چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۸۵ - ۷ ذيقعده ۱۴۲۷
Wed, Nov 29, 2006
ديپلماتيك
۳۵۱۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
مهرگان
گزارش خارجى
ماجرا
رودررو
سلامت
بحران هويت در ناتو
265005.jpg
رهبران ۲۶ كشور عضو سازمان پيمان آتلانتيك شمالى ( ناتو) روز هاى سه شنبه و چهارشنبه در «ريگا» پايتخت لتونى تشكيل جلسه مى دهند.براساس آنچه «ياپ دو هوپ شفر» دبير كل ناتو گفته است؛ موضوع افغانستان اولويت اصلى اجلاس ريگا خواهد بود.
سران ناتو همچنين به بحث و تبادل نظر در باره عمليات و مأموريت هاى ناتو در كوزوو، عراق، دارفور و مديترانه مى پردازند.علاوه بر اين طرح آموزشى دانشكده دفاعى ناتو در رم- كه ويژه شركاى مديترانه اى ناتو و همچنين اعضاى طرح موسوم به همكارى استانبول است- در اجلاس ناتو ارائه خواهد شد.تاكنون بحرين، قطر، كويت و امارات به طرح همكارى استانبول ملحق شده اند.
ناتو در آوريل ۱۹۴۹ در دوران جنگ سرد با هدف مقابله با شوروى و نفوذ كمونيسم تشكيل شد.پس از فروپاشى شوروى بسيارى بر اين گمان بودند كه پيمان آتلانتيك شمالى فلسفه وجودى خود را از دست داده و اين پيمان سرنوشتى همانند «پيمان ورشو» خواهد داشت.ساليان درازى از سقوط كمونيسم در شوروى گذشته است، اما ناتو باز مى كوشد مأموريت هاى تازه اى در مقايسه با دوران جنگ سرد براى خود تعريف و طراحى كند.
پيمان آتلانتيك شمالى در ۴ آوريل ۱۹۴۹ در ابتدا از طرف آمريكا، كانادا، كشورهاى بنه لوكس Benelux ايتاليا، فرانسه، پرتغال، ايسلند، نروژ، دانمارك و انگلستان به امضا رسيد.پنج ماه پس از آن اين پيمان به طور رسمى به اجرا در آمد.اگر چه در مقدمه اين پيمان گفته شده كه امضا كنندگان مفاد اعلاميه حقوق بشر و مصوبات سازمان ملل را در سر لوحه اهداف و كارهاى خود قرار خواهند داد و به منظور استقرار صلح و آرامش به اصطلاح براى ايجاد دموكراسى و آزادى هاى فردى و تسلط قانون بر كشورهاى عضو تلاش خواهند كرد، اما در عمل، چهل سال جنگ سرد و مقابله با شوروى و كمونيسم سايه بلند خود را به اين پيمان افكند.با فروپاشى شوروى پيمان ناتو ديگر نمى توانست راهبرد پيشين خود را توجيه كند لذا عصر پس از سقوط و اردوگاه نظامى سياسى شرق، اعضاى ناتو را در جست وجوى هدف و توجيه تازه اى براى بقا سرگردان كرد.
در سال ۱۹۹۰ سران ناتو نشستى در Turnburry انگلستان بر پا كردند و در آن به بيانيه اصلى ناتو كه در آن ترديد هاى جدى به وجود آمده بود، متممى افزودند كه به متمم ترنبرى شهره شد.در اين متمم اعضاى ناتو دست دوستى و همكارى به سوى كشورهاى بلوك شرق دراز كرده و اعلام كردند با توجه به دگرگونى هاى پيش آمده لزوم دوستى و همكارى امرى ضرورى و اجتناب ناپذير است.
سرانجام در سال ۱۹۹۱ سران ناتو تصميم گرفتند متناسب با دگرگونى هاى بنيادينى كه در جهان پديد آمده بود، پيمان آتلانتيك شمالى را از حالتى نظامى به سياسى تبديل كنند.لذا سران ناتو از اين پس بر مقوله اى به نام جهانى شدن مسائل امنيتى تأكيد كردند و نقش سياست و ديپلماسى را در مقابل نظاميگرى برجسته تر كردند.اما در عين حال اين «حق ويژه» را نيز براى خود قائل شدند كه در صورت لزوم نيروهاى خود را حتى در خارج از حوزه كشورهاى عضو مستقر كنند.
آزمون دشوار افغانستان
موضوع اصلى اجلاس سران ۲۶ كشور عضو ناتو كه سه شنبه و چهارشنبه در ريگا مركز لتونى برگزار مى شود، «افغانستان» خواهد بود.
شكست نظامى ناتو در افغانستان و افزايش تلفات آن در مناطق جنوبى وجنوب شرقى اين كشور، سران ناتو را مجبور كرده است كه به راه حلى براى جلوگيرى از آنچه شكست ابهت ناتو خوانده مى شود بينديشند.
روزنامه انگليسى گاردين چندى پيش در مقاله اى با اشاره به اجلاس ريگا نوشت: «ناتو با شكست نظامى در افغانستان دچار بحران اعتبار شده است و به خلق دوباره خود مى انديشد.»
سران ناتو اين روزها، شكست هاى سنگينى را در افغانستان متحمل شده اند و با اين شكست هاست كه مفهوم بازسازى و تجديد حيات معنا پيدا مى كند.
گزينه هاى متفاوتى براى خلق دوباره ناتو از سوى كشورهاى عضو اين پيمان مطرح شده است.در اين وادى است كه مناقشه وجدلى پردامنه ميان اعضاى ناتو در مى گيرد در اين مجادله، اعتقاد آمريكايى هااين است كه ناتو به يك سازمان جهانى تبديل شود و پيمانى ميان غرب با ساير نظام هاى سياسى بسته شود كه داراى سبك و اصول آمريكايى مانند استراليا، ژاپن و كره جنوبى كه بسيار دورتر از اطلس شمالى هستند.اين در حالى است كه بسيارى از سران ناتو پيشنهاد آمريكا را بشدت رد مى كنند، زيرا آنها معتقدند ناتو نبايد تبديل به پليس جهانى شود.فرانسه و اعضاى جديد ناتو مانند كشورهاى مركز و شرق اروپا بويژه لهستان با اين پيشنهاد بشدت مخالفت كرده اند.
مأموريت اجلاس «ريگا»
در اجلاس ريگا سندى محرمانه با عنوان «راهنماى جامع سياسى» در مورد دكترين نظامى و مقتضيات ناتو با توجه به شرايط امروز جهان مورد بحث قرار خواهد گرفت.اين سند، چارچوب و خط مشى سياسى ناتو را براى تحول و دگرگونى اين سازمان ظرف ۱۰ تا ۱۵ سال آينده مشخص كرده است.اين سند ضمن تأكيد بر نقش سنتى و مركزى ناتو- كه دفاع از همه اعضاست- به اين نكته هم اشاره مى كند كه تهاجمات وسيع پيمانى برضد ناتو غير محتمل است.طبق اين سند محرمانه وظيفه اصلى ناتو بر اين مبنا تجميع قدرت در مبارزه با تروريسم و دفاع از سرزمين، اموال، زير ساخت ها و مردم كشور هاى عضو است.در اين سند، تروريسم و سلاح هاى كشتار جمعى اصلى ترين دشمنان ناتو هستند.
براين اساس، وظيفه ديگر ناتو حمايت از سيستم اطلاع رسانى بر ضد تهديد اطلاعاتى دشمنان و نيز شناسايى عناصر دشمن در مناطق شهرى و حومه تعريف شده است.
اجلاس ريگا در عين حال با مسائل و موضوعات ديگرى نيز دست به گريبان است؛ در غياب مسكو در اجلاس سران در ريگا موضوع پيوستن گرجستان به اين پيمان و نيز موضوع اعزام كشتى هاى آمريكا به درياى سياه مورد بحث قرار خواهد گرفت.
تلاش براى افزايش نيروهاى ناتو در افغانستان از ديگر بناهاى طراحى شده برخى كشورهاى اين پيمان مانند انگليس و آمريكا در اجلاس ريگا خواهد بود.بر اين اساس قرار است جيمز جونز فرمانده ارشد ناتو در اين اجلاس از تشكيل شدن و آماده به كار بودن نيروى جديد ۲۵ هزار نفرى ناتو خبر  دهد.اين پيشنهاد انگلوساكسونى اما طرحى است كه در ميان اعضاى ناتو، مخالفان جدى دارد. جناح آمريكايى - انگليسى ناتو در حالى از اعزام نيروهاى بيشتر به افغانستان سخن به ميان آورده اند كه با افزايش حملات طالبان هر روز شاهد افزايش تلفات نيروهاى ناتو بويژه در مناطق جنوبى افغانستان هستيم. اينجاست كه آلمان و جناح اروپايى ناتو بيشترين مقاومت ها را در برابر درخواست براى اعزام نيروى نظامى بيشتر به افغانستان دارند و كشورهاى ديگرى همچون فرانسه نيز با اعزام نيروهاى نظامى خود به ايالات جنوبى افغانستان بشدت مخالفت مى كنند و ترجيح مى دهند كه سربازانشان در مناطق آرام شمال اين كشور باقى بمانند.در روزهاى اخير در برلين صداى بلند اين اعتراض شنيده مى شود كه ناتو يك طرح جامع براى افغانستان و يك راهبرد جامع براى آينده اين پيمان ندارد و بدين دليل دولت و مجلس آلمان خواستار آن هستند كه ناتو در آينده تصميمات و اقدامهاى خود را به طور مشترك به انجام برساند؛ مركل قصد دارد در اجلاس ريگا اين موضوع را روشن كند كه دو موضوع بازسازى و تأمين امنيت در افغانستان مقوله  هاى جدا از يكديگر نيستند.به هر حال واكنش منفى آنگلامركل صدراعظم و فرانس يوزف يونگ وزير دفاع آلمان نسبت به درخواست ناتو براى اعزام نيروهاى ارتش آلمان به جنوب افغانستان، ممكن است به تنش و منازعه شديدى در اجلاس ريگا بينجامد.اين اختلاف نظر از آنجا ناشى مى شود كه ناتو از يكسو خواستار حضور هرچه بيشتر نيروهاى نظامى در جنوب افغانستان است و از سوى ديگر برلين و جناح اروپايى ناتو با رد اين درخواستها مى گويند اعزام نيرو به جنوب افغانستان مأموريت بازسازى نيروهاى نظامى اين كشور را در شمال افغانستان به مخاطره خواهد انداخت.اين در حالى است كه آمريكا، انگليس، هلند و كانادا به طور صريح اعزام نظاميان آلمانى را به جنوب افغانستان خواستار شدند و معتقدند كه نيروهاى آنان دراين منطقه با مرگ دست و پنجه نرم مى كنند، اما نظاميان آلمانى در شمال افغانستان خدمتى آرام و راحت دارند.
تل آويو، شريك تازه ناتو
265020.jpg
هرچند سابقه همپيمانى غرب و آمريكا با رژيم صهيونيستى به زمان تأسيس اين رژيم برمى گردد، ولى باب ارتباط رسمى اين رژيم با نهادهاى نظامى و امنيتى غرب بويژه ناتو بعد از پايان جنگ سرد گشوده شد. البته آمريكايى ها در دوران جنگ سرد، موضوع جذب اسرائيل در ناتو را پيش نكشيدند به اين دليل كه كشورهاى عربى به اردوى بلوك رقيب رانده نشوند، اما بعد از خاتمه جنگ سرد اين حركت آغاز شد. در سال ۱۹۹۴ اين رژيم در كنار ۶ كشور عربى حاشيه درياى مديترانه به عضويت برنامه «گفت وگوى مديترانه» ناتو درآمد. در سال ۲۰۰۱ نخستين دولت در ميان دولت هاى گفته شده بود كه موافقتنامه امنيتى با ناتو امضا كرد. اين رژيم در دسامبر سال ۲۰۰۴ براى نخستين بار در سطح وزراى خارجه در نشست گفت وگوى مديترانه شركت كرد. متعاقباً دبيركل ناتو در فوريه سال ۲۰۰۵ از فلسطين اشغالى ديدار و بر گسترش روابط تأكيد كرد.
به اين ترتيب همكارى هاى دو طرف توسعه يافت؛ رزمايش دريايى مشترك ناتو و اين رژيم در ماه مارس ۲۰۰۵ در آب هاى فلسطين اشغالى برگزار شد. رژيم صهيونيستى در ماه مى ۲۰۰۵ به عضويت مجمع پارلمانى ناتو درآمد، نيروهاى اين رژيم درماه ژوئن سال ۲۰۰۵ در تمرين هاى نظامى ناتو در درياى مديترانه و اوكراين مشاركت كردند.
در سال جارى نيز اين رژيم در چندين رزمايش مشترك با كشورهاى عضو ناتو از جمله در ايتاليا، تركيه، درياى سياه شركت كرد، مشاركت اسرائيل در رزمايش موسوم به «همكارى ماكو - ۲۰۰۶» كه از ۲۹ خرداد تا ۹ تيرماه سال جارى در درياى سياه برگزار شد، نخستين حضور عملى اين رژيم در رزمايش هاى ناتو بود و در آن يك ناو موشك انداز چندمنظوره اين رژيم شركت داشت.
مجموعه اى از تحولات دهه اخير، روابط ناتو و رژيم صهيونيستى را به سطح شگفت انگيزى گسترش داد. روز اول آبان، كنفرانس دو روزه اى با عنوان: «تغيير شكل ناتو، گفت وگوى مديترانه اى، روابط ناتو با اسرائيل» با حمايت مشترك بخش ديپلماسى عمومى ناتو و انجمن آتلانتيك اسرائيل در شهر Herzlia در فلسطين اشغالى برگزار شد. الساندرو مينوتو ريتزو، معاون دبيركل ناتو، با سفر به سرزمين هاى اشغالى و مذاكره با مقامات رژيم صهيونيستى در اين كنفرانس سخنرانى كرد. همزمان، رژيم صهيونيستى اعلام كرد كه رسماً به عمليات ضدتروريستى ناتو در درياى مديترانه مى پيوندد و هواپيماهاى اين رژيم از عمليات گشتى ناتو در اين دريا حمايت خواهند كرد.
در اقدامى ديگر، موافقتنامه برنامه همكارى انفرادى بين ناتو و رژيم صهيونيستى به امضا رسيد كه ۲۷ حوزه و موضوع را دربرمى گرفت. جزئيات بيشترى از اين موافقتنامه منتشر نشده است، ولى تحليلگران از آن به عنوان «همكارى ويژه» و «همه چيز به جز عضويت» ياد كرده اند.
با نگاهى به اظهارات مهم معاون دبير كل ناتو و وزير خارجه رژيم صهيونيستى در كنفرانس دوروزه فلسطين اشغالى به تجزيه و تحليل تحولات تازه در روابط اسرائيل و ناتو مى پردازيم:
اميدها و آرزوهاى ناتو در همپيمانى با اسرائيل
رتيزو معاون ناتو در كنفرانس مذكور مى گويد: يك دهه پيش (۱۹۹۴) ناتو، گفت وگوى مديترانه اى را براى اعتمادسازى با كشورهاى شمال آفريقا و خاورميانه از جمله اسرائيل آغاز كرد. گفت وگوى مديترانه اى قصد نداشت همچون ابزارى براى ايفاى نقش مستقيم در روند صلح خاورميانه يا رسيدگى به چالش هاى جارى منطقه از جمله جاه طلبى هاى هسته اى ايران يا بحران لبنان عمل كند. اين ها موضوعاتى هستند كه ديگر بازيگران براى پرداختن به آنها مناسب ترند.
او مى افزايد: گفت وگوى مديترانه به آرامى شروع شد، ولى به مرور شتاب گرفت. اعضاى آن از ۵ به ۷ افزايش يافت و امروز الجزاير، مصر، اردن، موريتانى، مراكش، تونس و البته اسرائيل عضو آن هستند. فهرست همكارى ها نيز گسترش يافته است. اين افشاى يك راز نيست اسرائيل از ابتدا يكى از مشتاق ترين شركاى اين گفت وگو بود.
اين مقام ناتو با تأكيد بر اين كه بايد به كشورهايى مانند اسرائيل امكانات و فرصت هاى بيشترى بدهيم مى افزايد:
ما به تازگى روى يك برنامه همكارى انفرادى (ICP) توافق كرده ايم. اين برنامه در چارچوب گفت وگوى مديترانه اى در نوع خود بى مانند و نخستين است و موضوعات مورد علاقه مشترك زيادى را مانند مبارزه بر ضد تروريسم و انجام رزمايش هاى نظامى مشترك، كه اسرائيل داراى تخصص هاى بسيار ارزشمندى است، تحت پوشش قرار مى دهد.
بر پايه گزارش اين مقام ناتو، تبادل اسناد اخير بين ناتو و اسرائيل مشاركت عملى اسرائيل در «عمليات تلاش فعال»، عمليات ضدتروريستى دريايى ناتو را فراهم كرد.
استقرار آواكس هاى ناتو بر فراز اسرائيل نيز از ديگر تجليات اين همكارى تنگاتنگ است وبالاخره در طول سال جارى، اسرائيل در دو رزمايش ناتو، برنامه مشاركت براى صلح در رومانى و اوكراين شركت كرده است.
او در نهايت تأكيد مى كند: فصل جديدى در همكارى ناتو و اسرائيل گشوده شده است. اين تحولى است كه با الزامات همكارى در دنياى جهانى شده در ارتباط است. بايد متوجه يك چيز باشيم: بدون پيشرفت در يك فرايند جامع صلح در خاورميانه قادر به بهره بردارى از ظرفيت هاى كامل همكارى خود نخواهيم بود.
ديدگاه وزير خارجه رژيم صهيونيستى
اظهارات وزير خارجه اسرائيل نيز همچون سخنان هيجان آلود مقام ناتو قابل تأمل است. او مى گويد: در دنيايى پراز چالش هاى گوناگون زندگى مى كنيم و براى مقابله با اين چالش ها ناتو و اسرائيل شركا و متحدان طبيعى هستند.
او در ادامه با تأكيد بر نگرانى اسرائيل از اسلام گرايان و توان هسته اى ايران هدف حضور در ناتو را چنين تشريح مى كند: چالش  ها و تهديدهاى دنياى جديد، اسرائيل همچنين به يك استراتژى امنيت دستجمعى معتقد است:
در درگيرى اخير بين اسرائيل و حزب الله در لبنان، اسرائيل با اين معما روبه رو بود، اسرائيل تصميم گرفت كه با جامعه بين المللى براى اعاده ثبات و امنيت به منطقه همكارى كند. اين يك مورد آزمايش براى موفقيت رويكرد چندجانبه گرايى است.
اسرائيل بايد بيشتر از اين در مؤسسات جهانى و غربى و تصميم سازى بين المللى مشاركت كند. در اين باره اسرائيل ترجيح مى  داد كه نيروهاى ناتو در لبنان مستقر شوند و اين يك موضوع محرمانه نيست. اين مقام اسرائيلى در پايان بايسته هاى همكارى ناتو تل آويو را يادآورى مى كند:
از نگاه اسرائيل، همكارى بين ناتو و اسرائيل بايد بر دو ستون استوار باشد: نخست روابط دو جانبه، دوم گفت وگوى مديترانه اى و همكارى منطقه اى. همكارى دو جانبه ما با امضاى اخير توافقنامه موسوم به برنامه  همكارى انفرادى بين اسرائيل و ناتو قدرت بيشترى به خود گرفته است.
جمع بندى
۱ـ هر چند عضويت رژيم صهيونيستى در ناتو يك هدف غايى است، ولى در كوتاه مدت در دستور كار نيست و براى چيدن قطعات اين پازل سياسى و امنيتى، زمان لازم است. با وجود اين، امضاى موافقتنامه اخير گامى بلند و جهشى بزرگ در اين روند محسوب مى شود. اين حركت خود متأثر از تحولات منطقه اى و جهانى است و بى شك خود منشأ يك سرى تحولات خواهد بود.
۲ـ وزير خارجه اسرائيل در كنفرانس مذكور به صراحت اشاره كرده است كه اين رژيم استراتژى سنتى خوداتكايى را به نفع تقويت چندجانبه گرايى و ديپلماسى عمومى تغيير داده است، زيرا آن را براى مقابله با تهديدات استراتژيك كارسازتر مى داند. اين تغيير سياست خود عامل تسريع تحولات اخير در روابط اين رژيم با ناتو است.
۳ـ مى توان ادعا كرد اين چرخش در سياست تل آويو، سوى ديگر سكه جنگ اسرائيل با حزب الله است، جنگى كه تأثيرات غيرمنتظره آن سريع در استراتژى هاى سياسى و امنيتى انعكاس يافته است. آمريكايى ها دريافتند كه برخلاف تمامى محاسبات نظامى و استراتژيك شان، نخست: اسرائيل آسيب پذير است لذا براى تضمين امنيت آن بايد تدابير ديگرى انديشيده شود، دوم، خودسرى و رفتارهاى كنترل نشدنى اين رژيم، هزينه هاى حمايت و محافظت از آن را براى آمريكا بالا مى برد؛ سوم، آمريكا قادر نيست در شرايط كنونى متحدان خود را به شيوه اى كه خود مى خواهد براى حفاظت از اسرائيل مجاب كند كه مصداق بارز آن ، ناكامى و موفقيت آميز نبودن تلاش آمريكا و اسرائيل در استقرار نيروهاى ناتو در لبنان به دنبال مخالفت هاى درونى ناتو است.
۴ـ اگر اين برداشت از موانع ذهنى صهيونيست ها در پيوستن به ناتو درست باشد، پاى طرح هاى ديگر به ميان مى آيد از جمله طرحى كه در محافل پژوهشى و انديشه سازى غرب جارى است و آن را يكى از راه هاى جلوگيرى از هسته اى شدن ايران، پذيرش عضويت اسرائيل در ناتو همزمان با خلع سلاح هسته اى اين رژيم و عملى كردن سياست خاورميانه عارى از تسليحات هسته اى است. آنها معتقدند گستراندن چتر هسته اى ناتو به اسرائيل و تضمين امنيت آن (در كنار حل مسأله فلسطين و تشكيل دو دولت) موجبات ترغيب اسرائيل به خلع سلاح را فراهم خواهد آورد. در طول يك سال اخير، شتاب گيرى روابط ناتو و اسرائيل تحت چنين پوشش توجيهى از سوى رسانه ها و مقامات غربى براى اعراب نگران، پيش رفته است.
۵ـ وزير خارجه اسرائيل در سخنرانى خود به نوعى مدعى شده است كه در ازاى اين تغيير رويكرد، اسرائيل بايد بيشتر از اين در مؤسسات جهانى و غربى و تصميم سازى بين المللى مشاركت كند. از آنجا كه اين رژيم مى كوشد موضوع ايران را به يك مسأله امنيت بين المللى و تهديدى عاجل بر ضد غرب و ناتو تبديل كند (سخنرانى وزير خارجه رژيم صهيونيستى در كنفرانس) چنين تحولى در روابط ناتو و اسرائيل از منظر امنيت ملى كشورمان حائز اهميت است.
۶ ـ اعتراف وزير خارجه رژيم صهيونيستى به اين امر كه در بحران اخير لبنان، اين رژيم حامى ورود ناتو بود، تحليل هاى موجود مبنى بر اختلاف نظر درون ناتو در اين باره را به روشنى نشان مى دهد. آمريكا و اين رژيم در بحران اخير به اين جمع بندى رسيده بودند كه شرايط مناسب براى باز كردن پاى ناتو به منطقه خاورميانه مهيا شده و زمان آن نزديك است، ولى مخالفت جريان اروپايى ناتو بويژه مخالفت صريح فرانسه دست كم در اين مقطع مانع اين امر شد.
۷ـ با آنكه اختلاف برداشت ها ميان طرف اروپايى و صهيونيستى باقى است، اما پيداست كه پس از جنگ ۳۳ روزه لبنان، هم آمريكا و اسرائيل به همكارى بيشتر با ناتو متمايل شده اند متقابلاً اروپايى ها نيز با انگيزه مشاركت در مسائل خاورميانه و محدود كردن رژيم صهيونيستى همزمان با تقويت امنيت آن مايل به نزديكى بيشتر با اين رژيم اند.
اسرار خانه «ريگا»
265011.jpg
محلى كه ناتو براى اجلاس ۲۰۰۶ خود انتخاب كرده، شهرى توريستى با سابقه و شهرت سياسى و امنيتى است. مجاورت «ريگا» با درياى بالتيك از گذشته هاى دور اين مكان رابه نقطه اى مورد توجه سياحان و سياستمداران تبديل كرده و چهره اى افسانه اى بدان بخشيده است. ريگا در عين حال نامى آشنا براى نظاميان كهنه كار روسيه و آمريكاست. سال هاى متمادى اين شهر، يكى از رصدخانه ها و مراكز رويارويى دو حريف جنگ سرد (آمريكا و شوروى سابق) بوده است. آن روزها پايگاه «ريگا» چون يك محل ديده بانى براى رؤيت تحركات نظامى روس ها از طرف آمريكايى ها به حساب مى آمد، از همين رو گفته مى شود اين شهر بسيارى از اسرار و اطلاعات آن سا ل ها را در سينه خود پنهان كرده است.
در يكى از اسناد وزارت خارجه آمريكا آمده است: پايگاه «ريگا» را در زمان نبود روابط واشنگتن و مسكو براى كسب اطلاعات از اتحاد جماهير شوروى پيش بينى كرديم. جورج كنان، فرمانده جنجالى آمريكايى ها مدتى در دفتر ريگا فعاليت مى كرد كه بعدها به معروف ترين كارشناس امور شوروى تبديل شد.
يكى از ديپلمات هاى آمريكا گفته است: «در سال ۱۹۲۶ جوانى از شهر ميلواكى ايالت ويسكانسين را به نام كنان به پايگاه ريگا اعزام كرديم، به او گفتيم برو و روس ها را بشناس. در ريگا اقامت كن، تو پنجره ما به روى شوروى خواهى بود.
شهر ريگا ۷ ميليون و ۲۷۵ هزار و ۷۸ نفر جمعيت دارد و به واسطه وجود سه دانشگاه معتبر لتونى، فناورى و استرادين داراى شهرت علمى نيز هست. در سال هاى اخير اقتصاد ريگا و به تبع آن لتونى رشد قابل توجهى داشته است.
ترافيك هوايى ريگا به واسطه جذب زياد گردشگر در سال هاى ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۴ دوبرابر شده است. از زمان عضويت لتونى در اتحاديه اروپا در اول مى ۲۰۰۴ ميزان سرمايه گذارى خارجى در اين شهر و خود كشور لتونى به شدت افزايش يافته است. ميوه، حبوبات، دارو، چوب و مبلمان از عمده ترين صادرات اهالى اين منطقه است.

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   اقتصاد   |   اجتماعى   | 
|   بين الملل   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ايران زمين   |   اقتصادى   |   حوادث   | 
|   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   قرآن   |   مهرگان   |   گزارش خارجى   |   ماجرا   | 
|   رودررو   |   سلامت   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |