پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۸۵ - ۱ ذيقعده ۱۴۲۷
Thu, Nov 23, 2006
خانواده
۳۵۰۵
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
ايران گردى
تاريخ
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
معما
هفته عكس
خانواده
مرورى برتأثير جدايى والدين از يكديگر
بگو مگو
مرورى برتأثير جدايى والدين از يكديگر
طعم گس طلاق دركام فرزندان
264219.jpg
گروه اجتماعى ـ خانواده ، مقدس ترين و مهم ترين بخش از شبكه اجتماعى زندگى كودك است. خانواده حياتى ترين واحد اجتماعى است كه شخصيت كودك در آن پرورش مى يابد. تعادل اعضاى خانواده در همراه و همدل بودن اعضاست و نبود هر يك از اعضا باعث به وجود آمدن مشكلاتى براى ساير افراد خانواده مى شود، در اين ميان، طلاق حادثه اى است كه مسائل و مشكلات فراوانى رابراى افراد به وجود مى آورد. طلاق براى مرد و زن تجربه اى تكان دهنده و براى كودكان خاطره اى تلخ و ماندگار است.
با توجه به تلخى ها و آشفتگى هاى يك جدايى ، خانواده بايد روشى را در پيش گيرد تا حداقل آسيب را به اعضاى خود وارد كند.
طلاق بر روى مرد و زن پيامدهاى خاص خود را دارد. روند طلاق در كودكان تأثيرگذارتر است و متأسفانه به گفته برخى از كارشناسان مسائل خانواده، پدر ومادر در روند طلاق به طور كلى كودكان خود را نمى بينند . كودك در جريان طلاق والدين احساس امنيت، اعتماد به نفس و تداوم زندگى خانوادگى را از دست مى دهد. تأثير طلاق در كودكان زير ۳ سال باعث از بين بردن اعتماد و دلبستگى كودك به محيط اطراف مى شود. بهانه جويى، خشم، عصبانيت، اختلالات خواب، افسردگى و انزوا از ديگر پيامدهاى طلاق بر روى اين كودكان است.
اثر طلاق در كودكان ۳ تا ۶ سال به گونه ديگر خودنمايى مى كند، كودكان در اين سن به سمت استقلال و خودكفايى گام برمى دارند و اين چالش بزرگ آن ها در اين سن است. كودكان در اين سن براى خود قدرت هاى خيالى قائلند و از طرفى به والدين هم اعتماد و يا بى اعتمادى پيدا كرده اند. وقتى طلاق برخلاف دعاها و آرزوهاى آنان صورت گيرد نوعى احساس گناه و شكست خوردگى در ذهن آنها به وجود مى آيد. با اين همه ميزان و اكنش هاى هيجانى كودكان بستگى به سن، درك و آگاهى آنان از محيط اطراف دارد. بديهى است يكى از عواملى كه سبب بروز ترس و اضطراب در كودك مى شود مشكلات زن و مرد در محيط زندگى است. اغلب كودكان خردسال به دليل عدم درك صحيح از موضوع مورد بحث والدينشان با بروز رفتارهاى پرخاشگرانه و خصمانه درصدد مقابله با شرايط موجود برمى آيند و از طرف ديگر ممكن است تصور كنند كه عامل اصلى اختلاف، آن ها هستند و دچار احساس گناه شوند، آنان فكر مى كنند اگر رفتار ديگرى در ارتباط با پدر ومادر داشته باشند، مى توانند درگيرى  هاى موجود پدرومادر را كاهش دهند.
كودكان دبستانى اغلب اضطراب ناشى از مشاجره هاى والدين شان را با نداشتن تمركز در انجام تكاليف مدرسه و افت تحصيلى نشان مى دهند. در سنين نوجوانى فرزندان به طور كامل متوجه طلاق شده و واكنش هايى از جمله خشم زياد، نگرانى درمورد آينده و احساس مسئوليت نسبت به درست كردن شرايط موجود را دارد و سعى در واسطه قرارگرفتن ميان پدر و مادر و ايجاد صلح و آشتى در ميان آن را دارند و در شرايطى نيز با خونسردى نظاره گر موضوع طلاق والدين هستند.
دكتر فربد فدايى ـ روان شناس دراين باره مى گويد: سن كودك در هنگام طلاق در واكنش هاى آنان تفاوت ايجاد مى كند. اطفالى كه در سن ۳ تا ۶ سالگى هستند واكنش شديدترى نسبت به طلاق دارند. وى تأكيد مى كند: «اختلالات رفتارى به صورت از دست دادن مهارت هايى كه تازه كسب كرد ه اند؛ ظهور مى كند، براى نمونه حرف زدن آنها كودكانه تر مى شود و يا شب ادرارى پيدا مى كنند، زيرا مسأله طلاق براى آنان غيرقابل درك است و كودك در هنگام طلاق دچار نگرانى مى شود كه شايد پدر و مادر نيز او را طلاق دهند.»
به گفته او بسيارى از كودكان طلاق، در يادگيرى نيز دچار مشكل مى شوند و افت تحصيلى پيدا مى كنند.
وى معتقد است: نوجوانان در مرحله بلوغ راحت تر مسأله طلاق را درك مى كنند ولى هنوز هم دل آزرده و ياخشمگين به جدايى پدر و مادر نگاه مى كنند.
او تأكيد مى كند: نكته بسيار مهم آن است كه كودك در هرسنى خود را مقصر در طلاق پدر ومادر مى داند و اين موضوع كودك را آزار مى دهد. بنابراين نبايد دوران نداشتن تفاهم و مشاجره زن و مرد در خانه را بر روى روحيه كودك فراموش كرد حتى اگر پدر ومادر تصور كنند كه با بهترين شيوه ممكن و باآرامش و متانت كامل از هم جدا شده اند، بازهم تجسم اين كه والدين قصد جدايى دارند براى كودك دلهره آور و ترسناك است. برخى روان شناسان معتقدند كه ريشه اضطراب هاى دوران كودكى و يا نوجوانى در احساس گناه، تنش و نگرانى نهفته است . دراين ميان خانواده هايى هستند كه محيطى متشنج براى كودكان خود فراهم مى آورند و دنياى سراسر شادى و امنيت كودك خود را تبديل به استرس و نگرانى مى كنند. اين موارد براى كودكان مشكلات بسيارى را به وجود مى آورد.
به گفته دكتر فربد فدايى، پسرى كه مجبور مى شود با مادر خود زندگى كند در همانندسازى مثبت مردانه دچار مشكل مى شود و برعكس دخترى كه به ناچار مجبور است با پدر خود زندگى كند قادر به همانندسازى زنانه نخواهد بود، به طور كلى كودكان در پذيرش نقش مبتنى به خود دچار مشكل مى شوند.
وى تأكيد مى كند: گاهى اوقات يكى از والدين چند فرزند را سرپرستى مى كند، اين موضوع فشار بسيارى رابه فرزند بزرگتر وارد مى كند و او برحسب جنسيت خود مجبور است نقش پدر و يا مادرى را كه طلاق گرفته ايفا كند.
فدايى معتقد است كه پدران و مادران تا آن جا كه ممكن است از طلاق خوددارى كنند و به دنبال راه حل هاى سازنده ترى براى رفع مشكلات خود باشند، اگر مجبور به طلاق شدند، بهتر است اين اقدام به آرامى و با توجه به منافع كودكان انجام بگيرد.
البته مسأله برخورد والدين با موضوع طلاق و نوع طرح آن با فرزندان در ميزان واكنش هاى منفى فرزندان نسبت به اين مسأله نقش مؤثرى خواهد داشت. به طور كلى برخى والدين قبل از قطعى شدن طلاق، آن را با فرزندان مطرح نمى كنند. برخى ديگر بدون آمادگى فرزندان موضوع طلاق را مطرح كرده و برخى فرزندان نيز به دليل وجود درگيرى هاى لفظى و يا فيزيكى والدين خود نسبت به ايجاد جدايى و طلاق ميان والدينشان آگاهى نسبى دارند، اما در همه اين موارد روح و روان فرزندان آسيب جدى خواهد ديد.
با اين همه ، تحقيقات نشان مى دهدكه به طور معمول بعد از طلاق شرايط سختى براى فرزندان خواهد بود و اگر فرزندان نتوانند به درستى با اين مسأله كنار آيند، دچار مشكلات روحى روانى بسيار جدى خواهند شد، بنابراين، لازم است نقش والدين در زندگى فرزندان به درستى ايفا شود. فرزندان را وسيله و ابزارى براى ابراز خشم نسبت به طرف مقابل خود قرار ندهيم. با كودكان خود صحبت كنيم و به آنها بگوييم طلاق تقصير آنها نيست و به دست آنها هم قابل پيشگيرى نيست. به خاطر داشته باشيد كه كودك هيچ گاه نمى تواند پدر و مادر خود را طلاق دهد.
بگو مگو
وقتى تو لجباز مى شوى!
264207.jpg
بعضى وقت ها آنقدر مسأله را حل نمى كنيم تا كار به لج و لجبازى مى كشد. سيامك لج كرده است. امروز نمى خواهد اميد را به مدرسه ببرد. زهره هم لج مى كند حالا اميد دم در منتظر ايستاده، مدرسه اش دير شده و هيچ يك از پدر و مادرش نمى خواهند از خر شيطان پياده شوند.
سيامك: من امروز بايد زودتر سركار باشم هر روز كه نمى توانم بچه را به مدرسه ببرم.
زهره: اگر تو سر كار مى روى من هم سر كار مى روم چه ربطى دارد؟ حالا اگر ۲ دقيقه بچه را با ماشينت ببرى مشكلى پيش مى آيد؟
سيامك: خوب معلومه كه مشكل پيش مى آيد براى اين كه خيابان مدرسه يك طرفه است. چند بار بگويم من امروز صبح جلسه دارم. زير لب غرغر مى كند و كيفش را برمى دارد و مى رود.
•••
يكى از مسائلى كه درون خانواده ها كم و بيش مشاهده مى شود لجبازى بين زن و مرد درباره يك موضوع خاص است. لجبازى در هر زمانى اتفاق مى افتد گاهى اوقات زن يا مرد احساس مى كنند نظرشان كاملاً منطقى است و بايد پذيرفته شود و اگر مورد قبول طرف مقابل نباشد كار به لجبازى مى كشد. غرور، اختلاف سليقه، نداشتن گذشت، در اكثر اوقات زمينه اين رفتار است. شايد بتوان گفت يكى از آثار منفى لجبازى اختلاف زوجين باشد كه سلامت روان اعضاى خانواده را تهديد مى كند.
روان شناسان معتقدند فرد لجوج قدرت تصميم گيرى و استقلال فكرى مناسبى ندارد و نمى خواهد خواسته هاى غيرمنطقى خود را كنار بگذارد. فرد لجباز به نظر ديگران احترام نمى گذارد و تنها خواسته خود را مى بيند.
به گفته حسن موسوى مددكار اجتماعى و مدرس دانشگاه افراد با لجبازى نمى توانند راه حل هاى مناسبى براى مسائل پيدا كنند و توجيه منطقى را نمى پذيرند.
وى با اشاره به اينكه در هنگام برخورد با مسأله اى، زن و مرد بايد با لحن مناسب با هم صحبت كنند مى گويد: زن و مرد در هنگام كشمكش بايد تعادل و آرامش خود را حفظ كنند كه موضوع مورد بحث منجربه اختلاف بيشتر نشود.
وى خاطرنشان مى كند: گفت وگو مناسب ترين عامل براى حل مسائل است. زن و مرد بايد ديدگاه هاى يكديگر را بشنوند و بعد تصميم بگيرند. اما متأسفانه در بيشتر مواقع زن و مرد حاضر به شنيدن نظرات همديگر نيستند. شايد يكى از وظايف مهم زن و مرد در زندگى زناشويى، پيشداورى و قضاوت عجولانه نكردن درباره موضوع هاى مختلف است.

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   اقتصاد   |   اجتماعى   | 
|   بين الملل   |   گزارش   |   ايران گردى   |   تاريخ   |   فرهنگ و هنر   |   ايران زمين   |   اقتصادى   | 
|   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   مهرگان   |   معما   |   هفته عكس   | 
|   خانواده   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |