يكشنبه ۵ آذر ۱۳۸۵ - ۴ ذيقعده ۱۴۲۷
Sun, Nov 26, 2006
فرهنگ و انديشه
۳۵۰۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
رسانه
ماجرا
زنده درياد
زندگى نامه استاد سيدجلال الدين ميرى آشتيانى
زنده درياد
زندگى نامه استاد سيدجلال الدين ميرى آشتيانى
گنج پنهان
فلسفه و عرفان
264531.jpg
حميد محمد ى

استاد سيدجلال الدين ميرى آشتيانى در سال ۱۳۰۴ خورشيدى در قصبه آشتيان از توابع سلطان آباد اراك در خانواده اى كاملاً متدين و مذهبى، چشم به جهان گشود.
سيدجلال در سن پنج سالگى راهى مكتب خانه شد و قرآن را در مكتب خانه مادربزرگ خود فراگرفت و تا اندازه اى با نگارش فارسى آشنايى پيدا كرد و با ورود به دبستان به دليل هوش و ذكاوت و نيز توانايى خواندن و نوشتن، از همان آغاز به كلاس سوم هدايت شدو تا پايان كلاس ششم و گرفتن گواهى دوره ابتدايى در دبستان خاقانى روستاى آشتيان، درس خواند. سپس به مكتب خانه بازگشته و دروس مرسوم را به سبك و سياق سنتى فراگرفت. كتاب گلستان سعدى و كليله و دمنه و نصاب الصبيان (ترجمه لغات عربى به فارسى به صورت منظم) و تاريخ معجم و جامع المقدمات، مجموعه علم صرف و نحو و قسمتى از دره  نادرى و نيز بخش هايى از كتاب شرح سيوطى ابن مالك (تا باب مبتدا و خبر) را در همان مكتب خانه فراگرفت.
استاد در سال ۱۳۲۳ خورشيدى رهسپار قم شد. وى در قم، كتاب شرح جامى و باقيمانده سيوطى را فراگرفت. در اين مرحله از تحصيل كتاب هاى سطح فقه و اصول را همچون شرح لمعه (فقه) و قوانين (اصول فقه) و رسائل (اصول فقه) و مكاسب (فقه) و كفايه (اصول فقه) را به اتمام رساند. شرح مطالع در منطق و شوارق در كلام را نيز گذراند. همچنين شرح منظومه حكيم ملاهادى سبزوارى (در فلسفه) و مكاسب شيخ اعظم انصارى (در فقه) را در محضر مرحوم حاج شيخ مهدى مازندرانى اميركلاهى آموخت و تا اواخر الهيات منظومه و قسمت زيادى از شوارق، و بعد هم قسمتى از امور عامه اسفار را نزد آن مرحوم فراگرفت.
آشتيانى پس از اتمام سطح، وارد خارج فقه و اصول شده و در محضر استاد آيت الله حاج آقا حسين طباطبايى بروجردى به مدت ۸ سال حضور يافت و مدت يك سال در محضر آقا سيدمحمدتقى خوانسارى (قده) حاضر شد.
استاد آشتيانى سپس به نجف رفت و در مدت دو سال (۱۳۳۶-۱۳۳۷) اقامت خود در آن جا از دروس مرحوم آقاسيدمحسن حكيم و استادآقا سيدعبدالهادى شيرازى استفاده كرد، اما به دليل كسالت به قم بازگشت و مدت ۸ سال به حوزه تدريس فلسفه و تفسير قرآن كريم و اصول فقه حاج سيدمحمدحسين طباطبايى تبريزى حاضر شد و الهيات كتاب شفاى شيخ الرئيس و الهيات بالمعنى الاخص اسفار و امور عامه اين كتاب را به انضمام قريب به يك دوره اصول فقه و قسمتى از تفسير قرآن را خدمت آن فقيه گرانقدر قرائت كرد.
سپس آشتيانى يك سال به قزوين اقامت كرد و از محضر آيت الله سيدابوالحسن رفيعى قزوينى بهره گرفت و دوباره به قم بازگشت.
سيدجلال الدين آشتيانى پس از فراگيرى و تكميل فلسفه و عرفان نظرى در حدود سال ۱۳۳۶ سعى كرد تا وارد دانشگاه تهران شود. اما احساس منافسه و رقابت علمى برخى از استادان دانشگاه باعث شد تا استاد از دانشگاه بازماند.
در سال ۱۳۳۸ خورشيدى، استاد آشتيانى با ارائه رساله خود در مبحث وجود با عنوان هستى از نظر فلسفه و عرفان، به عضويت هيأت علمى دانشگاه پذيرفته شد و از اول مهرماه همان سال تدريس خود را در دانشكده الهيات و معارف اسلامى مشهد در رشته فلسفه و تصوف آغاز كرد.
در سال ۱۳۳۹ خورشيدى، آشتيانى به عضويت در انجمن تأليف و ترجمه دانشگاه فردوسى مشهد درآمد. استاد آشتيانى اغلب از كم توجهى به علم و انديشه آن هم در مراكز مهم علمى كشور رنج مى برد و در هر فرصت و مجالى كه فراهم مى آمد به سران و تصميم گيران هم درد را و هم درمان را بيان مى كرد. استاد آشتيانى براى احياى فلسفه و عرفان اسلامى به بازسازى و زنده كردن متون فلسفى و عرفانى مى پردازد و ده ها اثر فلسفى و عرفانى از اكابر مدرسان و محققان چهار قرن اخير را در اختيار دانش پژوهان قرار مى دهد و با گذشت كمتر از دو سال در خردادماه ۱۳۴۰ خورشيدى، رتبه دانشيارى را از آن خود كرده و پس از نزديك به هفت سال كار علمى و تدريس در دانشگاه به عنوان مربى و دانشيار و در آذرماه ۱۳۴۵ به درجه استادى ارتقا يافت.
با ترفيع درجه و تصاحب درجه استادى، دامنه تعليم و تدريس استاد گسترده تر شد. استاد پس از ۳۷ سال تدريس در دانشگاه فردوسى، در آبان ماه ۱۳۷۵ به اجبار بازنشسته شد.
استاد سيدجلال الدين آشتيانى در سال ۱۳۸۴ دار فانى را وداع گفت و به عالم باقى شتافت.
پى نوشت
براى اطلاع بيشتر مراجعه شود به: كتاب شريعه شهود ‎/ سرگذشت استاد سيدجلال الدين ميرى آشتيانى ‎/ حسن جمشيدى
يادنگاشت هايى براى استاد
264495.jpg
استاد سيدجلال الدين ميرى آشتيانى (۱۳۸۴ - ۱۳۰۴) از برجسته ترين شارحان فلسفه و عرفان اسلامى عصر حاضر به شمار مى رود. از اين رو روز جهانى فلسفه (دوم آذر) بهانه مناسبى بود براى نكوداشت ياد و نام استاد آشتيانى، زيرا نكوداشت آن عالم بزرگ، بزرگداشت قدر حكمت و حكيمان و معرفت و عارفان است و پرداختن به او در روز جهانى فلسفه، پرداختن به دريچه اى از جهان فلسفه است.
در همين راستا، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى فرصت را مغتنم شمرد و در دومين سال فقدان آن راحل رستگار، ضمن برپايى كنگره بزرگداشت با همكارى شمارى از دستگاه هاى علمى كشور، مجموعه اى را در چهار جلد به مثابه يادنگاشت استاد فراهم آورده است كه از سوى سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى به چاپ رسيده است.
به كوشش حسن جمشيدى مجموعه مقاله ها و مصاحبه هاى حكمى - معرفتى استاد سيدجلال الدين آشتيانى در كتابى با عنوان «در حكمت و معرفت» گرد آمده است. مقالات و مصاحبه هاى استاد در اين كتاب، در تبيين مجموعه اى از مبانى سه حوزه معرفتى اسلام است. در اين اثر هم به مقوله كلام پرداخته شده است و هم به مقوله عرفان، و به تفصيل از عرفان نظرى و عرفان عملى و اصل و اساس عرفان كه ولايت است، سخن گفته شده. به علاوه در اين مقاله ها به تأملات فلسفى استاد توجه شده است و شمايى كلى از سه حوزه معرفتى ارائه مى كند.
كلام، فلسفه و عرفان، سه علمى هستند كه بيشتر معارف اسلامى را سامان مى بخشند، بنابراين ما در عرصه دين شناسى با سه روش مواجه هستيم؛ روش كلامى كه مصداق بارز آن شيخ صدوق و شيخ مفيد است. روش فلسفى كه فارابى و شيخ الرئيس مصداقى از آن هستند و روش عرفانى كه سيدحيدر آملى را مى توان نماينده اين روش در عرصه دين پژوهى دانست و برخى هم همچون ملاصدرا تركيبى از دو روش فلسفى و كلامى را ساخته اند به نام حكمت متعالى.
استاد آشتيانى، در تعاطى بين كلام و فلسفه، آن بخش از كلام را مى ستايد كه با معيار عقل سنجيده مى شود و عقل را همان مى داند كه در فلسفه مورد گفت و گو قرار مى گيرد. در نگاه استاد آشتيانى به نظر مى رسد، حتى همان بخش عقلانى كلام، با پيدايش حكمت متعالى صدرا، به دليل همپوشانى فلسفه حتى بر معارف دينى، ديگر نيازى به كلام نمى بيند. به بيانى ديگر استاد آشتيانى فلسفه ملاصدرا را از علم كلام جدا نمى بيند. ايشان حتى در نظام آموزشى حوزه، خواندن شرح تجريد و شوارق را براى ورود به فلسفه ضرورى مى داند، اما خود آنها را حتى براى دفاع از معارف دينى كافى نمى داند. به عبارت روشن تر، آنها را پاسخگوى نياز نسل جديد نمى داند.
استاد آشتيانى، در عرصه معارف اسلامى و دستيابى به معرفت حقه شيعى دو طريق را ممكن، بلكه ميسور مى داند؛ يكى فلسفه و ديگرى عرفان و از ميان اين دو طريقت راه دوم را بهتر و استوارتر مى بيند. به نظر مى رسد علاقه استاد به ملاصدرا بيشتر به دليل گرايش هاى عرفانى اوست.
استاد آشتيانى را بر خلاف شهرتش در فلسفه، بايد عارفى به تمام معنا دانست. اگر به آثار استاد نيك نگريسته شود، اين شوق مضاعف او به عرفان را مى توان از حجم گسترده كارهاى او دانست؛ شواهد الربوبيه، شرح فصوص الحكم جندى، شرح فصوص الحكم قيصرى، شرح مقدمه قيصرى، مشارق الدرارى، تمهيد القواعد از جمله كارهاى او در زمينه عرفان است.
با صراحت و قاطعيت مى توان گفت كه استاد آشتيانى در عرفان نظرى در بين متأخران و معاصران كم نظير بلكه بى نظير است.
استاد آشتيانى «مشارق الدرارى» را بهترين اثر خود مى داند كه در قلمرو عرفان نوشته شده است.
آشتيانى عرفان را مى ستايد و بدان تعلق خاطر دارد و آن را همان معارف اهل بيت مى داند. وى عرفان را چيزى جدا از اسلام نمى داند.
در مجموع كتاب «در حكمت و معرفت» در دو بخش تدوين و تنظيم شده است؛ بخش نخست كه حاوى مجموعه مقاله هاى فلسفى، عرفانى، كلامى و تاريخى استاد است و در ۱۴ فصل سامان داده شده است و بخش دوم شامل ده مصاحبه علمى از آن فقيد سعيد است. به يقين مطالعه كننده اين اثر در پايان كتاب براى بسيارى از پرسش هاى كلامى و فلسفى و عرفانى خود پاسخ هاى سودمند و كارآمدى خواهد يافت.
كتاب ديگرى كه به منظور پاسداشت ياد استاد آشتيانى از سوى انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى منتشر شده است، «شريعه شهود؛ درباره استاد آشتيانى و پاره اى از آراى حكمى او» نام دارد كه دربردارنده پانزده مقاله درباره شأن و شخصيت علمى استاد و مراتب و مناظر حكمى و معرفتى اوست و به كوشش عبدالحسين خسروپناه تدوين و تنظيم يافته است. از جمله مقاله هايى كه مى توان از اين مجموعه برشمرد؛ مقاله اى است از حسينعلى رحمتى با عنوان «از آشتيانى چه مى توان آموخت» كه او در اين مقاله به ۱۵ فاكتور اشاره مى كند از جمله عدم تنافى ميان دين و فلسفه، داشتن ديد انتقادى و آسيب شناختى، حريت و آزادى و دفاع از اصالت عرفان اسلامى كه مى توان از سلوك فكرى استاد آشتيانى آموخت. از ديگر مقاله هاى اين مجموعه، مى توان فهرست وار به اين عناوين اشاره كرد: بايسته هاى كنونى حكمت اسلام از ديدگاه حضرت آيت الله العظمى خامنه اى به قلم عبدالله محمدى ‎/ جايگاه آشتيانى در جريان شناسى فلسفه اسلامى معاصر به قلم غلامرضا جلالى ‎/ عرفان «شريعت محور» در افق انديشه و آراى استاد سيدجلال الدين آشتيانى به قلم محمد جواد رودگر.
كتاب سوم «فلسفه هاى مضاف» نام دارد كه در دو جلد به كوشش عبدالحسين خسروپناه منتشر شده است. اين كتاب از بيست و هشت مقاله فراهم آمده است. از آنجايى كه مى توان فلسفه هاى مضاف را به دو دسته فلسفه هاى مضاف به علوم و فلسفه هاى مضاف به امور تقسيم كرد، جلد نخست از مقاله هاى معطوف به فلسفه هاى علم ها اختصاص يافته است و مقاله هاى مربوط به فلسفه هاى مضاف به امور وكلان مقوله ها در جلد دوم گردآورده شده اند. اين دو جلد، حاصل بحث و برنامه ريزى، تدبير و تلاش سه ساله گروه فلسفه پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى است كه مى تواند گامى در راستاى بازآرايى و گسترش روزآمدسازى و كارآمدسازى حكمت و علوم عقلى اسلامى قلمداد كرد:فهرست وار مى توان به عناوين اين مقاله ها از اين مجموعه دوجلدى اشاره كرد: فلسفه علوم قرآنى‎/ على نصيرى، فلسفه حكمت متعاليه‎/ حسن پناهى آزاد، فلسفه دين‎/ ابوالفضل ساجدى، فلسفه فقه‎/ ابوالقاسم عليدوست، فلسفه تعليم و تربيت در جهان امروز ‎/ سعيد بهشتى.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |