يكشنبه ۵ آذر ۱۳۸۵ - ۴ ذيقعده ۱۴۲۷
Sun, Nov 26, 2006
مهرگان
۳۵۰۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
رسانه
ماجرا
درباره فتحعلى واشقانى فراهانى
آيت مهر
فتحعلى واشقانى،استاد نستعليق،
ـ متولد ۱۳۰۹ در قريه واشقان از توابع فراهان اراك، فراگيرى قرآن كريم و تحصيلات مكتبى از كودكى،
ـ يادگيرى اصول اوليه خط نزد ميرزا ذبيح الله،
ـ حضور در كلاسهاى آزاد خوشنويسى استاد سيد حسن ميرخانى در سال ،۱۳۰۷
ـ مهاجرت به تهران در سال ،۱۳۳۵
ـ بهره مند از مكتب استادان سيد حسن و سيد حسين ميرخانى،
ـ  مورد تأييد اساتيدى چون «سيد حسين ميرخانى»، «سيد حسن ميرخانى» و «على اكبر كاوه»،
ـ مربى و معلم خط نستعليق در كلاسهاى انجمن خوشنويسان ايران از سال ،۱۳۴۶
ـ اخذ مقام استاد نستعليق در سال ،۱۳۵۸
ـ از بنيانگذاران انجمن خوشنويسان استان مركزى،
ـ تأسيس كلاسهاى رسمى خوشنويسى در شهرهاى اراك، خمين، محلات، دليجان، آشتيان و تفرش،
ـ عضو هيأت داوران انجمن خوشنويسان در زمينه خط نستعليق،
ـ دريافت نشان درجه يك هنرى، توسط وزير فرهنگ و ارشاد وقت در سال ،۱۳۶۷
ـ برپايى نمايشگاه هاى متعدد هنرى در داخل و خارج از كشور
ـ برخى از آثار او عبارتند از: كلك مشكين، چشمه خورشيد، آيت مهر، نگارش ترجمه كامل قرآن كريم، نام حق جلى قلم و ديوان حافظ
264525.jpg
گر بود عمر به ميخانه رسم بار دگر
به جز از خدمت رندان نكنم كار دگر
اين بيت ناب حافظ را اى كاش در سياه مشق استاد كهنه كار خوشنويسى ايران، فتحعلى واشقانى مى ديديد تا رابطه پنهان شعر فارسى با هنر ناب خوشنويسى را بهتر و بهتر درمى يافتيد.صلابت در عين سادگى و استوارى در عين ظرافت، از ويژگى هاى خط ممتاز واشقانى است، چه آنجا كه سياه مشق هاى شوريده نوشته و يا آنجا كه مصرع و بيتى را با ظرافت و دقت در قالب نستعليق نگاشته و يا آنجا كه در كنار ديگر استادان شاخص خوشنويسى ايران، صفحاتى چند از نگارش يك روزه قرآن كريم را با رعايت رسم الخط عربى به پايان رسانده است.شخصيت واشقانى نيز به نقل از شاگردان و دوستان و همنشينان او، همچون خط خوشش، آميخته با سادگى و پختگى است.اين خلق و خو را به راستى كه استادان هنر هاى سنتى در هر رشته اى ،از ذات ناب هنر خويش وام مى گرفتند؛ «كه اين هنر آيينه ذات بود و ذات در منتهاى هستى خويش به هنر نمايان شد،چه؛ ذات شيفته در صورت و صورت غرقه در كمال و كمال آراسته جمال بود.»
نوشتن پديده اى است كه همه انسانها براى انجام كارهاى روزانه و برقرارى ارتباط با ديگران به آن نياز دارند.نياكان ما در گذشته به خوانا نويسى و زيبا نويسى خط، اهميت زيادى مى دادند، به طورى كه كاتبان و افراد خوش خط در جامعه از احترام و جايگاه ممتازى برخوردار بودند، اين امر سبب شد كه ايرانيان براى خط پارسى نوعى رسم الخط روان وزيبا به نام نستعليق پديد آورند، كه بعد ها به عنوان عروس خطوط اسلامى در دنيا شناخته شد.ايران شناس مشهور پروفسور پوپ دركتاب شاهكارهاى هنر ايران، نستعليق را چنين توصيف مى كند: «... صفحه اى به خط خوش نستعليق، جلوه و جمالى دارد كه هيچيك از خطوط بشر، با آن نمى تواند برابرى كند»، نظرى كوتاه به نقشى كه خط در فرهنگ و تمدن داشته است ، ارزش آن را براى ما روشن مى كند.
در حفاريهاى باستانشناسى، پر ارج ترين آثار، سنگ نوشته ها و يا اشيايى است كه حاوى خط باشد.زيرا اين گونه آثار بيش از ديگر اسناد، روشنگر گوشه هاى تاريك تاريخ گذشتگان است.با شناخت خط به عنوان ميراث گرانبهاى معنوى، فرهنگ و دانش بشرى، بايد به اين اصل مهم توجه كرد كه خط بدان سبب پديد آمد كه وسيله اى براى نمايش و حفظ و مبادله فكر و دانش باشد.تنها از اين راه بود كه دانش و افكار انسانها در طول دوران جاويدان شد.
در حدود پنج سده، خط معمول براى نوشتن قرآن، كتيبه هاى بنا ها و يا وسيله تزئين اشيا، خط كوفى بود.سرانجام در پايان سده سوم و آغاز سده چهارم هجرى قمرى چهره درخشانى چون محمد بن على الفارسى (معروف به ابن مقله بيضاوى شيرازى وزير مقتدر عباسى) در عالم خوشنويسى جلوه گر شد.با ظهور «ابن مقله» خط وارد مرحله تازه اى شد. او از خط كوفى اقلام سته (نسخ - ثلث - رقاع - ريحان - توقيع و محقق) را پديد آورد.اين مرحله نخستين و مهمترين گام در راه تكامل هنر خوشنويسى بود كه در سده هاى بعد به اوج كمال و زيبايى رسيد.
ظهور ابن مقله بار ديگر برترى ايرانيان را برديگران ثابت كرد.
در اين مقطع از زمان، براى نوشتن كتاب يا ديگر نوشتنى ها از نوعى خط شبيه به نسخ ]كه در نگارش به تعليقى كه بعد ها وضع شد بى شباهت نبود[ استفاده مى شد.بعد ها در ايران با فاصله اى اندك سه نوع خوشنويسى ابداع شد كه حاكى از روح زيبا پسند و ذوق و نبوغ ايرانى بود.اين سه خط براى نوشتن فارسى به وجود آمد كه به ترتيب عبارت بودند از: تعليق - نستعليق و شكسته نستعليق.
هنرمندان ما در كوتاه ترين زمان ممكن آنها را به اوج زيبايى و تكامل رساندند.خوشنويسى در اين سرزمين در فاصله سده هاى هشتم تا دوازدهم هجرى قمرى به نهايت كمال و جمال خود رسيد.اين مهم به دست هنرمندانى توانا چون خواجه اختيار منشى گنابادى، مير عماد سيفى قزوينى و درويش عبدالمجيد طالقانى به سرانجام خود نائل آمد.
در اين ميان، خط نستعليق نشانه اى بارز از طبع و ذوق زيبا پرست ايرانى است و بى شك زيباترين و ظريف ترين خط فارسى نيز هست.اگر چه جمعى معتقدند كه خط نستعليق پيش از ظهور مير على تبريزى وجود داشته، اما آنچه مسلم است اونخستين كسى است كه خط نستعليق را به صورت مستقل و با قاعده در آورده است.او در قرن هشتم هجرى قمرى مى زيسته و اين عروس خطوط اسلامى را تحت قاعده و قوانين خوشنويسى در مى آورد.سپس در سده يازدهم هجرى، مير عماد قزوينى مشهورترين خوشنويس ايرانى اين نوع خوشنويسى را به تكامل و اوج زيبايى مى رساند.(۱)
اما آنچه كه در طول تاريخ پرفراز و نشيب اين هنر متعالى وجه پايدار و عامل پيوند دهنده سبك و سياق هاى گوناگون بوده، همانا پيوند خط فارسى با معانى معرفت دينى و حكمت ايرانى، تأويل، عرفان و تعمق در جهانبينى عرفانى بوده است.به همين سبب است كه شرط دست به قلم بردن را گذشتگان ما حضور قلبى و ايمان به معرفت الهى مى دانستند و كمتر هنرمندى از آن دوران را در عرصه هنرهاى سنتى ايران مى توان يافت كه واجد كرامات عرفانى نباشد.هنرهاى سنتى آيينه بهشت مؤمن و ابزار اتصال ناسوت به لاهوت بوده است.با همه اين اوصاف، اما امروزه هنرهاى سنتى ايران از آن شرايط كهن بسيار فاصله يافته و هنر سنتى در بازار آشفته كالايى شدن،از ماهيت قديم خويش فاصله گرفته و هنرمند سنتى را نيز با خود به اين سو كشانده است! از قضاى روزگار اين نگرش در خوشنويسى به سبب ماهيت كاربردى كه مى تواند داشته باشد و يا امنيت ظاهرى آن در عصر حرمت هاى هنرى، بيشتر از ساير اين هنر ها دستخوش آشفتگى و پريشانى شده است.در اين شرايط است كه وجود استادانى كه هنوز بوى آن گذشته ناب را مى دهند،مشام هنرجوى كهنه شناس را خوش مى كند.فتحعلى واشقانى يكى از اين هنرمندان است.
استاد فتحعلى واشقانى در سال ۱۳۰۹ در قريه واشقان از توابع فراهان اراك چشم به جهان گشود.آن زمان نيز خطه فراهان و تفرش وآشتيان همانند ايام گذشته كانون علم و ادب و خاستگاه مردان نامى فرهنگ وهنر ايران بوده است.فتحعلى واشقانى در چنين محيطى به دنيا آمده و پرورش يافته است.در اوان كودكى نخست به فراگيرى قرآن كريم و تحصيلات مكتبى و تمرين خوشنويسى پرداخت.اولين استاد او در خط، شادروان ميرزا ذبيح ا..واشقانى بود كه نسبتى نيز با فتحعلى جوان داشت.نخستين سرمشق را ميرزا ذبيح ا..بر لوح چوبين با عبارت: «اول كارها به نام خداوند» بر او تعليم كرد.فتحعلى واشقانى در سال ۱۳۰۷ در كلاسهاى آزاد خوشنويسى، نزد استاد سيد حسن ميرخانى به فراگيرى خط نستعليق مشغول شد.استاد سيد حسن و استاد سيد حسين ميرخانى از بزرگان خوشنويسى معاصر ايران و از عارفان وارسته اين عرصه هنرى بوده اند.با اقبال بلندى، واشقانى جوان نيز اين توفيق را داشت كه از تعاليم اين دو استاد بهره مند شود و از بركت وجود هر دو توشه برگيرد.تعاليم اين دو استاد نه تنها درس خط مشق بلكه حكمت و عرفان، صداقت و تقوا و بلند نظرى بود و هر آنچه كه اگر كسى در هنر آموختن مورد عنايت قرار ندهد، هنر به معناى واقعى را نخواهد دريافت. او در سال ۱۳۳۵ از واشقان به تهران مهاجرت كرد و در سال ۱۳۳۷ در كلاس هاى آزاد اساتيد خوشنويس مرحوم «سيد حسين و سيد حسن ميرخانى» به فراگيرى خط نستعليق مشغول شد.و به سرعت مدارج هنرى و ظرافت ها و صلابت هاى خوشنويسى را آموخت و در اندك زمانى مورد تأييد اساتيدى چون «سيد حسين ميرخانى»، «سيد حسن ميرخانى» و «على اكبر كاوه» قرار گرفت.
واشقانى از سال ۱۳۴۶ به عنوان مربى و معلم خط نستعليق در كلاسهاى انجمن خوشنويسان ايران به تعليم هنر جويان پرداخت.اين همكارى تاكنون بى وقفه ادامه داشته و عرصه تعليم اين هنر را به زادگاه خويش نيز كشانده است.در طول سالها تدريس، واشقانى هنرجويان بسيارى را تعليم داده و بسيارى از او تعليم ديده اند و مدارج عاليه را طى كرده و برخى نيزبه تعليم شاگردانى همت گماشته اند.فتحعلى واشقانى در سال ۱۳۵۸ رسماً از سوى انجمن خوشنويسان ايران به مقام استاد نستعليق نايل آمد.
264507.jpg
گرچه او راه آموختن را تا امروز نيز ادامه داده و همواره به شاگردانش آموختن و هميشه آموختن را توصيه كرده است.از اين جهت كه او كمال خط را طالب است و كمال و حسن را در دايره ادراك انسان نهايتى نمى شناسد.استاد فتحعلى واشقانى از بنيانگذاران انجمن خوشنويسان استان مركزى است كه از بدو تأسيس تا كنون، زحمات فراوانى را در حفظ و تعالى تربيت هنر جويان متحمل شده وچونان چراغى روشنگر راه رهروان اين هنر اصيل بوده است.فتحعلى واشقانى پس از پيروزى انقلاب در بهمن ماه ۱۳۵۹ با تأسيس كلاسهاى رسمى خوشنويسى در شهرهاى اراك، خمين، محلات، دليجان، آشتيان و تفرش سطح خوشنويسى در اين مناطق را ارتقا داد.
در سال ۱۳۶۷ با استناد به آثار قلمى و نمايشگاه و فعاليتهاى فرهنگى هنرى كه در اين سالها از واشقانى به جاى مانده بود، نشان درجه  يك هنرى توسط وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى به استاد اعطا شد همچنين چندى پيش در كنار ۹ نفر از پيشكسوتان صنايع دستى استان مركزى كه زادگاه آنان در اين استان است،از واشقانى هم تجليل و قدردانى شد.
عزت الله ابراهيمى، محمد فراهانى، مهدى ملك زاده، مصطفى هجرتى، عبدالحسين اخوان ملايرى، سيد كمال ميرطيبى، على بصيرت نژاد، مصطفى اخواص به ترتيب در عرصه رواج نقوش سنتى و نقاشى فرش، نقاشى قهوه خانه اى، مشبك فلز، طراحى فرش، گليم برجسته، منبت، گچ برى سنتى، نگارگرى و تذهيب در كنار فتحعلى واشقانى مورد تجليل قرار گرفتند.
اين هنرمندان از سوى سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى استان مركزى مورد تقدير قرار گرفته و لوح و تنديس نقره دريافت كردند.بى جهت نيست كه خانه صنايع دستى و نگارخانه مهمى را در شهر اراك، به نام استاد «فتحعلى واشقانى» نامگذارى كرده اند.او در سال ۱۳۷۱ به عنوان نماينده جمهورى اسلامى ايران جهت اشاعه هنر خوشنويسى به كشور يمن رفت و در سال ۱۳۷۵ نيز به همراه ساير استادان به كشور جمهورى آذربايجان سفر كرد.در طى اين سالها نيز استاد واشقانى در كنار استاد غلامحسين اميرخانى، استاد كيخسرو خروش، استاد عباس اخوين، استاد محمد سلحشور، استاد صداقت جبارى و...جزو هيأت داوران انجمن خوشنويسان ايران در زمينه خط نستعليق بوده است.
كلك مشكين ۱ و ،۲ چشمه خورشيد، آيت مهر، ترجمه كامل قرآن كريم، نام حق جلى قلم و ديوان حافظ از جمله آثار و تأليفات مهم استاد واشقانى است. همچنين در كليه مكتوبات منتشر شده انجمن خوشنويسان، آثارى از اين استاد گرانقدر به چاپ رسيده است.
برايش آرزوى طول عمر و سلامتى داريم.
پى نوشت:
۱- گروه آموزشى هنر آموزش و پرورش استان اصفهان


|   شناسنامه   |   آرشيو   |