پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۸۵ - ۱ ذيقعده ۱۴۲۷
Thu, Nov 23, 2006
ديپلماتيك
۳۵۰۵
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
ايران گردى
تاريخ
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
معما
هفته عكس
خانواده
يك روز در محفل پژوهشگران خاورميانه
از صدر تا نصرالله
بنفشه غلامى
264210.jpg
اينجا در خيابان فرشته تهران نه خبرى از جنگ است نه صداى انفجارى به گوش مى رسد، اما در سالن كوچك مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر مى توان بوى عشق و ايثار جارى در سرزمينى كه روزگارى پايتخت آن عروس خاورميانه بود، را استشمام كرد. اينجا حرف از تاريخ و اعتقادات حزبى جريان دارد كه حالا مى توان آن را تأثيرگذارترين حزب خاورميانه دانست كه بر جريانات و معادلات سياسى منطقه نيز اثر مى نهد.
در يكى دو ماه اخير، در مراكز دانشگاهى و تحقيقاتى كشورهاى مختلف جهان، «حزب الله لبنان» يكى از مباحث پرجاذبه كلاس هاى پژوهشى و درسى بوده است و در مناطق گوناگون، حول اين موضوع، نشست ها و همايش هاى فراوان برگزار شده است كه شايد مهمترين آنها دانشگاه الازهر بود كه همايشى با عنوان «از عبدالناصر تا نصرالله» را برگزار كرد. جاذبه هاى شناخت اين جنبش نوپا بالاخره مؤسسه ايرانى «مطالعات تاريخ معاصر ايران» را برآن داشت تا همايش را با فهرست بلندى از ميهمانان محقق، زير عنوان نوزايى مقاومت اسلامى در خاورميانه تدارك ببيند.
محققان ايرانى و عرب همواره اشتياقى از شناخت به سرزمينى كه رنگين كمان فرهنگ ها و قوميت ها است ابراز كرده اند و اين حس شوق انگيز، روح حاكم بر فضاى اجلاس يكشنبه تهران بود اما سخنرانان و مدعوين مؤسسه تاريخ معاصر، اين بار با پوشه اى از يافته هاى تحليلى و تحقيقى درباره طيف شيعيان لبنان و نماد و نماينده سياسى آن، جنبش حزب الله آمده بودند. شيعيانى كه نقش سياسى آنان، تا پيش از جنگ ۳۳ روزه در معادلات منطقه چندان مورد توجه نبود. اما اين جنگ همه حصارهاى انزوا و فراموشى را از اطراف اين گروه برچيده است برخلاف آنچه كه برنامه اسرائيل و انديشه آمريكا بود، شيعيان لبنان و در رأس آنان «حزب الله» در متن معادلات و مركز توجهات سياسى قرار گرفتند.
عمر جنگ ۳۳ روزه فقط نگاه محافل جهانى به جنبش حزب الله را دگرگون نكرد بلكه محافل و مردم لبنان نيز به تصوير و برداشتى تازه  از موقعيت و توان اين جريان دست يافتند. با اين تصوير، لبنان پس از جنگ مهياى ايفاى نقش هاى سياسى اجتماعى حزب الله شد. رهبرى حزب الله در برهه جديد با رسالت تازه اى براى ساماندهى اوضاع اجتماعى و سامان امور سياسى لبنان روبرو شد. در اين مسير رفع ناكارآمدى دولت و جناح حاكم كه در ايام جنگ به اوج رسيده بود، نخستين مطالبه سياسى محافل مردمى لبنان از سران حزب الله بود.
در پاسخ به اين سيل انتظارات بود كه سيدحسن نصرالله دولت و جناح حاكم بر لبنان را نامشروع خواند. او در بيان واقعيات ناكارآمدى دولتمردان بيروت انگشت اتهام خود رابه جانب  آمريكا گرفت و اين كشور را مسبب و مسئول انفعال دولت برآمده از اراده سياسى گروه ۱۴ مارس خواند. نصرالله سرانجام در آخرين مانيفست كه درگرماگرم همايش محققان ايرانى صادر شد، هواداران اصلاح و تحول در بيروت را به حركتى قانونمند براى تغيير دولت فراخواند.
انس و علقه هاى دوپاره جهان تشيع
همايش تحليلى جنبش شيعى لبنان با مبحثى آغاز شد كه ميزبان اول اجلاس، موسى حقانى آن را ارائه كرد. موسى حقانى كه در عين حال رياست مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر را برعهده دارد به بررسى علقه هاى دوپاره جامعه شيعه ايران و لبنان پرداخت. او گفت:« رابطه سياسى ايرانيان و لبنانيان به ۴۰۰ سال پيش و دوره سربداران و صفويه برمى گردد، زمانى كه روحانيت شيعه از جبل عامل به ايران مهاجرت كرد اما در گستره زمان به ويژه در قرن اخير اين رابطه شكلى گسترده تر گرفت و انقلاب اسلامى ايران در اين ميان تأثيرى شگرف بر اين روابط گذارد. حسب يافته هاى اين محقق، امام خمينى (ره) رهبر انقلاب ايران و اعتقاد عميق او به نقش تفكر مقاومت در نوزايى سياسى، نقش به سزايى در قدرت يابى جامعه شيعه لبنان داشت. لبنان و خاورميانه قبل از انقلاب اسلامى تحت تأثيرات شديد جنبش هاى سوسياليستى، ماركسيستى و كمونيستى قرار داشت و در برهه اى ديگر اين منطقه شاهد تاخت و تاز تفكرات ناسيوناليسم و پان عربيسم بود اما ميراث و محصول فكرى امام جغرافياى سياسى منطقه را تغيير داد. ملموس ترين رهاورد فكرى امام در قالب تولد جنبش حزب الله در لبنان پديدار شد. پس از انقلاب ايران اسلام گرايى در منطقه رشد بيشترى يافت.
به باور اين پژوهشگر، قرائت جنبش حزب الله از اسلام گرايى، نحله ها و فرقه هاى ديگرى كه با اين شعار قد علم كرده بودند را از اعتبار ساقط كرد تا حدى كه امروز مردم منطقه آن را نمادى از يك جريان اسلامى حقيقى مى دانند.»
حزب الله لبنان و قرائت او از اسلام در شرايطى پا گرفت كه ۱۸ فرقه مذهبى مختلف در لبنان حضور داشتند كه عمده ترين آنها مارونى، سنى، دروزى و شيعه بودند.
نااستوارى نظام تقسيم قدرت
«محمدمحسن»، سخنران بعدى همايش «حزب الله لبنان» بحث خود را به نظام حاكم بر صحنه لبنان اختصاص داد. صحنه اى كه در آن فرقه ها و طوايف نقش بسزا دارند او گفت: «نظام حكومتى در لبنان، برمبناى قانون اساسى، نظام دموكراسى است. اما اين دموكراسى تنها توافق گروه هاى مذهبى است. از ابتداى استقلال لبنان در سال ۱۹۴۵ نيز همين توافق نقش كليدى داشته است. برپايه مطالعات اين محقق استقلال لبنان با نقش تعيين كننده فرانسه و توافق گروه هاى مارونى و سنى رقم خورد. مطابق قانون اساسى و آيين نامه تقسيم قدرتى كه به دست اين فرقه ها تدوين شد، پست رياست جمهورى به مارونى ها و نخست وزيرى به سنى ها تعلق گرفت و شيعيان در پارلمان دور پله سوم قدرت سياسى قرار گرفتند كه مى توان گفت اختيار رسمى دولتى ندارند.»
گزارش اين محقق حاكى از اين بود كه تا دهه ،۹۰ لبنان درگير عرصه رقابت هاى داخلى بود اما در اين دهه و با امضاى توافقنامه طائف، تعديل هايى در قانون اساسى و تركيب بندى صورت گرفت. اين اصلاحات آرامش را به طور نسبى بر لبنان حكمفرما ساخت. براساس اين اصلاحات برخى اختيارات رياست جمهورى به نخست وزيرى رسيد و نسبت ۵ به ۶ كرسى نمايندگان مسلمان و مسيحى در مجلس نيز تغيير كرد. اما همچنان كه در گزارش محمدمحسن آمده فضاى اجتماعى ـ سياسى لبنان دستخوش تغيير بود و اين موج تغيير به دنبال خود نظام تقسيم قدرت را در معرض تغيير قرار مى داد. بعد از سال ۱۹۹۰ باز اتفاقاتى روى داد كه موجب شد آن حالت توازن از بين برود: «جبهه شيعه انسجام گرفت اما در مقابل منازعه اى چند سويه ميان فرقه مارونى كه بارزترين نشانه آن تقابل بين گروه ها همچون ميشل عون و سمير جعجع پديد آمده و در سمتى ديگر تقابل بين نخبگان مسيحى و رئيس جمهور كه هنوز هم باقى است بر عمق اين تنش ها افزود. در اين گيرودار اما حزب الله محور وحدت ملى را مطرح كرد. به باور اين پژوهشگر، لبنان در فصل جديد حيات سياسى خود براى نخستين بار در تاريخ معاصر درگير گونه جديدى از تنش ها است كه ديگر محوريت فرقه اى ندارند زيرا شيعيان توانسته اند طرحى ملى را به انگيزه ايجاد انسجام در لبنان جارى كنند. در پرتو تلاش حزب الله است كه منازعه سنتى شيعه و سنى رخت بست. ائتلاف حزب الله با رهبران جناح هاى غيرشيعى نظير ميشل عون نمونه اى از توفيق اين جريان در مسير تأمين منافع ملى در عين حفظ تعهدات دينى بود.
نضج گيرى جنبش شيعه
مباحث ميهمانان اجلاس همچنان آهنگ تحليل چگونگى ظهور و قدرت گرفتن «حزب الله» را داشت. سومين سخنران، دكتر «حسن لاسجردى» نيز محور سخنان خود را به روند شكل  گيرى جنبش هاى شيعى لبنان اختصاص داد. او ريشه هاى تاريخى اين جنبش را به ابتداى قرن بيستم برگرداند، زمانى كه شكاف بين بلاد شيعه و همسايگان آن بيشتر شد. در اين زمان بود كه فرانسوى ها نقشه اى تازه حول اقليم سوريه و لبنان طراحى كردند.
براساس پژوهش هاى اين كارشناس در دو دهه اول قرن بيستم تا سال ۱۹۳۰ شيعيان حضورى صورى در عرصه سياست داشتند، چنان كه پس از ۱۹۴۵ و استقلال لبنان در كشاكش نيروهاى داخلى لبنان، سنى ها و مسيحيان قدرت برتر جامعه مى شوند و در كنار آنان شيعيان به حضور نه چندان گسترده خود ادامه مى دهند. در تحولات دهه پنجاه چالشى بين رهبران سنتى و مدرن شيعه پديد مى آيد كه جلوه و نمود آن در دهه ۶۰ در ظهور امام موسى صدر نمايان مى شود. پس جرقه جنبش شيعه در حالى رخ مى نمايد كه چپگرايى فضاى سياسى منطقه را در برگرفته و دولتها و محافل عربى هركدام به دنبال پايه گذارى الگوى فكرى خود در محيط سياسى لبنان هستند. در چنين فضايى بود كه نيروى سياسى شيعه بر محور نهضت هاى بيدارى و بر دوش «نسل نو»ى روحانيت ظهور مى كند. دراين اتفاق حوزه هاى علميه نجف و قم نقشى پررنگ دارند و انديشه هاى امام خمينى(ره) و امام موسى صدر پشتوانه هاى اين نهضت ها هستند.
در دهه ۶۰ است كه در صحنه منطقه، به ويژه لبنان روشنفكرى دينى در حوزه حركت شيعى تبلور مى يابد. نسل نو رهبران لبنان و درصدر آنان امام موسى صدر تلاش مى كنند تا براى نخستين بار در جامعه نابرابر لبنان تعادلى قوى به وجود آورند آنها دراين مسير مى كوشند از شيعيانى كه ۸۰ درصدشان با فقر دست و پنجه نرم مى كردند و حتى فاقد شناسنامه بودند، رفع محروميت كنند، نكته ديگرى كه در كانون تفكرات امام موسى صدر در دهه ۶۰ توجه محافل لبنان را بر مى انگيزد وحدت كلمه و همان چيزى است كه موردنظر امام خمينى(ره) هم بود.
«دكتر لاسجردى» بحث تاريخى خود در باره جنبش شيعه لبنان را به وقايع دهه ۸۰ و چگونگى شكل گيرى «حزب الله» ختم مى كند و مى گويد:«تلاقى جريانات فكرى و سياسى در دهه ۸۰ لبنان منجر به پيدايى حزب الله به عنوان آخرين برگ اسلام گرايى شد. او جنبش شيعه را در لبنان چون نهالى مى بيند كه بنيان آن را امام موسى صدر نهاد و ثمره اش سرانجام بعد از ۲۰ سال به بار نشست و به تولد حزب الله منجر شد.
ادوار پنج گانه حيات حزب الله
264213.jpg
«حزب الله» از زمان شكل گيرى رسمى خود يعنى از سال ۱۹۸۲ تاكنون ۵ مرحله را از سر گذرانده است . دكتر «على زعيتر » معاون فرهنگى حزب الله در ايران به يك تقسيم بندى تاريخى درباره اين جنبش دست يافته است كه شرح آن چنين است: مرحله اول شكل گيرى «حزب الله » كه از سال ۸۲ شروع شده و تا ۱۹۹۱يعنى شهادت دبيركل حزب سيدعباس موسوى ادامه مى يابد. دراين برهه حزب الله بيشتر چهره اى نظامى دارد زيرا دراين برهه اشغالگران پايتخت يك كشور اسلامى را تصرف كرده اند و تفكر ضديهودى بر ذهن مسلمانان غالب شده است. در آن مقطع لبنان با كشورهاى همسايه مشكلى ندارد و اعتراض ها فقط متوجه اسرائيل و تجاوزگرى او است . به اعتقاد اين محقق حزب الله در دوره اول حيات خود با مسأله اى به نام شهادت طلبى ، موجوديت خويش را به جهانيان اعلام كرد و نشان داد كه حاضر است از جان خود بگذرد و اسرائيل را از منطقه بيرون كند.مرحله دوم حيات اين جريان از ۱۹۹۲ شروع مى شود و تا ۱۹۹۶ ادامه پيدا مى كند در همين برهه است كه توافقنامه «طائف» مطرح مى شود. «حزب الله» در توافقنامه «طائف» شركت ندارد اما با آن مخالفت هم نمى ورزد زيرا هم خواهان تمام شدن جنگ داخلى است و هم با شركت نكردن دراين توافقنامه مخالفت خود را با اين نوع دموكراسى كه بيشتر يك دموكراسى توافقى است تا دموكراسى حقيقى ابراز مى دارد . دراين مرحله دو جنگ نيز رخ مى دهد جنگ هاى ۹۳ و ۹۶ كه اسرائيلى ها مجبور مى شوند به شكست اعتراف كنند.
مرحله سوم حيات جنبش از ۱۹۹۶ آغاز شده و تا سال ۲۰۰۰ امتداد دارد، دراين مرحله حزب الله مقبوليتى عام مى يابد و اسرائيل مجبور به عقب نشينى ازمواضع اشغالى خود در جنوب لبنان مى شود. در دسته بندى زعيتر جنگ ۳۳ روزه تابستان امسال نيز در چارچوب مرحله سوم حيات حزب الله قابل تحليل است. او مى گويد: برخلاف آنچه كه آمريكاو اسرائيل در رسانه ها، بهانه جنگ را اسارت ۲ سرباز اسرائيلى وانمود مى كند دليل واقعى جنگ ۳۳ روزه شكست اسرائيل در سال ۲۰۰۰ است. يعنى زمانى كه حزب الله وارد معادلات سياسى منطقه شده و آوازه پيروزى و دامنه محبوبيت آن به نقاط دوردست چون آمريكاى لاتين و اروپا نيز گسترش پيدا مى كند .
مرحله چهارم حيات حزب الله از سال ۲۰۰۰ آغاز شده و تا ۱۴ آگوست ۲۰۰۶ طول مى كشد. دراين دوره حزب الله در بازسازى لبنان شركت مى جويد. همچنين در مسائل اجرايى كشور به ويژه بعداز ترور رفيق حريرى و اخراج سوريه از لبنان حضورى همه جانبه دارد و بالاخره مرحله پنجم حركت و حيات حزب الله را بايد از ۱۴ آگوست امسال علامت گذارى كرد . دراين مرحله است كه حزب الله موفق مى شود مرحله به مرحله توانايى خود را به رخ كشد و مقبوليت خود را در سطح لبنان و منطقه گسترش دهد.
دامنه تأثيرات حزب الله در طول اين مراحل از لبنان فراتر مى رود و جنبش هاى اسلامى فلسطين و خاورميانه را فرا مى گيرد. دراين برهه همه چيز گوياى آن است كه اين حزب، حزبى معمولى كه در چارچوب هاى متعارف قرار گيرد، نيست و ويژگى هاى فراملى آن بر ويژگى هاى ملى آن مى چربد. مشخصه اى كه الهام گرفته از ويژگى هاى سياسى جمهورى اسلامى ايران نيز هست.
حزب الله در روند شكل گيرى خود ضمن آنكه قالب مذهبى ايران را اخذ مى كند به بومى سازى آن در صحنه لبنان مبادرت مى ورزد.
نسخه عربى انقلاب اسلامى
اين عنوان جالب و جديدى است كه «حسين رويوران» پژوهشگر ارشد مسائل خاورميانه و ميهمان همايش، حزب الله را با آن مى نامد و مى شناساند، او مى گويد: «حزب الله در شرايطى متولد شد كه اسرائيل نيمى از لبنان را اشغال كرده و ظرف سه روز از جنوب لبنان به بيروت رسيد تا دومين پايتخت عربى اين گونه ، سقوط را تجربه كند. دراين برهه، «ساف » به عنوان ستون فقرات مقاومت ملى از لبنان به تونس تبعيد شد. اين دوران ، دوران سرخوردگى و نااميدى و بحران هويت سياسى است و از اين فضاى بحرانى جنبش هاى مختلفى در لبنان و فلسطين سر برمى آورند.
264195.jpg
براساس يافته هاى اين محقق از دل اخوان المسلمين كه جنبشى فرهنگى بود ، «حماس» و «مقاومت اسلامى» متولد مى شود و ظهور حماس در شرايطى صورت مى گيرد كه «چپ»گرايش عمومى منطقه است و مبارزه  مسلحانه در رأس كار فعالان خاورميانه قرار دارد. در بين   گروه هايى كه در اين مقطع به وجود مى آيند، رقابت ناسالم بسيار ديده مى شود تاحدى كه حتى به روى هم سلاح مى كشند و در منازعات با يكديگر كشته هم مى دهند. فضايى كه در فلسطين نمونه هاى زيادى از آن پديدار مى شود.
جريان شناسى منطقه در سخنان اين محقق به موضوع ملت سازى راه مى كشد. او مى گويد: حزب الله با طرح ايده آزادسازى لبنان از اشغال يك مقوله ملى را دامن زد و پايگاه اجتماعى خود را فراتر از پايگاه مذهبى اش بنيان نهاد. تأثير اين حركت حزب الله فوراً نمايان شد. در انتفاضه نخست فلسطين در ۱۹۶۷ هويت سازى ملى در فلسطين به يكى ازمهم ترين كاركردهاى انتفاضه تبديل شد كه حتى خط مذاكره را پاتكى به اين ايده مى بيند. اسرائيل در يك پاتك سياسى عليه اسلام گرايان با «ساف» كه در انتفاضه نقش قابل توجهى نداشت، وارد مذاكره شد. «ساف» رودرروى «حماس» قرار گرفت اما اين موجب نشد، شكاف سياسى عميقى به وجود آيد و «حماس» با شركت فعال در هويت سازى توانست در انتخابات ۲۰۰۵ نمايندگى اكثريت مردم فلسطين را به دست آورد.
الهامهاى ديگر حركت حزب الله آنجا نمايان شد كه گروههاى فلسطينى همگام با حزب الله به ريسمان انديشه سازش ناپذيرى در قبال اسرائيل آويختند. در فلسطين «حماس» و «جهاداسلامى» با وجود تفاوت هاى رفتارى با حزب الله از منطق آن پيروى كرده و منطق مقاومت را پيش گرفتند.
بالاخره مشابهت ديگر ميان حزب الله و احزاب فلسطينى در پديده اى به نام مديريت بحران نقش بست. حزب الله همواره با وجود تضادى كه با دولت لبنان داشت، تلاش كرد در تمام شرايط بحرانى بر جريانات غالب شود و فراسوى جناحها حركت كند. ريوران مى گويد: در فلسطين نمونه اين امر در چارچوب اسلو ديده شد كه چگونه «مقاومت» كوشيد بحران را مديريت كند و مقبوليت خود را افزايش دهد.
نتيجه آن نيز در انتخابات مشخص شد كه حماس توانست ۷۴ كرسى از ۱۲۰ كرسى را به دست آورد.
توافقات پشت پرده و رفتار جهان عرب
همايش تهران، سهمى نيز به تحليل مواضع دول عربى اختصاص داد. «سيدمحى الدين ساجدى» به عنوان كارشناس ارشد مسائل خاورميانه در ارزيابى مواضع كشورهاى منطقه در جنگ سى و سه روزه نخستين نكته اى كه يادآورى كرد اين بود كه اگر اين فرضيه كه حمله تابستان امسال اسرائيل به لبنان طرحى از پيش آماده شده بوده، ثابت شود آنگاه مى توان تصريح كرد كه علاوه بر قدرت هاى بين المللى برخى از دولت هاى اسلامى منطقه نيز در بخشى از اين طرح حضور داشتند. ساجدى به استناد سخن منبع مطلع گفت: يكى از دواير اطلاعاتى فرانسه پيشاپيش از تابستان داغ لبنان خبرداده بود:
«طرحى چهارجانبه ميان آمريكا، فرانسه، انگلستان و اسرائيل درميان بود كه به واسطه آن ارتش صهيونيستى در عرض يك هفته تا ده روز تشكيلات حزب الله و كل مناطق شيعه نشين را ويران كند.»او سخن پيش از جنگ رئيس ديپلماسى آمريكا را مدركى قابل اعتنا در اين راستا ارزيابى كرد.
كاندوليزا رايس، وزير امورخارجه آمريكا در همان ابتداى جنگ ۳۳ روزه زمانى كه به منطقه آمد، اعلام كرد، مسائل جارى از عوارض زايش خاورميانه جديد است.
ساجدى، براى اثبات همسويى دول منطقه با برنامه نظامى آمريكاييها، مداركى ارائه كرد.
چندساعت پس از حمله پارتيزانى نيروهاى حزب الله به مواضع اسرائيلى ها بود كه دولت عربستان سعودى اين اقدام را كارى حساب نشده و ماجراجويى بى فكر خواند. اين موضع در جريان اجلاس ناگهانى سران مصر و اردن در قاهره نيز تكرار شد.
موضع عربستان را مفتى سعودى كامل كرد كه اجازه دعاكردن براى پيروزى حزب الله شيعى لبنان را روا نديد. هدف گيرى جنگى اسرائيلى ها نيز برپايه اين فتاوا و براى ايجاد شكاف فرقه اى طراحى شد و دست آخر اولمرت نيز براى اثبات مشروعيت جنگ به مواضع اعراب استنادجست.
اما حلقه ديگرى از دول عرب از اين جرگه نامهربان خارج بودند از آن جمله نقش سوريه، موضع عراق و قطر و حتى نگاه شبكه الجزيره كه به تمام معنا در كنار حزب الله قرار گرفت.
264228.jpg
اثرات پيدا و پنهان عملكرد حزب الله
در ادامه كارشناس سرشناس اجلاس دكتر مهتدى بحث داغ مربوط به ناگفته هاى جنگ۳۳ روزه را نگذاشت ناتمام بماند.
«محمدعلى مهتدى» گفت: «سيمور هرش» ماه آگوست در نيويوركر مدركى رو كرد كه طرح حمله به لبنان طرحى از پيش آماده بود. حتى رايس در ديدار با اعضاى گروه ۱۴ مارس در بيروت به آنها اطمينان داد كه «حزب الله را نابود خواهيم كرد و اگر هم كسى زنده بماند، به گوانتانامو منتقل مى شود.»
مهتدى در ادامه فاش كرد: تمام نيروهاى داخلى مقابل حزب الله در لبنان اطمينان داشتند اسرائيل در حمله به حزب الله موفق خواهد بود. اما حزب الله با عملكرد خود نقطه عطفى را در تاريخ خاورميانه رقم زد. او نتايج و آثار بيشمار بر پيروزى حزب الله را چنين برشمرد: «تعميق احساس ملى و تقويت غرور در لبنان كشورى كه در آن وفادارى فرقه اى - مذهبى بيش از هر چيز اهميت داشت اما حزب الله در جنگ اين قالب را شكست. هر چند رقيبان حزب الله در گروه ۱۴مارس ديگر بار مى كوشند به احساسات فرقه اى دامن زنند. تأثير ديگر اين جنگ همگرايى در طايفه و جامعه تشيع است.
كليت شيعه خود را در خطر ديد و احساس كرد تمام دستاوردهاى امام موسى صدر كه سال ها بود براى حفظ آن تلاش مى شد، در خطر قرار گرفته است. آنها در جهت گيرى آتش حملات مى ديدند فقط مناطق مسيحى و سنى نشين در امان هستند.
بحث مهتدى به پس از جنگ نيز كشيد «حزب الله در برهه بازسازى مديريت بحران با يارى خسارت ديدگان مسيحى وسنى جلوه هاى ديگر از وحدت ملى در لبنان را رقم زد و در اين برهه است كه رقيبان حزب الله را تدبير ديگرى افتاده است.» واضعان طرح چهار جانبه هنوز سعى در تقويت ۱۴مارس در رويارويى سياسى جديد با حزب الله دارند اما حزب الله در موضع قدرت در روزهاى پيش رو بايد منتظر پيامدهاى مهم و دراماتيكى اين رويارويى باشد. ضلع سوم بحث نتايج جنگ ۳۳روزه را سخنان دكتر مجيد صفا تاج تكميل كرد او سخن را از شكستن اسطوره شكست ناپذيرى اسرائيل آغاز كرد: «يكى از ويژگى هاى منحصر به فرد حزب الله الهام گيرى آن از سيره امام اول شيعيان بود كه صرفنظر از نژاد و مذهب يارى رسانى به همه قشر ها و طوايف شتافت». اوخصايص رهبرى دينى رهبرى حزب الله «سيدحسن نصرالله» را با اشاراتى به الهام گيرى او از آيات قرآن و شريعت تحليل كرد.
«نصرالله به مردم خود دروغ نگفت و بزرگنمايى نكرد. هرگز نيز در پى آن نبود كه بر سر مخالف خود چماق بزند و ديگران را بكوبد.»
حزب الله از زبان خويشاوندان جنبش
اما همايش در حلقه مدعوين خود عضوى از تبار حزب الله را همراه داشت. دكتر سيد عبدالله صفى الدين، نماينده جنبش حزب الله در تهران. او به نقش تاريخى رهبران انقلاب اسلامى در شكل گيرى جنبش حزب الله پرداخت. «تحت تأثير حقيقت امام (ره) بود كه از سال۸۲ تا ۲۰۰۰ مقاومت در لبنان به ثمر نشست طورى كه اسرائيل سال۲۰۰۰ مجبور به عقب نشينى شد. جنگ ۳۳روزه نيز دومين برگ از پيروزى مقاومت براى جهان اسلام و به قول حضرت آيت الله خامنه اى جنگ خندق بود. جنگ رويارويى كفر و ايمان.» او تأكيد كرد كه اگر حزب الله موفق نمى شد كل جهان اسلام به تدريج با خطر نابودى مواجه مى شد. به اعتقاد صفى الدين هر دو جنگ، حمله آمريكا به عراق و تهاجم ۳۳ روزه به لبنان به تحريك اسرائيل صورت گرفت.
نماينده حزب الله از دمسازى جناح ۱۴ مارس با اشغالگران سخن گفت و از مقاومت هاى بشار اسد در ايام جنگ كه روزهاى سختى را بر سر اتهام اعطاى موشك به حزب الله از سر گذراند.
«سوريه نقطه عطفى براى ايران و لبنان است و اگر اين كشور آسيب ببيند يقيناً حزب الله و ايران بايد پيامدهاى آن را تحمل كنند».
ميهمان لبنانى همايش در ادامه ابراز عقيده كرد كه شكست در عراق به زنجيره اى از ناكامى در لبنان و فلسطين را براى واشنگتن در پى دارد.«آمريكا تضعيف شده است و براى همين مجبور خواهد بود با ايران و سوريه در مورد عراق به مذاكره بنشيند. روزى كه نيروهاى آمريكايى از عراق خارج شوند، اسرائيل نيز از فلسطين خارج مى شود».
نقش پديده رسانه اى حزب الله (المنار)
گويى همايش بحث حزب الله كامل نمى شد اگر يك ناظر رسانه اى از دريچه دوربين حوادث اين خطه را براى حاضران روايت نمى كرد.اين وظيفه بر دوش دكتر «محمد شمس» مدير دفتر المنار بود. فضيلت حضور نماينده المنار در همايش بر اين بود كه جهان رسانه اى را صداى زنده و آشناى حزب الله در جنگ ۳۳ روزه و پس از آن مى شناسد.
او گفت: در برهه جنگ تلاش اين شبكه باعث شد، مردم مأيوس عرب با واقعيت هاى جنگ در روزگار يكه تازى رسانه هاى غرب آشنا شوند.
مدير المنار نيز چون نماينده حزب الله معتقد است «حزب الله از قدرتى الهى سرچشمه مى گيرد و پيروزى اش نيز يك پيروزى الهى است و آنها كه اين واقعيت را برنمى تابند مى گويند اين پيروزى موشك هاى سورى و ايرانى است».
كلام آخر دكتر شمس شنيدنى بود كه گفت: «حتى مردم اسرائيل نيز به سيدحسن نصرالله بيش از رهبران خود، اطمينان دارند».
استراتژى حريفان صهيونيستى حزب الله
رفتارشناسى اسرائيل در تقابل نظامى با حزب الله را «هادى محمدى» پژوهشگر ارشد مسائل خاورميانه انجام داد.
او گفت: در خلال جنگ شاهد نتيجه نظرسنجى هايى در اسرائيل بوديم كه مردم اسرائيل خواهان جنگ هستند اما آنها فقط پيروزى مى خواستند كه عايدشان نشد.
براساس برآورد تحليلى اين سخنران «اصول جنگ در اسرائيل چند پايه مشخص دارد. سريع، ناگهانى و غافلگيرانه است تا سطح آسيب هاى احتمالى پايين آيد. ضمن آنكه همواره سعى مى كند، جنگ را درخاك حريف پى بگيرد تاخود متضرر نشود.»
«اسرائيل در اين جنگ سعى در الگوبردارى از جنگ كوزوو دارد كه بر نيروى هوايى تكيه مى كند حتى پس از عقب نشينى دو هزار مدرسه عالى نيروهاى زمينى تعطيل مى شود. اما اين جنگ نشان داد الگوى كوزوو كارساز نشد.
در قامت يك جنبش انقلابى ـ دموكراتيك
همايشى كه نقطه شروع آن تاريخ پيدايى حزب الله بود به نگاهى تحليلى ـ تاريخى كه مدير كل خاورميانه وزارت خارجه ارائه كرد ختم يافت. على اصغر محمدى كه با سابقه اى از تجربه فعاليت ديپلماتيك در لبنان و خاورميانه به همايش آمده بود از تأثير و تأثر جنبش هاى اسلامى سخن گفت و اينكه سرآمد جنبش هاى اسلامى (انقلاب ۵۷ ايران)، خاورميانه را وارد مرحله جديدى كرد كه با محورى شدن سياست در حيات مسلمانان شكل مى گرفت.او اضافه كرد بسيارى از جنبش هاى اسلامى با الهام از انقلاب ايران بود كه بر آن شدند، از طريق دموكراسى پيش بروند. او موقعيت امروز حزب الله را از همين منظر مهم خواند كه به نيرويى واجد مشروعيت انقلابى، دموكراتيك و ايدئولوژيك تبديل شده است. امتيازاتى كه نه از راه توسل به زور بلكه از تدبير و مجاهدت جوانان خود به دست آورده است.

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   اقتصاد   |   اجتماعى   | 
|   بين الملل   |   گزارش   |   ايران گردى   |   تاريخ   |   فرهنگ و هنر   |   ايران زمين   |   اقتصادى   | 
|   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   مهرگان   |   معما   |   هفته عكس   | 
|   خانواده   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |