پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۸۵ - ۱ ذيقعده ۱۴۲۷
Thu, Nov 23, 2006
گزارش
۳۵۰۵
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
ايران گردى
تاريخ
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
معما
هفته عكس
خانواده
كودكان چرا كتاب نمى خوانند؟
264174.jpg
مهرى حقانى
براى كتاب، هفته، روز يا زمان خاصى نمى توان گذاشت. بهتر است چنين روزهايى را به جشن كتاب تعبير كرد، جشنى كه در پى يك يادآورى است. از همه حواشى كتاب و مقوله آن كه بزنيم، جانمايه اصلى اين بحث، كتاب كودك است. چنين چيزى ريشه در آن دارد كه براى بارورى انديشه ها بايد از شاخه هاى ترد آغاز كرد.
گرايش به كتابخوانى بين كودكان، همچون زمان مطالعه بزرگسالان ناچيز است. در برخى خانواده ها كودك يك تماشاچى است. اين كه در سبد نيازها و هزينه هاى خانواده هر ماهه و هر سال چه چيزهايى قرار مى گيرد و كدام كالا در صدر و پايين آن قرار دارد، همان چيزى است كه كودك مى بيند و بر اساس آن، ناخودآگاه ياد مى گيرد كه خواسته هايش چه بايد باشد. نوش آفرين انصارى دبير شوراى كتاب كودك در اين باره مى گويد: «اگر بگوييم چرا كودكان ما كتاب نمى خوانند، بايد گفت خود بچه ها هيچ نقشى ندارند. گناه اين كم كارى به برنامه ريزى و مديريت نهادهايى كه بايد عادت به مطالعه را به وجود آورند و پايدار كنند، باز مى گردد. يكى از اين نهادها، كتابخانه هاى عمومى است كه جاى كار بيشترى دارند. كتابخانه هاى مدرسه اى هم كارآمدى زيادى ندارند و از همه مهمتر نقش ناشناخته كتابداران است.»
نقش كتابدارها
در جوامع اهل مطالعه، كتابداران نقش مهمى دارند. كودكان و ادبيات كودك را مى شناسند و نقش كودك را به خوبى مى دانند. كتابدار در اصل نقش كليدى اين جريان را در دست دارد و اين همان چيزى است كه ما بشدت در آن قصور كرده ايم. كتابخانه باعث مى شود كتاب بسيار ارزان در اختيار بچه ها قرار گيرد.
از طرفى برنامه هاى جذاب معرفى كتاب در تلويزيون وجود ندارد. اين برنامه ها مى تواند شامل مادران باردار هم بشود. اگر اين مادر كتاب بخواند، جنين او خواهد شنيد و اين روند از ريشه آغاز مى شود و در سنين بالا به بار مى نشيند.
در اين باره تفكر جدى براى جذاب كردن كتابخوانى ديده نمى شود. اين تفكر جدى نسبت به توسعه كتابخوانى به چگونه خواندن كتاب نيز باز مى گردد. در اين باره راديو وسيله بسيار تأثيرگذارى است و اگر برنامه هايى پيش بينى شود تا خانواده ها به حرفهايى كه گفته مى شود، اطمينان كنند و برنامه ها به سمت و سوى مناسبى رهبرى شود، رسانه ها مى توانند بهترين و تأثيرگذارترين وسيله باشند.
از سوى ديگر، برنامه ها بايد دوسويه باشد. اين امكان در تلويزيون كمتر وجود دارد، چون تلويزيون در كل رسانه اى تحميلى است، ولى راديو خاصيت متفاوت ترى دارد.
نقش نهادهاى غير دولتى، مرحله بعدى است.آنها بانيان تغيير تفكر آرام ولى نهادينه جامعه هستند. ما چنين مؤسسه هايى كم و بيش داريم، اما بيش از هر چيز نيازمند حمايتند. مؤسسه مادران امروز، در رده سنى صفر تا پنج سال و مؤسسه پژوهشى دنيا در رده سنى پنج تا هفت سال و شوراى كتاب كودك در رده سنى هفت تا ۱۶ سال فعالند. چنين نهادهاى خودجوشى نيازمند امكان يابى، ارتباط و تبليغات، ارتباط با راديو و... هستند. اين درحالى است كه فقط ۱۰ درصد كودكان به مراكز پيش دبستانى مى روند. حال بايد ديد براى پر كردن خلأ آموزشهاى پايه براى ۹۰ درصد باقيمانده آنها چه نيازمندى هايى دارند. مسأله ديگر آگاهى رسانى به خانواده هاست. بويژه مادرها در سراسر ايران در انتظار آموزش هستند. آنها فكرهاى نو را بسيار خوب مى پذيرند.
خانواده
مسأله ديگرى كه در اينجا مطرح مى شود، ارتباط خانواده ها با كتابخانه ها و بازار نشر است. درحالى كه فهرستى از كتابهاى مناسب بايد به طور مداوم چاپ شود. مسأله ديگر كه ريشه دارترين مسأله بويژه درباره كودكان است، آموزش و پرورش است. آموزش و پرورش بيش از هرچيز بر حافظه و كتاب درسى و معلم تأكيد دارد. اين درحالى است كه پدر و مادرها در خردسالى براى بچه ها بهتر كتاب مى خرند. به مرور، همان پدر و مادرها ابراز ترديد مى كنند و دائم به بچه تذكر مى دهند، كمتر كتاب بخوان، بيشتر درس بخوان. بعدها موفقيت در كنكور همه زندگى و فكر بچه ها را مى گيرد و عشق به مطالعه به مرور فروكش مى كند.
حجم اشغال شده فضاى ويترين كتابفروشى ها، نخستين شاهد بر وضعيت كتاب كودك است. هدا ناصر نصير نويسنده كتاب كودك در اين مورد مى گويد: انتخاب كتاب از سوى بزرگسالان آگاهانه است، اما انتخاب كتاب كودك در هنگام خريد انجام مى شود. پس به ويترين بهتر و بيشترى نياز دارد. ويترين خيلى تعيين كننده تر است. اين باعث مى شود بازار طبيعى به وجود نيايد. در اين ميان مسائل ديگرى مطرح است كه ناشران كه كار مستقل يا متفاوت ترى دارند، امكان فعاليت كمترى پيدا مى كنند. چيزى مانند قرائت رسمى در ادبيات كودك پديد مى آيد.
با اين حال تا هنگامى كه كتاب درس محور باشد، كتاب كودك براى به دست گرفتن شاهرا ههاى سود مشكل دارد. اين مسأله در نظام هاى آموزش و پرورش پيشرفته به شكل ديگرى مطرح شده، خواندن مفاهيم اجتماعى، علمى و... يك موضوع مستقل است. معلم اين اجازه را دارد كه اين كتابها را معرفى كند و كتاب درسى به معناى يك كتاب جدا نيست. اينجاست كه بحث آموزش مشاركتى پيش مى آيد. هم اكنون در برخى مدرسه ها اين حركت ها به ناگزير شروع شده، در نتيجه مسأله اى چون تأليف كتاب و همكارى با بخش خصوصى هم مطرح مى شود.
مدارس
اما دولت چه مى تواند بكند؟ ناشران در اين مورد معتقدند سياستهاى حمايتى دولت بايد تغيير كند و دولت كتابهاى خوب خريدارى كند. به طور معمول براى كتاب هاى توصيه شده امتيازات ديگرى غير از خود كتاب در نظر گرفته مى شود. اين درحالى است كه بايد امكان ورود تمام كتابها به كتابخانه هاى مدارس دولتى وجود داشته باشد. يعنى انحصار در بخش كتاب بايستى از بين برود. بالا رفتن خريد و تيراژ، سودآور شدن كتاب را به همراه دارد. اينجاست كه بحث بازار بنجل به وجود نمى آيد. دبير شوراى كتاب كودك از يك تجربه نام مى برد: در كانون اصلاح و تربيت، كتابها را به بچه ها مى داديم تا بخوانند، آنها بحث مى كردند و با حضور نويسنده، جلسه پرسش و پاسخ بچه هايى كه كتاب را خوانده بودند، انجام مى گرفت. همين تأثير عميقى روى بچه ها داشت. بدين ترتيب توجه جدى به كتاب كودك و نوجوان بهترين اثرگذارى را دارد. يا حتى از كتابخانه هاى مساجد مى توان بهترين بهره را برد. مى توان مجموعه هاى كودك و نوجوان را از حالت حجيم و بزرگسال وار به مجموعه هايى عينى تر و شادتر تبديل كرد. منابع حجيم و دوره هاى چندين جلدى براى كودك مهجور است از سويى ذهنيت كتابخانه لوكس و هزينه بار بايد پاك شود. ما حتى مى توانيم براى كودكان خيابانى، كتابخانه بسازيم.
بازارى ها
با كتابهاى بازارى چه بايد كرد؟ كتابهاى كارتونى از نظر بيشتر نويسندگان و منتقدان ادبيات كودك و نوجوان و از نظر بسيارى از متخصصان تعليم و تربيت مردود و بى ارزش اند. اين كتابها باعث انحراف سليقه كودكان و نوجوانان مى شوند و كودك را بيشتر به تصويرخوانى عادت مى دهد تا به خواندن واقعى. نحوه نگارش آنها در سطح بسيار پايين به طور معمول پر از غلط است. در نتيجه ذوق ادبى كودك را پرورش نمى دهد و باعث آموزش غلط نيز مى شود.
از سويى با مطالعه اين كتابها ذهن كودك از فعاليت واقعى باز مى ماند و تحليلش تنبل مى شود و چون اغلب موضوع اصلى آنها ماجراهاى تند، خشونت و كشتار است، مى توانند رفتارهاى نامطلوب احتمالى را هم در كودك تقويت كنند. حتى شاهكارهاى ادبى كه در اين قالب ارائه مى شوند، در واقع نوعى نقض غرض هستند و كودك را از مطالعه آثار اصيل باز مى دارند.
با اين حال هدا ناصر نصير معتقد است، مسأله كتابهاى بازارى با جلوگيرى حل نمى شود، چون ادبيات كودك با سانسور پيش نمى رود. ارتقاى ادبيات كودك در رقابتى بودن فضا پيش مى آيد. بخشى از اين شكايتى كه از كتاب هاى بازارى مى شود، به نحوى نشانه پايان برخى رانت ها در اين زمينه است.
تجربه هاى كشورهاى در حال توسعه
كشورهاى در حال توسعه تجربه هاى جديدى در مورد كتاب كودك دارند. هرچند كه مشكل بى تفاوتى نسبت به مطالعه كم و بيش وجود دارد. آنها با ورود اينترنت به زندگى بچه ها، به دنبال راهكارهايى هستند كه كتاب را به زندگى بچه ها ببرند. دبير شوراى كتاب كودك از مشاهدات خود مى گويد: «براى نمونه آنها كتابها را به شكل ديجيتال عرضه مى كنند تا به صورت الكترونيك قابل استفاده باشد. چنان كه حتى ۱۰۰ كتاب از كتاب هاى برگزيده ايران در فيليپين و آمريكا روى صفحه مانيتور ديجيتال شد. با اين حال هر كشورى مى كوشد تا از كيان ادبيات خود دفاع كند. نخست وزير تايلند از چهار وزارتخانه مسئول دعوت كرده تا شوراى سرپرستى براى كتاب خواندن كودك تشكيل دهند. آنها معتقدند كه بچه هاى ژاپنى خيلى كتاب مى خوانند و بايد در پى راهكارهايى باشند كه بچه هاى خودشان بيشتر كتاب بخوانند. جايزه ۱۰ هزار دلارى آساهى جايزه اى است كه يك روزنامه معروف ژاپنى پرداخت آن را مقرر كرده.» پروژه هاى ديگرى هم در سراسر جهان هست كه نشان مى دهد همه كشورها تلاش مى كنند با تغيير قوانين و طرح هايى مانند طرح خورجين كتاب، كتابخانه هاى سيار، كتابخانه هاى روى آب، كتاب در قوطى... كتاب را به طرف جامعه ببرند. در ايران هم چندين تجربه از كتابخانه هاى سيار داريم. در حقيقت نمى توان منتظر بود جامعه به طرف كتاب برود. راه هاى ديگرى هم هست براى نمونه بحث تبديل كتاب به فيلم مطرح است. بعد از ساخت فيلم، اقبال به متن كتاب بيشتر مى شود كه براى نمونه در مورد قصه هاى مجيد صدق مى كند. در حقيقت يكى از ضعفهاى كارى ما اين است كه مستند كار نمى  كنيم. كشورهاى پيشرفته نظام، كتابخانه و مدرسه عمومى قوى دارند و كتابفروشى گسترده در سراسر شهرها وجود دارد. مادر مى تواند با كالسكه بچه را در فضاى كتاب راه ببرد. در كتابفروشى ها حتى براى كودك معلول و مادر كودك كتاب وجود دارد. روى ديگر اين قضيه، نويسندگان كتاب كودك هستند. اين كه چگونه نويسنده شاخص به وجود مى آيد؟ نوش آفرين انصارى مى گويد: اگر نظام كتابخانه اى فعال شود و نويسنده كتاب هم مطرح مى شود، او را به مدارس دعوت مى كنند، او به جمع بچه ها مى رود و از آنها جدا نمى شود. نويسندگى براى بچه ها عينى و نوشته هايشان خلاق مى شود. اما بحث اقتصادى و اجتماعى ديگرى هم هست كه چرا نويسنده اى كه بايد بنويسد، مترجم مى شود. اگر فضاى كتاب كودك فعال شود، اقبال ناشرين به كتاب كودك بيشتر مى شود و سعى مى كند كيفيت انتشار را بالا ببرد. مجموعه ها در كيفيت بالاتر پديد مى آيند. از آن سو بايد ديد چقدر كتاب در اختيار بچه ها مى گذاريم. در كتابخانه ها چقدر صحبت از سبكهاى نويسندگى مى شود. داورى واقعى كتاب و جايزه هاى كتاب به عهده بچه ها بايد باشد، آنها بايد بحث كنند و انتخاب كنند. از سويى ما مى بينيم كه كشورى مانند چين توانست انحصار كتابهاى درسى را از دولت بگيرد و به بخش خصوصى اجازه دادند به جانب كتابهاى پرمحتواى فرهنگى بروند. كارى كه ما مى توانيم بكنيم، اين است كه ارتباط كتابخانه ها و نمايشگاههاى كتاب در مدارس با بخش خصوصى تقويت شود. كتابها نبايد توصيه شده باشند.
كتاب كودك در نهايت، ناچار است انحصار بازار را بشكند.
در آخر كتاب كودك نيز زيرمجموعه اى از كل بحث كتاب در كشور ماست. اهميت قضيه از همين جا شروع مى شود. كتاب كودك براى جذب مخاطب به فراغت بيشترى احتياج دارد و مجبور است از دنياى سخت و پرمشقت بزرگسالان اندكى فاصله بگيرد، به رنگها و دريچه هاى جديد ميدان بيشترى بدهد تا بتواند در نهايت جزو اصلى همان سبد نيازهاى خانوارها شود.

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   اقتصاد   |   اجتماعى   | 
|   بين الملل   |   گزارش   |   ايران گردى   |   تاريخ   |   فرهنگ و هنر   |   ايران زمين   |   اقتصادى   | 
|   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   مهرگان   |   معما   |   هفته عكس   | 
|   خانواده   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |