقيق نيز بوده است. زندگى خانوادگى او در كنار همسر و يگانه پسرش، با مهر و درايت همسرى هنرمند و هنرشناس، قوام گرفته است. نام همسر ايشان، خانم كيانوش اميرى در كتاب هاى اوليه ارشد به چشم مى خورد، و ايشان نويسنده نت هاى آن كتاب ها بودند. هم اكنون نيز از طراحان چيره دست در لباس و دكور هستند و هنر او در لباس اعضاى گروه و دكور صحنه كنسرت ارشد تهماسبى، جلوه گر بوده است.
  ارشد تهماسبى براى نخستين بار در تاريخ موسيقى ايران، كنسرتى را به مدت بيست شب متوالى روى صحنه برد! در فرهنگسراى نياوران به سال ،۱۳۸۰ و كسانى كه بامراحل توانفرساى تمرين و اجرا و سرپرستى گروه و نظارت بر عوامل صحنه و كنسرت و ... آشنا هستند، مى دانند كه اين كار چه صبر و توان زياده از حدى را مى طلبد و چه حد دشوار است. بر اين دشوارى بايد حساسيت ها و نكته بينى هاى ظريف ارشد تهماسبى را نيز بيفزاييم. مجموعه اين دشوارى  ها و حساسيت ها، فشار بسيارى را بر او وارد كرد ولى «عشق داند» كه در اين كار چيست و بالاخره حاصل كار، درخشان و ماندگار از كار درآمد. همراهان او در اين بيست شب، محمدرضا ابراهيمى، سيما حبيبى، حميدرضا خبازى، سعيد نايب محمدى و دوست صميمى او، داريوش زرگرى بودند. «رئيس السادات» نوجوان نيز در اين كنسرت با اين گروه همكارى داشت. او در اين باره مى گويد: «دو سه سال پيش، يكى از دوستان همدانى را ديدم و گفت چرا سرى به شهر خودتان نمى زنيد؟ من و زرگرى فكر كرديم، برنامه اى بگذاريم گروهى تشكيل بدهيم و براى كنسرت به همدان برويم. اما چيزى حدود شش ماه در تماسى تلفنى بوديم كه يك كنسرت در يكى از سالن هاى همدان بگذاريم و نشد! فكر مى كردم كه چطور مى شود راحت كنسرت بگذاريم و يا تور بگذاريم و مخاطب هايى را جلب كنيم كه بتوانيم به شكل حرفه اى روى صحنه برويم. رسم كنسرت هاى ما اكنون اين است كه در يك تالار بزرگ يا كوچك سر شب روى صحنه مى رويم و مى آييم پايين و تا دستمان بخواهد گرم شود، كنسرت تمام مى شود و اصلاً نمى فهميم چه اتفاقى افتاده است. اگر ما مى توانستيم سر شب در تهران كنسرت بدهيم و بعد به فاصله دو سه روز برويم و همان كنسرت را در شيراز و اصفهان و شهرهاى ديگر بگذاريم خيلى خوب بود . مقوله نوازنده ها يك مقوله حسى است. بازيگرهاى تئاتر هم اين كار را مى كنند و وقتى با حس تمام روى صحنه مى روند، دو ماه تمام روى آن صحنه ايفاى نقش مى كنند.
چرا موسيقيدان ها نتوانند اين كار را بكنند؟ اما موسيقيدان ها هم مى  توانند! و ما اصلاً به اين فكر نكرديم كه مى شود اجراهاى طولانى براى اين نوع موسيقى گذاشت. با طراحى اين كنسرت طولانى به اين فكر كردم كه تجربه حرفه اى صحنه را داشته باشيم و ... با همين سالن كوچك در ۲۰ شب، حدود پنج يا شش هزار نفر تماشاچى خواهيم داشت.»
يكى از زيباترين ملودى هاى موسيقى دستگاهى ايران در مايه بيات اصفهان به همراه شعر حافظ در اين كنسرت ها اجرا شد: «شاه شمشاد قدان خسرو شيرين دهنان» كه بعدها در نوار هم ضبط شد. هم اكنون ارشد تهماسبى به تازگى انتشار آلبوم شش ساعته رديف ميرزاعبدالله با تار نوازى خود را به پايان برده و به انتشار نوارى مى انديشد كه با حس و حال تمام عيارى در يكى از كنسرت هاى شمال كشور، نواخته و برگى زرين است بر كارنامه پربار او در موسيقى ايرانى!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |