جليل رسولى، خطاط، متولد ۱۳۲۶ همدان
بهره مند از محضر حسن ميرخانى
برپايى نمايشگاه هاى متعدد از جمله:
گالرى سيحون، ،۱۳۵۲ نمايشگاه انفرادى.
گالرى سيحون، ،۱۳۵۳ نمايشگاه انفرادى.
لندن، ،۱۳۵۵ نمايشگاه گروهى.
تهران، ،۱۳۵۶ نمايشگاه انفرادى.
نگارخانه شيخ، ،۱۳۵۷ نمايشگاه انفرادى.
فرهنگسراى نياوران، ،۱۳۵۸ نمايشگاه انفرادى.
موزه نگارستان، ،۱۳۵۸ نمايشگاه انفرادى.
انجمن فرهنگى فرانسه در تهران، ،۱۳۵۹ نمايشگاه انفرادى.
موزه هنرهاى معاصر، ،۱۳۶۰ نمايشگاه انفرادى.
پاكستان، ،۱۳۶۰ نمايشگاه انفرادى.
برپايى نمايشگاه هاى متعددى در كشورهاى ايتاليا، انگلستان، قطر، كويت، لبنان، سوريه، تركيه، ژاپن و چين از ۱۳۶۲
نگارش كتيبه مدور۷۰ مترى به خط نستعليق، براى نماى بيرونى گنبد مطهر حضرت معصومه (س)،
كتابت ترجمه فارسى نهج البلاغه و...
برخى از آثار او عبارتند از: جان جانان، يادگار عشق، چهار فصل، مرقع برگ سبز و...
مرور آثار جليل رسولى تمامى مسائل و فراز و نشيب هاى دوران ۵۰ ساله اخير را نشان مى دهد و اين بدان معناست كه يك هنرمند در جايگاه ممتازى قرار دارد و وجود او نماينده هنر خاص دورانش است. پر كارى يك هنرمند هم به طور دقيق در اين شرايط مفهوم پيدا مى كند، زيرا توانسته آيينه دوران خودش باشد.
استاد جليل رسولى، نهايت تلاش خود را صرف كرده كه در خلق آثار خود از هر چيزى استفاده كند تا معناى خودش را كامل كند و به اين وسيله قدمى بيشتر به سوى تعالى بردارد.
هنر خوشنويسى در ايران گرچه با تشكيلات منسجم و مدون انجمن خوشنويسان در ايران از نظر آموزش، موقعيت ممتاز و متمايزى نسبت به ساير هنرهاى سنتى دارد،اما همانند ساير هنرهاى سنتى عرصه مختصرى براى پرورش استادان اثرگذار داشته است. به همين سبب است كه در طول تاريخ پرفراز و نشيب اين هنر ملى،نام هاى مختصرى از استادان اثرگذار باقى مانده است. قبل از اسلام خطوط مختلفى از جمله ميخى و پهلوى و اوستايى در ايران متداول بوده است. با ظهور دين اسلام نياكان ما الفبا وخطوط اسلامى را پذيرا شدند. خط متداول آن زمان كه نزديك به دو قرن قبل از اسلام شكل گرفته بود، خط كوفى و نسخ قديم بودكه از دو خط قبطى و سريانى كسب شده بود. در اوايل قرن چهارم سال ۳۱۰ هجرى قمرى، ابن مقله بيضاوى شيرازى، خطوطى را به وجود آورد كه به خطوط اصول معروف شد كه عبارتند از: محقق، ريحان، ثلث، نسخ، رقاع و توقيع. كه وجه تمايز آنها اختلاف در شكل حروف و كلمات و نسبت سطح و دور در هر كدام است. در قرن هشتم ميرعلى تبريزى از تركيب و ادغام دو خط نسخ و تعليق خطى به نام نستعليق به وجود آورد كه بسيار مورد اقبال واقع شد و تحول عظيمى در هنر خوشنويسى را فراهم كرد. پس از ميرعلى تبريزى، پسرش ميرعبدالله و بعد از او ميرزا جعفر تبريزى در تكامل خط نستعليق كوشش ها كردند تا نوبت به سلطان على مشهدى رسيد. بعد از سلطان على مشهدى، استادانى در تكامل خط مذكور زحمات فراوانى كشيدند، همانند ميرعلى هروى و سپس بعد از حدود يك قرن، خوشنويس نامى و آشناى همه، ميرعمادالحسنى ( ۱۰۲۴ هجرى قمرى) معاصر شاه عباس صفوى پا به عرصه وجود گذاشت. او با نبوغ خود تغييرات و سبكى در خط نستعليق به وجود آورد كه هنوز هم پس از گذشت قريب به ۴۰۰ سال، مورد استفاده و الهام بخش خوشنويسان است. بازخوانى تاريخ هنر خوشنويسى در ايران بر خلاف تصور رايج در ايستايى اين هنر،نشان فراوان در پويايى و تغييرات مبتنى بر زمان دارد. در عصر حاضر نيز جليل رسولى در كنار چند تن ديگر از استادان اين هنر تاريخى، اقتضاى زمان را در خلق آثار خويش رعايت مى كنند و شايد به همين سبب باشد كه نامشان، بيشتر از بسيارى از هنرمندان اين دوران تكرار شده است. اما جليل رسولى كيست؟ «من در سال ۱۳۲۶ ه. ش در همدان متولد شدم. از همان كودكى به خوشنويسى علاقه داشتم. براى همين وقتى به تهران مهاجرت كرديم به صورت نيمه حرفه اى به اين كار پرداختم و تاكنون نزديك به ۴۳ سال است كه خوشنويسى مى كنم. تا به حال حدود ۳۲ نمايشگاه انفرادى در تهران داشته ام، در كشورهايى همچون انگليس، ايتاليا، آلمان، چين، ژاپن و... هم نمايشگاه هايى برپاكرده ام. هم كار كلاسيك انجام مى دهم و هم كارِ مدرنِ نقاشى ـ خط. استادم در زمينه خوشنويسى، سيد حسن ميرخانى بودند كه در سال ۱۳۶۷مدرك استادى را به اين جانب ارائه دادند. در زمينه نقاشى ـ خط هم استادى نداشتم و خودم در اين زمينه كار كردم و تجربه اندوختم. به دليل اين كه از همان كودكى عاشق رنگ بودم و آثار نقاشى را به دقت بررسى مى كردم و هميشه بر اين اعتقاد بوده ام كه تمام هنرها به هم پيوسته هستند و يك هنرمند زمانى پيشرفت خواهد كرد كه به تمام هنرها توجه داشته باشد؛ زيرا تك بعدى نگاه كردن، فكر و ذهن انسان را محدود مى كند. از طرف ديگر به نظر من اصل هنر، نوآورى است و با نوآورى است كه هنر يك هنرمند جاودانه مى شود.» اما جليل رسولى گرچه خود را در چند سطر مختصر معرفى مى كند،اما حضور و اثر گذارى اش در عرصه هنر خوشنويسى، بيش از اين هاست و خالق اثرهاى فراوانى در هنر خوشنويسى است. او در زمينه خوشنويسى از سرآمدان نقاشى ـ خط نيز محسوب مى شود. نقاشى ـ خط يكى از شاخه هاى هنر ايرانى است كه سابقه چندان طولانى ندارد و نگاهى نو به عنصر خط درآثار نقاشى ـ خط داشته است.
در اين شيوه، هنرمند از انواع خطوط ايرانى مانند نستعليق و شكسته نستعليق، ثلث، نسخ و... استفاده مى كند و حتى در اين شيوه بسيارى از هنرمندان، از فرم هاى جديد و مدرن و ابتكارى در نقاشى ـ خط خود استفاده مى كنند و با استفاده از رنگ ها و ساختارهاى گوناگون و مواد مختلف به خلق اثر مى پردازند: «حقيقت اين است كه بزرگانى چون ميرعماد، كلهر، درويش و... هنر خوشنويسى كلاسيك را به حد اعلا رسانده اند و در واقع حرف اول و آخر را در اين هنر آنها زده اند و جا براى كسى نگذاشته اند كه بگويد من مى توانم چنين تغييرى در قالب خط يا اندازه حروف و... بدهم. البته، هنرمند خطاط مى تواند صاحب سبك باشد و تقليد نكند. براى نمونه سوره حمد را به طريق ديگرى غير از آنچه كلهر نوشته، بنويسد. به هر حال اين كار هم سخت است، چون ارزش و بهايى كه خوشنويسى در زمان گذشته داشت، اكنون ندارد و آن توجه ها و علاقه هايى كه پيش از اين وجود داشت، كمتر هست. علت اين كه من به نقاشى ـ خط روى آوردم، يكى به همين دليل بود كه حرف هاى نهايى را در خط كلاسيك، بزرگان ما زده اند. از طرف ديگر هنر خوشنويسى با توجه به اين نكته ها، به بن بست نرسيده؛ چون خودم به عنوان يك خطاط به بن بست نرسيده ام و اين راه را بسيار وسيع و باز مى بينم، فقط بايد زحمت كشيد و در اين راه وقت صرف كرد. «محمد جليل رسولى در محضر استاد خوشنويسان سيدحسن ميرخانى به درجه استادى رسيد و از سال ۱۳۵۲ كه نخستين نمايشگاه آثارش در گالرى سيحون برپا شد، تا امروز، حدود ۲۰ نمايشگاه در كشورهايى چون چين، ژاپن، قطر، امارات، ايتاليا، آلمان و كانادا برگزار كرده است. «تاكنون سه كتاب از آثارم به چاپ رسيده است به نام هاى: جان جانان، چهار فصل و يادگار عشق، همچنين دو مُرّقع به نام هاى برگ سبز و يادگار. از ديگر كارهايى كه انجام داده ام كتابت ديوان اشعار امام به خط نستعليق است كه حدود پنجاه دفعه چاپ شد. همچنين كتابت ترجمه نهج البلاغه دكتر جعفرشهيدى كه البته ناتمام است، كتابت داستان فرود از شاهنامه فردوسى، گلشن راز شيخ محمود شبسترى و كارهاى متفرقه ديگر مانند پوسترهايى كه در زمان جنگ و با موضوع دفاع مقدس بوده و... من تمام موفقيتم را اول از همه مديون خدا و لطف او و بعد زحمات و همكارى هاى بى شائبه همسرم مى دانم». رسولى پس از گذشت ۱۰ سال از انتشار آخرين آثار خوش نويسى، مجموعه تازه آثارش - خوش نويسى و نقاشى خط - را با عنوان «باغ ملكوت»، آماده انتشار كرد. باغ گفتار، باغ يادگار، باغ ماندگار، باغ رضوان و... برخى از عنوان هاى هفت بخش گنجانده شده در اين كتاب است. اين مجموعه كه آثار ارائه شده در سه نمايشگاه ارسباران، نياوران و صبا را نيز شامل مى شود، حاصل حدود يك سال تلاش شخصى اين هنرمند معاصر در زمينه انجام كليه مراحل تهيه و تنظيم متن، صفحه بندى، لى ات، ليتوگرافى، چاپ و پخش است. اين كتاب كه به عنوان مرجعى از تازه ترين آثار خوش نويسى و نقاشى ـ خط اين هنرمند معاصر به شمار مى رود، محمدجليل رسولى چهره ماندگار هنر در همايش چهره هاى ماندگار صداو سيما نيز بوده است. نگارش كتيبه مدور۷۰ مترى به خط نستعليق براى نماى بيرونى گنبد مطهر حضرت معصومه(س)، كتابت ترجمه فارسى نهج البلاغه و ديوان امام خمينى (ره) نيز از ديگر كارهاى او به شمار مى روند. جليل رسولى ديدگاه هاى جالبى درباره هنر خوشنويسى دارد: «من شخصاً خط و موسيقى را با هم خيلى هماهنگ مى بينم. به نظر من در خط ريتم خاصى مانند موسيقى وجود دارد و همين ريتم است كه اگر رعايت نشود، خط به دل نمى نشيند. موسيقى اى كه در خط است هم ديدارى است و هم شنيدارى. خط هنرى نيست كه بتوان با آن به اين طريق برخورد كرد. خط، هنر نمايانى است. اگر چه در بعضى جاها اين كار امكان پذير است. خود من بارها سعى كرده ام چنين كارى انجام بدهم. البته اين كار در نقاشى خط بيشتر اتفاق مى افتد. در خط چنين كارى بسيار سخت است اما غير ممكن نيست.
پژوهش در خوشنويسى اين است كه خطاط بايد بسيار تجربه كسب كند، سبك هاى اساتيد مختلف را ببينيد حتى مانند آنها كتابت كند. در نقاشى خط هم هنرمند بايد رنگ ها را، نوع تركيب آنها و... را بشناسد و در مورد سبك هاى مختلف نقاشى مطالعه كند. تمام آثار، كاشى كارى هاى مساجد و كتيبه ها را كه همه هنر مطلق هستند، ببيند و مورد بررسى قرار دهد. تمام تكنيك ها را تجربه كند، همچنين بداند از نظر تركيب كلمات براى چه متنى چه رنگى بايد انتخاب كند چون تمام اينها در نقاشى ـ خط مفهوم پيدا مى كنند». رسولى ماندگارى هنر را توأم با خلق آثار تازه و نو مى داند: «هنر با نوآورى ماندگار مى شود. همان طور كه از قدماى ما تنها آن كسانى ماندگار شده اند كه صاحب سبك و نوآورى بودند. آن كسانى كه فقط تقليد كردند، به تدريج از يادها رفته اند. از سوى ديگر، خط بايد با مخاطب خود ارتباط برقرار كند. نوآورى خارج از قاعده به اين اصل صدمه مى زند». محمدجليل رسولى درباره پيوند شعر و خط ايران معتقد است: «خط ما از آغاز هميشه همراه با ادبيات بوده است.
|
|
|
به اين صورت كه هر خطاطى براى نوشتن هميشه، بيت شعرى، آيه اى، حديثى يا كلام شيوايى را انتخاب مى كرده و اين نوع انتخاب، به طريقى جهان بينى خطاط را ارائه مى دهد. اگرچه ارائه جهان بينى در خط با قدرى محدوديت مواجه است. خط، هنرى منطقه اى است و در همين حدود مى توان جهان بينى را نشان داد. البته اين كار در نقاشى ـ خط راحت تر است. براى نمونه خودم با بهره گيرى از معمارى ايران و تركيب آن با خط تا حدى توانسته ام جنبه هايى از معمارى ايران را نشان بدهم». او از اصالت و كهنگى خوشنويسى دفاع مى كند و مى گويد: «هر چيز كهنه اى بد نيست و فناپذير هم نخواهد بود. بعضى چيزهاى كهنه هميشه جذابيت دارند. از سوى ديگر خط اصول و قواعدى دارد كه نتيجه زحمات قدماى ماست و بايد حفظ شود و گرنه خوشنويسى اصالت خود را از دست مى دهد. ولى مى توان با حفظ اصول، نو آورى هايى هم داشت كه همين نوآورى ها سبب بقاى آن مى شود. از طرف ديگر نوآورى بايد از روى دانش باشد نه از سر ناآگاهى. يك خوشنويس بايد با علم به اصول و قواعد و برپايه آنها دست به ابتكار بزند. آن وقت است كه اثر ماندگار مى شود». رسولى درباره تكنيك نقاشى ـ خط مى گويد: «در نقاشى ـ خط مرزهايى هست، اما تنها هنرمند مى تواند آنها را تجزيه و آناليز كند؛ براى نمونه قواعد گرافيك، گزيده گويى در هنر معرفى شده است. بايد به مسير خطوط توجه كرد و به يك تركيب گرافيكال رسيد و شايد گرافيك حضور كمى داشته باشد، اما همان گزيده، محتواى غيرقابل توصيفى خلق مى كند. اصولاً خوشنويسى ما از حالات گرافيكى منحصر به فرد و فوق العاده اى برخوردار است. اين جزو نخستين حرف هاى من است. كسى كه «خط ـ نقاشى» كار مى كند؛ روان شناسى، آناتومى خط، طراحى، گرافيك، نقاشى، رنگ و... بايد بداند و بتواند». با اين حال رسولى اگر بخواهد ميان خط ـ نقاشى و خط يكى را انتخاب كند، به خوشنويسى فكر مى كند: «من هنوز يك خطاطم و با علاقه كار مى كنم. من يك خطاطم، پيش از آن كه نقاش يا گرافيست يا هر چيز ديگرى باشم. خط هنر پايدار و ريشه دارى است و من به محتواى كلماتم اعتماد كامل دارم. با هنر بايد تأثير گذاشت. من مدافع تأثير ملكوتى هستم. رابطه صميمانه و عاشقانه اى با خط و خوشنويسى دارم. البته اين مهم به سادگى اتفاق نيفتاد. خط و خوشنويسى سال ها مرا به دنبال خود و به هر كجا كه دلش مى خواست كشيد. بارها با آهنگى در گوشش زمزمه هاى عاشقانه خوانده بودم. اما با من يار نمى شد، حتى چند بار تهديدش كردم كه اگر با من در يك خط نشود، چنين خواهم كرد و چنان! البته از هنگام تولد گوشه چشمى نشان داده بود و مرا عاشق و شيداى خود كرده بود. » محمدجليل رسولى درباره خط خوش ايرانيان قديم مى گويد: «شروع به خط با كتابت ديوان ها، مكتوبات رسولان و امرا بوده است. قطعه نويسى، سنگ نبشته ها، خطاطى روى ظروف و آنچه در زندگى مردم مى تواند خواستار مفهوم باشد.
در گذشته، خط حتى مى توانست علامت ويژه شخص يا اميرى باشد. خط خوش يكى از عوامل موفقيت استان ها و جوامع به شمار مى آمد، هنرى عمومى كه هر خانواده اى از آن بهره مند بود؛ اما متأسفانه در ۵۰ سال گذشته، روزبه روز، شاهديم كه خط و هنرهاى صناعى اندك اندك از موقعيت زندگى روزمره مردم فاصله مى گيرد.
روزبه روز حريم بندى و از ذات عمومى خود دور مى شود؛ اما اگر در تاريخ اين هنر دقت كنيم، به ابرمردانى همچون ميرعماد و ميرعلى تبريزى و عبدالمجيد طالقانى، ميرزا غلامرضا اصفهانى برمى خوريم، كه هر كدام مبدع و مبتكر شيوه اى منحصر به فردند.
همه پايه گذار و همه صاحب سبك. در زمانه حاضر، اوضاع برعكس شده است. ديگر كسى پايه گذار نيست و صاحب سبك جديدى به شمار نمى آيد. ابزارآلات مدرن، ماشين چاپ و غيره مى توانند جريان هنرهاى سنتى را بطئى كنند. فناورى و تبعات آن، ابزار خيانت به هنرهايى است كه نمى توانند با برنامه هايش كنار بيايند.
فناورى به قول «هايدگر» ذ اتاً خائن است، اما هنرمند عاشق و نسل علاقه مندان سنت ها نيز هنوز ازبين نرفته اند . اينان اگر بخواهند فناورى نمى تواند اين شعله ها را خاموش كند.
اين هنرمندان تا پاى جان از اين هنر دفاع مى كنند، اما متأسفانه همگانى شدن اين هنر به تأخير خواهد افتاد.
بايد باور كنيم اكنون يك اثر خوشنويسى مى تواند مانند يك تابلوى نقاشى مطرح باشد و مى تواند فراتر از نقاشى حركت كند، اگر درست اجرا شده باشد.
پى نوشت:در نگارش اين مطلب از گفت و گوى سايت تبيان و گفت وگوى سيدمحمد حسينى و مينا موسوى با جليل رسولى در روزنامه جام جم نيز استفاده شده است.